چیز دیگر

پست های وبلاگ چیز دیگر در این صفحه نمایش داده شده است و شما میتواند با کلیک بر روی عنوان هر پست صفحه مربوطه را مشاهده فرمائید.

دینِ مادربزرگ
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

هیوستون اسمیت، دین پژوه، فیلسوف، آهنگساز، ساز و نویسنده ی برجسته ی یی که چند ماه پیش به رحمت خدا رفت از یان معنوی محبوبم بود. گرچه از شاخص ترین دین شناسان معاصر بود و کتاب ها (از جمله کتاب «ادیان جهان» که سه میلیون نسخه منتشر شده است و کتاب تاثیرگذارِ «چرا دین اهمیت دارد؟») و مستندهایش در معرفی ادیان جهان از منابع معتبر و درسیِ دین شناسی به شمار می رفتند، همچنان ایمانی ساده و زیبا داشت. در همان تنها دو دیدار حضوری و دو قرار اسکایپی آرامش نادر و دل ربا و ایمان مادربزرگانه اش تاثیر زیادی رویم گذاشت. نمونه ای دیدنی از شمندی بود که ایمانش در خدمت زندگی معنادارتر و نیکوکارانه تر و آرامش و مهرورزی بیشتر قرار گرفته بود. الگوی خوبی از «تکمیل گرایی» در زیست معنوی بود، به این معنا که ضمن مداومت بر عبادات سنت خودش ( ی) به روی سنت های دیگر گشوده بود و از آموزه ها و ورزه های معنوی دیگر سنت ها هم بهره می برد. می گفت به روایتی معنوی و سازگار با اخلاقِ فرادینی از همه ی ادیان بزرگ جهان ایمان دارد. هم کلیسا می رفت، هم روزی پنج بار به زبان عربی می خواند و هم بر یو هندو و مراقبه های بودیستی و فرادینی مداومت داشت. در نودوهفت سالگی هم همچنان مشتاق خوشه چینی از سنت های معنوی بود. وقتی به او گفتم میان آموزگاران معنوی و اقطاب سلاسلی که دیده ام نادر دَدَ، اسماعیل و ابراهیم گامارد را از حیث آرامش و رضایت باطن نمونه یافته ام چنان شوق ک نه ای به شناخت شان نشان داد که تا خواندن ترجمه ی بخش هایی از «طوبای محبتِ» مرحوم و پیگیری قرار دیدار با آن دو معنوی دیگر پیش رفت. می گفت دینی بهتر است که آرامش و شادیِ درون و شوقِ نیکی بیشتری بیافریند و به تجربه دیده ام معمولا این دین برای هر روایتی معنوی و اخلاقی از دین مادربزرگ اش است. با وجود کهولت سن و مشغله ی زیاد در پاسخ به سوال های ایمیلی و تلفنی به دانشجویانِ غریبه ای مثل من هم گشاده رو و پرحوصله بود. آ ین باری که سه سال پیش با او تلفنی صحبت گفت: قبلا شک داشتم ولی امروز به تجربه و نود سال جستجوگریِ دینی اطمینان دارم بدون ورزه های معنویِ منظمِ روزانه نمی توان به زندگی «معنای معنوی» داد. هسته ی ادیان نه باورها و دستورات فقهی شان که همین عبادات روزانه ی معنابخش اند که به تجربه ی حضور خدا می انجامند. می گفت اغلب منکران خدا فقدانِ دلیل برای خدا را به اشتباه دلیلِ فقدانِ خدا محسوب کرده اند و به جای بحث فلسفی/علمی درباره ی خدا باید ارتباط با او را تجربه کنند. خدایش رحمت کند.

اینستاگرام محمدرضا جلائی پور

*.

روش علمی برای فهم جنبه های فیزیکی زندگی ما تقریبا عالی عمل می کند. اما این روش در پیشنهاد ارزش ها، اخلاقیات و معانی که در مرکز زندگی ما قرار دارند، عدم توانایی آشکاری دارد.

هیوستون اسمیت


**.

این ویدئو جهت آشنایی بیشتر با هیوستون اسمیت


برچسب ها : دینِ مادربزرگ - معنوی ,زندگی ,آرامش ,تجربه ,می گفت ,ادیان ,هیوستون اسمیت ,روایتی معنوی ,معنوی دیگر
جنگ با شماره ها
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

روزی خواهد رسید که من به جنگ با شماره ها خواهم رفت و در خانه ای زندگی خواهم کرد که ساعت در آن جایی نداشته باشد و کتابهایی خواهم خواند که صفحه هاشان شماره نداشته باشند و،...

برچسب ها : جنگ با شماره ها - خواهم
میوه ی ممنوعه
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

یکی از مهمترین نقاط ضعف من در بخشیدن آدم هاست. همین کافیست که شخصی یکبار دروغ بگوید یا کاری خلاف اخلاق انجام دهد، تا در نظر من هبوط کند به خیل بسیارها (که خودم هم یکیشان هستم). البته، در زندگی شخصی خودم چند نفری را می شناسم که حقیقتا اینگونه نبوده اند.

برچسب ها : میوه ی ممنوعه
مانیفست
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

یادم میاد کلاس سوم دبیرستان که بودم یه معلم کامپیوتر جوان داشتیم که تازه ازدواج کرده بود و شور و شوق زیادی توی زندگیش داشت. مثل بقیه معلم ها نبود که همه ی بچه ها رو به یه چشم نگاه می د. واقعا خوب بود و درس های زیادی ازش گرفتیم. من علاقه ام به برنامه نویسی کامپیوتر رو تا حد زیادی مدیون به ایشان و انگیزه هایی هستم که برای همیشه در وجود من به جا گذاشتند.

یکی از مهمترین تمریناتی که خیلی برای من عجیب بود و 3 نمره پایانی رو هم به آن اختصاص داده بودند این بود که هر کدام از بچه ها بایستی در مدت حدود یک ماه به این فکر کند که هدف او در زندگی چیست و آن را به صورت مکتوب به ایشان تحویل دهد. یادم میاد که اون سال من خیلی با خودم کلنجار رفتم ولی به هیچ نتیجه ای نرسیدم. واقعا هم اینطور بودم که نمی خواستم به خاطر نمره (مثل خیلی از بچه های دیگر) جملاتی سر هم کنم و به معلمم تحویل دهم.

گذشت و گذشت. الان که این کلمات را می نویسم، یک دفتر پاپکو قرمز بزرگ دارم که در آن اه زندگی، اه سالانه و جزئیات مهمترین اه م را یادداشت می کنم. هر سه ماه یکبار خیلی دقیق همه ی اه م را وارسی میکنم و آن ها را بروزرسانی می کنم.

چند روز پیش که یکی از مطالب جادی رو می خوندم، به این جمله برخورد "اگر ندونی کجا می خوای بری هیچ وقت گم نمی شی". این جمله من رو ت داد. یاد دوران دبیرستان افتادم. به این فکر که نفس داشتن هدف توی زندگی، خودش میتونه در فرد ایجاد اضطراب کنه. واقعا توی این زندگی که سرشار از عدم قطعیت هست، توی این زندگی که آدم به هیچ عنوان از فردای خودش اطلاعی نداره ( البته این به ذات خودش چیز بدی نیست)، داشتن هدف اینکه مثلا من فلان چیز را تا فلان سال بدست بیاورم، واقعا استرس زاست.

بیشتر که فکر به این نتیجه رسیدم که آدم باید توی زندگیش هدف ها و ارزش هایی رو دنبال کنه که اگر هر لحظه مرگ به سراغش اومد، ناکام از این دنیا نرفته باشه. فکر میکنم هر آدمی باید توی زندگیش یه مانیفست شخصی داشته باشه. یعنی هدف هایی که از جنس رسیدن نیستند. هدف هایی که افق بیکران دارند و غرق شدن در آن ها برای انسان لذت بخش هست و لذتی که از آن ها ناشی میشه هیچوقت برای آدم تکراری نیست و نمیشه.

برای مثال برای خود من، هدف ها و ارزش هایی از جنس کمک به دیگری و اینکه از کنار درد و رنج دیگران به راحتی عبور نکنم، سعی کنم که دنیا رو (حتی به اندازه یک سر سوزن) به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنم، اینکه مواظب خودم باشم هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی و تا جایی که میتونم باری به دوش دیگران نباشم، آراسته باشم و با آراستگیم دنیا رو زیباتر جلوه بدم و این جور اه ، همه میتوانند ضوابط و حد و حدودهایی باشند که با رعایت و مهم شمردن آن ها، اصل زندگی را به جا می آورم.

مابقی اه ، مثلا گرفتن جایزه نوبل یا ید فلان خانه و ماشین لو و ... به نظرم هدف های فرعی زندگی هستند که ما آدم ها متاسفانه آن ها را اصل قرار داده ایم. این هدف ها از جنس داشتن هستند. من فکر میکنم که رسیدن به اینجور اه گاهی اوقات نه تنها به ما آرامش نمیده بلکه آرامش ما رو هم سلب میکنه. البته، منظورم این نیست که نباید به کلی به این هدف ها فکر کنیم، بلکه منظورم اینه که نباید خودمان را برده این هدف ها کنیم. به عبارت دیگه، باید اه مان را آگاهانه انتخاب و دنبال کنیم.

پی نوشت: ع رو به این خاطر گذاشتم که بگم داشتن مانیفست شخصی برای زندگی خیلی مهمه. و اینکه من کلا از مانیفست هایی که به طور عمومی چاپ می شوند استقبال نمی کنم.

برچسب ها : مانیفست - زندگی ,هدف ها ,خیلی ,آن ها ,اینکه ,واقعا ,برای زندگی ,مانیفست شخصی ,یادم میاد
شیرین
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

می گویند تماشاگران در جشنواره ونیز "شیرین" را هو کرده اند. خود کیارستمی اما گفته بود که این ش را بیشتر از بقیه دوست دارد و ی است که هیچوقت از دوباره دیدن آن خسته نمی شود. به نظر من شیرین اصلا یک بار دیدن نیست. من چند بار این را دیده ام، فکر می کنم این با وجود اینکه 113 بازیگر زن دارد، یک کاملا مردانه است و کیارستمی آن را بیشتر برای تماشاگر مرد ساخته است تا زن.

زیادند مردانی که حوصله شان از دیدن این سر می رود. اما به نظرم این یکی از هوشمندانه ترین ها در کارنامه کیارستمی است. اولین نکته و پیامی که کیارستمی با این به من القا کرد این بود که مردها نمی خواهند و نمی توانند زن ها را به تماشا بنشینند. در دنیای قدیم را نمی دانم، اما در دنیای این روزها و در ذهن مردان (مخصوصا در جامعه ما) به زن بیشتر به عنوان یک کالا یا وسیله نگاه می شود تا یک وجود انسانی.

کیارستمی خوب می داند که در درون هر زن تمایلی شدید وجود دارد به دیده شدن. نه تنها دیده شدن بلکه مور احترام و ستایش واقع شدن. او می خواهد به تماشاگر بگوید که در پشت این ظاهر برای یک زن، دنیایی دیگر از احساسات نهفته است و توجه ما را به آن جلب می کند. او می داند که هر زن مجموعه ی پیچیده ای ست از داستان ها، امیدها و رویاها که خیلی از مردها هیچگاه نمی خواهند و نمی توانند متوجه آن شوند.

*.ع مربوط است به پشت صحنه شیرین (طعم شیرین)- ساخته مرحوم حمیده رضوی.

برچسب ها : شیرین - ,کیارستمی ,شیرین ,وجود ,دیدن
ایمان
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

سال ها قبل راهب یک صومعه که اسمش پام وه بود، درخت خشکیده ای را بر فراز کوهی استوار کرد. او از یکی از شاگردان جدیدش به نام یوآن کولوف خواست که هر روز این درخت را آبیاری کند. یوآن سال های سال هر روز صبح، وقت سحر، سطلی را پر از آب می کرد و با خود به کوه می برد و به درخت خشکیده آب می داد. غروب بود که به آن جا می رسید و بعد در تاریکی مطلق به دیر برمی گشت و به این ترتیب سه سال گذشت. در روزی دل انگیز وقتی یوآن از کوه بالا می رفت، متوجه شد که تمام شاخه های درخت شکوفه کرده است.

*:ایثار (the sacrifice)ٰ، آندری تاکوفسکی، سینمای روسیه، 1986.

برچسب ها : ایمان - درخت ,یوآن
هر سریعتر بمیرد...
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

عجله . و این اولین باری نبود که چوبِ عجله ام را میخوردم. دیروز پوشه را جا گذاشته بودم. این را امروز صبح بعد از وارسی مدارکم فهمیدم. رفتن و پس گرفتن این پوشه صورتی رنگ جدای از بحث مالی، برایم یک روز آب می خورد. عجله ی من، فقط برای چند دقیقه زودتر رسیدن بود. خودم می دانستم کجا جا مانده است. تماس گرفتم. گفتند اینجا پیش ماست.

از کی و از کجا به این درد مبتلا شدم؟ درست نمیدانم، شاید ریشه اش به دبیرستان برمی گردد، به آن تست های کوفتی. آنجایی که هر دو هفته یک بار به ما تلقین می شد که هر سریع تر تست ها را حل کند و از روش های احمقانه تر اما سریع تر استفاده کند، ترازش بالاتر می رود و در زندگیش موفق تر است.

البته که موضوع به اینجا ختم نمی شود. در ادامه هم همینطور است، هر سریع تر درسش را تمام کند، هر سریع تر از کشور فرار کند، هر سریع تر ازدواج کند، هر سریع تر بچه دار شود،... هر سریع تر بمیرد، قطعا و بدون شک آدم موفق تری خواهد بود!

برچسب ها : هر سریعتر بمیرد... - سریع تر ,کند،
تمایل و اعتقاد
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

دهباشی: خوشایندترین دوران فعالیت تون چه دورانی بود؟روزهای پیروزی انقلاب؟!

یزدی: والامن دوره ناخوشایندی رو به یاد ندارم. چون من ورودم به سیاست بر اساس میل، تمایل و اعتقاد خودم بوده و همه چیز برایم خوشایند.

دهباشی: حتی در روزهای فرار یا زندان؟!

یزدی: (با لبخند) حتی در آن روزها.

*. از این مصاحبه

برچسب ها : تمایل و اعتقاد
تو باید زندگی کنی،...
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

یادم می آید در یکی از پاد ت هایی که منسوب به ملکیان بود، خلاصه تاریخ اینگونه بیان شده بود که آدم ها می آیند، رنج می کشند و می روند. حالا با دیدن این ، من فکر میکنم، آدم هایی هم هستند که می آیند، عشق می ورزند و میروند. آدم هایی که تعریفشان درباره ی موفقیت را از بیرون نمی گیرند بلکه به سعادت فکر می کنند و به دنیای درونشان خیره می شوند تا راه مرحمت را در پیش بگیرند. تا آسان از کنار دیگری عبور نکنند و جواب معادلات پیچیده ی این دنیا را از راه های مشکل تر اما زیبا و دلپذیرتری بدست آورند.

"داستان ماری" ی خوش ساخت، زیبا و تکان دهنده (و برای من سنگین) است در مورد زندگی، نور، عشق، محبت و مرگ.

*. تشکر از مهدیار عزیزم بابت معرفی این .

**.داستان ماری (marie's story)ٰ، jean-pierre améris، سینمای فرانسه، 2014.

برچسب ها : تو باید زندگی کنی،... - داستان ماری
اما چه کنم،...
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

تقصیر خودم نیست، دیگر محیط خانه را تاب نمی آورم. هر وقت به خانه برمی گردم، وارد اتاقم که می شوم وسایلی را میبینم که برای من نیستند. مثلا (بعد از گذشت چند سال) جالباسی اتاق من به یک جالباسی عمومی تبدیل شده و انگار هر ی حق دارد لباس هایی که کمتر از آن ها استفاده می کند، آنجا بگذارد. یا کتابخانه ای که کتاب هایش به هم ریخته اند یا نیستند و همیشه من باید مرتبشان کنم. یا جزوه های مادرم که همیشه باید از روی میز جمعشان کنم و تحویلش دهم.
روزهایی که من به خانه میروم، مادرم خوشحال می شود، حتما غذای مورد علاقه ام را درست می کند. در روزهای بعد هم سفره را زیبا می چیند و غذا را با دقت بیشتری آماده می کند. و من فکر میکنم که شاید مهمانی به خانه مان آمده باشد. آ ، قبل تر ها که در خانه بودم، مادرم بعضی روزها غذا درست نمی کرد، میگفت تخم مرغ در یخچال هست یا امروز می توانید غذای نذری که از هفته پیش در یخچال مانده، بخورید؛ حیف است بریزیم دور!
امروز به این فکر می که سنم بالا رفته است، دیگر نمی توانم به خانه برگردم. حرف های پدر و مادرم برایم نا آشناست، با محیط دیگری خو گرفته ام. استقلال را تجربه کرده ام و فهمیده ام که اینگونه میتوانم بیشتری داشته باشم. اما چه کنم که مادرم این ها را درک نمی کند.

برچسب ها : اما چه کنم،... - مادرم ,خانه
جشن فارغ حصیلی
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

به نظرم جشن فارغ حصیلی یکی از غمناک ترین اتفاقاتی هست که امکان داره در زندگی هر رخ بده. چطور میتونند آدم هایی که چند سال در کنار هم زندگی کرده اند و خاطرات مشترک تلخ و شیرین فراوان دارند، جداشدنشان از همدیگر را جشن بگیرند. شاید هم آدم ها اسم جشن را انتخاب می کنند که در سایه ی ظواهر، تلخی نهان شده در پشت این قضیه را پنهان کنند.

برچسب ها : جشن فارغ حصیلی
لایک!
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

فعالیتم در شبکه های اجتماعی را به حداقل رسانده ام و از این بابت خیلی خوشحالم. عقیده ام این است که این ابزارهای در درجه اول آدم ها را از خودشان دور می کند و در درجه بعد از همدیگر.

من با حضور و فعالیتم در شبکه های اجتماعی از خودم فاصله می گیرم. انگار چیزی می شوم که حقیقتا آن نیستم. ناخودآگاه از خود اصلی ام فاصله می گیرم و به شخصی تبدیل می شوم که دوست دارد بیشتر و بیشتر مورد لایک قرار بگیرد.

انگار که فضای شبکه های اجتماعی یک لایف استایل جدید را برای مردم و روابطشان ایجاد کرده است. برای من اصلا خوشایند نیست اینکه میبینم، افراد وقتی در کنار چیز زیبایی قرار می گیرند، بجای لذت بردن از آن و زیستن در لحظه، اولین چیزی که به خاطرشان می آید، ع گرفتن و به اشتراک گذاشتن آن با دیگران است.

شبکه های اجتماعی آدم ها را وارد یک جو رقابتی کرده است. در این جو رقابتی، هر تعداد فالور بیشتری داشته باشد پیروز است. درست مثل پرنوگرافی که از غریزه انسان برای ایجاد صمیمیت و بقای نسل، سوء استفاده می کند، شبکه های اجتماعی هم از میل به دوست داشته شدن و مورد توجه قرار گرفتن، سو ء استفاده می کنند.

شبکه های اجتماعی از دوست داشتن آدم ها سوء استفاده می کنند. مثلا در شبکه اینستاگرام، افراد بیشماری هستند که از دوست داشتن دیگران در جهت منافع اقتصادی خود سوء استفاده می کنند. نمیفهمم، در کجای زمان، حس دوست داشتن آدم ها، اینقدر به راحتی مورد تعرض و واقع شده است؟ انگار که برای این دنیای سرمایه داری، هیچ شرم و حیایی باقی نمانده است. پول تبدیل به غایت آدم ها شده است. آدم های معتادشده به لایک، به دنبال پول بیشتری میگردند تا از طریق آن تعداد لایک بیشتری را نصیب خود کنند.

از همه اینها مهمتر مفهوم "دوستی" است که در این شبکه ها مورد تعرض قرار گرفته است. به نظرم، این شبکه ها تعریف "دوست بودن" را با "آشنا بودن" هم ارز می دانند و از این طریق دوستی های افراد را بسیار سطحی کرده اند. پیش از این شبکه ها، شاید شخص دوستان بسیار کمی داشت، اما دائما با آن ها در ارتباط بود. انگار که دلهایشان به یکدیگر نزدیکتر بود. قبل ترها، دوست برای دوست ج می کرد. منظور من فقط پول نیست. دوست از وقت خودش، از محبتش، از همدر ، از احساساتش برای دیگری مایه میگذاشت. اما حالا چه! به یاد کامنت های سطحی، نیم خطی و تک کلمه ای شبکه های اجتماعی می افتم.

البته که شبکه های اجتماعی فوایدی هم دارند که من به هیچ عنوان قصد کم از ارزششان را ندارم. مثلا راه اندازی کمپین هایی که آدم ها رو نسبت به مسائل مهم هشیارتر می کنند. یا افرادی را به ما نشان می دهند که در زندگی روزانه مان بعید بود که با سال ها جست وجو پیدایشان کنیم.

اما، ترجیح من این است که در فضای حقیقی نفس بکشم و فراموش شوم، تا اینکه در فضای مجازی، و در میان لایک ها بخواهم خودم را به یک نوع جاودانگیِ حقیر نزدیک کنم. منظور من از نوشتن این پست این بود که آدم باید همیشه در استفاده از هر نوع تکنولوژی هشیار باشد و از آن در جهت اص دادن به زندگی خود بهره ببرد و نه آنکه به برده ای برای تکنولوژی تبدیل شود و زندگیش را تحت تاثیر آن قرار دهد.


برچسب ها : لایک! - دوست ,شبکه های ,اجتماعی ,آدم ها ,استفاده ,می کنند ,شبکه های اجتماعی ,دوست داشتن ,استفاده می کنند ,مورد تعرض ,فاصله می گیرم
پشتِ خورشید
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

این مصاحبه با لطفی رو خیلی زیاد دیده ام و خیلی زیاد دوست دارم. به نظرم ایشون در زندگیشون به حقیقت رسیدند. در این مصاحبه گوشه هایی از حقیقتی که بدان رسیده بودند را بر ما فاش می کنند.

برچسب ها : پشتِ خورشید - خیلی زیاد
دفتر عشق
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

رودخانه ای هست که از دور می آید و تا انتهای هستی کشیده می شود. از آب می پرسم که تو را آیا ندیده است؟ از درختان که شکوفه می دهند و از نسیم که خواب ناز غنچه را بر هم نمی زند. تو خویشاوند صبحگاهان شاخه ی گلی هستی که در کنار رود می روید. سراغت را از خواب نوشین جیرجیرک ها می گیرم. از برگ هایی ان که با وزش نسیم، شادترین لحظات را نقاشی می کنند. می دانم که هنوز لبخند می زنی، این را از رنگین کمانی شنیدم که تا افق کشیده شده است. با این همه، گاهی نگرانت می شوم. دلتنگ می شوم از این همه فاصله، از این همه بی تویی. از این که آن چشمه، رنگ چشمان ترا تکرا نمی کند. از دردهایی که درمان نمی شوند. از کوهستانی که تو را تکرار نمی کند. از این همه بودن، و باز هم بودن، بی آن که باشم. بی آن که باشی.

دفتر عشق

*دلم برای نویسنده این وبلاگ خیلی تنگ شده.

برچسب ها : دفتر عشق
دسک تاپ،...
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

همیشه، یکی از معیارهای من برای شناخت آدم ها، نگاه به دسکتاپ رایانه شان بوده. شاید این موضوع از آنجا شروع شد که، یک بار وقتی می خواستم فایلی را برای مطالعه به راهنمایم بدهم، هیچ جای خالی روی دسکتاپش پیدا ن ! به خودم گفتم، آ یک آدم چقدر می تواند پیچیده و گیج و گنگ باشد بین این همه پروژه و کار. تجربه دیگرم وقتی بود که برای تهیه طرح جلد یک مجله با یک دوست همکاری داشتم. شخصیت آرامی داشت و کارش را با صبر و طمانینه انجام می داد. تا آن روز هیچ وقت دسکتاپ به آن قشنگی ندیده بودم. یک منظره طبیعی فوق العاده زیبا از یک چمنزار و آسمان آبی، به همراه یکی دو آی در گوشه ی بالا سمت چپ. بعد از این دو تجربه آدم های دیگر برای من در میان این دو قطب شناور بوده اند!


برچسب ها : دسک تاپ،...
کودکیِ روح
عنوان وبلاگ : چیز دیگر
کریستین رنج بزرگ شدگی روح را نداشت و مایل نبود خود را در صحنه ی عظیم تاریخ به نمایش بگذارد. گمان می کنم که او ترجیح میداد طاقباز در میان سبزه ها دراز بکشد و به گذر ابرها نگاه کند (من حتی گمان می کنم که در چنین مواقعی شادی را درک می کرد، یعنی چیزی که شخصی با یک روح بزرگ شده از آن بیزار است. زیرا چنین شخصی در آتش خویشتن خویش در حال سوختن است و هیچوقت شاد نیست.)
جاودانگی- میلان درا- ص278

لحظه نوشت: با تمام توان از زندگیت لذت ببر!

برچسب ها : کودکیِ روح - گمان می کنم
کنسرت هنجارمند
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

یک آقای محترمی از میان ک داهای ریاست جمهوری، آمده اند و در مورد کنسرت نظر داده اند. من نمیدانم ایشان در طول عمر شریفشان به کنسرت رفته اند یا خیر، اما خودشان معتقدند که کنسرت بر دو نوع است، کنسرت هنجارمند و کنسرت هنجارشکن. ایشان برای موضوع کنسرت به هیچ عنوان اهمیتی قائل نمی شوند و شکم گرسنه فقرا را یادآور می شوند.

البته که برای هر انسان اخلاقی، شکم گرسنه فقرا اهمیت فراوان دارد. اما من همزمان به چیز دیگری فکر می کنم. به نظر من در یک جامعه ی کمی توسعه یافته، سیر شدن شکم فقرا می تواند با برگزاری کنسرت ارتباط داشته باشد. نه، منظورم برگزاری کنسرت های خیریه نیست.

در این پاد ت کوتاه، الهی قمشه ای از هنر و از زیبایی صحبت می کنند. ایشان عقیده دارند که در محضر هنر و در محضر زیبایی، انسان به خودش اجازه نمی دهد که به زشتی روی آورد. دقیقا خاصیت هنر همین است که روح انسان را اعتلا می دهد و او را اخلاقی تر می کند.

چه انی به کنسرت می روند؟ مطمئنا به غیر از عده خیلی کمی افراد فقیر، افراد به نسبت پولدار و دارای قدرت جامعه. به نظر من اگر در جامعه فضایی ساخته شود که چنین افرادی بیشتر به کنسرت بروند و در مجاورت هنر واقعی قرار گیرند، هنر تاثیر خودش را بر آن ها می گذارد و آن ها را به آدم های اخلاقی تری تبدیل می کند. در این صورت است که وقتی به دوراهی می رسند که یک طرفش خوردن حق دیگران است، در اثر تاثیری که از هنر گرفته اند خودشان را به سمت زشتی سوق نمی دهند و ارزش و کرامت انسانی خود را پایمال نمی کنند. روح آدم ها در فضای آکنده از هنر تغذیه می شود و تنها چنین روحی می تواند به دنبال تحقق عد و احقاق حقوق مظلومان باشد.

فقط یک سوال برای من باقی ماند، اینکه کنسرت علیرضا قربانی، هنجارمند است یا هنجارشکن؟!

برچسب ها : کنسرت هنجارمند - کنسرت ,انسان ,فقرا ,هنجارمند ,ایشان ,گرسنه فقرا ,کنسرت هنجارمند
مست بودن،...
عنوان وبلاگ : چیز دیگر


در رمان بار هستی بخشی وجود دارد که در آن یکی از شخصیت­ های زن، بنا بر شرایطی که در آن قرار دارد مجبور می­ شود که در قسمت بار یک هتل نوشیدنی سرو کند. در یکی از روزها پسرکی به بار می­ آید و به این شخصیت زن علاقه­ مند می­شود و سعی می­کند هر طور که شده سر صحبت را باز کرده و با او ارتباط برقرار کند. این شخصیت که ترزا نام دارد متوجه رفتار پسرک می­ شود و زیاد او را تحویل نمی­ گیرد. دست آ این پسر که در جلب توجه ترزا موفقیتی بدست نمی­ آورد، بلند می­ شود و از او تقاضای می­کند. ترزا هم از او تقاضای کارت شناسایی می­ کند چون بر اساس قانون فروختن به افراد زیر هجده سال ممنوع است. پسرک ناراضی هم بار را ترک می­ کند و پس از گذشت مدتی کم، دوباره به آنجا باز می­ گردد. اینبار، در حالی که دهانش به شدت بوی می­دهد از ترزا تقاضای لیموناد می­ کند.

(از اینجا به بعد را از متن کتاب نقل میکنم:)

ترزا گفت شما مست هستید!

پسر جوان نوشته­ ای را که پشت سر ترزا روی دیوار آویزان بود نشان داد:

((فروش مشروبات الکلی به افراد کمتر از هجده سال اکیدا ممنوع است.))

در حالی که با دست به ترزا اشاره می­ کرد گفت:

- شما حق دارید که به من مشروب ندهید ولی هیچ جا نوشته نشده که من حق ندارم مست بشوم.

برچسب ها : مست بودن،... - ترزا ,می­ کند , ,می­ شود
او
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

در برکه ی آب٬ در شمیم پیچک ها، در صفا و خلوص برخی از کتاب ها٬ پروردگار را یافته ام٬ حتی گاهی نزد آنان که مذهبی ندارند، اما نه هرگز نزد انی که شغل شان گفتن از اوست.

زندگی از نو، کریستین بوبن، ترجمه ساسان تبسمی، نشر باغ نو

برچسب ها : او
وقتی که موسیقی نواخته می شود....
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

*.دو هفته پیش که رفته بودیم کوه، بعد از نزدیک به چهار ساعت راه رفتن در حالیکه فقط 5 دقیقه با قله فاصله داشتیم، مدیر گروه دستور داد که به علت وزش باد بالاتر نرویم. خیلی ها عصبانی شدند و شاکی بودند، اما من فقط لبخند میزدم.

**.این کلیپ رو مدت­ها پیش دیده بودم. خیلی من رو تحت تاثیر قرار داده بود. امیدوارم شما هم از دیدنش لذت ببرید. توی این کلیپ صحنه هایی از درخشان "درخت زندگی" هست و همزمان با آن سخنرانی آلن واتس پخش میشه. آلن واتس سعی میکنه که نحوه دیگری از زندگی رو خلاف آن چیزی که در مدرسه یا محیط اطراف به ما نشان داده شده، گوشزد کند. به نظرم این کلیپ کاملا با مفهوم کلی درخت زندگی سازگار و منطبق هست. برای خودم امیدوارم که بتوانم چنین نگاهی به زندگی داشته باشم.

***.ترجمه (خیلی غیرحرفه­ ای! ) این کلیپ رو هم تقدیم می­کنم به صدیق عزیز که نور دله و کیمیای سعادت.

ادامه مطلب
برچسب ها : وقتی که موسیقی نواخته می شود.... - زندگی ,کلیپ ,خیلی ,درخت زندگی
نودوپنج
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

95 هم تمام شد و رفت. مهمترین ویژگی امسال برای من آشنایی و توجه به حضور "سرگردانی" بود. چیزی که هنوز هم ادامه دارد و حالا که این مطلب را می­نویسم به این نتیجه رسیده­ ام که عدم قطعیت یکی از مهمترین ویژگی­های راهیست که من برای زندگیم انتخاب کرده­ ام. این را هم فهمیدم که وجود عدم قطعیت در زندگی، حس بیشتری به من القا میکند. تنها کاری که برای ادامه مسیر باید انجام دهم اینست که به خودم سخت نگیرم.

به این نتیجه رسیدم که هر چه توجهم را به خدا بیشتر کنم ایمانم قوی تر میشود.

از حس و حالهای معنوی خوبی که سالهای قبل داشتم، خبر کمتری بود و انگار که کم کم داشتم به این نتیجه میرسیدم که همه چیز به عادت تبدیل می­شود.

به طور مرتب ورزش می و حس و حال و روحیه بهتری داشتم.

یکی از مهمترین اه امسالم این بود که بیشتر در لحظه حال زندگی کنم و سعی کنم در هر کاری که انجام میدهم حضور قلب بیشتری داشته باشم که فکر میکنم خدا رو شکر پیشرفت قابل قبولی در این زمینه داشته ام.

دوره 6 جلسه ای تفسیر سوره حدید و 15 جلسه از دوره "در حضور حضرت مولانا" از سروش را گوش .

در یک دوره چهار جلسه ای برای آموزش نویسندگی شرکت و با مطالب جدید و جالبی روبرو شدم.

دو فصل از سریال فرندز رو هم دیدم :)

کتاب هایی که امسال خواندم

آهستگی- میلان درا

charles duhigg - the power of habit

i can do it- luis hay

the willpower instinct- kelly mcgonigal

شب­های روشن- داستایوسکی

در سرزمین محکومان – کافکا

پرنده خارزار- کالین مک کالو


هایی که امسال دیدم

revenant

pianist

before sunset

before midnight

the children of man

in praise of love

gloomy sunday

wolf children

amelie

دونده

زیستن (کوروساوا)

lolita

the on the bridge

when harry met sally

momento

inside out

maggie's plan

the mirror

a married woman

eternity and a day

seven samuraee

breathless

talk to her

ایثار (تارکوفسکی)

فروشنده

a very long enga ent

برچسب ها : نودوپنج - دوره ,جلسه ,نتیجه ,حضور ,امسال ,مهمترین
نشانه
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

بایزید را گفتند بزرگترین نشانه های عارف چیست؟ گفت: "این است که ببینی او را که با تو میخورد و مینوشد و می آمیزد و دادوستد میکند و دلش در ملکوت قدس است. این است بزرگترین نشانها"

دفتر روشنایی- محمدرضا شفیعی کدکنی

*. ع مربوط است به سریال lost. خالکوبی روی دست جَک این مضمون را دارد:

"از ما نیست، ولی در میان ما قدم میزند."

برچسب ها : نشانه
هنرِ رمان
عنوان وبلاگ : چیز دیگر
اعتراف میکنم که از وقتی رمانهای میلان درا را شروع کرده ام، از خواندن رمانهای باقی نویسندگان لذت چندانی نبرده ام و فقط آن کتاب ها را تمام کرده ام. برای همین خاطر تصمیم گرفته ام که کارهاش رو دوباره بخونم و باز هم و احتمالا بیشتر از قبل لذت ببرم.
برچسب ها : هنرِ رمان
لحظه
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

مامان امروز صبح از مسافرت برگشت. بیرون داره برف میاد و بوی کوفته برنجی فضای خونه رو گرفته. فعلا نمیتونم روی مطالعه ام تمرکز داشته باشم...

برچسب ها : لحظه
خوشبختی واقعی
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

حتی اگر به دوردست ترین نقاط تبعید شوم، همواره خوشبخت بوده ام. زیرا خوشبختی واقعی در اختیار خود انسان است. خوشبخت ی است که شخصیت، نیت و اعمال خوبی دارد.

مار اورلیوس

برچسب ها : خوشبختی واقعی - خوشبختی واقعی
نترس از اینکه ش ت بخوری،...
عنوان وبلاگ : چیز دیگر
یکی دیگه از پاد ت های برنامه چمدان که خیلی دوستش داشتم و دارم. صدای زیبای تبسم سیمون مجلسی و سرنخهایی از زندگی ژان پل سارتر.
از ژان پل سارتر آموختم مسئول زندگی خودم باشم-
موزیک متن
-
برچسب ها : نترس از اینکه ش ت بخوری،...
بازیِ زندگی
عنوان وبلاگ : چیز دیگر
قرآن زندگی دنیا را به "بازی" تشبیه می کند تا بر پوچی و عبث بودن آن تاکید کند. اما کمتر به این نکته توجه می شود که تعبیر قرآنی به طور ضمنی اذعان می کند که این بازی،مادام که گرم آن هستی،مفرح و معنادار هم هست."بازی" را از دو زوایه می توان دید: برای ی که گرم بازی است،تمام حرکات و رفتارها،معطوف به غایت از پیش تعریف شده است - برای مثال، تمام تلاش ات باید معطوف به آن باشد که توپ را به دروازه ی حریف بزنی - و این غایت مندی،به معنای مهمی به رفتار بازیگران معنا می بخشد.
اما ی که از بازی کنار می نشیند،عرقش خشک می شود و بازی را از بیرون نگاه می کند، چه بسااز خود بپرسد که اینهمه برای چیست؟ چه معنا دارد که گروهی انسان بالغ این طور غافلانه به دنبال یک توپ از این سوی میدان به آن سوی دیگر می دوند،واین طور هیجان زده و پر شور فریاد می کشند و عرق می ریزند؟!
نگاه از بیرون، ناظر را با "پرسش معنا" رو به رو می کند.
اما یافتن غایتی برای بازی ورای خود بازی کار دشواری است، و اگر فرد نتواند آن غایت فرا-بازی را بیابد،خود را با بحران بی معنایی رو به رو می بیند،و بازی را به معنای مهمی عبث می یابد. نگاه پوچ انگارانه ی ادبیات دینی نسبت به دنیا بیشتر ناشی از این نگاه کنار گود است. نخستین کار نبی این است که مارا از گرماگرم بازی به جایگاه تماشاچی بکشاند،و پرسش از معنای بازی را پیش روی ما بگذارد، و وقتی که از پاسخ درم م، پاسخ خودش را که پیام استعلایی دین است، به گوش ما کند. اما خواه آن پیام را بپذیریم خواه نه، ی که از گرماگرم بازی درمیانه ی میدان به کنار گود کشیده میشود و بازی را از بیرون تماشا می کند،دیگر نمی تواند بازی را جدی بگیرد.
کشف "جدی نبودن" بازی یعنی تماس با چهره ی "عبث" بازی.
اما این کشف رویه ی دیگری هم دارد که به همان اندازه مهم است: اگر بازی را زیاده جدی نگیریم،بازی به مراتب دل انگیز تر می شود!
آرش نراقی
برچسب ها : بازیِ زندگی - بازی ,معنا ,غایت ,معنای ,گرماگرم بازی ,معنای مهمی
تقویمی نبودن
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

یکی از چیزایی که از مهدیار عزیز یاد گرفتم این بود که سعی کنم تقویمی نباشم. یعنی برای اینکه فلان کار رو انجام بدم منتظر این نباشم که تقویم به من دستور بده. مثلا برای اینکه بخوام تغییری توی خودم انجام بدم تا شنبه هفته آینده صبر نکنم. برای اینکه به مادرم بگم که دوسش دارم منتظر روز مادر نمونم. یا برای اینکه به دوستی بگم که به یادشم و برام عزیزه تا عید صبر نکنم تا بخوام یه پیامک براش بفرستم. به نظرم آدمها به این قضیه عادت کرده اند و صبر میکنند تا فلان روز خاص برسه تا فلان عمل خاص (بخوانید مراسم) رو به جا بیارند. در ح قبل انگار آدما سعی میکنن تا موقعش برسه، بعد یه دفعه بووم! البته شادی حاصل از انجام کار هم زیاد مهمون آدم نیست. ولی توی این ح جدید که آدم منتظر تقویم نیست که بهش بگه چه کار کنه، انگار شادیهای کوچیک ذره ذره میان و خودشون رو بین لحظه های زندگی جا میدن. اینطوری شاید حسرت انجام خیلی از کارها هم به دل آدم نمیمونه!

برچسب ها : تقویمی نبودن - انجام ,اینکه ,منتظر ,فلان ,برای اینکه
واقع گرایی
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

یک زمانی از این مانیفست زیرا طولی گرفته بودم و بزرگترین چیزی بود که به دیوار اتاقم نصبش کرده بودم. خودم نمیدانستم اسمش را، ولی آن زمان ها ایده آلیست بودم انگار و گذشت زمان من را واقع گرا کرد. البته هنوز بعضی مواردش را دوست دارم.

برچسب ها : واقع گرایی
به جان تو که بستانی،...
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

مگر مستی نمی دانی،

که چون زنجیر جنبانی

ز مجنونان زندانی

جهانی را بشورانی/

مگر نشنیده ای دستان

ز بی خویشان و سرمستان

وگر نشنیده ای بستان

به جان تو که بستانی/

تو دانی

من نمی دانم

که چیست این بانگ از جانم

وزین آواز حیرانم،

زهی پرذوق حیرانی/

صلا مستان و بی خویشان

صلا ای عیش شان

صلا ای آنک می دانی

که تو خود عین ایشانی

مولوی جان

برچسب ها : به جان تو که بستانی،...
در ستایش غم
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

آسمون گاهی وقتا صافه، گاهی وقتا ابری، خیلی وقتا هیچ خبری نیست، بعضی وقت ها بارون میاد بعضی وقت هام برف. دل ما آدم هام همین شکلیه خیلی وقتا هیچ خبری توش نیست، بعضی وقتا غصه میخوریم، بعضی وقتا شادیم.

اگه یه مدت بارون نیاد، با اومدن یه بارون همه خوشحال میشن و اگه هوا همیشه ابری باشه همه دنبال یه روز آفت میگردن که ازش لذت ببرن. انگار که امکان این برای ما آدمها هم وجود نداره که همیشه شاد باشیم. انگار که غمگین بودن مکملی هست برای شادی ما آدم ها.

ما آدم ها احوال آسمون رو همونطور که هست میپذیریم. اما احوال دل خودمون رو قبول نمیکنیم. با تمام وجود سعی میکنیم نابودش کنیم، چرا چون این برای همه یه پیش فرضه که آدم باید همیشه ی خدا شاد و شنگول باشه.

به این فکر میکنم که باید سعی کنم که غم رو به عنوان بخش مهمی از وجود خودم به رسمیت بشناسم.

برچسب ها : در ستایش غم - وقتا ,بعضی ,وجود ,بارون ,بعضی وقتا ,نیست، بعضی ,خیلی وقتا ,گاهی وقتا
ماه
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

در تاریکی، ماه دیدنی تر است،...

برچسب ها : ماه
وقتی خودت باشی،...
عنوان وبلاگ : چیز دیگر

درسته که کشیش ها مثل خیلی از ها فقط بلدند حرف بزنند. ولی این کشیش با بقیشون فرق داشت! من یکی از نشستن پای منبرش واقعا لذت بردم :)

برچسب ها : وقتی خودت باشی،...
اخرین جستجو ها
دلدار زنگ آغاز بیست و هشتمین دوره مسابقات رفاقت مهر در قم نواخته شد سیسمونی ارسلانhtml عشق در نگاه آ داوود رشیدی تصاویر داوود رشیدی مجلس رئیس سازمان محیط زیست به قانون تمکین کند کوله پشتی متفاوت از نسل آینده خواندن آنلاین رمان بگذار آمین دعایت باشم گودال کشور گودال عظیم وجود دارد کشور نیوزلند listlist1575 خواص گیاه گزر پیراهن مشکی رئال مادریدhtml بیوگرافی مرحوم ناصر گیتی خواص گیاه نوب خواص و فواید خیار روزه داری در میان روزه خوارانم سران فتنه محاکمه شوند، حکمی کمتر از یا حبس ابد نمی گیرند ماجرای نامه فتنه گران به تروریستهای جبهة النصره در سال ۸۹ خواص مهره سلیمانی سوزی؛ آری یا نه ؟ وظیفه سنسور لوله ای در سیستم کولر گازی.html podcast.html معنی شعر دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند وفات حضرت معصومه س مرورگری حرفه ای و سریع بر پایه کروم torch browser علت نجاست منیhtml botox rynkor ادعای اکیپ پیشهناد نجومی آرسنال به گزینه ک شانی رئال سرزمین we are one.html فرراریخته، بحران تازه برای محیط زیست ایران؟ دکلمه زیبای مرحوم حسن جوهرچی در ابتدای آهنگ لالایی برگزاری مسابقه صحیح خوانی حمد سوره در مسجد صاحب الامر عجhtml کشور مرکزی استان ائمه سیاستگذاری ائمه شورای سیاستگذاری استان مرکزیhtml انتخاب با حس ششم جاسوسی شوروی سابق 1608 1586.html قانع قدرت فرماندهی حاج احمد سرنوشت جنگ را تغییر می داد اعزام تیم ملی نونهالان به بلغارستان.html انتخابات شوراهای ی در 10 شهر اصفهان بصورت الکترونیکی برگزار می شود چگونه ی و فرهنگ سازمانی خود را ارتقاء دهیم حالا سپال اینه کخ چرا دیوار را انتخاب نمی د؟ ان ف ی ملک پور 5 ؛ علی تجویدی uk foreign secretary confirms commitment to implementation of iran nuclear deal صورت آموزش المپیاد اعلام آموزش پزشکی.html خیلی میکند میکنم میریزم دوست دارد فرار میکند روشن میکنم.html مردم همایش برگزار گردید نرجس خاتون حضور مردم بزرگ انقلاب پنجمین همایش.html بازیها و فلش کارتهای درس 1 زبان هشتم.html اندر احوالات حرکت امروز رسمی انتقال داگلاس کاستا به یوونتوس دائمی شد دعای افتتاح ؛ دعای زیبای ظهور در ماه مهمانی خدا زمین لغزش در جاده هراز از بهمن 48 تا داد ماه شعبان _ میلاد فرزندان زهرا مبارک باد.html نام سریال های ماندانا روحی جواب تجربه های بیشتر صفحه 25 کتاب فرهنگ هنر نهم اخبار 4 شهریورhtml کد اهنگ پیشواز همراه اول.html گنج زاده به فینال رسید داستان برند بیژن، گران ترین بوتیک دنیا ضد حال به دخترا uluslararası iran sağlık fuarı صدور روادید اربعین از دوم مهر 1711 1585 1608 1607 1607 1575 1740 mucik 1583 1585 1608 1575html قفل اثر انگشتی درب آپارتمان چوبی اتاق منزل صدور دستور بمباران مواضع در توسط جنگنده های عراقی سیصد و سی و یک تست فوتبال 1394نوجوانان ایثار لیگ برتر.html توماس مولر مصدومیت ها نمی توانند من را متوقف کنند؛ قرعه کشی جام جهانی، هیجان انگیز است به عشق خانوماhtml مرتضی پاشایی.html صدور حکم جلب ۱۷ عراقی در سال ۲۰۱۶ اعمال قدر اعمال شب بیست و یکم شطرنج در هم تنیده زندگی important بازی اجتماعی دبستان کتاب آموزشی کتاب اجتماعی آموزشی کتاب توجه توجه important font ی بازی غلط های زیادی گروه افغان در تلگرام یا واتساب.html نتایج زنده سروایور سریز کشتی کج.html نمونه فرم تبادل لوایح سخنی با بازدید کننده ها صلیبی شیوه جدید برای ایجاد رعب و وحشت ع html رشد آهسته اما ۹۰۰ میلیونی what 8217 s app آبشار پیرانhtml نباشم بهتره تحلیل مقام سابق از روابط ایران، روسیه و ترکیه استخدام علوم پزشکی کرمانشاه رایگان مقاله انگلیسی درباره تشریح مریستم راسی شاخه نخود با ترجمه فارسی احکام رتبه عالی بازنشستگان آموزش پرورش.html صدها لبنانی عضو و النصره هستند 1581 1590 1608 1585 1602 1575 1587 1605 1587 1604 1610 1605html خب گود فور یو که استعداد در هم لولیدن رو دارید صدر خطاب به ترامپ اتباع یی را از عراق بِبَر صنایع دنیای کشور دنیای صنایع خوبی برای صنایع نیوز.html برداشت از مثل از کوزه همان برون تراودکه در اوست دریک بند ماجراجات تهرانی ها از فعالیت زیاد در فضای باز خودداری کنند رابطه ای بین دو مفهوم کلیشه یا انگاره ونام تجاری یا برند چیست lمسابقه پروژه های متلب.html برگزاری کلیه دوره های بازار محور و تخصصی عمران.معماری و مکانیک.html صدرنشینی آزاد اراک در مسابقات هوافضای صنعتی شریف
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.

همچنین جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
All rights reserved. © blog242 2016 Run in 0.311 seconds
RSS