چشمتون روز بد نبینه

مدتی است که با یک مجموعه اموزشی اشنا شدم

خدایا خدایا

وقتی مشکلات رو از اقصا نقاط می بینیم، می فهمیم که باید خیلی از اتفاقات زندگی را چند بعدی بررسی کنیم

و مثل نرم افزار های سه بعدی کار 3d کار کنیم .

زمانی مدرسه را از چشم یک کودک می دیدم ، مخوف و ترسناک

زمانی مدرسه را ازچشم انی که در دوره های ضمن خدمت شرکت می د می دیدم ، معلمان را می دیدم که در پشت ظاهر سر سخت خیلی از نقص ها را می پوشانند

و اکنون معلم را می بینم که مسئولیت پذیر نیست ، هزار راه برای فرار از حل مساله دارد.

معلم را می بینم که خلاقیت را در امر و نهی هایش جا گذاشته است .

معلم که صدایش بیرون نمی آید

معلم را می بینم که حقوق خودش را نمی داند و صدایش در نمی آید و فقط برای اینکه گاهی بگوید وجود دارد حرف از حقوق ماهیانه اش میزند.

وقتی معلم را دیدم! از اینکه از مدرسه فراری بودم هرگز ناراحت نیستم .

معلمی شغل انبیا است اما اگر معلم معلم باشد ، اگرنه هر ی میتواند بالای سکو درس بدهد اما معلم نیست .

بچه ها را دیدم که اول مهر پر انرژی می آیند با اینکه مدرسه آمدن را دوست ندارند اما در داد کم انرژی بیرون می آیند اما خوشحال از اینکه مدرسه را دوست دارند.