این در حالی است که در جایی دیگر از (بند ﻫ) تصریح شده است که توافق هسته ای به لغو جامع همه تحریم های شورای امنیت سازمان ملل و همچنین تحریم های چندجانبه و ملی مرتبط با برنامه هسته ای ایران می انجامد که اقداماتی را در حوزه دسترسی به تجارت، فناوری و تأمین انرژی شامل می شود. بنابراین طبق این بند، تحریم های مرتبط با موضوع هسته ای و نه مرتبط با ایران متوقف می شود. در این بخش، اگر تمامی تحریم های چندجانبه و ملی مرتبط با ایران درج می شد، به تأمین تمامی خواسته های ایران می انجامید اما چون قرار بر آن نبوده که طرفین بر سر موضوعی غیر از مسأله هسته ای با یکدیگر مذاکره کنند، طبیعتاً تحریم های غیر از موضوع هسته ای در دایره لغو یا توقف تحریم ها قرار نگرفته است. اما این امر به آن معنا نبود که چون موضوع مذاکره فقط بر اساس مسأله هسته ای تعریف شد، تحریم ها هم فقط به این مسأله محدود شود، بلکه هدف ایران از مذاکره و رسیدن به توافق آن بود که ابزار تحریم از دست آنها گرفته شود اما امریکایی ها علناً می خواستند ساز و کارهای تحریم را حفظ نموده و همچنان از آن به عنوان اهرم فشار استفاده کنند.

این در حالی است که امریکا طبق یکی از بندهای اصلی مرتبط با تحریم ها در (بند چهار ص 54)، متعهد می شود برنامه اجرای کل تحریم های مرتبط با موضوع هسته ای را به نحو مطلوب متوقف و اقدام قانونی یا مقتضی برای لغو یا توقف آنها را پیگیری نماید و به این ترتیب فرامین اجرایی مربوط به تحریم ها را صادر کند. حالا بخشی از این فرامین اجرایی مربوط به تحریم حوزه نفت و گاز ایران بوده است. بنابراین وقتی قانون داماتو که سرمایه گذاری افزون بر 20 میلیون دلار در حوزه نفت و گاز ایران را تحریم می کند تمدید می شود، به مفهوم آن خواهد بود که دوباره بخش های انرژی ایران محدود می شود و آن هم برای دیگران نه فقط برای خود امریکایی ها. بنابراین تمدید قانون داماتو آن هم در شرایطی که اوباما طی 6 ماه گذشته به فرامین اجرایی بخوبی عمل کرده است و دستور توقف تحریم ها را داده است، نقض محسوب می شود. اگر اوباما آن را وتو کند، در راستای همین فرامین این کار را انجام می دهد و اگر نکند، این امکان را می گذارد که دوباره نقض غرض شود.

اما نکته دیگری که وجود دارد، این است زمانی که بیل کلینتون، رئیس جمهوری وقت امریکا قانون داماتو را تصویب کرد، هیچ کشور اروپایی از آن تبعیت نکرد زیرا هیچ یک از آنها توجیه نبودند که امریکا چرا می خواهد چنین فشارهایی را به ایران تحمیل کند. اکنون نیز ما در شرایطی قرار داریم که امریکا نمی تواند هیچ وجه قانونی را برای توقف سرمایه گذاری دیگران در ایران مستند قرار دهد زیرا هم قطعنامه های شورای امنیت و قطعنامه های شورای حکام آژانس بین المللی لغو شده و هم موضوع پی ام دی کاملاً منتفی شده پس اساساً بهانه ای برای تحمیل دوباره این تحریم ها از سوی امریکا وجود ندارد. بنابراین توجه داشته باشیم داماتو همچنان که در سال 96 کارایی نداشت، الان هم کارایی ندارد.

نکته بعدی این است که ما چه اقدامی کنیم؟ ما باید اقدامی متناسب و متناظر با اقدام کنگره امریکا انجام دهیم. نباید شتاب کرده، دست به اقدامات رادیکالی بزنیم. زیرا استراتژی ت ترامپ احتمالاً آن است که ایران را در موقعیتی قرار دهد که را نادیده بگیرد حال آنکه این کار هزینه های زیادی را به کشور نقض کننده وارد می کند. از این رو باید گام های خود را هوشمندانه و ناظر به اقدامات امریکا برداریم.