یونس شکرخواه در فصلنامه رسانه می نویسد: سواد رسانه ای یک نوع درک متکی بر مهارت است که می توان براساس آن انواع رسانه ها را از یکدیگر تمیز داد و انواع تولیدات رسانه ای را از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد.
به نظر من هدف اصلی سواد رسانه ای می تواند این باشد که بر اساس آن بتوان محصول نهایی یک رسانه را از این جنبه شناخت که آیا بین محتوای یک رسانه به مثابه یک محصول نهایی با عد اجتماعی رابطه ای وجود دارد یا خیر

سواد رسانه ای آمیزه ای از تکنیک های بهره وری مؤثر از رسانه ها و ب بینش و درک برای تشخیص رسانه ها از یکدیگر است.


در واقع اگر زمانی به نقطه ای از تعارض با یک رسانه برسیم، سواد رسانه ای می تواند مانع قطع ارتباط با رسانه شود و ارتباط با رسانه های متفاوت و تبدیل رابطه ی ویه و انفعالی به یک رابطه فعال تر را توصیه کند.
نظام رسانه ای دارای سلسله مراتب است و اجزای آن قابلیت تعقیب و شناسایی دارد. همچنین هر رسانه ای دارای محصول نهایی است؛ یعنی مانند یک کارخانه تمام اجزای آن اعم از زیرساختها، نرم افزارها، نیروی انسانی و غیره دست به دست هم می دهند تا یک تولید و محصول نهایی را با اه از پیش تعریف شده، تحویل مصرف کننده دهند. محصول نهایی یک رسانه می تواند در خدمت تثبیت یک طبقه یا در خدمت قدرت حاکمه باشد؛ طبقه و قدرتی که رهایی بخش و بخش نیست. بنابراین این محصول نهایی رسانه ای نمی تواند در خدمت عد اجتماعی قرار گیرد، بلکه در خدمت نیروهایی است که درصدد کمرنگ عد اجتماعی هستند. به بیان دیگر می توان پرسید که آیا آگاهی و اطلاعاتی که از رسانه ها به دست می آوریم، به صلاح اجتماع هست یا خیر؛ یا این که صرفاً در خدمت یک طبقه است.