مهدى تو دستشویى بود و داشت دستهاشو میشست سعید- مههههههههدى؟؟؟؟ مههههههدى؟؟؟ مههههههههههههههدى؟؟ مهدى- اووووو چ خبرتههه؟؟! سعید- ادامسسسسسم ادامسممم !!!! مهدى- واااا ادامست چى؟ :| سعید- نیست نیست!مهدى- جیگرم جیگرم جیگرم :| چند بار میگى؟؟ چند بار میگى؟ چند بار میگى؟؟ سعید- اذیت نکن ادامسم کجاست؟! مهدى- من از کجا بدونم؟ :| سعید- خب نیست مهدى- این یعنى من برداشتم ؟ :| سعید- تو این اتاق جز دیگه اى هست؟ :| مهدى- خودت خوردى یادت نیست سعید- باباا اصلا بازش نکرده بودم( صداى در . مهدى میره در رو باز کنه ) مهدى- شاید تو کیفت گذاشتى سعید- نه تو این زیپ مخصوص م میذارم همیشه ( تق تق در) سعید- زنگ داره چرا زنگ نمیزنه؟ :| مهدى- گلبوئه دستش نمیرسه سعید- قربونش:x ( در رو باز میکنه ) مهدى- سلام بابا جون :* سعید- سلام عمو :* ( گلبو میره سمت سعید، در رو باز میکنه دقیقا همون زیپ مخصوص رو باز میکنه ) مهدى- بابا جون اون عمو سعیده من اونه گلبو- میدونم( سعید به این ح => =-o نگاه میکرد ) مهدى- بابا جون چ کار میکنى؟؟! :o گلبو- آدامس میخوام!!!سعید- =-o عمو جون همه ادامس ها رو تو خوردى؟! گلبو- من و ترمه و جانان!! سعید- عمو تو و ترمه و جانان سه نفرین این یه بسته بود!!الان سه تاش مونده؟گلبو- خب مزش تموم میشد دیگه مینداختیم دور یکى برمیداشتیم!! مهدى- بسم ال ... الرحمن الرحیم:d دخترم سریع برو پیش هستى جان الان جونت در امان نیست، برو بابا جون، برو قربونت برم )گلبو ادامس رو برمیداره و میره بیرون)!! مهدى- بله ! ( سعید به مهدى نگاه میکرد و مهدى هم به در و سقف و لامپ :)) ) مهدى- تا حالا از این زاویه نگاه نکرده بودم به لامپ =)))) نیگا ( سعید گلو صاف میکنه :))) ) مهدى- اروم باش ! اروم باش اروم باش ( سعید خندش میگیره:)) ) مهدى- مال این دنیا که ارزش نداره عین چرک کف دسته ! همه ى ما رفتنى هستیم:d این ادامسها که اون دنیا دستتو نمیگیره =)))))) ( سعید چپ چپ نگاه کرد و به زور جلو خندش رو گرفته بود ) مهدى- این ادامسها رو که باهات قبر نمیکنن اینا که اون دنیا .... سعید ( میپره وسط حرفش )- مهدى جان؟ مهدى- جاان؟ =)))))) سعید- قیمت این ادامسها رو میدونى مهدى جان؟ مهدى- دو تومن، سه تومن؟ :))) ( سعید چپ چپ نگاه کرد ) مهدى- این ادامسها رو که باهات قبر نمیکنن اینا که اون دنیا .... سعید ( میپره وسط حرفش )- مهدى جان؟ مهدى- جاان؟ =)))))) سعید- میدونى اینا رو یکى از دوستام از امریکا میفرسته برام؟! مهدى- حالا ادامس امریکایى یا ادامس شیک خودمون چ فرقى داره؟ =))))) ( سعید چپ چپ نگاه میکنه ) مهدى- این ادامسها رو که باهات قبر نمیکنن اینا که اون دنیا .... سعید ( میپره وسط حرفش )- مهدى جان؟ مهدى- جاان؟ =)))))) سعید- میدونى این مال یک ماهم بود و تا یک ماه دیگه ادامس ندارم؟! مهدى- خودم می م برات ! ادامس شیک :))) اینقدر خوشمزه ست! این ادامسها رو میفروشى به ادامس شیک خودمون؟! ( سعید میخنده :)) ) مهدى- ادامس شیک خوردى؟! بعد دو دقیقه عین سنگ میشه اینقدر خوشمزست =))))) سعید- وااى =)))))))) ( مهدى میره کیفش رو میاره) مهدى- ووواى چقد خوشانسى :)) کلى ادامس شیک دارم ببین رنگى رنگى هم هست سبز داره زرد داره قهوه اى داره =)))))) ( سعید میخنده =))) ) سعید- من فقط از این تعجب میکنم این ادامسها مزش تا بیست و چهار ساعت هم تغییر نمیکنه :| این فسقلى ها چجورى دلشون اومد بریزن دور ؟ :|

sahar:))