بـیـگـنـــاهـــان ...

پست های وبلاگ بـیـگـنـــاهـــان ... در این صفحه نمایش داده شده است و شما میتواند با کلیک بر روی عنوان هر پست صفحه مربوطه را مشاهده فرمائید.

نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل   

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

وبلاگ ف ، غلامرضا ، خبرآنلاین : با آمدن ت ترامپ بر روی کار و تهدیدات بیش از حد او بر علیه ایران و با مستمسک قرار دادن و نیز حمایت همه جانبه مجالس سنا و کنگره و نیز دو حزب جمهوری خواه و دمکرات از آن و کج دار و مریز رفتار اروپاییان ولو این که به ظاهر حمایت های محتاطانه از می کنند این مطلب را به ذهن متبادر می کند که نکند این جنگ لفظی و زرگری است که و اروپا با هم راه انداخته اند و در خفا با هم هم پیمانند. ما که نمی دانیم در جلسات خصوصی آنها با هم چه قرار و مداری می گذارند.
دلائل من به این شرح است:
۱- و اروپا هیچ گاه با میانه خوبی نداشته اند و در جنگ ۸ ساله آن را به خوبی نشان دادند. در بسیاری از موارد دیگر هم با هم هماهنگ و همگام بوده اند. شمارش آن از حد بیرون است، اگر چه بعضی اوقات بنا به مقتضیاتی تفاوت هایی هم مشاهده شده است. آنها در هر حال ۱+۵ هستند و در مقابل ایران. فکر نکنیم تغییر مواضع داده اند. شاهد از غیب رسید و رئیس جمهور فرانسه که پس از سخنان ترامپ در سازمان ملل امسال (۱۳۹۶) که آن را نادرست خوانده بود در اظهار نظر بعدی گفته است که می توان بر ایران فشار بیشتری آورد.
۲- اروپا و همواره با رژیم صهیونیستی دوست بوده و از آن حمایت کرده اند.
۳- دو حزب جمهوری خواه و دمکرات علی رغم اختلاف سلیقه ها در رابطه با طرفداری از رژیم صهیونیستی و مخالفت با ایران یکی بوده اند. اوباما با اینکه نمی خواست را کند ولی تحریم های فراوان دیگری را بر علیه ایران وضع کرد. ترامپ همان کاری را می کند که او کرد منتها با شدت بیشتر. به عبارت دیگر می توان گفت که ت قبلی امریکا های بعدی را داشت و این ت های بعدی را عجولانه می خواهد در همین انجام دهد. به نظر نمی رسد از نظر محتوایی با هم فرق چندانی ند.این اقا فقط قدری عجول است. ایران باید آنقدر عاقل باشد که این زیرکی ها را پاسخ گوید. ترامپ زیاده خواهی می کند و ضمنا می خواهد مانور دهد که با سیاست دمکرات ها مخالف بوده است اگرچه این مخالفتهای انتخاباتی دارد کمرنگ می شود.
۴- به دنبال آتش افروزی و ترساندن و متحد کشور های عربی با هم است بر علیه ایران بمنظور بهره برداری اقتصادی بیشتر و اکنون هیچ سوژه ای بهتر از این نیست و عربها با تمایلات وه گری که بعضا دارند با این امر موافقند و نشان داده اند که تهدیدشان نیست چون نوچه امریکا است و با وجود امریکا زورشان به آن نمی رسد و چه بسا از نظر فکری وعقیدتی هم با آن هماهنگ بوده اند ولی رو نمی کرده اند. آ ین آن را در آشتی حماس با رژیم خودگردان فلسطین دیدیم. امریکا از این تهدید ها سود می برد و اسلحه های خود را می فروشد و سهمی هم در این زمینه نصیب اروپا و به ویژه انگیس می شود. پس این مناقشات به نفع امریکا و اروپا هر دو هست.
۵- اینکه اروپا بر نگهداشتن اصرار دارد چون واقعا به نفعشان هست. ما همه تعهدات در انجام دادیم و دیگر «از حق مسلم ماست» هم سخن نمی گوئیم و نبض کلی اقتصادمان توسط تصمیم گیرندگان طراز اول هم با معاملات خارجی و به ویژه غربی می زند و آنها هم از این بهتر چه می خواهند. هم فال است و هم تماشا. با حضورشان هم ارزی بیشتر ملت ایران و هم وابسته تر اقتصاد ما و در مواقع لازم هم آشکارا و یا زیرکانه تهدید از ان آنهاست. اکنون همه فعالیت های اتمی ایران زیر ذره بین سازمان انرژی اتمی دنیا است و تازه لفظ راستی آزمایی را هم برای ما به کار می برند!
۶- معاملات با ایران همچنان در هاله ای از ابهام است و این برای کشور ما همیشه دغدغه و نگرانی است. اروپا هم از این بی بهره نیست. پول های ما هم که به کشور برنمی گردد و ما منفعلانه باید در مذاکرات به نوعی تمکین کنیم و این برای اروپائی ها هم بد نیست. هر وقت بخواهیم حرفی بزنیم مسئله ادعاهای امریکا را به رخ ما می کشند.
۷- برای عده ای از ایرانی هایی که دل به آنطرف آب دارند هم بد نیست. آنها در نهایت میل به سمت غرب و امریکا دارند و لو هر چه باشد از وضع موجود ایران برایشان بهتر است. هر روز که از خواب بر می خیزند منتظرند تا افاضات آن طرف را بشنوند و سرگرم تحلیل حرفهای آنها باشند.
۸- اظهارات آقای در مورد به گونه ای است که انگار معجزه ای در قرن رخ داده است و تابوئی برای ایشان شده است که هیچگاه حاضر نیست و اجازه نمی دهد ی به آن نگاه چپ کند. او می گوید بر روی کلمه به کلمه آن کارشناسان ما کار کرده اند معنایش چیست؟ این این ایده آل و منتهای آرزوی ما بوده است و نه اینکه ما آن را بر حسب اضطرار پذیرفته ایم. در حالیکه ظریف می گفت این آنچه بود که توانستیم و نه آنچه که می خواستیم. این مسئله در زبان رئیس جمهور گم شده است و این اصرار بر حفظ به عنوان تابوئی که ی نباید به آن اعتراض کند امریکا را بیشتر ترغیب می کند که با نقض آن ما را بترساند. در حالیکه بهتر بود وی اشاره می کرد این ما بودیم که به آنها امتیاز دادیم که حاضر شدیم همه توانمندی های خود را نابود کنیم و از موضع خود کوتاه بیائیم و نه اینکه آنقدر فضائل دارد که مطلوب واقعی، و صد در صد ماست این موضع انفعالی در مورد است. باید ایشان مدعی باشد که در به ضرر ما عمل شده و ما کلی از منافع خودمان چشم پوشی کرده ایم و نه اینکه صددرصد مطلوب ما بوده که حالا مواجه با زیاده خواهی امریکا بشویم که اگر بر فرض کوتاه بیاید و دست از این زیاده خواهی ها بردارد ما خوشحال بشویم و از آن متشکر!
ما چقدر در مورد نقض کار حقوقی کرده ایم و در مجامع بین المللی آن را به ثبت رسانده ایم. اظهار نظر های روزمره باد هوا است و نمی ماند. مهم این است که اگر ما مدعی نقض توسط امریکا و یا دیگران هستیم با استمداد از کازشناسان حقوقی قوی آن را مستند کنیم.
به مسائل نباید دل بست و به اینکه امریکا در جهان مفتضح شد و مانند آن! در اجلاس وزرای خارجه در نیویورک هم هیچیک از اعضای ۱+۵ امریکا را با آن سخنان نادرستش در مورد ایران محکوم ن د و جلسه بدون نتیجه پایان یافت. سیاست این چیزها را نمی شناسد. الان در میانمار دارند قتل عام می کنند و هیچ کوچکترین اعتراض عملی جز اظهار تأسف نمی کند. زور همه چیز را دگرگون می کند. تروریست را به جای قربانی می نشاند و بر ع قربانیان می شوند تروریست. مگر نمی بینیم که عربستان که م ع و به وجود آورنده تروریسم بود و هست حالا مدعی مبارزه به تروریسم شده و رسانه هم دارند آن را به مردم القا می کنند.
اما نتیجه این تحلیل اگر درست باشد برای آنها به این قرار است:
۱- ایران را وادار می کند که به هر قیمت که شده از حمایت کند و سر انجام از اینکه نشود خوشحال باشد و لو اینکه چیزی از آن باقی نمانده باشد؛
۲- به اروپا دل می بندد و به هر لبخند آنها کلی خوشحال می شود و برای آنکه به امریکا نشان دهد که ضرر نکرده است به هر قرار دادی پایبند می شود و از ترس آنکه مبادا آنها هم با وی مخالفت کنند زیر بار هر تحمیلی می رود
۳- عرب ها خوشحال اند از این که مشغولیاتی برای ایران درست شده و این جنگ لفظی همچنان برقرار است و توجیهی برای اتلاف سرمایه های ملی شان می شود.
۴- ایران همیشه چشمش به سمت اروپا است کما اینکه تا کنون این طور نشان داده است و در نتیجه از تولید و اشتغال داخلی که مصیبت بزرگ کشور است باز می ماند و این مطلوب غرب و نیز ست.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: ، اتحادیه اروپا، جنگ زرگری، رژیم صهیونیستی، تحریم ها، اتحاد اعراب و ، زیاده خواهی امریکا،
برچسب ها : نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل - ,امریکا ,اروپا ,اینکه ,بوده ,دارند ,زیاده خواهی ,علیه ایران ,اینکه ,نشان داده ,مورد
شریعتی به روایت محمدرضا حکیمی: «ابوذر عاشورایی»
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   شریعتی به روایت محمدرضا حکیمی:

 «ابوذر عاشورایی»  

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
تصویر مرتبط

 

 ... «مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط ): محمدرضا حکیمی که بنا به وصیت نامه شریعتی، وصی او معرفی شده، یادداشتی درباره علی شریعتی دارد که او را «ابوذر عاشورایی» می نامد. حکیمی در این یادداشت از نسبت شریعتی با ت انقل و از جمله (ره) می گوید. بخشی از این یادداشت را در ادامه می خوانید:
 در خاندان ایمان و آگاهی زاده شد. در فروغ مجاهدت و درگیری بینایی آموخت. در مکتب تفسیر و قرآن پرورش یافت. خون شهیدان را –هم در تاریخ و هم در روزگار خویش- مانند خون ی مسجد گوهرشاد تا ی ۱۵ داد- لمس کرد. درس خواند. مسافرت کرد. با افکار و شه ها آشنا شد. دید. درک کرد و دانست. کتاب جامعه و شهادت را بارها خواند. فصل جهاد و حماسه را از بر کرد. دشمنی با استعمار و استبداد در خونش جای گرفت. با همۀ پیشوایان و مجاهدان زندگی کرد. در برابر «سیمای محمّد –ص-» پروانه گشت، و تا خود را بسوزانَد بدان نزدیک شد. در چکاد والاییها، علی «ع» را دید. در وجود او محو گردید. ابوذر را دید، راه مبارزه آموخت. عَمّار را دید، شهیدی را که ملاک حق و باطل است شناخت («سَتَقْتُلَکَ الفِئَهُ الباغِیَهِ ←ای عمّار، تو را گروه کار خواهد کشت» -حدیث نبوی). از کنار پیکر مسموم مالک اشتر گذشت. در مَرْجِ عَذْراء بر بدن حُجربن عَدی گزارد. ظهر عاشورا به سرزمین خون سجده کرد. وقتی به صحرای کربلا نزدیک شد، حسین شهید شده شود. تابش آفتاب عاشورا بر خون حسین، روح او را دوباره آفرید. به هر سوی دوید تا حسین را بیابد، پیکر آغشته به خون را یافت. در کنار آن بدن ایستاد و بدان خیره گشت، دید هنوز سخنی را زیر لب می کند: «هَلْ مِنْ ناصرٍ یَنْصُرُنی؟» پاسخ داد:
«لبّیک، من، من تو را یاری می کنم. ای شهید راه خدا، من تو را یاری می کنم و با تو پیمان می بندم که با یزید بیعت نکنم، و فریاد تو را به نسلها و زمانها برسانم تا هیچکدام، در هیچ زمان، با یزید روزگار خویش بیعت نکنند». دشمنی با طاغوتها در این «ابوذر عاشورایی»، دشمنی-ای خونی بود.
  شریعتی استعمار را می شناخت و از شِگِرْدهای استعمار بخوبی آگاه بود. از مبارزات سیاهان خبر داشت. از نحوهْ عمل استعمار فرانسوی در الجزایر مطّلع بود. هم از روح مبارزۀ این ملّتها زمینه ها یافته بود، و هم نفوذ استعمار را در کشور ما –بویژه در پنجاه سال اخیر- با همۀ وجود حس می کرد.
می دید که چگونه دشمنان دین و عد و مردم و حق، برای فریفتن عوام، به دینداری و عد گستری تظاهر می کنند و توده ها را فریب می دهند. بحث «تشیّع علوی و صفوی» را برای همین به میان کشید. غرض او از این بحث، تاریخ نویسی نبود، شرح حال زمان بود. نمی توانست تحمّل کند که دستگاه حاکم، پیشوایی دینی را از مملکت ی ایران تبعید کند، و سپس مجلس روضه بگیرد و خود در مجلس حسین عزاداری کند. پس دو تشیّع است: تشیّع انقل ، و تشیّع نمایی برای اه ی خاص؛ تشیّعی که هدف است و تشیّعی که وسیله.
 اختلافی که با برخی از روحامیان داشت نیز از همینجا بود. ّت ر به سه بخش تقسیم می کرد:
(۱)-
گروهی که جز تأمین زندگی منظوری ندارند و از اهلیّتهای لازم بی بهره اند و به جای خدمت به دین خیانت می کنند. این گروه را –مانند هر مسلمان آگاه و هر بصیر و عالم و عامل و متعهّد- نمی پذیرفت. و طبق روایات و دستورات دین، اینگونه عالمان را در امر دین متّهم می ساخت («فاتَّهِمُوهُ فِی دِینِکُم» – صادق «ع»).
 (۲)-
گروهی که فضل و دانش دینی دارند، امّا فاقد آگاهی زمانی و شعور و تجربۀ اجتماعیَند. این گروه را هم برای تبلیغِ درست و نشر ، در جهل امروز، مجهّز و قادر نمی دید. و او عقاید خویش را در این کورد کتمان نمی کرد و صریحاً می گفت.
 (۳)-
گروهی دیگر عالمان مجاهد آگاه و طلّاب فداکار متّقی. این دسته را می پرستید. ا. خ.د می گفت: «دانشجویان، اغلب در چهارسالۀ دورۀ دانشجویی به مبارزات اجتماعی می پردازند، ولی ّون و طلّاب در همۀ عمر در سنگر مبارزه اند. بنابراین، اگر طلّاب، با فرهنگِ مبارزه بیشتر آشنا گردند، مبارزات اجتماعی و دینی به ثمر خواهد رسید، و اگر امیدی هست، به ّت است».
 و این سخن از او معروف است:
 من بعنوان ی که رشتۀ کارش تاریخ و مسائل اجتماعی است، ادّعا می کنم، در تمام این دو قرن گذشته، در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضای یک نجف رفته نیست؛ در حالی که در زیر همۀ این قراردادهای استعماری، امضای آقای و آقای فرنگ رفته هست … این یک طرف قضیّه، از طرف دیگر، پیشاپیش هر نهضت مترقّی ضدّ استعماری در این کشورها، همواره بدون استثنا، قیافۀ یک یا چند عالم راستین ی، و بخصوص شیعی وجود دارد …
 و این بزرگترین تقدیری است که تاکنون از ّت شده است …
٭
 یک بار شنیده بود که واعظ جاهلی در مشهد منبر می رفته است، و در یکی از منابر خود، به او بدگویی کرده و از جمله گفته است: « علی شریعتی مقلّد است». با شادی و شعف می گفت:
«حماقت این باصطلاح واعظ را ببین! او به جای مذمّت من، بهترین توصیف را در حقّ من کرده است. اگر من یک میلیون تومان می دادم، ی حاضر می شد برود، و در چنان اختناقی، در ملأ عام بگوید علی شریعتی مقلّد است… من غیر از ایشان چه ی را می توام بعنوان مرجع تقلید بپذیرم؟».
 ببینید، یک باصطلاح واعظ، تقلید از مرجعی شجاع را که بر ضدّ قدرتی قیام کرده بود (قدرتی که می خواست را از بین ببرد، و ایادی استعمار را روی کار آورد) تخطئه می کند، و در آنروزگار آب به آسیاب استبداد و استعمار و ز می ریزد، و شریعتی خوشحال می شود که –با اعتباری که میان نسلهای جوان دارد- در چنان مبارزاتی و با آن هدف (نه چیزهای دیگر، و رویدادهای بعدی…)، مقلّد آن مرجع قائم محسوب کردد. حال اگر او با چنان معمّمان فاقد درک و موضع، مخالفت می کرد گناه کرده بود؟ آیا شما در هر مقامی هستید –حتّی - با اینگونه مرتجعان موافقید؟ چگونه می توان توقّع داشت، که متفکّری انقل ، با آن روح بیدار، و دل دردمند، و وجدان آگاه، و شعور درونگر، و قلب آتش گرفته، و شناخت تخصّصی از مسیر انقلابها و تحوّلهای اجتماعی و تاریخی، دست آنگونه مرتجعان و بسته ذهنان و حماسه ستیزان را بِبوسد؟ ی که این سخن اوست و این درد او و درک او:
 اگر ما بینش مذهبی خویش را با منطق امروزیمان هماهنگ نکنیم، و متحرّک و متعهّد و مثبت را، آنچنان که بوده است، نشناسیم، با حمله های پیگیر و نیرومند امواج، و حتّی طوفانهای بنیان کن اجتماعی و اعتقادی و اخلاقث و مکتب های فکری و فلسفی این عصر، که از همه طرف بشدّت دارد به نسل جدید و روشنفکرهجوم می آورَد، احتمال این هست که در دو سه نسل دیگر، بسیاری از اصول اعتقادات خویش را از دست بدهیم، و نسلهای آینده اصولاً کوچکترین گرایش و حسّاسیّتی در این زمینه ها نداشته باشند، و دیگر برایشان حقیقی و افی فرقی نکند.
 این دردمندی و دردآشنایی و آگاهی و شناخت را مقایسه کنید با آنهمه جهل و انحطاط، یا خودکنارگیری، یا مال اندوزی و دنیاداری دسته ای از باصطلاح ّون. چگونه می توان از اینگونه انسانی آگاه خواست که به هر معمّم شده ای، به نام محمّد و علی و ابوذر و عمّار و عاشورا و شهادت و زینب و رس ، احترام بگزارد؟
 او با نادانان دنیاطلب مخالف بود، نه با چهره های حقیقی دین و فقه و تعهّد.
  شریعتی به ّت متدیّن آگاه عشق می ورزید. او به هنگام ذکر طلّاب مجاهد، لبریز از غرور و احساس می گشت، به هنگام یادآوری ان زندانی، موی بر بدنش راست می شد و برق غرور و انتقام در چشمانش شعله می زد. از حوزۀ علمیّۀ قم با احترام عمیق یاد می کرد و به اعتبار تعهّد و آگاهی، آنجا را چون کعبۀ آرمانها می دید. از عالمان و فقهایی چون آیه الله منتظری، با شکوه وتجلیل بسیار سخن می گفت. و با شیفتگی، اینگونه مردان را از جمله سازندگان روح خویش و حماسۀ خویش می دانست و سرمشق نسلهای مجاهد و درگیر.
 رو مۀ «کیهان»، قسمتی از نوشته های را –که از طریق دستبرد به دست مأموران افتاده بود و در اختیار «کیهان» قرار داده بودند- نشر کرد. هیئت تحریریّۀ رو مه یادشده –در آن روزگار- ندانستند که نمی توانند چهرۀ اصلی متفکّر ی، علی شریعتی، را آلوده سازند. این اندازه می دانستند و از وضع خود خبر داشتند که وقتی به او نام «همکار ما» بدهند، باعث آلودگی می شود، امّا ندانستند که دریا به پوز… نجس نمی شود.
  شریعتی، با کمال هوشیاری، در مقالۀ «بازگشت به خویش»، مطالبی علیه استبداد موجود و نظام فاسد گنجانیده بود، و آنان سفیهانه نفهمیدند و آن مقاله را در تیراژی وسیع نشر دادند.
  شریعتی، انسانی بزرگ، مسلمانی مجاهد، شیعه ای خالص و مخلص و دارای سوز و شور معروف تشیّع، علی شناس آگاه، و پرخاشگری بیدارکننده، و مبارزی آشتی ناشناس، و متفکّری عمیق، و وجدانی بیدار بود، و فریادی که تا جاودان طنین افکن است.
 همانگونه که روح حسن صَبّاح، در کوههای اَلَموت هنوز می گردد و پاس می دهد، روح شریعتی –این مبارز آگاه علوی- سالهای سال، از کران تا کران ایران و دیگر کشورهای ی و هرجای جهان که جوانان مسلمان حضور داشته باشند، خود را می نماید، و در وجدان زمان و پیکر تاریخْ حاضر است.
 روح شریعتی، در حسینیّه ارشاد، در مسجدها، در مدرسه ها، در حوزۀ علمیّۀ قم و میان ّون مبارز و طلّاب جوان، در مشهد، در مسجد گوهرشاد، در فضای کانون نشر حقایق ی، در همۀ دانشکده ها و مدارس عالی، در هر جا که او بوده و سخنرانی کرده است، در خانه ها و کتابخانه ها، در دل و جان جوانان، همه جا و همه جا حاضر است و همیشه در میان نسلها و نسلها هست و با آنان است، به آنان الهام می بخشد، آرمان می دهد، حماسه می آموزد، و در آنان آگاهی و ایمان و جهاد می آفریند. و علی و فاطمه و حسین و زینب را می شناساند ...

 منبع: الحیات

مطالب مرتبط:

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: شریعتی، محمدرضا حکیمی، استعمار، دین فروشی، تشیّع علوی و صفوی، تشیّع انقل ، تشیّع نمایی،
برچسب ها : شریعتی به روایت محمدرضا حکیمی: «ابوذر عاشورایی» - ,شریعتی , ,استعمار ,خویش ,آگاه , شریعتی ,محمدرضا حکیمی , شریعتی، , شریعتی، ,مبارزات اجتماعی ,شریعتی مقلّد ,روایت محمدرضا حکیمی
مردم برای آن انقلاب د که ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مردم برای آن انقلاب د که ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

https://scontent-vie1-1.cdninstagram.com/t51.2885-19/s320x320/20214187_275036759645549_3492494365169811456_a.jpg

 

نتیجه تصویری برای و سیاست

 

نتیجه تصویری برای و سیاست

 

تصویر مرتبط

 

 

 تابناک: می-خواهیم بحث اخلاق وُ سیاست وَ حدود و صغور آن را در ارتباط با همدیگر داشته باشیم. این که آیا آنچه هدف سیاست در جامعه ی است چه ارتباطی با اخلاق دارد و تفاوت آن با نگاه غیر دینی در چه است؟
 ملاک دیدگاه ی در سیاست فقط قدرت نیست  محمد رضا زائری : اساس سیاست قدرت طلبی است. سیاست راه به قدرت رسیدن را به ما نشان می دهد و سیاست ورزی تلاشی است برای به دست آوردن، حفظ و توسعه قدرت از طرف دیگر تلاش اخلاق برای ایجاد تعادل بین قوا است. تعریفی که از اخلاق می شود این است که انسان یا جامعه بین قوه غضب، و قوای دیگر تعادل برقرار کند. طوری که نه چنان دل رحم باشد که نتواند حکم خدا را اجرا کند و مجرم و متهم را در دادگاه محاکمه و مجازات کند و نه چنان بی رحم شود که فقط به ش تن و بستن و خوردن و بردن فکر کند و دیگران را نبیند. اینجا به نظر من تعارض به وجود می آید . ملاک دیدگاه ی در سیاست فقط قدرت نیست و نمونه های درخشانی در این زمینه در و سیره و اهل بیت و یارانشان داریم. اینکه در تصمیم گیری و قرار گرفتن در دوراهی ها اولویت را به ارزش ها داده اند. چون مکتب و اهل بیت برای تعالی بشر و انسان سازی آمده است و هویت بزرگان این دین معلمی و پدری است. نه فقط در در یت هم حضرت به عنوان معلم محسوب می شود. یک معلم و یک پدر مساله اش حفظ قدرت نیست. مساله صلاح و سعادت فرزند و دانش آموزش است. وقتی به اکرم در بدترین شرایطی که حتی ایمان آوردن یک نفر هم برایش اهمیت داشت عده ای از مشرکین می گویند که ما ایمان می آوریم ولی نمی خوانیم، با هر محاسبه ظاهری و مادی بخواهیم حساب کنیم می گوییم باید قبول می کرد قدرت با تعداد افراد ایمان آورده بیشتر زیادتر می شد. همان اول می گوید مساله من این نیست هیچ هم یاری-ام نکند باید وظیفه ام را انجام بدهم. المومنین بارها در شرایطی قرار می گیرد که کافی بود کمی بعضی معیارها را کنار می گذاشت تا قدرت بیشتری داشت اما هرگز زیر بار نمی رود. علی در رویارویی با معاویه و در شرایط دشوار آن موقع شام متهم می شود که زیرکی و سیاستمداری معاویه را ندارد در مورد این اتهام می گوید: به خدا قسم معاویه زیرک تر و سیاستمدار تر از من نیست. اگر تقوا نبود من از همه زیرک تر بودم. این که من خوب می دانم چگونه می شود دروغ گفت و فریب داد اما من برای اینها نیامده ام.
 در حادثه عاشورا صحنه های بسیار عجیب است که کمتر به آنها اشاره می کنیم. ما روضه ها را می گوییم ولی برخی از این آموزه های اخلاقی تاریخی را کمتر مورد توجه قرار می دهیم.
وقتی مسلم بن عقیل در خانه هانی بن عروه در است و ابن زیاد به عیادت هانی آمده است کافی است مسلم از بیرون بیاید و ابن زیاد تنهای در موضع ضعف را از پشت گردن بزند. اگر با این محاسبه نگاه کنیم شاید اصلا حادثه کربلا اتفاق نمی افتاد و حسین شهید نمی شد. اما مسلم این کار را نمی کند چون متعلق به مکتبی است که که معیار دارد و به دشمن شبیخون نمی زند حتی اگر خودش کشته شود.
 خود حسین وقتی در کربلا با حر مواجه می شود و راه را به حضرت سد می کنند.
حضرت در کنار آب بودند. نه تنها آب را به لشکر حر نمی بندند بلکه خود حسین(ع) دستور می دهد که چون اینها همه خسته اند به همه شان آب دهید. از جانب یک یکی از لشکریان ابن زیاد نقل شده است حسین به من آب داد و وقتی خودم سیر شدم دستش را زیر دهان اسب من گرفت و از مشکش آب ریخت و به اسب من آب داد.
 آن چیزی که این مکتب را پایدار و زنده نگه داشته است این موارد است. در این گلوگاه ها و در این مقاطع حساس پیشوایان ما حاضر نشدند به هر قیمتی قدرت را به دست بیاورند.
_ یعنی «در مکتب دین تفاوت معنی داری در نگاه به سیاست، نسبت به غرب و نگاه غیردینی وجود دارد؟».
  کاملا است اما سیاست برای قدرتی که بتواند اه اساسی دین را تامین کند. بتواند جامعه را نجات دهد و خیری را فراهم کند.
 در دنیای غرب یک سیاست مدار قدرت می خواهد که بر منابع تسلط یابد و به ثروت برسد. اما در دین ما قدرت برای اصلاح است. برای این است که بتوانید عد را برقرار کنیم و سعادت ا وی را فراهم سازیم. برای همین است که المومنین می گوید به خدا قسم اگر نتوانم حقی را اقامه کنم و جلوی ظلمی را بگیرم این حکومت از آب بینی بز برایم کم ارزش تر است. برای المومنین حکومت به هر قیمتی هدف نیست.برای همین است که سالها می رود در خانه می نشیند و در کارش در مزارع چاه کندن و درخت کاشتن است. برای اینکه نمی خواهد به هرقیمتی حکومت کند. حتی وقتی مردم می آیند با ازدحام زیاد با خواهش و تمنای فراوان از او می خواهند برای حکومت بیاید ایشان می گوید: «من اگر بیایم بیت المال را از ک ن و مهریه نشان هم باشد پس می گیرم. اگر بیایم بر اساس سیره حکومت خواهم کرد». این روندی بود که پیشوایان ما در پیش می گرفتند. رویکرد کاملا است اما سیاست برای قدرتی که بتواند اه اساسی دین را تامین کند. بتواند جامعه را نجات دهد و خیری را فراهم کند. اگر غیر از این باشد و اگر در هر مرحله ای لازم باشد کاری را که با آن اصول تعارض دارد قطعا باید رفتارمان را متوقف کنیم. ما دنبال این نیامده ایم. _بعد از استقرار با همین شیوه جلوه آمده ایم؟
 تمام این سیاست ورزی و سیاست پیشگی و نهاد سازی و دستگاه های اجرایی و مجلس خبرگان و شورای نگهبان تا مجلس شورای ی وریاست جمهوری همه این ها وسیله بوده برای تحقق هدفی بزرگ تر.
 از شهید بهشتی چند خاطره عجیب نقل شده است. ایشان در برابر دشمن خودش در مناظره با سران حزب توده، وقتی شخص آیه ای از قرآن کریم را اشتباه می خواند، شهید بهشتی روی کاغذ آرام بی سر و صدا، شکل صحیح آیه را می نویسند و بی آنکه ی متوجه شود او را راهنمایی می کنند.
بعد از پایان جلسه، ایشان که رقیب و طرف مناظره بوده است به شهید بهشتی می گوید تعجب می کنم تو چرا این کار را کردی؟ من اگر جای تو بودم و طرف مقابلم بخشی از کتاب سرمایه مار را اشتباه می خو همان را چماق می و بر سر تو می زدم و مناظره را به نفع خودم تمام می . شهید بهشتی می گویند ما نیامده بودیم که با هم بجنگیم. آمده ایم که حقی را با کمک هم آشکار کنیم. در آن ایام ملتهب و انقل اول انقلاب وقتی مردم در ضد شاه شعار داده بودند که شاه زاده است. شهید بهشتی با تندی و عصبانیت می گویند شما شرعا و اخلاقا حق ندارید چنین چیزی بگویید. پدر و مادر شاه ازدواج شرعی کرده بودند. شما حق ندارید به دشمن خودتان تهمت بزنید. یا در جایی دیگر وقتی طرف مقابلشان بنی صدر است و کار او تا درگیری مسلحانه پیش رفته، گروهی برای زن بنی صدر تعقیب و مراقبت گذاشته اند تا از این طریق بتوانند خود بنی صدر را دستگیر ند. ایشان جلوی این کار را می گیرند و به تندی برخورد می کنند می گویند ما حق نداریم در امور خانوادگی افراد دخ کنیم. ما با خودش کار داریم با خانواده-اش چکار داریم؟! اینجاست که مفهوم قدرت متمایز می شود و ارزش محسوب می شود. ما نیامدیم به هر قیمتی این قدرت را حفظ کنیم. نیامدیم به هر قیمتی قدرت را به دست بگیریم. ما برای یت دیگری آمده بودیم. تمام این سیاست ورزی و سیاست پیشگی و نهاد سازی و دستگاه های اجرایی و مجلس خبرگان و شورای نگهبان تا مجلس شورای ی وریاست جمهوری همه این ها وسیله بوده برای تحقق هدفی بزرگ تر._ به نظر نمی-رسد که ما نسبت به اول انقلاب، در دعواهای و مباحثات انتخاباتی از آن رویکرد آرمان گرایانه فاصله گرفته ایم؟ شاید با مروری بر آرشیو رو مه ها و تیتر آنها، شکل و محتوای مناظره-های فکری و انتخاباتی و تحلیل آماری واژگان به کار رفته این تغییر را لمس کنیم. به نظر شما اخلاق و سیاست ورزی در جامعه ها دچار چه تحولی شده است؟ آیا مبانی و اصولی که بر روی آنها سیاست اخلاقی را می خواستیم پیش ببریم دچار آسیب شده است؟  مدعیان اخلاق مداری از جمله خود ما ون گاهی آلوده شده ایم ...
 شد غلامی که آب جوی آرد / آب جوی آمد وُ غلام ببُرد  خیلی وقتها ما برای هدف دیگری و کار دیگری شروع کردیم ولی ممکن است سر از جای دیگر درآوردیم. در دوره های اول و دوم مجلس شورای ی یکی از نامزدهای انتخابات مجلس را به خاطر دارم که وقتی به او می گفتند که چرا برای تبلیغات اقدام نمی کنی؟ می گفت من شرعا وظیفه داشتم به عنوان یک تکلیف الهی و به عنوان یک واجب شرعی نامزد انتخابات شوم تا به خدمت کنم. مردم خواستند رای بدهند این تکلیف گردن من می-آید و اگر رای ندادند از روی گردن من می افتد و بر می گردم سر کار خودم. یادم می آید یک ریال هم هزینه نکرده بود و از ی هم پول نمی گرفت. می گفت اگر ی یک ریال به من بدهد بعدا توقع خواهد داشت و انی هم که می خواستند برای او پوستر چاپ کنند وَ تبلیغ کنند، می گفت اگر بین خدا و خودتان این را وظیفه الهی می دانید انجام بدهید حتی اگر به من اطلاع هم ندهید تا من به شما احساس دین م. تا اینکه امروز وقتی ی می خواهد مجلس شود باید میلیاردی ج کند با صاحبن زر و زور و تزویر هماهنگ شود. در بعضی مناطق حتی کار انقدر شکل نازل پیدا می کند که سران برخی طوایف و قبایل را جمع می کنند و تراول چک پخش می کنند و وعده وُ وعید می دهند. سیب زمینی توزیع کند، شام بدهد وعده های دروغ که ربطی به مسولیت نمایندگی ندارد. تا مسائل ت یبی. برخی شرکت ها و گروه ها رسما رقم اعلام می کنند که برای زمین زدن رقیب شما این قدر مبلغ بدهید تا مثلا در فضای مجازی او را نابود کنیم با ع فوتوشاپی و خبر دروغ و فضاسازی که انجام خواهد شد رقیب نابود بشود. از آن خاطره مجلس اول انقلاب تا این موردی که ذکر در دوره اخیر به طور مصداقی مواجه شده-ام.  این مساله و این تغییر کاملا مشهود است. علت اصلی وضعیت امروز منفعت طلبی و دنیاگرایی و سودجویی وُ حرص است. متاسفانه مدعیان اخلاق مداری از جمله خود ما ون گاهی آلوده شده ایم. انی که در جایگاه دعوت مردم به تعالیم اخلاقی و دینی بودند به منفعت طلبی های حزبی و آلوده شده اند. طبیعتا در چنین جایگاهی نسبت مردم و سیاستمداران مثل بچه ها و والدینشان خواهد بود. وقتی بچه ها دیدند که پدر و مادر دارند کاری انجام می دهند خودشان به شکل اولی آن کار را انجام خواهند داد. «اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی/ برآورند غلامان او درخت از بیخ» ...
  ی که از یک ثروتمند مشهور شهر خودشان چند میلیارد پول می گیرد این پول را چگونه برخواهد گرداند؟ با حقوق نمایندگی؟ طبیعتا تخلفی از قانون، یک کار مجرمانه و پنهان و غیراخلاقی انجام خواهد داد تا این پول را برگرداند.
 وقتی مردم ببینند مجلسشان، استاندارشان، مدیرکلشان و رئیس اداره-شان در موضوعی چندان پایبند و ملتزم نیست طبیعتا وضعیت بدتری خواهند داشت. این منفعت طلبی، دنیاگرایی و سودجویی باعث شده معیارهایمان را کنار بگذاریم و حاضر شویم به هر قیمتی قدرت را به دست بگیریم. حتی کار به جایی برسد که محاسبه مادی و چرتکه بیاندازیم که انقدر میلیارد ج کنم بعد از به دست آوردن منصب فلان میلیارد می توانم جبران کنم. ی که از یک ثروتمند مشهور شهر خودشان چند میلیارد پول می گیرد این پول را چگونه برخواهد گرداند؟ با حقوق نمایندگی؟ طبیعتا تخلفی از قانون، یک کار مجرمانه و پنهان و غیراخلاقی انجام خواهد داد تا این پول را برگرداند.  شاید این امر و هزینه کرد انتخاباتی به این شکل در دنیای سیاست مرسوم در دنیا پذیرفته شده باشد ما با مدلی متفاوتی که مدعی آن هستیم وَ به این عرف معتقد نیستیم ساز وُ کار وَ نهاد خاصی نداریم که به این مساله را کنترل کند؟ از لحاظ نظارت و قانون و غیره؟
 _اگر یک ناهنجاری فراگیر شد دیگر قابل کنترل نیست.  کنترل اولا زمانی اتفاق می افتد که آن اجرای قانون خودش آلوده نباشد و بتواند سفت بایستد و برخورد کند. البته در این حوزه قوه قضاییه ضعیف عمل کرده است. اینجا باید با قدرت وارد می شد. از قوه قضاییه که بگذریم خود دستگاه های اجرایی که متولی کنترل و نظارت و قانونمداری بودند گاهی خودشان آلوده شدند. و نتوانستند کنترل کنند. ثانیا کنترل و نظارت و جلوگیری و برخورد قانونی وقتی معنی دارد که در واقع یک ناهنجاری استثنتا باشد. اگر یک ناهنجاری فراگیر شد دیگر قابل کنترل نیست. اگر ع ی از نامزد انتخابات به دست شورای نگهبان برسد که آن آقا با خانمی در خارج از کشور ع انداخته است نسبت به این واکنش جدی نشان خواهند داد. اما اگر گزارش به دستشان برسد که هزینه های انتخاباتی فلان نامزد انتخابات به شکل خاصی تامین شده است شاید به آن صورت روی این موضوع حساسیت به ج داده نشود.
 در سیستمی که رشوه گرفتن و زیرمیزی گرفتن رویه و قاعده شد و همه آلوده شدند طرف می گوید حقم است چرا من نخورم. اتفاقی که در مسائل ما می افتد متاسفانه این است. نمی خواهم بگویم همه آلوده شده-اند. ولی میزان آلودگی و سطح خطا و انحراف آن قدر است که دیگر نمی شود آن را استثنا به شمار آورد. بلکه دارد به قاعده تبدیل می شود. و انی که انتظار می رفته با قاطعیت بایستند متاسفانه کوتاهی کرده اند. مثلا اگر ع ی از نامزد انتخابات به دست شورای نگهبان برسد که آن آقا با خانمی در خارج از کشور ع انداخته است نسبت به این واکنش جدی نشان خواهند داد. اما اگر گزارش به دستشان برسد که هزینه های انتخاباتی فلان نامزد انتخابات به شکل خاصی تامین شده است شاید به آن صورت روی این موضوع حساسیت به ج داده نشود. به هر حال این سوال به وجود می آید که این همه ج های تبلیغاتی از کجا تامین می شود؟
 شما در برخی موارد دیدید که افرادی مثل شهرام جزایری و بابک زنجانی یا دیگران در حواشی که پیرامونشان به وجود آمد، یکی از مسائل مطرح شده این بود که به برخی از مسئولان و چهره های کمک های مالی کرده اند. ی نیامد بررسی کند و آن مسئول هم نیامد صادقانه جواب دهد که من برای چه این را گرفتم. یکی از آقایان که مبلغی از او گرفته بود در جواب گفته بود او به همه کمک کرده است.
 امروزه در رقابت ها ، بحث ها و مبازرات ادبیاتی در حال رایج شدن است که قبلا وجود نداشت. ادبیاتی نزدیک به ادبیات ناسزا، واژه هایی که به نظر ادبیات لمپنیستی محسوب می شود. حال ممکن است این ادبیات از رو مه ای، تریبونی، کانال تلویزیونی و امثال آن منتشر شود. به نظر شما این ادبیات تا چه حدی برای جامعه ما قابل قبول و قابل توجیه است؟  داماد شهید بهشتی خاطره-ای از ایشان نقل می کنند؛ می گوید: رفته بودیم قبر یکی از فلاسفه مشهور که به الحاد شناخته می شود در گورستانی قدم می زدیم می خواستیم قبر او را ببینیم. همین طور که می گشتیم یکی از همراهانمان که آنجا بود قبری را نشان داد که روی آن سگی نشسته بود و گفت حتما همان قبری است که سگی روی آن نشسته است و تعبیری توهین آمیز استفاده کرد. شهید بهشتی به قدری ناراحت شد و به تندی عتاب کرد که ما با او به جهت اعتقادی و فکری مشکل داریم. حق توهین و ناسزا گفتن نداریم. ادبی که پیروانش را با آن تربیت می کند طوری است که حتی به دشمن خودشان ناسزا نگویند. تعبیری از خواجه عبدالله انصاری نقل است؛ ی نامه ای به جناب خواجه و تعبیر بسیاری زشتی در مورد ایشان به کار برده بود. خواجه در پاسخ نوشته بود در مورد خودم فکر . به نظرم می رسد که شما اشتباه کرده اید. سگ با آن اوصافی که دارد آن صفت ها را در خودم نمی بینم. چهار دست و پا راه نمی روم و بدنم مو ندارد و ناخن هایم دراز نیست و غیره. می گویند طرف از این برخورد خواجه شرمنده شد. این درس را محمد باقر به جناب خواجه دادند. ی که وقتی طرف به مادر بزرگوارشان اهانت کرد حضرت جواب فرمودند: اگر نسبتی که به مادرم دادید راست است امیدوارم که خدا او را ببخشد و اگر آنچه گفتی دروغ است و ناروا خداوند از تو بگذرد. این منطق و منش و متانت و شخصیت در برخورد چیزی است که می خواهد در بین پیروانشان رایج باشد.
 _امروز مصیبت ما مصیبت دروغ است
 متاسفانه بالاتر از این اهانت ها در رفتارهای دروغ روا دانسته می شود.
بعضی از دوستان ما خبری را که صحت و سقمش معلوم نیست و حتی میدانند که شایعه است منتشر می کنند. وقتی به آن دوست اعتراض می کنم که چرا این کار را کردید؟ می گوید: تکذیبیه بفرستند تکذیبیه-اش را منتشر می کنیم. این رفتار را به هیچ وجه قابل توجیه و ی نمی-دانم.این با هیچ منطقی سازگار نیست. این کار انجام می شود که رقیب از میدان به در شود.
 _وقتی افراد دچار آلودگی می شوند و با متخلف هم برخورد نمی شود، مردم احساس می کنند که دوغ و دوشاب فرقی ندارد  مصیبت ما امروز مصیبت دروغ است. که در احادیث اهل بیت و روایات تاکید شده است که بالاترین معصیت ها و رذایل دروغ است. این دامن همه ما را گرفته است. وقتی افراد دچار آلودگی می شوند و با متخلف هم برخورد نمی شود، مردم احساس می کنند که دوغ و دوشاب فرقی ندارد و فرقی بین راست گفتن و دروغ گفتن وجود ندارد این احساس در بین مردم ایجاد می شود که اگر تخلف نکنند ضرر کرده اند.  اگر در جامعه شرایط طوری شود که مثلا کارمند یک اداره احساس کند اگر دروغ نگوید و چاپلوسی و ریاکاری نکند کارش پیش نخواهد رفت همه منافق می شوند. خطر اینجاست که همه فکر می کنند خوب و بد فرقی نمی کند. این شرایط اگر در جایی که بحث خدا و اعتقادات وجود ندارد باشد خطر کمتر است. ولی اگر این شرایط در فضایی باشد که مظاهر دینی همه جا را فرا گرفته، آن وقت اعتقادات مردم آسیب می بیند. چون اینجا همه اتفاقات به اسم دین انجام می شود و همه این اشتباهات به پای دین نوشته می شود.
 همه این آلودگی ها دامن دین را لکه دار می کند. منی که در جایگاه دعوت مردم به دین هستم وقتی دروغ می گویم، چاپلوسی و ریاکاری می کنم و تخلف انجام می دهم مردم می گویند شاید اصلا قیامت و بهشت و جهنمی که تا دیروز می گفت شاید خیلی هم واقعیت نداشته باشد. چون اگر واقعیت داشت خودش باید می ترسید و عمل می کرد. حالا که نگران نیست و احتیاط نمی کند و نگران نیست نکند سرکار هستیم.
 یکی از مسائلی هم که چند سال است در فضای رقابت و دعواهای و انتخاباتی بیشتر دیده می شود مساله افشاگری است. از سوی دیگر همین مقوله افشاگری در مطبوعات و رسانه هاست. اینجا مرز باریکی بین اخلاقی بودن و نبودن افشاگری وجود دارد.
آیا وقتی تخلفی را می بینید به عنوان یک مسلمان و یک شهروند به عنوان احساس مسولیت می توانید آن را اعلام کنید تا مورد رسیدگی قرار بگیرد یا آن را رسانه ای کنید. اینجا مساله آبروی مومن و اثبات تخلف و جرم در دادگاه هم مطرح می شود. ما کجا مجازیم سکوت کنیم و کجا در مقابل تخلف و فساد نباید سکوت کنیم؟  در مسائل عمومی که باید تند و قاطع و جدی برخورد می شد آنجا شل عمل کردیم و هی گفتیم آبروی مسلمان در خطر است بد عمل کردیم.
 به نظرم باید بین دو حوزه تفکیک قائل شد.
یکی در حوزه خصوصی و مسائل فردی است. آنجا اتفاقا اصل بر پوشی و تجاهل و بی اعتنایی است. اما حوزه دیگر، حوزه عمومی است که باید سخت گیری و افشاگری و دادگاه و محاکمه تند و جدی باید صورت گیرد. متاسفانه در سال های گذشته در حوزه خصوصی افراد بسیار بسیار تند عمل کردیم. طرف در خیابان با خانمی میرفته رفتیم از آنها شناسنامه خواستیم در حالی که شرعا مجاز نبودیم این کار را . یا گزارش رسیده در فلان خانه فلان اتفاق دارد می افتد ریخته در خانه و جمعشان کرده. از آن طرف در مسائل عمومی که باید تند و قاطع و جدی برخورد می شد آنجا شل عمل کردیم و هی گفتیم آبروی مسلمان در خطر است بد عمل کردیم.
 
آنجا که حوزه خصوصی است تخلف طرف به پول بیت المال و مسائل اداری و مسئولیت عمومی فرد ربطی ندارد. زمانی در دوره جنگ فردی نظامی در بخشی توپخانه ای مسئولیت مهمی داشته . به حضرت خبر می دهند این فرد مثلا در اهل مشروبات الکلی است. می پرسند که آیا در محل کار مشروب خورده؟ در محل کار چطور آدمی است؟ اتفاقا خیلی منظم است. صبح ساعت 8 می آید و 4 بعد از ظهر می رود. کارش ایرادی ندارد. آدم دقیق و مطمئنی است. می پرسد پس مشکلش چیست؟ می گویند شنیده ایم بعد که خانه اش می رود فلان کار را می کند. اتفاقا آنچه که برای ما مهم است چیست؟ آنجا که زندگی شخصی است نه تنها حق نداریم برخورد کنیم بلکه باید به روی خودمان نیاوریم.
 روایات کم نیست
در مورد اینکه المومنین در حوزه شخصی افراد وارد نمی شود و نمی-بیند و نمیشنود. همین المومنین وقتی خبردار می شود فلان فرماندار و فلان حاکمش در منطقه ای تخلفی کرده چنان برخورد می کند که آبرویی برای او در تاریخ باقی نمی گذارد و چنان برخورد می کند که ی جرات نکند دخ کند.
 وقتی به حضرت علی اطلاع می دهند که دختر شما گردنبندی را از بیت المال گرفته است، چنان عصبانی می شود و فریادی بر می آورد که بروید اسناد را بیاورید ببینم قید امانت شده است یا نه؟ وقتی دفتر بیت المال را می آورند و مشخص می شود که قید امانت شده است،
حضرت فریاد می زنند که به خدا قسم اگر قید امانت نشده بود در اسناد امانی بیت المال رسید نداشت و حساب و کتاب نداشت، دست دخترم را به عنوان اولین دختر از بنی هاشم انگشتانش را قطع می . مساله این است که وقتی پای بیت المال و مسائل عمومی به میان می آید شدت و حدت و قاطعیت لازم است.
 _گاهی به اسم کار ، حزبی و تشکیلاتی و رسانه ای اخبار دروغ را منتشر میکنیم.  متاسفانه ما این دو حوزه را با هم قاطی کرده-ایم. گاهی یک سری حرف ها را که معلوم نبوده تا چه حدی درست و راست است را منتشر کرده ایم که اتفاقا وظیفه داشته ایم که سکوت کنیم. در روایات داریم برای دروغگویی یک نفر همین بس است که هر چه می شنود او را بیان کند. تا وقتی یقین پیدا نکردی که این حرف راست است حق نداری آن را منتشر کنی. در 1400 سال پیش برای جلوگیری از اشاعه شایعه چنین اصلی گذاشته-اند که بین حق و باطل اندازه 4 انگشت فاصله است فاصله بین دیدن و شنیدن فاصله بین چشم و گوش. فقط چیزی را نقل کن که خودت دیدی و اسنادش را داری و مستند است. متاسفانه گاهی به اسم ، حزبی و تشکیلاتی و رسانه ای اخبار دروغ را منتشر کرده-ایم. اینجا ما و رقیب کمک می کنیم تا یک اصل مشترک از بین برود.
_ وقتی اعتماد عمومی از بین برود اعتماد نسبت به هر دو جناح از بین می رود
 وقتی اعتماد عمومی از بین رفت اعتماد نسبت به هر دوی ما از بین می رود. مخاطب نمی گوید قرمز خوب است آبی بد است یا بالع . مخاطب نمی گوید اصولگرا خوب است و اصلاح طلب بد یا اصلاح طلب خوب است اصولگرا بد. همه باهم از بین میروند.
مشکلی که داریم که منفعت دراز مدت عمومی و مصالح مشترک را درک نمی کنیم.
 _ن یتی عمومی حاصل همه رفتارهای غیراخلاقی جناح ها و گروه ها و جریانات مختلف در طول این سالهاست.  منفعت دراز مدت را بر منفعت آنی مقدم نمی کنیم. همه جای دنیا مردم این را رعایت می کنند. خیلی وقت ها ضررهای کوتاه مدتی را تحمل می کنند تا یک منفعت بزرگ تری حاصل شود. وقتی این اتفاق می افتد و مصلحت عمومی کشور را بر مصالح فردی خودمان مقدم نمی دانیم، به این فکر نمی کنیم که قرار است 50 سال دیگر هم بچه های ما در این کشور زندگی کنند. به این فکر نمی کنیم نیاز دارم آبرو داشته باشم 10 سال دیگر هم در این کشور زندگی کنم. مساله این است که الان رای بیاورم به مجلس بروم. الان حزب من قدرت به دست بیاورد. اینکه بعدش چه اتفاقی خواهد افتاد برایمان مهم نیست. نتیجه اش می شود بی اعتمادی عمومی و ن یتی و شیوع حال بد مردم. در تا ی و اتوبوس می بینید به طرز عمومی ن یتی را شاهد هستید. این حاصل همه رفتارهای غیراخلاقی جناح ها و گروه ها و جریانات مختلف در طول این سالهاست.
 _یکی از مواردی که می خواهیم نظر شما را در رابطه با آن بدانیم مساله دو قطبی شدن یا نشدن جامعه در مباحث انتخاباتی و است. ی اخیرا به یکی از ک داهای احتمالی توصیه داشتند که برای جلوگیری از دوقطبی شدن برای جامعه فعالیت های انتخاباتی نکنند. از طرفی دیگر انتخابات نیازمند فضای پرشور و شوق و رقابتی است . به نظر شما چگونه باید رفتار کرد که هم جامعه را دوقطبی نکرد و هم انتخاباتی پرشور برگزار کرد؟
  بزرگوار انقلاب سالهاست روی این نکته تاکید داشتند و از وقتی من یادم می آید ایشان نسبت به این موضوع با حساسیت برخورد می د که مسائل کلان نظام و اصول اساسی انقلاب باید حفظ شود.
آنچه ایشان نگرانند و آسیبی را که در پس دوقطبی شدن انتخابات می بینند این است که ما نسبت به مبانی و اصول و منافع مشترک بی توجه شویم. از این حوزه که بگذریم به طور طبیعی رقابت وجود دارد. افراد و جریانات که مثل هم نیستند. در دیداری که رو مه نگاران در سال 75 با انقلاب داشتند خاطرم است که ایشان به صراحت اعلام د که مساله ما دگر ش نیست.  باید بر سراصول و منافع مشترکی کنار هم بایستیم  آن ایام در رسانه ها اصطلاح «دگر ش» رایج بود. ایشان در آن دیدار به صراحت بیان د که دگر ش بودن ایرادی ندارد و بعد از آن هم دیگر این اصطلاح کمتر استفاده شد. طبیعی است افراد دگر ش باشند. قرار نیست همه مثل هم فکر کنند. آن چیزی که خطرناک است و در طول این سالها ایشان نسبت به آن حساسیت نشان داده اند این است که ما مبتلا به وضعیتی نشویم که آن ریشه ها را بخواهیم از بین ببریم. ما باید بر سر منافع مشترکمان بایستیم. در رقبای اگرچه رقیب هم هستند ولی در یک سری اصول مشترک کنار هم می ایستند. آنچه مهم است این است که ما باید بر سراصول و منافع مشترکی کنار هم بایستیم. اخیرا از طرف 30 نفر نامه ای خطاب به ترامپ نوشته شده است و در خواست تحریم بیشتر ایران شده است. شما ببینید. حتی انی که خیلی هم با شرایط موجود کشور از لحاظ همراهی و همدلی ندارند محکوم د. چون همه می فهمند این خیانت و وطن فروشی است. ما باید یک جایی بتوانیم کنار هم بایستیم. گرچه با هم کلی اختلاف نظر داشته باشیم.  _در چند ماه گذشته مساله املاک نجومی، حقوق های نجومی، برخی مفاسد اقتصادی و تخلفات مالی در رسانه ها و افکار عمومی موضوع بحث و گفتگو بوده است. همین موارد در رقابت های و انتخاباتی هم به عنوان سوژه داغ مطرح شده و خواهد شد. به نظر شما تا چه حدی می شود این مباحث را وارد مسائل انتخاباتی کرد؟ و شایسته است مردم، رسانه ها و نظام با این مسائل چگونه برخورد کنند؟
 _پاشنه آشیل نظاممان آلودگی مالی است  مردم برای آن انقلاب د که حلبی آباد نداشته باشیم
 در این که چشم اسفندیار و پاشنه آشیل نظاممان آلودگی مالی است تردیدی ندارم. متاسفانه در این زمینه خیلی ها پایشان گیر است. آن چیزی که باعث شد مردم جذب انقلاب ی شوند این نبود که مثلا انقلاب برای آنها برج بسازد و تلفن همراه را گسترش دهد. چون مردم می فهمیدند شاه شاید بهتر از این را می توانست انجام دهد. وضع دوبی قبل انقلاب را با الان مقایسه کنید. اگر قرار بر مسابقه اینچنینی با دوبی بود قطعا وضع ما بهتر از این بود. اگه قرار بود شاه همچنان حکومت کند و یا پسرش شاه ایران باشد، آیا و غرب به ما کمک نمی کرد که اتوبان و ساختمان داشته باشیم؟ اما مردم برای این ها انقلاب ن د. مردم برای آن انقلاب د که حلبی آباد نداشته باشیم. وقتی به خیابان می آمدند و شعار می دادند هدفشان این بود که دستورات دینی آنگونه که در سیره و اهل بیت خونده بودند اجرا شود. این بود که آنچه ون در بالای منبر می گفتند را در عرصه عمل ببینند.
 شهید بهشتی در یک سخنرانی پس از بازگو سیره رسول خدا(ص) در برخورد با مردم، افزودند: «ای مسئولان ! (خطاب به خودم که یکی از شما هستم و خطاب به بقیه که شما هستید)، ما اگر ذرّه ای از این سیره نبی اکرم منحرف شویم، اگر مناسبات داخل جامعه ی و مناسبات بیرون جامعه ی تنها الفبایی که با آن حرف می زنیم الفبای قدرت باشد، به خدا سوگند این جمهوری دیگر باقی نخواهد ماند.
ما اگر در هر برخورد، در هر رفتار، در هر رابطه نشان بدهیم که عاشق آن هستیم که انسان هایی را به راه نورانیت و وارد کنیم، با سخنمان، با علم مان، با عدل مان، با حق مان و با صدق مان و حاکمیت بر جامعه ی حاکمیت صدق و حق و عدل شود، آن وقت است که می توانیم مطمئن باشیم جمهوری ما باقی خواهد ماند». اگر رفتار ما و کردار ما طوری بود که مردم احساس د در سیره و رفتار اهل بیت شنیده اند و خوانده اند و منتظرش بودند آن وقت این هویت هویتی است که مردم پای آن می ایستند و آن وقت این تمامیت و این شاکله طوری است که مردم حاضرند جان خودشان را هم برای آن بدهند. اما اگر احساس د به هر میزان بین آن آرمان و این واقعیت فاصله است به همان میزان هم وفاداری مردم نسبت به نظام کاسته خواهد شد. _برای اینکه این به تعبیر شما پاشنه آشیل دستاویز گروه ها نشود و عادلانه مورد بررسی و برخورد قرار بگیرد چه باید کرد؟
 اینجا قوه قضاییه باید فارغ از رفتار و جناحی و حزبی به شکل امین مردم و دستگاه مردم و به عنوان دادستانی که قرار است داد مردم را بستاند وارد میدان شود و فارغ از اینکه هرمتخلفی به چه دستگاه و جریان ، نهاد، حوزه و جریان فکری اعتقادی تعلق دارد طبق قانون برخورد کند. ی که همه باید از آن حراست ند و قاعده-ای که همه باید به آن زام داشته باشند قانون است. هر چه حرمت قانون بیشتر شود سلامت و امنیت جامعه افزایش خواهد یافت.
گفتگو کننده: سایت تابناک
 

 

برچسب ها : مردم برای آن انقلاب د که ... - مردم , ,کنیم ,قدرت ,برخورد ,سیاست ,شهید بهشتی , ,نامزد انتخابات , حسین ,مردم برای ,مجلس شورای ی ,فلان نامزد انتخابات ,گفتیم آبروی مسلمان ,آباد نداش
بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
  نتیجه تصویری برای زائری خندوانه

 

 

 در مقابل تهدیدها، چه واکنش نشان می دهید؟
 غیرت ناشی از احساس تعهد برای نگهبانی وَ مقاومت از آنچه خداوند به انسان امانت داده وَ رفتار وُ واکنش متناسب با تهدید است. خطرات بسیاری این امانت ها را تهدید می کنند،
اگر ی تهدیدی را ملاحظه کرد اما نسبت به آن بی ‎اعتنا و بی توجه بود به او بی غیرت گویند؛ چه این تهدید متوجه و کیان و خانواده او باشد یا متوجه دین و اعتقاد او باشد.
 مؤمنین و مسلمانان با هر تهدیدی مقابله می کنند
 باید با هر گونه تهدیدی مقابله کرد و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستاد و این مقابله، غیرت مندی مؤمنین و مسلمانان است.  
احساس تعهد، چه در حوزه ی فردی و چه در حوزه ی اجتماعی و جمعی ناشی از این است که ما یقین و باور داریم که روزی باید در مقابل فرصت ها، امانت ها و موقعیت های که خداوند به ما عطا فرموده است، جوابگو باشیم.
 غفلت جوانی، پشیمانی و حسرت
 در مناجات شعبانیه می خوانیم؛"أِلهی وَ قَد أَفنَیتُ عُمری فی شِرَّتِ سَهوِ عَنک وَ أَبلَیتُ شَب فی سَکرَتِ تَعابُدِ مِنک"، خدایا عمرم را در سرمستی و گیجی غفلت از تو گذراندم و جوانی ام را در سرمستی بی خبری و دوری از تو سپری و جز پشیمانی و حسرت چیزی برایم حاصل نشد.
 اگردر جامعه، کیان نظام اجتماعی، دستاوردهای جامعه ی دینی و حکومت ی در معرض خطر قرار گیرد، بی اعتمادی و بی غیرتی نسبت به این امانت های بزرگ الهی، به صلاح نیست. طبیعتاً باید با هر گونه تهدیدی مقابله کرد و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستاد و این مقابله، غیرت مندی مؤمنین و مسلمانان است.
 قمر بنی هاشم، ظهور کامل غیرت
 انسان با احساس مسئولیت و تعهد، نمی تواند نسبت به خطرها بی تفاوت باشد. همه ی اصحاب حسین علیه السلام غیرت الهی دارند، اما غیرت الهی و غیرت دینی در وجود مقدس قمر بنی هاشم تا آن جایی است که ظهور و بروز کامل غیرت است.
 اولین کار دشمن، ایجاد بی تفاوتی است
 آرام آرام بی غیرت می شویم ...
 غیرت الهی و دینی، یعنی انسان در مقابل تهدیدهایی که نسبت به امانت های خداوند احساس می کند، بی تفاوت نباشد.
دشمن اولین کاری که می کند این است که غیرت را ازما بگیرد و ایجاد بی تفاوتی کند.
 آرام آرام تا بی تفاوتی ...
 گناه لحظه به لحظه و آرام آرام مثل یک کرمی که از داخل میوه را می خورد و شما ظاهر میوه را نگاه می کنید اما کرم را نمی بینید و وقتی سیب را گاز می زنید می فهمید در آن چه خبر است ولی از ظاهرش پیدا نیست. گناه آرام آرام، کار خودش را انجام می دهد و انسان را نابود می کند. ما نسبت به بعضی چیزها آرام آرام بی اعتنا می شویم.
 بِمیرد مَرد
"وعلی ال سلام و لقد بلغنی ان الرجل منهم کان یدخل علی المرأه المسلمه..."، المؤمنین علیه السلام فرمودند، شنیده ام که ی در مرز، خلخال از پای یک دختر یهودی درآورده است، ای مسلمانان! « فلو ان المراَ مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما»
جا دارد مرد از غیرت اینکه خلخال از پای یک دختر یهودی در نیروهای دشمن در مرز درآورده اند، بمیرد.
 غیرت سیم خاردار است
 فساد و رشوه داریم، فقط نگاه می کنیم، ربا تمام جامعه را گرفته و داریم نگاه می کنیم.
ما همان آدم ها هستیم ولی تغییر کرده ایم. غیرت این است که ما را تکان دهد؛ اما ضعیف شده است. آن دوربین مدار بسته از کار افتاده است، آلارم از کار افتاده است، سر نگهبان را بریده اند و ی فریاد نمی-زند. بحث غیرت بسیار اهمیت دارد، اگر غیرت نباشد دشمن می تواند تعرض کند. غیرت حصار است، سیم خاردار است، کانالی است که جلوی دشمن را می گیرد. غیرت که نباشد؛ حیا آرام آرام ازبین می رود ...
 ارتباط بی اعتنایی، غیرت و نفاق
 رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند، "ان الغیرت من الایمان "
غیرت نتیجه ایمان است. ایمان مراتب دارد؛ اگر می خواهی بدانی وضع ایمانت چطور است؛ ببین چقدر غیرت داری؟ "ان الغیرت من الایمان و ان المضاء من النفاق"، در مقابل ایمان، نفاق است. اگر بی رگی و بی غیرتی و بی اعتنایی و بی خیالی در مقابل تهدیدات و دشمن در وجود ی باشد؛ به همان اندازه نفاق وجود دارد؛ فرد کم غیرت؛ فرد منافق است.
 مفاسد اجتماعی وَ غیرت
 جامعه کم غیرت؛ جامعه منافق است.
جامعه ای که ایمانش به مرورضعیف شود؛ خود به خود آثارش را هم نشان می دهد؛ دروغ، تظاهر، ا، ریاکاری ، بدحج ، فساد، حق مردم را خوردن، بی اعتنایی به حق الناس. ظواهر مفاسد اجتماعی علت دارد؛ علت را باید پیداکرد. دروغگویی بین مردم؛ بدحج بین زن ها، عدم اعتنا به قول و قرار، مفاسداجتماعی، رفتارهای ناپسند، این ها علتی دارد و باید علت را پیدا کرد.
 خداوند، انسان بی اعتنا را دوست ندارد
 خداوند انسان غیور را دوست دارد." ان الله تعالی یحب من عباده الغیور" در مقابل" لیبغض الرجل یدخل علیه فی بیته فلا یقاتل" خداوند خشم می کند بر ی که دشمن به او تعرض کند و این شخص در مقابل دشمن بی اعتنا باشد و شمشیر نکشد.
 افراط وتفریط ها ناشی از بی غیرتی است.
 همه ی گرفتاری های ما از افراط وُ تفریط است. یک وقتی شمشیر را بر می داریم و دوست و دشمن را با هم شمشیر می زنیم و یک وقتی به تفریط می افتیم و می خواهیم به دشمن خود هم شاخه گل بدهیم. " اشداء علی الکفار رحماء بینهم " مبنای قرآن این است، با دشمن در کمال خشونت و جدیت باید برخورد شود، میدان جنگ محل رزم و شمشیر است. انی هستند که می گویند کدام جنگ؟ و انگلیس دوست ما هستند و شما خیلی بدبین هستید.
 گرفتار حاشیه ایم و از اصل غافل شده-ایم
 گرفتار حاشیه ها نشوید، اسیر بعضی مسایل بی اهمیت نشوید، اصل دعوا را در نظر بگیرید. واقعیت امروز ما، خیلی خیلی بزرگتر از تیترهای رو مه ای و جنجال ها است، بعضی ها با مشغول به حاشیه ها، ما را از اصل غافل می کنند.
 در کدام جبهه هستیم؟
 استکبار جهانی یکباره و یکجا در مقابل قرار گرفته است. امروز یک طرف، جبهه ای است از یمن، بحرین، فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان، که در مقابل جبهه ی دیگری از ، اسراییل، انگلیس و فرانسه، ایستاده است. باید اصل این جبهه بندی را فهمید تمام مظلومیت های بشر در تاریخ معاصر یک جا در این جبهه جمع شده است. در مقابل استکبار ایستاد، مرد معمولی نبود. مرحوم اژه ای فرمودند، من از مرحوم از حادثه ی هفت تیر و حتی از ساعتش هم، خبر داشتم. همه ی ما باید تکلیفمان را معلوم کنیم که در کدام طرف جبهه هستیم؟
 غیرت در مقابل تهدید
 راجع به جزییات بحثی نداریم یک نفر پیراهن این رنگی دوست دارد و یکی آن رنگی، یکی شلوار جین می پوشد ... من به اینها کاری ندارم، مهم این صف بندی است؛ آیا نسبت به تهدید غیرت داریم یا نه؟ نسبت به دشمن غیور هستیم یا نه؟ نسبت به تعرض به خانواده مان حساس هستیم یا نه؟ نسبت به فساد اخلاق جوانانمان غیرت داریم یا نه؟
 امداد غیبی، نقشه دشمن را نابود می کند
 با آن چیزی که ما در جامعه می بینیم. اگر امداد غیبی، توجهه الهی، مدد قمر بنی هاشم و عنایت سیدال نباشد، وضع امیدوارکننده نیست؛
اگر صحنه ی زندگی اجتماعی امروز ما، خیابان های ما، دادگاه های ما، قوه ی قضائیه پلیس و همه ی اینها را روی میز بگذارید و یک نقشه بکشید ، حسین علیه السلام ، شب احیا، قمر بنی هاشم و لطف خدا و این ها را بردارید، با این وضعی که امروز در جامعه است؛ جای امیدواری هست؟ دشمن اتفاقاً درست پیش بینی می کند، اما چون در محاسباتش حسین علیه السلام، شب احیا، ماه رمضان، قرآن بر سر گرفتن و گریه بر قمر بنی هاشم، در محاسباتش نیست، می گوید این جامعه نابود می شود. تنها امیدی که هست، خیمه های عزا، مجالس، گریه ها و پارچه های مشکی است، تنها امیدی که هست همان "السلام علیک یا ابا عبدالله" است.

  ویرایش وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: تهدید، تعهد، قمر بنی هاشم، اصحاب حسین، غیرت الهی، بی رگی، مفاسد اجتماعی،
برچسب ها : بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ... - غیرت ,دشمن ,مقابل ,است، ,نسبت ,آرام ,غافل می کنند ,علیه السلام ,آرام آرام , حسین ,حسین علیه ,مقابله، غیرت مندی مؤمنین ,گونه تهدیدی مقابله
انشاالله که خیره ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

نتیجه تصویری برای دو صد گفته چون نیم کردار نیست

 

 

 

    انشاالله که خیره ...  

که تو چاله-ی عمیقی افتاد که بلندا وُ پهنایش تقریبا دو برابر هیکل او بود. کدخدای خودخواه که خودش سفارش کندن چاه را داده بود ، وقتیکه خبردار شد اون چاه نزدیک دامنه-ی ص ه، خیلی ج داره تا به آب برسه ، کار رو تعطیل وَ چاه رو همونطور ول کرد وُ رفت تا چند هزار متر پایین-تر، تو زمین دَرَندَشتی که داشت ، چاهی بکـَـنـــه که با ج کمتر به آب برسه.  وقتیکه  تو چاه افتاد با آه وُ ناله گفت : «خودم که لعنت بر خودم باد»!
 وَسطای روز بود که کم کم اهالی آبادی از ماجرا خبردار شدن. ِ منطقه اولین نفری بود که بالا سَر چاه وَ کدخدای بیچاره رسید. فورا دستی به ریش-اش کشید وُ گفت :
«کدخدآ آ ... استغفار کن، چه گناه کبیره-ای کردی»!؟

 نفر بعد، کشاورزی ِ تازه-واردی بود که برای رسیدگی وَ تهیه-ی گزارشی راجع به منطقه تشریف-فرما شده بود. تا به بالای چاه رسید، فقط یک مُشت خاک چاه رو تو دستش گرفت وُ «نوچ نوچ»-ی کرد وُ سَرش رو بعلامت تأسف حرکت داد.
 خبرنگار

 

 یکی بود، یکی نبود، کدخدای خسیس وُ از خود-راضی-ای بود که یک شب تیره وُ تار داشت با پای پیاده از سور-چرونی ِ مُفَصلی بطرف خونه-اش میرفت

جوان رادیو که یکی دو روز بود برای گزارشی از اوضاع منطقه اومده بود، تا به چاه نیمه کاره وُ رها شده رسید، زیر لب گفت : «اونوقت میگن وضع مالی مردم اینجا ابه! همینطور چاه رو ول رفتن ؛ اونوقت ما برای چندر غاز "حق مأموریت" باید از اون سَر مملکت پاشیم بیآییم اینجا» ...

 پزشک «خانه بهداشت» که همه آقای صداش می وُ اصل کارش فقط تزریقات وُ دادن قرص وُ شربت «خود-تجویزی» به مریضها بود، از اون بالا به کدخدا گفت : «بیخودی آه وُ ناله نکن، هیچ چـیت نیس! خیالات وُ ترسیه که کردی! در علم پزشکی بهش میگن "ایلوژن"»! ...

 معلم روستا که تا اونوقت انگار تو فکر حل ِ مسأله-ی ریاضی بود، بالا ه نطق-اش باز شد وُ گفت : «نکنه چشمآت آب مروارید گرفته وُ چاه رو ندیدی»! ...

 مکتبدار پیر روستا که خونه-نشین شده وُ لنگان لنگان، آ از همه به معرکه رسیده بود ، -ای صاف کرد وُ گفت : «دو صد گفته چون نیم کردار نیست! یک کاری کنیم زودتر بیآریمش بیرون ... انشاالله که خیره».

 نوشته : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: طمع، راه حل، منیّت، خودنمایی، نگاه متفاوت،
برچسب ها : انشاالله که خیره ... - بود، ,منطقه ,کدخدای ,انشاالله
صمدی-های خودبین ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    صمدی-های خودبین ...    

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8306544434/xodb3ny_hem8qat_ast_2.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8306544518/xodb3ny_hem8qat_ast_4.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8306544642/xodb3ny_hem8qat_ast_6.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545284/xodb3ny_hem8qat_ast_1.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545334/xodb3ny_hem8qat_ast_3.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545442/xodb3ny_hem8qat_ast_5.jpeg

 


چند سال پیش تو محله ما همسایه-ای داشتیم خود شیفته و از خود راضی، خودشو عقل کل میدونست. تو کار همه اهالی محل دخ میکرد اما اجازه نمیداد ی در موردش حرفی بزند ، اسمش هم آقا صمد بود.
 یک عادت بسیار بدی هم خانوادگی داشتن این بود که حتما در طول هفته با یکی درگیر میشدند. بعد کلی داد و بیداد تو کوچه می وُ میرفتن بالا پشت بام شروع می د به جیغ و داد و گفتن بد و بیراه به طرف. به خیال خودشون میخواستن آبروی طرفو ببرن. تا اینکه خدا خواست یکی از همسایه ها میخواست خونه-شو بفروشه بره به شهر همسرش. بقول همسرش میگفت آ عمری میخوام در کنار بابا و مامانم که پیر شدن باشم و عصای دستشون. این آقا خونه را فروخت به یه نفر به اسم آقا طاهر. ظاهرش خیلی خوش تیپ و بلند قد و صدای رسایی هم داشت . سه تا پسر و دوتا دختر هم داشت اما همسرش واقعا کلانتر بود و از خدا خواسته کلانتر محل هم شد. زن و شوهر افرادی بودند مردم دار، اما اگر ی میخواست به ی زور بگه یا ی رو اذیت کنه حس جلوش در می-اومدند . البته اولش با نصیحت و آیه و حدیث. اما اگر نمیشد، حتما طرف یه سیلی از آقا طاهر که واقعا هم برای خودش غولی بود میخورد. همه اهل محل بهشون احترام میذاشتن بخاطر این اخلاق حسن-شون. تا اینکه زد یه روزی همسر صمد آقای خود شیفته که دل خوشی هم از اینا نداشت با همسر آقا طاهر درگیر شد. طبق معمول تو کوچه داد و بیداد د بعدش رفتن پشت بام جیغ و داد . وقتی آقا طاهر از سر کار برگشت اومد خونه وضعو دید رفت درشونو زد. کلهم اجمعینهمشون ریختن بیرون. آقا طاهر با خوشرویی سئوال میکرد اونا همشون یهویی با داد و بیداد جواب میدادند. هرچه آقا طاهر خواهش میکرد پدر خانواده حرف بزنه هیچکدام راضی نمیشدن و همگی باهم برای یه سئوال جواب میداند. آقا طاهر دید نه بابا اینا اهل صحبت و احترام نیستن. دو قدم گذاشت جلو یقه-ی آقا صمد رو گرفت بلندش کرد کوبیدش زمین بعد پسرشو زد زمین ، بعد زنشو زد زمین. دختراش رفتن تو درو بستن. آقا طاهر گفت ضعیفه ی سلیطه بلند شو برو گمشو حالا با هرکدوماز دستاش پدر و پسر رو گرفته کله شونو بهم میزد، اینا هم اولش بد و بیراه میگفتن بعدش افتادن به خواهش تمنا و غلط کردیم. همسایه ها رفتن جلو وَ پا در میانی موضوع حل شد اما همگی خوشحال بودن که این آقا صمد خود شیفته بد جوری دماغ سوخته شد اونم برای اولین بار. دیگه محل امن و امان شده بود آقا صمد و خونواده-اش هم سر براه شده بودند به همه سلام میدادند.
 تو مملکت ما هم هستن افرادی که خود شیفته هستن گاهی دماغ سوخته میشن باز هم از شیطون نمیان پائین.
مکرو ومکر الله والله خیر و الماکرین. یدالله فوق ایدیهم ... 


  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : صمدی-های خودبین ... - طاهر ,شیفته ,اینا ,زمین ,رفتن ,خونه ,دماغ سوخته
مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

مردم نان ندارد، اینها می خواهند به یوم بروند

 

 عصر ایران ؛ مصطفی داننده : این روزها بحث ورود خانم ها به ورزشگاه برای دیدن مسابقات فوتبال داغ داغ است. قبل از این نیز ماجرای لغو کنسرت ها در برخی ا به ویژه مشهد تبدیل به داستان هزار و یک شب کشور شده بود. وقتی این دغدغه ها مطرح می شود، عده ای با پاک صورت مسئله می گویند مردم نان ندارند بخورند اینها می خواهند به یوم بروند یا وقتی جوانان بیکار هستند چرا کنسرت برگزار می کنند.  این افراد اعتقاد دارند مسئولان کشور نباید وقت خود را صرف این کارها کنند و بهتر است به مشکلات اقتصادی کشور برسند.  حرف این افراد در مورد این که کشور دچار مشکلات عدیده اقتصادی است درست است. بله، بسیاری از جوانان درگیر اشتغال، ازدواج، مسکن و ... هستند. بسیاری از مردم با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند اما آیا این مشکلات باعث نمی-شود ما چشم خود را بر دیگر مشکلات دیگر ببندیم و مانع از حقوق مردم بشویم.
 علاوه بر این، این موارد ارتباطی با هم ندارند. عدم برگزاری کنسرت یا عدم حضور خانم ها در ورزشگاه ها، مشکلات اقتصادی را حل نمی-کند بلکه تنها بخشی از جامعه را از حق و حقوق خود محروم می کند. همچنین صاحبان چنین استدلال هایی انگیزه اصلی خود را در مخالف با برگزاری کنسرت یا ورود خانم ها به ورزشگاه ها را در پشت چنین استدلال هایی پنهان می کنند.
 تصور کنید خانه شما دچار مشکلات عدیده ای است. دیوارش ترک خورده، آب قطع است، برق ندارید. قطع بودن آب احتمالا برای شما جدی تر از مشکلات دیگر است. سعی می کنید آن را حل کنید اما آیا در این میان تلاش نمی کنید به مشکل برق هم رسیدگی کنید یا فکری به حال دیوار ترک خورده کنید.  امروز هم ایران یک مشکل اساسی به نام اقتصاد دارد و مسئولین هم در حال تلاش برای حل آن هستند اما نمی شود به خاطر این مشکل، چشم خود را برای دیگر مشکلات کشور ببندیم.
 همین نرفتن جوانان به کنسرت به ویژه در شهر مشهد و یا نرفتن ن به یوم می تواند در سال های پیش رو تبدیل به معضلی بزرگ برای کشور شود.
 معمولا در جهان ورزشگاه ها و سالن های کنسرت محلی برای تخلیه انرژی جوانان است. جوان احتیاج به تخلیه انرژی جوانی دارد. برای جوان به ویژه خانم ها چه جایی امن تر از کنسرت و ورزشگاه ها.
 تصور کنید جوانان نتوانند انرژی ها نهفته خود را تخلیه کنند. می دانید این انرژی های نهفته و البته سرخورده می تواند چه مشکلاتی برای این افراد بوجود بیاورد.  به راحتی با دست خودمان مشکلات کوچک با راه حل های ساده را چنان بزرگ می کنیم که نمی توانیم از پس آن بر بیاییم.
 نکته ای که برخی دوستان فراموش کرده اند این معناست که جوان امروز با جوان ده یا بیست سال پیش فرق دارد. برای این جوانان این نسل، اندازه جهان برای به اندازه یک موبایل یا تبلت است.
 به واسطه شبکه های جهانی امروز تمام اتفاقات دنیا پیش چشم آنهاست. متولدین دهه 60، 70 و حتی 80 در جریان تمام اتفاقات فرهنگی و اجتماعی دنیا هستند.
 با مشکلات این نسل نمی شود همانگونه برخورد کرد که در دهه 60 برخورد می شد. جوانان امروز احتیاجی به رفتاری ایج دارند نه برخوردی سلبی. باور کنیم با رفتن ن به ورزشگاه یا برگزاری کنسرت هیچ مشکلی برای کشور پیش نخواهد آمد و تازه بسیاری از مشکلات هم حل خواهد شد.
 کاش از خودمان سوال می کردیم دلیل گرایش برخی جوانان امروز ایران به سمت رفتارهای غیرصحیح، پرخطر و آسیب های اجتماعی از جمله چیست؟
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ... - مشکلات ,جوانان ,کشور ,کنسرت ,مردم ,ورزشگاه ,اینها می خواهند ,برگزاری کنسرت ,برای کشور , تصور کنید ,تخلیه انرژی ,ندارند، اینها می خواهند
ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای فلفل سیاه

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای فلفل سیاه


فلفل سیاه میوه های خشک شده تیره رنگ گیاه فلفل است. گیاه فلفل بومی جنوب هند است. فلفل سیاه علاوه بر این که خواص درمانی دارد و به غذا طعم می دهد، کاربردهای دیگری نیز دارد که در این مطلب به آن اشاره شده است.
 
براق نگه داشتن رنگ لباس : بعضی از لباس ها پس از شست و شو، کدر می شود اما این بار هنگام شست و شو مقداری فلفل سیاه (یک قاشق چای خوری) روی لباس ها بریزید و سپس ماشین لباسشویی را روشن کنید. این امر باعث براق شدن لباس ها می شود.
 رفع سرفه خلط دار : اگر دچار سرفه خلط دار شده اید، کافی است یک فنجان چای سیاه حاوی مقداری فلفل سیاه و عسل مصرف کنید. این یک شیوه درمان قدیمی انگلیسی و طب سنتی چینی است.فلفل، گردش خون را بهبود می بخشد و باعث جریان یافتن خلط غلیظ می شود. عسل تسکین دهنده طبیعی و آنتی بیوتیک است.یک قاشق چای خوری فلفل سیاه تازه آسیاب شده و 2 قاشق غذاخوری عسل را در فنجان مخلوط کنید و روی آن آب جوش بریزید و بگذارید 15 دقیقه دم بکشد. یا این که مقداری فلفل سیاه روی برش لیمو بریزید و بمکید.
 ترک سیگار : نتایج تحقیق سال 2013 نشان می دهد زمانی که مصرف کننده نیکوتین، روغن فلفل سیاه را استنشاق می کند، تمایل وی به مصرف این ماده (نیکوتین) کاهش پیدا می کند. داوطلبان احساس سوزش خفیفی را گزارش دادند که هنگام سیگار کشیدن نیز احساس می کنند. محققان به افرادی که سیگاری هستند توصیه می کنند هر زمانی که هوس سیگار کشیدن د، کمی روغن فلفل استنشاق کنند.
 رفع گرفتگی بینی : فلفل سیاه، یک ضد احتقان طبیعی و حاوی ماده شیمیایی است که باعث رقیق شدن خلط می شود و از این طریق سینوس ها پاک می شود. تقریباً 5 قطره روغن فلفل سیاه با کمی روغن اوکالیپتوس را به آب جوش اضافه کنید. با استنشاق این مایه سینوس ها باز می شود.
تسکین درد عضلات : پس از یک تمرین ورزشی سخت، تقریباً همه دچار گرفتگی عضله می شوند که با ماساژ دادن با روغن فلفل سیاه می توان درد گرفتگی عضلانی را کم کرد. این روغن باعث گردش خون و ایجاد حرارت در عضلات می شود. این روغن به سفت شدن عضلات کمک می کند. 2 قطره روغن فلفل سیاه را با 4 قطره روغن رزماری و در صورت تمایل 2 قطره روغن زنجبیل به قسمت موثر بمالید.
 مراقبت از پوست : فلفل دارای خاصیت ضدباکتریایی و آنتی ا یدانی است که باعث صاف شدن پوست می شود. فلفل به طور طبیعی گردش خون را افزایش می دهد و این امر کمک می کند با ایجاد حرارت ملایم روی پوست، منافذ آن باز شود. فلفل سیاه به عنوان اسکراب، دانه های سرسیاه پوست را از بین می برد.
 درمان زخم : فلفل خاصیت ضدباکتریایی دارد و باعث ه شدن خون و در نتیجه متوقف شدن خونریزی نیز می شود. در جنگ جهانی دوم برای درمان سربازان زخمی و رفع خونریزی آن ها از فلفل سیاه استفاده می د.
 خواص فلفل سیاه : در برخی از ای هند مردم روز را با یک فنجان قهوه سیاه همراه با مقداری پودر فلفل سیاه که داخل آن حل شده، آغاز می کنند. بسیاری از مطالعات و آزمایشات پزشکی تایید می کنند که فلفل سیاه فعالیت مجاری گوارشی را تقویت می کند و علاوه بر بهبود فرآیند هضم غذا، تحریک کننده ترشحات بزاقی است. این ادویه هم چنین در بهبود عملکرد معده نقش مفیدی دارد.
 فلفل سیاه پرزهای چشایی را تحریک می کند و پیامی به معده می فرستد که باعث ترشح اسید هیدروکلوریک و در نتیجه هضم بهتر غذا می شود. وجود اسید هیدروکلوریک برای هضم پروتئین ها و دیگر مواد غذایی در معده ضروری است. در استعمال داخلی به عنوان محرک اشتها، مدر، بادشکن، گرم کننده و ضد سم و برای رفع انواعی از مسمومیت های غذایی به کار می رود. همچنین فلفل سیاه برای معالجه اسهال تابستانه، اسهال خونی، کاهش احتمال سرماخوردگی و دردهای روماتیسمی مفید است. فلفل سیاه هم چنین خواص آنتی ا یدانی فوق العاده ای دارد. این ادویه تاثیر فوق العاده ای برای مقابله با رشد باکتری های مضر بویژه در روده دارد.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی   


برچسب ها: فلفل سیاه، سرفه خلط دار، ترک سیگار، گرفتگی بینی، درد عضلات، درمان زخم، هضم غذا،
برچسب ها : ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ... - فلفل ,سیاه ,روغن ,باعث ,مقداری ,لباس ,فلفل سیاه ,روغن فلفل ,قطره روغن ,مقداری فلفل ,اسید هیدروکلوریک
شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...  

 

  شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...  

 

 

  پیروزی از نگاه آدمـخـــواران ...  

 

 

  باطلی که تا دندان مُسلح-ست ،

 تحمل ِ هیچ فریاد اعتراضی را ندارد ...  

 

 

 اینم تَندیس یکی دیگه از مُزدوران «نظام سلطه» ...

 

 

 باز هم خون تو جـــوهَـــر قلم ِ خواهان میشود ...

 

 

 ثـمـــره-ی «زر ، زور ، تبعیض» ...

 

 

 وقتی با قطع شاخه-ها به نتیجه نمیرسند،

 هر تَرفندی میزنند تا به ریشه-ها برسند! ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: شَرم از خدا، آدمـخـــواران، فریاد اعتراض، مُزدوران نظام سلطه، تبعیض، ریشه-ها،
برچسب ها : شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ... - شَرم ,مُجازه ,کاری ,انجام ,نباشه، ,کاری مُجازه ,نباشه، انجام
قضاوت سطحی ما مردم ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   قضاوت سطحی ما مردم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای قضاوت سطحی

 

http://s9.picofile.com/file/8306960600/qez8wate_ _hy_2.jpg

نتیجه تصویری برای قضاوت سطحی

 

http://s8.picofile.com/file/8306961984/qez8wate_ _hy_3.jpg

 

   پروفسورحس نقل می کند: در سالهای پیش از انقلاب در یکی از روستاهای نیشابور مشغول گدراندن دوران خدمت سربازی در بهداشت بودم. یکی از روزها سوار بر ماشین لندرور به همراه درمانگاه از جاده-ای میگذشتیم که دیدم یک چوپان از دور چوبدستش را تکان میداد و به سمت ما میدوید، در آن منطقه مردم ماشین درمانگاه را می شناختند، ماشین را نگه داشتیم، چوپان به ما رسید و نفس نفس ن و با لهجه ای روستایی گفت آقای مادرم سه روزه بیماره … به اشاره ما درب عقب لندرور را باز کرد و رفت عقب ماشین نشست … در بین راه چوپان گفت که ب از تهران با هواپیما به فرودگاه مشهد آمده و صبح به روستایشان رسیده و دیده مادرش مریض است … من وَ زیر چشمی به هم نگاه کردیم و از روی تمس خنده مرموزانه کردیم و به هم گفتیم: چوپونه برای اینکه به مادرش برسیم برای خودش کلاس میذاره …
به خانه چوپان رسیدیم و دیدیم پیرزنی در بستر خو ده بود، معاینه کرد و گفت سرما خوردگی دارد دارو وُ آمپول دادیم و یکدفعه دیگر هم سر زدیم و پیرزن خوب شد …
 دو سه ماه از این جریان گذشت و ما فراموش کردیم … یک روز دیدیم یک تقدیرنامه از طرف بهداری آن زمان آمده بود وَ در آن «از اینکه مادر پروفسور اعتمادی، برجسته پلی تکنیک تهران معالجه نموده اید، تشکر میکنیم …». من و ، هاج واج م م، وَ گفتیم مادر کدام پروفسور را ما درمان کرده ایم؟ تا یادمان به گفته های چوپان و معالجه مادرش افتادیم … با عجله به اتفاق در خانه پیرزن رفتیم، و از او پرسیدیم مادر کدام پسرت وُ پروفسور است؟ پیرزن گفت همانکه آن روز با شما بود …
 پسرم هر وقت به اینجا میاید، لباس چوپانی میپوشد و با زبان محلی صحبت میکند …
 من وَ شرمنده شدیم و من از آن روز با خودم عهد ، هیچ را دست کم نگیرم! وَ از اصل وُ خاک و ریشه خودم فرار نکنم ...
عشق را بیمعرفت معنا مکن / زر نداری مشت خود را وا مکن / گر نداری دانش ترکیب رنگ / بین گلها زشت یا زیبا مکن / خوب دیدن شرط انسان بودن است / عیب را در این و آن پیدا مکن / دل شود روشن ز شمع اعتراف / با ار بد کرده-ای حاشا مکن / ای که از لرزیدن دل آگهی / هیچ را هیچ جا رسوا مکن / زر بدست طفل دادن ابلهیست / اشک را نذرِ غم دنیا مکن / پیرو خورشید یا آئینه باش / هرچه دیده ای افشا مکن 
 « حس »

 

 ویرایش وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: قضاوت سطحی، گـنـــاه، تـــوبـــه، حس ،

برچسب ها : قضاوت سطحی ما مردم ... - ,چوپان ,ماشین ,مادر ,پروفسور ,پیرزن ,مادر کدام ,قضاوت سطحی
مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ...      

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای کره شمالی پادگانی تمام عیار

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای کاریکاتور کره شمالی

 

نتیجه تصویری برای کاریکاتور کره شمالی

 

 وبلاگ محمد مهاجری ، خبرآنلاین:  4سال پیش تقریبا در همین ایام، کره شمالی بودم. همین کشوری که این روزها تیتر اول رسانه های دنیاست و دلواپس های وطنی قند توی دلشان آب می شود که همین الان "اون" (پسرشجاع )یک موشک می-زند به قلب امریکا و به همه دنیا نشان می دهد که " " یعنی کشک!
 کره شمالی را نه من، که خیلی ها اینجوری دیده اند:
- از دم گیت ورودی فرودگاه، یک امنیتی دنب می آید که اسمش "راهنما"ست. همه جا همراهت است حتی - ببخشید- تا پشت در دستشویی.
-مردم صبح زود که می روند سر کار، ل تر و خموده تر و افسرده تر از بی هستند که از کار به خانه برگشته اند.
-مردم ماشین شخصی ندارند، و آنطور که راهنمایم می گفت:" انمان بخاطر اینکه سلامت بمانیم ماشین بهمان نمی دهند تا پیاده برویم و چاق نشویم"
-کنکور و حتی در پایتخت مال فرزندان مقامات امنیتی و نظامی و حزب حاکم است.
در بقیه ا،حد تحصیلات مشخص شده. عده ای می توانند دیپلم بگیرند، تعداد بیشتری سیکل و عده بیشتر تری،تا پایان ابت درس می خوانند.
-
هیچ ایمیل شخصی ندارد و اگر آدرس پست الکترونی ا بخواهی یک ایمیل تی تحویلت می دهد و می گوید مربوطه که بداند برای من فرستاده ای، پرینتش را به من می دهد.
-
اگر هوس رو مه خواندن کنی باید امروز سفارش بدهی، تا شب برایت چاپ کنند و فردا بروی بگیری.
-
محکومی به دیدن2شبکه تلویزیونی . یکی از عصر تا سر شب . و دیگری از عصر تا یکی دوساعت بعد از غروب آفتاب.
نصف بیشتر برنامه ها هم به نشان دادن"اون" و و آواز و طبیعت اختصاص دارد.
- حتی اگر بخواهی به سفارت ک بروی، امنیتی لازم می داند همراهت بیاید.
-
گاه و بیگاه مجبوری بروی جلوی مجسمه بابا و بابابزرگ"اون"تعظیم کنی.
- بر اساس جایگاه اجتماعی-ات، درآمدی داری که فقط می توانی از فروشگاههایی که مربوط به طبقه خودت است ید کنی.
اگر بخواهی گوشت بخوری و مثلا هوس گوشت کنی باید 2تا3برابر گوشت سگ هزینه کنی.
- غیر از پایتخت که به زور بزک دوزک قیافه اش را - آن هم در معابر اصلی- تزیین کرده اند، بقیه کشور را نکبت فراگرفته و فقر از در و دیوارش بالا می رود.
-...
 کاش دلواپس های عاشق موشک و سلاح هسته ای که قبله شان"اون" است و قطعا با ویزای سریع و تور مجانی می توانند به کره شمالی بروند یک هفته را در کعبه آ ان بگذرانند و بعدا نظر بدهند. شاید آنها زودتر از امثال من به این نتیجه برسند که حتی اگر در آن کشور روزی صدتا بمب هسته ای هم تولید کنند،هیچ شرفی برای مردم و کشورشان ندارد. و یقین دارم این مهمانان دلواپس موقع برگشتن از خاک کره زیر لب خواهند گفت:"مرده ان ببرد با بمب هسته ای تان". (البته اگر وجدانشان را پیش"اون" جا نگذارند.)
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 









برچسب ها : مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ... - هسته ,مردم ,امنیتی ,بخواهی ,گوشت , ,مرده ان , ان ببرد , امنیتی
آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

     به گزارش جماران، آیت الله امجد شب احیاء ، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در موسسه نوید صالحین، گفت: در این عالم، برخی احکام بر برخی احکام دیگر و برخی قوانین بر برخی قوانین دیگر حاکم هستند. تبعیت بر همه چیز حاکم است و اگر تبعیت بر همه چیز حاکم باشد، جامعه به این بدبختی نمی افتد.
آیت الله امجد در ادامه تصریح کرد: به راستی شکر کدام نعمت خدادادی را می توانیم به جا آوریم؟ شما می توانید شکر کنید که خدا ما را وادار کرده روزی ۱۰ مرتبه قرآن بخوانیم؟ با آن همه گرفتاری روزی چندین مرتبه قرآن می خواند؛ چهره مظلومی است.
وی با اشاره به اینکه هرچه خدا گفت، برع انجام دادیم، تصریح کرد: ما امانت خدا هستیم و به خودمان خیانت کردیم؛ خدا گفت «نکنید»، انجام دادیم؛ خدا گفت «انجام دهید»، نکردیم. ما گوش شنوا نداریم.
 آیت الله امجد با تاکید بر اینکه اعتدال نداریم، گفت: یا هیچ کاری را انجام نمی دهیم، یا همه کار می کنیم. مدیر باید دارای ۴ شرط مدیریت باشد؛ مدیر باید اختیار داشته باشد، امین باشد، حسابرس باشد و آگاهی داشته باشد.
وی با تاکید بر اینکه مشکلات زیادی در جامعه وجود دارد که انسان را خُرد می کند، اظهار کرد: امشب آمده ایم تا قرآن را روی سر بگذاریم؛ قرآن نور است، قرآن هدایت است. مشکلات جامعه کم نیست؛ مشکلات جامعه آدم را د می کند. امشب آمدیم برای ظهور زمان (ع) دعا و طلب مغفرت کنیم. باید از گناهان خود توبه کنیم.
آیت الله امجد با اشاره به شهادت آیت الله مدنی، گفت:
آیت الله مدنی ۴۰ سال قبل از شهادتش، شک کرده بود که کشته می شود، وی یکپارچه نور بود؛ شب احیاء بالای منبر رفته بود و به مردم گفته بود که «آقایان شما آمدید از گناهانتان توبه کنید، من آمده ام از منبر هایم توبه کنم». آیت الله مدنی، شهید بزرگوار، نسبت به ارزش ها حساس بود اما بالای منبر رفته بود و گفت که می خواهم از منبر خود توبه کنم.
وی با تاکید بر اینکه آمده ایم امشب با علی (ع) آشتی کنیم و او را بشناسیم، اظهار کرد: این دنیا متاع غرور و متاع بلاغ است؛ دنیا معبد، و جای انبیاء است؛ اینجا از بهشت بالا تر است چرا که در بهشت ترقی عملی نیست، در دنیا با یک صلوات به عرش می رسید. اینجا، جای متاع بلاغ است. اما هیچ به اندازه حضرت علی (ع) به دنیا تیر نزده است، چیست دنیا؟ از خدا غافل شدن.
آیت الله امجد با تاکید بر اینکه انسان نباید اسیر نان و آب باشد، گفت: ما همه ابزار خدادادی، زمین، آسمان، ک شان و... را که برای انسان آفریده شده را به یاد داریم؟ فرض کنیم بهشت و جهنم نباشد، آیا درست است که گناه کنیم؟ همه این ها برای این است که انسان نان و آب داشته باشد.
وی تصریح کرد:
پیغمبر (ص)، حضرت علی و زمان (عج) پدران شما هستند، چه غم دارید؟ ی پدر دارد، غم دارد؟ علی (ع) بعد از جانشین است، علی جان شیرین است. خدا به نام علی (ع) جلوه کرده است، می خواهید خدا را ببینید، علی (ع) را ببینید.
آیت الله امجد با تاکید بر اینکه اگر مجتهد عادل و رساله عملی داشته باشیم، پیرو علی می شویم، خطاب به حاضرین اظهار کرد: انسان درصورتی که خود را بشناسد می تواند خدا را بشناسد، خود را بی د تا خدا را بشناسید. چه بخواهید و چه نخواهید بهشت و جهنم وجود دارد، امشب خود را بشناسید.
وی ادامه داد: فردی به حسین (ع) می گوید، می خواهم گناه کنم؛ حسین (ع) مانند ما نیست که به او بگوید خبیث، ملعون؛ او را بگیرید، ببرید، ۱۱۰ را خبر کنید و ببرید زندان؛ حسین (ع) انسان است. بشر با انسان فرق می کند؛ این بشر آمده تا انسان شود، انسان بی نهایت بزرگ. حضرت می فرماید، اگر می خواهی گناه کنی، برو جایی که خدا تو را نبیند؛ این بزرگان این گونه تربیت می د.
آیت الله امجد افزود: ممکن است فردی اهل گناه باشد و در نهایت به بهشت برود، ممکن است فردی تمام عمر در حوزه باشد و به ته جهنم برود. تمام بدبختی ما از خودبینی و تمام سعادت در خدا پرستی است. انسان باید بداند که مبداء است. دریا است؛ خویش را باید در خویش پیدا کند. ما خودبینیم. خودبینی، تکبر، کبر به همراه می آورد.
ما دو دشمن چون نفس و زینت دنیا داریم و تمام بدبختی ما از خودپرستی، خودبینی و عدم خداپرستیمان است. ما همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم.
وی با تاکید بر اینکه امشب برای توبه آمده ایم، اظهار کرد: خدا غیر از قاتل حسین (ع) همه را می بخشد؛
هر ، هرچه، هرجا، هر فرصت می تواند توبه کند. توبه، پشیمانی است. ما مرده های عمودی هستیم که بعدا افقی می شود. باید «خ مان» را کنار بگذاریم، در این صورت آدم می شویم؛ تا خ می کنیم، آدم نمی شویم. اگر بتوانیم امشب خودخواهیمان را کنار بگذاریم به عرش می رویم.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ... - الله ,انسان ,امجد , ,اینکه ,امشب ,الله امجد , حسین ,بهشتی می دانیم ,بالای منبر ,الله مدنی،
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ...   

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  جهل وُ بی-تفاوتی ...

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

تصویر مرتبط

  جماعتی که خود را بخواب زده-اند ...

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  چشم وُ هم-چشمی ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  چشم-بسته هر غذای روحی را میخورند ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

 

http://s5.picofile.com/file/8115897126/duste_n8d8n_1.jpg

  خلق را تقلیشان بر باد داد ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  تمس اهل بصیرت ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  سرانجام احمق ِ خودبین ... 

 

    ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺖ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ:
ﺭﻭﮊ ﻟﺒﺖ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻧﺖ ﺗﻤﻮﻡ بشه.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﻓﺨﺮﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻭُ ﺯﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻄﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﺪﻭﻧﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤﯿﺰﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻬﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻧﮑﻨﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﭽﻪ ﺍﺕ ﺟﺮأﺕ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕ ﺭﻭ ﺷﮑﺴﺘﻪ”..
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻭﺭﺯﺵ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﯼ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﺨﭽﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﻪ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﮐﻤﮑﻪ، ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻢ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ .
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: فقر فرهنگی، فقر اجتماعی، فقر اقتصادی، تجملگرایی، چشم وُ همچشمی، جهل وُ بی-تفاوتی، غذای روحی،
برچسب ها : ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ... - ﺍﯾﻨﻪ
فرق بین پرست با خدا پرست قلّ !
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    فرق بین پرست با خدا پرست قلّ !   

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 اخبار 20:30 چندی پیش فیش حقوقی معاون بیمه تامین اجتماعی رو نشون داد: مبلغ دریافتی: 278/566/520 ریال !!! (بیست وهفت میلیون و هشتصدوپنجاه وشش هزارو ششصدوپنجاه ودوتومان) نکته جالب توجه قسمت دریافت وام ایشون بود:  مبلغ وام دریافتی: 4/800/000/000ریال (چهارصدوهشتاد میلیون وام دریافتی )  و قسمت جالب تر: مبلغ ماهانه قسط وام:
5/700/000ریال (
پانصدوهفتاد هزارتومان)
 یعنی بنده خدا... باید تقریبا 90سال دیگه وام رو پس بده!!
 و حالا ... زین العابدین عبدالکلام  به مدت پنج سال رئیس جمهور کشور هند بود. او چند روز پیش(27ژوییه 2015) در سن هشتاد سه سالگی درگذشت و ملت هند را به عزا نشاند.
 تلویزیون ملی هند دارایی و ثروت او را چنین اعلام کرد: سه دست کت و شلوار ، شش عدد پیراهن ، یک عدد ساعت مچی ، دو هزار و پانصد جلد کتاب ، یک آپارتمان تی که مدت ها پیش به جامعه دانشمندان هند تحویل داده شد.
موجودی بانکی صفر.  تنها دارایی او دعای یک ونیم میلیارد جمعیت هندوستان که همراهش بود!
 این هندوی پرست کجا؟! و معاونین خدا پرست ما کجا؟! ...

  

پاسخ شایعه

1. متاسفانه در سطوح بالای برخی سازمانها شاهد پرداخت ارقامی غیر متعارف هستیم که گاها خبرساز نیز می شوند. این در حالیست که تبصرهء ماده 76 قانون مدیریت خدمات کشوری حداکثر حقوق را مشخص کرده است!

2. فیش حقوقی مدیرعامل یک شرکت بیمه تی که در برخی رسانه ها انتشار یافت، رقمی حدود ۲۶ میلیون تومان داشت، اما رقم وام ادعا شده در شایعه در آن وجود ندارد!

3. وامی که در این فیش درج شده ۳ و نیم میلیون تومان است نه ۴۸۰ میلیون تومان و وام ذکر شده در فیش نه در ۹۰ سال، بلکه با بخشی از دریافتی یکماه ایشان مستهلک می شود!

http://yon.ir/hoghughi

4. پرداختهای خارج از عرف، ناشی از ضعف برخی قوانین و دور زدن آنها در قالب پاداشهای نجومی است!

http://yon.ir/padash

5. "زین العابدین عبدالکلام" رئیس جمهور فقید هند پرست نبود! همانطور که از نام او پیداست او یک مسلمان زاده معتقد به فرائض دینی بود! پدرش جماعت مسجد محل و مورد رجوع اهالی بود! 

6. هیچ منبع هندی یا بین المللی ادعاهای شایعه در خصوص دارائی های او را تایید نمی کند! "کلام" که پدر موشکی هند نیز بود، علاوه بر حقوق بازنشستگی و حق تالیف کتابهایش، ملکی هم در بنگلور هند داشت! اقلامی از جمله لب تاپ و... هم از میراث اوست!

http://yon.ir/abdolkala

http://yon.ir/abdolkalam

7. برخی مسئولان کشور و خصوصا انقلاب، دستور مبنی بر ساده زیستی را رعایت می کنند. ساده زیستی ایشان نمونه است، تا جایی که تمام زندگی شخصی انقلاب بجز کتابهایشان، در یک وانت کوچک جا می شود! جا دارد همه کارگزاران به تعالیم مکتب و این الگوی ناب اقتدا کنند.

http://yon.ir/sadezisty

http://yon.ir/sadezist2

حق جو وحق طلب باشیم

لینک مطلب جهت انتشار: http://shayeaat.ir/post/496
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : فرق بین پرست با خدا پرست قلّ ! - http ,پرست ,میلیون ,دریافتی ,مبلغ ,شایعه ,میلیون تومان ,ساده زیستی ,رئیس جمهور ,پرست قلّ
اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

وبلاگ محمدرضا زائری، خبرآنلاین: پس از بازنشر ویدئوی گشت ارشاد که به بهانه آن چیزی درباره حجاب نوشته بودم برخی دوستان پاسخ ها و یادداشت هایی منتشر د که شاید لازم بود من نیز در مقابل توضیحاتی بدهم.
لیکن هر چه فکر می کنم می بینم ادامه بحث به همان چیزی دامن می زند که از آن پرهیز دارم و به همین دلیل مدتهاست نه مصاحبه ای در این زمینه می کنم و نه سخنرانی و میزگرد و ... را می پذیرم، از این روی هر چه فکر دیدم جواب دادنش مصلحت نیست و ترجیح می دهم که گذشت زمان همه چیز را-بیش از امروز- روشن کند و مسؤولان امر را به این نتیجه برساند که اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد و رویارویی با مردم بیش از زور بازو نیازمند استفاده از دل و جان است .
فقط چون برخی در اصل تشکیک کرده بودند عرض می کنم که من از چند طریق از صحت اطمینان ب ولی با این حال خودم در آن پست احتمالات دیگر را برای گرفتن زهر مطلب مطرح کرده بودم. الآن هم مدارک و شواهد دیگری از سرنوشت دردناک برخوردهای انتظامی با موضوع حجاب دارم ولی فقط به عنوان نمونه همین دو نمونه برای انی که همچنان از گشت ارشاد دفاع می کنند منتشر می کنم.
اولی پیامک یکی از مأموران که هم کار خودش را زیر سؤال می برد و مقام مافوق و همکاران خود را عقده ای می نامد! و هم می خواهد باب ارتباط با شخص مثلا "مجرم" راباز کند! و دومی هم گزارش یکی از دنبال کنندگان این صفحه از تجربه خودش با یکی از مأموران ! واقعیت این است که این شیوه غیر عقلانی و رفتار نادرست که هر ی با اندک تأمل می تواند آسیب ها و عوارضش را درک کند به طور طبیعی نتایج و پیامدهای سیاه تر از این هم خواهد داشت!
نیروی انتظامی یکی از ارکان اساسی استقرار ثبات و امنیت کشور است و برخی از انی که پرسنل شریف نیروی انتظامی را در این سطح درگیر و گرفتار ساخته اند بی سر وصدا دارند کارکردهای اصلی این نیروی ارزشمند را ت یب می کنند.
متأسفانه انی که از گشت ارشاد دفاع می کنند متوجه نیستند که این روند در آینده نزدیک چه بنیان هایی را در نظام مان سست تر و لرزان تر خواهد ساخت و چگونه همین اندک فرصت باقیمانده برای ترویج ارزشهاى دینی را هم از ما خواهد گرفت. اشتباه فاحش دوستان دلسوز ما این است که به خاطر نگرانی شان در موضوع حجاب یک خطر و تهدید بزرگتر را نمی بینند و متوجه ابعاد خطرناک آن تهدید نیستند.
هنر آن است که انسان دورتر از اینجا و دیرتر از امروز را بییند و با تأمل در احوال پیشینیان از تاریخ درس بگیرد و بفهمد یک سیاست غلط و ناشیانه حتى با نیت صحیح چه غلط های بزرگی را رفم می زند.
کشور ما متاسفانه اکنون در شرایط بسیار سخت و دشواری قرار دارد و متن جامعه دچار آسیب های فراوان و در معرض بحران های سخت است ولی این بار بیش از آن که تهدید و نظامی باشد، این خطر در حوزه اجتماعی است.
امثال شهید محسن حججی با نثار جان خود تهدید و نظامی را پاسخ گفته و می گویند اما تهدید اجتماعی و مشکلات روزافزونی از قبیل بیکاری و فقر و فساد و اعتیاد و ... را با خون دادن نمی توان تدبیر کرد.
مصرف مشروبات الکلی به مراتب خطرناک تر از بی حج است، چرا ی نگران این خطر خانمان سوز نیست؟ خی ان را راحت کنم، اینجا دیگر با جان دادن و خون دادن و کربلا و عاشورا آف مشکل حل نمی شود! بلکه عقل و تدبیر و برنامه ریزی و صبر می خواهد!
آنان هم که نگران هستند باید تکلیف را روشن کنند، اگر قبول دارند که و المؤمنین را بهتر از آنان می شناسند باید به سراغ عد مظلوم و غریب بروند و اگر معتقد هستند که را از صاحبان خانه وحی بهتر می فهمند پس لااقل بدون تعارف و به صراحت بگویند و ما را راحت سازند!

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها: بدحج ، حجاب، پلیس امنیت اخلاقی، طرح امنیت اخلاقی،

برچسب ها : اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد ... - تهدید ,تدبیر ,جامعه ,امنیت ,نیروی ,دادن ,اداره جامعه ,نیاز دارد ,تدبیر نیاز ,امنیت اخلاقی، ,تهدید
دوست آن باشد که ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  دوست آن باشد که ...  

 

http://s8.picofile.com/file/8304894134/duste_b8wafaa_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8304895500/raf3q_raf3qe_bachegyhaa_1.jpg

http://s8.picofile.com/file/8304895926/raf3qe_n8rae3q_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8304896318/raf3qe_n8rae3q_2.jpg

http://s9.picofile.com/file/8304897026/raf3qe_n8rae3q_3.jpg

نتیجه تصویری برای نارفیق شعر

نتیجه تصویری برای نارفیق شعر

نتیجه تصویری برای نه من شیر پر زور

تصویر مرتبط

 

  جان شیرینم ، هر چه فکر میکنم یادم نمیآد که حرفآی امشبم رو اینطور رُک وُ راست به تو گفته باشم ؛ درواقع هیچوقت موقعیت وُ فرصت مناسبی برای گفتن وُ شنیدن پیشآمد نکرده ، تا امشب ...

 «اگر رفیق شفیقی، درست پیمان باش / حریف خانه وُ گرمابه وُ گلستان باش» ...
 ممکنه تو یا همسالان تو بگن «ای بآبآ ... دلت خوشه. این رفیقی که خواجه-ی شیراز توصیه کرده مربوط به اون دورانه، چنین رفیقی دیگه "کیمیا" شده» ... درسته خیلی کمیاب شدن ، ولی نسل-شون منقرض نشده! ... درسته، حتی نسبت به چهل، پنجاه سال پیش هم خیلی کم شدن وَ رنگ عوض ، وَ الان هم رنگ وُ لعاب-شون هر روز بیشتر وُ بیشتر میشه.

   تقریباً بیست سالی شده که به این نتیجه رسیدم «بیشتر آدما با یک عینک "سیاستمدار ِ دلال-مآب" دوستآشونو انتخاب میکنند»!؟ یعنی ملاک انتخابشون اینه که طرف چی داره، چقدر داره، وَ کلا چقدرش به اونا «می-مـآسه» ... در واقع، به چشم یک ِ پُر-شیر ِ پُر-زور بهشون نگاه میکنند تا بتونند به بهترین وجه ، هر جا وَ هر وقت که لازم شد، ازشون سوء استفاده کنند تا اینکه تاریخ مصرفشون تموم بشه! ...  نمیگم همه، ولی اکثرشون اینطوری-ند ؛ کارشون که باهات تموم شد، بی-خبر وُ بی-خدا حافظی، حذفت میکنند. انگار نه انگار که هر چی تونستین «فقط محض رفاقت» کمک-شون کردی. بعضیاشون که حسابگر خوبی نیستن ، نامردیآی خودشونو نادیده میگیرن وُ برای کاری که باهات دارن، با کمال وقاحت وَ روی ِ خوش وُ چاپلوسانه میآن سراغت! ... صد رحمت به وفای گرگی که دو، سه بار لقمه-ای بهش دادین ...

   بدترین نارفیق یه که هرجایی که بخواد اظهار فضل میکنه وُ نظر میده، الا وقتیکه بیراه رفتن تو رو می-بینه وُ درک میکنه ؛ ولی بخاطر نامر سکوت میکنه، در حالیکه تو رو بطرف بیراهه-های مُ ب دیگه وَسوسه وُ تشویقت میکنه وَ از این سادیسم «دیگر-آزاری»، در خفا لذت می-بَره! ... اگه به راه دوری برای زندگی بری، حتی جواب نامه-تو هم نمیده ؛ تو مَرامش اینه : «مُرغی که از قفس پرید، ارزش جواب نامه رو هم نداره، با شکار دیگه-ای باید جاشو پُر کرد»! ...

     بعضی وقتآ اینآ برای اثبات دوستی-شون ، احتمالاً کمکی به شما میکنند که در حقیقت نوعی نون قرض دادن وَ «دون پاشیدنه» تا اعتمادتونو بشتر جلب کنند.

 شاید متوجه شده باشین که منظور کل ِ حرفآی من این نیست که یک خط قرمز دور خودتون بکشید وَ تنهایی وُ عُزلت رو انتخاب کنید ؛ دلـبـنــــدم ، منظورم اینه که هر دستی که بطرفتان دراز میشه، زدن هر لبخند دوستانه-ای به روی ماهتان، هر تعریف وُ تمجیدی، هر دعوت وُ تقاضایی، وَ خلاصه هر چیزی مثل اینآ ، ممکنه خالصانه وُ صادقانه نباشه، دام فریبی باشه برای خام شما ؛ خصوصاً از طرف آقایون به خانمها! ...

     اگه با ی دوست میشین، «زودی میخهای عاطفه وُ دوستی» رو نکوبین، فرصت بدین تا مَحَکهای دوستی اثبات بشه، بعد به تدریج ، اعتمادتونو نشون بدین.

 

   عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : دوست آن باشد که ... - میکنه ,میکنند ,اینه ,دوست ,جواب نامه
پاچه-لیسان چه راحت بهَم نان قرض میدهند ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   پاچه-لیسان چه راحت بهَم نان قرض میدهند ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s3.picofile.com/file/8212499384/ch8plusee_3.jpg

http://s3.picofile.com/file/8212499926/ch8plusee_4.jpg

http://s6.picofile.com/file/8196696350/ch8plusy_2.jpeg

http://s8.picofile.com/file/8302071184/z3r8by_raftan_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8302071350/dozd8ne_bozorg_rahaa_aaft8behdozd8n_moj8z8t_1.jpg

 عبد الملک بن صالح از امرا و بزرگان خاندان بنی عباس بود و روزگاری دراز در این دنیا بزیست و دوران خلافت هادی و هارون الرشید و امین را درک کرد. مردی فاضل و دانشمند و پرهیزگار و در فن خطابت افصح زمان بود. چشمانی نافذ و رفتاری متین و موقر داشت به قسمی که مهابت و صلابتش تمام رجال دارالخلافه و حتی خلیفه وقت را تحت تاثیر قرار می داد. بعلاوه چون از معمرین خاندان بنی عباس بود خلفای وقت در او به دیده احترام می نگریستند. به سال 169 هجری به فرمان هادی خلیفه وقت، حکومت و امارت موصل را داشت ولی پس از دو سال یعنی در زمان خلافت هارون الرشید بر اثر سعایت ساعیان از حکومت بر کنار و در بغداد منزوی و خانه نشین شد. چون دستی گشاده داشت پس از چندی مقروض گردید. ارباب قدرت و توانگران بغداد افتخار می د که عبد الملک از آنان چیزی بخواهد، ولی عزت نفس و استغنای طبع عبد الملک مانع از آن بود که از هر مقامی استمداد و طلب مال کند. از طرف دیگر چون از طبع بلند و جود و سخای ابوالفضل جعفربن یحیی بن خالد برمکی معروف به «جعفر برمکی» مقتدر هارون الرشید آگاهی داشت و به علاوه می دانست که جعفر مردی فصیح و بلیغ و دانشمند است و قدر فضلا را بهتر می داند و مقدم آنان را گرامی تر می شمارد، پس نیمه شبی که بغداد و بغدادیان در خواب و خاموشی بودند با چهره و روی بسته و ناشناس راه خانه جعفر را در پیش گرفت و اجازه خواست. اتفاقا در آن شب جعفر برمکی با جمعی از خواص و من جمله شاعر و موسیقیدان بی نظیر زمان، اسحق موصلی بزم ی ترتیب داده بود و با حضور مغنیان و مطربان شب زنده داری می کرد. در این اثنا پیشخدمت مخصوص، سر در گوش جعفر کرد و گفت : «عبدالملک بر در سرای است و اجازه حضور می طلبد.» از قضا جعفر برمکی دوست صمیمی و محرمی به نام عبد الملک داشت که غالبا اوقات فراغت را در مصاحبتش می گذرانید. در این موقع به گمان آنکه این همان عبد الملک است نه عبد الملک صالح، فرمان داد او را داخل کنند. عبد الملک صالح بی گمان وارد شد و جعفر برمکی چون آن پیر مرد متقی و دانشمند را در مقابل دید به اشتباه خود پی برده چنان منقلب شد و از جای خویش جستن کرد که «میگساران جام باده بریختند و گلعذاران گریختند، دست از چنگ و رباب برداشتند و رامشگران پا به فرار گذاشتند.» جعفر خواست دستور دهد بساط را از نظر عبد الملک پنهان دارند ولی دیگر دیر شده کار از کار گذشته بود. حیران و سراسیمه بر سر و پای ایستاد و زبانش بند آمد. نمی دانست چه بگوید و چگونه عذر تقصیر بخواهد. عبد الملک چون پریشان حالی جعفر بدید به سابقه آزاد مردی و بزرگواری که خوی و منش نیکمردان عالم است با کمال خوشرویی در کنار بزم نشست و فرمان داد مغنیان بنوازند و ساقیان لعل فام جام در گردش آورند. جعفر چون آن همه بزرگمردی از عبدالملک صالح دید بیش از پیش خجل و شرمنده گردید پس از ساعتی اشاره کرد بساط را برچینند و حضار مجلس - بجز اسحق موصلی - همه را مرخص کرد. آنگاه بر دست و پای عبد الملک بوسه زد عرض کرد :«از اینکه بر من منت نهادی و بزرگواری فرمودی بی نهایت شرمنده و سپاسگزارم. اکنون در اختیار تو هستم و هر چه بفرمایی به جان یدارم.» عبدالملک پس از تمهید مقدمه ای گفت :«ای ابو الفضل، می دانی که سالهاست مورد بی مهری خلیفه واقع شده خانه نشین شده ام. چون از مال و منال دنیا چیزی نیندوخته بودم لذا اکنون محتاج و مقروض گردیده ام. اص خانوادگی و عزت نفس اجازه نداد به خانه دیگران روی آورم و از رجال و توانگران بغداد، که روزگاری به من محتاج بوده اند، استمداد کنم ولی طبع بلند و خوی بزرگ و بخشندگی تو که صرفا اختصاصی به ایرانیان پاک سرشت دارد مرا وادار کرد که پیش تو آیم و راز دل بگویم، چه می دانم اگر احیانا نتوانی گره گشایی کنی بی گمان آنچه با تو در میان می گذارم سر به مهر مانده، در نزد دیگران بر ملا نخواهد شد. حقیقت این است که مبلغ ده هزار دینار مقروضم و ممری برای ادای دین ندارم.» جعفر بدون تامل جواب داد : «قرض تو ادا گردید، دیگر چه می خواهی؟» عبدالملک صالح گفت :«اکنون که به همت و جوانمردی تو قرض من مستهلک گردید. برای ادامه زندگی باید فکری م زیرا تامین معاش آبرومندی برای آینده نکرده ام.» جعفر برمکی که طبعی بلند و بخشنده داشت با گشاده رویی پاسخ داد : «مبلغ ده هزار دینار هم برای ادامه زندگی شرافتمندانه تو تامین گردید چه می دانم سفره گشاده داری و خوان کرم بزرگمردان باید مادام العمر گشاده و گسترده باشد. دیگر چه می فرمایی؟» عبد الملک گفت : «هر چه خواستم دادی و دیگر محلی برای انجام تقاضای دیگری نمانده است.» جعفر با بی صبری جواب داد : «نه، امشب مرا به قدری شرمنده کردی که به پاس این گذشت و جوانمردی حاضرم همه چیز را در پیش پای تو نثار کنم. ای عبدالملک، اگر تو بزرگ خاندان بنی عباسی، من هم جعفر برمکی و از دوده ایرانیان پاک نژاد هستم. جعفر برای مال و منال دنیوی در پیشگاه نیکمردان ارج و مقداری قایل نیست. می دانم که سال ها خانه نشین بودی و از بیکاری و گوشه نشینی رنج می بری، چنانچه شغل و مقامی هم مورد نظر باشد بخواه تا فرمانش را صادر کنم.» عبدالملک آه سو کی کشید و گفت :«راستش این است که پیرو سالمند شده ام و واپسین ایام عمر را می گذرانم. آرزو دارم اگر خلیفه موافقت فرماید به مدینه منوره بروم و بقیه ی عمر را در جوار مرقد رسول به سر برم.» جعفر گفت :«از فردا والی مدینه هستی تا از این رهگذر نگرانی نداشته باشی.» عبد الملک سر به زیر افکند و گفت :«از همت و جوانمردی تو صمیمانه تشکر می کنم و دیگر عرضی ندارم.» جعفر دست از وی بر نداشت و گفت :«از ناصیه تو چنین استنباط می کنم که آرزوی دیگری هم داری. محبت و اعتماد خلیفه نسبت به من تا به حدی است که هر چه استدعا کنم بدون شک و تردید مقرون اجابت می شود. سفره دل را کاملا باز کن و هر چه در آن است بی در میان بگذار.» عبدالملک در مقابل آن همه بزرگی و بزرگواری بدوا صلاح ندانست که آ ین آرزویش را بر زبان آورد ولی چون اصرار و پافشاری جعفر را دید سر بر داشت و گفت :«ای پسر یحیی، خود بهتر می دانی که من در حال حاضر بزرگترین فرد خاندان عباسی هستم و پدرم صالح همان ی است که در محل ذات السلاسل نزدیک مصر- بر مروان آ ین خلیفه اموی غلبه کرد و سرش را نزد سفاح آورد. با این مراتب اگر تقاضایی در زمینه وصلت و پیوند شویی از خلیفه المومنین م توقعی نابجا و خارج از حدود صلاحیت و شایستگی نکرده-ام. آرزوی من این است که چنانچه خلیفه مصلحت بداند فرزندم صالح را به دامادی سر افراز فرماید. نمی دانم در تحقق این خواسته تا چه اندازه موفق خواهی بود.» جعفر برمکی بدون لحظه ای درنگ و تامل جواب داد : «از هم اکنون بشارت می دهم که خلیفه پسرت را حکومت مصر می دهد و دخترش عالیه را نیز به ازدواج وی در می آورد.» دیر زمانی نگذشت که صدای اذان صبح از موذن مسجد مجاور خانه جعفر برمکی به گوش رسید و عبدالملک صالح در حالی که قلبش مالامال از شادی و سرور بود خانه جعفر را ترک گفت. بامدادن جعفر برمکی حسب المعمول به دارالخلافه رفت و به حضور هارون الرشید بار یافت. خلیفه نظری کنجکاوانه به جعفر انداخت و گفت :«از ناصیه تو پیداست که در این صبحگاهی خبر مهمی داری.» جعفر گفت :«آری المومنین شب گذشته عموی بزرگوارت عبدالملک صالح به خانه ام آمد و تا طلیعه صبح با یکدیگر گفتگو داشتیم.» هارون الرشید که نسبت به عبد الملک بی مهر بود با ح غضب گفت :«این پیر سالخورده هنوز از ما دست بردار نیست. قطعا توقع نابجایی داشت، اینطور نیست؟» جعفر با خونسردی جواب داد :«اگر ماجرای شب گذشته را به عرض برسانم المومنین خود به گذشت و بزرگواری این مرد شریف و دانشمند که به حق از سلاله بنی عباس است، اذعان خواهند فرمود.» آن گاه داستان بزم و حضور غیر مترقب عبدالملک و سایر رویدادها را تفصیلا شرح داد. خلیفه آنچنان تحت تاثیر بیانات جعفر قرار گرفت که بی اختیار گفت : «از عمویم عبدالملک متقی و پرهیزکار بعید به نظر می رسید که تا این اندازه سعه ی صدر و جوانمردی نشان دهد. جدا از مردانگی و بزرگواری او خوشم آمد و آنچه کینه از وی در دل داشتم ی ره زایل گردید.» جعفر برمکی چون خلیفه را بر سر نشاط دید به سخنانش ادامه داد و گفت :«ضمن مکالمه و گفتگو معلوم شد پیرمرد این اوا مبلغ قابل توجهی مقروض شده است که دستور دام قرض هایش را بپردازند.» هارون الرشید به شوخی گفت :«قطعا از کیسه خودت !» جعفر با لبخند جواب داد :«از کیسه خلیفه بخشیدم، چه عبدالملک در واقع عموی خلیفه است و حق نبود از بنده چنین جسارتی سر بزند.» هارون الرشید که جعفر برمکی را چون جان شیرین دوست داشت با تقاضایش موافقت کرد. جعفر دوباره سر بر داشت و گفت : «چون عبد الملک دستی گشاده دارد و مخارج زندگیش زیاد است مبلغی هم برای تامین آتیه وی حواله .» هارون الرشید مجددا به زبان شوخی و مطایبه گفت :«این مبلغ را حتما از کیسه شخصی بخشیدی !» جعفر جواب داد :«چون از وثوق و اعتماد کامل بر خوردار هستم لذا این مبلغ را هم از کیسه خلیفه بخشیدم.» هارون الرشید لبخندی زد و گفت :«این را هم قبول دارم به شرط آنکه دیگر گشاده بازی نکرده باشی !» جعفر عرض کرد :« المومنین بهتر می دانند که عبدالملک مانند آفتاب لب بام است و دیر یا زود افول می کند. آرزو داشت که واپسین سال های عمر را در جوار مرقد پیغمبر بگذراند. وجدانم گواهی نداد که این خواهش دل رنجور و ش ته اش را تحقق نبخشم، به همین ملاحظه فرمان حکومت و ولایت مدینه را به نام وی صادر که هم اکنون برای توقیع و توشیح حضرت خلیفه حاضر است.» هارون به خود آمد و گفت :«راست گفتی، اتفاقا عبد الملک شایستگی این مقام را دارد و صلاح است حکومت طائف را نیز به آن اضافه کنی.» جعفر انگشت اطاعت بر دیده نهاده پس از قدری تامل عرض کرد :«ضمنا از حسن نیت و اعتماد خلیفه نسبت به خود استفاده کرده آ ین آرزویش را نیز وعده قبول دادم.» هارون گفت :«با این ترتیب و تمهیدی که شروع کردی قطعا آ ین آرزویش را هم از کیسه خلیفه بخشیدی !؟» جعفر برمکی رندانه جواب داد :«اتفاقا بخشش در این مورد بخصوص جز از کیسه خلیفه عملی نبود زیرا عبدالملک آرزو دارد فرزندش صالح به افتخار دامادی از خلیفه المومنین نایل آید. من هم با استفاده از اعتماد و بزرگواری خلیفه این وصلت فرخنده را به او تبریک گفتم و حکومت مصر را نیز برای فرزندش، یعنی داماد آینده خلیفه در نظر گرفتم.» هارون گفت :«ای جعفر، تو در نزد من به قدری عزیز و گرامی هستی که آنچه از جانب من تقلیل و تعهد کردی همه را ی ره قبول دارم، برو از هم اکنون تمشیت کارهای عبدالملک را بده و او را به سوی مدینه گسیل دار.»

  

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : پاچه-لیسان چه راحت بهَم نان قرض میدهند ... - جعفر ,خلیفه ,الملک ,عبدالملک ,برمکی ,هارون ,جعفر برمکی ,هارون الرشید ,کیسه خلیفه ,عبدالملک صالح ,آ ین آرزویش ,برای ادامه زندگی
احتمال هجوم هزاران میلیارد میکرب با اسفنج ظرفشویی ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 احتمال هجوم هزاران میلیارد میکرب با اسفنج ظرفشویی ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

  بر اساس تحقیق جدید اسفنج ظرفشویی حاوی میکروب های بی شماری است که موجب ذات الریه و مننژیت می شوند.
به گزارش ایسنا و به نقل از ساینس، یکی از میکروب های اسفنج ظرفشویی moraxella osloensis است که موجب عفونت در افراد مبتلا به سیستم ایمنی ضعیف می شود و علت بوی بد اسفنج ظرفشویی است.
محققان با استفاده از توالی dnaهای می از 14 اسفنج استفاده شده در آشپزخانه دریافتند جوشاندن و یا حتی قراردادن اسفنج در برابر امواج مایکروویو این میکروب ها را از بین نخواهد برد .
دانشمندان اظهار د: علت این مورد مقاومت باکتری های بیماری زا به پاکیزگی و سرعت جابجایی آنها به قسمت های دیگر است، دقیقا مانند آنچه در مقاومت به درمان با آنتی بیوتیک روی می دهد.
محققان با بررسی اسفنج ها در زیر میکروسکوپ دریافتند که در یک سانتیمتر مکعب اسفنج بیش از 1010 *5 باکتری وجود دارد که حدود هفت برابر تعداد افرادی است که بر روی زمین زندگی می کنند.
آنها در ادامه اظهار د: چنین تراکم باکتریایی فقط در مدفوع انسان و حیوانات یافت می شود.
البته نگران نباشید با تعویض هفته ای اسفنج ظرفشویی این میکروب ها وارد بدن شما نخواهند شد.
نتایچ این تحقیق در نشریه scientific reports منتشر شده است.

  

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : احتمال هجوم هزاران میلیارد میکرب با اسفنج ظرفشویی ... - اسفنج ,ظرفشویی ,اسفنج ظرفشویی ,اظهار د ,میلیارد میکرب ,هزاران میلیارد ,هجوم هزاران ,هزاران میلیارد میکرب ,هجوم هزاران میلیارد
تمس بیماران روانی ، روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
  تمس بیماران روانی ، روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 
تمس بیماران روانی و ت یب روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در برنامه «دورهمی»!

در آ ین شب تابستانی تیرماه مردم و خانواده های ایرانی پای برنامه دورهمی مهران مدیری نشستند تا احتمالا ی بیاسایند و پای نمایش های طنز برنامه لبخندی به لبانشان بنشیند.

شب گذشته (31 تیر 1396) برنامه طنز دورهمی موضوع خود را به م و مراکز مشاوره اختصاص داد.
به گزارش میگنا مجتبی ارحام صدر - روانپزشک، طی یادداشتی اعتراضی نسبت به این برنامه در رو مه شرق نوشت: در آ ین شب تابستانی تیرماه مردم و خانواده های ایرانی پای برنامه دورهمی مهران مدیری نشستند تا احتمالا ی بیاسایند و پای نمایش های طنز برنامه لبخندی به لبانشان بنشیند.  اما این «دورهمی» از جنس دیگری بود و ب را در رسانه ملی فتح کرد که تاکنون سابقه نداشته است.
  در حضور تماشاگران برنامه و در مقابل چشم مردم، سازندگان و بازیگرانی که احتمالا قصد نقد عملکرد روان پزشکان و روان شناسان را داشتند،
شروع به تمس و استهزای علائم بیماری های جدی و سخت روان پزشکی د و با ذکر نام علمی و لاتین بیماری ها به صورت نمادین به بیماران روان پزشکی خندیدند! 
مهران مدیری، مجری و سازنده برنامه، هم از کنار گود برنامه سریال نه چندان زیبای تمس بیماری یک عده انسان بی گناه را تکمیل می کرد و دم به دم آتشی می داد که معلوم نیست چه چیزی را نخواهد سوزاند!
گذشته نه چندان دور: در سال های اخیر افکار عمومی ما با طنزپردازی های آقای مدیری که گهگاه جنجالی هم می شود غریبه نیست. 
ایشان که نبض زمانه را خوب می شناسد و سمت وزیدن باد را خوب می فهمد، گاهی به تحصن نمایندگان مملکت و گاهی به عملکرد سیاست مردان خوشنام کشور گیر می دهد و به این ترتیب مایه و ماده طنز برای خودش فراهم می آورد.  مدیری یک سریال کامل و درسته هم در نقد و هجو پزشکان و پزشکی مملکت ساخت و تا مراحل آ آن را پیش برد و تقریبا هرچه بود و نبود گفت.
اما این برنامه از جنس دیگری بود؛ هنوز هم معتقدم سریال سازی در نقد پزشکان اشکالی ندارد، اگرچه ت یب جای نقد را در آن گرفته باشد، اما تمس بیماری و علائم بیماران مظلوم روان پزشکی هیچ توجیهی ندارد، مگر اینکه احتمال بدهیم عده ای دارند با مستمسک قراردادن نشانه ها و اسم بیماری های روان آدمی، برنامه طنز می سازند و با درد بیماران کاسبی می کنند.
نکته نگران کننده همین جاست که جای نقد پزشک و روان پزشک و روان شناس با لودگی در مورد نشانگان و رنج و درد بیمار روان پزشکی عوض شود.
نمونه های مشابه: خوشبختانه در جهانی زندگی می کنیم که نمونه و مشابه برای هرچیزی زیاد است. کارگردانان زیادی به سراغ پرداخت طنز از آموزه های روان شناختی رفته اند. حتی بسیار نویسنده و هنرمند و ساز داریم که مستقیما سروقت بیماری روان پزشکی و نشانه های آن رفته اند، اما هوشیار بوده اند تا در دام مس ه بیماران روان پزشکی نیفتند. نویسندگانی مثل ساعدی، مرتضاییان آ ار و آیدا مرادی آهنی در ایران و خارجیانی چون سالینجر، وونه گات، بکت، کامو و کارور همگی از گرفتاری های روان انسان محترمانه گفته اند و نوشته اند بدون اینکه برچسب بیماری روانی به پیشانی ی بزنند. 
چه ی است که نوشته ها و ساخته های وودی آلن را فارغ از دغدغه های روان شناختی بداند، درحالی که او هم طنزپرداز است، اما همواره مرز مشخصی دارد بین نقد درمانگر و استهزای بیمار و بیماری. برادران کوئن در اکثر هایشان شخصیت های گرفتار بیماری روان پزشکی را نمایش می دهند، ولی آیا چون طنزپرداز ما به دام ریشخند بیماری و رنج دیگری می رفتند؟
بازی خطرناک با اخلاق و سلامت عمومی: در زمانه ای که بیش از هر زمان دیگری احتیاج به ارتقای شاخصه های اخلاق عمومی و سلامت روان داریم، برنامه ای زنده روی آنتن می رود که در آن علنا بیماران روان پزشکی دست انداخته می شوند و دورهمی به آنها و رنج و دردشان می خندد!
این چنین نشان بیماری را بر پیشانی تعدادی انسان بی گناه زدن چه پیامی به جامعه می دهد؟
در کارزاری که متخصصان سلامت روان، اعم از روان پزشک و روان شناس و مشاور در مبارزه با بیماری ها و مشکلات روان شناختی جامعه دارند،
یکی از موانع همیشگی برای مراجعه و طرح مشکل، ترس و نفرت بیماران از انگ و استیگمای بیماری روان پزشکی است. نام و شهرتی که به اسم بیماری روانی مطرح می شود همیشه مانعی است که انسان گرفتار را از آغوش درمانگران دور می کند و به کنج تنهایی دردآورش سوق می دهد. بنابراین مبارزه با انگ بیماری همواره در دستور کار دست اندرکاران سلامت روان جوامع قرار دارد.
در چنین شرایطی شاهدیم که مدیری و تیمش چنین ناشیانه و توهین آمیز به سراغ علائم و نشانه ها و نام چند بیماری نادر روانی می روند و با آنها دستمایه طنز می سازند! آیا این برنامه و این نگرش درست در مسیر خلاف سیاست های سلامت عمومی نیست؟!
مشاهده : اینجا
لینک کامل برنامه


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها: مشکلات روان شناختی، دورهمی، نقد و هجو پزشکان، مهران مدیری، تمس بیماران روانی،
برچسب ها : تمس بیماران روانی ، روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در ... - برنامه ,بیماری ,روان پزشکی ,بیماران ,تمس ,سلامت ,بیماران روان پزشکی ,تمس بیماران ,بیماری روان پزشکی ,برنامه لبخندی ,مهران مدیری، ,مهران مدیر
حجت ال زائری، رامبد جوان، خندوانه، وظیفه ت، وَ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

   حجت ال زائری، رامبد جوان، خندوانه، وظیفه ت، وَ ... 




  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 
حجت ال محمدرضا زائری

انتقاد حجت ال زائری از مسابقه خنداننده شو و پاسخ رامبد جوان

نتیجه تصویری برای زائری در خندوانه

تصویر مرتبط

     به گزارش خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ حجت ال محمدرضا زائری مهمان ب خندوانه بود.
او که با هدیه هایی از جمله نسخه جدید ترجمه قرآن کریم به این برنامه آمده بود؛ در آغاز یک صفحه از کت را که شامل احادیث قدسی بود، خواند. حجت ال زائری این روزها مشغول آماده سازی و انتشار مجله خود است.
وی در مورد توانایی آشپزی خود گفت: نیمرو می توانم درست کنم. ما بین ها آشپز خوب زیاد داریم، چون مجبورند در دوران طلبگی و حجره نشینی آشپزی کنند.
این متولد کرمان و بزرگ شده بندرعباس، در مورد برنامه خندوانه گفت: خندوانه جزو افتخارات تلویزیون و قابل دفاع است و کار ارزشمندی است. اما فقط دیکته نانوشته است که ایراد ندارد.
ما گاهی آنقدر مطلق انگارانه نگاه می کنیم که گویا نباید هیچ ایرادی وجود داشته باشد. در صورتی که هیچ چیزی به صورت مطلق بدون ایراد نیست. مخصوصاً در مورد مسائلی که الگویی برای آن وجود ندارد. خیلی از کارهای ما آزمون و خطاست برای اینکه کشف کنیم، چه کارهایی باید انجام دهیم. وقتی کاری بزرگ باشد ایرادهایی به آن وارد می شود.
وی افزود: در برنامه های فصل های گذشته خندوانه، این مشکل وجود داشت که طوری رفتار می شد انگار خنده به خودی خود فضیلت است اما این اشکال است. ما باید بفهمیم برای چه می خندیم. ما قطعا دنبال خنده ایم و خدا به خنده ما راضی است. متاسفانه ی ری تصورهای غلطی داریم ولی
واقعیت این است که دینی که ما را در جاهایی به گریه تشویق می کند، به خنده و شادی نیز تشویق می کند. اما مهم این است که ریشه این شادی کجاست. چون می خواهد شادی امتداد داشته باشد. من جرات و جسارت خندوانه را ستایش می کنم.
وی افزود: این برنامه فرصت شادی ایجاد کرده و چیزی که باید همه به دنبال آن باشیم، خانواده است. داغی مثل مرگ ستایش و آتنا همه ما را می سوزاند. تهدید خانواده جدی ترین مشکل همه ماست. تعجب می کنم با مشکلات بزرگی مثل بی آبی، بیکاری، فساد و اعتیاد روبرو هستیم و سر چیزهای بی ارزشی دعوا می کنیم.
خندوانه فضایی ایجاد می کند که خانواده کنار هم باشند و در روایت داریم نشستن زن و مرد در کنار خانواده از اعتکاف در مسجد باارزش تر است.
حجت ال زائری در ادامه با نقدی به خنداننده شو گفت: در مورد بعضی اجراهای خنداننده شو هرچند من به تعارف داشتن اعتقادی ندارم،
اما گاهی نمایشی اجرا می شد که مناسب خانواده نبود.
رامبد جوان در پاسخ گفت: تصمیم ما این بود که شادی، احترام و محبت را ترویج کنیم و ذهن همه به این مسائل حساس شود. ی ری جوان را دعوت می کنیم که در خندوانه استعداد خود را بروز دهند و این حواشی شروع می شود و شما می گویید مناسب خانواده نیست. ما زبان رسانه را می دانیم و رعایت می کنیم اما آن بچه ها، جوانان همین کشور و واقعی هستند و وارد این قالب رسانه نشده اند.
حجت ال زائری گفت:
ولی وقتی ارتباطات مشترک را در نظر می گیریم، باید سطح توقع همه جامعه را در نظر بگیریم. حساسیت هایی که روی برنامه خندوانه است، نشان می دهد که این برنامه دیده شده است.
جوان پرسید:
پس تلویزیون وظیفه اش این است که کند؟
مهمان خندوانه پاسخ داد:
اتفاقاً یک برنامه وقتی حس ایجاد می کنند که پنجره باشد نه قاب ع . منتها همه جای دنیا شیوه بیان واقعیت را مدیریت می کنند. نه فقط تلویزیون بلکه من به عنوان یک هم وظیفه ام همین است. اگر بخواهم مخاطب با من ارتباط برقرار کند، باید در مورد یک چیزی صحبت کنم که مخاطب من بفهمد و قبول داشته باشد.
در بین صحبت های مهمان و میزبان خندوانه صدای باران شنیده شد و حجت ال زائری گفت: یکی از جاهایی که دعا مستجاب می شود، موقع بارش باران و در جمع مومنان است. خدایا دل مردم ما را شاد کن و غم و غصه را از دل مردم بردار. پدرها و مادرها و دخترها و پسرها را با هم مهربان کن.
بعد از یک رفت و برگشت رسانه ای صحبت ها ادامه یافت.
مهمان خندوانه، نقش یک را چنین بیان کرد:
ت قرار بوده نقش معنوی و عاطفی در جامعه داشته باشد. یعنی درد مردم را بشنود، در مشکلات همراهشان باشد و از جهت عاطفی مددکاری کند. به دلایلی از جمله مدرنیته این ارتباط روز به روز کمتر شد. هر دو طرف از این قطع ارتباط ضرر می کنند.
وی پس از بیان خاطره ای گفت: جامعه ما با بافت سنتی این خلأ را احساس می کند. قشرهای مختلف اجتماعی ما اگر با هم ارتباط نداشته باشند، جامعه از هم گسسته می شوند. این مسئله جامعه و زندگی و آینده ماست نه خوش آمدن یا نیامدن ما یا دیگران از یک قشر.
مسئله اینجاست که ما با هم صحبت نمی کنیم و این مصیبت امروز ماست.
رامبد جوان گفت: من می گویم کوتاهی از شماست. مردم که زندگی خود را می کنند؛ شما یا بیرون از مردم هستید یا بین انی هستید که تحت هر شرایطی شما را قبول دارند. مگر وظیفه شما این نیست به سراغ انی بروید که آغوششان برای شما باز نیست؟
حجت ال زائری پاسخ داد:
شما تا به حال شده که وقتی می بینید به سراغش بروید و با او صحبت کنید؟ اینکه من باید زبان مخاطب را یاد بگیرم قبول. مردم از ت فقط خطبه جماعت را می بینند. یک بخشی از این مشکل هم عرف اجتماعی است. روابط اجتماعی دو طرفه است.
او سپس به مشکلات ایجاد شده به علت کم حرف زدن و فاصله گرفتن افراد از یکدیگر اشاره کرد.
پس از بازی دارت مهمان و میزبان خندوانه، در پایان برنامه حجت ال زائری به دوربین خندوانه لبخند 20 ثانیه ای زد.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: محمدرضا زائری، خندوانه، رامبد جوان، ارتباط با مخاطب، نقش یک ، زبان مخاطب،

برچسب ها : حجت ال زائری، رامبد جوان، خندوانه، وظیفه ت، وَ ... - خندوانه ,برنامه ,زائری ,خانواده ,ال ,مردم ,ال زائری ,داشته باشد ,رامبد جوان، ,برنامه خندوانه ,رامبد جوان ,خندوانه، وظیفه ت، ,جوان، خندوانه، وظیف
ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
    ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ    


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8304378076/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8304378226/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8304378618/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8304379200/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8304379500/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8304379818/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_5.jpg

 

 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ 
 ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷم 
 ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ 
 ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﻢ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﺬﺷﺖ 
 ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺩﻝ، ﺑﺘﮑﺎﻧﻢ ﺍﺯﻏﻢ 
 ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﮔﺬﺷﺖ، 
 ﺑﺰﺩﺍﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ،ﺗﺎﺭ ﮐﺪﻭﺭﺕ، ﺍﺯ ﺩﻝ 
 ﻣﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ، ﺗﺎ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﮔﺮﺩﺩ 
 ﻭ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺧﻮﺵ 
 ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ 
 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ 
 ﺑﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺻﺪﻕ، ﺳﻼﻣﯽ ﺑﺪﻫﻢ 
 ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺨﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺴﺖ 
 ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ، ﻧﮕﺮﺩﺩ ﻓﺮﺩﺍ 
 ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ 
 ﮔﺮﭼﻪ ﺩﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ 
 ﮐﺎﺳﻪ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮﯾﺰﻡ ،ﺷﺎﯾﺪ 
 ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺯ ﺳﻔﺮ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ 
 ﺑﺬﺭ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﮑﺎﺭﻡ، ﺩﺭ ﺩﻝ 
 ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﻢ 
 ﻣﻦ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﺮﻭﻡ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ 
 ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩﻡ، ﻋﺮﺿﻪ ﮐﻨﻢ 
 ﯾﮏ ﺑﻐﻞ ﻋﺸﻖ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺨﺮم 
 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ 
 ﺑﻪ ﺳﻼﻣﯽ، ﺩﻝ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺷﺎﺩ ﮐﻨﻢ 
 ﺑﮕﺬﺭﻡ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺭﻓﯿﻖ ، ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﺩﻡ ﺩﺭ 
 ﭼﺸﻢ ﺑﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺪﻭﺯﻡ ﺑﺎ ﺷﻮﻕ 
 ﺗﺎ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺮﺳﺪ ﻫﻤﺴﻔﺮﯼ ، ﺑﺒﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﻣﺎﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ 
 ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻗﻬﺮ ﻫﻢ ﭼﯿﺰ ﺑﺪﯾﺴﺖ 
 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ 
 ﺑﺎﻭﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﻢ، ﮐﻪ ﺩﮔﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﯿﺴﺖ 
 ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﯾﺮ ﮐﻨﻢ ،ﻣﻬﻠﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺮﺍ 
 ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻓﺖ 
 ﻭ ﺷﺒﯽ ﻫﺴﺖ، ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺮﺩﺍﯾﯽ 

 

 «فریدون مشیری»
 

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ - ﻓﺮﺩﺍ ,ﺑﺎﺷﺪ , ﯾﺎﺩ ,ﺑﺪﺍﻧﻢ ,ﺻﺒﺢ ,ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ,ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ
با قضاوتهای عجولانه آب به آسیاب دشمن نمیریزیم؟! ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 با قضاوتهای عجولانه آب به آسیاب دشمن نمیریزیم؟! ...  


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

  آفتاب یزد -گروه : انتشار اسناد مربوط به کودتای 28 مرداد 1332 توسط ت ، به غبارروبی از روی یک دعوای تاریخی که گرد زمان بر روی آن نشسته بود، پرداخته است. جدالی 64 ساله که هرازگاهی زنده می شود و آتشی میان ملی گرایان و فدائیان به راه می اندازد و پس از چندی همچون سایر بزنگاه های تاریخی آتش آن فروکش می کند و به خاموشی می گراید.
این کتاب دربرگیرنده اسناد عملیات سرنگونی ت محمد مصدق است و به تشریح حوادث پیش و پس از کودتا پرداخته است.
آنچه در این میان اهمیت یافته، اذعان به دخ این کشور و همچنین بریتانیا در فرآیند شکل گیری کودتاست؛ اعترافی که به گمان بسیاری تازگی ندارد و پیش تر هم تاریخ نگاران به مداخله این دو کشور در جریان حوادث 28 مرداد گواهی داده بودند. اما با تورق صفحات کتابِ اسنادی که وزارت خارجه منتشر ساخته، به واقعه ای برمی خوریم که در تقویم تاریخ مبنای درگیری طرفداران آیت الله کاشانی و حامیان مصدق بوده است. آیت الله کاشانی که سه سال پیش از شکل گیری کودتا، هم رزم و همراه مصدق، برای ملی شدن نفت کوشیده بود، پس از به ثمر نشستن تلاش هایشان و ملی شدن صنعت نفت ایران راه خود را از مصدق جدا ساخت. گویی که میان او و مصدق که به تازگی ردای نخست ی را به تن کرده بود، رخنه ای ایجاد شده بود که در گذر روزها ژرفای آن فزونی یافت و به شکافی عمیق تبدیل شد. همین اختلاف موجب خوانش های متفاوتی از تاریخ شد و هر ی از دریچه نگاه خود به واقعه 28 مرداد 1332 می نگریست. حامیان آیت الله کاشانی که به گروه «فدائیان » تعلق داشتند وقوع کودتا در آن روز را به کل رد می کنند و نخست وقت را دوستدار و مجری سیاست های انگلستان می پندارند. در حالی که ملی گرایان یعنی موافقان مصدق از دیدارهای دوجانبه آیت الله کاشانی و جانشین مصدق» خبر می دهند و ادعا دارند که آیت الله کاشانی در وقوع کودتا علیه ت مصدق دست داشته است.(!)
حال انتشار اسناد کودتای 28 مرداد 32 توسط وزارت خارجه و بیان این نکته که کاشانی در کودتا نقش داشته، آتش خاموش شده درگیری ها میان هواداران مصدق و کاشانی را برافروخته و بر آن دامن زده است. تا جایی که سایر مطالب مندرج در این کتاب مسکوت باقی مانده و سخنی از آن گفته نمی شود. بیان دخ کاشانی در واقعه کودتای 28 مرداد، واکنش برخی کنشگران کشور را هم به همراه داشته است تا جایی که عبدالله رمضان زاده، سخنگوی ت اصلاحات در توئیتی چنین نوشته است: «حال که اسناد همراهی کاشانی با کودتای یی افشا شده، نام خیابان آیت الله کاشانی را تغییر دهید!» اما از دیگر سو ، محمد کاشانی پسر آیت الله کاشانی این اسناد را دروغین می داند و بر این باور است که: ...
 28 مرداد، کودتا نشده است
خسرو معتضد، پژوهشگر تاریخ و از حامیان آیت الله کاشانی در پاسخ به این سوال آیا می توان به ادعای دخ کاشانی در کودتای 28 مرداد که در اسناد وزارت خارجه درج شده است، استناد کرد، به خبرنگار «آفتاب یزد» گفت: من به هیچ وجه دخ آیت الله کاشانی در جریان مجادلات 28 مرداد را صحیح نمی دانم. برخی دوستان اصلاح طلب مثل آقای عبدالله رمضان زاده سخنگوی ت اصلاحات گفته اند براساس اسناد وزارت خارجه باید اسم آیت الله کاشانی را از روی یکی از خیابان های تهران حذف کنیم. اصلا برخی نام کودتای نظامی را بر وقایع 28 مرداد می نهند. بیایید تاریخ را به درستی مرور کنیم. اگر در 28 مرداد 32 کودتا کرده بود، پس آقای طیب چه کاره بود؟ آن 7 الی 8 هزار نفری که از جنوب شهر تهران حرکت کرده بودند به سمت مرکز شامل چه انی بودند؟ اصلاً واژه کودتا یعنی چه؟ «کو-دِ-تا» یعنی حرکت نظامی به منظور براندازی حکومت.
**
مردم کاشانی را دوست داشتند
وی افزود: مرحوم مصدق مردی پاکدامن و وطن پرست و بسیار شریف بود. یکی از علل مغضوبیت من این است که در رادیو و تلویزیون تمام وقایع پیرامون مصدق را بازگو کرده ام.
مصدق شخصی بود که حتی از ت در دوران نخست ی اش حقوق هم دریافت نمی کرد. آیت اله کاشانی هم فردی مورد علاقه و وثوق مردم بود و ملی شدن نفت هم اگر انجام شد، با کمک آیت الله کاشانی بود. بنده هیچ نسبت خانوادگی و سمپاتی نسبت به آقای کاشانی ندارم، من فقط آینه تاریخ هستم. آیت الله کاشانی ملی نفت را به جایی رساند که تمام توده های مردم در سراسر ایران حامی اش شدند. او در آن زمان فتوایی داد مبنی بر اینکه اگر انگلستان که 11 رزم ناو به شط العرب و اروند رود فرستاده بود، یک نیرو پیاده کند، خون شان مهدورالدم است و هریک از مسلمانان و ایرانیان اگر یک انگلیسی را بکشد، درب بهشت بر رویش باز خواهد شد. این فتوایش بر روی مردم ایران اثر بسیار مثبتی گذاشت.
این پژوهشگر تاریخ اضافه کرد: ت انگلستان یک نخست معقول و منطقی به نام کلمنت اتلی (clemenattlee) داشت که چون خودش از حزب کارگر بود و صنایع و زغال سنگ و راه آهن و طب انگلستان را داخلی کرده بود، کوتاه آمد و علیرغم خواست
امانوئل شین ول (emanue- shinwell) که گفته بود گرفتن ایران مثل آب خوردن است و آبادان را بمب باران می کنیم و نمی گذاریم صنعت بخوابد اما اراده محکم مردم ایران که دارای دو بود یکی مصدق و دیگری آیت الله کاشانی مانع عملی شدن تهدیدات شین ول شد.
***
 کاشانی دست شاه را نبوسید
معتضد درخصوص ملاقات شاه و کاشانی اظهار داشت: گازیوروفسکی کت را در خصوص کودتای 28مرداد نوشته بود مبنی بر اینکه شاه و زاهدی به ملاقات آیت الله کاشانی رفتند و دست او را بوسیدند. من این موضوع را رد چون هیچ وقت آیت الله کاشانی ملاقاتی با شاه نداشت. آن برهه همزمان با ش ت معنوی و مالی ایران بود. ش ت معنوی ایران یعنی اختلاف افتادن میان ان نهضت ملی شدن صنعت نفت. بنابراین ت ایران در یک وضعیت ورش تگی بود و حزب توده به شدت فعالیت می کرد و ت با تحریکات شاه و خانواده سلطنتی مواجه بود.
این پژوهشگر تاریخ ادامه داد:
شاه در آن زمان می گوید که من می ترسم مصدق را برکنار کنم. اگر او را برکنار کنم نه تنها مردم شورش می کنند که حتی فکر می کنم انگستان برنامه تقسیم ایران را با شوروی در سر می پروراند. باید بازگشت به سال 31 و ش ت نفتی ایران را مشاهده کرد. ما در آن سال یک کشتی (نفت) نتوانستیم صادر کنیم، جمع کل صادراتی که ایتالیایی ها و ژاپنی ها از ما بردند من فکر نمی کنم به 500هزار تن برسد در حالی که قبل از ملی شدن نفت 32میلیون تن ت انگلستان صادر می کرد.
**اسنادی غیر قابل استناد
وی خاطرنشان کرد: این اسناد قابل استناد نیستند.
از ما زخم خورده است که تهمت همکاری آیت الله کاشانی با را می زند. من حاضرم با فردی چون صادق زیباکلام در این خصوص به مناظره بپردازم. اینکه ما بگوییم در کودتای 28مرداد آیت الله کاشانی نقش داشته، از کجا آمده است. در آن زمان 75هزار تومان یی ها به آقای احمد آرامش دادند که گفته شد آرامش قرار بوده این پول را به آیت الله کاشانی بدهد .در از این صحبت ها زیاد می شود. این صحبت ها دسیسه یی هاست. واقعیت را باید بیان کرد. کاشانی ی نبود که بخواهد با sia همکاری کند.
معتضد افزود: آن آقای آرامش که گفتم تبلیغات در زمان قوام السلطنه بوده و با انگلیسی ها ارتباط داشته، کت نوشت به نام 7 سال در زندان آریامهر او کار ت بود اما بعدا مغضوب و کشته شد. او با شاه مخالف بود. در این کتاب به عنوان یکی از عاملین 28 مرداد، جریان را توضیح داده است. 10 هزار دلار به او دادند تا بین مخالفان مصدق توزیع کند. که او نمی توانست با این 10 هزار دلار کودتا کند.
**
کاشانی با مصدق زاویه داشت
این پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه افرادی که از مناطق جنوبی شهر جمع آوری شدند شان مرد بارفروش مسلمانی بود به نام طیب، عنوان کرد: علت این هم مبارزه با کمونیسم بود. حزب توده آن چنان به ایجاد ناراحتی پرداخته بود که در آن زمان خبرنگار نیویورک تایمز نوشته بود ایران به زودی کمونیست می شود.
اصلاً تصورش هم در ذهن نمی گنجد که آیت الله کاشانی با آن شیخوخیت و ت و مبارزه با انگلستان و تبعیدش از عراق بیاید با همکاری کند. هر ی برای کارکرد به مقام رسید؛ کاشانی به چه مقامی رسید؟ او تا آ عمر مهجور بود و یک مسجدی داشت در خیابان پامنار همراه با خانواده پر اولاد، همراه با چندین زن. اگر غرب گرا بود که زندانی اش نمی د. او بعد از جنگ جهانی و ایران دو سال در زندان اراک بود خیلی هم آزار و اذیتش د. بله، آیت الله کاشانی با مصدق زاویه گرفته بود این چیز جدیدی نیست. در کشور ما در بعد از انقلاب خیلی از آقایانی که با هم همکاری می د از هم جدا شدند، طبیعی است افراد تغییر می کنند. این اسناد از سوی وزارت خارجه در این زمان منتشر شده است تا تفرقه بیشتری ایجاد کند.
**
تاریخ زیباکلام ضعیف است
او در خصوص اینکه صادق زیباکلام در گفت وگو با آفتاب یزد گفته است که آیت الله کاشانی هیچ گاه علیه سرنگونی ت مصدق صحبتی نکرد و واکنشی از خود نشان نداد، اظهار داشت:آقای زیباکلام بگوید چه میزان تاریخ می داند؟ اصلاً از جانب من منتشر کنید که خسرو معتضد گفت تاریخ صادق زیباکلام ضعیف است، برخلاف قوی بودنش در علوم باید به شما بگویم که اتفاقا آیت الله کاشانی نمی خواست حکومت مصدق ساقط شود. برای اینکه حکومت مصدق کاشانی را به آن عظمت رسانده بود. کاشانی یک سفر به حج رفت و مورد احترام تمام دنیا قرار گرفت.
**
مصدق می خواست ایران سوئیس شود
معتضد خاطرنشان کرد: ولی مشکل آن بود که مصدق معتقد بود ایران باید مثل سوئیس شود. کامل باید برای مطبوعات فراهم شود. فکر کن تو همه کاره انقلاب هستی بعد طبق هایی که مصدق ایجاد کرده رو مه ای ع ات را بزند و بگوید « داران فرمانده». رو مه نگارانی بودند که توهین می د به ت، به . او را سیدابوالقاسم کاشی می خواندند برای تمس ش. کاشانی ی نبود که خودش را به یی ها بفروشد.
بنابراین سقوط مصدق به هیچ عنوان به نفع کاشانی نبود. منتها مصدق شخصیتی بود که به نظر حسن داشت وقتی هم به می رود طبق کتاب ناصر قشقایی «خاطرات طوفان» می گوید که من وقتی به رفتم تازه فهمیدم این آن یی نیست که من فکر می . یکی از ایالات انگلستان است. من فهمیدم که نوکر انگلستان است. ت 45 میلیون دلار به ت مصدق داد.
**
حزب توده به ضرر مصدق شد
معتضد افزود:
کاشانی در 1340 وصیتی کرده بود خطاب به شاه. به او گفت که در حال از دست دادن سلطنت هستی. آنقدر اطرافیانت و فاسد و آدم های عجیب و غریب هستند و مردم گرسنه و بیچاره، همه چیز را ازچشم شما می بینند. من به عنوان یک مملکت به شما نصیحت می کنم که روش ات را تغییر دهی. چه ی می تواند آنقدر شجاعانه شاه را نصیحت کند؟ چه ی می تواند با این الفاظ فرمانروای مملکت را خطاب کند؟ بعد می گوییم کاشانی با شاه بوده است؟ من با پسر آیت الله کاشانی مشکل دارم و جزو مریدان او نیستم.
وی اضافه کرد:
طیب و 14-13 نفر از بارفروشان به دلیل نفرت از حزب توده کودتا د. اگر حزب توده نبود 28 مردادی رخ نمی داد. واژه کودتا را با احتیاط به کار ببرید به آن بگویید قائله کودتا برای آنکه از ساعت 6 بعدازظهر از طرف جنوب شهر شروع شد. مصدق از ساعت 4 بعدازظهر با هندرسون سفیر در تهران ملاقات کرد. او به نخست گفت که آقای مصدق ما تو را دیگر به عنوان نخست نمی شناسیم. در آن زمان محافلی که مخالف مصدق بودند در روزشنبه، 5 روز پیش از کودتا می نویسند که کاشانی را نگاه کنید مصدق او را از مجلس بیرون کرده است، درب مجلس را بسته است. این اتفاق ن یتی تهرانی ها را بر می انگیزد.
فرمان حزب توده هم به ضرر مصدق می شود. در آن زمان مصدق از مجلس اختیاراتی گرفته بود که برای هر کاری خودش تصمیم می گرفت و امضا می کرد. رفقایش هم از دورش پراکنده شده بودند. مصدق بسیار انسان پاکی بود. اما قدرت و انگلیس را نمی شناخت و فکر می کرد این دو کشور از هم جدا هستند.
**
کاشانی جدی ترین مخالف مصدق
صادق زیباکلام، علوم تهران هم در اینکه اسناد تازه منتشر شده فاقد تازگی است، با معتضد اتفاق نظر دارد. او نیز در پاسخ به این سوال که آیا می توان به ادعای دخ کاشانی در کودتای 28 مرداد که در اسناد وزارت خارجه درج شده است، استناد کرد، به خبرنگار «آفتاب یزد» گفت: مطالب مندرج در این اسناد به هیچ وجه مطلب تازه ای به ما نمی دهد. اینگونه نیست که معلومات ما در نتیجه این اسناد افزایش یابد.
وی افزود: مرحوم آیت الله کاشانی در ابتدای ملی شدن نفت به شدت از مصدق حمایت می کرد و یکی از اصلی ترین پشتیبانان مصدق بود، وقتی در اردیبهشت 1330 مصدق ت خود را تشکیل داد؛ یعنی یک سال پس از ملی شدن نفت. منتهی بنا به دلایل پیچیده ای،
روابط میان آیت الله کاشانی و مصدق به تدریج سرد شد و اطرافیان هر دو طرف هم در بدتر شدن روابط نقش زیادی داشتند آنچنان روابط میان مصدق و آیت الله کاشانی تلخ و تیره و سرد شد که مرحوم آیت الله کاشانی که در ابتدا م ع مصدق بود عملا شد یکی از جدی ترین مخالفین مصدق.
**
تلاشی برای جلوگیری از کودتا نکرد
این علوم ادامه داد:
مرحوم آیت الله کاشانی آنچنان بغض از مصدق به دل گرفته بود که وقتی دید کودتا درحال اتفاق افتادن است هیچ تلاشی نکرد تا جلوی کودتا را بگیرد.
آیت الله کاشانی مثل بسیاری دیگر نگرانی پیدا کرده بود از اینکه حزب توده در حال سوءاستفاده از تداوم ت مصدق است و قدرتش به صورت مرتب افزایش می یابد. نکته بعدی که اسباب پریشانی خاطر آیت الله کاشانی شده بود این بود که احساس می کرد نفت، دچار بن بست شده است و اختلافات با انگلستان حل نخواهد شد و مصدق بیشتر از دو سال است که زمام امور را به دست دارد ولی هیچ نوری در انتهای تونل مشاهده نمی شود.
ت مصدق را متهم به خیانت کرد
زیباکلام خاطرنشان کرد: مجموعه این مسائل موجب شد تا آیت الله کاشانی عملاً حاضر شود تا هیچ تلاشی در جهت سرنگونی کودتا نکند و عملاً می توان گفت که با سکوتش حتی حمایت و همراهی هم با کودتاچیان کرد. این مسائل بارها در تاریخ گفته شده است؛ اینکه آیت الله کاشانی در اختلافاتش با مصدق به نقطه ای رسیده بود که حاضر بوده حتی ت مصدق توسط یی ها سرنگون شود، چیزی نیست که ما امروز پس از 64سال فهمیده باشیم. در همان زمان آیت الله کاشانی فردای کودتا در مصاحبه ای مصدق را متهم به خیانت کرد و گفت که سزای مصدق است و پس از کودتا هم هیچ حمایتی از او و در کلامی، کودتای 28 مرداد را محکوم نکرد.
وی عنوان کرد:
بغض مرحوم آیت الله کاشانی از مرحوم مصدق و ت ملی اینقدر زیاد شده بود که خیلی راحت دستش را در دست جانشین او گذاشت. آیت الله کاشانی می دید و اتفاقا خیلی خوب می دانست دارد چه اتفاقی می افتد منتها نفرتش آنقدر نسبت به مصدق زیاد بود که حاضر بود ت ملی سقوط کند.
این ادامه داد: آن زمان وضع اقتصادی کشور هم خوب نبود بحران داشتیم، نفت صادر نمی شد، انگلیسی ها قرص و محکم جلوی صادرات نفت را گرفته بودند و حزب توده نیز روز به روز قدرت بیشتری پیدا می کرد؛ در یک جمله، کشور در بستری از هرج و مرج فرو رفته بود. مصدق اعلامیه داد که اینقدر تظاهرات نشود.
وی عنوان کرد: این مطالبی که توسط اسناد بیان می شود، تازگی ندارد. منتهی در تاریخ، نهضت ملی شدن صنعت نفت را طی 37 و 38سال گذشته آن طور که واقعا اتفاق افتاده است، ندیده اند. فدائیان و به خصوص آیت الله کاشانی را به شدت بالا برده اند و جبهه ملی و ملی گرایان و مصدق را پایین برده اند. حتی برخی از دلواپسان، مصدق را فراماسون و متحد و انگلیس نامیده اند. بغض و نفرتی که برخی ها از مصدق دارند، باعث شده بود که این واقعیت های کودتای 28 مرداد خیلی مطرح نشود وگرنه اگر ی خیلی علاقه مند به تحقیق پیرامون این مسائل بود، به مطالب موجود در اسناد خیلی زودتر پی می برد.
**
کاشانی فقط سقوط مصدق را می خواست!
این در خصوص اینکه گفته می شود آیت الله کاشانی با مقامات یی ارتباط داشته، عنوان کرد: کودتا را یی ها و انگلیسی ها طراحی د اما نه انگلیسی ها و نه یی ها یک سرباز و غیرنظامی را حتی یک تن وارد ایران ن د تا کودتا شکل بگیرد. طراحی کودتا با آنها بوده ولی نه یک فرد نظامی و نه یک تن غیرنظامی را نه انگلیسی ها و نه یی ها وارد ایران ن د، چرا؟ برای آنکه به اندازه کافی نیرو در ایران حضور داشت که به همکاری با آنها می پرداختند و علیه مصدق بودند. بنابراین نیازی نبود که یی ها و انگلیسی ها افرادی را وارد ایران کنند. اینکه مثلا آیت الله کاشانی با سفارت همکاری داشته خیلی اهمیتی ندارد.(!) آنچه حائز اهمیت می نماید آن است که آیت الله در مخالفتش با مصدق ترجیح می داده که مصدق سقوط کند، بنابراین وقتی مخالفتش به چنین مرحله ای با مصدق می رسد دیگر ارتباطاتش با زاهدی و از اهمیت خارج است. او حتی یک کلمه در جهت تقبیح کودتا سخن نگفته است. (!)
 
تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : با قضاوتهای عجولانه آب به آسیاب دشمن نمیریزیم؟! ... - کاشانی ,مصدق , ,آیت الله , ,کودتا ,آیت الله کاشانی , مصدق ,الله کاشانی ,وزارت خارجه ,خارجه ,وزارت خارجه ,اسناد وزارت خارجه ,مرحوم آیت الله کاشا
تبلیغات پدیده ش ز
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   تبلیغات پدیده ش ز    

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


 «پدیده ش ز» موضوعی بود که برای چندمین بار کشور را به مجلس کشاند تا این بار پاسخگوی سوال های نادرقاضی پور باشد. به گفته رحمانی فضلی، این پرونده مختومه است و به استانداری اسان اجازه داده شده تا در یک انتخاب قانونی، مدیریت پروژه را به سهامداران واگذار کند.
به گزارش خبرآنلاین، کشور به منظور پاسخ به سئوال نادر قاضی‎پور در مورد مشکلات شرکت پدیده در جلسه علنی امروز مجلس حاضر شد.
عبدالرضا رحمانی‎ فضلی در ابتدای صحبت هایش به روند بررسی پرونده «پدیده ش ز» پرداخت و گفت: این پروژه از سال 88 در قالب یک شرکت ایجاد می‎شود اما از همان اول عمده اقداماتش خلاف قوانین بود. نهایتا قوه قضائیه در استان اسان دستور توقف این پروژه را صادر کرد. 30 درصد سهام این شرکت به حدود 136 هزار نفر فروخته شد که 500 هزار نفر با خانواده هایشان عضو این پروژه بودند.
او ادامه داد:
فروش سهام به مردم خلاف بوده و مجوزهای ساخت و ساز که حدود 380 هزار متر مربع بود، نهایتا به یک میلیون مترمربع زیر ساخت و ساز ختم شده بود. متاسفانه ساخت و سازها در مسیر حریم رودخانه بود.
  کشور، موضوعاتی همچون «بدهی های این شرکت به سازمان مالیاتی و سازمان تأمین اجتماعی» را به عنوان بخشی از مشکلات این پروژه معرفی کرد و گفت: عدم شفافیت صورت‎های مالی به گونه ای پیش رفت که اجازه ادامه فعالیت قانونی سلب شد و دادگستری اسان رضوی دستور توقف آن را صادر کرد.
 رحمانی فضلی در مورد شروع دور جدید تبلیغات این پروژه در تلویزیون به خصوص هنگامی که در ابتدای پخش مناظره های زنده تلویزیونی روی آنتن می رفت، گفت: تبلیغاتی که برای فروش سهام انجام می شد، غیرقانونی بود. چون شرکت کارهایش به صورت قانونی نبود اما اکنون دستور پخش تبلیغات قانونی را از طریق شورای امنیت صادر کردیم و این تبلیغات از تلویزیون پخش می شود.
 او افزود: ما جلسات متعددی در وزارت کشور برای هماهنگی گذاشتیم و بیش از 13 مورد رئیس جمهور در این مورد دستور دادند و نهایت گفتیم که دبیرخانه این را بررسی کند. دبیرخانه اما امر هماهنگی را برعهده وزارت کشور گذاشت، در واقع این موضوع ابتدا به وزارت کشور ربط نداشت و برای انجام هماهنگی به وزارت کشور و شورای امنیت س شد.
 رحمانی فضلی با بیان این نکته که «ابتدا مسائل مالی این شرکت را حسابرسی کردیم»، گفت:
ما به موضوع تقسیط بدهی ها و بحث بخشودگی پرداختیم. تعیین تکلیف زمین تصرفی 30 تاری که جهاد کشاورزی صاحبش بود را انجام دادیم که موجب شد جریمه 610 میلیاردی برای پدیده بریده شود. البته توانستیم برای این جریمه نزدیک به 130 میلیارد تخفیف بگیریم.
 او در مورد تصفیه بدهی های این شرکت، توضیح داد: با توجه به بدهی این شرکت به شورای شهر ش ز یعنی حدود 940 میلیارد تومان، مقرر شد این مبلغ را از محل دارایی این شرکت تصفیه شود. بر این اساس الان حدود نیم میلیون مترمربع پایان کار به این پروژه داده شد. مجموعه اقداماتی تا کنون صورت گرفته، از نظر ما این پرونده مختومه است و ما به استانداری اسان ابلاغ کردیم که در یک انتخابات قانونی، مدیریت این پروژه را به سهامداران واگذار کند. مشخص است اگر در مسیر کار دچار مشکلی شوند، استانداری اسان آمادگی حل مشکل را دارد.
 پس از کشور نادر قاضی پور در قامت سئوال کننده پشت تریبون رفت و گفت: سئوال من در مورد حق و حقوق 136 هزار سهامدار پدیده ش ز است. مشکلات از دیدگاه شما تمام شده است اما از نظر ما نه! شما مشکلات ت را حل کردید اما مشکلات مردم هنوز پابرجاست. این پروژه بالای 50 هزار کارگر را درگیر خودش کرده بود. این را می دانید؟ او ادامه داد: میلیاردها تومان گردش مالی از بانک های داخلی خارج شد. شما به آقای ی بیش از صدبار تلفن زدید، ایشان چرا اقدامی برای پدیده نکرد؟ با آقای ی، دوست بازی کردید؟
 در این میان قاضی پور یک ضرب المثل فارسی را به نام همشهری های خود ثبت کرد و گفت: آقای پزشکیان!ما ترک ها مثال خوب داریم، «آنکه به خواب رفته را می شود بیدار کرد اما آنکه خود را به خواب زده را نمی شود بیدار کرد». چرا این مشکل موسسات مالی که مانند پدیده است را حل نمی کنید! وزرای این ت به خصوص وزرای راه و صنعت در این مشکل چقدر سهامدار هستند؟
  مردم ارومیه مشکلات این پروژه را برشمرد و گفت: حساب رسمی، بدهی شرکت به تأمین اجتماعی و امور اراضی، راه اندازی اتاق معاملات سهام، مشکل ایجاد شده برای صدور پایان کار، تعدیل سهام برای سهامداران این مشکلاتی است که حل نشده است. درست است که پدیده یک سری تخلفات ساختمانی انجام داده است اما نباید ت کل این پروژه را به خاطر یک سری تخلفات، تعطیل کند.
 پس از اتمام صحبت های قاضی پور، کشور در دقایق باقی مانده، اینگونه پاسخ داد:
به دلیل تخلفات زیاد، نهایتا قوه قضائیه مجبور به توقف پروژه شد، آنچه موجب شد که ت و وزارت کشور این مساله را پیگیری کند، بحث حق و حقوق مردم بود. برای حل این مشکل هم نیازمند مذاکره طولانی بودیم.
او افزود: موضوع میزان، هم همین مسئله بود که آنجا هم وزارت کشور با همه دستگاه ها این موضوع را پیگیری کرد.
الان هم موضوع کاسپین مطرح شده است. باید در کنار هم گام برداریم تا بتوانیم باقی پروژه هایی که برای مردم مشکل ایجاد کرده است را حل کنیم.
 سرانجام قاضی پور در خاتمه سئوالش از ، تشریح کرد:
کشور بگوید چرا پرونده به شورای عالی امنیت کشیده شد؟ مردم کجای بررسی پرونده هستند؟ از شما می خواهیم تا مردم به حق خود نرسیدند دست بردار نشوید. کار را که کرد؛ آنکه که تمام کرد. همه سهامداران که از مشهد نیستند، از ارومیه غریب هم سهامدار آمده است! نگذارید این کار ناتمام بماند. آقای رحمانی فضلی قول بدهد که این کار را ادامه می دهد تا به حق و حقوق مردم برسند؛ من قانع می شوم.
 در این میان مسعود پزشکیان که ریاست مجلس را برعهده داشت، خطاب به قاضی پور گفت که «آقای قول می دهند در چارچوب وظایفش این را پیگیری کنند» تا سرانجام این سئوال ختم به خیر شود.

پدیده ش ز ، آ ین خبر پدیده ش ز
 

تعدادی از دفاتر فروش سهام پدیده ش ز در شهر مشهد و برخی دیگر از ای بزرگ کشور پلمپ شد.

 

تاریخ انتشار : 20 دی 1393
دفاتر فروش سهام مجموعه سرمایه گذاری پدیده ش ز در مشهد با حضور نیروهای انتظامی به طور رسمی پلمپ شد و پرسنل این مجموعه سرمایه گذاری نیز با هدایت پلیس از دفاتر خارج شدند. پدیده ش ز

پلمپ دفاتر پدیده ش ز

 

پدیده ش ز تهران

 

 جـــالـبـــه! ... سمت چپ هشدار پلمپ ش ز اعلام شده وَ سمت راست اطلاعیه

 ش ز جهت خدمات بیشتر «!!! ...» ، مردم را به سایر دفترهایش دعوت میکند ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی


برچسب ها : تبلیغات پدیده ش ز - پروژه ,کشور ,پدیده ,شرکت ,مردم ,ش ز ,وزارت کشور ,پدیده ش ز , کشور ,فروش سهام ,استانداری اسان ,مجموعه سرمایه گذاری , تبلیغات پدیده
زیرنویس یا غلط نویس!
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

" از وقتی صدا و سیما شروع کرد به ساخت سریال هایی همچون خلیل کب ، باید حدس می زدیم روزی خود صدا و سیما هم در نقش فرو برود و شروع کند به گفتن دیالوگ ها و نقل قول های عجیب و غریب. "

به گزارش اعتدال، ایران با نگاهی طنز به تحریف صدا و سیما از سخنان اخیر رییس جمهور در همایش سران قوا پرداخت و با این مقدمه نوشت: در همایش قوه قضائیه در حالی که رئیس جمهوری در عنبیه چشم صدها نفر از حضار و صدها لنز دوربین نگاه کرد و جمله ای واضح گفت، شبکه خبر راست راست در چشمان میلیون ها بیننده تلویزیون نگاه کرد و یک جمله دیگر با مفهومی متفاوت را زیرنویس کرد. یعنی خیلی شیک و مجلسی سخنان رئیس جمهوری را تحریف کرد. دوستان صدا و سیما با همین فرمان جلو بروند پیش بینی می کنیم در آینده ای نه چندان دور هنگام سخنرانی رئیس جمهوری صدا و تصویر را قطع کرده و به جای آن برنامه آشپزی با معرفی محصولات 24 پارچ تفلون رویال نشان بدهند و به پخش زیرنویس با برداشت آزاد اقدام کنند. بر اساس همین پیش بینی برخی از صحبت های آقای را که واقعاً به زبان می آورد و آنچه صدا و سیما زیرنویس خواهد کرد را بیان می کنیم:
رئیس جمهوری: اصل برائت بیل به کمرش خورده است.
زیر نویس: رئیس جمهوری با تحقیر کشاورزان گفت: «بیل ها را باید جمع کرد. کشاورزی را از ت بی بیل گرفتیم و دادیم به ت با بیل. تی که هم بیل دارد، هم کلنگ، دیگر نمی شود با آن رقابت کرد.»
رئیس جمهوری: اول باید ادله باشد تا طرف را احضار کنیم نه اینکه طرف را احضار کنیم تا ادله زاییده شود.
زیر نویس: رئیس جمهوری گفت: «به نظر ما ادله خواننده خوب و خوش ص ست. کاش در کشور ما هم مثل ادله زاییده شود. چیز خوبیست.»
رئیس جمهوری: اعضای ک نه در مسیر جوانگرایی انتخاب خواهند شد.
زیر نویس: رئیس جمهوری از عدم حمایت از بازنشستگان کشور خبر داد. رئیس جمهوری گفت: «ک نه جدید جای پیر و پاتال ها نیست.»
رئیس جمهوری: فضای مجازی را نمی توان از زندگی مردم حذف کرد.
زیر نویس: حمایت آشکار رئیس جمهوری از سرویس های جاسوسی غرب به بهانه حمایت از شبکه های مجازی.
رئیس جمهوری: باید هر طور شده از بخش خصوصی حمایت شود.
زیر نویس: رئیس جمهوری در همایش اقتصاد ایران گفت: «باید های خصوصی مردم در شبکه های مجازی پخش شود و ت بتواند وارد حریم شخصی افراد شود.»
رئیس جمهوری: انی که امروز از رکود صحبت می کنند، آن روز و در سال 91 کجا بودند؟
زیر نویس: بی اطلاعی رئیس جمهوری از وضعیت مردم و همچنین مشکوک بودن وی به مردم عزیز کشور. رئیس جمهوری خطاب به مردم گفت: «کجا بودید تا این وقت شب؟»


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: تحریف سخنان ، برداشت آزاد،
برچسب ها : زیرنویس یا غلط نویس! - جمهوری ,رئیس ,نویس ,مردم ,زیرنویس ,سیما ,رئیس جمهوری ,»رئیس جمهوری ,نویس رئیس ,شبکه های مجازی ,احضار کنیم
نمی-خُفت ز حسرت، فـــرهـــاد ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  نمی-خُفت ز حسرت، فـــرهـــاد ...

 

 شب چو در بستم وُ مست از می نابش / ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش  
 دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا / گرچه عمری به خطا دوست خطابش  
 منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم / آنقدر گریه نمودم که ابش  
 شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع / آتشی در دلش افکندم وُ آبش  
 غرق خون بود وُ نمی ز حسرت فرهاد / خواندم افسانه شیرین وُ به خوابش  
 دل که خونابهٔ غم بود وُ جگرگوشه دهر / بر سر آتش جور تو کبابش  
 زندگی من مردن تدریجی بود / آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش  
«فرخی یزدی»

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها : نمی-خُفت ز حسرت، فـــرهـــاد ... - ,حسرت، فـــرهـــاد
گاهشمار حملات شیمیایی عراق
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم 
 

 گاهشمار حملات شیمیایی عراق 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

رژیم عراق از ابتدای جنگ به طور محدود از گلوله های شیمیایی استفاده می کرد. در جریان عملیات «والفجر – 2» عراق به طور وسیع با استفاده از هواپیما مبادرت به بمباران شیمیایی غرب جاده پیرانشهر – رواندوز کرد.

این حمله که در ساعت 7 صبح روز 18 مرداد ماه سال 62 به وقوع پیوست، منجر به مصدوم شدن جمعی از رزمندگان شد.

عراق از تاریخ 19/5/1362 تا 4/9/1362 دوازده بار با استفاده از توپ، خم و هواپیما اقدام به کاربرد گازهای شیمیایی، عمدتاً در غرب کشور از جمله مناطق نظامی و غیر نظامی پیرانشهر، بازی دراز، مریوان، بانه، پنجوین و پاوه کرد.

موارد دیگری ازکاربرد سلاح شیمیایی توسط دشمن به شرح زیر است:

- ساعت 5 بامداد 3 آبان ماه 62، هواپیماهای دشمن روستای باینجان از توابع بانه را بمباران شیمیایی د که منجر به شهادت و مصدوم شدن جمعی از اهالی روستا شد. در این حمله از بمب های شیمیایی حاوی ترکیبی از آرسنیک و نیتروژن موستارد، موسوم به بمب های تاول زا استفاده شد.

- ساعت 17 روز 16 آبان ماه سال 62، 4 فروند هواپیمای دشمن منطقه ای بین رودخانه شیلر و ارتفاعات لری را هدف حملات شیمیایی قرار دادند که منجر به تحریکات چشمی شدید در مجروحین شد.

- 19/1/1364؛ چهار نقطه از منطقه عملیاتی« بدر» در هورالهویزه در داخل خاک ایران هدف بمب های و گلوله های شیمیایی عراق قرار گرفت که این بمب ها حاوی گاز دل و اعصاب بودند.

- ساعت 17 روز 20/1/1364 مجدداً منطقه عملیاتی «بدر» در هورالهویزه از سوی عراق گلوله باران شیمیایی شد.

- 26/10/1365؛ یک فروند هواپیمای عراقی که منطقه عملیاتی «کربلا – 6» را بمباران شیمیایی کرد، سرنگون شد.

- 23/10/1365؛ هواپیماهای عراقی مواضع رزمندگان در منطقه عملیاتی«کربلا – 5» را بمباران شیمیایی د که منجر به مصدوم شدن عده ای شد.

وزش باد موجب شد مقادیری گازی سمی به سوی مواضع مقدم نیروهای عراقی منتقل و در نتیجه جمعی از آنان نیز مصدوم شدند.

- 24/10/1365؛ سرهنگ دوم ولید الوان حمادی رییس ستاد تیپ 59 عراق که در منطقه عملیاتی «کربلا – 5» به اسارت درآمد، اعتراف کرد که رژیم عراق به کرات از بمب ها و گلوله های شیمیایی علیه نیروهای ایران بهره برده است.

- 25/10/1365؛ در جریان دفع پاتک دشمن در منطقه عملیاتی «کربلا – 6» عراق مواضع نیروهای ایران را بمباران شیمیایی کرد.

- در پی بکارگیری مجدد سلاح شیمیایی توسط عراق در دسامبر 86، دبیرکل سازمان ملل متحد روز 16/10/1365 نگرانی خود را از نقض قوانین بین المللی اعلام کرد.

- 15/10/1365؛ یک انبار مهمات شیمیایی دشمن در ساحل غربی اروند رود، حدفاصل جزیره ام الرصاص و مینو، هدف آتش توپخانه نیروهای قرا گرفت ومنفجر شد که بر اثر آن صدها نظامی عراقی کشته و زخمی شدند.

- 7/12/1365؛ عراق اقدام به کاربرد سلاح شیمیایی در شمال جاده شلمچه – بصره کرد که با آمادگی کامل پ ند شیمیایی ایران، آثار آن خنثی شد.

- 7/4/1366؛ رژیم عراق چهار نقطه شهر شین سردشت را هدف حملات شیمیایی قرار داد که منجر به شهادت 60 تن از مردم این شهر شد.

- 16/7/1366؛ یک منطقه عملیاتی در شمال سومار توسط هواپیماهای عراقی بمباران شیمیایی شد که شهادت جمعی از رزمندگان را در پی داشت.

- 21/10/1366؛ عراق مبادرت به پرتاب گلوله شیمیایی در یک منطقه عملیاتی مقابل سردشت کرد.

- 27/12/1366؛ رژیم عراق هم زمان با پیشروی نیروهای ایران به سوی حلبچه، چندین بار اقدام به بمباران شیمیایی این شهر کرد و دست به کشتار مردم این شهر زد.

- 30/12/1367؛ هلال احمر تعداد ی بمباران شیمیایی رژیم عراق در ای آزاد شده در عملیات «والفجر – 10» را بیش از 5 هزار نفر اعلام کرد. رژیم عراق در این حملات از گازهای سیانور، دل و اعصاب استفاده کرد.

- 10/1/1367؛ هواپیماهای عراقی روستای کلال در حومه پاوه را هدف بمباران شیمیایی قرار دادند.

- 21/1/1367؛ هواپیماهای عراقی یک روستا در منطقه مریوان و هم چنین شهر مریوان را بمباران و گلوله باران شیمیایی د.

- 27/1/1367؛ رژیم عراق در حمله به مواضع نیروهای در فاو مبادرت به استفاده وسیع ازسلاح شیمیایی کرد.

- 28/2/1367؛ چند روستا از جمله مرزن آباد و بیتوش از توابع سردشت توسط هواپیماهای عراق بمباران شد.

- 24/3/1367؛ یک منطقه مس ی در یک روستای بانه توسط هواپیماهای عراق بمباران شیمیایی شد.

- 4/4/1367؛ نیروهای عراقی با استفاده گسترده از سلاح شیمیایی به رزمندگان در جزایر مجنون حمله د.

- 3/5/1367؛ نیروهای عراق با بهره گیری گسترده از سلاح های شیمیایی به مناطق گیلان غرب و س ل ذهاب پیشروی کرده و مناطقی را به خود در آوردند.

- 11/5/1367؛ هشت نقطه در منطقه غرب اشنویه هدف بمباران شیمیایی عراق قرار گرفت که در اثر این جنایت، بیش از 2 هزار و 400 تن از مردم غیرنظامی منطقه مصدوم شدند.

- ایران در پی استفاده وسیع رژیم عراق از سلاح های شیمیایی و سکوت مجامع جهانی تصمیم گرفت برای افشا نمودن این جنایت ضد بشری و روشن شدن اذهان مردم جهان، مجروحین را برای ادامه مداوا، به کشورهای مختلف اعزام کند.

بر اساس آمار موجود، در سال 62 حدود 58 نفر، در سال 63 تعداد 3 نفر، در سال 65 تعداد 6 نفر، در سال 66 تعداد 24 نفر و در سال 1367 تعداد 53 نفر از مجروحین شیمیایی که شدت جراحت آنان بیشتر بود، به کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان، اتریش، هلند، سوئد، سوییس، بلژیک، ژاپن، اسپانیا و امریکا اعزام و تحت مراقبت های ویژه قرار گرفتند.

شدت جراحت بعضی از این قربانیان حملات شیمیایی دشمن به حدی بود که معالجات در مورد آنان مؤثر واقع نشد و به شهادت رسیدند.

به طور کلی آمار موجود از کاربرد سلاح های شیمیایی توسط رژیم عراق علیه نیروهای ایران حکایت از این دارد که از 22 سپتامبر 1980 تا 30 مارس 1984 رژیم عراق 83 بار سلاح شیمیایی به کاربرد که بر اثر آن 116 تن شهید و 4450 تن مجروح شدند.

از 30 مارس 1984 تا 25 آوریل 1985 عراق 29 بار از گازهای شیمیایی علیه نیروهای ایران استفاده کرد که بر اثر آن 42 شهید و 2966 تن مجروح شدند.

از 25 آوریل 1985 تا 21 مارس 1986 این رژیم مجموعاً 69 بار سلاح شیمیایی به کاربرد که در نتیجه 104 تن شهید و 15000 تن مجروح شدند.

همچنین از 21 مارس 86 تا 8 آوریل 87 دفعات استفاده عراق از سلاح شیمیایی و تعداد مشخص نیست، ولی تعداد مجروحین 3893 نفر برآورد شده است.

و در مجموع از 22 سپتامبر 1980 تا 8 آوریل 87 عراق حداقل 196 بار از سلاح شیمیایی استفاده کرد که 262 شهید و 27309 مجروح به جای گذاشته است.

در این بخش از گزارش به بررسی بازتاب و انعکاس کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، از دیدگاه مجامع پزشکی، رسانه های گروهی، مجامع بین المللی و شخصیت های جهان می پردازیم:

- 20/12/1362؛ پروفسور هندری ، رییس مؤسسه سم شناسی گهنت بلژیک، گفت که نتیجه تحقیقات نشان می دهد که مجروحین ایرانی بستری در اتریش بر اثر ماده شیمیایی گاز ازت معروف به «صلیب زرد» و ماده ای به نام میتوتو ین یا «باران زرد» مسموم شده اند.

- 25/12/1362؛ عصمت کتانی، معاون خارجه عراق، در واشنگتن تلویحاً به استفاده عراق از بمب های شیمیایی علیه نیروهای ایران اعتراف کرد.

- 29/10/1363؛ دبیرکل سازمان ملل در جلسه شورای امنیت گفت که نتوانسته است از عراق در مورد عدم استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران تعهد بگیرد.

- 15/12/1362؛ حدود 65 تن از نمایندگان سازمان های خبری داخلی و خارجی از یک صد تن از مجروحین بمباران شیمیایی عراق در عملیات «خیبر» که در تهران بستری هستند، بازدید د.

- 12/1/1364؛ دبیرکل سازمان ملل با انتشار بیانیه ای، استفاده عراق از سلاح های شیمیایی را تأیید و قویاً آن را محکوم کرد.

- 14/10/1365؛ امور خارجه ایران در پیامی به دبیر کل سازمان ملل با اشاره به کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، اعلام کرد که ایران در صورت عدم اتخاذ تصمیم فوری باز دارنده علیه اعمال عراق، خود را م م می داند در جهت دفاع مشروع، به هر وسیله بازدارنده متوسل شود.

- 16/11/1365؛ رو مه «دیلی تلگراف» به نقل از خبرنگار اعزامی خود به تهران نوشت که یک خلبان اسیر عراق اعتراف کرد قبل از این که هواپیمایش سقوط کند، مواضع ایرانی ها را مورد حمله شیمیایی قرار داده بود.

- 10/11/1365؛ ایران در سازمان ملل در نامه ای به دبیرکل ضمن اعلام این که عراق در روزهای 26، 28، 30 دی ماه 65 از سلاح شیمیایی استفاده کرده است، خواستار اعزام هیأتی به ایران برای بررسی این مسئله شد.

- 18/11/1365؛ با شهادت یک تن دیگر از مجروحین شیمیایی در آلمان، جمع مجروحین شیمیایی که در بیمارستان های آلمان به شهادت رسیدند، به 11 نفر رسید.

- 25/12/1365؛ ستوان کاظم دوغیر، افسر متخصص سلاح های شیمیایی عراق، که در منطقه «کربلا – 5» به اسارت درآمد، گفت که عراق علاوه بر هواپیما، از توپ های 55 و 175 میلیمتری برای شلیک گلوله های شیمیایی استفاده می کند.

- 29/1/1366؛ ولایتی در پیامی به مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل، خواستار اعزام هیأتی جهت رسیدگی به جنایات عراق در به کارگیری سلاح های شیمیایی شد.

- 17/4/1366؛ کمیسیون بین المللی در پاریس رژیم عراق را به دلیل استفاده از سلاح های شیمیایی محکوم کرد.

- 9/4/1366؛ سازمان بهداشت جهانی حملات شیمیایی عراق به مناطق مس ی شهر «سردشت» را تقبیح کرد.

- 8/4/1366؛ در پی به کارگیری مجدد سلاح های شیمیایی توسط عراق و بمباران شیمیایی شهر سردشت وزارت امور خارجه ایران طی یادداشتی به دبیرکل سازمان ملل از امضا کنندگان پروتکل 1925 ژنو خواست تا برای جلوگیری از این اعمال، تلاش کنند.

- 23/4/1366؛ دیوید ملور، معاون خارجه انگلیس، گفت که کاربرد سلاح های شیمیایی توسط عراق در جنگ، فوریت دست یافتن به توافقی در زمینه منع کامل استفاده از این گونه سلاح ها را طلب می کند.

- 2/5/66؛ هانس دیتریش گنشر، خارجه آلمان، گفت که عراق آغاز کننده جنگ و به کار گیرنده بمب های شیمیایی در جنگ با ایران بوده است.

- 12/5/1366؛ سازمان ملل بنا به درخواست ایران یک سری اسناد شامل 30 صفحه ع مربوط به ن و ک ن مجروح شیمیایی سردشت را منتشر کرد.

- 20/7/1366؛ 2 تن از نمایندگان صلیب سرخ جهانی و 31 خبرنگار خارجی از آثار بمباران شیمیایی عراق در سومار و اجساد بازدید د.

- 10/9/1366؛ دادستان آلمان علیه 12 شرکت آلمانی متهم به ارسال تأسیسات شیمیایی به عراق، اعلام جرم کرد.

-6/12/1366؛ سازمان ملل عراق را متهم کرد که علیه ایران از سلاح های شیمیایی استفاده کرده و دست کم به یک هزار تن از این طریق جان س اند.

- 10/1/1367؛ رادیو استرالیا ضمن تأکید بر استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه مردمحلبچه گفت که نخستین بار نیست که عراق هنگامی که در تنگنا قرار می گیرد، از سلاح شیمیایی استفاده می کند.

- 10/1/1367، رو مه ایتالیایی «آل ژورنو» حمله عراق به حلبچه را اولین مورد قتل عام اهالی غیرنظامی یک شهر توسط سلاح شیمیایی دانست.

- 10/1/1367؛ وزرای خارجه نیوزلند و استرالیا و دبیر کل سازمان ملل و نخست انگلیس و خارجه کانادا بمباران شیمیایی شهر حلبچه را محکوم د.

- 10/1/1367؛ موریس و ژرژ از سازمان «پزشکان بدون مرز» بلژیک پس از بازدید از شهر حلبچه و معاینه مجروحان شیمیایی، در برو ل به کارگیری گاز دل و احتمالاً سیانوژن توسط عراق را تأیید د.

- 11/1/1367؛ حدود 48 پارلمان انگلیس، گروهی از نمایندگان مجلس ژاپن، گروه پارلمان انگلیس، صلیب سرخ جهانی و نخست لهستان خواستار محکومیت صدام به خاطر بمباران شیمیایی حلبچه شدند.

- 15/1/1367؛ وحید منجی اوغلو، قائم مقام کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، پس از بازدید از مهاجرین کرد عراق در دو استان کشورمان گفت که خود شاهد بمباران شیمیایی محل اقامت مهاجرین کرد بوده که در تاریخ پناهندگی کمیساریای عالی بی نظیر بوده است.

- 25/1/1367؛ ژاک دو میلیانو مدیر گروه پزشکی هلند پس از بازدید از حلبچه و معاینه مجروحین گفت که عراق در حلبچه از گازهای شیمیایی اعصاب استفاده کرده است.

-11 /3/1367؛ ولایتی در اجلاس ویژه خلع سلاح سازمان ملل گفت که موضع اخیر شورای امنیت در قبال بمباران های شیمیایی عراق در سردشت و حلبچه موجب خواهد شد که جنگ افزارهای شیمیایی به عنوان سلاح هایی برای انهدام سریع بشر به زودی به کلیه نقاط جهان سرایت کند.

- 3/4/1367؛ اعضای مجلس سنای امریکا با صدور قطعنامه ای ضمن محکوم عراق به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران، از ریگان خواستند با ادامه فشارهای ، مانع استفاده بیشتر عراق از این سلاح شود.

- 10/4/1367؛ طارق عزیز، خارجه عراق، در آلمان اعلام کرد که عراق در جنگ علیه ایران از سلاح شیمیایی استفاده کرده است.

- 11/4/1367؛محمد مشاط، سفیر عراق در انگلیس، در مصاحبه با رادیو لندن گفت که از زمانی که ایران حملات خود را به خاک عراق آغاز کرد، عراق از سلاح های شیمیایی استفاده کرده است.

- 10/5/1367؛ کارشناسان اعزامی سازمان ملل که از عراق و ایران دیدن د، به این نتیجه رسیدند که نیروهای عراقی در جنگ با ایران مکرراً از سلاح شیمیایی استفاده کرده اند.

- 25/6/65؛ یک شرکت هلندی تولید کننده فرآورده های شیمیایی به خاطر صدور غیرقانونی محصولات خود به عراق، در دادگاه شهر ارهم به پرداخت 100 هزار فلورن محکوم شد.

منبع: فصل نامه سیاست خارجی بهار 1367


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: حملات شیمیایی عراق، کردستان، سردشت، شلمچه،

برچسب ها : گاهشمار حملات شیمیایی عراق - شیمیایی ,عراق ,سلاح ,استفاده ,بمباران ,1367؛ ,بمباران شیمیایی ,سلاح شیمیایی ,رژیم عراق ,شیمیایی استفاده ,شیمیایی توسط ,سلاح شیمیایی استفاده ,علیه
هلیم معنوی با پشم رسید!
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...



  هلیم معنوی با پشم رسید!  



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  




طنز و کاریکاتور > کاریکاتور - معاون غذا و دارو علوم پزشکی ایران: حلیم های خیابانی از پشم، پنبه و گوشت فاسد تهیه می شود!

 

فیروزه مظفری. خبرآنلاین




  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: هلیم قل ، پشم ، پنبه،

برچسب ها : هلیم معنوی با پشم رسید! - هلیم , رسید ,هلیم معنوی
از شعر تا مِعر، از بیان تا تهمت وُ ت یب ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


  بسم الله الرحمن الرحیم 




  از شعر تا مِعر، از بیان تا تهمت وُ ت یب ...  


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  



((( آورده اند شاعری در روزگاران پیشین، روزی در دربار شاهی، از جای برخواست و گفت: شاهنشاها اجازه دهید قطعه ای را که سروده ام در این مجلس با شکوه بخوانم. ی پرسید: "تو کیستی و چه کاره ای؟ بنده شاعرم بنده هم ماعرم ماعر کیست؟ شاعر کیست؟ شاعر شعر می گوید. ماعر معر می گوید. معر چیست؟ شعر چیست؟ شعر اینست: هر غنچه که گل گشت دگر غنچه نگردد. معر اینست: هر منچه که مل گشت دگر منچه نگردد. منچه چیست؟ عنچه چیست؟ غنچه آنست که شکفته شده و گل می گردد. منچه هم آنست که مکفته شده و مل می گردد. شاعر تسلیم شد و زبان در کام گرفت. زآن پس چون نیک بنگریست دریافت که بسیاری از اشعار، در واقع معرند. خود نیز بعدها، معرها مرود. مرودنی. )))

وبلاگ مختاباد، سید ابوالحسن، خبرآنلاین : اشعار روز عید سعید فطر در مصلی که از سوی یک از مداحان خوانده شد، بازتاب های بسیاری داشت. جدای از کیفیت پایین و نازل و غیرادبی شعر، نگارنده می خواهد از زاویه ای متفاوت به آن نظر کند و آن، فراهم چنین بسترهایی برای انی است که دیدگاهی مخالف با این دیدگاه دارند.

از جمله شعارهای اصلی ما در انقلاب بهمن ۵۷ آ زادی بود و بخشی مهم از این ، خود را در بیان جلوه گر می سازد و به خصوص پس از بیان. آزاد ِی بیان حقی است همگانی و نه امتیازی که به مهر و لطف به یک گروه داده شود و  با کین و قهر و خشونت از گروهی دیگر بازستانده شود. 

ت باید خوشحال باشد و البته منتقدانش، همانند این مداح محترم، باید خوشحال تر که این امکان را می یابند تا از یکی از مهمترین تریبون های سالانه و در حضور خیلی از جمعیت و به شکلی مستقیم، اشعاری را در نقد گفتمان رئیس جمهور و ۲۴ میلیون رایی که به او داده اند مطرح می کنند و بعد از آن هم سوار خودرو و تا ی خود می شوند و به منزل می روند. ی هم به آنها لقب جاسوس و نفوذی و اجنبی پرست نمی دهد. 

این سخنان البته سابقه دارد و هر روز و شب و هفته در انواع و اقسام رسانه های طیف بازنده انتخابات در جریان است و به گمان نگارنده امر غریبی نیست. کافی است  هر هفته تریبون ها را در ای مختلف گوش کنید یا رو مه کیهان را باز کنید تا سخنانی بس تندتر و کوبنده تر از این اشعار را بخوانید و با خود شه کنید که چرا نویسنده آن سخنان و نوشته ها را مادر بمب ها نیز نمی تواند تکان دهد؟ اما در سوی دیگر کار منتقدان و شاعران و سازان و اهل فرهنگ و هنری که دیدگاهی مخالف دیدگاه آنان دارند با داع و درفش و زندان  بند و کند  زنجیر است.

راستش من بسیار به این مداح حسودیم شد و احتمالا بسیاری از دوستان رو مه نگارم نیز چنین چیزی در ذهنشان گذشت که او با چه شور وشوق و با چه اعتماد به نفسی به شخص دوم مملکت انتقاد می کند؟و ی به او افترا و اتهام جاسوسی نمی زند،  اما در این سو انتقادهای عادی و حتی در چارچوب های قانونی هم به مخالفت با امنیت ملی، بلندگوی دشمن، تعبیر می شود.

ماجرا زمانی خطرناک می شود که این مداح محترم خود و گفتمان خود را حق مطلق بپندارد و سخنان و گفتمان دیگر را باطل طرف مقابل را گروهی زندیق و کافر مسلک و اجنبی  پرست و معاند. امیداریم آن هیجان در پس و پشت خود چنین دیدگاهی نداشته باشد که اگر چنین باشد آنگاه خطرناک است و خواهد بود.

اما در سوی دیگر بر این باورم که دوستان منتقد به جای حمله به مداح مورد نظر، بهتر است به سویه مثبت ماجرا بنگرند و از آقای بخواهند و نیز دستگاه قضایی، که اجازه دهد در این طرف ماجرا هم همین امنیت و اعتماد به نفس برای منتقدان فراهم شود و آنها فارغ البال بتوانند دیدگاه های خود را مطرح کنند و داور نهایی مردم باشند که خوش داوری هم هستند.

به یاد داریم سال های دوری که را که از بزرگی پرسیدند که چرا شما با فلان منتقد و شیخ به مناظره نمی نشینی که پاسخ داد: آیا همان قدر که او در امنیت و آرامش و اعتماد به نفس به من انتقاد می کند؟ من نیز می توانم؟ و آیا می توانم بیمناک این نباشم که بعد از مناظره چه سرنوشتی در انتظار من است؟ او مستقیم به خانه می رود و من مستقیم به جایی که عرب نی انداخت.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: بیان، مداح، تریبون ، رو مه کیهان، دیدگاه مخالف، اتهام جاسوسی، امنیت ملی،

برچسب ها : از شعر تا مِعر، از بیان تا تهمت وُ ت یب ... - ,بیان ,مداح ,امنیت ,منچه ,چنین , بیان ,امنیت ملی، ,کیست؟ شاعر ,دیدگاهی مخالف
آقای اگر زورتان به کله-گنده-ها نمیرسد ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...



    آقای اگر زورتان به کله-گنده-ها نمیرسد ...   



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 



وبلاگ مهاجری، محمد ، خبرآنلاین :  آقای رئیس جمهور!  باورم این است که شما هوشمندتر از آنید که در دام بیفتید. با اینکه دادستان محترم تهران طبق وظیفه ذاتی و قانونی اش دستور شناسایی هتاکان به شما را صادر کرده، پیشنهاد می کنم شما از طریق قانون و اگر راه قانونی ندارد ، از طریق خواهش و تمنا نگذارید ی بازداشت شود.

در میان افرادی که روز قدس شعار می دادند هرچند ممکن است عده ای با برنامه ریزی قبلی آمده باشند، اما  قطعا اکثرشان احساس تکلیف می د و به همین دلیل عذرشان موجه است.

آقای رئیس جمهور! این افراد ، آدمهای عادی جامعه اند. غالبا به حقوق شان هم آشنا نیستند. اگر دستگیر شوند بلد نیستند از خودشان دفاع کنند و ناگزیر به زندان محکوم می شوند. در دوران حبس زندگی شان مختل می شود. معیشت شان به هم می ریزد.خانواده شان نسبت به مسئله دار می شوند و دهها مشکل ریز و درشت دیگر به وجود می آید.

آقای ! در طول مدت تبلیغات انتخابات، خبرگزاریها،رو مه ها،سایتها و رسانه هایی که عمدتا با پول مردم اداره می شوند،حرفهای آدم های را که صدها بدتر از شعارهای بود منتشر د. رسانه ملی مشابه همین ها را روی آنتن زنده برد. چرا دور برویم،چندنفر از حضرات نامزدها توهین و تهمتی نماند که نسبت به رئیس جمهور مستقر، فروگذار کرده باشند. شعارهای روز ،ترجمان حرفهای همین عزیزان بود. کرور کرور آدمهایی که مارک ارزشمداری دارند همین حرفها را در تریبونهای متعدد بکار بردند و کک ی نگزید.

آقای رئیس جمهور! نگذارید زور قانون به ضعیفها برسد. اجازه ندهید ضعیف کشی شود. جرم شعاردهندگان روز حداکثرش این است که در روزی که وحدت لازم بود، شعار تفرقه دادند. از بس در این یکی دو روز همه محکومشان کرده اند مغموم و غصه دار شده اند و   متهمان اصلی دارند  راست راست راه می روند و بشکن می زنند.

آقای ! اگر زورتان به آن آدم گنده ها نمی رسد، این آدم ضعیف ها را نجات دهید. ممنون.


    تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



برچسب ها: تبلیغات انتخابات، رسانه ملی، تهمت، زور قانون، روز قدس و وحدت، جَوگیری،
برچسب ها : آقای اگر زورتان به کله-گنده-ها نمیرسد ... - آقای ,جمهور ,همین ,رئیس , ,رسانه ,آقای ,رئیس جمهور ,آقای رئیس ,تبلیغات انتخابات،
سلیقه های شخصی و برداشت های فردی به اسم
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


  سلیقه های شخصی و برداشت های فردی به اسم   



وبلاگ  زائری، محمدرضا : در شهادت مؤمنان باید بر بی پناهی نسلی مویه کرد که شان را در حد قامت های ناساز خویش کوتاه کرده ایم! باید بر مظلومیت نسلی گریست که شان را در قواره حقارت ها و ناتوانی های خودمان شناسانده ایم!

آن علی که دلها برایش می تپد ی است که تحملش از کوهها بیشتر است و فهمش از دریاها فراتر! آن علی که همه با یک نظر شیفته اش می شوند ی است که نان جو می خورد و آهن داغ را به دست برادر نزدیک می کند! آن علی که در کلیسا نقش تمثالش را به عنوان قدیس یت بر دیوار می کشند و در آتشگاه از نور ج جان می گیرند ی است که سوزنی از بیت المال را حتى در دست دختر جز به امانت تاب نمی آورد و آمده برای ساختن انسان و جهان!
آن علی که نامش جهان را گرفته و آوازه اش از ک شان ها گذشته آن است که انسان را می فهمد و جهان را می شناسد و برای همه پدری می کند!
گرسنگی می کشد تا دیگران سیر شوند و تشنه می ماند تا دیگران را سیراب سازد!
وقتی آن علی اقیانوسْ دل و ک شانْ جان را که پدر عالم و آدم است در حد یک رقیب بازی های ک نه پایین کشیدیم و دغدغه انسان سازی او را در حد قیافه و شکل آدم ها ساده کردیم و مسأله انسان پردازی و جهان سازی او را به پایین ترین سطح ظاهر شرع تقلیل دادیم طبیعی است که این علی جدید برساخته ما دل از ی نبرد و جان ی را برنیاشوبد!
وقتی به جای نهج البلاغه آتشین و وشان ، رساله توضیح المسائل را گذاشتیم و همه دین را در قامت یک حکم شرعی و ظاهری که تازه فقها بر سر شکل و ابعادش اختلاف دارند و بعضا مستحب می دانند تقلیل دادیم معلوم است که دیگر این دین تازه و جدید ما با جان و دل ی سازگار نمی شود!
وقتی عد را و برابری را و قسط را نه تنها نابود و محکوم کردیم بلکه به زیاده خواهی ها و ویژه خواری ها رنگ تقدس و باور زدیم بی شک این تعارض و تناقض انسان منطقی و عاقل را پس می زند!
وقتی که همه مسائل مان در حد فوتبال بانوان و کنسرت موسیقی سطحی شد آن وقت هزار هزار نفر را به بهانه ساز موسیقی و سستی در حجاب و شکل ظاهرشان از دین دور می کنیم و فاصله هایشان روز به روز از دینی که ما عرضه کرده ایم بیشتر می شود و "ی جون" من دین الله افواجا... همه به خاطر این که حقیقت را در چند متر پارچه خلاصه کرده ایم و شابلون و متر خودمان را گذاشته ایم که هر مثلا حجابش چادر آنهم مشکی نبود و هر ریش و قیافه اش با سلیقه ما تطبیق نمی کرد بی دین است!
و طبیعی است که روز به روز بی دین ها بیشتر بشوند!
و در چنین شرایطی است که حتى مدعیان دین داری هم چنان به ساخته های ذهنی خود عادت می کنند که تاب شنیدن حقیقت را ندارند !
وقتی سلیقه های شخصی و برداشت های فردی مان را به اسم جا انداختیم به مرور چنان به آنها عادت می کنیم که اگر ی از قرآن کریم آیه ای صریح تلاوت کند یا از بحارالانوار و نهج البلاغه هم برایمان حدیثی قاطع بخواند باز یا توجیه می کنیم، یا نمی شنویم، یا فهم خود را بر نص کلام خدا و اولیای خدا ترجیح می دهیم و این می شود که به مرور چیزی را به اسم عرضه می کنیم که بسیاری افراد ندای فطرت و درونشان را از آن نمی شنوند و به آن گرایش پیدا نمی کنند! آن وقت به ضدیت با و بی دینی متهم می شوند! آنچه هشتم علیه السلام فرمود همین بود که : علموا الناس محاسن کلامنا... حرف حساب و دعوت دلنشین ما را به مردم برسانید تا با تمام وجود بیایند، حرف خودتان را به اسم ما نزنید! و در شهادت مؤمنان بیش از مظلومیت او باید بر مظلومیت نسلی گریست که از حقیقت علوی و هدایت ولایت او به خاطر رفتار و گفتار ما محروم مانده اند!


برچسب ها : سلیقه های شخصی و برداشت های فردی به اسم - انسان ,جهان , ,مظلومیت ,حقیقت ,کنیم ,نسلی گریست ,تقلیل دادیم ,مظلومیت نسلی , مؤمنان ,برداشت های فردی
جناحی شدن تریبون های مذهبی
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


  جناحی شدن تریبون های مذهبی  



وبلاگ غرویان، محسن : مذهب یکی از عناصر فرهنگی بسیار دارای نفوذ در مردم است و در تفکر و زندگی مردم نقش دارد.

تریبون های مذهبی هم تریبون هایی هستند که می توانند در مسائل فرهنگی، اقتصادی و جامعه تأثیر بگذارند. اما در این میان عده ای هستند که از این ابزار برای مقاصد جناحی، شخصی و گروهی خود استفاده می کنند.
استفاده جناحی از تریبون های مذهبی، ظلم به دین است. در محافل مذهبی می توان مسائل عام دینی را طرح کرد و اینکه بوسیله این تربیون ها بخواهیم مردم را به سمت جناح خودمان بکشانیم، این خیانت به مذهب است.
اینکه الان مردم به و شبکه های اجتماعی روی آوردند، علتش را باید در تبدیل شدن محافل مذهبی ما به محل جنگ و نزاع، جستجو کرد. مردم از این سوء استفاده های به نام مذهب و دین،خسته شده اند.

ما باید بیشتر به مسائل روحی و اخلاقی که همه خواهان شنیدن آن هستند بپردازیم، نه به مسائل خاص جناحی و . هشدار نسبت به نحوه عمل تریبون های مذهبی، نکته ای است که سال ها بیان می شود. مردم یک ظرفیت خاصی دارند و وقتی ببینند که افراط و تفریط می شود از مسائل و معارف دینی روی برمی گردانند.
همین که مردم تشخیص بدهند یک مداح یا سخنران، اه گروهی و جناحی خاص خودش را از پشت تریبون مطرح می کند، اعتمادشان از دین و مذهب و محافل مذهبی سلب می شود، اما اگر بدانند که سخنران و مداح درد مردم را بیان می کند به آن رغبت نشان می دهند.




برچسب ها: جناحی شدن، تریبون های مذهبی،

برچسب ها : جناحی شدن تریبون های مذهبی - مردم ,تریبون های ,مذهبی ,مسائل ,مذهب , ,محافل مذهبی ,تریبون های مذهبی، ,تریبون های مذهبی ,جناحی شدن تریبون های
علی علیه السلام از نگاه علی شریعتی
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...




  علی علیه السلام از نگاه علی شریعتی  



"... علی ی است که، نه تنها با شه و سخنش، بلکه با وجود و زندگی اش، به همه دردها و نیازها و همه احتیاج های چندگونه بشری، در همه دوره ها، پاسخ می دهد..."

"... هرکه علی وار زندگی کند و علی وار کار کند و علی وار سخن بگوید و علی وار بین د، نمی تواند از سرنوشت محتوم علی وار بگریزد..."


"... علی... که همه ارزشها در برابرش بی مقدار می نماید و همه قدرتها و عظمتها در قیاسش ضعف و حقارت به نظر می آید..."


"... ارزش های علی در بی نیازتر بودنش از دیگران نیست، بلکه در احساس ِ نیازهای بلندتر و متعالی تر اوست نسبت به دیگران و همچنین در احساس نیازمندتر بودن و احساس کمبود بیشتر او در هستی است؛ که دیگران چنین احساسی را ندارند..."

"... علی، مظهر توحید و انسانی که رس تاریخی تمامی ان در او تجسم یافته و وجودش جوهر همه انقلاب های توحیدی است و گرد است که تمامی رودهایی که در طول تاریخ عد و و برابری بشری از انقلاب ها و نهضت ها سرچشمه گرفته و با جور و جبر و تبعیض در کشاکش بوده است در او می ریزد..."

"... به عنوان یک من علی وار: یک روح در چند بعد: خداوند سخن، بر منبر، خداوند پرستش در محراب؛ خداوند کار، در زمین؛ خداوند پیکار، در صحنه؛ خداوند وفا، در کنار محمد، خداوند مسئولیت در جامعه، خداوند قلم، در نهج البلاغه؛ خداوند پارسایی، در زندگی؛ خداوند دانش، در ؛ خداوند انقلاب، در زمان؛ خداوند عدل، در حکومت؛ خداوند پدری و انسان پروری، در خانه؛ و... بنده خدا، در همه جا، در همه وقت!..."

"... سخن گفتن درباره علی (ع) بی نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یک قهرمان یا یک شخصیت تاریخی تنها نیست. هر درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی کند، خود را نه تنها در برابر یک فرد، یک فرد برجسته انسانی در تاریخ می بیند، بلکه خود را در برابر معجزه ای و حتا در برابر یک مساله علمی، یک معمای علمی « این خلقت» احساس می کند. بنابراین درباره علی (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه که در وهله اول به ذهن می آید، درباره یک شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلکه درباره معجزه ای است که به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.

علی (ع) یکی از شخصیت های بزرگی است که به نظر من بزرگترین شخصیت انسانی است (پیغمبر (ص) را باید جدا کرد که رس خاصی دارد) که از همه وقت، امروز ناشناخته می بود، بدشناخته تر است که کیست، محققین او را برای اولین بار می شناختند.

گاه علی (ع) را که توی این جنگ ها یک قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یک سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یک پدر و یک همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یک انسان زندگی است و در همه ابعادش می بینیم، تاریخ می گوید، تنها در نیمه شب ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می رفته و نگاه می کرده که ی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می برده و می نالیده! هرگز، من نمی توانم قبول کنم که رنج های مدینه و رنج های عرب و جامعه عرب و حق جامعه ی و حتا یارانش، این روحی را که از همه این آفرینش بزرگ تر است وادار به چنین نالیدنی د، هرگز!

درد علی (ع) خیلی بزرگ تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، که این روح را این اندازه بی تاب د! مسلما این همان درد انسانی است که خود را در این عالم زندانی می بیند، انسانی است که خود را بیشتر از این عالم می بیند و احساس خفقان در این عالم می کند.

مسلما هر ی که انسان تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می کند، انسان است، این است که می بینیم علی (ع) قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاک سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاکی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشک دقیقی است که حتا برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی که تحمل ن ، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی هایی است و همه فضایلی است که انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته.

علی (ع) نه تنها است، در طول تاریخ هیچ شخصیتی با این امتیاز را نداشته که یک خانواده (ع) است، یعنی خانواده اساطیری است، خانواده ای که پدر علی (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسین (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زینب (س) است.

چهره هایی که می خواهم، در قرن بیستم، به عنوان سمبل و تجسم یک ایدئولوژی مطرح و عنوا کنم، دارای این خصوصیات است. البته این کامل ترین خصوصیاتش نیست، اما اساسی ترین آنهاست

علی (ع) نخستین نسل در انقلاب ی، علی (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر (ص) و علی (ع)، علی (ع) مظهر جهاد و ی جنگ، علی (ع)، مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی (ع) مرد کار یدی، کشاورزی و تولید، علی (ع) مظهر نثر و شعر علی (ع) بهترین سخنور و سخنگو، علی (ع) فیلسوف، علی (ع) مظهر بینش ها و ابعاد متضاد، علی (ع) زهد انقل و عبادت، تکیه بر عد ، علی (ع) تساوی در مصرف، علی (ع) و مظهر حقیقت ها و ارزش ها، علی (ع) نفی مصلحت به خاطر حقیقت، نفی شخصیت، علی (ع) انسان دوستی.

ما ملتی که افتخار بزرگ انتصاب به علی (ع) و مکتب علی (ع) را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است که می تواند بدان بنازد و بالا ه بزرگترین سرمایه، امیدی است که می تواند به وسیله آن نجات پیدا کرده، به آگاهی، بیداری، حرکت و رهایی برسد، اما در عین حال می بینیم که با داشتن علی (ع) و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده ایم!

در صورتی که «شیعه علی (ع) بودن» از «چون علی (ع) عمل » شروع می شود و این مرحله ای است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراین ما یک ملت «دوستدار علی (ع) » هستیم، اما نه «شیعه علی (ع) » ! چراکه شیعه علی (ع) همچنان که گفتم علی (ع) وار بودن، علی (ع) وار شیدن، علی (ع) وار احساس در برابر جامعه، علی (ع) وار مسؤولیت احساس و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، علی (ع) وار زیستن، علی (ع) وار پرستیدن و علی (ع) وار خدمت است..."


علی، حقیقتی بر گونه اساطیر
"... علی ، رب النوع انواع گوناگون عظمت ها، قداست ها ، زیبایی ها و احساس های مطلق است. ازآن گونه مطلق هایی که بشر همواره دغدغه دیدن و پرستیدنش را داشته ، وهرگز نبوده ، ومعتقد شده که ممکن نیست درکالبد یک انسان تحقق پیدا کند ، و ناچار ، می ساخته است.

علی در همان حد مطلقی که پرومته در اساطیر ، روح تشنه و محتاج انسان را از فداکاری اشباع می کرده ، و دموستنس از قدرت و صداقت و لطف سخن، و هرکول از قدرت و نیرومندی جسم ، و خدایان دیگر از نهایت رقت و محبت و لطافت روح ، همه را در یک رب النوع جمع می کند . علی ، نیازهای را که در طول تاریخ، انسان ها را به خلق نمونه های خیالی ، و به ساختن الهه ها و رب النوع های فرضی می کشانده ، در تاریخ امروز اشباع می کند.

و از همه شگفت همه فضایل مطلقی را که ما ناچار در اسطوره ها و رب النوع ، حتی فرضی ، قابل جمع نیست ، در یک اندام عینی جمع کرده است. جنگ هایش را ملاحضه می کنیم و او را مانند یک رب النوع اساطیری می ی م که با خون ریزی و بی باکی و نیرومندی شدید در حد مطلق پیکار می کند. به طوری که نیاز انسان را به داشتن و بودن یک احساس قدرت مطلق بشری، سیراب میکند.

و در کوفه ،در برابر یک یتیم ، چنان ضعیف و چنان لرزان و چنان پریشان می شود که رفیق ترین احساس یک مادر را به صورت اساطیری نشان می دهد. و در مبارزه با دشمن چنان بی باکی و خشونت به ج می دهد. که مظهر خشونت شمشیر است . و شمشیرش ( ذوالفقار) مظهر برندگی و خون ریزی و بی رحمی نسبت به دشمن در مبارزه است. و در داخل ، از این نرمتر، و از صمیمی تر ، و از این پرگذشت تر پیدا نمیشود.

در جای دیگر، علی وقتی می بیند اگر بخواهد به خاطر احقاق حقش شمشیر بکشد. مرکز خلافت و قدرت ی متلاشی می شود. و وحدت مسلمین بر باد می رود ، ناگزیر صبر می کند ، یک ربع قرن صبر می کند و با شرایطی و در وضعی زندگی می کند که دست احساس پرومته ی به زنجیر کشیده را در انسان به وجود می آورد . اما علی، به خاطر انسان ، این زنجیر را خود بر اندامش می پیچد. یک ربع قرن خاموشی از طرف روحی که همواره بی قرار است و از ده سالگی وارد نهضت شده ، به تعبیر خودش صبری با طعم احساس انسانی است که "خار در چشم و استخوان در گلو" است..."


چهره علی علیه السلام

"... چهره ی "علی" در روشنایی، زیبا و خ است. به تو و من، بی مذهب و مذهبی، هر دو،علی را در تاریکی نشان داده اند..."


درد علی علیه السلام

"... درد علی دو گونه است :
یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است.
ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق اش احساس می کند.
اما، این درد علی نیست.
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن را نمی شناسیم!!
باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را...
که علی درد شمشیر را احساس نمی کند.
و...ما...
درد علی را احساس نمی کنیم..."

سکوت
"... مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت؟
باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید؟
او با علی آشناتر است..."

علی من ...

"... این علی که شما وصفش می کنید همان رستم خودمان است که آرایش ی اش کرده اید! این علی شما به درد صوفی ها و پهلوان ها می خورد و سمبل زورخانه و خانقاه شده است!

این علی ای نیست که من به او معتقدم، علی من آن علی است که در درون جامعه ی، با منافق ستمکار، خواجه برده فروش و پارچه ورمال و استثمارگر، هر چند مسلمان هم باشد، به خاطر مبارزه می کند. و او مردی است که چهار هزار نفر مقدس دعاخوان نالان در پیشگاه خداوند را، که جای سجده در پیشانی شان نمایان است و در میان شان حافظ قرآن بسیار، یک جا با شمشیر نابود می کند. چه ی جرئت این کار را داشت و دارد؟!..."

 

"... و تو ای علی! ای شیر! مرد خدا و مردم، ربّ النوع عشق و شمشیر! ما شایستگی "شناخت تو" را ازدست داده ایم. شناخت تو را از مغز های ما برده اند، اما "عشق تو " را، علی رغم روزگار، در عمق وجدان خویش، در پس های دل خویش، هم چنان مشتعل نگاه داشته ایم، چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می کنی؟ تو ستمی را بر یک زن یهودی، که در ذِمّه حکومت ات می زیست، تاب نیاوردی، و اکنون، مسلمانان را در ذمه ی یهود ببین. و ببین که بر آنان چه می گذرد! ای صاحب آن بازو، که یک ضربه اش از عبادت هر دو جهان برتر است، ضربه ای دیگر!..."

 

"... علی را باید از اشاپلی پرسید که دوازده سال است شب و روز درباره او می شد و نهج البلاغه اش را بزبان خود تدوین کرده و افکار و حالات و زندگی و رنجها و دردها و گرفتاریهایش را در این کوفه پلید پردشمن پست می داند و می داند که این «خونریز خشمگین صحنه پیکار» چه شد که «سوخته خاموش خلوت محراب» شد ؟ این شیر خدا در این نخلستان خاموش چرا تنها مینالد ؟ چرا سر در حلقوم چاه برده است ؟ دردش چیست ؟ نه از آن عربی که تولیت حرم او را دارد و هر روز ضریحش را گردگیری می کند و آب و جارو و گلاب و فرش و و نذر و نذور و شمع و مُهر و تسبیح و..."

"... آن انسان شگفتی که اش انبوه فشرده ای از آگاهی ها است و شه اش به راه های آسمان آشناتر است از راه های زمین او است که ناگهان از بستر نرمِ خانه، نیمه های شب می گریزد و اش خفقان می گیرد و به نخلستان های حومه ی شهر پناه می برد و در دل شب، از درد و حیرت و هراس در برابر ملکوت، عظمت وجود و جمال و جاذبه ی خدا و حقارت و نیاز خویش، ناله برمی دارد و از هوش می رود..."
«تالار گفتمان شریعتی»



برچسب ها: علی علیه السلام، علی شریعتی،

برچسب ها : علی علیه السلام از نگاه علی شریعتی - است، ,انسان ,خداوند ,نمونه ,تاریخ ,شمشیر ,است، نمونه ,علیه السلام ,احساس می کند ,نمونه اعلای ,نمونه عالی ,نگاه علی شریعتی
حملات تروریستی تهران و برخی حقایق تلخ
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...



  حملات تروریستی تهران و برخی حقایق تلخ   

وبلاگ  دستمالی، محمد ، خبرآنلاین : مهاجمین ی حملات تروریستی تهران، ایرانی و اهل سنت هستند و تحلیل این مساله، ما را یاری می دهد تا این حقیقت را درک کنیم که برخی کم توجهی ها در مناطق نسی نشین، می تواند فضا را برای یارگیری ، مهیا کند.

دو حمله تروریستی ی های تکفیری در تهران، می توانست دو فاجعه بزرگ در تاریخ معاصر ایران رقم بزند. شک نکنیم اگر مهاجمین سر از صحن مجلس در می آوردند، بیش از یک صد جان خود را از دست می دادند و تردیدی نداشته باشیم اگر تروریست ها می توانستند در زمانی پرازدحام وارد حرم راحل شوند، شمار از یک هزار نفر هم فراتر می رفت. بنابراین پیش از هر چیز، باید شکر به جا بیاوریم از این که این دو حمله، تنها موجب شهادت 17 هموطن ما شد و رنگ تراژدی و فاجعه بزرگ ملی به خود نگرفت. گام دوم پس از شکر، قدردانی از فداکاری همه نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی جان بر کفی است که علی القاعده، همیشه می توانیم فقط بخش کوچکی از نقش و زحمات آنان را ببینیم و در جریان زحمات پنهان، استرس ها، تمرکز، بی خو ها و زحمات آنها نیستیم و بعید می دانم که از نظر حقوق و دستمزد هم وضعیت جالبی داشته باشند. با این همه، دست کم به صورت پیدا و آشکار، نوای اعتراضی از آنان به گوش نرسیده و مردانه به وظایف خود عمل کرده اند.

و اما بعد... .
به عادت مرسوم، هر جا مشکلی پیش می آید، همیشه دلایل و زمینه های بروز آن را به و غرب حواله می دهیم و تصور می کنیم که چاره ی کار در تکرار مرگ بر و مرگ بر اسراییل و جدیدا مرگ بر آل سعود است. بله. تردیدی نیست که این مثلث، با تمام توان در پی ضربه زدن به ایران است و هیچ انسان عاقلی نمی تواند منکر نقش و اسراییل و دیگران در هدایت و حمایت گروه های افراطی و دخ مداوم آنان در مسائل جهان باشد. از استعمار و استثمار تا مداخلات مستقیم و غیرمستقیم چند سده ی اخیر تا هدایت کودتاها و بسیاری دیگر از اقدامات اقتصادی و اجتماعی، ما نیز همچون بسیاری دیگر از کشورهای منطقه، همواره از غرب ضربه خورده ایم. اما به راستی، در تحلیل ماهیت و مساله ی « »، می توانیم صرفا به این گونه استدلالات ضعیف اکتفاء کنیم؟ خود جهان و اختلافات مذهبی عمیق بین جوامع شیعه و سنی و همچنین اختلافات عمیق علمای دینی، در این مساله نقشی ندارد؟ اهمیت مباحث مهم و پیچیده ای همچون سنی یی و شیعه ی انگلیسی را از یاد برده ایم؟ خطاهای بزرگ و کوچک کشورهای ی در مواجهه با اقلیت و اکثریت شیعه و سنی چه؟ این نیز بی اهمیت است؟

اهمیت ایرانی بودن ی های تهران
بگذارید اندکی بی تعارف باشیم و به تحلیل یکی از مهم ترین جوانب و ابعاد هویت مهاجمین دو حمله ی تهران بپردازیم.
به درستی و با هدف حفظ حریم و حقوق خانواده ها و وابستگان تروریست های کشته شده در تهران، از بیان نام خانوادگی آنها خودداری کرد. اما در این روزگار عجیب که شبکه های مجازی، امکان اختفا و استتار هیچ موضوعی را باقی نگذاشته اند، خیلی زود مشخص شد که چهار تن از مهاجمین، سنّی مذهب، کُردزبان و اهل یکی از ای شین غرب ایران هستند که اتفاقا در تاریخ نقش ویژه ای دارد و مردم آن شهر به نجابت، دین داری، مومن بودن و حلال خوری و غیرت و تلاش و قناعت مشهور هستند. اما در هر حال، این افراد از آن دیار برخاسته اند و عقل سلیم به ما می گوید، آنها آ ین ی های ایرانی نبوده اند و یارگیری این گروه تکفیری خطرناک، در مناطق سنی نشین غرب، شرق و شمال ایران، ادامه خواهد داشت. کما این که نیز اعلام کرده که در ظرف چند ساعت، در سه استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی، بیش از چهل نفر را به اتهام ارتباط با ، دستگیر کرده است.
، همچنان که از بین ده ها کشور ی و اروپایی دیگر، یارگیری نموده، تعدادی از جوانان و نوجوانان اهل سنّت ایران را نیز به دام انداخته است و این دقیقا به معنی سرمایه گذاری بر روی افرادی است که به دلیل آشنایی با زبان فارسی و توان سفر به نقاط مختلف ایران، از توان و امکان بالایی برای طراحی و اجرای عملیات تروریستی در سراسر کشور، برخوردار هستند.
باید بپذیریم؛ هر اندازه سرویس اطلاعاتی و امنیتی کشور ما و دیگر کشورها، هوشیار متعهد و قدرتمند باشند، باز هم امکان رخنه و نفوذ تروریست ها وجود دارد. چرا که ماهیت ویژه ی گروه تروریستی - انتحاری ، مانند یک جسم بی شکل و بی هندسه است که امکان اندازه گیری ابعاد و مساحت آن، بسیار دشوار است. آیا غیر از این است که این گروه وحشی، با کامیون و تریلی می تواند به مردم عادی هجوم برده و آنها را زیر بگیرد؟ آیا برای این گروه تکفیری، مسموم منابع آب شبکه های شهری، ساخت بمب های دست ساز، به آتش کشیدن منابع عظیم غذایی و کشاورزی، حمله به مدارس و بازارهای شلوغ ای مختلف ایران، کار دشواری است؟ اساسا یک سرویس کارکشته ی امنیتی، هر اندازه که اطلاعات به روز و تجهیزات پیشرفته و کادرهای جان بر کف داشته باشد، باز هم می تواند تمام تحرکات چنین گروه تروریستی ویژه ای را محاسبه و خنثی کند؟ خیر. چنین چیزی ممکن نیست. در روسیه، فرانسه، انگلیس، ترکیه، مصر و بسیاری کشورهای دیگر، پیش بینی حملات و مقابله با آنها میسر نبود و در تهران نیز با وجود آن که میزان تلفات پایین بود، اما در هر حال، بدون تعارف بپذیریم که حمله به مجلس، مطلقا کار کوچک و بی اهمیتی نیست و رئیس مجلس نیز در آن شرایط خاص اضطراری برای تقویت روحیه ی خود و همکارانش این اقدام را «سبک» توصیف کرد! اگر نه او و دیگران، باهوش تر از آن هستند که اهمیت چنین اقدام ضدامنیتی و خطرناکی را درک نکنند. خوب... . چاره چیست؟ آیا باید با پذیرش این فرضیه که ماهیت ویژه و انتحاری بودن ، این گروه را به یک نهاد تروریستی غیرقابل پیش بینی تبدیل کرده، در بر ابر آنان تسلیم شویم و هیچ اقدامی انجام ندهیم؟ صد البته خیر. نه ایران و نه دیگر کشورهای منطقه، با وجود تمام ویژگی های عملیاتی خاص ، نباید تسلیم اقدامات وحشیانه ی این گروه شوند. از تلاش برای به دام انداختن مهره های بزرگ و استفاده از آنها به عنوان گروگان گرفته تا کنترل دقیق تر مرزها و افزایش آگاهی مردم از راه آموزش های عمومی رسانه ای، می توان، ده ها تدبیر امنیتی مهم و استراتژیک، طراحی و اتخاذ کرد. اما شاید یکی از مهم ترین تد ر، پیشگیری اجتماعی و و ساختن سدّهای بزرگ در برابر یارگیری در ایران باشد.
تحلیل پیام های ویدیوی ی ها در تهران
به تازگی، ی از تروریست های این گروه در تهران منتشر کرده که در آن، یکی از افراد، به زبان کُردی صحبت می کند و زیرنویس عربی حرف های او، در زیر تصویر درج می شود. از میان حرف های این تروریست، سه نکته بسیار برجسته تر از سایر نکات است: 1.فرد تروریست، مسلمانان شیعه مذهب ایران را «رافضی» قلمداد کرده و مدعی می شود: «آنها فرقه هستند، ولی ما امت هستیم. ما نباید بگذاریم آنها زنده بمانند. به یاری پروردگار سرهای آنها را ببریم، سرهای آنها را له کنیم.» 2.تروریست مزبور، ا زاحمد بن حنبل یاد می کند و نشان می دهد که او و همفکرانش برخلاف کردهای اهل سنت ایران، که همگی شافعی مذهب هستند، به مذهب حنبلی گرایش دارند. می دانیم که شافعی مذهب ها، شامل مسلمانان اندونزی، ما ی، بخشی از مصر، نان نواز غزه و کردها هستند. مذهب شافعی از منظر فقهی، مبانی ترکیبی عراقی - حجازی داشته و در قبال مسائل مختلف دینی، با اتکای بیشتر به حدیث، از انعطاف بیشتری نسبت به دیگر مذاهب اهل سنت برخوردار است و علاوه بر این، شافعی مذهب ها، نه تنها تنش و اختلافی با اهل بیت ندارند بلکه ارادت ویژه ای به ائمه ی معصومین علیهم السلام دارند. حال آن که، مذهب حنبلی، تقریبا فقط در عربستان سعودی پیروان دارد و رویکردهای جزمی، سخت و متفاوتی نسبت به دیگر مذاهب و دیگر افکار دینی دارد.3. تروریست مورد نظر ما، از مردم می خواهد راه او و همفکرانش را ادامه دهند و نگذارند این «شمع» خاموش شود!
وضعیت اهل سنّت در غرب ایران و امکان یارگیری
هر کدام از گروه های تروریستی، با هر گرایش و دینی خاصی، برای یارگیری و جذب نیروهای جدید، نیاز به دستاویزها و بهانه هایی دارند که بتوانند با استفاده از آنها، سوژه های جدید را از راه به در برده و مغر آنها را شستشو دهند. صد البته این افراد برای جذب کادرهای جدید، در شرایطی می توانند موفق تر عمل کنند که دستاویزهای ملموسی برای اقناع افراد، در دست داشته باشند. در چنین شرایطی است که رویکرد نظام و نهادهای حکومتی در قبال قومیت ها و مذاهب، اهمیت ویژه ای پیدا می کند. متاسفانه، بدون تعارف باید گفت، در شرایط کنونی در اغلب مناطق شین و سنّی نشین، شرایطی در جریان است که وصف آن، جز با به کار بردن الفاظی همچون «تبعیض»، «بی مهری»، «به حاشیه راندن» و «کم توجهی و بی توجهی»، ممکن نیست. حالا که در این یادداشت، قرار است به مساله ی و رویکرد ایران در قبال مسلمانان اهل سنّت داخل ایران پرداخته شود، مساله ی قومیت ها و محرومیت های مناطق شین را به کناری نهاده و فقط به مساله ی اهل سنت می پردازیم. شاید در خلال این بحث روشن شود که هر گونه غفلت و خطایی در این حوزه، تا چه اندازه می تواند برای و دیگر گروه های افراطی و سلفی، امکان سوءاستفاده فراهم آورد.
برای تبیین مشکلات این بخش، چه مصداق و استدلالی روشن تر از این می توان ارائه داد که چهل سال از عمر ایران گذشته است ولی هنوز هم اهل سنّت درمناصب اجرایی، جایگاهی ندارند؟ آیا به راستی، از میان چند میلیون مسلمان اهل سنت ایران، هیچ کدام از آنها لیاقت، صلاحیت، توانایی و اعتبار لازم برای فعالیت به عنوان را ندارند؟ وزارت پیشکش. آیا نصب استاندار سنّی مذهب، با آمال و آرمان های انقلاب، نظام و مبانی مذهب رسمی کشور، منافات بنیادین دارد؟ هم اکنون در استان کردستان، چند مدیرکل اهل سنت در حال فعالیت هستند؟ مساله ی تشیع و تسنن در معادلات استخدامی و گزینشی کشور، تا چه اندازه مشکل ساز شده است؟ آیا زمان آن نیست که تعارفات را کنار گذاشته و به خودمان بیاییم؟
برای روشن شدن ابعاد تلخ این حقایق، لازم نیست حتما به آرشیو خاطرات دور مراجعه کنیم. همین یک ماه پیش و در انتخابات شورای ی تهران، یک نامزد اهل سنت که سابقه ی فرمانداری یک شهر حساس را در کارنامه دارد، از حوزه انتخ ه ی تهران وارد میدان شد و صلاحیت او تایید شد. اما برخی از آقایان، همین که دیدند فرد موردنظر در لیست امید جای گرفته و به احتمال 99 درصد به شورای شهر تهران راه می یابد، بی هیچ توضیحی صلاحیت او را - پس از انتشار لیست- رد کرده و نامش را خط زدند. در همین انتخابات، در استان کردستان، داد ون و ماموستاهای اهل سنت درآمد که چرا در شورای نظارت انتخابات استان، از ظرفیت های ما استفاده نمی کنید. اندکی قبل از آن و در انتخابات مجلس خبرگان، ی ولی فقیه در استان کردستان که شانس و امیدی به پیروزی در زادگاه خود یا تهران و قم نداشت، از حوزه انتخ ه استان کردستان نامزد شد و برای اولین بار با به راه انداختن دوقطبی شیعی - سنی، پیروز شد و این در حالی بود که در چهار دهه ی اخیر، هر دو کرسی کردستان در مجلس خبرگان از آن ماموستایان اهل سنت بوده و ی به این امر معترض نشده بود.
تمام تلاش های در ت اول، برای بهره گیری از ظرفیت های اهل سنت، صرفا به معرفی یک سفیر اهل سنت ختم شد. آن هم نه در یک کشور ی عربی مهم بلکه در کامبوج! جناب مستطاب کشور، آقای رحمانی فضلی در جریان معرفی استاندار کردستان، وقتی که در برابر درخواست های مکرر نمایندگان و نخبگان برای معرفی یک استاندار بومی کُرد یا اهل سنت قرار گرفت، اعلام فرمود که چنین ظرفیتی در میان کادرهای منطقه وجود ندارد و نتوانسته فردی را پیدا کند که سزاوار این پست باشد!
از این ها گذشته، موقعیت ون و ماموستاهای دینی اهل سنت در استان کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه، به گونه ای است که از کمترین توان و امکان اثرگذاری برای هدایت مردم و به ویژه جوانان برخوردارند. اگر چه بسیاری از طلاب و ون اهل تشیع نیز از امکانات و تمکن مالی چندان مطلوبی برخوردار نیستند اما شک نکنید که موقعیت مالی، اجتماعی و امکانات ون اهل سنت، تاسف برانگیز است و در شرایطی که کانال های افراطی عربستان، برای تهییج و تحریک و تحریف جوانان اهل سنت ایران، دام پهن کرده اند، سنی مذهب، فضا و امکان تبلیغ و هدایت ندارد. در شرایطی که استان کردستان، مهد فرهنگ و هنر است و صدها هنرمند شریف و ماموستای دینی قابل اعتماد وجود دارد، پست مدیرکل فرهنگ و ارشاد ی استان کردستان، مدت ها خالی ماند تا بالا ه یک اهل تشیع را از استانی دیگر، به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد ی به استان کردستان آوردند. فرض کنیم تصور غلط و حاکی از بی مهری کشور صحیح باشد و هیچ کدام از نخبگان نسل جدید کُرد و اهل سنت، در قد و قامت استاندار شدن نباشند و نتوان به آنها اعتماد کرد. اما آیا صدها فرمانده ی ی کُرد و اهل سنت آن مناطق که در جریان جنگ، از مرزها دفاع د، با احزاب ضد انقلاب کُرد جنگیدند و خود و خانواده هایشان را در برابر هجمه و توهین قرار دادند، آنان نیز شایان اعتماد نیستند؟ نه تنها در غرب ایران، بلکه در تهران نیز، فعالان دینی اهل سنّت، برای گرد هم آمدن، سر دادن نوای وحدت و تقریب و اقامه ی ، از هیچ امکانی برخوردار نیستند.

قرائت نهایی از متن اهل سنت در ایران
می توان از چندین منظر مختلف، در مورد این نوشته و متن کلانی به نام اهل سنت ایران، در مقام یک واقعیت اجتماعی اظهار نظر کرد. می توان گفت: «دستگاه های اطلاعاتی کشور اعلام کرده اند که از بین کل اهل سنت ایران، نهایتا چهل - پنجاه نفر به پیوسته اند و چنین چیزی نیاز به اغراق و بزرگ نمایی ندارد. موضوع را کنترل می کنیم. قرار نیست به خاطر این مسائل، نگران شویم.» می توان از منظری دیگر همچون کشور به مسائل نگاه کرد و گفت: «قرار نیست از وقایع تهران استفاده ی شود و این مساله به توجیهی شود برای پست دادن به اذهل سنت و کردها و دیگران.» شاید هم می توان چنین به موضوع نگاه کرد که ایران ی، از آنِ همه ی ماست. نه تنها در تراژدی ها و وقایع تروریستی، بلکه در شادی و نعمت و توسعه نیز، همه در کنار هم هستیم و وحدت و انسجام ماست که می تواند راه بر نفوذ کوردلان و نیروهای افراطی ببندد.
یک جوان کُرد یا بلوچ یا ترکمن اهل سنت نیز، می تواند به اندازه ی یک جوان تهرانی و اسانی اهل تشیع، عاشق و حافظ این خاک و این دیار باشد و به آن خدمت کند. می توان با نگاهی تحلیلی و دور از حب و بغض و همچنین دور از غرض و مرض، راه بر تکرار خطاهای پیشین بست و در نگاهی نو و رئوف، در مسیر هدایت جامعه ی اهل سنت به سوی ناب و رحمانی، یار و یاور ون و ماموستایان و مولوی های اهل سنت شد و به وه ها و سلفی ها و ی ها، اجازه نداد که در افکار و قلوب اهل سنت ایران، نفوذ کنند.



برچسب ها: حملات تروریستی تهران، اختلافات مذهبی شیعه و سنی، ی های ایرانی، پیش بینی حملات ، یارگیری در ایران، اهل سنّت غرب ایران، دستاویزها و بهانه های ، 
برچسب ها : حملات تروریستی تهران و برخی حقایق تلخ - ایران، ,گروه ,توان ,تهران ,استان ,تروریستی ,استان کردستان، ,حملات تروریستی ,یارگیری , ,استان کردستان , ایران ,حملات تروریستی تهران، ,حملات تروری
فریاد زدم : علی ، پناهم دادند ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   فریاد زدم : علی ، پناهم دادند ... 


http://s8.picofile.com/file/8297677750/ali_zarbat_xordane_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8297677976/ali_zarbat_xordan_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8297678192/ali_zarbat_xordane_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8297678826/neg8he_har8m_1.jpg

 

  ساقی به پیاله باده کم می ریزی / این میکده را چرا به هم می ریزی؟! 
 از گردش ساغرت شکایت دارم / آسوده بریز! بنده عادت دارم 
 با خستگی آمدم؛ فرح می خواهم / سجاده وُ تسبیح و قدح می خواهم 
 ما قوم عجم به باده عادت داریم / بر پیرمغان «علی» ارادت داریم 
 بر طایفه مان نگاه حق معطوف است / میخانه ی شهر طوس ما معروف است 
من اهل ری ام ؛ مست ولی اللهم / یک خمره می ِ سفارشی می خواهم 
در روز ازل که دل به آدم دادند / فریاد زدم؛ پیاله دستم دادند 
 فریاد زدم : علی - پناهم دادند / اینگونه به این میکده راهم دادند 
 با دیدن این شوق عنایاتی کرد / لبخند علی مرا اباتی کرد 
 من مست ِ مِی ابوترابم یک عمر / سرزنده به نشئه ی ِ م یک عُمر 
 یک ثانیه بی نتوانم زیست / در مذهب ما حلال تر از مِی نیست 
 جامی بده لب به لب، ابم ساقی / از مشتریان خوش حسابم ساقی 
 ساقی بده باده-ای که گیرا باشد / از خُم کهنسال تولا باشد 
 ساقی بده باده-ای که روشن باشد / خوشرنگ وُ زلال و مر کن باشد 
 زُهاد پر از افاده را دلخور کن / با نام خدا پیاله ها را پر کن 
 بد مستی ِ من قصه ی پر دنباله است / زیرِ سرِِ ِ باده- ای صد و ده ساله است 
 این بزم مرا اهل سخن می سازد / تنها مِی کوثری به من می سازد 
 من معتقدم باده سرشتی دارد / انگور نجف طعم بهشتی دارد 
 می داخل خُم سینجلی می گوید / قُل می زند، علی علی می گوید 
 هُوهُوی ِ تمام خمره ها را بشنو / تفسیر شگرف « هل اتی» را بشنو 
 با تلخی این دُرد، رطب می چسبد / با حال خوشم توبه عجب می چسبد 
#
 گویم به تو حرف عشق بی علی / این شور، مرا به آورده علی 
 با غصه و غم عجب وداعی دارم! / سرمست توام! چه خوش سماعی دارم! 
 هوُ هوُ نکنم ؛ جنون مرا می گیرد / این دل به هوای کربلا می گیرد 
 دیوانه ترم نکن، کجا می کِشیم!؟ / سمت حرم دوست چرا می کِشیم؟ 
 تا طور کشانده ای ، عصا می خواهم / یک تذکره ی ِ کرببلا می خواهم 

 

 «وحید قاسمی»

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها : فریاد زدم : علی ، پناهم دادند ... - باده ,دادند ,خواهم ,پناهم ,پیاله ,فریاد ,پناهم دادند
اگر روزی صد بُمب خنثی شود ی نمی-فهمد!؟ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...



 اگر روزی صد بُمب خنثی شود ی نمی-فهمد!؟ ...  


https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gcttox0nw3f7hpltovyqi2wlmxfvb7a-pr-degyfm8t36_noxisf

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gctg97lbetemznlohxvowxnadba71em2_angvxia39f-rejaedmk

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gcqy8ffexu60fkcyzc7qwvnpbgggvok5zsj70m8ej5whvp4l-c3qxw

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gcs-ynazqs3-a2tnyr3sxlfaqu1mgcfdmqkxyvdnljd7sxclale3

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gcq2cubnlsheww_ccrq4wpisvj-yed0jhad0qkgbd8qh4yr5otqhsq


https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gctadeqzbrhlam2p6dpdzjpyptzmrsaaumosd330fur4ssbp-ishsa


به گزارش ایسکانیوز، سیدمحمود علوی صبح امروز در جریان بازدید از مجروحان حادثه تروریستی دیروز تهران در بیمارستان طرفه در مورد پیگیری این اتفاق اظهار کرد: عقبه این تیم تروریستی شناسایی شده و تعدادی از اعضای آن ها را همکاران ما دستگیر کرده اند و در حال بررسی ابعاد موضوع هستند، البته برخی از ابعاد حادثه فعلا قابل گفتن نیست.

وی در ادامه افزود: این اقدام اولین طرح تروریست ها نبود و در یکی دو سال گذشته بیش از ۱۰۰ طرح تروریستی داشتند که خنثی شده بود. در ماه اخیر و روزهای اخیر شاهد یک فشار سنگینی از ناحیه تروریست ها بودیم؛ به طوری که تقریبا هر هفته تیم های دو نفره، سه نفره یا افرادی که به صورت انفرادی فعالیت می د را شناسایی و دستگیر کرده ایم.

اطلاعات در مورد دستگیری تروریست ها نیز گفت: ذکر همه این اطلاعات فعلا مفید نیست چون باعث تشویش خاطر شهروندان می شود. به هر حال در دو سال اخیر بیش از ۱۰۰ برنامه آنها خنثی شده است. من پیش از این نیز گفته ام اگر یک بمب منفجر شود همه مطلع می شوند، اما اگر صد بمب خنثی شود ی خبردار نمی شود. برنامه ما هم همین است که این اتفاقات کمتر به اطلاع مردم برسد چون آرامش روانی و بهداشت روحی مردم را ضروری می دانیم و مناسب نمی دانیم با چنین اخباری با آرامش مردم بازی شود. آرامش مردم برای ما مهم تر از اطلاع رسانی در این مسائل است.

وی با بیان اینکه با اشراف بیشتر بر تروریست ها تحرکات آنها را رصد کرده و آنها را زیر ضربه می بریم تصریح کرد: ما از مردم می خواهیم آرامش خود را حفظ کرده و اگر با مورد مشکوکی برخورد د به ۱۱۳ اطلاع دهند. بسیاری از اطلاعاتی که ما از تروریست ها به دست می آوریم را از طریق مردم به دست می آوریم. ما معتقدیم با این ترقه بازی ها به تعبیر انقلاب امنیت بی بدیل کشور آسیب نمی بیند. دستگاه های مختلف امنیتی، نظامی، انتظامی و قضائی، شورای عالی امنیت ملی، وزارت کشور و شورای امنیت با وحدت و همدلی و هم افزایی در جهت برقراری امنیت کشور تلاش کرده و می کنند. مردم هم آرامش خود را حفظ کنند.

وی در مورد نقش رژیم سعودی در حادثه تروریستی دیروز تهران، خاطر نشان کرد: ما در حمایت عربستان از جریان های تروریستی در سطح دنیا نباید تردید داشته باشیم. کاملا اثر انگشت سعودی ها در حمایت از تروریست ها در عراق و مشهود است. در دنیا این باور وجود دارد که پشت جریان تروریستی و حتی خاستگاه ایدئولوژیک آنها عربستان سعودی است، اما در این مورد چون نمی خواهیم برخورد شعاری و اظهارات غیر مستند داشته باشیم، زود است که بگوییم از سمت عربستان سعودی بوده است. هنوز نمی توانیم قضاوت کنیم زیرا در حال بررسی موضوع هستیم.

علوی در مورد اظهارات ترامپ که شب گذشته ایران را حامی تروریسم نامیده بود، افزود: استکبار جهانی اولین بار نیست که از این عناوین استفاده ابزاری می کند. حق زندگی برای انسان برای آنها حرمت ندارد که تروریست ها را محکوم کنند. مفاهیمی مثل ، مبارزه با تروریسم، کشتار جمعی و حقوق انسان ها از نظر جنبه ابزاری دارد. هرگاه منافع آنها اقتضاء کند از این شعارها استفاده می کنند اما زمانی که امنیت ملی آنها اقتضا کند این موارد را به راحتی زیر پا می گذارند. ما با این ادبیات آشنا هستیم و این ادبیات افکار عمومی دنیا را به تمس گویندگان این اظهارات وا می دارد.

وی در پایان با اظهار همدردی با مجروحان این حادثه گفت: عیادت از این مجروحان وظیفه انسانی ماست و ما با مردم همدرد هستیم و دوست نداریم مردم را در تخت بیمارستان ببینیم. دوست داریم مردم را با شاد و نشاط و سلامتی کاملی ببینیم، اما وقتی این اتفاقات می افتد وظیفه داریم با مردم همدردی کرده و از حالا آنها جویا شویم.



برچسب ها: حادثه تروریستی 17 داد تهران، خنثی 100 طرح تروریستی در ایران، ترامپ حامی تروریسم،
برچسب ها : اگر روزی صد بُمب خنثی شود ی نمی-فهمد!؟ ... - مردم ,تروریستی ,تروریست ها ,مورد ,خنثی ,حادثه ,حادثه تروریستی ,عربستان سعودی ,آرامش مردم ,تروریستی دیروز ,بُمب خنثی ,حادثه تروریستی دیروز
«ابوعایشه»، فرمانده به هلاکت رسیده «5 تروریست حادثه تهران» کیست؟
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...



اوا مرداد ماه سال جاری یک عملیات مهم اطلاعاتی ــ عملیاتی توسط نیروهای امنیتی ــ نظامی ایران در غرب کشور انجام و در جریان آن، یکی از خطرناکترین تیم های تروریستی منهدم می شود. گروهی که طبق گزارش تحت فرماندهی ابوعایشه بوده و 5 تروریست حادثه روز گذشته تهران نیز در آن مشارکت داشته اند.

«ابوعایشه»، فرمانده به هلاکت رسیده «5 تروریست حادثه تهران» کیست؟ / این شاه مهره ی توسط تک تیرانداز ایرانی شکار شد + اطلاعات منتشرنشده

 اوا مرداد ماه سال جاری یک عملیات مهم اطلاعاتی ــ عملیاتی توسط نیروهای امنیتی ــ نظامی ایران در غرب کشور  انجام و در جریان آن، یکی از خطرناکترین تیم های تروریستی منهدم می شود. گروهی که طبق گزارش  ، تحت فرماندهی ابوعایشه بوده و 5 تروریست حادثه روز گذشته تهران نیز در آن مشارکت داشته اند.
به گزارش «انتخاب»؛ ماجرا از این قرار بود که دو تیم تروریستی با هدفی مشخص و با عبور از مرزهای عراق از طریق کرمانشاه وارد کشور می شوند و خود را به نقطه ای در داخل مرزهای ایران در استان کرمانشاه می رسانند.
این دو تیم، یک هدف بزرگ و مهم را دنبال می د که در صورت تحقق این هدف، اه بعدی که کار عملیاتی و تروریستی بود، با امکان بیشتری انجام می شد.
هدف اصلی این دو تیم، رساندن فرمانده جدید خود به داخل خاک ایران و استقرار دادن وی در نقطه ای امن بود، ی که به احتمال بسیار زیاد "ابوعایشه" یکی از معاونین عملیات گرو تروریستی ، نام داشت.
ابوعایشه یکی از فرماندهان اصلی و بنا بر برخی اطلاعات، معاون عملیات گرو تکفیری ــ تروریستی بوده که پس از ناکامی تیم های تروریستی اعزامی به ایران مخصوصاً تیم هایی که ایران در تیر ماه خبر انهدام آنها را منتشر کرد، تصمیم می گیرد که او را به ایران اعزام کند تا در سطح بالاتری انجام عملیات تروریستی در کشورمان را پیگیری کند.
در جریان آن عملیات بزرگ ، چند تیم تروریستی با مقدار قابل توجهی تجهیزات ساخت بمب کشف شد که این تیم ها قصد داشتند در 50 نقطه از تهران، عملیات بمب گذاری و انتحاری انجام دهند. 
با ناکامی طرح های عملیاتی پیشین تکفیری ها در ایران، تصمیم گرفته بود که کاری بزرگ انجام داده و قبل از هر چیز سازوکار مدیریتی خود را سامان بخشیده و سپس وارد فاز انجام عملیات تروریستی در ایران شود.
** چندین هفته بعد؛ آغاز عملیات
چند ماه بعد، فاز اول عملیات برای وارد شدن فرمانده جدید تکفیری ها در ایران آغاز شده و وی به همراه 2 تیم تروریستی به صورت جداگانه از طریق مرزهای غربی، وارد کشور می شود و ظاهراً همه چیز به خوبی برای این دو تیم پیش می رود.
اما در جریان فرآیند ورود یکی از تیم های تروریستی که ابوعایشه در آن تیم حضور نداشته، نیروهای قرارگاه نجف کرمانشاه با آن تیم درگیر شده و تمام اعضای تیم را در نقطه صفر مرزی به هلاکت می رساند.
اما در سوی دیگر، ابوعایشه به همراه یک تیم دیگر و از نقطه ای دیگر وارد کشور شده و بدون هیچ مشکلی در یک شهر مرزی در استان کرمانشاه، استقرار اولیه پیدا کرده و مخفی می شوند.
آنها برای اینکه ردی از خود به جای نگذارند، مجبور بودند که چند روزی در محل استقرار اولیه خود بمانند تا در یک فضای آرام، به مکان هدف برای استقرار نهایی برسند.
** همه چیز از ابتدا زیر نظر بود
پس از استقرار اولیه ابوعایشه و نیروهایش در یکی از ای مرزی در استان کرمانشاه، آنها پی می برند که احتمالاً محل استقرارشان لو رفته است و خانه تحت نظر نیروهای امنیتی است و اندکی بعد با مسجل شدن موضوع، همه چیز برای شان قطعی می شود که لو رفته اند.
آنها تصمیم به فرار می گیرند ولی خانه شان محاصره شده بود و به ناچار با توجه به اینکه سلاح و مهمات قابل توجهی با خود همراه داشتند، تصمیم به ایجاد درگیری می گیرند تا شاید بتوانند با این کار، راه فراری برای خود از مهلکه درست کنند. حتی در جریان درگیری، یکی از اعضای تیم تروریستی با جلیقه انفجاری، خود را منفجر می کند.
اما در جریان این درگیری تمام اعضای تیم تروریستی کشته شده و یکی از تک تیراندازان نیز موفق می شود که با شلیک گلوله فردی را که احتمالاً همان ابوعایشه یکی از معاونین عملیات گرو تروریستی بوده به هلاکت برساند.
** ماجرای ورود راحت ابوعایشه و همراهانش به ایران
ماجرای ورود این تیم تروریستی به داخل کشور (به خلاف انهدام تیم دوم در نقطه صفر مرزی) از این قرار بود که پس از حرکت ابوعایشه و تیم همراهش از داخل خاک عراق به سوی ایران، با توجه به اشراف اطلاعاتی سنگین قرارگاه نجف اشرف نیروی زمینی پاسداران انقلاب ی بر تحرکات این گروه، اعضای تیم ها شناسایی شده و از همان لحظات حرکت تحت رصد دقیق قرار می گیرند.
این تروریست ها از ابتدا و حتی در مسیر حرکت نیز تحت رصد دقیق بوده و پس از رسیدن به مرز، برای اینکه نیروهای اطلاعاتی بتوانند از اه ، امکانات، مرتبطین و. . . این تیم های تروریستی مطلع شده و حتی اعضای آن را زنده دستگیر کنند، موانع سر راه تروریست ها در مرز برداشته می شود تا راحت تر وارد خاک ایران شوند.
پس از ورود نیز، تمام تحرکات این تیم تروریستی توسط سربازان گمنام زمان(عج) و نیروهای اطلاعاتی تحت رصد قرار می گیرد و تمام اعضای تیم شناسایی و اطلاعات شان تجمیع می شود.
این عملیات بزرگ و حساب شده، با فرماندهی قرارگاه منطقه ای نجف نیروی زمینی کرمانشاه و با همکاری و نیروی انتظامی انجام شده است.

برچسب ها: ابوعایشه، ، حادثه تروریستی 17 داد تهران،

برچسب ها : «ابوعایشه»، فرمانده به هلاکت رسیده «5 تروریست حادثه تهران» کیست؟ - تروریستی ,عملیات ,ابوعایشه ,انجام ,می شود ,جریان ,تیم های تروریستی ,تروریست حادثه ,تمام اعضای ,عملیات گرو , ,منهدم می شود گروهی ,معاونین عملی
گذشته را فراموش نمی کنیم؛ امروز را هم قدر می دانیم و نقد می کنیم
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
برچسب ها : گذشته را فراموش نمی کنیم؛ امروز را هم قدر می دانیم و نقد می کنیم - تروریستی ,تروریست ,مردم ,عربستان ,حملات ,حادثه ,حملات تروریستی ,کنیم؛ امروز ,اقدام تروریستی ,برابر تروریست ,نیروهای امنیتی
واشنگتن پست: حملات تروریستی تهران دورویی ترامپ و متحدانش را به نمایش گذاشت
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

تاریخ انتشار:
۱۱:۳۳ - ۱۸ داد ۱۳۹۶ - 08 june 2017
این رو مه یی پیام محکومیت با تاخیر و نیش و کنایه دار ترامپ را به شدت به باد انتقاد گرفته و به او گوشزد کرده که ایران از سوی گروهی که از منظر عقیدتی به عربستان سعودی نزدیک است، مورد هدف قرار گرفته است.
رو مه یی واشنگتن پست با انتشار گزارشی نوشت حملات تروریستی روز چهارشنبه در ایران و نحوه واکنش جهانی به این حادثه ، دورویی دونالد ترامپ و متحدانش را در ادعای مبارزه با تروریسم به نمایش گذاشت.
به گزارش عصر ایران این رو مه یی با انتخاب این تیتر و با اشاره به واکنش های جهانی در محکومیت این حادثه تروریستی، نوشت: ترامپ و کاخ سفید با سکوتی طولانی پس از این حادثه نسبت به آن واکنش نشان داد و این در حالی بود که وزارت امور خارجه پیش از واکنش ترامپ در بیانیه ای روتین و کوتاه، این حادثه تروریستی را محکوم کرد.
به نوشته واشنگتن پست واکنش ترامپ و توییت او در واکنش به حادثه تروریستی در ایران به هیچ وجه مناسب نبود و از بسیاری جهات از استانداردهای دستگاه دیپلماسی در موارد مشابه سابق ع کرده است.
واشنگتن پست به ترامپ یادآوری کرده که مقامات ایران با وجود موضع ضد یی و الصاق برچسب " بزرگ" به این کشور، در موارد انجام حملات تروریستی در بدون اشاره به سابقه خصومت دو کشور، حوادث تروریستی را محکوم کرده اند که نمونه آنها محکومیت حادثه سال گذشته در شهر اورلاندو و یا محکومت فوری حادثه تروریستی 11 سپتامبر بسیار جلوتر و پیش از بسیاری از متحدان بوده است. حتی بسیاری از مردم تهران در همان شب حادثه تروریستی 11 سپتامبر با در میادین این شهر به یاد قربانیان شمع روشن د.
به نوشته این رو مه یی: مقامات ایران در پیام های محکومیت حوادث تروریستی در هیچ اشاره به این نکته نکرده اند که " بزرگ آنچه خود کِشته را درو می کند" در حالی که ترامپ در پیام توییتری خود با نیش و کنایه برخورد کرده است.
بر اساس این گزارش این در حالی است که حادثه تروریستی دیروز ایران پس از سال ها مبارزه جدی این کشور با در خط مقدم نبرد صورت گرفته و افزون بر آن، این گروه تروریستی ( ) از نظر منشا ایدئولوژی و عقیدتی به نزدیک ترین متحد منطقه ای یعنی عربستان سعودی نزدیک است.
 واشنگتن پست سیاست خارجی ترامپ در قبال منطقه و ایران را اشتباه دانسته و پیروی چشم بسته ترامپ از عربستان سعودی و اسراییل را به باد انتقاد گرفته است.


واشنگتن پست: حملات تروریستی تهران دورویی ترامپ و متحدانش را به نمایش گذاشت


برچسب ها: حملات تروریستی تهران، دورویی ترامپ و متحدانش، سیاست خارجی ترامپ، عربستان، اسراییل،

برچسب ها : واشنگتن پست: حملات تروریستی تهران دورویی ترامپ و متحدانش را به نمایش گذاشت - تروریستی ,ترامپ ,حادثه , ,واکنش ,کرده ,حادثه تروریستی ,حملات تروریستی ,رو مه یی ,عربستان سعودی ,سیاست خارجی ,عربستان سعودی نزدیک ,تهران دورویی ت
نتیجه اقتدا به چرچیل!
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


    نتیجه اقتدا به چرچیل!   

یکشنبه 14 داد 1396  


وبلاگ  نوروزپور، محمدرضا ، خبرآنلاین :  چرچیل نخست اسبق انگلیس می گفت: «تا حقیقت بخواهد شلوارش را پا کند، دروغ نصف دنیا را گرفته است.»

"a lie gets halfway around the world before the truth has a chance to get its pants on"
برخی افراد که برخلاف فرموده مولا المومنین (ع) در نهج البلاغه، گمان می کنند از راه شر و گناه می توانند به خیر و صواب برسند، در ایام تبلیغات انتخاباتی به جای اقتدا به مولا علی (علیه السلام)، به چرچیل اقتدا کرده و به دروغ ی از فرح دیبا منتشر د که در انتخابات شرکت کرده و به حسن رأی داده است تا ازاین طریق احساسات مردم مذهبی و انقل را علیه رقیب خود بشورانند. 

هدف از این حقه های کثیف و دروغ گویی های رسوا، عوام مردم بوده اند، اما اینکه افرادی چون برادر نازنین آقا محسن رضایی با آن سوابق طولانی در فرماندهی دفاع مقدس و اطلاعات و ضد اطلاعات و جنگ و عملیات روانی، فریب بخورد مایه بسی تاسف است.
الان که می بینم حتی آقا محسن رضایی نیز قربانی این تکنیک عملیات روانی دوستان و هم فکران خودش شده، دیگر تعجب نمی کنم که در این ایام چندین نفر از مومنین و اهل فضل و حتی خبرگانی را می دیدیم که با ناراحتی از این موضوع با من سخن می گفتند و هربار که یکی از ایشان را با استدلال و حجت مجاب می که اصل موضوع دروغ بوده بر شگفتی شان بیشتر افزوده می شد. 
آقای رضایی که برای ما دهه پنجاهی ها هنوز به خاطر رشادت هایش در دوران دفاع مقدس نازنین و عزیز است،  در یک برنامه تلویزیونی با مخاطبان میلیونی گفته است: یی ها می خواهند از طریق دموکراسی وارد ایران شوند و فرح پهلوی هم رای می دهد!
مجری که متوجه شده اقای رضایی گاف داده می گوید : آن تصویر آرشیوی است.
و آقا محسن هاج و واج برای کم نیاوردن می گوید: در انتخابات بعدی شرکت می کند
ناگوار اینکه ایشان اولینِ خواص نیست که در دام دروغ های بی پایان جریانی که متاسفانه نام ارزشی برخود گذاشته ـ و قطعا حسابشان با ارزشی ها و انقل های واقعی جدا است ـ گرفتار می شود و آ ین نفر نیز نخواهد بود. ایشان بارها و بارها با دروغ های شاخ دار خود بر خواص دیگر نیز تاثیر گذاشته و آنها را فریب داده اند که ذکر نمونه های آن  خارج از بحث است. 
همه باید مراقب باشیم و خواص از همه بیشتر چرا که اساس کار عده ای بر این شده است که انقدر دروغ بگویند تا تشخیص سره از ناسره در جامعه، حتی برای خواص و نخبگان هم ممکن نباشد، چه رسد به عوام الناس. آنقدر زشتی فراگیر شود تا فرق زشت و زیبا مشخص نشود.
با نهایت تاثر باید گفت ادامه این رویه ضد ارزشی و ضد دینی که از بد روزگار با همین زرورق، کادو پیچ و به بازار ارائه می شود کل جامعه را به ورطه هلاکت خواهد انداخت. در این صورت در جامعه ای زندگی خواهیم کرد که اساس هرچه می شنویم را باید بر دروغ بگذاریم مگر اینکه ع ش ثابت شود.


   تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها: محمدرضا نوروزپور، انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، محسن رضایی، چرچیل، دروغ، مردم عوام،
برچسب ها : نتیجه اقتدا به چرچیل! - دروغ ,اقتدا ,خواص ,رضایی ,محسن ,چرچیل ,دفاع مقدس ,محسن رضایی ,نتیجه اقتدا
تناقضی به نام «رأیِ حلال»
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...




 پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران


یادداشتی از:

پایگاه خبری جماران- آیا به کار گرفتن تعبیر «رأی حلال» برای آراء سید ابراهیم رئیسی در انتخابات 29 اردیبهشت یک اشتباه لفظی بوده یا برون ریختنِ درون یک تفکر و مرام ؟! این نوشته تلاش دارد مختصرا به این سوال پاسخ دهد.

همانگونه که هویداست، از نظر مفهومی دو کلمه «رأی» و «حلال» دو جنس کاملا متفاوت دارند؛ مانند اینکه بگوییم «اتومبیل پاک» یا «اتومبیل نجس»؛ حال آنکه رأی(همانند اتومبیل) یک دستاورد و ابزار بشری است که برای اداره بهتر امور اجتماعی به کار گرفته می شود و فی نفسه ارتباطی با احکام شرعی ندارد. 

این اختلاط معنا و مفاهیم توسط جناح اصولگرا، صرفا در به کار گیری این الفاظ محدود نمی شود و ردّ آن را در صحنه های گوناگون دیگر می توان یافت. ریشه آن نیز نگاه حداکثری و غیرروزآمد به دین است که این جناح از آن تبعیت می کند.

در واقع  مشکل این نگاه آن است که به خاطر عدم تناسب با سیاست و اقتضائات آن، هیچ گاه نمی تواند حضور موفقی در «رقابت» های داشته باشد و این برخلاف مسیری است که رقیب اصلاح طلب آنها در 4 دهه گذشته پیموده است.

اصلاح طلبان که در دهه 1370 توانستند با بهره گیری از میراث جریان خواهی شکل گرفته از دوره مشروطه و پیوند دادن این خواهی با نگاه پویا و تازه به دین که راه آن توسط  در قالب نظرات و فتواهایی جدید باز شد، و همچنین استفاده فرصت تحقیق و مطالعه در دوران پس از دفاع مقدس، مبانی تئوریک خود را به روزرسانی کنند. در واقع آنان توانستند میان دین به عنوان رکن اصلی هویت جامعه ایرانی و نیازها و دغدغه های زندگی در قرن بیست و بیست و یکم، تناسب و تلازم و امتزاجی را ایجاد کنند و هویت خود را بر روی همان زیرساخت، نوسازی و بهسازی کنند.

در طرف دیگر میدان، جناح راست که امروز به اصولگرا مشهور است، تاکنون قادر و مایل به انجام این کار نبوده است؛ چرا که حضور دائمی در ارکان قدرت آنان را به این نتیجه نرسانده که نیازمند چنین اصلاح و بازنگری دائمی هستند.

حال مشکل آنجا بروز کرده است که آنان به دلیل ج ناپذیر بودن اصل «جمهوریت» از نظام ی، ناگزیر از ورود به گود انتخابات و جلب نظر افکار عمومی هستند. آنان از ی و نتوانسته اند هویت کهنه خود را که بر برداشت های سنتی از دین و اقتدارگرایی مبتنی است اصلاح نمایند و از طرف دیگر میل به حضور در «جمهوریت» نظام را نمی توانند نادیده بگیرند؛ تمایلی که در دو شکل خود را نشان داده است:

یک گروه، بخش سنتی اصولگرایان است که امروز اقلیت آن محسوب می شود؛ حداکثر اقبالی که آنان می تواند نزد مردم جلب کند، را می توان در میزان رأی ک دایش(سید مصطفی میرسلیم) مشاهده کرد. 

اما یک گروه دیگر امروز میدان دار جریان اصولگرایی شده و در میان بدنه هوادار و جوانان این جریان اکثریت را دارد؛ تا جایی که شیوخ اصولگرا نیز در برهه های حساس ناگزیر از تبعیت آنان شده اند.  توفیق نسبی این گروه جدید که می توان عنوان «نواصولگرایی» به آن داد، هنگامی رخ داد که آنان دست به تجدیدنظر در اصول کهنه زدند؛ اما شوربختانه این تجدیدنظر نه به معنای «اصلاح» و نشانه ای از پویایی در نظام فکری و روزآمدسازی قرائت دینی، بلکه مساوی با دست یازیدن به عرفی ترین و غیراخلاقی ترین روش ها در  کارزارهای است که رویکردی انتخابات محور، افشاگر و سوداگر(نقطه مقابل تکلیف گرایی سابق) معطوف به قدرت و نه اصول اعلام شده دارد. در اینجا اصول دیگر بماهو اصل معنایی ندارد و فقط ابزاری برای پیش رفتن در حوزه قدرت است و دوره بی اخلاقی و تندروی با محوریت هجمه به شخصیت های شاخص نظام و آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) به عنوان نماد آن طیف، از همان زمان آغاز شد یا دست کم به صورت جدّی پی گرفته شد.

چه ی فکر می کرد جناح راست روزی از ی حمایت کند که برای اولین بار، باب مناظرات افشاگرانه و پرونده سازی را در کشور باز کند؟ چه ی فکر می کرد روزی شخصیتی دارای سابقه قضائی و تی خود را وارد عرصه داغ رقابت های انتخاباتی کند و برای پیروزی از «هلی شات» و «دی جی خانم» بهره بگیرد؟

غرض، مذمت ورود به عرصه رقابت نیست که فی نفسه امری مبارک است؛ لکن جهش و پرش ناگهانی از منتهالیه سنت گرایی به عرفی گرایی است که عجیب می نماید. این جهش ژنتیکی به جای پیروزی از ی و باعث آسیب رسیدن به پر و بال خودشان از ی و و باور نشدن از سوی مردم منجر شده و از طرف دیگر موجبات رنگ باختن اخلاق و آسیب به ارکان هویت انقلاب ی و نظام برآمده از آن شده است.

به قول یکی از مسئولین، اگر «اخلاق» را از حذف کنیم چه فرقی با سایر نظامات دیگر خواهد داشت؟ نکته پنهان این جمله آن است که اگر اخلاق یا در معنای وسیع تر، هویت و روح دینی-اخلاقی نظام ما کمرنگ شود در سایر زمینه ها سخنی برای گفتن نداریم و نسل امروز یا صدها و هزاران رسانه مجازی، با مقایسه بسیاری از شاخص های  اقتصادی، و فرهنگی، را متهم به «ناکارآمدی» و ش ت متهم خواهند کرد. مگر به گفته تمام بزرگان، انقلاب ی برای احیاء ارزش های فراموش نشده نیامد؟

خوب است سوال شود، در دوران هشت ساله اصلاحات که اصولگرایان  حاملان آن گفتمان را «تجدیدنظر طلب» می خوانند، چه زمانی مانند آن هشت سال گذشته(که تبعات آن همچنان ادامه دارد)، ستون های مهمی چون شخصیت ، اصل انقلاب ی، دستاوردهای کلان آن انقلاب و دست مایه شبهه آفرینی، هجمه، ت یب و تمس قرار گرفته است؟

باید بی گفت که پدیدآمدن چنین وضعیتی محصول بی تدبیری و خود حق پنداری جریانی است که تحت عنوان اصولگرایی خود را همیشه و همه جا پیروز می داند و اگر در جایی ش ت خورد، جسارت پذیرش ش ت ندارد و آن را «عدم الفتح» می نامد یا با «حلال» خواندن رأی خود هم قصد دلداری دادن به خود و حامیان را دارد و هم قصد زدن طعنه ای به رقیب.

جناح اصولگرا باید بپذیرد که  شرط مقبول واقع شدن در نزد افکارعمومی، داشتن صداقت است و صداقت به معنای تغییر یک شبه آن هم غلتیدن به طرف روش های غیراخلاقی و «تتلیتی» شدن نیست؛  صداقت یعنی تن سپردن به اولیات رقابت سالم و دموکراتیک و نیز اعلام صریح بازنگری در رویکردهای فکری.

تا زمانی که اصولگرایان تناقض درونی و زاویه نگاه غیر دموکراتیک خود به مردم را تغییر ندهند و تا زمانی که خود را بر موضع حق بنشانند و هرچه غیر خود را باطل یا حرامی یا عامل بیگانه بخوانند، هیچ شانسی در سپهر سیاست ایران نخواهند داشت؛ آنان یک بار با بلیط قرضی برنده یک جایزه شانس شدند، اما نه تنها آن فرصت را برای تغییر و فربه ساختن تئوریک و عمل خود مغتنم نشمردند، بلکه چه در تئوری و چه در عمل بیش از قبل دچار آسیب شدند تا جایی که در پایان آن دوران برخی شان به اردوگاه اصلاح طلبان پیوستند و امروز دیدگاههایشان از رقبای پیشین صریح تر و بی پرواتر است.


 

برچسب ها : تناقضی به نام «رأیِ حلال» - آنان ,اصلاح ,نظام ,گرایی ,انقلاب , ی ,انقلاب ی , ,جناح راست ,اصلاح طلبان ,«رأیِ حلال»
ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪ خـــدا ﺭﺍ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪ خـــدا ﺭﺍ ... 


http://s8.picofile.com/file/8296148576/k3neh_xashm_budaa_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8296148834/bebaxsh_taa_xodaa_ham_toraa_bebaxsh8yad_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8296149400/az3ztar3n_bande8ne_darg8he_el8hy_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8296149750/xodaa_behtar3n_rafeeq_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8296150768/aaref_delash_baa_xod8st_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8296151026/zendegy_asary_honar3st_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8296151434/k3neh_ch3st_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8296151950/en_naa_l_l8h_wa_en_naa_elayhe_r8jeoon_1.jpg

 

     ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﻛﻴﻨﻪ ﻧﮕﻴﺮﻳﺪ / ﺩﻝ ﺑﻲ ﻛﻴﻨﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ 
 ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﺮ ﺑﻮﺭﺯﻳﺪ / ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﻬﺮ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ 
 ﺩﺳﺖ ﻫﺮ ﺭﻫﮕﺬﺭﻱ ﺭﺍ ﺑﻔﺸﺎﺭﻳﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﻣﻲ / ﺑﻮﺳﻪ ﻫﻢ ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ 
 ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ / ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ 
 ﻟﺤﻈﻪ-ی ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ  

  ﺑﻔﺸﺎﺭﻳﺪ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻋﺰﻳﺰﺍﻥ /  ﭘﺪﺭ ﻭُ ﻣﺎﺩﺭ ﻭُ ﻓﺮﺯﻧﺪ / ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﻣﻲ ﺁﻏﻮﺵ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ 
 ﻧﺰﻧﻴﺪ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﮔﻨﺠﺸﻚ / ﭘَﺮ ﮔﻨﺠﺸﻚ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ 
 ﭘﺮ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﺒﻮﺳﻴﺪ / ﭘﺮ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ 
 ﻧﺴﺘﺮﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪ / ﻳﺎﺱ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﻛﻨﻴﺪ /  ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻻﻟﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ 

  ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻣﺴﺖ ﺑﺨﻨﺪﻳﺪ /  ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﻳﺪ / ﺳﻴﻨﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ 
 ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ / ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﯾﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ /  ﺳﻘﻒ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳت 

 « فریدون مشیری »

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: ﻛﻴﻨﻪ، ﻣﻬﺮ، ﺑﻮﺳﻪ، ﻋﺸﻖ، ﯾﺎﺩ ﺧﺪﺍ، فریدون مشیری،

برچسب ها : ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪ خـــدا ﺭﺍ ... - ﻗﺸﻨﮓ ,ﺍﺳﺖ ,ﺑﻮﺳﻪ ,ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪ ,ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ ,ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪ خـــدا
هر سه ساعت یک نفر بخاطر نبود پیوند تلف میشود ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 هر سه ساعت یک نفر بخاطر نبود پیوند تلف میشود ...
 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


http://s8.picofile.com/file/8295735242/peyvande_a_azaa_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295735434/peyvande_a_azaa_1.jpg

 

 مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایران گفت: به طور میانگین در هر سه ساعت یک نفر در کشور به دلیل عدم پیوند عضو فوت می کند ولی ما سالانه 6600 عضو سالم بدن را دفن می کنیم.
سالی 6600 عضو سالم دفن می شود
کتایون زاده مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایران در اولین جشن نفس در علوم پزشکی کاشان اظهار کرد: سالانه پنج تا هشت هزار مرگ مغزی در ایران اتفاق می افتد و به صورت میانگین سه هزار نفر آن ها می توانند اعضایشان را اهدا کنند اما از این تعداد سال گذشته تنها 808 خانواده با اهدای عضو بیمارشان موافقت کرده اند و دو هزار و 200 نفر بدون اهدا عضو به بیماران نیازمند، فوت کرده اند.
 وی ادامه داد: اهدای اعضای هر بیمار مرگ مغزی می تواند جان یک تا 8 نفر را نجات دهد. به طور میانگین اگر هر بیمار مرگ مغزی سه عضوش را اهدا کند سال گذشته باید شش هزار و 600 عضو سالم به بیماران نیازمند اهدا می شد.
  زاده با بیان اینکه روزانه بین هفت تا 10 نفر در ایران به دلیل عدم پیوند عضو جان خود را از دست می دهند، افزود: به طور میانگین در هر سه ساعت یک نفر در کشور به دلیل عدم پیوند عضو فوت می کند ولی ما سالانه 6600 عضو سالم را خاک می کنیم.

وی تصریح کرد: سالانه سه هزار و 300 نفر به دلیل عدم پیوند عضو می میرند که این آمار بالایی است و در صورتی که اگر با اهدای عضو بیماران مرگ مغزی موافقت شود هیچ بیماری در لیست پیوند نمی ماند.
 مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایران گفت: هر سال دغدغه ید دستگاه های دیالیز را برای بیماران کلیوی را داریم ولی می توان با فرهنگ سازی در زمینه اهدا عضو و پیوند کلیه به بیماران نیازمند عمل، از بار این بیماری کم کرد.
  زاده با بیان اینکه اهدا عضو تنها با رضایت خانواده بیمار انجام می شود، افزود: برای این کار همراهی جامعه نیاز است و همه ارگان ها به ویژه همکاری ارگان های فرهنگ ساز با گروه های درمانی لازم است.
 وی با اشاره به نقش خیرین و علما در زمینه فرهنگ سازی اهدا عضو گفت: شهر تبریز در یکی از خطبه های خود در اعلام کرد که اهدا عضو کار خوبی است و در بیرون کارت اهدا عضو می دهند در آن روز سه هزار نفر برای اهدای عضو ثبت نام د.
 مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایران به تأثیرگذاری رسانه در فرهنگ سازی و آگاه سازی مردم اشاره کرد و گفت: پس از حضور در برنامه تلویزیونی در عرض 100 ساعت 100 هزار نفر برای دریافت کارت اهدا عضو ثبت نام د.
  زاده امضا تفاهم نامه با صدا و سیما، آموزش و پرورش، اداره راهنمایی و رانندگی برای درج آرم اهدا عضو درگواهینامه ها و ثبت 31 شهریور ماه به عنوان روز اهدا عضو در تقویم کشور، برگزاری جشنواره هنرهای تجمسی نفس را از اقدامات این انجمن برای ترویج اهدا عضو در ایران ذکر و خاطرنشان کرد: سامانه استانی ثبت نام کارت اهدا عضو راه اندازی شده است و چون قبلاً این سامانه سراسری بود کارت ها به سختی به دست متقاضی می رسید و امروز شهروندان می توانند با مراجعه به این سامانه در شهر خودشان نسبت به دریافت کارت عضویت اقدام کنند.

 

 پیوندهای مرتبط :


برچسب ها: اهدای عضو، عدم پیوند عضو،
برچسب ها : هر سه ساعت یک نفر بخاطر نبود پیوند تلف میشود ... - اهدا ,اهدای ,پیوند ,هزار ,مغزی ,ساعت ,انجمن اهدای , زاده , مدیرعامل انجمن ,کارت اهدا ,بیان اینکه , مدیرعامل انجمن اهدای
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8295574618/b8d ak_terek_k8ndan_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295574900/b8d ak_terek_k8ndan_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295575242/b8d ak_terek_k8ndan_5.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8295575450/b8d ak_terek_k8ndan_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295575626/b8d ak_terek_k8ndan_3.jpg

 

      یک روز به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید. هر بعد از یکدقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است. مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم. سپس رو به دانشجویان کرد و گفت: من همین مسابقه را در کلاس دیگری ب ا و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچ بادکنک دیگری را نترکاند چراکه قرار بود بعداز یک دقیقه هر بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد. ما انسانها دراین جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده. قرار نیست خوشبختی خود را با ت یب دیگران تضمین کنیم. می توانیم باهم بخوریم.باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
برچسب ها : پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟ - بادکنک ,برنده ,باهم ,کلاس ,بترکانیم؟ ,دقیقه ,بادکنک دیگری ,قرار نیست
آ هفته رفته! ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


  آ هفته رفته! ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


عصر ایران - یکی از شعارهای انتخاباتی حامیان ابراهیم رییسی در واپسین روزهای تبلیغات دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری "آ هفته رفته "بود.
این شعار انتخاباتی که "الحق والانصاف " قافیه بندی و "ضرب "خوبی دارد، در اجتماع هزاران نفری حامیان رییسی در مصلای تهران سرداده شد و سپس در دو سه روز مانده به روز انتخابات در محافل و اجتماعات اصولگرایان حامی رییسی به طور مداوم و با شور و شعف خاصی تکرار می شد.
این شعار انتخاباتی تا حدی حامیان رییسی و محافل اصولگرای مخالف ت را به وجد آورده بود که حتی یک رو مه مخالف ت ، این شعار را به عنوان تیتر یک با حروف درشت در صفحه نخست خود کار کرد.
اول هفته نرفته!
همچنین هزاران نفر از حامیان رییسی در فضای مجازی با الهام از این شعار انتخاباتی "هشتگی" تحت عنوان " #  برو " درست کرده بودند و مطالب خود علیه رییس جمهور یازدهم را به این هشتگ انتخاباتی الصاق می د.
انتخابات تمام شد و این شعار تنها یک آرزوی دست نیافتنی برای اصولگرایان مخالف ت شد. نتایج اولیه از شمارش آرای انتخابات 29 اردیبهشت نشان دهنده پیروزی تقریبا قطعی با فاصله ای معنادار با رقیب اصولگرایش است.
حالا چه ی مانده و چه ی رفته را نتایج انتخابات مشخص کرده است؛ 4 سال دیگر در انتهای خیابان پاستور در جایگاه عالی ترین مقام اجرایی کشور خواهد بود و رقیب اصولگرایش با آرزوی دست یافتن به جایگاه وداع خواهد کرد.
ماند و خواهد ماند و رقیب اصولگرای او باید به شهر و دیار خود برود؛ اصولگرایان نیز باید با واقعیت یک به مراتب محبوب تر و قوی تر از دوره 4 سال گذشته ، کنار آمده و آن را بپذیرند و اخلاق حکم می کند دستکم اگر با ت دوازدهم همکاری نمی کنند؛ چوب لای چرخ ت منتخب اکثریت مردم ایران نیز نگذارند.
آ هفته شد و نه تنها نرفت بلکه زیر پایش به پشتوانه آرای بیشتر مردمی سفت تر شد و این است قدرت رای مردم و نتیجه حضور حداکثری آنها در عرصه تعیین سرنوشت شان.

برچسب ها: رفته، حامیان رییسی، اصولگرایان،

برچسب ها : آ هفته رفته! ... - ,شعار , ت ,رییسی ,انتخابات ,انتخاباتی ,مخالف ت ,حامیان رییسی ,شعار انتخاباتی ,هفته , رفته
ﺩﻝ، ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮ ﻧﻤﯽ-ﮔﯿﺮﺩ
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 ﺩﻝ، ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮ ﻧﻤﯽ-ﮔﯿﺮﺩ

   جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


  ﻗﯿﺼﺮ ﺍﻣﯿﻦ ﭘﻮﺭ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ : ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ بک ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ یک ﮐﻠﻤﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ : "ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ". ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ  ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ: " ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ " ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ یک ﮐﻠﻤﻪ ﯼ " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ ﻟﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟ ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ : " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ". ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ : ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟  ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟. ﮔﺎﻫﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ... ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﯿﺴﺖ. ﮔﺬﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ، ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ ... ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ ، ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ...
 ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ، ﺩﻝ، ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
برچسب ها : ﺩﻝ، ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮ ﻧﻤﯽ-ﮔﯿﺮﺩ - ﻣﯿﺸﻮﺩ ,ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ,ﮔﻔﺘﻦ ,ﺟﺒﺮﺍﻥ ,ﮔﯿﺮﺩ ,ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮ ,ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ
یارانه: بیکاری آفرین وَ تورم زا
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 یارانه: بیکاری آفرین وَ تورم زا

   جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


 وبلاگ دادپی ، علی، خبرآنلاین : رای دهنده آسیب پذیر با رای به افزایش یارانه ها می تواند خود را آسیب پذیرتر کند. به گذشته نگاهی بیاندازیم: آیا پرداخت یارانه های باعث افزایش اشتغال و کاهش تورم در جامعه شد؟ در حالیکه منتقدان ت آقای با حمله به او و تش می گویند که می خواهند با بیکاری مبارزه کنند و درباره تورم سکوت کرده اند٬ خوب است نگاهی به تجربه پیشین پرداخت یارانه داشته باشیم. در غیاب یک برنامه اقتصادی این روزها یک گروه با وعده افزایش یارانه و پرداختهای نقدی وارد عرصه انتخابات شده است تا رای جمع کنند. فقدان برنامه اقتصادی و سیاستهای منسجم از سوی این گروه و تکیه آنها بر حمله به ت فعلی و وعده افزایش یارانه ها زنگهای هشدار را به صدا درآورده است. در مقابل ت گروهی گردآمده اند که برنامه ای برای اقتصاد ندارند و هدفشان تنها قبضه قدرت است. این در حالیست که اداره کشور بدون تدبیر و برنامه اقتصادی ممکن نیست.
 آنچه که نگران کننده است این است که در این میان کمتر ی به تاثیرات پرداخت یارانه در مرحله اول نگاه می کند. در غیبت مراکز تحقیقاتی مستقل که آمار میدانی جمع آوری کنند و اثر سیاستها و پیامدهای برنامه های اینچنینی را بسنجند٬ به نظر می رسد خیلیها درسی از اجرای هدفمندسازی یارانه ها نگرفته اند. مصرف کننده ایرانی هنوز فراموش نکرده است که پرداخت نقدی یارانه ها چه موج تورمی در کشور به همراه داشت. این موج تورمی که توسط تحریمها هم تشدید شد٫ خیلی زود ارزش واقعی یارانه نقدی را به یک سوم ارزش آن در آغاز برنامه تقلیل داد. اما این تنها اثر پرداخت یارانه ها نبود.
 در مناطق روستایی و جوامع شهری متکی به کشاورزی و دامداری پرداخت یارانه اثری ویرانگر بر بازار کار داشت. این پرداخت که باعث جابجایی آستانه دستمزد برای ورود به بازار کار شد٬ خیلی سریع بسیاری را از مشارکت در بازار کار منصرف کرد. روحیه کارآفرینی و خلاقیتی که در صنایع دستی و کارگاههای کوچک در کشور تبلور داشت جای خود را به عادت مستمری بگیری داد. نتیجه افزایش بیکاری پنهان و افراد غیرفعال در این مناطق بود. نکته ای که بر رشد اقتصادی در این مناطق تاثیر گذاشت ولی از دید رسانه ها پنهان ماند.
 این روزها انیکه وعده افزایش یارانه ها را می دهند در واقع نه تنها به تورم دامن می زنند بلکه بحران بیکاری در مناطق روستایی و ای کوچک را تشدید می کنند. ایشان که برنامه اقتصادی مشخصی ندارند و هنوز نمی دانند چگونه اشتغال ایجاد کنند می خواهند با تقویت فرهنگ رانت خواری و گسترش پرداخت مستمری بیکاری پنهان در مناطق روستایی را نهادینه کنند و هر سرمایه گذاری را در این مناطق محکوم به ش ت بنمایند. پرداخت یارانه وقتی می تواند باعث بهبود وضعیت این قشر بشود که باعث ت یب شرایط کلان کشور نگردد. متاسفانه بنظر می رسد در تلاش برای پیروزی در کارزار انتخاباتی در کشور برخی هیچ توجهی به اصول و رابطه علت و معلولی در اقتصاد نمی شود. طنز تلخ گروههای آسیب پذیری هستند که با باور این وعده ها راه را برای نوسانان بیشتر اقتصادی٬ تورم فراگیر و بیکاری نهادینه شده باز می کنند.

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: مناظره انتخاباتی ریاست جمهوری یازدهم، اقتصاد ایران، انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، رشد اقتصادی، طرح تحول اقتصادی،
برچسب ها : یارانه: بیکاری آفرین وَ تورم زا - یارانه ,پرداخت ,برنامه ,افزایش ,مناطق ,کشور ,پرداخت یارانه ,برنامه اقتصادی ,مناطق روستایی ,افزایش یارانه ,وعده افزایش ,وعده افزایش یارانه ,ریاس
اول گوش دهید بعد به رأی دادن دعوت کنید
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


  بسم الله الرحمن الرحیم 

اول گوش دهید بعد به رأی دادن دعوت کنید


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


وبلاگ >  ، صادق - آیا تا کنون با مردم عادی کوچه و خیابان درباره انتخابات و نامزدهای حاضر در انتخابات سخن گفته اید؟ به نظر شما شعارهای نامزدهای انتخاباتی تا چه اندازه با واقعیت های ملموس و عینی زندگی روزمره مردم مطابقت دارد؟ یا تا چه اندازه مردم باور دارند که چنین شعارهایی در صورت عملی شدن گره از کار آنان باز می کند.

در هفته ای که گذشت من در چند نقطه از شهر تهران با مردم عادی کوچه و خیابان به گفت و گو نشستم و از آن ها درباره انتخابات سوال . اگرچه نمی توان به آن هایی که مخاطب من بودند به عنوان یک نمونه آماری دقیق متوسل شد، اما دست کم برای من دیدن این اظهار نظرها شگفت انگیز بود.

یکی از این اظهار نظرهای شگفت انگیز که عمومیت بیشتری داشت، چیزی بود که من نامش را منجی گرایی می گذارم. بسیاری از مردم به دنبال شخصی بودند که بتواند یک شبه یا دست کم در مدت کوتاهی زندگی آنان را دگرگون کند. آن ها رئیس جمهوری می خواستند که برای مشکل عینی و روزمره آنان راه حلی جادویی داشته باشد. اگر چه همگی دریافته بودند که مثلا پرداخت یارانه دردی از آن ها دوا نمی کند و حتی ممکن است بر آلام آن ها بیافزاید، اما همچنان انتظار داشتند رئیس جمهور بتواند راه حلی خارق العاده جلوی پای آن ها بگذارد.

نکته شگفت انگیز دیگر این بود که برای بسیاری از مردم، باور اینکه رای آن ها تاثیر گذار است سخت بود. خیلی ها گمان می د که از پیش تعیین شده است که چه ی رئیس جمهور بشود و این بازی های انتخاباتی تنها برای این است که از مردم بر سر صندوق های رای ع یادگاری گرفته شود. البته بسیاری از این افراد با اندکی صحبت درباره تفاوت روسای جمهور پیشین و میزان مشارکت در هر دوره از نظر خود باز می گشتند.

اما شاید شگفت انگیزترین نکته ای که من با آن برخورد انی بودند که انتخابات را تحریم کرده بودند. این ها اگرچه تعدادشان کم نبود اما غالبا دلایلشان با هر آنچه که ما در ذهن خود داریم تفاوت داشت. شاید ما گمان کنیم که فردی که نظام را قبول ندارد، به این علت که نمی خواهد با رایش به مشروعیت نظام کمک کند، از این کار سر باز می زند. این عده از تحریم کنندگان انتخابات واقعا در اقلیت محض بودند. اما دلایل پیش پا افتاده تری برای تحریم انتخابات وجود داشت. دلایلی دم دستی و گاه خنده دار. بودند افرادی که می گفتند که به زودی عازم مسافرت خارج هستند و نگران این هستند که مهر انتخابات در شناسنامه شان برایشان دردسر ساز شود. یا بودند افرادی که شلوغی صف انتخابات را دلیلی برای رای ندادن می دانستند. شهروند کُرد سنی مذهبی را دیدم که معتقد بود نظام من را قبول ندارد و نمی گذارد من نامزد انتخابات شوم، چرا من باید رای بدهم. بازنشسته ای را دیدم که معتقد بود چه تورم بالا برود چه ثابت بماند او نمی تواند گوشت ب د پس برایش فرقی نمی کند که رای بدهد یا ندهد. جوانی را دیدم که معتقد بود برایش پوشش مهم است و این هم دست رئیس جمهور نیست پس رای نمی دهد. یا ی را دیدم که سفید ماندن شناسنامه اش را یک رکورد تلقی می کرد و به آن افتخار می کرد. از همه عجیب تر فردی بود که معتقد بود اگر رای ندهیم ترامپ جنگ راه می اندازد و جمعیت ایران تعدیل می شود و او می تواند فرزندانش را به سر کار بفرستد.

دلایل انی که نمی خواستند رای بدهند بسیار زیاد بود و برای ی که می خواهد مردم را به رای دادن ترغیب کند پیش از هرچیز شنیدن این دلایل واجب است. آدم های این جامعه در دنیاهای متفاوتی زندگی می کنند و شاید آن دلیلی که شما را وادار به مشارکت می کند آنقدرها برای همه قانع کننده نباشد. پس اول گوش دهید بعد به رای دادن دعوت کنید.



برچسب ها : اول گوش دهید بعد به رأی دادن دعوت کنید - انتخابات ,بودند ,مردم ,آن ها ,معتقد ,جمهور ,دادن دعوت ,شگفت انگیز ,دعوت کنید ,رئیس جمهور ,بودند افرادی
واکنش تهران به دیدار رییسی و
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


کد خبر: 35726 | تاریخ : ۱۳۹۶/۲/۲۷ -
16:20
واکنش تهران به دیدار رییسی و


واکنش تهران به دیدار رییسی و

مردم تهران در مجلس شورای ی به دیدار یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری با خواننده زیرزمینی واکنش نشان داد.

قانون- مردم تهران در مجلس شورای ی به دیدار یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری با خواننده زیرزمینی واکنش نشان داد.

به گزارش قانون به نقل از ایلنا، محمود صادقی در واکنش به این دیدار در توئیتر خود نوشت: «دیدار رییسی با نمونه ای دیگر از رفتار ماکیاولیستی اصولگرایان است. استفاده ابزاری از فقرمردم و تنگناهایی که خود ساخته اند».



برچسب ها: رییسی،

برچسب ها : واکنش تهران به دیدار رییسی و - واکنش , ,تهران , ,رییسی ,ریاست جمهوری ,انتخابات ریاست ,خواننده زیرزمینی ,زیرزمینی واکنش , ,خواننده زیرزمینی واکنش ,انتخابات ریاست جمهوری ,نامزد
مردی که خدا را باور نداشت ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 مردی که خدا را باور نداشت ...

   جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8295087884/xodaa_dar_jostejuye_8.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295088050/xodaa_dar_jostejuye_7.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295088384/xodaa_dar_jostejuye_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295088784/xodaa_dar_jostejuye_10.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295089068/xodaa_dar_jostejuye_2.jpg

 

   مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛ آرایشگر گفت: “من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.” مشتری پرسید: “چرا؟” آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی س رست پیدا می شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.” مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جو نداد؛ چون نمی خواست جروبحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم ت ده و ریش اصلاح نکرده ...
    مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.” آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه !” مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.” آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.” مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند وَ دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد وُ رنج در دنیا وجود دارد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: وجود خدا، انکار خدا،

برچسب ها : مردی که خدا را باور نداشت ... - وجود ,مشتری ,آرایشگر ,مردی ,آرایشگرها ,همین ,آرایشگرها وجود ,مراجعه نمی کنند ,وجود دارد ,اصلاح نکرده ,موهای بلند
خدایا اگر این مرد امشب مهمان من بود ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  خدایا اگر این مرد امشب مهمان من بود ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


 مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید: «چه ی بر مرده های شما می خواند؟». چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم؛ خودم آنها را می خوانم». مرد گفت: «خوب لطف کن پدر مرا هم بخوان!».
 چوپان مقابل جنازه ایستاد و چند جمله ای کرد و گفت : « ش تمام شد!».
مرد که تعجب کرده بود گفت: این چه ی بود؟
چوپان گفت: بهترازاین بلد نبودم.
مرد از روی ناچاری پدر را دفن کرد و رفت.
شب هنگام، در عالم رؤیا پدرش را دید که روزگار خوبی دارد.
از پدر پرسید: «چه شد که این گونه راحت و آسوده ای؟».
پدرش گفت: «هر چه دارم از دعای آن چوپان دارم!».
مرد، فردای آن روز به سراغ چوپان رفت و از او خواست تا بگوید در کنار جنازۀ پدرش چه کرده و چه دعایی خوانده؟ چوپان گفت: «وقتی کنار جنازه آمدم و ارتباطی میان من و خداوند برقرار شد، با خدا گفتم : « خدایا اگر این مرد، امشب مهمان من بود، یک برایش زمین می زدم. حالا این مرد، امشب مهمان توست. ببینم تو با او چگونه رفتار می کنی ؟».

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 


برچسب ها : خدایا اگر این مرد امشب مهمان من بود ... - چوپان ,پدرش ,امشب ,مهمان ,مرد، , ,امشب مهمان ,مرد، امشب
رفتگری که ویلای آنچنانی گرفته ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  رفتگری که ویلای آنچنانی گرفته ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

طنز و کاریکاتور،  خبرآنلاین : در حاشیه مناظره سوم و ادعای جالب شهردار تهران، مهدی عزیزی این کارتون را در شهروند منتشر کرد.
 
 

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: قالیباف، ویلاهای نجومی اه ،
برچسب ها : رفتگری که ویلای آنچنانی گرفته ... - آنچنانی گرفته ,ویلای آنچنانی ,ویلای آنچنانی گرفته
حماقتی که هیچ پشتوانه علمی ای نداره ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 حماقتی که هیچ پشتوانه علمی ای نداره ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8294861868/borje_m3l8d_va_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294861926/borje_m3l8d_va_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294861968/borje_m3l8d_va_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294862118/borje_m3l8d_va_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294862350/borje_m3l8d_va_3.jpg

 

 دوستی داشتم که پروژه برج میلاد بود. او تعریف میکرد : یه گروه ژاپنی اومده بودن برای بازدید از برج میلاد. حدود 14یا 15 نفر بودن ، من هم با دو نفرشون رفتم و شروع به توضیح دادن و اینکه حدود ٤٥٠ تا ٥٠٠ میلیون دلار هم هزینه ساخت برج شده به اضافه اینکه ٨ سال هم از موقع شروع تا پایانش طول کشیده ،بعد هم رفتیم توی اسانسور که قسمتهای کلا و pinnacle رو بهشون نشون بدم که توی اسانسور یکیشون پرسید از این قسمت shaft چه استفاده ای میشه؟؟؟ من هم نیشخندی زدم و گفتم که خوب معلومه دیگه این قسمت کلا ٢٥٠٠٠ تنی رو که بزرگترین کلا برج مخابراتی در دنیا هست رو نگه میداره. اون گفت نه منظورم این نیست، یعنی اینکه اینجا مس ی هست یا اداری ؟؟ من گفتم نه این قسمت خالیه و راه پله و اسانسور اینجاست. اون هم دیگه چیزی نگفت و رسیدیم به بالای برج.
 روی تراس که بودیم ژاپنی اولی ازم سوال کرد که این کوهها مال کشور شماست؟؟؟ من هم بادی در غبغب انداختم و گفتم بله تمام اونها مال کشور ماست. گفت ارتفاعشون چقدره ؟؟ گفتم ٤٠٠٠ متر حدودا . گفت چقدر از اینجا فاصله داره ؟؟؟؟ گفتم حدودا ٨ کیلومتر. گفت تله ک ن هم داره؟؟ گفتم بله داره ، میخواین ببرمتون اونجا؟ گفتن نه احتیاجی نیست. اون اولی از من پرسید که شما مسوول پروژه هستین؟؟؟ و من هم که خیلی جو گرفته بودم گفتم بله خودم هستم ( البته نبودم و فقط مسوول یه قسمت کوچیکش بودم) بعد یه چیزی به ژاپنی به هم گفتن و شونه هاشون رو بالا انداختن، اولیه رو به من کرد و گفت
شما گفتین این برج shaft اش خالیه یعنی استفاده اداری ومس ی نداره؟؟ گفتم بله برای مخابرات ساخته شده. گفت شما گفتین اون کوهها هم مال شماست و کمتر از ١٠ کیلومتر با اینجافاصله داره؟؟؟؟ گفتم بله گفت خوب اگه شما مسوول این پروژه بودین چرا این برج رو روی اون کوهها نساختین؟؟؟ گفتم اخه این که خیلی واضحه توی اون شرایط جوی این همه مصالح برای ساختن برج اونجا رو چه جوری ببریم؟؟ گفت خوب من و دوستم هم همینو داشتیم بحث میکردیم
شما اصلا احتیاجی به ساختن برج نداشتین یه دکل اونجا میذاشتین.
یه دکل مخابرات در ارتفاع ٤٠٠٠ متری بهتر از یه دکل روی یک برج ٤٠٠ متری عمل میکنه. shaft این برج که خالیه کاری انجام نمیده. گفتم شوخی میکنین، خوب اگه اینطوریه شما چرا خودتون بلندترین برج مخابراتی دنیا رو دارین میسازید؟؟؟ گفت توکیو یه شهریه که در کنار اب های ازاده. بلندترین منطقه اون ١٠٠ متر ارتفاع نداره . در ضمن تا ٦٥ کیلومتریش هم هیچ کوهی نیست. گفتم این همه برج مخابراتی تو دنیا هست... حرفم تموم نشده بود که گفت برج رو که برای رقابت نمیسازن ، برای نیاز میسازن. تمام اونهای دیگه هم از این قاعده مستثنی نیستن. ..... یک کم فکر .. برج مسکو ، تیانشان، تورنتو، کوالالامپور .. راست میگفت!!!! همه اینها در زمینهای flat land ساخته شدن و حتی تا فاصله ده ها یا صد ها کیلومتر اصلا یک تپه ٤٠٠ یا ٥٠٠ متری هم نیست!!!!!!!! گفتم اخه ما نیاز به یک سمبل ملی داشتیم ،،،، گفت شما میتونستین یه سمبل ملی با ١٠ یا١٥ میلیون دلار درست کنین نه یک برج ٥٠٠ میلیون دلاری !!! دیدم هیچ کاری بجز سکوت نمیتوان کرد، سکوتی سنگین و غم انگیز ... سکوتی به وسعت ۳۰ سال حماقت. حماقتی که هیچ پشتوانه علمی ای نداره و هرگوشه ی ایران پروژه ای سر باز میکنه از بی لیاقتی گروه مطالعاتی و عدم طرح جامع تفصیلی. سکوت ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها : حماقتی که هیچ پشتوانه علمی ای نداره ... - گفتم ,پروژه ,نداره ,قسمت ,مخابراتی ,خالیه ,پشتوانه علمی ای ,علمی ای نداره ,نیست گفتم ,میلیون دلار ,پشتوانه علمی ای نداره
نـیـــا نـیـــا گـل نـــرگـس ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  نـیـــا نـیـــا گـل نـــرگـس ... 


 http://s9.picofile.com/file/8294712334/em8me_zam8n_nayaa_nayaa_gole_narges_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294712600/em8me_zam8n_nayaa_nayaa_gole_narges_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294713342/em8me_zam8n_nayaa_nayaa_gole_narges_7.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294713550/em8me_zam8n_nayaa_nayaa_gole_narges_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294713734/em8me_zam8n_nayaa_nayaa_gole_narges_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294713992/em8me_zam8n_nayaa_nayaa_gole_narges_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294714334/em8me_zam8n_nayaa_nayaa_gole_narges_1.jpg

 

 

نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست / دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی / هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع / که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند / قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه / ی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش / که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها / به فجر صبح ظهورت ی کنار تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه / که ندبه ، ندبه قه است و پایگاه تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟ / نه این جماعت به اقتدای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق / دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس سقیفه ها ب است / ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا / ی برای شهادت به کربلای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما / هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست 

 نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا / برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست 

 «علی اکبر رائفی پور»

تنظیم: گروه دین و شه تبیان
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: نیا گل نرگس، فدای راه، صبح ظهور، ندبه قه، دعای عهد، دعای ظهور، سقیفه،

برچسب ها : نـیـــا نـیـــا گـل نـــرگـس ... - نرگس ,نیست , نیا ,دعای ,ندبه ,نـیـــا ,نیست نیا
ای خدای گن اران ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

   ای خدای گن اران ... 

   جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


  صدا زد ای خدای جهانیان , جواب شنید : بله , صدا زد ای خدای نیکوکاران , جواب شنید : بله , صدا زد ای خدای اطاعت کنندگان , جواب شنید : بله , این بار صدا زد ای خدای گن اران , جواب شنید : بله بله بله , با تعجب گفت : خدایا تورا خدای جهانیان , خدای نیکوکاران , و خدای اطاعت کنندگان خواندم , یکبار فرمودی بله , ولی تو را خدای گن اران خواندم , سه بار گفتی بله , حکمتش چیست ? جواب امد : مطیعان به اطاعت خود , نیکوکاران به نیکوکاری خود , و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند , گن اران که جز به فضل من پناهی ندارند , اگر از درگاه من نا امید گردند , به درگاه چه ی پناهنده شوند .

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: مطیعان، نیکوکاران، عارفان، گن اران، کرم خدا،
برچسب ها : ای خدای گن اران ... - خدای ,جواب ,گن اران ,شنید ,اطاعت ,نیکوکاران ,خدای گن اران ,جواب شنید ,اطاعت کنندگان ,خدای اطاعت ,خدای نیکوکاران ,خدای اطاعت کنندگان
قالیباف مدت هاپیش باید ازمسئولیت کنار گذاشته می شد
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


کد خبر: 34754 | تاریخ : ۱۳۹۶/۲/۲۰ - 12:25
قالیباف مدت هاپیش باید ازمسئولیت کنار گذاشته می شد
جمیله کدیور در گفت و گو با «قانون»:

قالیباف مدت هاپیش باید ازمسئولیت کنار گذاشته می شد

فرصت مناظره سوم را از دست ندهد.

قانون-گروه - سعید شمس

کمتر از دو هفته دیگر به برگزاری دو انتخابات مهم و تاثیرگذار ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا مانده است و به همین دلیل، نه تنها در محافل بلکه در هر کوی و برزنی شاهدیم که مردم از هر طبقه و سطحی «گپ های انتخاباتی» را به جمع خود آورده اند. در چنین فضایی سوال هایی از قبیل «کدام طیف می توانند در هر دو انتخابات موفق شوند»،«آیا می تواند تش را برای چهار سال دیگر تمدید کند»،«شوراها چقدر جدی است»،«شورای پنچم اکثریتی اصلاح طلب خواهد داشت، یا اصولگرا» و پرسش های دیگری که این روزها به گونه جدی ذهن جامعه را به خود مشغول کرده است.

جمیله کدیور، فعال اصلاح طلب که سابقه شورا نشینی و نمایندگی مجلس را در فعالیت های خود به ثبت رسانده است، می گوید: «اگر آرامش به کشور برگشته و هر روز از طرف رییس جمهور و تش، تنشی داخلی و منطقه ای ایجاد نمی شود، از نقاط مثبت ت است. نکته مثبت دیگر ثبات بخشی، کاهش هاب های - اقتصادی موثربر حوزه اقتصاد، رشد شاخصه های اقتصادی و مهار تورم است. همه این نکته ها و بسیاری موارد دیگر که در این مجال نمی گنجد از جمله دلایلی است که در این دوره نیز به رای دهیم». وی در گفت و گویی با «قانون» به مسائل بالا اشاره و در رابطه با موضوعات مختلف کشور نیز تحلیل هایی را ارائه کرده است که در ادامه پی می گیریم.

با توجه به اینکه حدود 2 هفته از تبلیغات ک داها گذشته است، فضای انتخاباتی را چگونه تحلیل می کنید؟

فضای انتخاباتی را در چند سطح می شود تحلیل کرد. اول در سطح مردم شهر و روستا که با نزدیک تر شدن به زمان رای گیری، فضا انتخاباتی تر می شود. نامزدها نیز در این بین بی تاثیر نیستند و ما شاهد آن هستیم که برخی ک داها در این عرصه فعال ترند. برای مثال برخی سفر استانی نرفته و خود را متمرکز بر تبلیغات رسانه ای خاص کرده اند و عده ای دیگر مسیر فعالیت شان متفاوت است. دوم در سطح شبکه های مجازی که طرفداران همه ک داها تاحدودی بسیار فعالند و سومین بخش، به فعالیت در سطح استفاده از برنامه های صدا و سیما منتهی می شود. ک داها نیز از مجال های دیگر استفاده می کنند و بعضی به دلیل نقاط ضعفی که دارند، نگران طرح پرسش هایی از سوی خبرنگاران هستند که نتوانند پاسخ مناسب یا قانع کننده ای بدهند و این باعث شده است خود را فقط به بیان مواضع در سطح شبکه های اجتماعی و صدا وسیما محدود کنند. جدای از اختلافات که بین ک داها وجود دارد و طبیعی نیز هست، به نظرم فضای قالب بر تبلیغات، تقابل دو گفتمان اخلاق و بی اخلاقی است. یک طرف به بیان مواضع و عملکرد می پردازد و طرف دیگر درصدد ت یب و عوام فریبی و دادن وعده های غیرقابل تحقق است.

وضعیت به عنوان رییس جمهور مستقر در فضای رقابتی چگونه است؟

دوباره به همان سه سطح تحلیل بالا ارجاع می دهم. در سطح مردم وضعیت خوب است. البته ضرورت دارد وقتی از مردم صحبت می کنیم، میان کلان ا، ای کوچک و روستاها تفاوت قایل شویم. به نظرم در دو حوزه ای کوچک و دهستان ها نیاز به فعالیت افزون تری وجود دارد. مسئولان باید نتایج ملموس کارهایی که کرده اند را به مردم اطلاع دهند. طرفداران باید با سفرهای استانی به شهر و روستاهای دور افتاده در این روزهای پیش رو نقایص اطلاع رسانی را جبران کنند و تفاوت ها و اتفاقات مثبتی که در این چهار سال رخ داده را به مردم اطلاع دهند. به عبارتی خود را متمرکز بر ای بزرگ و مراکز استان ها نکنند و از سویی، کار را بیشتر روی اقشار آسیب پذیر و ضعیف، مانند کارگران تمرکز دهند. در سطح شبکه های اجتماعی نیز وضع خوب بوده و این فضا به نفع است. البته این مساله نباید باعث شود که کاربران شبکه های اجتماعی خود را محدود به فضای مجازی کنند و از فضای شهر و روستا غافل شوند. در حال حاضر اقدام مناسبی که صورت گرفته است اینکه، دست کم هرکاربر روی سه نفر دیگر برای رای دادن کار کند. لازم است جزواتی مختصر با زبان ساده تهیه تا اقدامات ت را تشریح کند و در سطح گسترده توزیع شود.

در سطح صدا و سیما و برنامه ها، به نظرم با توجه به بی اخلاقی های جریان رقیب و تعهد و ک داهای جریان اصلاح طلب به رعایت موازین اخلاقی و عدم ورود به نقاط ضعف ک داهای جریان مقابل، فضا سخت تر است و باید در فرصت پیش رو بیشتر کار شود. مناظره سوم به نظرم برای بیان ناگفته ها بسیار کلیدی است و نباید این فرصت را از دست بدهد. مشاوران به خصوص بخش رسانه ای باید فعال تر شود و نکاتی را که اقشار مختلف مردم تشنه شنیدن آن هستند، به او یادآور شوند.

کارنامه کلی ت یازدهم به گونه ای هست که برای رای آور باشد؟

برای پاسخ به این سوال به دو بعد باید توجه کنید. اول اقدامات مثبتی که انجام شده است. دوم توقف کارهای منفی ای که در دوره قبل از انجام می شد و به اصطلاح، آوار برداری از ویرانی های بازمانده است. مهم ترین دستاورد بازگرداندن عقلانیت به مدیریت کشور و تزریق امید به جامعه ایران و ارتقای جایگاه ایران در جامعه بین المللی است. این نکته را وقتی در خارج از ایران باشید بهتر می توانید درک کنید. درست است که مهم ترین دستاورد ت است اما موضوع، فقط محدود به و دستاوردهای فراوان آن در حوزه داخل و خارج نیست. ایران در این چهار سال از خود چهره منطقی و معقول نشان داد. تعامل با دنیا باعث شده که توریست های بیشتری جذب ویژگی های ایران شوند و در همین مسیر نیز سرمایه بیشتری وارد کشور شده و اشتغال نیز برای تعداد زیادی فراهم کرده است. افزون بر این، به نظرم در زمینه سلامت و بخش بهداشت و بیمه های همگانی اقدامات خوب و مهمی انجام شده است. وزارت خارجه و وزارت نفت نیز موفق عمل کرده اند. معاونت ن نیز اقدامات خوبی در حوزه ن و دفاع از حقوق آن ها انجام داده است. در حوزه سیاست داخلی مجال فعالیت آزادانه تر احزاب در قیاس با قبل به مراتب بهتر و بیشتر شده است و سازمان های غیر تی و مردم نهاد فراوانی در این دوره مجوز فعالیت گرفتند. در حوزه فرهنگ نیز فضای هنری-کتاب، موسیقی، تئاتر و سینما-قابل قیاس با ت قبلی نیست. مطبوعات نیز در قیاس با گذشته به مراتب از فضای بهتری برای فعالیت برخوردارند. اینکه آرامش به کشور برگشته و هر روز از طرف رییس جمهور و تش تنشی داخلی و منطقه ای ایجاد نمی شود، از نقاط مثبت دیگر است. نکته مثبت دیگر ثبات بخشی، کاهش هاب های اقتصادی مؤثر بر حوزه اقتصاد، رشد شاخص های اقتصادی و مهار تورم است. همه این نکته ها و بسیاری موارد دیگر که در این مجال نمی گنجد از جمله دلایلی است که در این دوره نیز حکم می کند به رای دهیم.

حضور اسحاق جهانگیری در رقابت های انتخاباتی تاچه حد می تواند به کمک کند؟

هم حضور آقای جهانگیری و هم آقای هاشمی طبا تا اینجا بسیار خوب و موثر بوده است. باید هماهنگی بیشتری در بین ک داهای جریان اعتدال و اصلاح طلب وجود داشته باشد. شما اگر دقت کنید سه ک دای اصولگرا هماهنگ عمل می کنند. به تعبیری یکی پاس می دهد و دیگری به سمت دروازه می برد و این هماهنگی را من در این طرف ندیدم. به نظرم لازم است برای مناظره سوم منسجم تر کار شود. آقای جهانگیری با توجه به سوابق اجرایی ارزنده ای که داشته و اشراف به اطلاعات و عملکرد ت، حضورش بسیار موثراست.

با توجه به همراهی اصلاحات با ، آن ها می توانند در ت آینده توقع حضوری پررنگ تر داشته باشند یا موضوع، سهم خواهی قلمداد می شود؟

من با چنین سهم خواهی هایی موافق نیستم. باید به گونه ای عمل کرد تا رییس جمهور دستش برای انتخاب شخصیت های اصلح و توانمند باز باشد. چه اصلاح طلب باشد یا نباشد، مهم این است که در چارچوب عقلانیت و اعتدال برای خدمت به مردم آماده باشد و صلاحیت لازم برای پذیرش مسئولیت را داشته باشد.

اصلاح طلبان برای توفیق در انتخابات شورا باید چه اقداماتی را مد نظر خود قرار بدهند؟

باید شخصیت های موثر، متخصص و مجرب را برای رفاه و پیشرفت حوزه شهر و روستا را معرفی کنند و درگیر رودربایستی های متعارف نشوند. نتیجه م ب و منفی چنین رویکردی در چند مورد مشخص هم در شورا و هم در مجلس دیده ایم. انی که امتحان خود را در گذشته ناموفق پس داده اند، دوباره امتحان نکنند.

عملکرد شورای چهارم را چگونه تحلیل می کنید؟

اقدامات خوبی توسط شورا انجام شده است. برای مثال اقدامات تخصصی در زمینه حمل و نقل و زیرساخت ها صورت گرفته است. البته در بسیاری زمینه ها نیز اقداماتش تاثیر قابل توجهی بر مدیریت شهری نداشته است. در قبال نابودی فضای سبز و پارک ها و ساخت و سازهای بی رویه منفعل عمل کرده است و از این جهت شریک جرم شهرداری تلقی می شود. تا جایی که اخبار را دنبال ، آلودگی هوا و جمع آوری زباله و پسماندهای شهری مشکلاتی به حساب می آید که شورا باید در این باره بیشتر کار کند. از سوی دیگر، به نظرم شورای شهر چهارم، در حوزه نظارت بر عملکرد شهرداری موفق نبوده و بعد نظارتی شورا دست کم در مواردی تابع یک سری بده بستان ها بوده است.

امکان دارد بعد از ش ت احتمالی قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری،او دوباره شهردار شود؟

شک نکنید ش ت قالیباف قطعی است. همچنین تصور نمی کنم اصولگرایان در شورای تهران رای اکثریت را به دست بیاورند. به نظرم یکی از برنامه های جدی اعضای شورای شهر پنجم باید انتخاب شهردار جدید باشد. غیر از عملکرد ضعیف و غیرقابل دفاع قالیباف در دوران شهرداری تهران، صحبت های دروغ و اظهار نظر های عوام فریبانه و غیر موجه و غیر اخلاقی او در برنامه های تلویزیونی نشان داد، صلاحیت و شایستگی مسئولیت شهر بزرگی مثل تهران را ندارد.

یک شهردار مطلوب برای شهر مهمی مثل تهران باید از چه ویژگی هایی برخودار باشد؟

مردم انقلاب د تا ارزش های اخلاقی یا دینی را به جای دروغ، نفاق و عوام فریبی و نیرنگ بر کشور حاکم کنند. به نظرم مهم ترین خصلت شهردار این است که امانتدار باشد و در چارچوب اخلاق و قانون عمل کند. من اولویت را در انتخاب شهردار به مراعات اخلاق می دهم. قالیباف در آزمون اخلاق مردود است. هر چند از ابتدا نیز در حد شهرداری تهران نبود. حضور امروز قالیباف در شهرداری تهران نتیجه زدوبندهای -اقتصادی است. او مدت هاست که باید از این مسئولیت کنار گذاشته می شد.

باور به شورا و همکاری با شورای شهر از ویژگی هایی است که شهردار جدید باید دارا باشد. قدرت بالای مدیریت ادارات زیرمجموعه شهرداری از مولفه های دیگر شهردار مطلوب است. برای همه اقشار شهر از جمله اقشار معلول، سالخورده، جوان، کودک، ن و ...برنامه داشته باشد. به نظر کارشناسان و متخصصین حوزه های مختلف توجه دارد و تصمیمات شهری را بر اساس نظر م ی با متخصصین هر حوزه اتخاذ می کند. علاوه بر این، به نظرم شهردار به جای داشتن پیشینه امنیتی- انتظامی باید شاکله فرهنگی-اجتماعی داشته باشد. شهردار مطلوب باید نگاهی توسعه محور داشته باشد و در پی مدیریتی مبتنی بر توسعه باشد، نه فقط انجام اقدامات خدماتی و عمرانی شهری را در دستور کار داشته باشد.شهردار باید ارتباط خوب با مردم شهر داشته باشد و به دنبال مدیریت شهروند محور باشد. سابقه و یا آشنایی با کار در حوزه شهری از مولفه های موثردیگر برای انتخاب شهردار است.

 

 

قالیباف مدت هاست که باید از این مسئولیت کنار گذاشته می شد

حضور قالیباف در شهرداری، نتیجه زدوبندهای - اقتصادی است

مسئولان باید نتایج ملموس کارهایی را که کرده اند، به مردم اطلاع دهند

شک نکنید ش ت قالبیاف قطعی است

باید هماهنگی بیشتری میان ک داهای جریان اعتدال و اصلاح طلب وجود داشته باشد

باید به گونه ای عمل کرد تا رییس جمهور، دستش برای انتخاب شخصیت های اصلح باز باشد

شهردار به جای داشتن پیشینه امنیتی- انتظامی باید شاکله فرهنگی- اجتماعی داشته باشد



برچسب ها : قالیباف مدت هاپیش باید ازمسئولیت کنار گذاشته می شد - ,مردم ,شهردار ,حوزه ,نظرم , ,داشته باشد ,گذاشته می شد ,ک داهای جریان ,کنار گذاشته , اقتصادی ,کنار گذاشته می شد ,زدوبندهای اقتصادی ,نتیجه زدوبنده
صاحب این ک دا کیست؟
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   صاحب این ک دا کیست؟

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s9.picofile.com/file/8294366934/q8lyb8f_ahmadynej8d_m3shavad_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294369118/q8lyb8f_az_k8qazp8reh8ye_tahr3mhaa_barq_m3gereftam_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294369376/barqe_zob8lehee_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294369668/q8lyb8f_yeky_bexar_2_taa_bebar_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8294372384/q8lyb8f_v8goz8rye_b8qo_zam3n_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294372592/q8lyb8f_v8goz8rye_v3l8h8ye_dolaty_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8294373150/q8lyb8f_taxr3be_deraxt8n_1.jpg]

 

 

وبلاگ فاضلی، محمد، خبرآنلاین: محمود وقتی که یازده روز خانه نشینی کرد، بعد هم که مملکت را ویرانه تحویل داد، و دست آ وقتی علی رغم توصیه ی در انتخابات ثبت نام کرد، مسابقه ای بین اصولگراها راه افتاد که هر ی بیشتر از او اعلام دوری کند و هیچ حاضر نشد مسئول و «صاحب » او شود. راستش محمود از روز اول هم «صاحب » درست و حس نداشت. او خود را مستقل خواند و به اتکای وعده های نجومی اش پیروز انتخابات شد. خودش بود و حساب حرف و عملش را هم نمی کرد. او میراث دار یک حزب و جریان باسابقه نبود که آبروی حزب برایش مهم باشد. او مثل تولیدکننده های لواشک تقلبی بود که نام و نشان و کارخانه ای ندارند و نگران نیستند که آبروی شان به خطر بیفتد و بنابراین هر ی را دست مردم می دهند. هر روزی هم به یک اسمی تولید می کنند و کل بساط شان هم شاید به اندازه یک زی له باشد.
 سیاست هم عین تجارت و تولید است. تشکیلات سابقه دار هر حرف بی ربطی را به اسم شعار به خورد مردم نمی دهد چرا که می داند همین یک انتخابات نیست و مملکت هم که قرار نیست زیر وعده ها و شعارهای یک انتخابات له شود و از بین برود. مملکت باید باقی بماند و رقابت هر چهار سال یکبار تکرار می شود.
 مصطفی میرسلیم حزب مؤتلفه ی است. مؤتلفه ی یک نام رگ و ریشه دار است و بیشتر از 50 سال در ایران سابقه دارد. مصطفی میرسلیم «صاحب » دارد، به آبروی حزبش فکر می کند و می داند بعد از انتخابات هم باید پاسخ گو باشد. مؤتلفه 50 سال بوده و بعد از انتخابات هم خواهد بود و می خواهد در سیاست ایران مؤثر باشد. اسحاق جهانگیری و هم پشتوانه دیرینه اصلاح طلبی و اعتدال گرایی منسوب به محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی دارند.
 اما دو ک دا هستند که نسبت حزبی و ریشه آن ها مشخص نیست.
محمدباقر قالیباف ژست اصلاح طلبی می گیرد، حرف های اصولگرایی می زند، با ثروتمندان از شهر پول درمی آورد و رأیش را در جیب فقرا جست وجو می کند. هیچ تشکل اصولگرای جدی هم تا به امروز مسئولیت او را نپذیرفته و حتی مشاوران اقتصادی و و فرهنگی اش هم معلوم نیستند. کدام اقتصاددانی پای ادعای ایجاد 600 هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم از یک میلیون تن محصول پتروشیمی، یا قول رشد 26 درصدی اقتصاد ایران را امضا کرده است؟ کدام اقتصاددان محاسبات ادعای 4 درصد در برابر 96 درصد را تأیید کرده است؟
 ابراهیم رئیسی هم کم وبیش همین وضعیت را دارد. او می گوید فراجناحی است، با اصلاح طلب و اصولگرا کار می کند و حتی رفتن زیر چتر جمنا را هم نپذیرفته است. اقتصاددانان و مغزهای متفکر تیم او هم هنوز رونمایی نشده اند.
 همان طور که وقتی محمود به وعده هایش برای گسترش عد ، آوردن پول نفت روی سفره مردم، تبعیت از ولایت و ده ها وعده دیگر عمل نکرد، هیچ اصولگرایی مسئولیت او را نپذیرفت و مسابقه برای فرار از انگ شروع شد؛
روزی که وعده های محمدباقر قالیباف و ابراهیم رئیسی نیز عملی نشود، هیچ مسئولیت شان را به عهده نخواهد گرفت.
 واقعیت این است که این وعده دادن ها - سه برابر یارانه، دادن 250 هزار تومان به بیکاران، و سایر وعده ها - از سر «بی صاحبی » است. این ک داها اگر برخاسته از یک حزب رگ و ریشه دار مثل مؤتلفه یا جبهه اصلاحات و اعتدال بودند که سابقه اداره مملکت داشتند، و قصدشان این بود که در سیاست ایران باقی بمانند و کار کنند، چنین وعده هایی نمی دانند و مثل یک شرکت تجاری با آبرو و اعتبار عمل می د و وعده ای نمی دادند که اعتبارشان را به خطر اندازد.
 محمدباقر قالیباف می خواهد به هر قیمتی رئیس جمهور شود و ی هم از او نمی پرسد اگر وعده هایت عملی نشد ما با آبروی رفته خود چه کنیم؟ او درست مثل لواشک ساز متقلب زی له عمل می کند. هم شعار ی می دهد و هم جمله میرحسین را در مناظره تکرار می کند. این بار هم که نشد، دفعه بعد یک زی له دیگر پیدا می کند و شاید کلمات را تکرار کند.
 همان گونه که محمود یک ک دای بی صاحب بود؛ زد و برد و ما را با اقتصاد و جامعه و سیاستی ویران تنها گذاشت بدون آن که بدانیم مسئولیت کارهای او با کیست؛
محمدباقر قالیباف هم زی له بی نام و نشانی برای سیاست بازی خود انتخاب کرده است.
هر رأی دهنده ای باید برای رأی دادن به هر ک از خودش بپرسد «صاحاب این ک دا کیه؟»

 

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

 

برچسب ها : صاحب این ک دا کیست؟ - می کند ,انتخابات , , ,مملکت ,مؤتلفه ,محمود ,محمدباقر قالیباف ,«صاحب » ,کرده است؟ ,برابر
دیگه امثال او جایی در ایران ندارند ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 دیگه امثال او جایی در ایران ندارند ...  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s6.picofile.com/file/8218053992/aw8mfar3bee_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8229810984/ahmadynej8d_taxr3b_tahd3d_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8266937400/q8l3b8f_va_hav8d8r8n_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293304900/q8l3b8f_wa_adeh8ye_aanchen8ny_1.jpg

 

http://s4.picofile.com/file/7987739779/tawarrom_iran_rekord_d8re_tawarrome2013.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8289005076/extelaas_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8289005326/extelaas_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8275805450/b8bake_zanj8ny_agar_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8238342442/b8bake_zanj8ny_1.jpg

 

 وبلاگ مرتضی بهشتی، حقوقدان و پژوهشگر، خبرآنلاین: در سال 1384 و انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در کشور ایران اتفاقی رخ داد که با گذشت 12 سال از آن تاریخ ، آثاز آن همچنان باقی است، اما قراراست که دیگر چنین نشود و محمود دیگری برجان ومال و نوامیس وفرهنگ مردم حکمرانی نکند زیرا :
1- اصولاً قبل از سال 1384 محمودی وجود نداشت که صاحبان شه بخواهند راه بزرگ شدن حب او را بگیرند و چنین عجوبه ای در سپهر سیاست پنجاه ساله ایران تجربه نشده بود که روش مهار او تجربه شده باشد اما امروز ملت و حاکمیت با اندکی تفاوت روش های سقط جنین های این چنینی را به خوبی فراگرفته اند .
2- آن دسته از اصحاب صدا و دارندگان تریبون های رسمی و دینی به خوبی دانسته اند یا به ایشان الهام شده است که دیگر خواب نبینند و خواب نما نشوند وتا ی هم سوارنشوند که خواب مادر تا یران را بشنوند و از مردم بخواهند به محمود رآی دهند .
3- دیگر قرارنیست برای به حاکمیت درآوردن محمود دیگری ، به دامان نورانی و ساحت صاحب ا مان ( عج ) دست درازی کرد و او را نظر کرده آن مهربان معرفی کرد .
4- دیگر سرمایه معنوی برای مدعیان و تاجران دین نمانده است که بخواهند به پای کوتوله های بریزند و داشته ونداشته های خودرا قربانی محمود نامی کنند و باور و ایمان پاک مردمان را به س ه بگیرند و فضا را به گونه ای آلوده کنند که طلبه جوانی در پلاکاردی را به دست بگیرد که درآن نوشته باشد : بدون به بهشت نمی روم !!!
5- ملت ایران قوه شه و تفکر و بیداری را جایگزین قوه بویایی خویش کرده است و دیگر بوی رجایی و بهشتی و.. را استشمام نمی کنند بلکه ی را برمی گزینند که شه و خاصیت و درایت و وزانت و اص رجایی و بهشتی را داشته باشد حتی اِسانس رجایی و بهشتی را هم مطالبه نمی کنند . رهرو رجایی وبهشتی بودن نامزد ریاست جمهوری ، می تواند ملت ایران را به آرامش برساند نه بوی آنها .!!!
6- ملت ایران از قلدران و صاحبان صدا ، که در ت های نهم و دهم از مردم می خواستند که برای ایستادگی در مقابل تحریم های ظالمانه ، یک وعده غذا بخورند و یا اشکنه و پیاز مشهدی را ترویج می د و یا می گفتند : مگر ما برای شکم و اقتصاد انقلاب کردیم . وبرع در ت یازدهم رکود و گرانی که عمدتاً محصول ت سیاه رویان می باشد را برنمی تابند و آسمان ریسمان می کنند که چرا به فکر اقتصاد و کار مردم نیستید ؛ گریزان شده اند و این دست از فریاد ن ، نمی توانند محمود دیگری را بر مردم تحمیل کنند .
7- حاکمیت پیام نورانی علی ( ع ) را با تمام وجود شنید و احساس خطر کرد که ، حضرت از عوامل چهارگانه فروپاشی حکومت ها ؛ مقدم دانستن فرومایگان بر فرزانگان را برشمرده است و دیگر حاضر نیست اعتبار و سرمایه خویش را صرف فرومایگان کند بلکه در صد د است فرزانگان را احترام وتکریم کرده و نگذارد سنگ ریزه ها خود را کوه پنداشته و انا الحق بزنند زیرا اگر غیراز این باشد بلایی بر سرکشور خواهد آمد «که نه از تاک نشان بود نه از تاک نشان »
8- دیگر حکمرانی بر مردم با شرافت ایران زمین که هشت سال تمام با صلابت و استواری و مجاهدت کم نظیر از سرزمین و نوامیس خود دفاع د و در این راه شهیدان سروقامت و جانبازان بی توقع واسیران صبور فراوانی را نثار پایداری کشور د ؛ با رمز و اصطرلاب ودعا نویسی ویاری از لشگر جنیان ومرتاض ها و .... میسر نیست و هر و هر مقامی که توان شیدن داشته باشد و قدرت بکارگیری د جمعی در او باشد می تواند رآی مردم را از آن خود کند .
9- مردم می خواهند با حفظ کرامت و احترام به ایرانی بودن و ایرانی زندگی ؛ ارتباط با دنیا داشته باشد و ازاین بابت نگران نیستند که دشمن چه می خواهد بلکه به قدرت دیپلماسی خود باور دارد و می تواند پیروز میدان سیاست و تعامل با دنیا باشد و از این رو تی را می خواهد که ضمن احترام به حقوق جامعه جهانی با قدرت تمام از منافع کشور دفاع کند و فرار از رویارویی با دشمن را نمی پسندد .
10- دیگر دوران حاکمیت فریب به سرآمده است که استاندار نادان و فریبکاری مدعی شود در منطقه ز له زده روستایی دیوار خانه ای را دیدم که از سه جهت اب شده بود ولی دیواری که ع بر آن نصب بود سال مانده بود و هیچ مقامی هم آن را انکار نکرده و گوینده را مواخذه ن د بلکه ارتفاء مقامش دادند !!!
مطمئن باشیم به شرط بیدار بودن و طرد چاپلوسان و متملقان ورشد معلومات دینی و اجتماعی و و عبرت گرفتن از تاریخ دیروزمان ؛ محمود های دیگری نمی توانند بر سرمایه ها و تاریخ گرانسنگ این مرزو بوم مسلط شوند .
به امید رشد و بالندگی دینی و مردم عزیزمان.

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: تریبون های رسمی، خواب نما، ، قلدران، ت یازدهم، قدرت دیپلماسی، حاکمیت فریب،

برچسب ها : دیگه امثال او جایی در ایران ندارند ... - مردم ,محمود ,حاکمیت ,خواب ,بلکه ,داشته ,داشته باشد ,محمود دیگری ,ریاست جمهوری , ,ایران ندارند
همیشه خوشحال، همیشه خوشبخت ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
برچسب ها : همیشه خوشحال، همیشه خوشبخت ... - خوشبخت ,کردی، ,آرزو ,«برام ,عاقبت ,جواب ,آرزو کردی، ,همیشه خوشبخت ,خوشحال، همیشه ,جواب شنید ,خوشحال، همیشه خوشبخت
معصومیت ک نه ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 معصومیت ک نه ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8293613076/ma_asumy_yate_kudak8neh_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613234/ma_asumy_yate_kudak8neh_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613384/ma_asumy_yate_kudak8neh_7.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613500/ma_asumy_yate_kudak8neh_6.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293613650/ma_asumy_yate_kudak8neh_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613800/ma_asumy_yate_kudak8neh_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293614092/ma_asumy_yate_kudak8neh_5.jpg

 

یکی بود یکی نبود، دختر کوچولویی بود که تقریبا همه جور عروسکی داشت. یکروز که مادر بزرگ مهربونش اومده بود خونه-شون، بهش گفت:

 _ مامان جون دوست دارین عروسکهامو ببینین؟

 _ بعله عزیز دلم، چی بهتر از این ...

  دست مادر بزرگش رو گرفت وَ بُردش تو اتاق خودش. مامان جونش پرسید:

 _ کدومشونو بیشتر دوست داری؟

 _ اینو که مریض وُ تنهاست! ...

 مادر بزرگ دید که نوه-اش به عروسکی اشاره میکنه که اوضاع ظاهریش اصلا جاذبه-ای نداشت وَ یک دستش هم افتاده بود. «مامان جون» دخترک پرسید:

 _ حالا من فکر می که اونی که از همه خوشگلتره بیشتر دوست داری!؟

 _ آخه مامان جون، این جور دیگه-س، انگار از همه پیرتر شده، حیوونکی یک دست هم نداره! ... ی هم باهاش زیاد بازی نمیکنه.

 _ خب، اینا که گفتی درست، ولی اون خوشگلتره، ملوس-تره، حسو نمیشه؟

 _ مآمآن جووون! ... اگه با این بازی نکنم، حرف نزنم، دلش میشکنه، گناه داره! ...

 

  بازنویسی کامل : عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: معصومیت ک نه، دل رحمی،

برچسب ها : معصومیت ک نه ... - دوست ,مامان ,بیشتر دوست
فکر نان کنیم که بزه آب است! ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 


  بسم الله الرحمن الرحیم  

 فکر نان کنیم که بزه آب است! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s9.picofile.com/file/8293304900/q8l3b8f_wa_adeh8ye_aanchen8ny_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293305192/q8l3b8f_baa_leb8se_nez8my_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293305468/n8mzade_por_ed_de8ye_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293305900/entex8b8t_req8bate_n8jav8nmard8ne_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293306034/ger8nye_energy_1.jpg

طرح هدفمندی جز کاهش قدرت ید مردم تأثیر مثبتی نداشته؛ کمک به

 د -های واقعا نیازمند را هم میشد با توزیع بُن ید سراسری جبران

  کرد.

http://s8.picofile.com/file/8293307084/n8mzadh8ye_ry8 jomhurye_12om_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293307342/entex8b8t_axl8qe_1.jpg

 

 مهرداد خدیر، عصر ایران:  اگر روند 8 ساله 84 تا 92 در ایرانِ ما و توزیع پول بدون سرمایه گذاری ادامه یافته بود بعید نبود که امروز ما هم با مشکلاتی شبیه ونزوئلا روبه رو شویم. منتها انی باز امروز در ایرانِ ما به جای بیان این واقعیت وعده های تو خالی می دهند. حال آن که توسعه در گرو برنامه و آینده پژوهی است نه شعار و وعده توخالی.
 آنان که انقلاب 1357 را از نزدیک درک کرده و در نوجوانی یا جوانی در آن حضور داشته یا ناظر بوده اند خوب به خاطر دارند که گروه های چپ شعار می دادند: توخالی است/ ویتنام گواهی است.
 چنان که پیش از این هم نوشته