بـیـگـنـــاهـــان ...

پست های وبلاگ بـیـگـنـــاهـــان ... در این صفحه نمایش داده شده است و شما میتواند با کلیک بر روی عنوان هر پست صفحه مربوطه را مشاهده فرمائید.

روستاهای اسان رضوی 8 ماه پس از ز له ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 روستاهای اسان رضوی 8 ماه

 

 پس از ز له ...

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

جام جم - هفت ماه و 18 روزا ز وقوع ز له 6 ریشتری سفید سنگ شهرستان فریمان در مشهد گذشته، اما چادرهای سفید رنگ هلال احمر هنوز کم و بیش در روستاها ب است. کنار هر چادر، روی خانه های کاهگلی آوار شده روستاییان هم البته خانه ای نوساز جان گرفته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : روستاهای اسان رضوی 8 ماه پس از ز له ... - ز له , اسان رضوی
وَعده-های سَرخَرمن، ناامید کننده-تر از تبلیغات دشمنان ما نیست؟ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  وَعده-های سَرخَرمن، 


 ناامید کننده-تر از تبلیغات دشمنان ما نیست؟ ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به متن کامل ، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s6.picofile.com/file/8222658884/wa_adeh8ye_tux8ly_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8222658468/wa_adeh8ye_tux8ly_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8281941150/wa_adeye_tux8ly_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237529818/entex8b8t_ruye_kule_d3gar8n_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8274200350/entex8b8t_ahmady_s8le_1384_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8274200784/entex8b8t_ahmady_s8le_1384_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8274198876/entex8b8t_ahmady_s8le_1384_6.jpg

 

 به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، حجت ال رییس جمهور، آیت الله صادق آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه و علی لاریجانی رییس مجلس شورای ی نشستی درباره مهم ترین مسائل کشور و منطقه داشتند.
 رییس جمهور : بسیاری از مسایل در دستگاه اجرایی، یا قضایی و یا مقننه مورد بررسی قرار می گیرند که بهم مرتبط هستند و چنانچه به طور طبیعی و عادی مورد رسیدگی قرار بگیرند، چه بسا نیازمند زمان بسیار طولانی است و این به نفع کشور نیست. لذا در جلسه روسای قوا چنین مسایل مهمی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تصمیماتی اتخاذ می شود که سرعت عمل را بیشتر کند.
 رییس جمهور با بیان اینکه در جلسه امروز "امیدواری مردم کشورمان نسبت به آینده کشور، شرایط اقتصادی، و فرهنگی" مورد تأکید قرار گرفت، گفت: همه رسانه ها از جمله رسانه ملی، گردانندگان فضای مجازی و تریبون های مختلف، باید متوجه این نکته مهم باشند که تصمیم و هدف قدرت های بزرگ بویژه و آنچه در منطقه شاهدیم نسبت به ایران، نهایتاً برای این است که مردم را به آینده ناامید و کم امید کرده و در فعالیت ها و سرمایه گذاری ها دچار تردید کنند؛
لذا همه باید هوشیار باشند که در زمین دشمن بازی نکرده و در این دام نیافتند.  ((( جناب آقای ، فکر نمیکنید که وعده-های کلان شما به مردم همچون "ریشه-کن فقر وَ بیکاری در ت دواردهم" با وجود این همه مشکلات داخلی وَ خارجی، بیشتر از تبلیغات وَ تهاجمات وَ مزدورانش، این مردم شریف را نا-امید میکند؟! ... « لـیـنـــک ». _ عـبـــد عـا صـی ))) .

  ، بررسی موضوع مالباختگان موسسات اعتباری را یکی دیگر از جلسات سران سه قوه برشمرد و گفت: در این خصوص اولاً اینکه پیش از این مجوز چنین مؤسساتی را دستگاه های مختلف می دادند، لذا اگر از این به بعد، این مؤسسات صرفاً از بانک مرکزی مجوز بگیرند و کاملاً مراقبت و نظارت شود، بخش بزرگی از مشکلات حل و فصل خواهد شد.
  گفت: اگر مؤسسات دچار مشکلاتی شدند، ضمن اینکه وظیفه داریم مشکلات مردم را برطرف کنیم؛
از طرف دیگر بانک مرکزی هم محذوراتی ((( مَعـذوراتی_ عـبـــد عـا صـی ))) دارد و نمی توان گفت که از پول بانک مرکزی برای حل این مشکلات استفاده کند. البته برای این مسایل می توان اعتباراتی در نظر گرفت، ضمن اینکه در این زمینه سه قوه باید با یکدیگر همکاری داشته باشند.
  : مردم منطقه موفقیت های بسیار بزرگی به دست آوردند این در حالی است که در داد سال 93، شاهد بودیم که تروریست ها در عراق جولان داده و شهر بزرگ موصل را تصرف کرد. این خطر برای کل عراق از جمله بغداد نیز متصور بود و در نیز همین شرایط جریان داشت،  ...
 رییس جمهور گفت:
از سوی دیگر به دنبال تجزیه طلبی و بر هم زدن مرزهای جغرافیایی در منطقه برآمدند که در این مسیر هم ناموفق بودند. لذا امروز شاهد موفقیت های بزرگی در سطح منطقه هستیم و با این موفقیت ها طبیعی است که و رژیم صهیونیستی و اذناب آن ناراحت و عصبانی باشند.
  اضافه کرد: در مسأله یمن سال هاست که مردم فقیر این کشور را بمباران می کنند و بیماری وبا شیوع پیدا کرده و مردم در قحطی و گرسنگی بسر می برند و فضای دریا و هوا را برای کمک به مردم این کشور بسته اند و این غیرقابل تحمل است.
 رییس شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد:
شرایط امروز منطقه نشان می دهد که توطئه هایی که وجود داشت، نقش بر آب شده، لذا دنبال نقشه ها و توطئه های دیگری در منطقه هستند و مردم لازم است که در این زمینه هوشیار باشند و مسئولین هم توجه و برنامه ریزی های لازم را انجام دهند.
  در پایان
از مردم بزرگوار ایران بخاطر عشق به اهل بیت(ع) و فداکاری در مسیر حسین(ع) قدردانی و از مردم و ت عراق نیز بخاطر میزبانی از زائران ابا عبدالله(ع) سپاسگزاری می کنیم.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: وَعده-های سَرخَرمن، ، امیدواری مردم، ریشه-کن فقر وَ بیکاری، موسسات اعتباری، تجزیه طلبی، ،

برچسب ها : وَعده-های سَرخَرمن، ناامید کننده-تر از تبلیغات دشمنان ما نیست؟ ... - مردم ,منطقه ,باشند ,مشکلات , ,مورد ,بانک مرکزی , رییس جمهور ,باشند ,هوشیار باشند ,بررسی قرار
باید سیاست-مان دینی شود نه این که دین مان !
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   باید سیاست-مان دینی شود نه این که دین مان !  

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

سخنرانی حجت ال محمد رضا زائری در سنگر اجتماعی، با موضوع نسبت انقلاب ی و فعالیت فرهنگی.

1ـ نباید دچار توهم شویم.  فعالیت های مذهبی و دینی ما حتی همین مجلس عزاداری اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در متفاوت بود. حداقل تفاوت در این بود که؛ متأسفانه در حال حاضر ما به دلایل مختلف دچار نوعی توهمِ غالب بودن و در اکثریت بودن را داریم همین باعث میشود که نوع فعالیت مان فرق کند و همین باعث می شود که در این کشور متأسفانه وه ها، بهایی ها، یت تبشیری، عرفان حلقه و... بهتر از شیعیان المؤمنین(علیه السلام) مشغول به کار هستند. به دلیل این که ما فکر می کنیم کارها دست ما انقل هاست، دچار غفلت شده ایم. شاید اگر این توهم را نداشتیم و احساس می کردیم که باید از جان مایه بگذاریم و کار کنیم خیلی قضیه فرق می کرد. شاید اگر احساس می کردیم در اقلیت هستیم و در معرض خطر و آسیب هستیم خیلی وضع متفاوت می شد.
2ـ ورود نهادهای تی به امور اجرایی
 مسأله دیگر نهادهای حاکمیتی-ای هستند که مشغول کار فرهنگی هستند. این یک معضل است، وقتی وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و و نهادهای مختلف دیگر متولی این امر هستند، ما احساس می کنیم که این ها مشغولند و دیگر کافی است.
 این کارها معادله ها را به هم میزند.
وقتی یک نهادی برای یک جلسه سخنرانی به من یک میلیون تومان پرداخت می کند من دیگر با چه انگیزه ای باید به روستا بروم، از جیب خودم هم هزینه کنم، پول کرایه هم بدهم، با سختی خودم را به آن جا برسانم و امثال این ها.
 وقتی فعالیت های موازی در نهادهای مختلف انجام می شود و این که احساس می کنند با ابزارهایی مثل فشارهای قانونی و ایجاد محدودیت و ابزارهای دیگر حاکمیتی می شود، یک هدف فرهنگی را تأمین کرد، چرا دیگر ما باید کار تبلیغاتی ؟ چرا فعالیت رسانه ای داشته باشیم؟!
3ـ چگونگی تعامل نهادهای فرهنگی با انقلاب ی
 بحث دیگر درباره-ی مدل تعاملی که ما به عنوان فعال فرهنگی یا نهادهای فرهنگی با نهادهای حاکمیتی و انقلاب داریم، می-باشد. این هم از آن چیزهایی است که محل چالش جدی است.
 وفاداری ما به عنوان نهادهای فرهنگی و فعالان فرهنگی، به اساس انقلاب و ارزش ها و آرمان های انقلاب است، اما قرار نیست ما ابزار فلان باشیم که اشتباه کرده و ما اشتباهش را تصحیح کنیم. قرار نیست که دست و بازیچه ی فلان استاندار یا فرماندار شویم، چرا؟ به خاطر این که به ما به عنوان یک مؤسسه فرهنگی کمک کرده است و الآن بخواهد از ما سوء استفاده کند.
ـ وفاداریم به اساس انقلاب ،فقط و فقط!
 آن چیزی که قرار است از آن دفاع کنیم اساس انقلاب و مبنای اصیل آن است. از مهمترین مشکلاتی که باعث می شود بعضی نهادها مشروعیت و مقبولیت خود را از دست بدهند همین امر است. به طور مثال؛ وقتی صدا و سیمای فکر کند که می تواند با حذف یک خبر و یک موضوع، فلان مشکل را حل کند، به طور طبیعی مردم رو به شبکه ی خبری خارجی می آورند. نهادهای رسمی ما فکر می کنند، که دفاع از این است که ولی فقیه در فلان جا ابکاری کرده است، باید ابکاری او را درست کنند.  ما وفاداری مان به اصل انقلاب است نه به اشخاص.
ـ انقلاب ی؛ انقلاب در روح و جان
 فعالیت های فرهنگی ما آرمان های اصیل انقلاب را دنبال می کند، چون انقلاب ما، اتفاقی بوده است که در روح و جان مردم رخ داده است. البته همیشه بعضی ظواهر وجود دارد، طبیعتاً ما پرچم را آتش می زنیم، مرگ بر می گوییم. این ها که سرجایش هست. مثل و روزه که سرجایش است، ظهری می خوانیم، چهار رکعت. هیچ گاه چهار رکعت را نمی توانیم دو رکعت بخوانیم. روزه را می گیریم از اذان صبح تا اذان مغرب، آن را هم نمی توانیم تغییر بدهیم. ولی
همه-ی ما می دانیم که این و روزه همه چیز نیست، می دانیم که این یک پوسته و ظاهر است. ما دور کعبه می گردیم و می دانیم که؛ کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند و ببین یار کجاست ...
 انقلاب ی آن کیسه ی شنی و آن اسلحه نبوده است؛ بلکه اتفاقی بوده که در ارزش های مردم رخ داده است.
 به تعبیر شهید بهشتی (ره): انقلاب ما انقلاب ارزش ها بود. یعنی تا دیروز پول داشتن ارزش بوده امروز ارزش ها تغییر کرده است. اگر در انقلاب ما تحول و دگرگونی-ای بوده، همین جا بوده است.
ـ حق،معیاراست نه شخص!
 اتفاقاً با همین معیار می توانیم بفهمیم که با انقلاب و آرمان هایش امروز فاصله داریم یا نه؟ اگر امروز هم بعد از 25، 30 سال چشم مان را باز کردیم و دیدیم که دوباره پول ارزش شده است، این یک زنگ خطر است. چون معیار آن بوده است. اگر امروز بعد از 35 سال احساس کردیم «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» دیگر نیست این یک زنگ خطر است. اکرم (صلی الله علیه و آله) هم انقلاب کرد در جامعه ی خاصی که در آن معیارها و آرمان ها چیزهای دیگر بود: دختر را زنده به گور می د. دست دختر را می بوسید، انقلاب ارزشی این جا بود. پس انقلاب این نیست که قیافه و ظاهر تغییر کند. المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: ان الحق و الباطل لا یُعرفانِ بِاَغدار الرجال اِعرف الحق تَعرِفَ أهلَه اِعرف الباطِلَ تعرفِ الاَهلَه. حق را بشناس و اهلش را با آن بشناس و بقیه را با آن مقایسه کن، باطل را بشناس و بقیه را با آن مقایسه کن. پس دیگر برای من ملاک نیست که فلان جا اشتباه کرده است، خب اشتباه کرده باشد. این است که المؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: اگر دختر من قید امانت در دفتر بیت المال نکرده بود اولین هاشمی ای بود که دستش را قطع می .
 چون معیار داریم و کاری به اشخاص نداریم. چون معیار داریم می بینیم که انقلاب قرار بوده تحولی در ارزش ها و ملاک ها باشد؛ «انَّ اکرمکم عندالله اتقیکم» بشود.
این بود که یک از روستا آمده ممکن بود یک فرمانده لشکر شود و پسر آیت الله فلان و فلان و رئیس جمهور فلان و و زیردست او بروندـ به عنوان یک سرباز و یک و یک نیروی رزمی عادی در جبهه فعالیت کند.  آن معیار، حاکم بوده است. رفتاری که آدم ها از خودشان نشان می دادند، انقلاب بود.
 تجربه موفق صدور انقلاب ما؛ لبنان!
 کما این که امروز هم آثار انقلاب را وقتی به جایی مثل لبنان مراجعه می کنید و بررسی می کنید. به عنوان موفق ترین تجربه صدور انقلاب ما که در لبنان بوده است، اصلاً ظاهر قصه ملاک نیست. ی که برای عملیات استشهادی می رود،
ممکن است لباس و ظاهری که دارد را ما ببینیم و او را به چشم یک بچه حزب الهی و متدین به حساب نیاوریم، اما آن روحیه و باوری که طرف پیدا می کند، ملاک واقعی است. البته اگر بحث مان، بحث سبک زندگی باشد این موضوع هم قابل مطالعه است.
 البته جاهایی در همین لبنان هست، که حتی این ظواهر هم منتقل شده است.
یکی از رسانه های غربی چند روز قبل از آغاز جنگ 33 روزه، در سال2006 گزارشی منتشر کرد، با این مضمون که: شما وقتی در کوچه های ضاحیه لبنان قدم می زنید احساس می کنید در کوچه های قم ایران مشغول راه رفتن هستید!
 ماباید دیدگاهی کیفی نگر داشته باشیم
 طبیعتاً اگر در بحث سبک زندگی وارد شویم در پوشش، موسیقی، خوراک و... این مشابهت ها وارد می شود، اما چیزی که ملاک است این نیست.
اتفاقاً تفاوت دیدگاه عاقلانه و عالمانه با دیدگاه جاهلانه در این است که دیدگاه جاهلانه کاملا کمّی و مصداقی و ظاهری است. اما دیدگاه عالمانه به ظاهر و مصادیق بیرونی و کمیاب کاری ندارد.
 این یک دیدگاه جاهلانه است که مثلاً صدقه دویست هزار تومان از پنج هزار تومان صدقه برایش بهتر و بیشتر است! اما در دیدگاه عالمانه دویست هزار تومان و پنج هزار تومان فرقی ندارد، حتی گاهی پنج هزار تومان ارزش بیشتری داشته باشد! چون نگاه خدا، نگاه کمّی به این معنا نیست. در نگاه کمّی و ظاهری پرچم ، نماد کفر می شود اما در نگاه عالمانه فقط آن نیست، ممکن است دروغ گفتنِ من سبب یی بودن من بشود. ممکن است ی در جامعه-ی ی بیشترین ضربه را بزند و یی تر از همه بشود و دعای ما این بشود که «اللهم اَصلحِ کلّ فاسدٍ من امورِ مُسلمین»
در این دعا بحث بر سر استکبار جهانی نیست، اتفاقاً درباره-ی ی است که در جامعه ی ی فساد می کند. دیگر در این جا ملاک ظاهر و قیافه نیست. ممکن است به طور مثال جریانی مثل مهدی هاشمی، معمم هم باشد و نزدیک ترین ارتباط را با بیت قائم مقام ی هم داشته باشد اما بیشترین ضربه را به انقلاب بزند. یک نفر دیگر هم باشد که اصلاً ظاهرش به انقلاب نخورد اما بیشترین خدمت را به انقلاب ی د.
4ـ موضع تربیتی ؛ موضعی غیراز مدیریت
 و نکته ی آ در مقدمه بحث امروز این است که موضع تربیتی که هدفش آن انسان سازی است کاملاً موضعش با مدیریت جامعه فرق می کند.
انقلاب ی که ان آن هستند. یعنی معلم-اند، نسبتی باید داشته باشد با خود ، که ِ آن را به عنوان یک معلم می شناسیم و در کل ادیان الهی که انش معلم هستند و برای تعلیم آمده اند.
 ما با همه فرق می کنیم
 وقتی با خیلی از بچه های متدین و انقل مان صحبت می کنیم و می گوییم که چرا فلان خبر دروغ بود؟ چرا رئیس جمهور کشور دروغ گفت؟ می گویند: همه جای دنیا این هست. ما جواب-مان این است که ما با همه-ی جای دنیا مگر برابریم؟ مگر انقلاب ی مثلاً یک انقلاب کارگری در فرانسه بوده است!؟ یا یک انقلاب اقتصادی بوده است در جایی دیگر؟ فرق انقلاب ی و بقیه در این جاست، فرق و المؤمنین (علیه السلام) با دیگرمکاتب در این جاست.
 راز ماندگاری؛ پایبندی به اصول
 وقتی مسلم بن عقیل در -ی خانه هانی بن عروه مخفی شده است و عبیدالله بن زیاد به عیادت هانی آمده، با چه منطقی می توان توجیه کرد، که شمشیر به دست، به عبیدالله حمله نکند!؟ که بعد هانی به او گفت: اگر می آمدی این ملعون را می کشتی، کار تمام بود.
 ما اگر بعد از 1400 سال، اگر با منطق خودمان بخواهیم قضاوت کنیم می گوییم کار او اشتباه محض بوده است، اگر این کار را کرده بود دیگر عاشورایی رخ نمی داد، حتی با کمی تندروی می توانستیم بگوییم او می توانست جلوی ریختن خون حسین (علیه السلام) را بگیرد! ولی این کار را نکرد. ولی مسلم بن عقیل می گوید: ما شبیخون به دشمن نمی زنیم، ما به دشمنان هم خیانت نمی کنیم. این است که بعد از 1400 سال نهضت حسین (علیه السلام) مانده است.
 در جنگ بدر دو نفر به (صلی الله علیه و آله) رسیدند و گفتند: یا رسول الله ما در مسیر که می آمدیم، مشرکین ما را گرفتند و گفتند که شما می خواهید به یاری مسلمان ها بروید. ما گفتیم نه. از ما عهد گرفتند که پیش شما نیاییم و ما این عهد را بستیم ولی خودمان را به شما رس م.
(صلی الله علیه و آله) فرمودند: برگردید و بر سر عهدتان باشید و حتی اگر با مشرک عهد بستید بر سر عهدتان بمانید، خدا این قدرت را دارد که ما را یاری کند.
 لذا حضرت فرمودند: ی که جدم حسین (علیه السلام) را با شمشیرش کشته آن شمشیر را به امانت پیش من بگذارد دوباره بخواهد بگیرد به او پس می دهم.
 وقتی من موضع انسان سازی و تربیتی دارم کاملاً با موضع حاکمیت عادی فرق می کند. این که دین ما از سیاست جدا نیست یعنی همین؛ یعنی در سیاست ورزی و حاکمیت هم با معیارهای دینی باید عمل کنیم. اتفاقاً همین باعث می شود که بعد از 1400 سال یک اتفاقی بیفتد. این باعث می شود که ارزشی، مکتبی و تفکری پایدار بشود، چون پای چیزی ایستاده است والّا خیلی مکاتب و نظام در طول تاریخ بوده اند که هیچ چیزی از آن ها باقی نمانده است. آن چیزی که باقی می ماند شیوه و منش المؤمنین (علیه السلام) است.
 اتفاقاً اگر ی بخواهد منش المومنین (علیه السلام) را با همان ملاک های ظاهری مقایسه کند، هیچ توجیهی برای آن نمی تواند پیدا کند. در حاکمیت هدف این است که ی در خیابان شعار علیه منِ مسؤول ندهد. همین برای من بس است، من می خواهم جامعه را اداره کنم که ی شلوغ نکند، ولی در موضع تربیت و انسان سازی مسأله ام این است،که انسان ها را رشد دهم. مسأله باید این باشد که احساسی به انسان ها بدهم که وقتی شب می خواهند بخوابند، رضایت خاطر از بندگی برای خدا داشته باشند. قلباً از این که مشغول عبادت هستند، شاد باشند. من قرار است با کار تربیتی ام انسان ها رابه کمال برسانم.
 به تعبیر قرآن کریم ، پیغمبر آمده است تا غل وزنجیرها را باز کند. حسین(علیه السلام) آمده است خودش را فدا کند و زن و فرزندش را به اسیری بروند برای این که زن و فرزند مردم از اسارت نفس آزاد شوند. خودش تشنگی کشیده تا مردم تشنه ی معرفت نشوند. «وبذل مهجة فیک لیستنقذ عبادک جهالة وحیره الضلاله».
 این مبنای ماست؛ حالا من با این مبنا مشغول کار فرهنگی هستم. اگر قرار باشد دروغ بگویم که بمانم این ماندن هیچ فایده ای ندارد. اگر قرار شود به مردم ظلم کنم، باز هم این ماندن بی فایده است.
 حاکمیت به چه قیمتی؟!
 مبنای ما حاکمیت به هر قیمتی نیست. المومنین(علیه السلام) این کار می د، ایشان اگر می خواستند شمشیر بکشند همه عالم را می توانستند از بین ببرند.
  حسین (علیه السلام) در روز عاشورا اگر می خواست به هر قیمتی بماند، می توانست خیلی کارهای دیگر د. ایشان می فرمودند: عزت و دین مبنای من است. اصلاً این جا هدف وسیله را توجیه نمی کند.
 در اول انقلاب معروف است که می گوید - ی که این را نقل کرده خودش الآن در قید حیات است- مهدی هاشمی، وی را صدا زده و با هم به جایی رفتند. در آن مکان بوی مشروبات الکلی می آمده است، در حد زیاد. یکی از ژنرال های عراق با صدام اختلاف پیدا کرده و به سمت ایرانی ها آمده بوده، مشغول مذاکره با ایرانی ها بود، برای این که از اطلاعات او برای جنگ استفاده کنند.
این شخص می گوید که من با مهدی هاشمی دعوایم شد، آمدم بیرون و با خودم گفتم که به هر قیمتی نمی شود به جنگ کمک کرد. ما باید با دست خودمان برای این طرف مشروب تهیه می کردیم و جلوی ما این را مصرف می کرد، برای این که در جنگ به ما کمک کند؟!؟!.
 این شخص به قم خدمت آیت الله منتظری می رود. نقل می کند: به ایشان مسأله را گفتم، ایشان جواب مرا نداد. بعد به خدمت رسیدم، تا خبر به رسید، دستور دادند که پرونده را رسیدگی کنید ودر اولین فرصت این ژنرال را از کشور ا اج کنید.
 ما معیار ومبنا داریم، قرار نیست من برای کار تربیتی از هر وسیله ای استفاده کنم، در تبلیغاتم به سمت غرب بروم، در مدل رفتار با مردم، مدل غربی بشوم، در شیوه حاکمیتی غربی شوم.
 اگر ایراد به بعضی امور هست ایراد به مسائل فوق هم هست. چطور من در روش تبلیغاتم در مجلس مانند غربی ها رفتار کنم، از فلان کارخانه دار، پور سانت بگیرم که بعد موافقت اصولی برایش جور کنم، بعد هم بگویم این اشکالی ندارد، ولی اگر جوانی شلوار جین بپوشد، اشکال دارد!
 چطور غربی بودن یک دختر خانم دوتار مویش بیرون است اشکال دارد، ولی زد و بندهای اقتصادی بزرگ در کشور اشکال ندارد. این ها غربی نیست ولی آن ها غربی است.
 از هرکجاشروع کردیم از همان جا ادامه دهیم ...
 انقلاب ما، یک انقلاب ی بوده است. معیار ما بوده است. ما با نهج البلاغه انقلاب کردیم؛ نمی شود که با رساله توضیح المسائل ادامه راه انقلاب را برویم، باید ادامه راه را هم با نهج البلاغه پیش برویم. اگر انقلاب ما با شعارهای اصیل وآرمان های بزرگ ومعیارهای اساسی قرآنی و وحیانی بوده است، ادامه حرکتش باید همین گونه باشد. قرار نیست ما با تبلیغات غربی را حفظ کنیم. این جمله با این مفهوم از آیت الله بهجت معروف است، که ایشان می فرمودند: من اگر اراده کنم می توانم تمام عالم را اصلاح کنم، ولی به قیمت جهنم خودم، من چنین کاری را نمی کنم.
 من قبل از هر چیزی وظیفه شرعی دارم و آن بندگی واطاعت خداست. حالا احساس می کنم که بندگی خدا در مسائل اجتماعی هدایت مردم وتبلیغ دینی و فعالیت فرهنگی وامثال این ها است.
 وظیفه ما مطالبه است
 انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است. کتاب ها در انقلاب ما نقش داشتند، اما اکنون حس می شود که حاکمیت فرهنگ ستیز در معنای عام آن داریم؟ این مسأله را در موضع ساختار تی بیان می کنم؛ هرجا که عیب و نقصی دراین رابطه می بینیم از بدنه مردمی نیست، عموماً از حرکات ناقص و دستوری تی است ودرنگاه کلان هم برای ت اولویت اول فرهنگ نیست.
اگر انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است پس باید اولویت هم، همین مورد باشد. چه شده است که بعد از این همه مدت به این نقطه رسیده ایم؟ اگر قرار است جایی بودجه ای قطع شود بودجه فرهنگی است. برای عرصه فرهنگ هیچ استراتژی خاصی وجود ندارد.
 من این را قبول دارم که امروز در دستگاه های تی ما، فرهنگ اولویت نیست. این که دلایلش چیست؟ یک بحث دیگر است که نیاز به آسیب شناسی و مطالعه دارد، که نه وقت ما اجازه می دهد، نه موضوع بحث ماست. ولی به هر دلیل ما به این جا رسیدیم. دو نکته را در این رابطه عرض می کنم:
 نکته اول این که؛ ریشه بحث کجاست؟
اگر موضع ما تربیت و انسان سازی باشد، اتفاقاً به فرهنگ، کتاب آموزش وپرورش و... احتیاج داریم. اما اگر موضع ما تربیت انسان نبود ومسأله من مسؤول این باشد که طرف ت باشد واعتراض نکند، آن موقع نیروی انتظامی هم می تواند این کار را د و نیازی به فرهنگ نداریم و ریشه این مسأله دقیقاً همین جاست. ما وقتی می خواهیم انسان سازی ،کار سخت می شود.
 نکته دوم این است که؛ حالا باید چه کار کرد؟ امروز آن چه که وظیفه ماست همین مطالبه است. اتفاقاً جریان های فرهنگی غیر تی و مردمی، دانشجوها و طلبه-های فعال، اگر این مطالبه را داشته باشند، اوضاع خیلی فرق می کند.
 دلخوشی ما این است که انقلاب این دغدغه را دارند. ی، هر تی که سر کار آمده است وخدمت ایشان رفته اند، به شکل جدی این مسأله که فرهنگ باید اولویت باشد را مطالبه کرده اند. شاید به جرأت بتوان گفت که تنها ی که در این سال ها در بحث شبیخون فرهنگی و تهاجم فرهنگی تا بحث جنگ نرم و سبک زندگی و امثال این بحث ها، به طور جدی پای این قصه ایستاده اند، ی هستند. منتهی زمانی ایشان می توانند به طور قطع این مسأله را پیگیری کنند که از پایین هم این مطالبه باشد.
 ما هم مسأله مان این شود که چرا فرهنگ، در اولویت نیست. اولاً همه ما باور داشته باشیم که مثلاً سبک زندگی –به تعبیر ی– با بخش نامه و همایش گذاشتن حل نمی شود. وقتی بازی های کامپیوتری وسریال تلویزیونی فرهنگ غلطی را منتقل کند، با سخنرانی من چیزی عوض نمی شود.
وقتی سخنرانی با موضوع بی اهمیت بودن دنیا از آیت الله فلان پخش می کنند و بعد از آن بلافاصله تبلیغی پخش می شود و از فلان بانک که با قدرت می خواهد به من القا کند که همه چیز بی ارزش است غیر از دنیا! یا این که یک ساعت من با موضوع قناعت سخنرانی کنم اما بعد از آن برنامه ای پخش شود که می توان در اول زندگی، یک زوج جوان، امکانات در سطح بالای زندگی را داشته باشند، این جا می توان توقع داشت که چه اتفاقی برای فرهنگ بیفتد؟!
 این مطالبه را ما باید ایجاد کنیم
 تا حالا یکی از شما به یاد دارد که جایی مردم تظاهرات کنند؛ به طور مثال از آموزش و پرورش مطالبه داشته باشند که چرا در محتوای درسی، ارزش های انقلاب ترویج نمی شود؟! یا این که چرا صدا و سیمای در مورد این همه موضوع روی زمین مانده که جامعه به آن نیاز دارد سریال نمی سازد؟ نهایت کاری که کرده است، صدا وسیما هر جا که نیاز داشته است، با 4 تا ل کرده است و یک بیانیه را 100یا200 آن را امضا کرده اند و در صحن علنی از صدا وسیما تشکر کرده اند. هیچ موقع مطالبه ای از حاکمیت نبوده است که چرا در مورد فلان موضوع کار فرهنگی نمی شود.
 مجله کمان در این کشور –در شرایطی که تأکید زیادی بر پایدار ارزش های دفاع مقدس دارند- تعطیل می شود، چه ی اعتراض کرد؟! مجله نیستان و پنجره تعطیل شد، اصلاً ی فهمید و ع العملی نشان داد؟!
 الآن پس از 35 سال از انقلاب ارزش ها، در کیوسک رو مه فروشی این کشور چه می بینید؟ سر در سینما ها را ببینید!
 ما از مرحله انقلاب ی عبورکرده ایم، در مرحله استقرار هستیم و بعضی می گویند در استقرار در اولویت کارها نیاز به فرهنگ نداریم، نظر شما چیست؟
 اعتراض ما عین وفاداری به انقلاب است!
 می خواهم از این صحبت کنم که می دانید چرا این مطالبه وجودندارد؟ به نظر من دلیلش این است که اگر ما به خیابان بیاییم و شعار بدهیم و یا اگر اعتراضی جمهوری ی تضعیف می شود. ما نا خودآگاه این احساس را داریم. البته گاهی اوقات این را افرادی به ما القا می کنند.
به طور مثال مدیر کل ارشاد به دلیل این که نمی خواهد تضعیف بشود این را به ما القا می کند که تضعیف من، تضعیف است. خب، نتیجه اش می شود همین که هیچ اعتراض نمی کند و هیچ چیز هم تغییر نمی کند. در حالی که ما وفاداری به ارزش های اصیل انقلاب را داریم و این اعتراض ربطی به ندارد. اتفاقاً ما از موضع وفاداری و دلسوزی است که نقد می کنیم و اعتراض می کنیم.
 وقتی ما ی را دوست داریم و می بینیم بیمار شده است و از دست ما می رود این جاست که باید به آن بیماری اعتراض کنیم. اگر را دوست داریم، وقتی می بینیم خطری آن را تهدید می کند باید به آن اعتراض کنیم. این باید در ذهن متدینین و وفاداران به انقلاب تصحیح شود که این اعتراض عین وفاداری به انقلاب است.
 قرار بود سیاست مان دینی شود نه این که دین مان !
 انقلاب ها و نظام های یک کنش مشخص هستند، نسبت این ها با فرهنگ چیست؟ انقلاب ی چگونه توانسته است این نسبت ها را تغییر دهد؟
 اتفاقی که بعد از انقلاب افتاد و تعبیر این که سیاست ما عین دیانت ماست، این بود که سیاست ما دینی شود، نه این که دین ما شود. قرار بود سیاست ما از آلودگی های دنیایی و رایج فاصله بگیرد. یعنی یک تفکر رایج وجود داشت که سیاست یعنی دروغگویی و دغل بازی و سوء استفاده از فرصت ها. هزار البته هنوز، همه جای دنیا همین است. ی می فرمایند: من دیپلمات نیستم، من انقل -ام. این حرف ی به این معناست که وقتی فقیه و مجتهد عالم تر از اول حوزه، جامعه شود، اقتضایش همین امر است و نباید مانند حاکمیت در جاهای در جاهای دیگردنیا باشد.
 اتفاقی که گاهی افتاده و باید به آن اعتراف کرد، این است که هر جایی نتوانستیم به هر دلیل این مسایل را حل کنیم، این طرف درست قضیه را اب کرده ایم.
 قرار بود سیاست مان دینی شود نه این که دین مان، سیاستی شود.
من در یاداشتی در کتاب" باید رفت" آورده ام که: سیاست ما عین دیانت ما هست، اما نه این قدر که من با این عنوان هرکاری را انجام دهم. این همان زیاده روی است که الآن آفات اش را می بینیم.
 فرهنگ یا سیاست فرهنگی ؟!
 در حوزه فرهنگ هم دقیقاً قصه همین است. در یکی از جلسات اول این بحث شد؛ که در اروپا بعد از این که دین را کنار گذاشتند، به جای دین باید یک عنصر اجتماعی می بود که روابط مختلف اجتماعی را سازمان بدهد، نام این را فرهنگ گذاشتند.
ما فرهنگ مان قرار نیست که شود، بلکه قراراست که سیاست مان فرهنگی شود، ما به عنوان نهادهای فرهنگی قرارنیست، بازی کنیم. ما قراراست سیاست را بفهمیم و پای معیارهای اصلی نظام هم بایستیم. مثلاً اگر یک حق مسلمی به نام انرژی اتمی وجود دارد، ما باید با کار فرهنگی این را برای مردم جا بیندازیم. لذا اگر ی کارهای گرافیکی می کند و پوسترهای زیبایی درباره انرژی هسته ای طراحی می کند، این در واقع روی همان خط کار می کند.
 ما نباید خودمان را ج اشخاص کنیم که این دو روز هستند اما فرداهای دیگر نیستند. ما باید خودمان را ج ارزش ها ومعیارهای اساسی وکلان نظام . پس نسبت سیاست و فرهنگ، همان نسبت دین و سیاست است.
 بخش دوم
 پرسش وپاسخ

آیا اساساً کار فرهنگی و غیر انقل هم داریم؟
 هم فعالیت فرهنگی غیر انقل داریم و هم فعالیت فرهنگی غیر انقل ِ دینی داریم و این طبیعی است.
 برخی این گونه فکر می کنند که برای این که آسیب های سیاست وارد فرهنگ نشود، کارفرهنگی صرف کنیم وکاری به سیاست نداشته باشیم. نظر شما چیست؟
 من نظرم این است که اتفاقاً افراط هاست که انسان ها را به تفریط می کشاند. مثلاً اگر در مجلس عزاداری از شب اول تا شب دهم، فقط صحبت از مسایل است یا این که در ماه مبارک رمضان که باید مردم را به معنویت دعوت کنیم، همه اش از مسایل روز صحبت کنیم، از آن طرف انسان به تفریط کشیده می شود. اما اگر شکل اعتدال موجود باشد تضمین شده تر است.
 جهت مطالبه باید چه سازو کاری داشت؟ مطالبات مردمی به دلیل یک سری از محدودیت ها شاید به گوش مسؤولین نرسد، مطالبات از طریق منبر و رسانه بهتر و تاثیر گذارتر نیست!؟
 خیلی از کتب روایی و بزرگ شیعه زمانی به نگارش در آمده است، که از آن ها خواسته شده است. من می خواهم بگویم که شما روی منِ منبری مؤثرید و مطالبه شماست که تأثیر گذاراست.
 اگرگروه های مرجع مثل حوزه علمیه، مدارس و معلمین و... این مطالبه را ایجاد کند، اتفاقات خوبی می افتد. اما اگر این ها این کار را ن د، چه اتفاقی می افتاد؟ این جاست که مطالبه عمومی باید در شعار مردم، در ، یادداشت من در شبکه های اجتماعی، تلفن، خوانندگان رو مه به رو مه، تماس بینندگان صدا وسیما به صدا وسیما باید نمودار شود.
 عموماً فعالیت های فرهنگی تی و مردمی تع تی را با هم پیدا می کنند، راه برون رفت از این مساله چیست؟
 این مشکل فقط در حوزه فرهنگ نیست، در حوزه اقتصاد هم وجود دارد. هر زمانی که دستگاه حاکمیت در هر جای دنیا، در اجرا دخ می کند، مشکل به وجود می آید (در همه حوزه ها) و
خیلی ت های بزرگ دنیا فقط در سه حوزه درگیر می شوند: امنیت، بهداشت ودرمان و آموزش. مثلاً در حوزه رسانه در تمام دنیا ببینید شبکه های تی چقدرند؟ اما در ایران بر ع است، قانون به ما اجازه ی تأسیس تلویزیون خصوصی نمی دهد. عقل مان هم به این نمی رسد که این قانون را که تا 100سال دیگر نمی توانیم اجرا کنیم، حداقل بیاییم به نیروهای انقل ومتعهدمان این اجازه را بدهیم،که شبکه خصوصی ایجاد کنند.
 راه برون رفت این است که ت و نهادهای شبه تی در حوزه اجرا دخ نکنند. حوزه ی نهادهای تی و شبه تی باید سیاست گذاری، نظارت، حمایت و ارزشی باشد.
 چرا شما در تیترمقاله تان به عنوان یک انقل زده اید: نه شرقی، نه غربی، نه ؟
 عبارتی که در قرآن آمده است با این مضمون که حضرت ابراهیم (عیله السلام) در کنار خورشید پرستان می نشیند و می گوید من هم خورشید می پرستم را دیده اید؟ این یک زبان تبلیغی برای جذب مخاطب است که بعد از آن بتوانی حرف حق-ات را بزنی.
 ما در ادبیات یا رسانه، زبانی داریم که برای جلب توجه مخاطب باید از بعضی ظرفیت ها استفاده کند.
در سیره خیلی از علما داریم که گاهی کاری کرده اند، که اگر فقط آن را در نظر بگیریم عالم بودن ایشان را زیر سؤال می بریم، ولی می بینیم که این مسیری بوده است که در آن می خواسته اند دست ی را بگیرند.
 بنده اتفاقاً به عنوان یک فعال فرهنگی باید همین موارد را یاد بگیرم، که آیا در این فعالیت فرهنگی می توان به زبان متفاوتی رسید که حتی اولش هم خیلی قابل هضم نباشد؟!
 گفته می شود که موسی صدر وارد محفلی شدند که خیلی از شیعیان مشغول شرب خمر بودند. تا ایشان را دیدند، ترسیدند وخواستند ها را پنهان کنند. ایشان می دانست که این ها الآن آن را پنهان می کنند، اما فردا دوباره می خورند. ایشان نشست وگفت دست نزنید. خودش هم نشست وگفت: برای من هم بیاور! جلوی ایشان گذاشتند! بعد گفتند که جگر هم برای من بیاورید. آن را هم آوردند. ایشان یک تکه از جگر را داخل لیوان انداخت و مشغول صحبت شد. بعد از نیم ساعت... سه ربع که همه حواس شان به صحبت ایشان بود، گفت: این جگری که من در لیوان انداختم الآن کجاست؟ جگر از بین رفته بود.گفت این با دل شما و با وجود شما همین کار را می کند. خدا سلامت شما را می خواهد که گفته است حرام است. این را گفت و بلند شد و رفت!
 نقل می کنند: شیخ راعب-که دومین شهید حزب الله است – وارد یک خانه ای در یکی از روستاها شد. دید زن خانه که ی هم بود، به خاطر ایشان روسری سرش کرده است. گفت: اگر به خاطرمن حجاب سرت کرده ای در بیاور، تو باید به خاطر خدا حجاب به سرت بیندازی، نه به خاطر من!
اگر همین قسمت را ببینید می گویید که یک ، زنی را امر به منکر کرده است! می گویند بعد از شهادت ایشان اولین ی که در روستا محجبه شد، همین زن بوده است. در این جلسات باید روی همین مسایل بحث کنیم که من به عنوان فعال فرهنگ و افسر جنگ نرم، آیا قرار است من همان رفتاری را داشته باشم که یک پیرمرد سنتی 50 ساله هیأتی با یک جوان دارد؟ یا این که یک کار دیگری باید م؟
 شما گفتید که شخص برای ما ملاک نیست ،وارزش هاومعیارهاهستند که اصل هستند. اصل است.ولی شخص ولی فقیه که اصل نیست؟!
 من در این مورد یک مطلبی نوشته ام باعنوان "ولی فقیه با زن مردم چکار دارد؟" می توانید به آن مراجعه کنید. ما در مسیرهایی مثل مسیر همراهی با ، مثل همراهی یک زن با شوهرش، مثل همراهی یک شاگرد با معلم اش، از کلیت مسیر اطمینان باید حاصل کرد و بعد دنبالش به راه می افتیم. مثل این که شما می خواهید از کوهی بالا بروید، برای یافتن بهترین راهنما، پرس وجو می کنید. بعد از تحقیق در مورد آن راهنما و مطمئن شدن از او، دیگر هیچ بحثی با او نمی کنید. زن اگر قرار باشد در هر مسأله کوچکی با شوهرش بحث کند –چون کلیت مدیریت زن با شوهر است و زن به آن اعتماد دارد – زندگی سامان نمی گیرد. در مورد رابطه ی از طریق ساز و کار مجلس خبرگان به کلیت اعتماد می کنیم.
 چرا بعد از سی و سال که از انقلاب گذشته-انقل که براساس مطالبات عموم رخ داده است- دوباره باید به دنبال مطالبه مردم باشیم برای تغییر درحاکمیت؟ آیا این یک انقلاب جدید نیست؟! آیا مشکل در ی نظام بوده است؟ و یا هنگامی که انقلاب کردیم اه مشخصی نداشتیم؟
در بیان مطالبات فرهنگی مجبوریم که در لوای نهادهای تی کار کنیم ،مگر نه در نهایت ما هستیم که به عنوان ی که مطالبه فرهنگی داریم از جامعه حذف می شویم. در این باره چه باید کرد؟
 بحث ما یک انقلاب مجدد نیست. این جا نیاز به یک جریان مستمر هست. مثلاً نگرانی مادر نسبت به فرزند یک جریان مستمر است، حتی اگر این فرزند 50 یا 60 ساله هم باشد. نسبت ما در این مراقبت ها و کنترل ها برای انقلاب مان مثل یک کارخانه ای است که خط تولید دارد اگر مراقبت روی تولید نداشته باشد بعد از یک مدت یک جنس نامرغوب تحویل می دهد، ولو این که روز اول تمام سیاست گزاری هایش درست باشد. اگر ناظر بالای سر خط تولید نباشد معلوم نیست چه اتفاقی می افتد؟ این نظارت، یک نظارت مستمر است ولی در دوره هایی ضعیف تر شده باید تقویت بشود. نباید یادمان برود،
انقلاب ما از روز اول ماهیت فرهنگی داشت و سردمداران انقلاب از حوزه ها و و ازمحیط های علمی برخ?

برچسب ها : باید سیاست-مان دینی شود نه این که دین مان ! - انقلاب ,فرهنگی ,همین ,کنیم ,کرده ,سیاست ,علیه السلام ,انقلاب ی , ,هزار تومان ,حسین علیه ,استقرار ,اکرمکم عندالله اتقیکم» ,سیمای ,عنوان نهادهای فر?
صادق زیباکلام: آقای رئیس جمهور مطالبات مردم را فراموش کرده اید!؟ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  صادق زیباکلام: آقای رئیس جمهور مطالبات مردم را فراموش کرده اید!؟ ...  

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

http://s9.picofile.com/file/8310666000/roh8ny_l8r3j8ny_et_teh8d_1.jpg

 

 صادق زیباکلام علوم تهران نامه سرگشاده ای خطاب به رئیس جمهوری منتشر کرد. به گزارش عصرایران، متن این نامه به نقل از رو مه شرق به این شرح است :
 سرور ارجمند، جناب  
 رئیس جمهور ی ایران دامت اقباله 
 با سلام و تحیات،
با اینکه از پیروزی درخشان شما در انتخابات پنج ماه بیشتر نمی گذرد، مع الأسف آثار ناامیدی در میان حامیان شما ظاهر شده. ن یتی که چندان هم به نظر نمی رسد اهمیتی برایتان داشته باشد. در نظام ما مردم و خواسته هایشان به هنگام انتخابات تکریم می شوند و بعد هم فراموش. به نظرمی رسد انتخابات در ایران بیشتر مانوری تبلیغاتی است برای به نمایش گذاردن پشتیبانی مردم از نظام تا توجه به مطالبات آن ها. آمار مشارکت را باافتخار بر سر می کوبیم و بعد هم کماکان همان سیاست های نامطلوب گذشته ادامه می یابند.
 انتظارات و امیدهایی که در انتخابات نسبت به شما به وجود آمده بود به نظر نمی رسد که دیگر اهمیتی برایتان داشته باشند. برع جلب رضایت اصحاب قدرت برایتان مطرح است. برخی این تغییر فاحش را مرتبط با بازداشت ۲۴ساعته برادرتان می دانند. عده ای هم آن را به پای محافظه کاری ذاتی تان و پرهیز از تغییر می دانند. انتخابات سبب شد تا موقتاً مجبور شوید ردای ترقی خواهانه بر تن نمایید. حال که دیگر به رأی مردم نیازی ندارید، دلیلی هم ندارد که همچنان رخت و لباس ترقی خواهانه تنتان باشد.
 بنده
اما تصورمی کنم که جنابعالی وارد تعاملی با اصولگرایان شده اید. آن ها در مجلس و مراکز قدرت و شاید هم در آینده در خبرگان از جنابعالی حمایت خواهند نمود و شما هم خواسته های ترقی خواهانه بدنه اجتماعی که شما را راهی پاستور د را خیلی جدی نگیرید و در انتخابات ریاست جمهوری۱۴۰۰ هم از جناب علی لاریجانی حمایت نمایید.
 جناب آقای ، اگر به راستی وارد تعاملی با اصولگرایان شده باشید، هم شما و هم آنان سخت در اشتباهید. سرخوردگی از عملکرد شما زمینه را نه برای آقای علی لاریجانی و نه برای هیچ اصولگرای دیگری مهیا نخواهد کرد. بلکه راه را برای ظهور یک پوپولیسم دیگری همچون تیر۸۴ مهیا خواهد کرد. با این تفاوت که مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی دیگر وجود ندارد تا پوپولیسم سال۱۴۰۰ وی را به عنوان سمبل اشرافیت به پای توده های محروم بیفکند. اتفاقاً نامزد پوپولیست۱۴۰۰جنابعالی، اصولگرایان میانه رو ازجمله برادران لاریجانی را مسبب فقر و فلاکت توده های محروم هدف قرار خواهد داد؛ دقیقاً همان موجی که آقای سال ۸۴علیه مرحوم هاشمی به راه انداخت.
 اصلاح طلبان چیزی ندارند که راست افراطی از آن ها بستاند؛ اما هزینه های سنگین را حضرت عالی و شرکای اصولگرایتان متحمل خواهید شد. در اعتراضی سال۸۸ عمدتاً جوانان و دانشجویان همراه اقشار و لایه های تحصیل کرده بالنسبه مرفه تر شهرنشین شرکت داشتند. اقشار و لایه های کم درآمدتر در آن اعتراضات شرکتی نداشتند؛ اما اب شدن وضع اقتصادی کشور از ۸۸ به این سو و اینکه آثار بهبودی هم به چشم نمی خورد بیشترین فشارش را بر روی این اقشار گذارده.
برآورده نشدن مطالبات و اجتماعی به کنار، تداوم وضعیت اب اقتصادی کشور و اینکه نوری در انتهای تونل اقتصادی به چشم نمی خورد این بار ممکن است اقشار کم درآمد را هم وارد اعتراضات اجتماعی نماید. اگر زبانم لال چنین شود، تصور نفرمایید به توان به سهولت سال۸۸ آن را جمع نمود.
 ایام به کام باد
 نهم آبان یک هزار و سیصد و نودوشش

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: ، وعده-های انتخاباتی، تعامل با اصولگرایان، علی لاریجانی، پوپولیسم، اصلاح طلبان، مطالبات مردم،
برچسب ها : صادق زیباکلام: آقای رئیس جمهور مطالبات مردم را فراموش کرده اید!؟ ... - انتخابات ,مردم ,مطالبات ,آقای ,اقشار , ,وارد تعاملی ,برایتان داشته ,آقای ,توده های محروم ,اقتصادی کشور ,اهمیتی برایتان داشته ,آقای رئیس جمهور ?
یکی از مفیدترین سبزیجات ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   یکی از مفیدترین سبزیجات ...

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8309662168/z3b8eeye_pust_1.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8309662326/taqweeyate_ostex8nhaa_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8309662550/taqweeyate_qalb_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8309662718/ofunat_haa_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8309662918/sarm8xordegy_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8309663134/cheshmhaa_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8309663384/sarat8n_1.jpeg


 بر اساس تحقیقات یک سبزی خانگی ضدسرطان در درمان طبیعی سرماخوردگی، زیبایی پوست، تقویت استخوان ها،حفظ سلامت قلب، برطرف عفونت ها،حفظ سلامت چشم ها موثر است.
اتاق خبر 24:  
پیازچه که گاهی به آن پیاز بهاری هم می گویند معمولا به عنوان تزئین غذاها استفاده می شود. اگر جزء آن هایی هستید که پیازچه دوست دارید پس آماده بشوید که بیشتر دوستش داشته باشید چون فواید بسیار زیادی برای سلامتی دارد.
زیبایی پوست: پوست شما برای جوان و زیبا ماندن به کلاژن نیاز دارد. پیازچه به طور طبیعی تولید کلاژن بدنتان را تداوم داده و شاد پوستتان را حفظ خواهد کرد.
تقویت استخوان ها: پیازچه به دلیل داشتن ویتامین c و ویتامین k، برای تقویت استخوان ها عالی است. ویتامین c کلاژن تولید می کند که مسئول قدرت استخوان هاست و ویتامین k هم تراکم استخوان های شما را حفظ می کند.
حفظ سلامت قلب: پیازچه سرشار از آنتی ا یدان هایی است که با رادیکال های آزاد که می توانند به بافت های سلولتان آسیب بزنند مبارزه می کند. پیازچه حاوی ویتامین c است که کلسترول و فشارخون شما را کنترل می کند و در نتیجه از ریسک بیماری های قلبی می کاهد.
برطرف عفونت ها: پیازچه به دلیل داشتن سولفور و ویتامین k، به جریان خونتان کمک کرده در نتیجه ویتامین b1 بهتر جذب بدنتان می شود. بنابراین میزان استرستان کم می شودو شما انرژی بیشتری دارید و کمتر احساس ضعف و خستگی خواهید کرد. ویتامین c موجود در پیازچه، از بافت های بدنتان در برابر آسیب های ناشی از میکروب ها محافظت می کند و در نتیجه کمتر بیمار خواهید شد. افزودن پیازچه به وعده غذایی، بدون شک فواید بی شماری برای سلامت و زیبایی تان دارد.
درمان طبیعی سرماخوردگی: پیازچه عاملی آنتی باکتریال و ضدویروس است که برای مبارزه با آنفلوآنزا، عفونت های ویروسی و درمان سرماخوردگی بسیار عالی است. دلیلش هم این است که به طور طبیعی، سیستم تنفسی را وادار می کند تا ترشحات را دفع کند.
حفظ سلامت چشم ها: پیازچه غنی از کاروتنوئیدهایی چون لوتئین است که باعث می شود برای حفظ سلامت چشم هایتان بسیار مفید باشد. همچنین پیازچه حاوی ویتامین a است که بینایی تان را در سطح نرمالی نگه داشته و ضمنا از چشم هایتان در برابر هاب و تباهی لکه زرد محافظت می کند، بنابراین احتمال اینکه بینایی تان ضعیف شود کم خواهد شد.
کاهش خطر سرطان:
یکی از ترکیبات سولفور موجود در پیازچه، آلیل سولفید است که مستقیما مسئول کاهش احتمال ابتلا به سرطان کولون است. فلاوونوئیدهای پیازچه، با توقف آسیب های رادیکال های آزاد به سلول ها، سرطان را از شما دور می کنند. غذاهای ضد سرطانی چون پیازچه همراه با رژیم غذایی سالم، بهترین راه پیشگیری از این بیماری است.
منبع: باشگاه خبرنگاران
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: پوست، استخوان ها، قلب، عفونت ها، سرماخوردگی، چشم ها، سرطان،

برچسب ها : یکی از مفیدترین سبزیجات ... - پیازچه ,ویتامین ,سلامت ,می کند ,سرطان ,نتیجه ,به دلیل داشتن ,رادیکال های آزاد ,پیازچه حاوی ,حاوی ویتامین ,پیازچه به دلیل ,پیازچه به دلیل دا?
هنوز لشکر یزید پر شمار است و بسیاری از ما "آزاده" نیستیم!
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

هنوز لشکر یزید پر شمار است و بسیاری از ما "آزاده" نیستیم!

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


 

هنوز لشکر یزید پر شمار است و بسیاری از ما

  نتیجه تصویری برای قیام عاشورا

 

نتیجه تصویری برای قیام عاشورا

تصویر مرتبط



تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای ایستگاه صلواتی

نتیجه تصویری برای ایستگاه صلواتی

 

 عصر ایران؛ جعفر محمدی : زنی می کنیم، زنجیر می زنیم، نذری می دهیم، ایستگاه صلواتی به پا می کنیم، مداحی می کنیم، می گریانیم، گریه می کنیم و ... تا حسینی شویم؛ تقبل الله از همه ما!
 این اما همه ماجرا نیست؛
من که باور نمی کنم حسین(ع) با خاندان و یاران، در آن دشت غریب، دم تیغ ستمکاران رفته باشد تا ما بعد از 1400 سال، کمی بگرییم ، قیمه ای بخوریم و یک چایی داغ در لیوان یک بار مصرف و تمام! 
 من بزرگ ترین هدف حسین (ع) را احیای " " می دانم، آن هم نه فقط در میان مسلمانان که بین همه انسان هایی که در آن زمان بودند، بعدها آمدند و خواهند آمد؛ آنجا که برای همیشه ی تاریخ بانگ برآورد که اگر دین ندارید، "آزاده" باشید.
 هنوز لشکر یزید پر شمار است و بسیاری از ما ...
 من از این سخن، چنین در می یابم که ، پایه و بنیاد انسانیت است که اگر نباشد، اساساً انسان شکل نمی گیرد وقتی انسانی در کار نباشد، چه سخن از دین و ایمان و مکارم الاخلاق و نظایر این ها؟!
  نیز چنانچه از رفتار حسین(ع) بر می آید، عمل بر اساس "حقیقت" است و نه بر مبنای منافع فردی و گروهی. این ملاکی است که پای بسیاری از ما در آن می لنگد، هر اندازه هم که هیأتی باشیم!
 بسیاری از ما نه تنها خود بر اساس حقیقت عمل نمی کنیم، بلکه دیگران را نیز از آن باز می داریم؛ ی که توصیه ای بر خلاف قانون می کند، ی که پیشنهاد رشوه می دهد، ی که اعمال نفوذ می کند، ی که در دادگاه شهادت دروغ می دهد یا فقط بخشی از واقعیت را می گوید و ...
همه این ها، دیگران را از عمل بر مبنای حقیقت باز می دارند و را از آنها می ستانند. بسیاری از ما، نه فقط از خود که از دیگران نیز می هراسیم.
 رو مه نگاری که بر اساس نفع شخصی یا گروهی می نویسد و حقیقت را کتمان می کند، آن قاضی که رأیش را بر اساس سفارش های قدرتمندان صادر می کند، مدیری که نه بر اساس حقیقت که بر مبنای منفعت شخصی یا سفارش صاحبان قدرت امضا می کند و...
هیچ کدام شان آزاده و حسینی نیستند و هر کدام شان بر اساس میزان دوری شان از حقیقت و ، به صف یزیدیان نزدیک ترند ولو آن که از ابتدای محرم تا آ صفر مشکی بپوشند و بعد از نوشیدن هر جرعه آب، زیر لب کنند: السلام علیک یا اباعبدالله الحسین ...
 وه که جامعه امروز ما چقدر نیازمند است!

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: عزاداری عاشورا، نذری محرم، حسینی شدن، هدف حسین (ع)، احیای ، لشکر یزید، جعفر محمدی،
برچسب ها : هنوز لشکر یزید پر شمار است و بسیاری از ما "آزاده" نیستیم! - اساس ,حقیقت , ,بسیاری ,لشکر ,کند، ,اساس حقیقت ,لشکر یزید ,هنوز لشکر ,آزاده نیستیم
نقش ترموستات در مدیریت کشور
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 خبرآنلاین، وبلاگ مرتضی بهشتی، حقوقدان، پژوهشگر : ترموستات وسیله ای است برای تنظیم درجه حرارت موتور اتومبیل که به طور خ ر گرمای موتور را درحد ایده آل که حدود 85 درجه است نگه می دارد .
  سیاه نمایی و انکار خوبی ها امری مذموم و مصداق کامل بی انصافی است و این امر از ساحت مقدس قلم به دور می باشد زیرا تمامی مسئولان و مدیران در قوای سه گانه شبانه روز مشغول هستند و استراحت را فدای پیشرفت کشور می کنند ؛ اما :
1-
داشتن اقتصاد خوب که شایسته ملت ایران باشد به آرزویی تبدیل شده ، که برای جمعیتی دست نیافتنی شده است.
2- 10 میلیون تا 12 میلیون نفراز مردم کشورم در فقر مطلق به سر می برند . به گفته رئیس کمیته امداد ؛ اگر بخواهیم سطح رفاه مردم را خیلی بالا ببریم این عدد خیلی بیشتر خواهد شد حتی تا 16 یا 20 میلیون نفر هم افزایش خواهد یافت.
3-
رخدادهایی چون و سیستمی شدن فساد اقتصادی ، رانت خواری و تقویت باندهای و اقتصادی وفاصله گرفتن از اصولی که برای نیل به آن انقلاب شد جامعه را آسیب پذیر کرده است.
4-
گسترش بی اعتمادی به مسئولان و شدت یافتن گسست اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی و نبود حس عد جویی در بخش هایی از حاکمیت ؛ دل نگرانی هایی را بوجود آورده است.
5- در مناظره های انتخاباتی دوازدهمین دوره ریاست جمهوری
از سوی برخی از ک داها ، افشاگری هایی صورت گرفت که برخی از آنها نیازمند پیگیری قضایی داشت لکن بدون اینکه افکار عمومی توجیه شوند و صحت و سقم اتهامات روشن شود ، اکثریت به سمت-های دیگری منصوب گردیدند و مصونیتی دوباره از تعقیب قضایی برایشان فراهم گردید گرچه مردم به عنوان داور نهایی این رقابت ها نامزد ایده آل خود را بر کرسی ریاست جمهوری نشاندند لکن این نباید موجب شود که اتهامات بدون جواب در صفحاتی از تاریخ ثبت شود.
6- خستگی و نا امیدی از رسیدن به آرامش و رفاه نسبی که زمینه های افسردگی برای آحاد جامعه فراهم کرده و مکرر از سوی محترم بهداشت به عوامل و تداوم آن هشدار داده شده است ، مصیبت جانکاهی شده است که اگر بدان توجه نشود شاهد مرگ های خاموش بیشتری خواهیم بود.
7-
جدای از مشکلات عمومی ، دغدغه و نگرانی-های نسل انقلاب کرده و حاضران در دفاع مقدس که بی جواب مانده و ی به آنها جواب نمی دهد ؛ کوهی از ابهامات را بوجود آورده و برای فرار از سوالات بی شمار فرزندان و جوانان فامیل ، مسیر انزوا و تنهایی را پیش گرفته اند که اتخاذ روش های درمان بخش را مطالبه می کند.
8- یادم نمی رود ، نسل ما در گذشته نه جندان دور تحمل کمترین شماتت به مسئولان میانی کشور را هم نداشیم با هتاکان از سر احتجاج و گاه برخورد فیزیکی برمی آمدیم اما امروز ...
9-
بنابر اعتراف بزرگانی از رشد یافتگان حوزه علمیه ؛ ت و آموزه های دینی کم اثر شده و فروغ پیشینیان احساس نمی شود و اخلاق و وم رعایت آن ، صبر و شکیبایی کاهش پیدا کرده ودر نتیجه شاهد روند رو به رشد طلاق و نزاع های دسته جمعی ؛ خودزنی و خودکشی و بالا رفتن تصادفات شهری و جاده-ای ،و بد عهدی های اقتصادی و قراردادی و صدور چک های بی محل ، پمی باشیم که در برخی از رفتارهای مشمئز کننده از شاخص بالایی در تراز جهانی برخوردار شده ایم.
10-
شایعات علیه مسئولان ارشد و میانی و مفاسد و اخلاقی و مالی آنها روز بروز گسترده شده و متاسفانه با گذشت زمان کوتاهی به حقیقت مبدل گشته و از این باب ، در بیشتر مواقع ، به شنیده هایمان شایعه نمی گوییم از همان لحظه اول پذیرای صحت آن شده ایم . وضعیتی که در گذشته اینگونه نبود و ادامه اش می تواند بحران های فراوانی را بوجود بیاورد.
 آری ترموستات انقلاب و کشور نقش خود را ایفاء نمی-کند و خنک کننده وآرامش بخشی از آن گرفته شده است و نزاع و بدبینی و داوری های بی ادبانه عده ای از نوکیسه ها و تازه به دوران رسیده ها و عناصر وحدت شکن و کاسبان تحریم و م عان نزاع بین المللی که بر آتش بدخواهان هیزم اضافه می کنند و نمی خواهند واقعیت های فرهنگی و و اجتماعی به خوبی درک شود تا در پی آن اصلاحات لازم را در سیاست ها و تد ر عملی کنیم و سری باشیم در میان سرها و کشوری باشیم سرشار از امید و نشاط و حاکمیتی داشته باشیم ، همراه و رفیق مردم و مردمی داشته باشیم حامی و دوستدار حاکمیت و پژواکی داشته باشیم عد گستر و عزت آفرین در سطح دنیا.
 به امید آن روز
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: مدیریت کشور، سیاه نمایی، اقتصاد خوب، فقر مطلق، فساد اقتصادی، بی اعتمادی، عد جویی،
برچسب ها : نقش ترموستات در مدیریت کشور - باشیم ,کشور ,ترموستات ,کرده ,مردم ,مسئولان ,داشته باشیم ,ریاست جمهوری ,بوجود آورده ,مدیریت کشور
آخـــریـــن نـــگاه وَ آخـــرین لـحـظـــه ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

  آخـــریـــن نـــگاه وَ آخـــرین لـحـظـــه ... 

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای لحظه آ

 

نتیجه تصویری برای آ ین لحظه

 

نتیجه تصویری برای آ ین لحظه

 

نتیجه تصویری برای آ ین لحظه

 

 

 مردی به حالی زار وُ نزار افتاده بود ، انگار که «روز آ »-ش سَر رسیده بود. هیچ نتونسته بود درد بی-درمونش رو دوا کنه. ثانیه-های آ یکی پیدا شد که از همه لحاظ شکل خودش بود، بقول قدیمیآ انگار که «همزادش» رو میدید! ... نآی حرف زدن که نداشت، ولی تو دلش گفت: « تو از کجا پیدات شده، توی اون کیسه-ای که رو کولت انداختی چیه»؟ طرف جو داد که فقط مرد از پا افتاده می-شنید! ... گفتش: «من، خود ِ تو هستم، چطور نشناختی، عزرائیل»! ...  با ترس وُ لرز پرسید: «یعنی روز آ ه؟ نگفتی که تو کیسه-ت چیه»؟ جواب داد: «بگو لحظه-ی آ ه. کیسه-ی به این بزرگی هم مال توست». پرسید:

_ آخه پولها وُ مال وُ اموالم که این تو جا نمیشه!؟

 _ دار وُ ندارت دیگه مال تو نیس! مال دنیاست، میذاری اینجا وُ همراه من میآی ...

 _ دست خالی؟! ...

 _ این که انصاف نیس! ... یک عُمر جون کندم وُ ثروتی به هم زدم. اون همه زحمت زن وُ بچه-هام، اهل وُ عیآلم رو کشیدم. رفقآم، خاطرات خوش وُ ناخوشم، اینآ چی میشن؟! ...

 _ همش مال ِ دنیاست ؛ مال دنیا تو دنیا می-مونه، بیخودی جَر وُ بحث نکن!

 _ پس اقلا بگو تو این کیسه چیه.

 _ همش دار وُ ندار توست! ...

 _ تو که گفتی دار وُ ندارم مال دنیاست!؟

 _ درست شنیدی، اینآ توشه-ی سفر آ ت توست؛ هر کاری کردی، اینجا تلبار شده.

 _ پس اقلا بذار یک نگاهی تو کیسه بندازم.

 _ بآشه. الان وقت رفتنه، بیا ببین.

 توُی ِ کیسه رو بهش نشون داد ؛ دید که عین ِ ِ عمل خودشه! طاقتش طاق شد وُ دیگه نتونست بیشتر تماشا کنه؛ صدای جیغی تو گلوش خفه شد وُ دیگه نَفَس-ش بالا نیومد ...

  نوشته : عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : آخـــریـــن نـــگاه وَ آخـــرین لـحـظـــه ... - کیسه ,آخـــرین لـحـظـــه ,آخـــریـــن نـــگاه
عوامل دین-گریزی
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8308607718/d3ngor3zy_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8308608218/d3ngor3zy_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308608492/d3ngor3zy_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308608776/d3ngor3zy_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8308608984/d3ngor3zy_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308609250/d3ngor3zy_6.jpg

 

 حرف از اما و اگر و احتمال و شاید نیست. وجود دارد، به قطعیت. دین گریزی و تضاد داشتن با رویکردهای دینی در بطن جامعه نفوذ کرده است و دارد عمق می گیرد. سر بچرخانید مصداق هایش را می بینید. در سبک زندگی آدم ها، در باورها و اعتقاداتشان، در زبان و بیان شان و... دینی که رس ش از ازل این بوده است که بشود یک نقطه امن برای تمسک جستن به آن برای تشخیص مطلوب از نامطلوب، حالا چه شده است که در معرض بی مهری و بی توجهی عده ای از جوان ها قرار گرفته و برای خیلی ها دیگر کارکرد زیبایش را از دست داده است؟ پیرامون این قضیه و چند و چون آن گپ و گفتی داشتیم با حجت ال سیدحمید حسینی، کارشناس مذهبی و عضو هیئت علمی قرآن و حدیث؛ که ماحصلش در اختیار شما است.
  این چیزی که مردم نسبت به آن دلسرد و بی علاقه شده اند همان دین حقیقی خودمان است؟
واقعیت این است که من فکر نمی کنم ی از دین زده بشود. از دین حقیقی، دینی که زیباست و دقیقا مطابق فطرت انسان ها تعریف شده است. تابه حال دیده اید ی از یک گل زیبا زده بشود؟ نمی توان از زیبایی ها زده شد. برخی جوان ها از چیزی که به اسم دین معرفی می شود زده شده اند. چیزی که به جای دین قرار داده شده است. همان چیزی که المومنین علی(ع) آن را به پوستین وارونه تشبیه کرده و بلای جامعه دانسته اند. البته نباید فراموش کرد که عامل تمام این مخالفت ها زدگی مردم و بد جلوه داده شدن دین نیست. حتی زمانی که دین حقیقی به مردم معرفی می شود برخی ها که تابع نفس شان هستند و دین را مزاحم تنبلی ها و منافع باطلشان می بینند آن را نمی پذیرند.
  اگر بخواهیم عمیق تر مسئله را کنکاش کنیم، این قضیه از کجا آب می خورد؟
عوامل متعددی برای این موضوع وجود دارد و مقالات و مطالب گوناگونی هم در موردش نوشته شده است.
من اخیرا مقاله ای را خوانده ام که در آن هفت عامل را ذکر کرده بود: تبلیغات و توصیه های بیش از حد دینی در سطج جامعه، احساس ناسازگاری دین با زندگی و در نظر نگرفتن جایی برای تنفس و هنر و شادی مردم، بایدها و نبایدهای فراوان و بیش از حد طاقت افراد عادی، حجیم شدن تعالیم دینی و دغدغه های نگران کننده، ابهامات و مشکلاتی که در تاریخ دین وجود دارد، ترویج دینی که حقوق انسان را محترم نمی شمارد و در خدمت انسان نیست و تناقض گفتار و رفتار متولیان دین. به نظرم تمام این ها تا حدودی درست است. اما من تمایل دارم این مشکل را از نگاه خود دین و دغدغه هایی که پیشوایان مطرح می د بررسی کنم.
 عوامل دین گریزی جوانان در نگاه شما چیست؟ 
 اگر کمی با قرآن و متون اصیل دین آشنا باشیم می توانیم در این منابع سه عامل مهم برای زده شدن از دین پیدا کنیم. اولین عامل تغییر اولویت ها و جا به جا شدن اصل ها و فرع ها است.
وقتی به اصل دین مراجعه می کنیم می بینیم اولویت اصلی آیات قرآن و احادیث پیشوایان دین، موضوع اخلاق و انسانیت است و بقیه مسائل از جمله عقاید و احکام شرعی در اولویت های بعد قرار دارند. در حالیکه در دین رایجی که تبلیغ می شود اولویت با ظواهر و ضوابط شرعی است و به اخلاق به عنوان یک موضوع تزئینی نگاه می شود. البته منظور این نیست که عقاید و احکام اهمیت ندارند اما در دین واقعی عقاید و احکام جایگاه شان را از اخلاق می گیرند.
 دو عامل دیگر چیست؟ 
 دومین عاملی که در توصیه ها و هشدارهای پیشوایان دین خیلی روی آن تاکید شده است
بی توجهی به ظرفیت ها و تفاوت های افراد است. حکایت همان تازه مسلمانی که همسایه اش او را آنقدر به مسجد برد تا باعث شد از دین، زده و مرتد بشود مصداق خوبی برای این قضیه است. ان ما فراوان توصیه کرده اند به پیروان شان و مبلغان دین که از همه توقع ی ان نداشته باشید و فکر نکنید همه وظیفه دارند از همان زاویه دید شما به مسائل نگاه کنند. فرمودند خدا آدم ها را با تفاوت ها و ظرفیت های گوناگون آفریده است و اگر شما از مردم انتظار داشته باشید مثل شما فکر و عمل کنند حتما آن ها را از دین زده می کنید.
 عامل سومی که در این زمینه بسیار موثر است شیوه زندگی و رفتار متولیان و مبلغان دین است.
برخی از این افراد در حالیکه باید برای مردم حکم الگو و مصداق عینی دین باشند، حرف و عمل شان تناقض دارد. سخت گیری ها و تندخویی ها و دنیاگرایی برخی از آن ها موجب بدبینی مردم به دین می شود. مخصوصا اگر ت و حکومت هم به اسم دین تشکیل شده باشد و عده ای در پشت سنگر دین بخواهند قدرت را در دستان خود نگه دارند. طبیعتا همه مشکلات و نارسایی ها به جای اینکه به افراد برخورد کند به آن سنگر بر می خورد.
  راه چاره چیست؟ می شود بازهم برای حفظ دین جوانان، محدودترشان کرد؟ 
 واقعیت این است که تا وقتی علما و حوزه های علمیه ما اخلاق و انسانیت را بر احکام و شریعت اولویت ندهند و دین را به جایگاه درست خودش برنگردانند نباید انتظار داشته باشند با استقبال مردم مواجه شوند. در دنیای کنونی سطح آگاهی ها خیلی بالا رفته است و ارتباطات و دسترسی به اطلاعات باعث شده راه هایی که شاید در گذشته برای توجیه احکام و موضع گیری ها جواب می داده است دیگر تاثیری نداشته باشد. دیگر نمی شود با ممنوع کتاب ها و محدود شبکه ها و دسترسی ها جلوی پرسش ها و انتقادات را گرفت.
  بحث از اجبار در رعایت دستورات دین که بیشتر، ذهن جوان هایی چون من ناخواسته به سمت حجاب می رود؛ ماحصل این ماجرا و ماجراهای مشابه چیست؟
 متاسفانه از تجربه ها درس نمی گیریم.
ای کاش بررسی می کردیم که آیا اجبار در زمینه دین و دینداری تاثیر مثبتی هم داشته یا اینکه همین قبیل کارها باعث دورتر شدن مردم از دین واحساس نفرت و لجبازی شده است؟ من در اینجا به اینکه اساسا در دین اجباری نیست و پیشوایان هم ی را به این مسائل مجبور نکرده اند کاری ندارم. اما عرضم این است که حتی اگر فقط و فقط به اجرا شدن حکم خدا درباره حجاب هم فکر کنیم بازخوب است نگاهی علمی و منصفانه به پشت سر خودمان بیندازیم و ببینیم آیا این شیوه تا کنون موجب گسترش حجاب شده یا هرروز مشکلات بیشتری را در این زمینه به وجود آورده است.
  در حالیکه جامعه ما دارد سمت و سوی غربی پیدا می کند، هستند انی که از مذاهب دیگر دارند به سمت گرایش پیدا می کنند. علت این تضاد رفتاری چیست؟
تاریخ به ما ثابت کرده است که هرزمان اجازه مطرح شدن دیدگاه های گوناگون وجود داشته، پیشرفت حق و گرایش مردم به دین هم افزایش پیدا کرده است. علتش هم این است که حرف دین منطقی است و منطق می تواند به سایر حرف ها و افکار غلبه پیدا کند. بخش دیگری از این ماجرا ناشی از بی برنامگی خودمان و برنامه ریزی و فعالیت جدی آن هاست است. وقتی دیگران کار و تلاش و تبلیغ می کنند و از روش های علمی برای ترویج فرهنگ شان استفاده می کنند و ما هنوز در روش های کهنه و بی خاصیتمان گرفتاریم و صدها موسسه و نهاد فرهنگی مشغول ضایع بودجه ها و خنثی کار یکدیگر هستند، طبیعی است که نتیجه همین می شود. هر همان چیزی را به دست می آورد که برایش زحمت می کشد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: دین حقیقی، پوستین وارونه، تابع نفس ، حقوق انسان، تناقض گفتار و رفتار، عوامل دین گریزی، اخلاق و انسانیت،
برچسب ها : عوامل دین-گریزی - مردم ,می شود ,دینی ,عامل ,احکام ,چیزی ,پیشوایان ,انتظار داشته ,رفتار متولیان ,تناقض گفتار ,معرفی می شود
مشاوره پیش از ازدواج به چه دردی می خورد؟!
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 مشاوره پیش از ازدواج به چه دردی می خورد؟! 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s8.picofile.com/file/8309335118/ezdew8j_mosh8were_qabl_az_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8309335326/ezdew8j_mosh8were_qabl_az_5.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8309335526/ezdew8j_mosh8were_qabl_az_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8309335892/ezdew8j_mosh8were_qabl_az_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8309336042/ezdew8j_mosh8were_qabl_az_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8309336242/ezdew8j_mosh8were_qabl_az_7.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8309336400/ezdew8j_mosh8were_qabl_az_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8309336668/tal8q_jod8ee_1.jpg

 

 

 «میگنا»: خیلی ها هنوز بر این باور هستند که ازدواج هندوانه دربسته ای است که تا باز نشود، خوبی و بدی آن مشخص نمی شود. اکثر افرادی هم که این حرف را می زنند، خودشان تجربه ناخوشایندی از ازدواجشان داشته اند و بیشتر قسمت و تقدیر الهی را مقصر می دانند و نه انتخ که خودشان کرده اند اما یادمان نرود موقع ید همان هندوانه دربسته ای که نگران سالم یا اب بودن آن هستیم، از تجربه آقای میوه فروش استفاده می کنیم و از او می خواهیم که خوبش را برایمان سوا کند (البته اگر میوه فروش قابل اعتمادی باشد.)
 مشاوره پیش از ازدواج هم همین نقش را برای ما بازی می کند. شما هرچقدر هم که فکر کنید بهترین مرد یا زن روی کره زمین را پیدا کرده اید، بازهم به دلیل هیجانات ناشی از علاقه زیاد ممکن است دچار خطا شوید و تصمیم اشتباهی بگیرید.  یک نقش مشاوره پیش از ازدواج، همین دوراهی ها و چاله هایی را که ممکن است در آن بیفتید و خود و طرف مقابلتان را بدبخت کنید، برایتان مشخص می کند و راه درست برای تشکیل یک زندگی مناسب را در اختیارتان قرار می دهد. درباره همه این اتفاقات و ریزه کاری های مشاوره پیش از ازدواج که ممکن است برای شما هم سؤال باشد، با ناهید دهقان، روان شناس و مشاور خانواده در امر پیش از ازدواج گفت وگو کرده ایم:
 ما برای مشاوره پیش از ازدواج باید به چه نوع متخصص حوزه روان شناسی مراجعه کنیم؟
 مشاوره پیش از ازدواج هم توسط انی که تحصیلات روان شناسی دارند و هم افرادی که مشاوره خوانده اند، انجام می شود ولی
برای انجام مشاوره پیش از ازدواج، روان شناس بالینی اولویت دارد؛ به دلیل اینکه روان شناسان بهتر می توانند مشکلات شخصیتی افراد و اختلال های روانی ای که به آن دچار هستند را بهتر تشخیص بدهند، توصیه می شود که برای انجام این نوع مشاوره ها، نزد یک روان شناس بالینی که تخصص مشاوره پیش از ازدواج را دارد، مراجعه کنیم.
 چه ضرورتی دارد قبل از ازدواج با فردی مشاوره انجام بدهیم؟
 تصمیم به ازدواج یکی از مهم ترین اتفاق هایی است که در زندگی هر اتفاق می افتد. از آنجایی که قصد ما از ازدواج تشکیل یک خانواده بوده و قرار است در زیر سایه این خانواده فرزندی به وجود بیاید و رشد کند، باید در انتخاب فردی که قرار است با او تشکیل زندگی بدهیم، بسیار دقیق و نکته سنجانه عمل کنیم؛ مثلا در یک مورد، خانمی بعد از چندین سال ازدواج به بنده مراجعه کرده بود و خواستار ج بود، به این دلیل که صاحب فرزندی شده بود که این فرزند دچار نقص عقلی بود و این مسئله را از پدر خود به ارث برده بود و خود
این خانم عنوان می کرد که در زمان آشنایی اش این نقص را می دانسته و صرفا از روی علاقه با این آقا ازدواج کرده است.
 
خیلی از افراد به دلیل غالب شدن هیجان هایی در زمان آشنایی، قادر به تصمیم گیری درست نیستند و بسیاری از خطا و ایرادهایی که وجود دارد و بعدا ممکن است در زندگی شویی مشکل ساز شود، نمی بینند و تمایل دارند که از فرد مورد علاقه خود ایده آل سازی کنند. کمک گرفتن از یک مشاور پیش از ازدواج، این خاصیت را دارد مواردی را که ممکن است در زندگی آن دو نفر باعث ایجاد بحران شود، شناسایی کند.
 در چه مرحله ای از آشنایی دو طرف، باید مشاوره پیش از ازدواج اتفاق بیفتد؟
 مشاوره پیش از ازدواج هم در زمان آشنایی دو نفر با هم و هم بعد از مرحله خواستگاری اتفاق می افتد. به این صورت که ممکن است دو نفر قبل از انجام مراحل رسمی خواستگاری و به واسطه آشنایی ای که با یکدیگر دارند، احساس کنند به هم علاقه مند شده اند و مایل هستند، نزد یک مشاور بروند و میزان تناسب همدیگر برای امر ازدواج را بسنجند یا اینکه بعد از مراسم خواستگاری و تصمیم قطعی برای ازدواج، این مشاوره انجام شود. فرایند مشاوره در هر دو شکل، هیچ تفاوتی ندارد و یک فرایند معمول در همه این مراحل اتفاق می افتد.
 فرایند معمولی که در جلسات مشاوره پیش از ازدواج اتفاق می افتد، شامل چه مراحلی است؟ چه محتوایی دارد و چه چرخه ای را پشت سر می گذارد؟
 اتفاق معمولی که در این جلسات اتفاق می افتد و یک فرایند پنج تا 10 جلسه ای را شامل می شود، حضور هر دو نفر در یک جلسه مشترک مشاوره پیش از ازدواج است.
در این جلسه ابت ، میزان و مدت آشنایی دو نفر با یکدیگر و دلایلی که برای ازدواج مطرح می کنند، شنیده می شود؛ سپس در جلسات جداگانه هر فرد به تنهایی مورد ارزی قرار می گیرد. این ارزی ، مشاوره و مصاحبه های فردی را شامل می شود تا میزان نگرش و شخصیت افراد مشخص شود و مشاور ذهنیتی از هر دو نفر پیدا کند و میزان همخوانی آنها را بسنجد.
 در کنار این ارزی ها، از آزمون هایی نیز برای تکمیل شناخت دو طرف استفاده می شود. درنهایت در یک جلسه مشترک همه یافته های مشاور از دو نفر و نظر او نسبت به ازدواج آنها، به بحث گذاشته می شود. خیلی از مواقع خود همین جلسه پایانی مشترک و واکنش افراد نسبت به مواردی که گفته می شود، ملاک بسیار خوبی برای سنجش یک زوج است. به عنوان مثال، فردی که یافته مشاور مبنی بر اینکه او فرد شکاکی است را می پذیرد و سعی در اصلاح خود می کند، با فرد دیگری که این مشکل را قبول نمی کند و با پرخاشگری واکنش نشان می دهد، در تصمیم گیری درباره اینکه او می تواند فرد قابل اتکایی در زندگی باشد یا نه، بسیار تأثیرگذار است.
 آیا خانواده ها هم باید در این جلسات حضور داشته باشند؟
 مبنای مشاوره پیش از ازدواج بر اساس حضور و گفت وگو با دو نفری است که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند ولی گاهی اوقات حضور خانواده ها برای بررسی های بیشتر یا پیدا دلیل مخالفت خانواه ها با ازدواج فرزندشان و یافتن تفاوت های فرهنگی ا ام پیدا می کند. در این صورت در یک جلسه جداگانه از آنها خواسته می شود که در این جلسات حضور پیدا کنند.
 آیا آزمون هایی نیز در این مشاوره پیش از ازدواج استفاده می شود؟ این تست ها چه کاربردی دارند؟
 معمولا آزمون هایی که در این جلسات استفاده می شود، آزمون های ارزی شخصیت و احتمال ابتلا به اختلال های روانی است که بیشتر مبنای تکمیلی دارند. بیشترین ارزی در جلسات مشاوره پیش از ازدواج براساس مصاحبه و مشاوره های چند جلسه ای است که انجام می گیرد.
 فردی که مشاور پیش از ازدواج است، در چه صورتی به دو نفری که برای ازدواج مراجعه کرده اند، می گوید شما مناسب هم نیستید و نباید با هم ازدواج کنید؟ درواقع، چه نشانه های خطری در فرد می بیند که او را از ازدواج با فرد مقابل منع می کند؟
 تصمیم گیری نهایی برای انتخاب یک نفر به عنوان همسر خود، برعهده دو نفری است که برای مشاوره پیش از ازدواج مراجعه می کنند.
یک مشاور پیش از ازدواج، هرگز «بله» یا «نه» قطعی به دو نفر نمی گوید، بلکه سعی می کند ارزی کند دو نفر تا چه حد می توانند با یکدیگر زندگی خوبی داشته باشند ولی در این بین نشانه های خطری وجود دارد که باید جدی تر گرفته شود و حتما در صورت مشاهده به دو طرف تذکر داده شود که در صورت ادامه پیدا این موارد، حتما به مشکل برخواهند خورد. مثل اینکه دو نفر اهل گفت وگو با یکدیگر نیستند، در جلسه مشاوره با یکدیگر اختلاف نظر دارند و بحث و جدل می کنند، به فرد مقابل خود بی اعتماد هستند و خاطره خوشی از رفتار و برخورد او در ذهن خود ندارد.
 وضعیت امروز مشاوره های پیش از ازدواج را در کشور ما چطور ارزی می کنید؟
 در جامعه امروز ما، استقبال گسترده ای از مشاوره پیش از ازدواج انجام می گیرد و این استقبال هم از سمت خود خانواده ها و هم زوج هایی است که قصد تشکیل خانواده را دارند. خود من تجربه مشاوره پیش از ازدواج را برای زوج هایی داشتم که از روستاها و ایی به غیر از تهران مراجعه می د و با تا چندین جلسه، این مشاوره ها را ادامه می دادند.
 آیا در جلسات مشاوره پیش از ازدواج علاوه بر سنجش تناسب دو نفر با یکدیگر مهارت آموزی نیز به افراد انجام می شود؟
 هدف اصلی مشاوره پیش از ازدواج، سنجش همخوانی دو طرف در امر ازدواج است ولی در مواقعی پیش می آید که دو طرف با هم از نظر بسیاری از ملاک ها ی دارند ولی نیاز است که برای ادامه زندگی خود و داشتن یک خانواده پویا، مهارت های زندگی مثل گفت وگو ، حل تعارض و مدیریت خشم را یاد بگیرند. در اینجاست که ادامه پیدا جلسات مشاوره بعد از تصمیم گیری برای ازدواج و پیش از رفتن زیر یک سقف ضرورت پیدا می کند.
 مشاوره پیش از ازدواج بیشتر به دنبال تفاوت ها و اختلاف ها در دو طرف می گردد تا آنها را از ازدواج با یکدیگر منع کند یا به دنبال وجه اشتراکی است تا بتواند دو نفری که متقاضی ازدواج هستند را به هم نزدیک کند؟
 مسلما افرادی که شباهت های بیشتری یا یکدیگر داشته باشند، بهتر می توانند با یکدیگر کنار بیایند اما این به آن معنی نیست افرادی که با یکدیگر در زمینه هایی اختلاف دارند، نباید به هیچ وجه با هم ازدواج کنند. تفاوت هایی در ازدواج مسئله آفرین است و باعث اختلاف می شود که زوج ها را در زندگی دچار تنش کند و باعث درگیری آنها با یکدیگر شود. مهم برخورد خود افراد با تفاوت ها و اختلاف هایی است که دارند.
 خود فردی که مشاوره پیش از ازدواج را به مردم ارائه می دهد، چه مهارت ها و صلاحیت هایی باید داشته باشد و چه دوره های تخصصی ای را گذرانده باشد؟
 یک مشاور پیش از ازدواج خوب، علاوه بر تحصیلاتی که مرتبط با حوزه روان شناسی و خانواده دارد، باید ویژگی های شخصیتی مناسب را نیز داشته باشد. ویژگی های مثل صبور بودن و عجله ن در امر تصمیم گیری، حافظه خوب، گوش دادن مؤثر و فعال، یک مشاور این حوزه را برای تصمیم گیری بهتر یاری می رساند. بهتر است خود این فرد ازدواج کرده باشد و چالش های این انتخاب را گذارنده باشد تا درک بهتری از فضای هم ی و ازدواج داشته باشد. علاوه بر اینها، گذراندن دوره های مرتبط با خانواده و مشاوره پیش از ازدواج بسیار کمک کننده است.
 جلسات مشاوره پیش از ازدواج به صورت فردی هم ممکن است اتفاق می افتد یا حتما باید با حضور هر دو نفر برگزار شود؟
 برای هر چه بهتر برگزار شدن مشاوره پیش از ازدواج بهتر است که هر دو نفری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند، مراجعه کنند ولی گاهی ممکن است که تنها یکی از طرفین برای مشاوره مراجعه کند. این مسئله ای است که بسیار متداول است و هیچ ایرادی به آن وارد نیست ولی
توصیه ما در این موارد آن است که دو نفر حتما یک مشاور پیش از ازدواج را برای تصمیم گیری انتخاب کنند و فرضا یکی از طرفین در محل کار خود به مشاوری مراجعه نکند و طرف دیگر به یک مشاور متفاوت. این کار باعث ناهمخوانی می شود و ممکن است تناقض هایی را در تصمیم گیری برای امر ازدواج ایجاد کند.
 معمولا گذراندن چند جلسه مشاوره پیش از ازدواج برای زوج ها ضروری است؟
 روند معمول جلسات مشاوره پیش از ازدواج از پنج جلسه تا 10 جلسه متغیر است که بسته به نوع ویژگی های شخصیتی طرفینی که مراجعه می کنند و مسائل و مشکلاتی که در بین آنها وجود دارد، این تعداد جلسات بیشتر یا کمتر می شود.
 شما طی این سال ها با چه چالش ها و مشکلاتی در زمینه مشاوره پیش از ازدواج در کشورمان روبه رو بوده اید؟
 مسئله و دغدغه اصلی ای که در امر مشاوره پیش از ازدواج به ویژه در کشور ما اتفاق می افتد، درک ن مسئله «چرایی ازدواج» از سمت دختر و پسرهایی است که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند.
خیلی اوقات طرفینی که برای ازدواج مراجعه می کنند، دلیل و فلسفه مناسبی برای ازدواج ندارند و واقعا هیچ هدفی را از تشکیل یک زندگی دنبال نمی کنند و براساس تصمیم های هیجانی و ناگهانی و بدون فکر ، تصمیم می گیرند که خانواده تشکیل بدهند. در این بین، خیلی از خانواده ها هم فکر می کنند ازدواج مثل تکالیف دیگر زندگی مانند درس خواندن یا کار پیدا است که حتما و هر چه زودتر باید انجام شود و همین اصرار و در تنگنا قراردادن دختر یا پسرشان برای ازدواج ، باعث تصمیم گیری های نادرست می شود که علت بسیاری از طلاق های امروزه نیز هست.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: مشاوره، مشکلات شخصیتی افراد، اختلال های روانی ، روان شناس بالینی، همخوانی زوجین، مشاور ازدواج، سنجش تناسب زوجین،
برچسب ها : مشاوره پیش از ازدواج به چه دردی می خورد؟! - ازدواج ,مشاوره ,یکدیگر ,مشاور ,مراجعه ,زندگی ,جلسات مشاوره ,اتفاق می افتد ,برای ازدواج ,ازدواج مراجعه ,داشته باشد ,برای ازدواج مراجعه
دین خا تری ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 دین خا تری ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

https://scontent-vie1-1.cdninstagram.com/t51.2885-19/s320x320/20214187_275036759645549_3492494365169811456_a.jpg

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای کاریکاتور دین خا تری

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای کاریکاتور دین خا تری

 

https://scontent-atl3-1.cdninstagram.com/t51.2885-15/e35/c42.0.635.635/21985127_595715430819093_2534358741357166592_n.jpg

 

 

 گفت وگوی محمدرضا زائری با «وقایع اتفاقیه» :
 آیا جوانان در جامعه ما کمی دین گریز نشده اند و به نوعی استقبال آنها از دین کم نشده است؟ دین در منظر شما چیست و چه معنایی پیدا می کند؟  منظور من ظواهر دین است. اعتقادات مذهبی به طور خاص و روزه که برخی جوانان اطلاعی از سود و منفعت آن ندارند.
 واقعیت این است آن چیزی که ما امروزه به عنوان دین از آن حرف می زنیم یا احساس می کنیم، بخش اعظمی از مخاطبان ما از آن فاصله گرفته اند.
این دین که شما از آن حرف می زنید و تعریف کردید برساخته ماست، یعنی توسط ما تولید شده است زیرا این مخاطب با پیغمبر(ص) و المؤمنین(ع) رو به رو نمی شود و ازطریق ما دین را دریافت می کند. نمونه و الگوی ترویج دین برای این مخاطب، ما هستیم. حالا دینی که از یک طرف با همه چیز آمیخته است مانند سیاست، زندگی روزمره و حاکمیت اجرائی کشور، از طرف دیگر آن را تقلیل داده ایم به مناسک. یعنی صرفا زمانی که ما می گوییم «دین»؛ اخلاق، معرفت، عد و معنویت به ذهن ما نمی آید بلکه همان مناسک ظاهری و آئینی به ذهن ما می آید. اتفاقا در طول تاریخ، برای دیگران هم خیلی ساده نبوده و نیست. مگر زمان خود پیغمبر (ص) و اهل بیت (ع) تمام این مناسک به شکل کامل و دقیق اجرا می شده که حالا به ویژه با شرایط زندگی امروز که سخت است و یک جریان عمومی تن آسانی، آسایش طلبی، رخوت و به تعبیری بهتر، موج جهانی عافیت جویی که در جامعه امروز باب شده است و از طرف دیگر برای مخاطب نتیجه عملی زام به دین تعریف نشده است، اجرا شود؟ زمانی ما می توانیم بگوییم شما دیندار باشید که بتوانید بهتر زندگی کنید یا بهتر زندگی را دیده باشید. در این شرایط است که جوان به این نتیجه می رسد که باید دیندار باشد تا آرامش پیدا کند و به سعادت برسد. امروزه یکی از مشکلاتی که داریم این است، درواقع نوع دعوتمان به دینداری با نوع دعوت و اهل بیت به دینداری کاملا متفاوت است.
 مگر و اهل بیت چه کار می د؟
 تاریخ را نگاه کنید، کاملا نمایان است. پیغمبر اول که به دعوت می کنند از چه چیزی شروع می کنند. می گویند بخوانید؟ مسلما خیر. آغاز دعوت از چیست؟ این مسئله، فاصله ما را با هم نشان می دهد. یعنی زمانی که یک نفر بگوید من می خواهم مسلمان شوم، مسلمان بودن یعنی چه؟ جو که ما امروزه می دهیم از ، روزه، شروع می شود؛ درحالی که این نتیجه دینداری است.
زمان وقتی که می خواستند مسلمان شوند صحبت از کرامت انسان بود. صحبت از تعالی معنوی، عد ، انسان شدن بود. به طرف می گفتند که تو اسیر هستی ما می خواهیم تو را آزاد کنیم. چرا مالکوم ای از زندان و فضای آلوده و فجیع محله هارلم نیویورک به جایی می رسد که مسلمان های سیاه پوست می شود؟ برای اینکه اساسا دعوت او از روز اول، دعوت به تعالی انسانی است نه دعوت به یک حداقل مناسک ظاهری.
 آیا مبلغان ما تاکنون اینها را نمی دانستند؟
 گاهی فراموش می شود. یک خاطره می خواندم از مرحوم علامه شرف الدین در لبنان که یک نفر از یان به ایشان گفته بود می خواهم مسلمان شوم، را چه کار کنم؟ ایشان در پاسخ گفته بودند دو رکعت صبح بخوان و سه رکعت مغرب. آن شخص خیلی تعجب کرده بود و گفته بود که مگر مسلمان ها 17رکعت ندارند؟ ایشان گفته بودند چرا، آن برای مسلمان های قدیمی است، شما که تازه می خواهید مسلمان شوید همین مقدار کافی است. آن شخص می رود و بعد از چند وقت، ماه رمضان می شود و می گوید روزه را چه کار کنم که ایشان می گویند لازم نیست که روزه بگیرید. همین رفتار ایشان باعث می شود که آن شخص نه تنها مسلمان شود بلکه در چند سال به جایی برسد که شب را فراموش نکند و جزء یکی از مسلمان های جدی و عمیق شود.
 شاید این شائبه به وجود بیاید که منظور تقلیل دین است.
 نه.منظور من تقلیل نیست. به نظر من بخشی از ماجرا مربوط به نوع فهم ما از مسیر دعوت و سرآغاز دعوت و رس است و بستگی به انتظاری که باید از مخاطب داشته باشیم دارد. امروزه یکی از نقاط اختلاف من با دوستان دقیقا همین جاست، من می گویم آن جوانی که امروز ولو در تهران زندگی می کند اما پیام دین به درستی به او نرسیده است، با آن ی که در زمان بوده و در دوران بت پرستی زندگی می کرده، چندان فرقی ندارد. درحالی که برخی از دوستان ما می گویند این شخص عناد دارد و در مقابل دین ایستاده است و باید مجازات شود. این دو تحلیل متفاوت دارد. نکته دیگر این است که اساسا مسیر دعوت، یک مسیر کاملا انسانی است. من می خواهم مخاطب خود را به طرفی دعوت کنم که یک آد دارد. چه بخواهم او را به طرف مصرف زیاد پنیر پیتزا دعوت کنم، چه بخواهم او را به مناسک دعوت کنم. هر کدام آداب و رسومی دارد. سنت های الهی در نظام خلقت حاکم است، چه شما بخواهید به سمت ا دعوت کنید، چه بخواهید به سمت صلاح و خیر دعوت کنید. مثلا فرض کنید که یک مجله غیراخلاقی بخواهد مشتری پیدا کند، بخشی از آداب و اصول این کار دقیقا ثابت است. مثل اینکه یک مجله دینی داشته باشیم و بخواهیم مخاطب را به سمت آن جذب کنیم. این جور نیست که شما بگویید به خاطر اینکه من می خواهم به سمت دعوت کنم، کاری انجام ندهم و خدا باید این کار را د. خداوند چنین سنتی در نظام خلقت نگذاشته است. که خداوند، عالم را به خاطر او خلق کرده است، باید شب بیدار بماند دوندگی کند و برای آغاز دعوتش باید40 سال انتظار بکشد و تا40 سالگی باید صبر کند تا مردم به او امین بگویند و پذیرفتن مردم که او امین است و باور عمومی به اینکه او صادق است، زمان می برد.
 من در میان صحبت های شما متوجه چیزی شدم، شما می گویید ی که دعوت می کند مورد قبول مردم باشد. این مورد قبول بودن یعنی چه؟
 تا مورد قبول نباشد، هیچ ارتباطی شکل نمی گیرد. چرا المؤمنین (ع) وقتی که شرایط و فضای عمومی جامعه به او اجازه حضور و حاکمیت نمی دهد کنار می رود؟ به دلیل اینکه مقبولیت و مشروعیت لازمه حاکمیت است. از طرف الهی او حاکم است ولو اینکه هیچ در عالم متوجه نشود اما تطبیق این حاکمیت الهی در عرصه زندگی انسانی لازمه اش ارتباط با مردم است. اگر مردم نباشند به تعبیر موسی صدر، اصلا انبیا هم موضوعیتی ندارند، دین برای مردم آمده است. اگر مردم نبودند قرآن برای چه ی نازل می شد؟ اگر مردم نبودند خداوند ها را برای چه ی می فرستاد؟ پس ارتباط با مخاطب یک ارتباط کاملا جدی است. یکی از نقاط ضعف ما در ارتباطات طلبگی، ی، حوزوی و تبلیغی، دقیقا این نکته است. یعنی اینکه ما چقدر مخاطب را به رسمیت بشناسیم، چقدر مخاطب را جدی بگیریم، چقدر حاضر باشیم برای مخاطب تنازل کنیم و کوتاه بیاییم، چقدر حاضر باشیم برای مخاطب از خود بگذریم. به نظر من این مشکل ، زیاد نبود به دلیل اینکه به طور طبیعی ما غلبه نداشتیم. کنار مسجد میخانه، سینما و کاباره بود، بنابراین من در یک شرایط خاص ناچار بودم مخاطب را به طرف خود جذب کنم. نکته دوم اینکه ت در امور اجرائی نبود و حاکمیت نداشت.
 مگر در امور اجرائی بودن چه بدی داشت؟
 من درباره بدی و خوبی صحبت نمی کنم، من واقعیت بیرونی را تحلیل می کنم. مشکلی که پیش می آید این است که اولا مردم احساس می کنند در شرایط روزمره آنها اگر مشکلی هست، ت مقصر است. ثانیا احساس می کنند که زندگی ت با آنها فرق می کند که بخشی از این، تقصیر ت است؛
درحالی که طرف می دید هم در کنار او زندگی می کند، اگر دارند با هم دارند و اگر هم ندارند با هم ندارند. بچه های هر دو در یک مدرسه درس می خوانند و دختر او در همین فضا عروسی می کند و. . . . نکته سوم که به نظر من نکته خیلی مهمی است این است که اساسا نقش و حاکمیت ، موقعیت دعوت تبلیغی دین را متفاوت می کند.
 شریعتی می گوید که شیعه تا زمانی پیشرفت کرد که در محضر حکومت نبود، بعد شیعه صفوی آمد و همین طور ادامه پیدا کرد، این تا چه اندازه می تواند درست باشد؟
 من این را به یک معنا قبول ندارم با این معنا که اتفاقا با یک قدرتی که آل بویه پیدا د، عزاداری حسین (ع) ترویج شد و گسترش فرهنگ شیعه را به دنبال داشت. در یک دوره ای که صفویه حاکم بودند قدرت عمومی و اجتماعی برای شیعه حاصل شد. یعنی می خواهم بگویم این حاکمیت یک امتیاز دارد ولی از یک طرف ما باید بپذیریم که این امتیاز در کنارش معایب و مزایایی هست. اینکه به این نقص و ایراد آگاهی داشته باشیم، خیلی فرق می کند با اینکه آگاهی نداشته باشیم.
 شما معتقد هستید که ما در دوران فعلی هنوز به این آگاهی نرسیده ایم؟
 حالا من فارغ از اینکه بخواهم هنوز به این نکته برسم می خواهم یک تحلیل کنم.
در تبلیغ دین، رفتار و موضع فردی مهم ترین نکته است و کلید این رابطه محبت است. هر چیزی که در این رابطه محبتی پارازیت ایجاد کند، اختلال به وجود می آورد و باید چاره شی شود. منظورم از ایجاد پارازیت، یکی همین شدن است، زیرا من که به هر دلیل در زندگی دچار مشکل شدم، احساس می کنم این مشکل از جانب ی به وجود آمده که به من می گوید به بروم. قبض آب و برق که برای من این قدر آمده است، احساس می کنم این پول را به ی می دهم که به من می گوید روزه بگیر، من که احساس می کنم حقم در اداره ضایع شده است یا رشوه ای دادم یا ی دیدم و. . . احساس می کنم ی در پشت این قضایا است که به من می گوید حجاب داشته باش. این طبیعی است. اینها همان پارازیت هایی است که رابطه عاطفی را دچار اختلال می کند و در کنار همه محاسن حاکمیت، به وجود می آید و باید برایش متناسب با مقتضیات فکر کرد و برنامه ریخت.
 محبت خیلی تأثیر گذار در رابطه بین ت و جامعه است. اما من فکر می کنم بقیه موارد هم دچار تحول شده است. در بخشی که ما به آن می گوییم ایمان، دین، اعتقاد که روزانه با آن سروکار داریم و به نظر می رسد که گاهی از محتوا تهی شده است، آیا این حرف را قبول دارید؟
 من می گویم محبت یعنی تمام دین. باقر(ع) می فرماید: اساس دین محبت است. یکی از اشکالات جدی ما این است که تا می گوییم دین، خداشناسی، ت، نبوت، ولایت و حتی ، خیلی سریع به سراغ دو واحد درس شه ی در می رویم و بلافاصله به سراغ استدلال های خداشناسی و مباحث کلامی می رویم. مگر ، دین، اعتقاد، و روزه استدلال کلامی می خواهد؟ تمام سؤال من این است، زمان اهل بیت و که مثلا این گونه بود مگر ی که به نزد (ص) می آمد، ایشان می گفتند که پیش سلمان فارسی برو و واحد پاس کن؟
 برخورد که ما درباره حجاب داریم تا چه اندازه باعث دین گریزی در جامعه شده است؟
 من می گویم مجموعه ای از عوامل است و یک مورد را شما اشاره کردید که حجاب است.
مثلا یک مورد ادبیات تند و خشن بخشی از ت به ویژه برخی ائمه است که در دیدار اخیر معظم انقلاب، با ائمه به صراحت ایشان بیان د که ادبیات و منطق ائمه در جذب و ارتباط با نسل جوان مهم و حساس است. این یک نکته بسیار ظریف و دقیقی است، ما نمی توانیم هر طور دوست داشتیم، حرف بزنیم و با فرسنگ ها فاصله از مخاطب موضع را بیان کنیم و به این کاری نداشته باشیم که چه برداشتی می کند. نکته سوم ظاهر است بالا ه یک که مردم احساس کنند زیبا و پسندیده است و رفتار درستی دارد بسیار متفاوت است. وقتی که درباره اکرم(ص) در 1400 سال قبل مطالعه می کنید، مشهورترین چیزی که درباره ظاهر می گویند آراستگی ایشان است. اینها مواردی است که به نظر من کاملا تعیین کننده است و متأسفانه وقتی امروز نگاه می کنید این رابطه رابطه ای است که بسیار آسیب دیده است، یعنی هرچقدر که بخواهیم راجع به دین صحبت کنیم، اول باید ببینیم که ت چه کار کرده است.
 چگونه می توان برای جوان از دین سخن گفت؟

  دین باید فایده اش را به زندگی شخصی و اجتماعی انسان نشان دهد تا این فایده را نشان ندهد، هیچ صحبتی از دین فایده ندارد.
 پس معتقدید مشکل اصلی در پذیرفتن جوان نیست بلکه در آن چیزی است که به نام دین تبلیغ می شود و ربطی به دین ندارد؟
 بله، آن چیزی که امروزه ما به جوان می دهیم، چیزی نیست که جذاب و دلنشین باشد. من به صراحت می گویم اگر من آن چیزی که امروز به عنوان دین عرضه می شود، اولین بار با این روبه رو می شدم هیچ جذ تی برای من نداشت و نه تنها نمی شدم بلکه از دین فراری می شدم. آن چیزی که من را نگه داشته است اینها نیست. آن چیزی که من را نگه داشته آن روایاتی است که از سیره و اهل بیت خوانده ام و رفتاری که از پدر و مادرم دیده ام و تصویری است که از محل خود در حدود 40 سال پیش دارم. اینها است که من را حفظ کرده است. شاید این تعبیر صحیح باشد که مثل وارونگی هوا که شما به جای هوای سالم، هوای آلوده استشمام می کنید و الان برخی از ما به جای دین زلال و ناب یک دین خا تری عرضه می کنیم که نه تنها جذ تی ندارد بلکه فراری می دهد و این با طبیعت انسان ناسازگار است. اتفاقی که می افتد اتفاق عجیب و غریبی نیست اتفاقی است که طبیعت خلقت است. اگر شما به یک آدم تشنه به جای آب زلال یک آب گل آلود و کثیف بدهید و او بگوید که من این آب را نمی خواهم تقصیری ندارد بلکه اتفاقا به طبیعتش عمل می کند.
گفتگو کننده: وقایع اتفاقیه
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: دین خا تری، دین گریز، ظواهر دین، زام به دین، دعوت به دینداری، کرامت انسان، پیام دین،
برچسب ها : دین خا تری ... - دعوت ,است، ,مخاطب ,اینکه ,چیزی , ,احساس می کنم ,ائمه ,برای مخاطب ,چقدر حاضر ,حاضر باشیم
نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل   

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

وبلاگ ف ، غلامرضا ، خبرآنلاین : با آمدن ت ترامپ بر روی کار و تهدیدات بیش از حد او بر علیه ایران و با مستمسک قرار دادن و نیز حمایت همه جانبه مجالس سنا و کنگره و نیز دو حزب جمهوری خواه و دمکرات از آن و کج دار و مریز رفتار اروپاییان ولو این که به ظاهر حمایت های محتاطانه از می کنند این مطلب را به ذهن متبادر می کند که نکند این جنگ لفظی و زرگری است که و اروپا با هم راه انداخته اند و در خفا با هم هم پیمانند. ما که نمی دانیم در جلسات خصوصی آنها با هم چه قرار و مداری می گذارند.
دلائل من به این شرح است:
۱- و اروپا هیچ گاه با میانه خوبی نداشته اند و در جنگ ۸ ساله آن را به خوبی نشان دادند. در بسیاری از موارد دیگر هم با هم هماهنگ و همگام بوده اند. شمارش آن از حد بیرون است، اگر چه بعضی اوقات بنا به مقتضیاتی تفاوت هایی هم مشاهده شده است. آنها در هر حال ۱+۵ هستند و در مقابل ایران. فکر نکنیم تغییر مواضع داده اند. شاهد از غیب رسید و رئیس جمهور فرانسه که پس از سخنان ترامپ در سازمان ملل امسال (۱۳۹۶) که آن را نادرست خوانده بود در اظهار نظر بعدی گفته است که می توان بر ایران فشار بیشتری آورد.
۲- اروپا و همواره با رژیم صهیونیستی دوست بوده و از آن حمایت کرده اند.
۳- دو حزب جمهوری خواه و دمکرات علی رغم اختلاف سلیقه ها در رابطه با طرفداری از رژیم صهیونیستی و مخالفت با ایران یکی بوده اند. اوباما با اینکه نمی خواست را کند ولی تحریم های فراوان دیگری را بر علیه ایران وضع کرد. ترامپ همان کاری را می کند که او کرد منتها با شدت بیشتر. به عبارت دیگر می توان گفت که ت قبلی امریکا های بعدی را داشت و این ت های بعدی را عجولانه می خواهد در همین انجام دهد. به نظر نمی رسد از نظر محتوایی با هم فرق چندانی ند.این اقا فقط قدری عجول است. ایران باید آنقدر عاقل باشد که این زیرکی ها را پاسخ گوید. ترامپ زیاده خواهی می کند و ضمنا می خواهد مانور دهد که با سیاست دمکرات ها مخالف بوده است اگرچه این مخالفتهای انتخاباتی دارد کمرنگ می شود.
۴- به دنبال آتش افروزی و ترساندن و متحد کشور های عربی با هم است بر علیه ایران بمنظور بهره برداری اقتصادی بیشتر و اکنون هیچ سوژه ای بهتر از این نیست و عربها با تمایلات وه گری که بعضا دارند با این امر موافقند و نشان داده اند که تهدیدشان نیست چون نوچه امریکا است و با وجود امریکا زورشان به آن نمی رسد و چه بسا از نظر فکری وعقیدتی هم با آن هماهنگ بوده اند ولی رو نمی کرده اند. آ ین آن را در آشتی حماس با رژیم خودگردان فلسطین دیدیم. امریکا از این تهدید ها سود می برد و اسلحه های خود را می فروشد و سهمی هم در این زمینه نصیب اروپا و به ویژه انگیس می شود. پس این مناقشات به نفع امریکا و اروپا هر دو هست.
۵- اینکه اروپا بر نگهداشتن اصرار دارد چون واقعا به نفعشان هست. ما همه تعهدات در انجام دادیم و دیگر «از حق مسلم ماست» هم سخن نمی گوئیم و نبض کلی اقتصادمان توسط تصمیم گیرندگان طراز اول هم با معاملات خارجی و به ویژه غربی می زند و آنها هم از این بهتر چه می خواهند. هم فال است و هم تماشا. با حضورشان هم ارزی بیشتر ملت ایران و هم وابسته تر اقتصاد ما و در مواقع لازم هم آشکارا و یا زیرکانه تهدید از ان آنهاست. اکنون همه فعالیت های اتمی ایران زیر ذره بین سازمان انرژی اتمی دنیا است و تازه لفظ راستی آزمایی را هم برای ما به کار می برند!
۶- معاملات با ایران همچنان در هاله ای از ابهام است و این برای کشور ما همیشه دغدغه و نگرانی است. اروپا هم از این بی بهره نیست. پول های ما هم که به کشور برنمی گردد و ما منفعلانه باید در مذاکرات به نوعی تمکین کنیم و این برای اروپائی ها هم بد نیست. هر وقت بخواهیم حرفی بزنیم مسئله ادعاهای امریکا را به رخ ما می کشند.
۷- برای عده ای از ایرانی هایی که دل به آنطرف آب دارند هم بد نیست. آنها در نهایت میل به سمت غرب و امریکا دارند و لو هر چه باشد از وضع موجود ایران برایشان بهتر است. هر روز که از خواب بر می خیزند منتظرند تا افاضات آن طرف را بشنوند و سرگرم تحلیل حرفهای آنها باشند.
۸- اظهارات آقای در مورد به گونه ای است که انگار معجزه ای در قرن رخ داده است و تابوئی برای ایشان شده است که هیچگاه حاضر نیست و اجازه نمی دهد ی به آن نگاه چپ کند. او می گوید بر روی کلمه به کلمه آن کارشناسان ما کار کرده اند معنایش چیست؟ این این ایده آل و منتهای آرزوی ما بوده است و نه اینکه ما آن را بر حسب اضطرار پذیرفته ایم. در حالیکه ظریف می گفت این آنچه بود که توانستیم و نه آنچه که می خواستیم. این مسئله در زبان رئیس جمهور گم شده است و این اصرار بر حفظ به عنوان تابوئی که ی نباید به آن اعتراض کند امریکا را بیشتر ترغیب می کند که با نقض آن ما را بترساند. در حالیکه بهتر بود وی اشاره می کرد این ما بودیم که به آنها امتیاز دادیم که حاضر شدیم همه توانمندی های خود را نابود کنیم و از موضع خود کوتاه بیائیم و نه اینکه آنقدر فضائل دارد که مطلوب واقعی، و صد در صد ماست این موضع انفعالی در مورد است. باید ایشان مدعی باشد که در به ضرر ما عمل شده و ما کلی از منافع خودمان چشم پوشی کرده ایم و نه اینکه صددرصد مطلوب ما بوده که حالا مواجه با زیاده خواهی امریکا بشویم که اگر بر فرض کوتاه بیاید و دست از این زیاده خواهی ها بردارد ما خوشحال بشویم و از آن متشکر!
ما چقدر در مورد نقض کار حقوقی کرده ایم و در مجامع بین المللی آن را به ثبت رسانده ایم. اظهار نظر های روزمره باد هوا است و نمی ماند. مهم این است که اگر ما مدعی نقض توسط امریکا و یا دیگران هستیم با استمداد از کازشناسان حقوقی قوی آن را مستند کنیم.
به مسائل نباید دل بست و به اینکه امریکا در جهان مفتضح شد و مانند آن! در اجلاس وزرای خارجه در نیویورک هم هیچیک از اعضای ۱+۵ امریکا را با آن سخنان نادرستش در مورد ایران محکوم ن د و جلسه بدون نتیجه پایان یافت. سیاست این چیزها را نمی شناسد. الان در میانمار دارند قتل عام می کنند و هیچ کوچکترین اعتراض عملی جز اظهار تأسف نمی کند. زور همه چیز را دگرگون می کند. تروریست را به جای قربانی می نشاند و بر ع قربانیان می شوند تروریست. مگر نمی بینیم که عربستان که م ع و به وجود آورنده تروریسم بود و هست حالا مدعی مبارزه به تروریسم شده و رسانه هم دارند آن را به مردم القا می کنند.
اما نتیجه این تحلیل اگر درست باشد برای آنها به این قرار است:
۱- ایران را وادار می کند که به هر قیمت که شده از حمایت کند و سر انجام از اینکه نشود خوشحال باشد و لو اینکه چیزی از آن باقی نمانده باشد؛
۲- به اروپا دل می بندد و به هر لبخند آنها کلی خوشحال می شود و برای آنکه به امریکا نشان دهد که ضرر نکرده است به هر قرار دادی پایبند می شود و از ترس آنکه مبادا آنها هم با وی مخالفت کنند زیر بار هر تحمیلی می رود
۳- عرب ها خوشحال اند از این که مشغولیاتی برای ایران درست شده و این جنگ لفظی همچنان برقرار است و توجیهی برای اتلاف سرمایه های ملی شان می شود.
۴- ایران همیشه چشمش به سمت اروپا است کما اینکه تا کنون این طور نشان داده است و در نتیجه از تولید و اشتغال داخلی که مصیبت بزرگ کشور است باز می ماند و این مطلوب غرب و نیز ست.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: ، اتحادیه اروپا، جنگ زرگری، رژیم صهیونیستی، تحریم ها، اتحاد اعراب و ، زیاده خواهی امریکا،
برچسب ها : نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل - ,امریکا ,اروپا ,اینکه ,بوده ,دارند ,زیاده خواهی ,علیه ایران ,اینکه ,نشان داده ,مورد
شریعتی به روایت محمدرضا حکیمی: «ابوذر عاشورایی»
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   شریعتی به روایت محمدرضا حکیمی:

 «ابوذر عاشورایی»  

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
تصویر مرتبط

 

 ... «مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط ): محمدرضا حکیمی که بنا به وصیت نامه شریعتی، وصی او معرفی شده، یادداشتی درباره علی شریعتی دارد که او را «ابوذر عاشورایی» می نامد. حکیمی در این یادداشت از نسبت شریعتی با ت انقل و از جمله (ره) می گوید. بخشی از این یادداشت را در ادامه می خوانید:
 در خاندان ایمان و آگاهی زاده شد. در فروغ مجاهدت و درگیری بینایی آموخت. در مکتب تفسیر و قرآن پرورش یافت. خون شهیدان را –هم در تاریخ و هم در روزگار خویش- مانند خون ی مسجد گوهرشاد تا ی ۱۵ داد- لمس کرد. درس خواند. مسافرت کرد. با افکار و شه ها آشنا شد. دید. درک کرد و دانست. کتاب جامعه و شهادت را بارها خواند. فصل جهاد و حماسه را از بر کرد. دشمنی با استعمار و استبداد در خونش جای گرفت. با همۀ پیشوایان و مجاهدان زندگی کرد. در برابر «سیمای محمّد –ص-» پروانه گشت، و تا خود را بسوزانَد بدان نزدیک شد. در چکاد والاییها، علی «ع» را دید. در وجود او محو گردید. ابوذر را دید، راه مبارزه آموخت. عَمّار را دید، شهیدی را که ملاک حق و باطل است شناخت («سَتَقْتُلَکَ الفِئَهُ الباغِیَهِ ←ای عمّار، تو را گروه کار خواهد کشت» -حدیث نبوی). از کنار پیکر مسموم مالک اشتر گذشت. در مَرْجِ عَذْراء بر بدن حُجربن عَدی گزارد. ظهر عاشورا به سرزمین خون سجده کرد. وقتی به صحرای کربلا نزدیک شد، حسین شهید شده شود. تابش آفتاب عاشورا بر خون حسین، روح او را دوباره آفرید. به هر سوی دوید تا حسین را بیابد، پیکر آغشته به خون را یافت. در کنار آن بدن ایستاد و بدان خیره گشت، دید هنوز سخنی را زیر لب می کند: «هَلْ مِنْ ناصرٍ یَنْصُرُنی؟» پاسخ داد:
«لبّیک، من، من تو را یاری می کنم. ای شهید راه خدا، من تو را یاری می کنم و با تو پیمان می بندم که با یزید بیعت نکنم، و فریاد تو را به نسلها و زمانها برسانم تا هیچکدام، در هیچ زمان، با یزید روزگار خویش بیعت نکنند». دشمنی با طاغوتها در این «ابوذر عاشورایی»، دشمنی-ای خونی بود.
  شریعتی استعمار را می شناخت و از شِگِرْدهای استعمار بخوبی آگاه بود. از مبارزات سیاهان خبر داشت. از نحوهْ عمل استعمار فرانسوی در الجزایر مطّلع بود. هم از روح مبارزۀ این ملّتها زمینه ها یافته بود، و هم نفوذ استعمار را در کشور ما –بویژه در پنجاه سال اخیر- با همۀ وجود حس می کرد.
می دید که چگونه دشمنان دین و عد و مردم و حق، برای فریفتن عوام، به دینداری و عد گستری تظاهر می کنند و توده ها را فریب می دهند. بحث «تشیّع علوی و صفوی» را برای همین به میان کشید. غرض او از این بحث، تاریخ نویسی نبود، شرح حال زمان بود. نمی توانست تحمّل کند که دستگاه حاکم، پیشوایی دینی را از مملکت ی ایران تبعید کند، و سپس مجلس روضه بگیرد و خود در مجلس حسین عزاداری کند. پس دو تشیّع است: تشیّع انقل ، و تشیّع نمایی برای اه ی خاص؛ تشیّعی که هدف است و تشیّعی که وسیله.
 اختلافی که با برخی از روحامیان داشت نیز از همینجا بود. ّت ر به سه بخش تقسیم می کرد:
(۱)-
گروهی که جز تأمین زندگی منظوری ندارند و از اهلیّتهای لازم بی بهره اند و به جای خدمت به دین خیانت می کنند. این گروه را –مانند هر مسلمان آگاه و هر بصیر و عالم و عامل و متعهّد- نمی پذیرفت. و طبق روایات و دستورات دین، اینگونه عالمان را در امر دین متّهم می ساخت («فاتَّهِمُوهُ فِی دِینِکُم» – صادق «ع»).
 (۲)-
گروهی که فضل و دانش دینی دارند، امّا فاقد آگاهی زمانی و شعور و تجربۀ اجتماعیَند. این گروه را هم برای تبلیغِ درست و نشر ، در جهل امروز، مجهّز و قادر نمی دید. و او عقاید خویش را در این کورد کتمان نمی کرد و صریحاً می گفت.
 (۳)-
گروهی دیگر عالمان مجاهد آگاه و طلّاب فداکار متّقی. این دسته را می پرستید. ا. خ.د می گفت: «دانشجویان، اغلب در چهارسالۀ دورۀ دانشجویی به مبارزات اجتماعی می پردازند، ولی ّون و طلّاب در همۀ عمر در سنگر مبارزه اند. بنابراین، اگر طلّاب، با فرهنگِ مبارزه بیشتر آشنا گردند، مبارزات اجتماعی و دینی به ثمر خواهد رسید، و اگر امیدی هست، به ّت است».
 و این سخن از او معروف است:
 من بعنوان ی که رشتۀ کارش تاریخ و مسائل اجتماعی است، ادّعا می کنم، در تمام این دو قرن گذشته، در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضای یک نجف رفته نیست؛ در حالی که در زیر همۀ این قراردادهای استعماری، امضای آقای و آقای فرنگ رفته هست … این یک طرف قضیّه، از طرف دیگر، پیشاپیش هر نهضت مترقّی ضدّ استعماری در این کشورها، همواره بدون استثنا، قیافۀ یک یا چند عالم راستین ی، و بخصوص شیعی وجود دارد …
 و این بزرگترین تقدیری است که تاکنون از ّت شده است …
٭
 یک بار شنیده بود که واعظ جاهلی در مشهد منبر می رفته است، و در یکی از منابر خود، به او بدگویی کرده و از جمله گفته است: « علی شریعتی مقلّد است». با شادی و شعف می گفت:
«حماقت این باصطلاح واعظ را ببین! او به جای مذمّت من، بهترین توصیف را در حقّ من کرده است. اگر من یک میلیون تومان می دادم، ی حاضر می شد برود، و در چنان اختناقی، در ملأ عام بگوید علی شریعتی مقلّد است… من غیر از ایشان چه ی را می توام بعنوان مرجع تقلید بپذیرم؟».
 ببینید، یک باصطلاح واعظ، تقلید از مرجعی شجاع را که بر ضدّ قدرتی قیام کرده بود (قدرتی که می خواست را از بین ببرد، و ایادی استعمار را روی کار آورد) تخطئه می کند، و در آنروزگار آب به آسیاب استبداد و استعمار و ز می ریزد، و شریعتی خوشحال می شود که –با اعتباری که میان نسلهای جوان دارد- در چنان مبارزاتی و با آن هدف (نه چیزهای دیگر، و رویدادهای بعدی…)، مقلّد آن مرجع قائم محسوب کردد. حال اگر او با چنان معمّمان فاقد درک و موضع، مخالفت می کرد گناه کرده بود؟ آیا شما در هر مقامی هستید –حتّی - با اینگونه مرتجعان موافقید؟ چگونه می توان توقّع داشت، که متفکّری انقل ، با آن روح بیدار، و دل دردمند، و وجدان آگاه، و شعور درونگر، و قلب آتش گرفته، و شناخت تخصّصی از مسیر انقلابها و تحوّلهای اجتماعی و تاریخی، دست آنگونه مرتجعان و بسته ذهنان و حماسه ستیزان را بِبوسد؟ ی که این سخن اوست و این درد او و درک او:
 اگر ما بینش مذهبی خویش را با منطق امروزیمان هماهنگ نکنیم، و متحرّک و متعهّد و مثبت را، آنچنان که بوده است، نشناسیم، با حمله های پیگیر و نیرومند امواج، و حتّی طوفانهای بنیان کن اجتماعی و اعتقادی و اخلاقث و مکتب های فکری و فلسفی این عصر، که از همه طرف بشدّت دارد به نسل جدید و روشنفکرهجوم می آورَد، احتمال این هست که در دو سه نسل دیگر، بسیاری از اصول اعتقادات خویش را از دست بدهیم، و نسلهای آینده اصولاً کوچکترین گرایش و حسّاسیّتی در این زمینه ها نداشته باشند، و دیگر برایشان حقیقی و افی فرقی نکند.
 این دردمندی و دردآشنایی و آگاهی و شناخت را مقایسه کنید با آنهمه جهل و انحطاط، یا خودکنارگیری، یا مال اندوزی و دنیاداری دسته ای از باصطلاح ّون. چگونه می توان از اینگونه انسانی آگاه خواست که به هر معمّم شده ای، به نام محمّد و علی و ابوذر و عمّار و عاشورا و شهادت و زینب و رس ، احترام بگزارد؟
 او با نادانان دنیاطلب مخالف بود، نه با چهره های حقیقی دین و فقه و تعهّد.
  شریعتی به ّت متدیّن آگاه عشق می ورزید. او به هنگام ذکر طلّاب مجاهد، لبریز از غرور و احساس می گشت، به هنگام یادآوری ان زندانی، موی بر بدنش راست می شد و برق غرور و انتقام در چشمانش شعله می زد. از حوزۀ علمیّۀ قم با احترام عمیق یاد می کرد و به اعتبار تعهّد و آگاهی، آنجا را چون کعبۀ آرمانها می دید. از عالمان و فقهایی چون آیه الله منتظری، با شکوه وتجلیل بسیار سخن می گفت. و با شیفتگی، اینگونه مردان را از جمله سازندگان روح خویش و حماسۀ خویش می دانست و سرمشق نسلهای مجاهد و درگیر.
 رو مۀ «کیهان»، قسمتی از نوشته های را –که از طریق دستبرد به دست مأموران افتاده بود و در اختیار «کیهان» قرار داده بودند- نشر کرد. هیئت تحریریّۀ رو مه یادشده –در آن روزگار- ندانستند که نمی توانند چهرۀ اصلی متفکّر ی، علی شریعتی، را آلوده سازند. این اندازه می دانستند و از وضع خود خبر داشتند که وقتی به او نام «همکار ما» بدهند، باعث آلودگی می شود، امّا ندانستند که دریا به پوز… نجس نمی شود.
  شریعتی، با کمال هوشیاری، در مقالۀ «بازگشت به خویش»، مطالبی علیه استبداد موجود و نظام فاسد گنجانیده بود، و آنان سفیهانه نفهمیدند و آن مقاله را در تیراژی وسیع نشر دادند.
  شریعتی، انسانی بزرگ، مسلمانی مجاهد، شیعه ای خالص و مخلص و دارای سوز و شور معروف تشیّع، علی شناس آگاه، و پرخاشگری بیدارکننده، و مبارزی آشتی ناشناس، و متفکّری عمیق، و وجدانی بیدار بود، و فریادی که تا جاودان طنین افکن است.
 همانگونه که روح حسن صَبّاح، در کوههای اَلَموت هنوز می گردد و پاس می دهد، روح شریعتی –این مبارز آگاه علوی- سالهای سال، از کران تا کران ایران و دیگر کشورهای ی و هرجای جهان که جوانان مسلمان حضور داشته باشند، خود را می نماید، و در وجدان زمان و پیکر تاریخْ حاضر است.
 روح شریعتی، در حسینیّه ارشاد، در مسجدها، در مدرسه ها، در حوزۀ علمیّۀ قم و میان ّون مبارز و طلّاب جوان، در مشهد، در مسجد گوهرشاد، در فضای کانون نشر حقایق ی، در همۀ دانشکده ها و مدارس عالی، در هر جا که او بوده و سخنرانی کرده است، در خانه ها و کتابخانه ها، در دل و جان جوانان، همه جا و همه جا حاضر است و همیشه در میان نسلها و نسلها هست و با آنان است، به آنان الهام می بخشد، آرمان می دهد، حماسه می آموزد، و در آنان آگاهی و ایمان و جهاد می آفریند. و علی و فاطمه و حسین و زینب را می شناساند ...

 منبع: الحیات

مطالب مرتبط:

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: شریعتی، محمدرضا حکیمی، استعمار، دین فروشی، تشیّع علوی و صفوی، تشیّع انقل ، تشیّع نمایی،
برچسب ها : شریعتی به روایت محمدرضا حکیمی: «ابوذر عاشورایی» - ,شریعتی , ,استعمار ,خویش ,آگاه , شریعتی ,محمدرضا حکیمی , شریعتی، , شریعتی، ,مبارزات اجتماعی ,شریعتی مقلّد ,روایت محمدرضا حکیمی
مردم برای آن انقلاب د که ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مردم برای آن انقلاب د که ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

https://scontent-vie1-1.cdninstagram.com/t51.2885-19/s320x320/20214187_275036759645549_3492494365169811456_a.jpg

 

نتیجه تصویری برای و سیاست

 

نتیجه تصویری برای و سیاست

 

تصویر مرتبط

 

 

 تابناک: می-خواهیم بحث اخلاق وُ سیاست وَ حدود و صغور آن را در ارتباط با همدیگر داشته باشیم. این که آیا آنچه هدف سیاست در جامعه ی است چه ارتباطی با اخلاق دارد و تفاوت آن با نگاه غیر دینی در چه است؟
 ملاک دیدگاه ی در سیاست فقط قدرت نیست  محمد رضا زائری : اساس سیاست قدرت طلبی است. سیاست راه به قدرت رسیدن را به ما نشان می دهد و سیاست ورزی تلاشی است برای به دست آوردن، حفظ و توسعه قدرت از طرف دیگر تلاش اخلاق برای ایجاد تعادل بین قوا است. تعریفی که از اخلاق می شود این است که انسان یا جامعه بین قوه غضب، و قوای دیگر تعادل برقرار کند. طوری که نه چنان دل رحم باشد که نتواند حکم خدا را اجرا کند و مجرم و متهم را در دادگاه محاکمه و مجازات کند و نه چنان بی رحم شود که فقط به ش تن و بستن و خوردن و بردن فکر کند و دیگران را نبیند. اینجا به نظر من تعارض به وجود می آید . ملاک دیدگاه ی در سیاست فقط قدرت نیست و نمونه های درخشانی در این زمینه در و سیره و اهل بیت و یارانشان داریم. اینکه در تصمیم گیری و قرار گرفتن در دوراهی ها اولویت را به ارزش ها داده اند. چون مکتب و اهل بیت برای تعالی بشر و انسان سازی آمده است و هویت بزرگان این دین معلمی و پدری است. نه فقط در در یت هم حضرت به عنوان معلم محسوب می شود. یک معلم و یک پدر مساله اش حفظ قدرت نیست. مساله صلاح و سعادت فرزند و دانش آموزش است. وقتی به اکرم در بدترین شرایطی که حتی ایمان آوردن یک نفر هم برایش اهمیت داشت عده ای از مشرکین می گویند که ما ایمان می آوریم ولی نمی خوانیم، با هر محاسبه ظاهری و مادی بخواهیم حساب کنیم می گوییم باید قبول می کرد قدرت با تعداد افراد ایمان آورده بیشتر زیادتر می شد. همان اول می گوید مساله من این نیست هیچ هم یاری-ام نکند باید وظیفه ام را انجام بدهم. المومنین بارها در شرایطی قرار می گیرد که کافی بود کمی بعضی معیارها را کنار می گذاشت تا قدرت بیشتری داشت اما هرگز زیر بار نمی رود. علی در رویارویی با معاویه و در شرایط دشوار آن موقع شام متهم می شود که زیرکی و سیاستمداری معاویه را ندارد در مورد این اتهام می گوید: به خدا قسم معاویه زیرک تر و سیاستمدار تر از من نیست. اگر تقوا نبود من از همه زیرک تر بودم. این که من خوب می دانم چگونه می شود دروغ گفت و فریب داد اما من برای اینها نیامده ام.
 در حادثه عاشورا صحنه های بسیار عجیب است که کمتر به آنها اشاره می کنیم. ما روضه ها را می گوییم ولی برخی از این آموزه های اخلاقی تاریخی را کمتر مورد توجه قرار می دهیم.
وقتی مسلم بن عقیل در خانه هانی بن عروه در است و ابن زیاد به عیادت هانی آمده است کافی است مسلم از بیرون بیاید و ابن زیاد تنهای در موضع ضعف را از پشت گردن بزند. اگر با این محاسبه نگاه کنیم شاید اصلا حادثه کربلا اتفاق نمی افتاد و حسین شهید نمی شد. اما مسلم این کار را نمی کند چون متعلق به مکتبی است که که معیار دارد و به دشمن شبیخون نمی زند حتی اگر خودش کشته شود.
 خود حسین وقتی در کربلا با حر مواجه می شود و راه را به حضرت سد می کنند.
حضرت در کنار آب بودند. نه تنها آب را به لشکر حر نمی بندند بلکه خود حسین(ع) دستور می دهد که چون اینها همه خسته اند به همه شان آب دهید. از جانب یک یکی از لشکریان ابن زیاد نقل شده است حسین به من آب داد و وقتی خودم سیر شدم دستش را زیر دهان اسب من گرفت و از مشکش آب ریخت و به اسب من آب داد.
 آن چیزی که این مکتب را پایدار و زنده نگه داشته است این موارد است. در این گلوگاه ها و در این مقاطع حساس پیشوایان ما حاضر نشدند به هر قیمتی قدرت را به دست بیاورند.
_ یعنی «در مکتب دین تفاوت معنی داری در نگاه به سیاست، نسبت به غرب و نگاه غیردینی وجود دارد؟».
  کاملا است اما سیاست برای قدرتی که بتواند اه اساسی دین را تامین کند. بتواند جامعه را نجات دهد و خیری را فراهم کند.
 در دنیای غرب یک سیاست مدار قدرت می خواهد که بر منابع تسلط یابد و به ثروت برسد. اما در دین ما قدرت برای اصلاح است. برای این است که بتوانید عد را برقرار کنیم و سعادت ا وی را فراهم سازیم. برای همین است که المومنین می گوید به خدا قسم اگر نتوانم حقی را اقامه کنم و جلوی ظلمی را بگیرم این حکومت از آب بینی بز برایم کم ارزش تر است. برای المومنین حکومت به هر قیمتی هدف نیست.برای همین است که سالها می رود در خانه می نشیند و در کارش در مزارع چاه کندن و درخت کاشتن است. برای اینکه نمی خواهد به هرقیمتی حکومت کند. حتی وقتی مردم می آیند با ازدحام زیاد با خواهش و تمنای فراوان از او می خواهند برای حکومت بیاید ایشان می گوید: «من اگر بیایم بیت المال را از ک ن و مهریه نشان هم باشد پس می گیرم. اگر بیایم بر اساس سیره حکومت خواهم کرد». این روندی بود که پیشوایان ما در پیش می گرفتند. رویکرد کاملا است اما سیاست برای قدرتی که بتواند اه اساسی دین را تامین کند. بتواند جامعه را نجات دهد و خیری را فراهم کند. اگر غیر از این باشد و اگر در هر مرحله ای لازم باشد کاری را که با آن اصول تعارض دارد قطعا باید رفتارمان را متوقف کنیم. ما دنبال این نیامده ایم. _بعد از استقرار با همین شیوه جلوه آمده ایم؟
 تمام این سیاست ورزی و سیاست پیشگی و نهاد سازی و دستگاه های اجرایی و مجلس خبرگان و شورای نگهبان تا مجلس شورای ی وریاست جمهوری همه این ها وسیله بوده برای تحقق هدفی بزرگ تر.
 از شهید بهشتی چند خاطره عجیب نقل شده است. ایشان در برابر دشمن خودش در مناظره با سران حزب توده، وقتی شخص آیه ای از قرآن کریم را اشتباه می خواند، شهید بهشتی روی کاغذ آرام بی سر و صدا، شکل صحیح آیه را می نویسند و بی آنکه ی متوجه شود او را راهنمایی می کنند.
بعد از پایان جلسه، ایشان که رقیب و طرف مناظره بوده است به شهید بهشتی می گوید تعجب می کنم تو چرا این کار را کردی؟ من اگر جای تو بودم و طرف مقابلم بخشی از کتاب سرمایه مار را اشتباه می خو همان را چماق می و بر سر تو می زدم و مناظره را به نفع خودم تمام می . شهید بهشتی می گویند ما نیامده بودیم که با هم بجنگیم. آمده ایم که حقی را با کمک هم آشکار کنیم. در آن ایام ملتهب و انقل اول انقلاب وقتی مردم در ضد شاه شعار داده بودند که شاه زاده است. شهید بهشتی با تندی و عصبانیت می گویند شما شرعا و اخلاقا حق ندارید چنین چیزی بگویید. پدر و مادر شاه ازدواج شرعی کرده بودند. شما حق ندارید به دشمن خودتان تهمت بزنید. یا در جایی دیگر وقتی طرف مقابلشان بنی صدر است و کار او تا درگیری مسلحانه پیش رفته، گروهی برای زن بنی صدر تعقیب و مراقبت گذاشته اند تا از این طریق بتوانند خود بنی صدر را دستگیر ند. ایشان جلوی این کار را می گیرند و به تندی برخورد می کنند می گویند ما حق نداریم در امور خانوادگی افراد دخ کنیم. ما با خودش کار داریم با خانواده-اش چکار داریم؟! اینجاست که مفهوم قدرت متمایز می شود و ارزش محسوب می شود. ما نیامدیم به هر قیمتی این قدرت را حفظ کنیم. نیامدیم به هر قیمتی قدرت را به دست بگیریم. ما برای یت دیگری آمده بودیم. تمام این سیاست ورزی و سیاست پیشگی و نهاد سازی و دستگاه های اجرایی و مجلس خبرگان و شورای نگهبان تا مجلس شورای ی وریاست جمهوری همه این ها وسیله بوده برای تحقق هدفی بزرگ تر._ به نظر نمی-رسد که ما نسبت به اول انقلاب، در دعواهای و مباحثات انتخاباتی از آن رویکرد آرمان گرایانه فاصله گرفته ایم؟ شاید با مروری بر آرشیو رو مه ها و تیتر آنها، شکل و محتوای مناظره-های فکری و انتخاباتی و تحلیل آماری واژگان به کار رفته این تغییر را لمس کنیم. به نظر شما اخلاق و سیاست ورزی در جامعه ها دچار چه تحولی شده است؟ آیا مبانی و اصولی که بر روی آنها سیاست اخلاقی را می خواستیم پیش ببریم دچار آسیب شده است؟  مدعیان اخلاق مداری از جمله خود ما ون گاهی آلوده شده ایم ...
 شد غلامی که آب جوی آرد / آب جوی آمد وُ غلام ببُرد  خیلی وقتها ما برای هدف دیگری و کار دیگری شروع کردیم ولی ممکن است سر از جای دیگر درآوردیم. در دوره های اول و دوم مجلس شورای ی یکی از نامزدهای انتخابات مجلس را به خاطر دارم که وقتی به او می گفتند که چرا برای تبلیغات اقدام نمی کنی؟ می گفت من شرعا وظیفه داشتم به عنوان یک تکلیف الهی و به عنوان یک واجب شرعی نامزد انتخابات شوم تا به خدمت کنم. مردم خواستند رای بدهند این تکلیف گردن من می-آید و اگر رای ندادند از روی گردن من می افتد و بر می گردم سر کار خودم. یادم می آید یک ریال هم هزینه نکرده بود و از ی هم پول نمی گرفت. می گفت اگر ی یک ریال به من بدهد بعدا توقع خواهد داشت و انی هم که می خواستند برای او پوستر چاپ کنند وَ تبلیغ کنند، می گفت اگر بین خدا و خودتان این را وظیفه الهی می دانید انجام بدهید حتی اگر به من اطلاع هم ندهید تا من به شما احساس دین م. تا اینکه امروز وقتی ی می خواهد مجلس شود باید میلیاردی ج کند با صاحبن زر و زور و تزویر هماهنگ شود. در بعضی مناطق حتی کار انقدر شکل نازل پیدا می کند که سران برخی طوایف و قبایل را جمع می کنند و تراول چک پخش می کنند و وعده وُ وعید می دهند. سیب زمینی توزیع کند، شام بدهد وعده های دروغ که ربطی به مسولیت نمایندگی ندارد. تا مسائل ت یبی. برخی شرکت ها و گروه ها رسما رقم اعلام می کنند که برای زمین زدن رقیب شما این قدر مبلغ بدهید تا مثلا در فضای مجازی او را نابود کنیم با ع فوتوشاپی و خبر دروغ و فضاسازی که انجام خواهد شد رقیب نابود بشود. از آن خاطره مجلس اول انقلاب تا این موردی که ذکر در دوره اخیر به طور مصداقی مواجه شده-ام.  این مساله و این تغییر کاملا مشهود است. علت اصلی وضعیت امروز منفعت طلبی و دنیاگرایی و سودجویی وُ حرص است. متاسفانه مدعیان اخلاق مداری از جمله خود ما ون گاهی آلوده شده ایم. انی که در جایگاه دعوت مردم به تعالیم اخلاقی و دینی بودند به منفعت طلبی های حزبی و آلوده شده اند. طبیعتا در چنین جایگاهی نسبت مردم و سیاستمداران مثل بچه ها و والدینشان خواهد بود. وقتی بچه ها دیدند که پدر و مادر دارند کاری انجام می دهند خودشان به شکل اولی آن کار را انجام خواهند داد. «اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی/ برآورند غلامان او درخت از بیخ» ...
  ی که از یک ثروتمند مشهور شهر خودشان چند میلیارد پول می گیرد این پول را چگونه برخواهد گرداند؟ با حقوق نمایندگی؟ طبیعتا تخلفی از قانون، یک کار مجرمانه و پنهان و غیراخلاقی انجام خواهد داد تا این پول را برگرداند.
 وقتی مردم ببینند مجلسشان، استاندارشان، مدیرکلشان و رئیس اداره-شان در موضوعی چندان پایبند و ملتزم نیست طبیعتا وضعیت بدتری خواهند داشت. این منفعت طلبی، دنیاگرایی و سودجویی باعث شده معیارهایمان را کنار بگذاریم و حاضر شویم به هر قیمتی قدرت را به دست بگیریم. حتی کار به جایی برسد که محاسبه مادی و چرتکه بیاندازیم که انقدر میلیارد ج کنم بعد از به دست آوردن منصب فلان میلیارد می توانم جبران کنم. ی که از یک ثروتمند مشهور شهر خودشان چند میلیارد پول می گیرد این پول را چگونه برخواهد گرداند؟ با حقوق نمایندگی؟ طبیعتا تخلفی از قانون، یک کار مجرمانه و پنهان و غیراخلاقی انجام خواهد داد تا این پول را برگرداند.  شاید این امر و هزینه کرد انتخاباتی به این شکل در دنیای سیاست مرسوم در دنیا پذیرفته شده باشد ما با مدلی متفاوتی که مدعی آن هستیم وَ به این عرف معتقد نیستیم ساز وُ کار وَ نهاد خاصی نداریم که به این مساله را کنترل کند؟ از لحاظ نظارت و قانون و غیره؟
 _اگر یک ناهنجاری فراگیر شد دیگر قابل کنترل نیست.  کنترل اولا زمانی اتفاق می افتد که آن اجرای قانون خودش آلوده نباشد و بتواند سفت بایستد و برخورد کند. البته در این حوزه قوه قضاییه ضعیف عمل کرده است. اینجا باید با قدرت وارد می شد. از قوه قضاییه که بگذریم خود دستگاه های اجرایی که متولی کنترل و نظارت و قانونمداری بودند گاهی خودشان آلوده شدند. و نتوانستند کنترل کنند. ثانیا کنترل و نظارت و جلوگیری و برخورد قانونی وقتی معنی دارد که در واقع یک ناهنجاری استثنتا باشد. اگر یک ناهنجاری فراگیر شد دیگر قابل کنترل نیست. اگر ع ی از نامزد انتخابات به دست شورای نگهبان برسد که آن آقا با خانمی در خارج از کشور ع انداخته است نسبت به این واکنش جدی نشان خواهند داد. اما اگر گزارش به دستشان برسد که هزینه های انتخاباتی فلان نامزد انتخابات به شکل خاصی تامین شده است شاید به آن صورت روی این موضوع حساسیت به ج داده نشود.
 در سیستمی که رشوه گرفتن و زیرمیزی گرفتن رویه و قاعده شد و همه آلوده شدند طرف می گوید حقم است چرا من نخورم. اتفاقی که در مسائل ما می افتد متاسفانه این است. نمی خواهم بگویم همه آلوده شده-اند. ولی میزان آلودگی و سطح خطا و انحراف آن قدر است که دیگر نمی شود آن را استثنا به شمار آورد. بلکه دارد به قاعده تبدیل می شود. و انی که انتظار می رفته با قاطعیت بایستند متاسفانه کوتاهی کرده اند. مثلا اگر ع ی از نامزد انتخابات به دست شورای نگهبان برسد که آن آقا با خانمی در خارج از کشور ع انداخته است نسبت به این واکنش جدی نشان خواهند داد. اما اگر گزارش به دستشان برسد که هزینه های انتخاباتی فلان نامزد انتخابات به شکل خاصی تامین شده است شاید به آن صورت روی این موضوع حساسیت به ج داده نشود. به هر حال این سوال به وجود می آید که این همه ج های تبلیغاتی از کجا تامین می شود؟
 شما در برخی موارد دیدید که افرادی مثل شهرام جزایری و بابک زنجانی یا دیگران در حواشی که پیرامونشان به وجود آمد، یکی از مسائل مطرح شده این بود که به برخی از مسئولان و چهره های کمک های مالی کرده اند. ی نیامد بررسی کند و آن مسئول هم نیامد صادقانه جواب دهد که من برای چه این را گرفتم. یکی از آقایان که مبلغی از او گرفته بود در جواب گفته بود او به همه کمک کرده است.
 امروزه در رقابت ها ، بحث ها و مبازرات ادبیاتی در حال رایج شدن است که قبلا وجود نداشت. ادبیاتی نزدیک به ادبیات ناسزا، واژه هایی که به نظر ادبیات لمپنیستی محسوب می شود. حال ممکن است این ادبیات از رو مه ای، تریبونی، کانال تلویزیونی و امثال آن منتشر شود. به نظر شما این ادبیات تا چه حدی برای جامعه ما قابل قبول و قابل توجیه است؟  داماد شهید بهشتی خاطره-ای از ایشان نقل می کنند؛ می گوید: رفته بودیم قبر یکی از فلاسفه مشهور که به الحاد شناخته می شود در گورستانی قدم می زدیم می خواستیم قبر او را ببینیم. همین طور که می گشتیم یکی از همراهانمان که آنجا بود قبری را نشان داد که روی آن سگی نشسته بود و گفت حتما همان قبری است که سگی روی آن نشسته است و تعبیری توهین آمیز استفاده کرد. شهید بهشتی به قدری ناراحت شد و به تندی عتاب کرد که ما با او به جهت اعتقادی و فکری مشکل داریم. حق توهین و ناسزا گفتن نداریم. ادبی که پیروانش را با آن تربیت می کند طوری است که حتی به دشمن خودشان ناسزا نگویند. تعبیری از خواجه عبدالله انصاری نقل است؛ ی نامه ای به جناب خواجه و تعبیر بسیاری زشتی در مورد ایشان به کار برده بود. خواجه در پاسخ نوشته بود در مورد خودم فکر . به نظرم می رسد که شما اشتباه کرده اید. سگ با آن اوصافی که دارد آن صفت ها را در خودم نمی بینم. چهار دست و پا راه نمی روم و بدنم مو ندارد و ناخن هایم دراز نیست و غیره. می گویند طرف از این برخورد خواجه شرمنده شد. این درس را محمد باقر به جناب خواجه دادند. ی که وقتی طرف به مادر بزرگوارشان اهانت کرد حضرت جواب فرمودند: اگر نسبتی که به مادرم دادید راست است امیدوارم که خدا او را ببخشد و اگر آنچه گفتی دروغ است و ناروا خداوند از تو بگذرد. این منطق و منش و متانت و شخصیت در برخورد چیزی است که می خواهد در بین پیروانشان رایج باشد.
 _امروز مصیبت ما مصیبت دروغ است
 متاسفانه بالاتر از این اهانت ها در رفتارهای دروغ روا دانسته می شود.
بعضی از دوستان ما خبری را که صحت و سقمش معلوم نیست و حتی میدانند که شایعه است منتشر می کنند. وقتی به آن دوست اعتراض می کنم که چرا این کار را کردید؟ می گوید: تکذیبیه بفرستند تکذیبیه-اش را منتشر می کنیم. این رفتار را به هیچ وجه قابل توجیه و ی نمی-دانم.این با هیچ منطقی سازگار نیست. این کار انجام می شود که رقیب از میدان به در شود.
 _وقتی افراد دچار آلودگی می شوند و با متخلف هم برخورد نمی شود، مردم احساس می کنند که دوغ و دوشاب فرقی ندارد  مصیبت ما امروز مصیبت دروغ است. که در احادیث اهل بیت و روایات تاکید شده است که بالاترین معصیت ها و رذایل دروغ است. این دامن همه ما را گرفته است. وقتی افراد دچار آلودگی می شوند و با متخلف هم برخورد نمی شود، مردم احساس می کنند که دوغ و دوشاب فرقی ندارد و فرقی بین راست گفتن و دروغ گفتن وجود ندارد این احساس در بین مردم ایجاد می شود که اگر تخلف نکنند ضرر کرده اند.  اگر در جامعه شرایط طوری شود که مثلا کارمند یک اداره احساس کند اگر دروغ نگوید و چاپلوسی و ریاکاری نکند کارش پیش نخواهد رفت همه منافق می شوند. خطر اینجاست که همه فکر می کنند خوب و بد فرقی نمی کند. این شرایط اگر در جایی که بحث خدا و اعتقادات وجود ندارد باشد خطر کمتر است. ولی اگر این شرایط در فضایی باشد که مظاهر دینی همه جا را فرا گرفته، آن وقت اعتقادات مردم آسیب می بیند. چون اینجا همه اتفاقات به اسم دین انجام می شود و همه این اشتباهات به پای دین نوشته می شود.
 همه این آلودگی ها دامن دین را لکه دار می کند. منی که در جایگاه دعوت مردم به دین هستم وقتی دروغ می گویم، چاپلوسی و ریاکاری می کنم و تخلف انجام می دهم مردم می گویند شاید اصلا قیامت و بهشت و جهنمی که تا دیروز می گفت شاید خیلی هم واقعیت نداشته باشد. چون اگر واقعیت داشت خودش باید می ترسید و عمل می کرد. حالا که نگران نیست و احتیاط نمی کند و نگران نیست نکند سرکار هستیم.
 یکی از مسائلی هم که چند سال است در فضای رقابت و دعواهای و انتخاباتی بیشتر دیده می شود مساله افشاگری است. از سوی دیگر همین مقوله افشاگری در مطبوعات و رسانه هاست. اینجا مرز باریکی بین اخلاقی بودن و نبودن افشاگری وجود دارد.
آیا وقتی تخلفی را می بینید به عنوان یک مسلمان و یک شهروند به عنوان احساس مسولیت می توانید آن را اعلام کنید تا مورد رسیدگی قرار بگیرد یا آن را رسانه ای کنید. اینجا مساله آبروی مومن و اثبات تخلف و جرم در دادگاه هم مطرح می شود. ما کجا مجازیم سکوت کنیم و کجا در مقابل تخلف و فساد نباید سکوت کنیم؟  در مسائل عمومی که باید تند و قاطع و جدی برخورد می شد آنجا شل عمل کردیم و هی گفتیم آبروی مسلمان در خطر است بد عمل کردیم.
 به نظرم باید بین دو حوزه تفکیک قائل شد.
یکی در حوزه خصوصی و مسائل فردی است. آنجا اتفاقا اصل بر پوشی و تجاهل و بی اعتنایی است. اما حوزه دیگر، حوزه عمومی است که باید سخت گیری و افشاگری و دادگاه و محاکمه تند و جدی باید صورت گیرد. متاسفانه در سال های گذشته در حوزه خصوصی افراد بسیار بسیار تند عمل کردیم. طرف در خیابان با خانمی میرفته رفتیم از آنها شناسنامه خواستیم در حالی که شرعا مجاز نبودیم این کار را . یا گزارش رسیده در فلان خانه فلان اتفاق دارد می افتد ریخته در خانه و جمعشان کرده. از آن طرف در مسائل عمومی که باید تند و قاطع و جدی برخورد می شد آنجا شل عمل کردیم و هی گفتیم آبروی مسلمان در خطر است بد عمل کردیم.
 
آنجا که حوزه خصوصی است تخلف طرف به پول بیت المال و مسائل اداری و مسئولیت عمومی فرد ربطی ندارد. زمانی در دوره جنگ فردی نظامی در بخشی توپخانه ای مسئولیت مهمی داشته . به حضرت خبر می دهند این فرد مثلا در اهل مشروبات الکلی است. می پرسند که آیا در محل کار مشروب خورده؟ در محل کار چطور آدمی است؟ اتفاقا خیلی منظم است. صبح ساعت 8 می آید و 4 بعد از ظهر می رود. کارش ایرادی ندارد. آدم دقیق و مطمئنی است. می پرسد پس مشکلش چیست؟ می گویند شنیده ایم بعد که خانه اش می رود فلان کار را می کند. اتفاقا آنچه که برای ما مهم است چیست؟ آنجا که زندگی شخصی است نه تنها حق نداریم برخورد کنیم بلکه باید به روی خودمان نیاوریم.
 روایات کم نیست
در مورد اینکه المومنین در حوزه شخصی افراد وارد نمی شود و نمی-بیند و نمیشنود. همین المومنین وقتی خبردار می شود فلان فرماندار و فلان حاکمش در منطقه ای تخلفی کرده چنان برخورد می کند که آبرویی برای او در تاریخ باقی نمی گذارد و چنان برخورد می کند که ی جرات نکند دخ کند.
 وقتی به حضرت علی اطلاع می دهند که دختر شما گردنبندی را از بیت المال گرفته است، چنان عصبانی می شود و فریادی بر می آورد که بروید اسناد را بیاورید ببینم قید امانت شده است یا نه؟ وقتی دفتر بیت المال را می آورند و مشخص می شود که قید امانت شده است،
حضرت فریاد می زنند که به خدا قسم اگر قید امانت نشده بود در اسناد امانی بیت المال رسید نداشت و حساب و کتاب نداشت، دست دخترم را به عنوان اولین دختر از بنی هاشم انگشتانش را قطع می . مساله این است که وقتی پای بیت المال و مسائل عمومی به میان می آید شدت و حدت و قاطعیت لازم است.
 _گاهی به اسم کار ، حزبی و تشکیلاتی و رسانه ای اخبار دروغ را منتشر میکنیم.  متاسفانه ما این دو حوزه را با هم قاطی کرده-ایم. گاهی یک سری حرف ها را که معلوم نبوده تا چه حدی درست و راست است را منتشر کرده ایم که اتفاقا وظیفه داشته ایم که سکوت کنیم. در روایات داریم برای دروغگویی یک نفر همین بس است که هر چه می شنود او را بیان کند. تا وقتی یقین پیدا نکردی که این حرف راست است حق نداری آن را منتشر کنی. در 1400 سال پیش برای جلوگیری از اشاعه شایعه چنین اصلی گذاشته-اند که بین حق و باطل اندازه 4 انگشت فاصله است فاصله بین دیدن و شنیدن فاصله بین چشم و گوش. فقط چیزی را نقل کن که خودت دیدی و اسنادش را داری و مستند است. متاسفانه گاهی به اسم ، حزبی و تشکیلاتی و رسانه ای اخبار دروغ را منتشر کرده-ایم. اینجا ما و رقیب کمک می کنیم تا یک اصل مشترک از بین برود.
_ وقتی اعتماد عمومی از بین برود اعتماد نسبت به هر دو جناح از بین می رود
 وقتی اعتماد عمومی از بین رفت اعتماد نسبت به هر دوی ما از بین می رود. مخاطب نمی گوید قرمز خوب است آبی بد است یا بالع . مخاطب نمی گوید اصولگرا خوب است و اصلاح طلب بد یا اصلاح طلب خوب است اصولگرا بد. همه باهم از بین میروند.
مشکلی که داریم که منفعت دراز مدت عمومی و مصالح مشترک را درک نمی کنیم.
 _ن یتی عمومی حاصل همه رفتارهای غیراخلاقی جناح ها و گروه ها و جریانات مختلف در طول این سالهاست.  منفعت دراز مدت را بر منفعت آنی مقدم نمی کنیم. همه جای دنیا مردم این را رعایت می کنند. خیلی وقت ها ضررهای کوتاه مدتی را تحمل می کنند تا یک منفعت بزرگ تری حاصل شود. وقتی این اتفاق می افتد و مصلحت عمومی کشور را بر مصالح فردی خودمان مقدم نمی دانیم، به این فکر نمی کنیم که قرار است 50 سال دیگر هم بچه های ما در این کشور زندگی کنند. به این فکر نمی کنیم نیاز دارم آبرو داشته باشم 10 سال دیگر هم در این کشور زندگی کنم. مساله این است که الان رای بیاورم به مجلس بروم. الان حزب من قدرت به دست بیاورد. اینکه بعدش چه اتفاقی خواهد افتاد برایمان مهم نیست. نتیجه اش می شود بی اعتمادی عمومی و ن یتی و شیوع حال بد مردم. در تا ی و اتوبوس می بینید به طرز عمومی ن یتی را شاهد هستید. این حاصل همه رفتارهای غیراخلاقی جناح ها و گروه ها و جریانات مختلف در طول این سالهاست.
 _یکی از مواردی که می خواهیم نظر شما را در رابطه با آن بدانیم مساله دو قطبی شدن یا نشدن جامعه در مباحث انتخاباتی و است. ی اخیرا به یکی از ک داهای احتمالی توصیه داشتند که برای جلوگیری از دوقطبی شدن برای جامعه فعالیت های انتخاباتی نکنند. از طرفی دیگر انتخابات نیازمند فضای پرشور و شوق و رقابتی است . به نظر شما چگونه باید رفتار کرد که هم جامعه را دوقطبی نکرد و هم انتخاباتی پرشور برگزار کرد؟
  بزرگوار انقلاب سالهاست روی این نکته تاکید داشتند و از وقتی من یادم می آید ایشان نسبت به این موضوع با حساسیت برخورد می د که مسائل کلان نظام و اصول اساسی انقلاب باید حفظ شود.
آنچه ایشان نگرانند و آسیبی را که در پس دوقطبی شدن انتخابات می بینند این است که ما نسبت به مبانی و اصول و منافع مشترک بی توجه شویم. از این حوزه که بگذریم به طور طبیعی رقابت وجود دارد. افراد و جریانات که مثل هم نیستند. در دیداری که رو مه نگاران در سال 75 با انقلاب داشتند خاطرم است که ایشان به صراحت اعلام د که مساله ما دگر ش نیست.  باید بر سراصول و منافع مشترکی کنار هم بایستیم  آن ایام در رسانه ها اصطلاح «دگر ش» رایج بود. ایشان در آن دیدار به صراحت بیان د که دگر ش بودن ایرادی ندارد و بعد از آن هم دیگر این اصطلاح کمتر استفاده شد. طبیعی است افراد دگر ش باشند. قرار نیست همه مثل هم فکر کنند. آن چیزی که خطرناک است و در طول این سالها ایشان نسبت به آن حساسیت نشان داده اند این است که ما مبتلا به وضعیتی نشویم که آن ریشه ها را بخواهیم از بین ببریم. ما باید بر سر منافع مشترکمان بایستیم. در رقبای اگرچه رقیب هم هستند ولی در یک سری اصول مشترک کنار هم می ایستند. آنچه مهم است این است که ما باید بر سراصول و منافع مشترکی کنار هم بایستیم. اخیرا از طرف 30 نفر نامه ای خطاب به ترامپ نوشته شده است و در خواست تحریم بیشتر ایران شده است. شما ببینید. حتی انی که خیلی هم با شرایط موجود کشور از لحاظ همراهی و همدلی ندارند محکوم د. چون همه می فهمند این خیانت و وطن فروشی است. ما باید یک جایی بتوانیم کنار هم بایستیم. گرچه با هم کلی اختلاف نظر داشته باشیم.  _در چند ماه گذشته مساله املاک نجومی، حقوق های نجومی، برخی مفاسد اقتصادی و تخلفات مالی در رسانه ها و افکار عمومی موضوع بحث و گفتگو بوده است. همین موارد در رقابت های و انتخاباتی هم به عنوان سوژه داغ مطرح شده و خواهد شد. به نظر شما تا چه حدی می شود این مباحث را وارد مسائل انتخاباتی کرد؟ و شایسته است مردم، رسانه ها و نظام با این مسائل چگونه برخورد کنند؟
 _پاشنه آشیل نظاممان آلودگی مالی است  مردم برای آن انقلاب د که حلبی آباد نداشته باشیم
 در این که چشم اسفندیار و پاشنه آشیل نظاممان آلودگی مالی است تردیدی ندارم. متاسفانه در این زمینه خیلی ها پایشان گیر است. آن چیزی که باعث شد مردم جذب انقلاب ی شوند این نبود که مثلا انقلاب برای آنها برج بسازد و تلفن همراه را گسترش دهد. چون مردم می فهمیدند شاه شاید بهتر از این را می توانست انجام دهد. وضع دوبی قبل انقلاب را با الان مقایسه کنید. اگر قرار بر مسابقه اینچنینی با دوبی بود قطعا وضع ما بهتر از این بود. اگه قرار بود شاه همچنان حکومت کند و یا پسرش شاه ایران باشد، آیا و غرب به ما کمک نمی کرد که اتوبان و ساختمان داشته باشیم؟ اما مردم برای این ها انقلاب ن د. مردم برای آن انقلاب د که حلبی آباد نداشته باشیم. وقتی به خیابان می آمدند و شعار می دادند هدفشان این بود که دستورات دینی آنگونه که در سیره و اهل بیت خونده بودند اجرا شود. این بود که آنچه ون در بالای منبر می گفتند را در عرصه عمل ببینند.
 شهید بهشتی در یک سخنرانی پس از بازگو سیره رسول خدا(ص) در برخورد با مردم، افزودند: «ای مسئولان ! (خطاب به خودم که یکی از شما هستم و خطاب به بقیه که شما هستید)، ما اگر ذرّه ای از این سیره نبی اکرم منحرف شویم، اگر مناسبات داخل جامعه ی و مناسبات بیرون جامعه ی تنها الفبایی که با آن حرف می زنیم الفبای قدرت باشد، به خدا سوگند این جمهوری دیگر باقی نخواهد ماند.
ما اگر در هر برخورد، در هر رفتار، در هر رابطه نشان بدهیم که عاشق آن هستیم که انسان هایی را به راه نورانیت و وارد کنیم، با سخنمان، با علم مان، با عدل مان، با حق مان و با صدق مان و حاکمیت بر جامعه ی حاکمیت صدق و حق و عدل شود، آن وقت است که می توانیم مطمئن باشیم جمهوری ما باقی خواهد ماند». اگر رفتار ما و کردار ما طوری بود که مردم احساس د در سیره و رفتار اهل بیت شنیده اند و خوانده اند و منتظرش بودند آن وقت این هویت هویتی است که مردم پای آن می ایستند و آن وقت این تمامیت و این شاکله طوری است که مردم حاضرند جان خودشان را هم برای آن بدهند. اما اگر احساس د به هر میزان بین آن آرمان و این واقعیت فاصله است به همان میزان هم وفاداری مردم نسبت به نظام کاسته خواهد شد. _برای اینکه این به تعبیر شما پاشنه آشیل دستاویز گروه ها نشود و عادلانه مورد بررسی و برخورد قرار بگیرد چه باید کرد؟
 اینجا قوه قضاییه باید فارغ از رفتار و جناحی و حزبی به شکل امین مردم و دستگاه مردم و به عنوان دادستانی که قرار است داد مردم را بستاند وارد میدان شود و فارغ از اینکه هرمتخلفی به چه دستگاه و جریان ، نهاد، حوزه و جریان فکری اعتقادی تعلق دارد طبق قانون برخورد کند. ی که همه باید از آن حراست ند و قاعده-ای که همه باید به آن زام داشته باشند قانون است. هر چه حرمت قانون بیشتر شود سلامت و امنیت جامعه افزایش خواهد یافت.
گفتگو کننده: سایت تابناک
 

 

برچسب ها : مردم برای آن انقلاب د که ... - مردم , ,کنیم ,قدرت ,برخورد ,سیاست ,شهید بهشتی , ,نامزد انتخابات , حسین ,مردم برای ,مجلس شورای ی ,فلان نامزد انتخابات ,گفتیم آبروی مسلمان ,آباد نداش
بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
  نتیجه تصویری برای زائری خندوانه

 

 

 در مقابل تهدیدها، چه واکنش نشان می دهید؟
 غیرت ناشی از احساس تعهد برای نگهبانی وَ مقاومت از آنچه خداوند به انسان امانت داده وَ رفتار وُ واکنش متناسب با تهدید است. خطرات بسیاری این امانت ها را تهدید می کنند،
اگر ی تهدیدی را ملاحظه کرد اما نسبت به آن بی ‎اعتنا و بی توجه بود به او بی غیرت گویند؛ چه این تهدید متوجه و کیان و خانواده او باشد یا متوجه دین و اعتقاد او باشد.
 مؤمنین و مسلمانان با هر تهدیدی مقابله می کنند
 باید با هر گونه تهدیدی مقابله کرد و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستاد و این مقابله، غیرت مندی مؤمنین و مسلمانان است.  
احساس تعهد، چه در حوزه ی فردی و چه در حوزه ی اجتماعی و جمعی ناشی از این است که ما یقین و باور داریم که روزی باید در مقابل فرصت ها، امانت ها و موقعیت های که خداوند به ما عطا فرموده است، جوابگو باشیم.
 غفلت جوانی، پشیمانی و حسرت
 در مناجات شعبانیه می خوانیم؛"أِلهی وَ قَد أَفنَیتُ عُمری فی شِرَّتِ سَهوِ عَنک وَ أَبلَیتُ شَب فی سَکرَتِ تَعابُدِ مِنک"، خدایا عمرم را در سرمستی و گیجی غفلت از تو گذراندم و جوانی ام را در سرمستی بی خبری و دوری از تو سپری و جز پشیمانی و حسرت چیزی برایم حاصل نشد.
 اگردر جامعه، کیان نظام اجتماعی، دستاوردهای جامعه ی دینی و حکومت ی در معرض خطر قرار گیرد، بی اعتمادی و بی غیرتی نسبت به این امانت های بزرگ الهی، به صلاح نیست. طبیعتاً باید با هر گونه تهدیدی مقابله کرد و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستاد و این مقابله، غیرت مندی مؤمنین و مسلمانان است.
 قمر بنی هاشم، ظهور کامل غیرت
 انسان با احساس مسئولیت و تعهد، نمی تواند نسبت به خطرها بی تفاوت باشد. همه ی اصحاب حسین علیه السلام غیرت الهی دارند، اما غیرت الهی و غیرت دینی در وجود مقدس قمر بنی هاشم تا آن جایی است که ظهور و بروز کامل غیرت است.
 اولین کار دشمن، ایجاد بی تفاوتی است
 آرام آرام بی غیرت می شویم ...
 غیرت الهی و دینی، یعنی انسان در مقابل تهدیدهایی که نسبت به امانت های خداوند احساس می کند، بی تفاوت نباشد.
دشمن اولین کاری که می کند این است که غیرت را ازما بگیرد و ایجاد بی تفاوتی کند.
 آرام آرام تا بی تفاوتی ...
 گناه لحظه به لحظه و آرام آرام مثل یک کرمی که از داخل میوه را می خورد و شما ظاهر میوه را نگاه می کنید اما کرم را نمی بینید و وقتی سیب را گاز می زنید می فهمید در آن چه خبر است ولی از ظاهرش پیدا نیست. گناه آرام آرام، کار خودش را انجام می دهد و انسان را نابود می کند. ما نسبت به بعضی چیزها آرام آرام بی اعتنا می شویم.
 بِمیرد مَرد
"وعلی ال سلام و لقد بلغنی ان الرجل منهم کان یدخل علی المرأه المسلمه..."، المؤمنین علیه السلام فرمودند، شنیده ام که ی در مرز، خلخال از پای یک دختر یهودی درآورده است، ای مسلمانان! « فلو ان المراَ مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما»
جا دارد مرد از غیرت اینکه خلخال از پای یک دختر یهودی در نیروهای دشمن در مرز درآورده اند، بمیرد.
 غیرت سیم خاردار است
 فساد و رشوه داریم، فقط نگاه می کنیم، ربا تمام جامعه را گرفته و داریم نگاه می کنیم.
ما همان آدم ها هستیم ولی تغییر کرده ایم. غیرت این است که ما را تکان دهد؛ اما ضعیف شده است. آن دوربین مدار بسته از کار افتاده است، آلارم از کار افتاده است، سر نگهبان را بریده اند و ی فریاد نمی-زند. بحث غیرت بسیار اهمیت دارد، اگر غیرت نباشد دشمن می تواند تعرض کند. غیرت حصار است، سیم خاردار است، کانالی است که جلوی دشمن را می گیرد. غیرت که نباشد؛ حیا آرام آرام ازبین می رود ...
 ارتباط بی اعتنایی، غیرت و نفاق
 رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند، "ان الغیرت من الایمان "
غیرت نتیجه ایمان است. ایمان مراتب دارد؛ اگر می خواهی بدانی وضع ایمانت چطور است؛ ببین چقدر غیرت داری؟ "ان الغیرت من الایمان و ان المضاء من النفاق"، در مقابل ایمان، نفاق است. اگر بی رگی و بی غیرتی و بی اعتنایی و بی خیالی در مقابل تهدیدات و دشمن در وجود ی باشد؛ به همان اندازه نفاق وجود دارد؛ فرد کم غیرت؛ فرد منافق است.
 مفاسد اجتماعی وَ غیرت
 جامعه کم غیرت؛ جامعه منافق است.
جامعه ای که ایمانش به مرورضعیف شود؛ خود به خود آثارش را هم نشان می دهد؛ دروغ، تظاهر، ا، ریاکاری ، بدحج ، فساد، حق مردم را خوردن، بی اعتنایی به حق الناس. ظواهر مفاسد اجتماعی علت دارد؛ علت را باید پیداکرد. دروغگویی بین مردم؛ بدحج بین زن ها، عدم اعتنا به قول و قرار، مفاسداجتماعی، رفتارهای ناپسند، این ها علتی دارد و باید علت را پیدا کرد.
 خداوند، انسان بی اعتنا را دوست ندارد
 خداوند انسان غیور را دوست دارد." ان الله تعالی یحب من عباده الغیور" در مقابل" لیبغض الرجل یدخل علیه فی بیته فلا یقاتل" خداوند خشم می کند بر ی که دشمن به او تعرض کند و این شخص در مقابل دشمن بی اعتنا باشد و شمشیر نکشد.
 افراط وتفریط ها ناشی از بی غیرتی است.
 همه ی گرفتاری های ما از افراط وُ تفریط است. یک وقتی شمشیر را بر می داریم و دوست و دشمن را با هم شمشیر می زنیم و یک وقتی به تفریط می افتیم و می خواهیم به دشمن خود هم شاخه گل بدهیم. " اشداء علی الکفار رحماء بینهم " مبنای قرآن این است، با دشمن در کمال خشونت و جدیت باید برخورد شود، میدان جنگ محل رزم و شمشیر است. انی هستند که می گویند کدام جنگ؟ و انگلیس دوست ما هستند و شما خیلی بدبین هستید.
 گرفتار حاشیه ایم و از اصل غافل شده-ایم
 گرفتار حاشیه ها نشوید، اسیر بعضی مسایل بی اهمیت نشوید، اصل دعوا را در نظر بگیرید. واقعیت امروز ما، خیلی خیلی بزرگتر از تیترهای رو مه ای و جنجال ها است، بعضی ها با مشغول به حاشیه ها، ما را از اصل غافل می کنند.
 در کدام جبهه هستیم؟
 استکبار جهانی یکباره و یکجا در مقابل قرار گرفته است. امروز یک طرف، جبهه ای است از یمن، بحرین، فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان، که در مقابل جبهه ی دیگری از ، اسراییل، انگلیس و فرانسه، ایستاده است. باید اصل این جبهه بندی را فهمید تمام مظلومیت های بشر در تاریخ معاصر یک جا در این جبهه جمع شده است. در مقابل استکبار ایستاد، مرد معمولی نبود. مرحوم اژه ای فرمودند، من از مرحوم از حادثه ی هفت تیر و حتی از ساعتش هم، خبر داشتم. همه ی ما باید تکلیفمان را معلوم کنیم که در کدام طرف جبهه هستیم؟
 غیرت در مقابل تهدید
 راجع به جزییات بحثی نداریم یک نفر پیراهن این رنگی دوست دارد و یکی آن رنگی، یکی شلوار جین می پوشد ... من به اینها کاری ندارم، مهم این صف بندی است؛ آیا نسبت به تهدید غیرت داریم یا نه؟ نسبت به دشمن غیور هستیم یا نه؟ نسبت به تعرض به خانواده مان حساس هستیم یا نه؟ نسبت به فساد اخلاق جوانانمان غیرت داریم یا نه؟
 امداد غیبی، نقشه دشمن را نابود می کند
 با آن چیزی که ما در جامعه می بینیم. اگر امداد غیبی، توجهه الهی، مدد قمر بنی هاشم و عنایت سیدال نباشد، وضع امیدوارکننده نیست؛
اگر صحنه ی زندگی اجتماعی امروز ما، خیابان های ما، دادگاه های ما، قوه ی قضائیه پلیس و همه ی اینها را روی میز بگذارید و یک نقشه بکشید ، حسین علیه السلام ، شب احیا، قمر بنی هاشم و لطف خدا و این ها را بردارید، با این وضعی که امروز در جامعه است؛ جای امیدواری هست؟ دشمن اتفاقاً درست پیش بینی می کند، اما چون در محاسباتش حسین علیه السلام، شب احیا، ماه رمضان، قرآن بر سر گرفتن و گریه بر قمر بنی هاشم، در محاسباتش نیست، می گوید این جامعه نابود می شود. تنها امیدی که هست، خیمه های عزا، مجالس، گریه ها و پارچه های مشکی است، تنها امیدی که هست همان "السلام علیک یا ابا عبدالله" است.

  ویرایش وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: تهدید، تعهد، قمر بنی هاشم، اصحاب حسین، غیرت الهی، بی رگی، مفاسد اجتماعی،
برچسب ها : بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ... - غیرت ,دشمن ,مقابل ,است، ,نسبت ,آرام ,غافل می کنند ,علیه السلام ,آرام آرام , حسین ,حسین علیه ,مقابله، غیرت مندی مؤمنین ,گونه تهدیدی مقابله
انشاالله که خیره ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

نتیجه تصویری برای دو صد گفته چون نیم کردار نیست

 

 

 

    انشاالله که خیره ...  

که تو چاله-ی عمیقی افتاد که بلندا وُ پهنایش تقریبا دو برابر هیکل او بود. کدخدای خودخواه که خودش سفارش کندن چاه را داده بود ، وقتیکه خبردار شد اون چاه نزدیک دامنه-ی ص ه، خیلی ج داره تا به آب برسه ، کار رو تعطیل وَ چاه رو همونطور ول کرد وُ رفت تا چند هزار متر پایین-تر، تو زمین دَرَندَشتی که داشت ، چاهی بکـَـنـــه که با ج کمتر به آب برسه.  وقتیکه  تو چاه افتاد با آه وُ ناله گفت : «خودم که لعنت بر خودم باد»!
 وَسطای روز بود که کم کم اهالی آبادی از ماجرا خبردار شدن. ِ منطقه اولین نفری بود که بالا سَر چاه وَ کدخدای بیچاره رسید. فورا دستی به ریش-اش کشید وُ گفت :
«کدخدآ آ ... استغفار کن، چه گناه کبیره-ای کردی»!؟

 نفر بعد، کشاورزی ِ تازه-واردی بود که برای رسیدگی وَ تهیه-ی گزارشی راجع به منطقه تشریف-فرما شده بود. تا به بالای چاه رسید، فقط یک مُشت خاک چاه رو تو دستش گرفت وُ «نوچ نوچ»-ی کرد وُ سَرش رو بعلامت تأسف حرکت داد.
 خبرنگار

 

 یکی بود، یکی نبود، کدخدای خسیس وُ از خود-راضی-ای بود که یک شب تیره وُ تار داشت با پای پیاده از سور-چرونی ِ مُفَصلی بطرف خونه-اش میرفت

جوان رادیو که یکی دو روز بود برای گزارشی از اوضاع منطقه اومده بود، تا به چاه نیمه کاره وُ رها شده رسید، زیر لب گفت : «اونوقت میگن وضع مالی مردم اینجا ابه! همینطور چاه رو ول رفتن ؛ اونوقت ما برای چندر غاز "حق مأموریت" باید از اون سَر مملکت پاشیم بیآییم اینجا» ...

 پزشک «خانه بهداشت» که همه آقای صداش می وُ اصل کارش فقط تزریقات وُ دادن قرص وُ شربت «خود-تجویزی» به مریضها بود، از اون بالا به کدخدا گفت : «بیخودی آه وُ ناله نکن، هیچ چـیت نیس! خیالات وُ ترسیه که کردی! در علم پزشکی بهش میگن "ایلوژن"»! ...

 معلم روستا که تا اونوقت انگار تو فکر حل ِ مسأله-ی ریاضی بود، بالا ه نطق-اش باز شد وُ گفت : «نکنه چشمآت آب مروارید گرفته وُ چاه رو ندیدی»! ...

 مکتبدار پیر روستا که خونه-نشین شده وُ لنگان لنگان، آ از همه به معرکه رسیده بود ، -ای صاف کرد وُ گفت : «دو صد گفته چون نیم کردار نیست! یک کاری کنیم زودتر بیآریمش بیرون ... انشاالله که خیره».

 نوشته : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: طمع، راه حل، منیّت، خودنمایی، نگاه متفاوت،
برچسب ها : انشاالله که خیره ... - بود، ,منطقه ,کدخدای ,انشاالله
صمدی-های خودبین ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    صمدی-های خودبین ...    

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8306544434/xodb3ny_hem8qat_ast_2.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8306544518/xodb3ny_hem8qat_ast_4.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8306544642/xodb3ny_hem8qat_ast_6.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545284/xodb3ny_hem8qat_ast_1.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545334/xodb3ny_hem8qat_ast_3.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545442/xodb3ny_hem8qat_ast_5.jpeg

 


چند سال پیش تو محله ما همسایه-ای داشتیم خود شیفته و از خود راضی، خودشو عقل کل میدونست. تو کار همه اهالی محل دخ میکرد اما اجازه نمیداد ی در موردش حرفی بزند ، اسمش هم آقا صمد بود.
 یک عادت بسیار بدی هم خانوادگی داشتن این بود که حتما در طول هفته با یکی درگیر میشدند. بعد کلی داد و بیداد تو کوچه می وُ میرفتن بالا پشت بام شروع می د به جیغ و داد و گفتن بد و بیراه به طرف. به خیال خودشون میخواستن آبروی طرفو ببرن. تا اینکه خدا خواست یکی از همسایه ها میخواست خونه-شو بفروشه بره به شهر همسرش. بقول همسرش میگفت آ عمری میخوام در کنار بابا و مامانم که پیر شدن باشم و عصای دستشون. این آقا خونه را فروخت به یه نفر به اسم آقا طاهر. ظاهرش خیلی خوش تیپ و بلند قد و صدای رسایی هم داشت . سه تا پسر و دوتا دختر هم داشت اما همسرش واقعا کلانتر بود و از خدا خواسته کلانتر محل هم شد. زن و شوهر افرادی بودند مردم دار، اما اگر ی میخواست به ی زور بگه یا ی رو اذیت کنه حس جلوش در می-اومدند . البته اولش با نصیحت و آیه و حدیث. اما اگر نمیشد، حتما طرف یه سیلی از آقا طاهر که واقعا هم برای خودش غولی بود میخورد. همه اهل محل بهشون احترام میذاشتن بخاطر این اخلاق حسن-شون. تا اینکه زد یه روزی همسر صمد آقای خود شیفته که دل خوشی هم از اینا نداشت با همسر آقا طاهر درگیر شد. طبق معمول تو کوچه داد و بیداد د بعدش رفتن پشت بام جیغ و داد . وقتی آقا طاهر از سر کار برگشت اومد خونه وضعو دید رفت درشونو زد. کلهم اجمعینهمشون ریختن بیرون. آقا طاهر با خوشرویی سئوال میکرد اونا همشون یهویی با داد و بیداد جواب میدادند. هرچه آقا طاهر خواهش میکرد پدر خانواده حرف بزنه هیچکدام راضی نمیشدن و همگی باهم برای یه سئوال جواب میداند. آقا طاهر دید نه بابا اینا اهل صحبت و احترام نیستن. دو قدم گذاشت جلو یقه-ی آقا صمد رو گرفت بلندش کرد کوبیدش زمین بعد پسرشو زد زمین ، بعد زنشو زد زمین. دختراش رفتن تو درو بستن. آقا طاهر گفت ضعیفه ی سلیطه بلند شو برو گمشو حالا با هرکدوماز دستاش پدر و پسر رو گرفته کله شونو بهم میزد، اینا هم اولش بد و بیراه میگفتن بعدش افتادن به خواهش تمنا و غلط کردیم. همسایه ها رفتن جلو وَ پا در میانی موضوع حل شد اما همگی خوشحال بودن که این آقا صمد خود شیفته بد جوری دماغ سوخته شد اونم برای اولین بار. دیگه محل امن و امان شده بود آقا صمد و خونواده-اش هم سر براه شده بودند به همه سلام میدادند.
 تو مملکت ما هم هستن افرادی که خود شیفته هستن گاهی دماغ سوخته میشن باز هم از شیطون نمیان پائین.
مکرو ومکر الله والله خیر و الماکرین. یدالله فوق ایدیهم ... 


  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : صمدی-های خودبین ... - طاهر ,شیفته ,اینا ,زمین ,رفتن ,خونه ,دماغ سوخته
مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

مردم نان ندارد، اینها می خواهند به یوم بروند

 

 عصر ایران ؛ مصطفی داننده : این روزها بحث ورود خانم ها به ورزشگاه برای دیدن مسابقات فوتبال داغ داغ است. قبل از این نیز ماجرای لغو کنسرت ها در برخی ا به ویژه مشهد تبدیل به داستان هزار و یک شب کشور شده بود. وقتی این دغدغه ها مطرح می شود، عده ای با پاک صورت مسئله می گویند مردم نان ندارند بخورند اینها می خواهند به یوم بروند یا وقتی جوانان بیکار هستند چرا کنسرت برگزار می کنند.  این افراد اعتقاد دارند مسئولان کشور نباید وقت خود را صرف این کارها کنند و بهتر است به مشکلات اقتصادی کشور برسند.  حرف این افراد در مورد این که کشور دچار مشکلات عدیده اقتصادی است درست است. بله، بسیاری از جوانان درگیر اشتغال، ازدواج، مسکن و ... هستند. بسیاری از مردم با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند اما آیا این مشکلات باعث نمی-شود ما چشم خود را بر دیگر مشکلات دیگر ببندیم و مانع از حقوق مردم بشویم.
 علاوه بر این، این موارد ارتباطی با هم ندارند. عدم برگزاری کنسرت یا عدم حضور خانم ها در ورزشگاه ها، مشکلات اقتصادی را حل نمی-کند بلکه تنها بخشی از جامعه را از حق و حقوق خود محروم می کند. همچنین صاحبان چنین استدلال هایی انگیزه اصلی خود را در مخالف با برگزاری کنسرت یا ورود خانم ها به ورزشگاه ها را در پشت چنین استدلال هایی پنهان می کنند.
 تصور کنید خانه شما دچار مشکلات عدیده ای است. دیوارش ترک خورده، آب قطع است، برق ندارید. قطع بودن آب احتمالا برای شما جدی تر از مشکلات دیگر است. سعی می کنید آن را حل کنید اما آیا در این میان تلاش نمی کنید به مشکل برق هم رسیدگی کنید یا فکری به حال دیوار ترک خورده کنید.  امروز هم ایران یک مشکل اساسی به نام اقتصاد دارد و مسئولین هم در حال تلاش برای حل آن هستند اما نمی شود به خاطر این مشکل، چشم خود را برای دیگر مشکلات کشور ببندیم.
 همین نرفتن جوانان به کنسرت به ویژه در شهر مشهد و یا نرفتن ن به یوم می تواند در سال های پیش رو تبدیل به معضلی بزرگ برای کشور شود.
 معمولا در جهان ورزشگاه ها و سالن های کنسرت محلی برای تخلیه انرژی جوانان است. جوان احتیاج به تخلیه انرژی جوانی دارد. برای جوان به ویژه خانم ها چه جایی امن تر از کنسرت و ورزشگاه ها.
 تصور کنید جوانان نتوانند انرژی ها نهفته خود را تخلیه کنند. می دانید این انرژی های نهفته و البته سرخورده می تواند چه مشکلاتی برای این افراد بوجود بیاورد.  به راحتی با دست خودمان مشکلات کوچک با راه حل های ساده را چنان بزرگ می کنیم که نمی توانیم از پس آن بر بیاییم.
 نکته ای که برخی دوستان فراموش کرده اند این معناست که جوان امروز با جوان ده یا بیست سال پیش فرق دارد. برای این جوانان این نسل، اندازه جهان برای به اندازه یک موبایل یا تبلت است.
 به واسطه شبکه های جهانی امروز تمام اتفاقات دنیا پیش چشم آنهاست. متولدین دهه 60، 70 و حتی 80 در جریان تمام اتفاقات فرهنگی و اجتماعی دنیا هستند.
 با مشکلات این نسل نمی شود همانگونه برخورد کرد که در دهه 60 برخورد می شد. جوانان امروز احتیاجی به رفتاری ایج دارند نه برخوردی سلبی. باور کنیم با رفتن ن به ورزشگاه یا برگزاری کنسرت هیچ مشکلی برای کشور پیش نخواهد آمد و تازه بسیاری از مشکلات هم حل خواهد شد.
 کاش از خودمان سوال می کردیم دلیل گرایش برخی جوانان امروز ایران به سمت رفتارهای غیرصحیح، پرخطر و آسیب های اجتماعی از جمله چیست؟
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ... - مشکلات ,جوانان ,کشور ,کنسرت ,مردم ,ورزشگاه ,اینها می خواهند ,برگزاری کنسرت ,برای کشور , تصور کنید ,تخلیه انرژی ,ندارند، اینها می خواهند
ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای فلفل سیاه

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای فلفل سیاه


فلفل سیاه میوه های خشک شده تیره رنگ گیاه فلفل است. گیاه فلفل بومی جنوب هند است. فلفل سیاه علاوه بر این که خواص درمانی دارد و به غذا طعم می دهد، کاربردهای دیگری نیز دارد که در این مطلب به آن اشاره شده است.
 
براق نگه داشتن رنگ لباس : بعضی از لباس ها پس از شست و شو، کدر می شود اما این بار هنگام شست و شو مقداری فلفل سیاه (یک قاشق چای خوری) روی لباس ها بریزید و سپس ماشین لباسشویی را روشن کنید. این امر باعث براق شدن لباس ها می شود.
 رفع سرفه خلط دار : اگر دچار سرفه خلط دار شده اید، کافی است یک فنجان چای سیاه حاوی مقداری فلفل سیاه و عسل مصرف کنید. این یک شیوه درمان قدیمی انگلیسی و طب سنتی چینی است.فلفل، گردش خون را بهبود می بخشد و باعث جریان یافتن خلط غلیظ می شود. عسل تسکین دهنده طبیعی و آنتی بیوتیک است.یک قاشق چای خوری فلفل سیاه تازه آسیاب شده و 2 قاشق غذاخوری عسل را در فنجان مخلوط کنید و روی آن آب جوش بریزید و بگذارید 15 دقیقه دم بکشد. یا این که مقداری فلفل سیاه روی برش لیمو بریزید و بمکید.
 ترک سیگار : نتایج تحقیق سال 2013 نشان می دهد زمانی که مصرف کننده نیکوتین، روغن فلفل سیاه را استنشاق می کند، تمایل وی به مصرف این ماده (نیکوتین) کاهش پیدا می کند. داوطلبان احساس سوزش خفیفی را گزارش دادند که هنگام سیگار کشیدن نیز احساس می کنند. محققان به افرادی که سیگاری هستند توصیه می کنند هر زمانی که هوس سیگار کشیدن د، کمی روغن فلفل استنشاق کنند.
 رفع گرفتگی بینی : فلفل سیاه، یک ضد احتقان طبیعی و حاوی ماده شیمیایی است که باعث رقیق شدن خلط می شود و از این طریق سینوس ها پاک می شود. تقریباً 5 قطره روغن فلفل سیاه با کمی روغن اوکالیپتوس را به آب جوش اضافه کنید. با استنشاق این مایه سینوس ها باز می شود.
تسکین درد عضلات : پس از یک تمرین ورزشی سخت، تقریباً همه دچار گرفتگی عضله می شوند که با ماساژ دادن با روغن فلفل سیاه می توان درد گرفتگی عضلانی را کم کرد. این روغن باعث گردش خون و ایجاد حرارت در عضلات می شود. این روغن به سفت شدن عضلات کمک می کند. 2 قطره روغن فلفل سیاه را با 4 قطره روغن رزماری و در صورت تمایل 2 قطره روغن زنجبیل به قسمت موثر بمالید.
 مراقبت از پوست : فلفل دارای خاصیت ضدباکتریایی و آنتی ا یدانی است که باعث صاف شدن پوست می شود. فلفل به طور طبیعی گردش خون را افزایش می دهد و این امر کمک می کند با ایجاد حرارت ملایم روی پوست، منافذ آن باز شود. فلفل سیاه به عنوان اسکراب، دانه های سرسیاه پوست را از بین می برد.
 درمان زخم : فلفل خاصیت ضدباکتریایی دارد و باعث ه شدن خون و در نتیجه متوقف شدن خونریزی نیز می شود. در جنگ جهانی دوم برای درمان سربازان زخمی و رفع خونریزی آن ها از فلفل سیاه استفاده می د.
 خواص فلفل سیاه : در برخی از ای هند مردم روز را با یک فنجان قهوه سیاه همراه با مقداری پودر فلفل سیاه که داخل آن حل شده، آغاز می کنند. بسیاری از مطالعات و آزمایشات پزشکی تایید می کنند که فلفل سیاه فعالیت مجاری گوارشی را تقویت می کند و علاوه بر بهبود فرآیند هضم غذا، تحریک کننده ترشحات بزاقی است. این ادویه هم چنین در بهبود عملکرد معده نقش مفیدی دارد.
 فلفل سیاه پرزهای چشایی را تحریک می کند و پیامی به معده می فرستد که باعث ترشح اسید هیدروکلوریک و در نتیجه هضم بهتر غذا می شود. وجود اسید هیدروکلوریک برای هضم پروتئین ها و دیگر مواد غذایی در معده ضروری است. در استعمال داخلی به عنوان محرک اشتها، مدر، بادشکن، گرم کننده و ضد سم و برای رفع انواعی از مسمومیت های غذایی به کار می رود. همچنین فلفل سیاه برای معالجه اسهال تابستانه، اسهال خونی، کاهش احتمال سرماخوردگی و دردهای روماتیسمی مفید است. فلفل سیاه هم چنین خواص آنتی ا یدانی فوق العاده ای دارد. این ادویه تاثیر فوق العاده ای برای مقابله با رشد باکتری های مضر بویژه در روده دارد.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی   


برچسب ها: فلفل سیاه، سرفه خلط دار، ترک سیگار، گرفتگی بینی، درد عضلات، درمان زخم، هضم غذا،
برچسب ها : ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ... - فلفل ,سیاه ,روغن ,باعث ,مقداری ,لباس ,فلفل سیاه ,روغن فلفل ,قطره روغن ,مقداری فلفل ,اسید هیدروکلوریک
شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...  

 

  شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...  

 

 

  پیروزی از نگاه آدمـخـــواران ...  

 

 

  باطلی که تا دندان مُسلح-ست ،

 تحمل ِ هیچ فریاد اعتراضی را ندارد ...  

 

 

 اینم تَندیس یکی دیگه از مُزدوران «نظام سلطه» ...

 

 

 باز هم خون تو جـــوهَـــر قلم ِ خواهان میشود ...

 

 

 ثـمـــره-ی «زر ، زور ، تبعیض» ...

 

 

 وقتی با قطع شاخه-ها به نتیجه نمیرسند،

 هر تَرفندی میزنند تا به ریشه-ها برسند! ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: شَرم از خدا، آدمـخـــواران، فریاد اعتراض، مُزدوران نظام سلطه، تبعیض، ریشه-ها،
برچسب ها : شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ... - شَرم ,مُجازه ,کاری ,انجام ,نباشه، ,کاری مُجازه ,نباشه، انجام
قضاوت سطحی ما مردم ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   قضاوت سطحی ما مردم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای قضاوت سطحی

 

http://s9.picofile.com/file/8306960600/qez8wate_ _hy_2.jpg

نتیجه تصویری برای قضاوت سطحی

 

http://s8.picofile.com/file/8306961984/qez8wate_ _hy_3.jpg

 

   پروفسورحس نقل می کند: در سالهای پیش از انقلاب در یکی از روستاهای نیشابور مشغول گدراندن دوران خدمت سربازی در بهداشت بودم. یکی از روزها سوار بر ماشین لندرور به همراه درمانگاه از جاده-ای میگذشتیم که دیدم یک چوپان از دور چوبدستش را تکان میداد و به سمت ما میدوید، در آن منطقه مردم ماشین درمانگاه را می شناختند، ماشین را نگه داشتیم، چوپان به ما رسید و نفس نفس ن و با لهجه ای روستایی گفت آقای مادرم سه روزه بیماره … به اشاره ما درب عقب لندرور را باز کرد و رفت عقب ماشین نشست … در بین راه چوپان گفت که ب از تهران با هواپیما به فرودگاه مشهد آمده و صبح به روستایشان رسیده و دیده مادرش مریض است … من وَ زیر چشمی به هم نگاه کردیم و از روی تمس خنده مرموزانه کردیم و به هم گفتیم: چوپونه برای اینکه به مادرش برسیم برای خودش کلاس میذاره …
به خانه چوپان رسیدیم و دیدیم پیرزنی در بستر خو ده بود، معاینه کرد و گفت سرما خوردگی دارد دارو وُ آمپول دادیم و یکدفعه دیگر هم سر زدیم و پیرزن خوب شد …
 دو سه ماه از این جریان گذشت و ما فراموش کردیم … یک روز دیدیم یک تقدیرنامه از طرف بهداری آن زمان آمده بود وَ در آن «از اینکه مادر پروفسور اعتمادی، برجسته پلی تکنیک تهران معالجه نموده اید، تشکر میکنیم …». من و ، هاج واج م م، وَ گفتیم مادر کدام پروفسور را ما درمان کرده ایم؟ تا یادمان به گفته های چوپان و معالجه مادرش افتادیم … با عجله به اتفاق در خانه پیرزن رفتیم، و از او پرسیدیم مادر کدام پسرت وُ پروفسور است؟ پیرزن گفت همانکه آن روز با شما بود …
 پسرم هر وقت به اینجا میاید، لباس چوپانی میپوشد و با زبان محلی صحبت میکند …
 من وَ شرمنده شدیم و من از آن روز با خودم عهد ، هیچ را دست کم نگیرم! وَ از اصل وُ خاک و ریشه خودم فرار نکنم ...
عشق را بیمعرفت معنا مکن / زر نداری مشت خود را وا مکن / گر نداری دانش ترکیب رنگ / بین گلها زشت یا زیبا مکن / خوب دیدن شرط انسان بودن است / عیب را در این و آن پیدا مکن / دل شود روشن ز شمع اعتراف / با ار بد کرده-ای حاشا مکن / ای که از لرزیدن دل آگهی / هیچ را هیچ جا رسوا مکن / زر بدست طفل دادن ابلهیست / اشک را نذرِ غم دنیا مکن / پیرو خورشید یا آئینه باش / هرچه دیده ای افشا مکن 
 « حس »

 

 ویرایش وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: قضاوت سطحی، گـنـــاه، تـــوبـــه، حس ،

برچسب ها : قضاوت سطحی ما مردم ... - ,چوپان ,ماشین ,مادر ,پروفسور ,پیرزن ,مادر کدام ,قضاوت سطحی
مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ...      

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای کره شمالی پادگانی تمام عیار

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای کاریکاتور کره شمالی

 

نتیجه تصویری برای کاریکاتور کره شمالی

 

 وبلاگ محمد مهاجری ، خبرآنلاین:  4سال پیش تقریبا در همین ایام، کره شمالی بودم. همین کشوری که این روزها تیتر اول رسانه های دنیاست و دلواپس های وطنی قند توی دلشان آب می شود که همین الان "اون" (پسرشجاع )یک موشک می-زند به قلب امریکا و به همه دنیا نشان می دهد که " " یعنی کشک!
 کره شمالی را نه من، که خیلی ها اینجوری دیده اند:
- از دم گیت ورودی فرودگاه، یک امنیتی دنب می آید که اسمش "راهنما"ست. همه جا همراهت است حتی - ببخشید- تا پشت در دستشویی.
-مردم صبح زود که می روند سر کار، ل تر و خموده تر و افسرده تر از بی هستند که از کار به خانه برگشته اند.
-مردم ماشین شخصی ندارند، و آنطور که راهنمایم می گفت:" انمان بخاطر اینکه سلامت بمانیم ماشین بهمان نمی دهند تا پیاده برویم و چاق نشویم"
-کنکور و حتی در پایتخت مال فرزندان مقامات امنیتی و نظامی و حزب حاکم است.
در بقیه ا،حد تحصیلات مشخص شده. عده ای می توانند دیپلم بگیرند، تعداد بیشتری سیکل و عده بیشتر تری،تا پایان ابت درس می خوانند.
-
هیچ ایمیل شخصی ندارد و اگر آدرس پست الکترونی ا بخواهی یک ایمیل تی تحویلت می دهد و می گوید مربوطه که بداند برای من فرستاده ای، پرینتش را به من می دهد.
-
اگر هوس رو مه خواندن کنی باید امروز سفارش بدهی، تا شب برایت چاپ کنند و فردا بروی بگیری.
-
محکومی به دیدن2شبکه تلویزیونی . یکی از عصر تا سر شب . و دیگری از عصر تا یکی دوساعت بعد از غروب آفتاب.
نصف بیشتر برنامه ها هم به نشان دادن"اون" و و آواز و طبیعت اختصاص دارد.
- حتی اگر بخواهی به سفارت ک بروی، امنیتی لازم می داند همراهت بیاید.
-
گاه و بیگاه مجبوری بروی جلوی مجسمه بابا و بابابزرگ"اون"تعظیم کنی.
- بر اساس جایگاه اجتماعی-ات، درآمدی داری که فقط می توانی از فروشگاههایی که مربوط به طبقه خودت است ید کنی.
اگر بخواهی گوشت بخوری و مثلا هوس گوشت کنی باید 2تا3برابر گوشت سگ هزینه کنی.
- غیر از پایتخت که به زور بزک دوزک قیافه اش را - آن هم در معابر اصلی- تزیین کرده اند، بقیه کشور را نکبت فراگرفته و فقر از در و دیوارش بالا می رود.
-...
 کاش دلواپس های عاشق موشک و سلاح هسته ای که قبله شان"اون" است و قطعا با ویزای سریع و تور مجانی می توانند به کره شمالی بروند یک هفته را در کعبه آ ان بگذرانند و بعدا نظر بدهند. شاید آنها زودتر از امثال من به این نتیجه برسند که حتی اگر در آن کشور روزی صدتا بمب هسته ای هم تولید کنند،هیچ شرفی برای مردم و کشورشان ندارد. و یقین دارم این مهمانان دلواپس موقع برگشتن از خاک کره زیر لب خواهند گفت:"مرده ان ببرد با بمب هسته ای تان". (البته اگر وجدانشان را پیش"اون" جا نگذارند.)
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 









برچسب ها : مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ... - هسته ,مردم ,امنیتی ,بخواهی ,گوشت , ,مرده ان , ان ببرد , امنیتی
آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

     به گزارش جماران، آیت الله امجد شب احیاء ، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در موسسه نوید صالحین، گفت: در این عالم، برخی احکام بر برخی احکام دیگر و برخی قوانین بر برخی قوانین دیگر حاکم هستند. تبعیت بر همه چیز حاکم است و اگر تبعیت بر همه چیز حاکم باشد، جامعه به این بدبختی نمی افتد.
آیت الله امجد در ادامه تصریح کرد: به راستی شکر کدام نعمت خدادادی را می توانیم به جا آوریم؟ شما می توانید شکر کنید که خدا ما را وادار کرده روزی ۱۰ مرتبه قرآن بخوانیم؟ با آن همه گرفتاری روزی چندین مرتبه قرآن می خواند؛ چهره مظلومی است.
وی با اشاره به اینکه هرچه خدا گفت، برع انجام دادیم، تصریح کرد: ما امانت خدا هستیم و به خودمان خیانت کردیم؛ خدا گفت «نکنید»، انجام دادیم؛ خدا گفت «انجام دهید»، نکردیم. ما گوش شنوا نداریم.
 آیت الله امجد با تاکید بر اینکه اعتدال نداریم، گفت: یا هیچ کاری را انجام نمی دهیم، یا همه کار می کنیم. مدیر باید دارای ۴ شرط مدیریت باشد؛ مدیر باید اختیار داشته باشد، امین باشد، حسابرس باشد و آگاهی داشته باشد.
وی با تاکید بر اینکه مشکلات زیادی در جامعه وجود دارد که انسان را خُرد می کند، اظهار کرد: امشب آمده ایم تا قرآن را روی سر بگذاریم؛ قرآن نور است، قرآن هدایت است. مشکلات جامعه کم نیست؛ مشکلات جامعه آدم را د می کند. امشب آمدیم برای ظهور زمان (ع) دعا و طلب مغفرت کنیم. باید از گناهان خود توبه کنیم.
آیت الله امجد با اشاره به شهادت آیت الله مدنی، گفت:
آیت الله مدنی ۴۰ سال قبل از شهادتش، شک کرده بود که کشته می شود، وی یکپارچه نور بود؛ شب احیاء بالای منبر رفته بود و به مردم گفته بود که «آقایان شما آمدید از گناهانتان توبه کنید، من آمده ام از منبر هایم توبه کنم». آیت الله مدنی، شهید بزرگوار، نسبت به ارزش ها حساس بود اما بالای منبر رفته بود و گفت که می خواهم از منبر خود توبه کنم.
وی با تاکید بر اینکه آمده ایم امشب با علی (ع) آشتی کنیم و او را بشناسیم، اظهار کرد: این دنیا متاع غرور و متاع بلاغ است؛ دنیا معبد، و جای انبیاء است؛ اینجا از بهشت بالا تر است چرا که در بهشت ترقی عملی نیست، در دنیا با یک صلوات به عرش می رسید. اینجا، جای متاع بلاغ است. اما هیچ به اندازه حضرت علی (ع) به دنیا تیر نزده است، چیست دنیا؟ از خدا غافل شدن.
آیت الله امجد با تاکید بر اینکه انسان نباید اسیر نان و آب باشد، گفت: ما همه ابزار خدادادی، زمین، آسمان، ک شان و... را که برای انسان آفریده شده را به یاد داریم؟ فرض کنیم بهشت و جهنم نباشد، آیا درست است که گناه کنیم؟ همه این ها برای این است که انسان نان و آب داشته باشد.
وی تصریح کرد:
پیغمبر (ص)، حضرت علی و زمان (عج) پدران شما هستند، چه غم دارید؟ ی پدر دارد، غم دارد؟ علی (ع) بعد از جانشین است، علی جان شیرین است. خدا به نام علی (ع) جلوه کرده است، می خواهید خدا را ببینید، علی (ع) را ببینید.
آیت الله امجد با تاکید بر اینکه اگر مجتهد عادل و رساله عملی داشته باشیم، پیرو علی می شویم، خطاب به حاضرین اظهار کرد: انسان درصورتی که خود را بشناسد می تواند خدا را بشناسد، خود را بی د تا خدا را بشناسید. چه بخواهید و چه نخواهید بهشت و جهنم وجود دارد، امشب خود را بشناسید.
وی ادامه داد: فردی به حسین (ع) می گوید، می خواهم گناه کنم؛ حسین (ع) مانند ما نیست که به او بگوید خبیث، ملعون؛ او را بگیرید، ببرید، ۱۱۰ را خبر کنید و ببرید زندان؛ حسین (ع) انسان است. بشر با انسان فرق می کند؛ این بشر آمده تا انسان شود، انسان بی نهایت بزرگ. حضرت می فرماید، اگر می خواهی گناه کنی، برو جایی که خدا تو را نبیند؛ این بزرگان این گونه تربیت می د.
آیت الله امجد افزود: ممکن است فردی اهل گناه باشد و در نهایت به بهشت برود، ممکن است فردی تمام عمر در حوزه باشد و به ته جهنم برود. تمام بدبختی ما از خودبینی و تمام سعادت در خدا پرستی است. انسان باید بداند که مبداء است. دریا است؛ خویش را باید در خویش پیدا کند. ما خودبینیم. خودبینی، تکبر، کبر به همراه می آورد.
ما دو دشمن چون نفس و زینت دنیا داریم و تمام بدبختی ما از خودپرستی، خودبینی و عدم خداپرستیمان است. ما همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم.
وی با تاکید بر اینکه امشب برای توبه آمده ایم، اظهار کرد: خدا غیر از قاتل حسین (ع) همه را می بخشد؛
هر ، هرچه، هرجا، هر فرصت می تواند توبه کند. توبه، پشیمانی است. ما مرده های عمودی هستیم که بعدا افقی می شود. باید «خ مان» را کنار بگذاریم، در این صورت آدم می شویم؛ تا خ می کنیم، آدم نمی شویم. اگر بتوانیم امشب خودخواهیمان را کنار بگذاریم به عرش می رویم.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ... - الله ,انسان ,امجد , ,اینکه ,امشب ,الله امجد , حسین ,بهشتی می دانیم ,بالای منبر ,الله مدنی،
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ...   

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  جهل وُ بی-تفاوتی ...

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

تصویر مرتبط

  جماعتی که خود را بخواب زده-اند ...

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  چشم وُ هم-چشمی ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  چشم-بسته هر غذای روحی را میخورند ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

 

http://s5.picofile.com/file/8115897126/duste_n8d8n_1.jpg

  خلق را تقلیشان بر باد داد ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  تمس اهل بصیرت ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  سرانجام احمق ِ خودبین ... 

 

    ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺖ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ:
ﺭﻭﮊ ﻟﺒﺖ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻧﺖ ﺗﻤﻮﻡ بشه.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﻓﺨﺮﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻭُ ﺯﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻄﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﺪﻭﻧﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤﯿﺰﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻬﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻧﮑﻨﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﭽﻪ ﺍﺕ ﺟﺮأﺕ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕ ﺭﻭ ﺷﮑﺴﺘﻪ”..
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻭﺭﺯﺵ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﯼ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﺨﭽﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﻪ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﮐﻤﮑﻪ، ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻢ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ .
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: فقر فرهنگی، فقر اجتماعی، فقر اقتصادی، تجملگرایی، چشم وُ همچشمی، جهل وُ بی-تفاوتی، غذای روحی،
برچسب ها : ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ... - ﺍﯾﻨﻪ
فرق بین پرست با خدا پرست قلّ !
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    فرق بین پرست با خدا پرست قلّ !   

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 اخبار 20:30 چندی پیش فیش حقوقی معاون بیمه تامین اجتماعی رو نشون داد: مبلغ دریافتی: 278/566/520 ریال !!! (بیست وهفت میلیون و هشتصدوپنجاه وشش هزارو ششصدوپنجاه ودوتومان) نکته جالب توجه قسمت دریافت وام ایشون بود:  مبلغ وام دریافتی: 4/800/000/000ریال (چهارصدوهشتاد میلیون وام دریافتی )  و قسمت جالب تر: مبلغ ماهانه قسط وام:
5/700/000ریال (
پانصدوهفتاد هزارتومان)
 یعنی بنده خدا... باید تقریبا 90سال دیگه وام رو پس بده!!
 و حالا ... زین العابدین عبدالکلام  به مدت پنج سال رئیس جمهور کشور هند بود. او چند روز پیش(27ژوییه 2015) در سن هشتاد سه سالگی درگذشت و ملت هند را به عزا نشاند.
 تلویزیون ملی هند دارایی و ثروت او را چنین اعلام کرد: سه دست کت و شلوار ، شش عدد پیراهن ، یک عدد ساعت مچی ، دو هزار و پانصد جلد کتاب ، یک آپارتمان تی که مدت ها پیش به جامعه دانشمندان هند تحویل داده شد.
موجودی بانکی صفر.  تنها دارایی او دعای یک ونیم میلیارد جمعیت هندوستان که همراهش بود!
 این هندوی پرست کجا؟! و معاونین خدا پرست ما کجا؟! ...

  

پاسخ شایعه

1. متاسفانه در سطوح بالای برخی سازمانها شاهد پرداخت ارقامی غیر متعارف هستیم که گاها خبرساز نیز می شوند. این در حالیست که تبصرهء ماده 76 قانون مدیریت خدمات کشوری حداکثر حقوق را مشخص کرده است!

2. فیش حقوقی مدیرعامل یک شرکت بیمه تی که در برخی رسانه ها انتشار یافت، رقمی حدود ۲۶ میلیون تومان داشت، اما رقم وام ادعا شده در شایعه در آن وجود ندارد!

3. وامی که در این فیش درج شده ۳ و نیم میلیون تومان است نه ۴۸۰ میلیون تومان و وام ذکر شده در فیش نه در ۹۰ سال، بلکه با بخشی از دریافتی یکماه ایشان مستهلک می شود!

http://yon.ir/hoghughi

4. پرداختهای خارج از عرف، ناشی از ضعف برخی قوانین و دور زدن آنها در قالب پاداشهای نجومی است!

http://yon.ir/padash

5. "زین العابدین عبدالکلام" رئیس جمهور فقید هند پرست نبود! همانطور که از نام او پیداست او یک مسلمان زاده معتقد به فرائض دینی بود! پدرش جماعت مسجد محل و مورد رجوع اهالی بود! 

6. هیچ منبع هندی یا بین المللی ادعاهای شایعه در خصوص دارائی های او را تایید نمی کند! "کلام" که پدر موشکی هند نیز بود، علاوه بر حقوق بازنشستگی و حق تالیف کتابهایش، ملکی هم در بنگلور هند داشت! اقلامی از جمله لب تاپ و... هم از میراث اوست!

http://yon.ir/abdolkala

http://yon.ir/abdolkalam

7. برخی مسئولان کشور و خصوصا انقلاب، دستور مبنی بر ساده زیستی را رعایت می کنند. ساده زیستی ایشان نمونه است، تا جایی که تمام زندگی شخصی انقلاب بجز کتابهایشان، در یک وانت کوچک جا می شود! جا دارد همه کارگزاران به تعالیم مکتب و این الگوی ناب اقتدا کنند.

http://yon.ir/sadezisty

http://yon.ir/sadezist2

حق جو وحق طلب باشیم

لینک مطلب جهت انتشار: http://shayeaat.ir/post/496
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : فرق بین پرست با خدا پرست قلّ ! - http ,پرست ,میلیون ,دریافتی ,مبلغ ,شایعه ,میلیون تومان ,ساده زیستی ,رئیس جمهور ,پرست قلّ
اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

وبلاگ محمدرضا زائری، خبرآنلاین: پس از بازنشر ویدئوی گشت ارشاد که به بهانه آن چیزی درباره حجاب نوشته بودم برخی دوستان پاسخ ها و یادداشت هایی منتشر د که شاید لازم بود من نیز در مقابل توضیحاتی بدهم.
لیکن هر چه فکر می کنم می بینم ادامه بحث به همان چیزی دامن می زند که از آن پرهیز دارم و به همین دلیل مدتهاست نه مصاحبه ای در این زمینه می کنم و نه سخنرانی و میزگرد و ... را می پذیرم، از این روی هر چه فکر دیدم جواب دادنش مصلحت نیست و ترجیح می دهم که گذشت زمان همه چیز را-بیش از امروز- روشن کند و مسؤولان امر را به این نتیجه برساند که اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد و رویارویی با مردم بیش از زور بازو نیازمند استفاده از دل و جان است .
فقط چون برخی در اصل تشکیک کرده بودند عرض می کنم که من از چند طریق از صحت اطمینان ب ولی با این حال خودم در آن پست احتمالات دیگر را برای گرفتن زهر مطلب مطرح کرده بودم. الآن هم مدارک و شواهد دیگری از سرنوشت دردناک برخوردهای انتظامی با موضوع حجاب دارم ولی فقط به عنوان نمونه همین دو نمونه برای انی که همچنان از گشت ارشاد دفاع می کنند منتشر می کنم.
اولی پیامک یکی از مأموران که هم کار خودش را زیر سؤال می برد و مقام مافوق و همکاران خود را عقده ای می نامد! و هم می خواهد باب ارتباط با شخص مثلا "مجرم" راباز کند! و دومی هم گزارش یکی از دنبال کنندگان این صفحه از تجربه خودش با یکی از مأموران ! واقعیت این است که این شیوه غیر عقلانی و رفتار نادرست که هر ی با اندک تأمل می تواند آسیب ها و عوارضش را درک کند به طور طبیعی نتایج و پیامدهای سیاه تر از این هم خواهد داشت!
نیروی انتظامی یکی از ارکان اساسی استقرار ثبات و امنیت کشور است و برخی از انی که پرسنل شریف نیروی انتظامی را در این سطح درگیر و گرفتار ساخته اند بی سر وصدا دارند کارکردهای اصلی این نیروی ارزشمند را ت یب می کنند.
متأسفانه انی که از گشت ارشاد دفاع می کنند متوجه نیستند که این روند در آینده نزدیک چه بنیان هایی را در نظام مان سست تر و لرزان تر خواهد ساخت و چگونه همین اندک فرصت باقیمانده برای ترویج ارزشهاى دینی را هم از ما خواهد گرفت. اشتباه فاحش دوستان دلسوز ما این است که به خاطر نگرانی شان در موضوع حجاب یک خطر و تهدید بزرگتر را نمی بینند و متوجه ابعاد خطرناک آن تهدید نیستند.
هنر آن است که انسان دورتر از اینجا و دیرتر از امروز را بییند و با تأمل در احوال پیشینیان از تاریخ درس بگیرد و بفهمد یک سیاست غلط و ناشیانه حتى با نیت صحیح چه غلط های بزرگی را رفم می زند.
کشور ما متاسفانه اکنون در شرایط بسیار سخت و دشواری قرار دارد و متن جامعه دچار آسیب های فراوان و در معرض بحران های سخت است ولی این بار بیش از آن که تهدید و نظامی باشد، این خطر در حوزه اجتماعی است.
امثال شهید محسن حججی با نثار جان خود تهدید و نظامی را پاسخ گفته و می گویند اما تهدید اجتماعی و مشکلات روزافزونی از قبیل بیکاری و فقر و فساد و اعتیاد و ... را با خون دادن نمی توان تدبیر کرد.
مصرف مشروبات الکلی به مراتب خطرناک تر از بی حج است، چرا ی نگران این خطر خانمان سوز نیست؟ خی ان را راحت کنم، اینجا دیگر با جان دادن و خون دادن و کربلا و عاشورا آف مشکل حل نمی شود! بلکه عقل و تدبیر و برنامه ریزی و صبر می خواهد!
آنان هم که نگران هستند باید تکلیف را روشن کنند، اگر قبول دارند که و المؤمنین را بهتر از آنان می شناسند باید به سراغ عد مظلوم و غریب بروند و اگر معتقد هستند که را از صاحبان خانه وحی بهتر می فهمند پس لااقل بدون تعارف و به صراحت بگویند و ما را راحت سازند!

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها: بدحج ، حجاب، پلیس امنیت اخلاقی، طرح امنیت اخلاقی،

برچسب ها : اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد ... - تهدید ,تدبیر ,جامعه ,امنیت ,نیروی ,دادن ,اداره جامعه ,نیاز دارد ,تدبیر نیاز ,امنیت اخلاقی، ,تهدید
دوست آن باشد که ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  دوست آن باشد که ...  

 

http://s8.picofile.com/file/8304894134/duste_b8wafaa_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8304895500/raf3q_raf3qe_bachegyhaa_1.jpg

http://s8.picofile.com/file/8304895926/raf3qe_n8rae3q_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8304896318/raf3qe_n8rae3q_2.jpg

http://s9.picofile.com/file/8304897026/raf3qe_n8rae3q_3.jpg

نتیجه تصویری برای نارفیق شعر

نتیجه تصویری برای نارفیق شعر

نتیجه تصویری برای نه من شیر پر زور

تصویر مرتبط

 

  جان شیرینم ، هر چه فکر میکنم یادم نمیآد که حرفآی امشبم رو اینطور رُک وُ راست به تو گفته باشم ؛ درواقع هیچوقت موقعیت وُ فرصت مناسبی برای گفتن وُ شنیدن پیشآمد نکرده ، تا امشب ...

 «اگر رفیق شفیقی، درست پیمان باش / حریف خانه وُ گرمابه وُ گلستان باش» ...
 ممکنه تو یا همسالان تو بگن «ای بآبآ ... دلت خوشه. این رفیقی که خواجه-ی شیراز توصیه کرده مربوط به اون دورانه، چنین رفیقی دیگه "کیمیا" شده» ... درسته خیلی کمیاب شدن ، ولی نسل-شون منقرض نشده! ... درسته، حتی نسبت به چهل، پنجاه سال پیش هم خیلی کم شدن وَ رنگ عوض ، وَ الان هم رنگ وُ لعاب-شون هر روز بیشتر وُ بیشتر میشه.

   تقریباً بیست سالی شده که به این نتیجه رسیدم «بیشتر آدما با یک عینک "سیاستمدار ِ دلال-مآب" دوستآشونو انتخاب میکنند»!؟ یعنی ملاک انتخابشون اینه که طرف چی داره، چقدر داره، وَ کلا چقدرش به اونا «می-مـآسه» ... در واقع، به چشم یک ِ پُر-شیر ِ پُر-زور بهشون نگاه میکنند تا بتونند به بهترین وجه ، هر جا وَ هر وقت که لازم شد، ازشون سوء استفاده کنند تا اینکه تاریخ مصرفشون تموم بشه! ...  نمیگم همه، ولی اکثرشون اینطوری-ند ؛ کارشون که باهات تموم شد، بی-خبر وُ بی-خدا حافظی، حذفت میکنند. انگار نه انگار که هر چی تونستین «فقط محض رفاقت» کمک-شون کردی. بعضیاشون که حسابگر خوبی نیستن ، نامردیآی خودشونو نادیده میگیرن وُ برای کاری که باهات دارن، با کمال وقاحت وَ روی ِ خوش وُ چاپلوسانه میآن سراغت! ... صد رحمت به وفای گرگی که دو، سه بار لقمه-ای بهش دادین ...

   بدترین نارفیق یه که هرجایی که بخواد اظهار فضل میکنه وُ نظر میده، الا وقتیکه بیراه رفتن تو رو می-بینه وُ درک میکنه ؛ ولی بخاطر نامر سکوت میکنه، در حالیکه تو رو بطرف بیراهه-های مُ ب دیگه وَسوسه وُ تشویقت میکنه وَ از این سادیسم «دیگر-آزاری»، در خفا لذت می-بَره! ... اگه به راه دوری برای زندگی بری، حتی جواب نامه-تو هم نمیده ؛ تو مَرامش اینه : «مُرغی که از قفس پرید، ارزش جواب نامه رو هم نداره، با شکار دیگه-ای باید جاشو پُر کرد»! ...

     بعضی وقتآ اینآ برای اثبات دوستی-شون ، احتمالاً کمکی به شما میکنند که در حقیقت نوعی نون قرض دادن وَ «دون پاشیدنه» تا اعتمادتونو بشتر جلب کنند.

 شاید متوجه شده باشین که منظور کل ِ حرفآی من این نیست که یک خط قرمز دور خودتون بکشید وَ تنهایی وُ عُزلت رو انتخاب کنید ؛ دلـبـنــــدم ، منظورم اینه که هر دستی که بطرفتان دراز میشه، زدن هر لبخند دوستانه-ای به روی ماهتان، هر تعریف وُ تمجیدی، هر دعوت وُ تقاضایی، وَ خلاصه هر چیزی مثل اینآ ، ممکنه خالصانه وُ صادقانه نباشه، دام فریبی باشه برای خام شما ؛ خصوصاً از طرف آقایون به خانمها! ...

     اگه با ی دوست میشین، «زودی میخهای عاطفه وُ دوستی» رو نکوبین، فرصت بدین تا مَحَکهای دوستی اثبات بشه، بعد به تدریج ، اعتمادتونو نشون بدین.

 

   عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : دوست آن باشد که ... - میکنه ,میکنند ,اینه ,دوست ,جواب نامه
پاچه-لیسان چه راحت بهَم نان قرض میدهند ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   پاچه-لیسان چه راحت بهَم نان قرض میدهند ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s3.picofile.com/file/8212499384/ch8plusee_3.jpg

http://s3.picofile.com/file/8212499926/ch8plusee_4.jpg

http://s6.picofile.com/file/8196696350/ch8plusy_2.jpeg

http://s8.picofile.com/file/8302071184/z3r8by_raftan_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8302071350/dozd8ne_bozorg_rahaa_aaft8behdozd8n_moj8z8t_1.jpg

 عبد الملک بن صالح از امرا و بزرگان خاندان بنی عباس بود و روزگاری دراز در این دنیا بزیست و دوران خلافت هادی و هارون الرشید و امین را درک کرد. مردی فاضل و دانشمند و پرهیزگار و در فن خطابت افصح زمان بود. چشمانی نافذ و رفتاری متین و موقر داشت به قسمی که مهابت و صلابتش تمام رجال دارالخلافه و حتی خلیفه وقت را تحت تاثیر قرار می داد. بعلاوه چون از معمرین خاندان بنی عباس بود خلفای وقت در او به دیده احترام می نگریستند. به سال 169 هجری به فرمان هادی خلیفه وقت، حکومت و امارت موصل را داشت ولی پس از دو سال یعنی در زمان خلافت هارون الرشید بر اثر سعایت ساعیان از حکومت بر کنار و در بغداد منزوی و خانه نشین شد. چون دستی گشاده داشت پس از چندی مقروض گردید. ارباب قدرت و توانگران بغداد افتخار می د که عبد الملک از آنان چیزی بخواهد، ولی عزت نفس و استغنای طبع عبد الملک مانع از آن بود که از هر مقامی استمداد و طلب مال کند. از طرف دیگر چون از طبع بلند و جود و سخای ابوالفضل جعفربن یحیی بن خالد برمکی معروف به «جعفر برمکی» مقتدر هارون الرشید آگاهی داشت و به علاوه می دانست که جعفر مردی فصیح و بلیغ و دانشمند است و قدر فضلا را بهتر می داند و مقدم آنان را گرامی تر می شمارد، پس نیمه شبی که بغداد و بغدادیان در خواب و خاموشی بودند با چهره و روی بسته و ناشناس راه خانه جعفر را در پیش گرفت و اجازه خواست. اتفاقا در آن شب جعفر برمکی با جمعی از خواص و من جمله شاعر و موسیقیدان بی نظیر زمان، اسحق موصلی بزم ی ترتیب داده بود و با حضور مغنیان و مطربان شب زنده داری می کرد. در این اثنا پیشخدمت مخصوص، سر در گوش جعفر کرد و گفت : «عبدالملک بر در سرای است و اجازه حضور می طلبد.» از قضا جعفر برمکی دوست صمیمی و محرمی به نام عبد الملک داشت که غالبا اوقات فراغت را در مصاحبتش می گذرانید. در این موقع به گمان آنکه این همان عبد الملک است نه عبد الملک صالح، فرمان داد او را داخل کنند. عبد الملک صالح بی گمان وارد شد و جعفر برمکی چون آن پیر مرد متقی و دانشمند را در مقابل دید به اشتباه خود پی برده چنان منقلب شد و از جای خویش جستن کرد که «میگساران جام باده بریختند و گلعذاران گریختند، دست از چنگ و رباب برداشتند و رامشگران پا به فرار گذاشتند.» جعفر خواست دستور دهد بساط را از نظر عبد الملک پنهان دارند ولی دیگر دیر شده کار از کار گذشته بود. حیران و سراسیمه بر سر و پای ایستاد و زبانش بند آمد. نمی دانست چه بگوید و چگونه عذر تقصیر بخواهد. عبد الملک چون پریشان حالی جعفر بدید به سابقه آزاد مردی و بزرگواری که خوی و منش نیکمردان عالم است با کمال خوشرویی در کنار بزم نشست و فرمان داد مغنیان بنوازند و ساقیان لعل فام جام در گردش آورند. جعفر چون آن همه بزرگمردی از عبدالملک صالح دید بیش از پیش خجل و شرمنده گردید پس از ساعتی اشاره کرد بساط را برچینند و حضار مجلس - بجز اسحق موصلی - همه را مرخص کرد. آنگاه بر دست و پای عبد الملک بوسه زد عرض کرد :«از اینکه بر من منت نهادی و بزرگواری فرمودی بی نهایت شرمنده و سپاسگزارم. اکنون در اختیار تو هستم و هر چه بفرمایی به جان یدارم.» عبدالملک پس از تمهید مقدمه ای گفت :«ای ابو الفضل، می دانی که سالهاست مورد بی مهری خلیفه واقع شده خانه نشین شده ام. چون از مال و منال دنیا چیزی نیندوخته بودم لذا اکنون محتاج و مقروض گردیده ام. اص خانوادگی و عزت نفس اجازه نداد به خانه دیگران روی آورم و از رجال و توانگران بغداد، که روزگاری به من محتاج بوده اند، استمداد کنم ولی طبع بلند و خوی بزرگ و بخشندگی تو که صرفا اختصاصی به ایرانیان پاک سرشت دارد مرا وادار کرد که پیش تو آیم و راز دل بگویم، چه می دانم اگر احیانا نتوانی گره گشایی کنی بی گمان آنچه با تو در میان می گذارم سر به مهر مانده، در نزد دیگران بر ملا نخواهد شد. حقیقت این است که مبلغ ده هزار دینار مقروضم و ممری برای ادای دین ندارم.» جعفر بدون تامل جواب داد : «قرض تو ادا گردید، دیگر چه می خواهی؟» عبدالملک صالح گفت :«اکنون که به همت و جوانمردی تو قرض من مستهلک گردید. برای ادامه زندگی باید فکری م زیرا تامین معاش آبرومندی برای آینده نکرده ام.» جعفر برمکی که طبعی بلند و بخشنده داشت با گشاده رویی پاسخ داد : «مبلغ ده هزار دینار هم برای ادامه زندگی شرافتمندانه تو تامین گردید چه می دانم سفره گشاده داری و خوان کرم بزرگمردان باید مادام العمر گشاده و گسترده باشد. دیگر چه می فرمایی؟» عبد الملک گفت : «هر چه خواستم دادی و دیگر محلی برای انجام تقاضای دیگری نمانده است.» جعفر با بی صبری جواب داد : «نه، امشب مرا به قدری شرمنده کردی که به پاس این گذشت و جوانمردی حاضرم همه چیز را در پیش پای تو نثار کنم. ای عبدالملک، اگر تو بزرگ خاندان بنی عباسی، من هم جعفر برمکی و از دوده ایرانیان پاک نژاد هستم. جعفر برای مال و منال دنیوی در پیشگاه نیکمردان ارج و مقداری قایل نیست. می دانم که سال ها خانه نشین بودی و از بیکاری و گوشه نشینی رنج می بری، چنانچه شغل و مقامی هم مورد نظر باشد بخواه تا فرمانش را صادر کنم.» عبدالملک آه سو کی کشید و گفت :«راستش این است که پیرو سالمند شده ام و واپسین ایام عمر را می گذرانم. آرزو دارم اگر خلیفه موافقت فرماید به مدینه منوره بروم و بقیه ی عمر را در جوار مرقد رسول به سر برم.» جعفر گفت :«از فردا والی مدینه هستی تا از این رهگذر نگرانی نداشته باشی.» عبد الملک سر به زیر افکند و گفت :«از همت و جوانمردی تو صمیمانه تشکر می کنم و دیگر عرضی ندارم.» جعفر دست از وی بر نداشت و گفت :«از ناصیه تو چنین استنباط می کنم که آرزوی دیگری هم داری. محبت و اعتماد خلیفه نسبت به من تا به حدی است که هر چه استدعا کنم بدون شک و تردید مقرون اجابت می شود. سفره دل را کاملا باز کن و هر چه در آن است بی در میان بگذار.» عبدالملک در مقابل آن همه بزرگی و بزرگواری بدوا صلاح ندانست که آ ین آرزویش را بر زبان آورد ولی چون اصرار و پافشاری جعفر را دید سر بر داشت و گفت :«ای پسر یحیی، خود بهتر می دانی که من در حال حاضر بزرگترین فرد خاندان عباسی هستم و پدرم صالح همان ی است که در محل ذات السلاسل نزدیک مصر- بر مروان آ ین خلیفه اموی غلبه کرد و سرش را نزد سفاح آورد. با این مراتب اگر تقاضایی در زمینه وصلت و پیوند شویی از خلیفه المومنین م توقعی نابجا و خارج از حدود صلاحیت و شایستگی نکرده-ام. آرزوی من این است که چنانچه خلیفه مصلحت بداند فرزندم صالح را به دامادی سر افراز فرماید. نمی دانم در تحقق این خواسته تا چه اندازه موفق خواهی بود.» جعفر برمکی بدون لحظه ای درنگ و تامل جواب داد : «از هم اکنون بشارت می دهم که خلیفه پسرت را حکومت مصر می دهد و دخترش عالیه را نیز به ازدواج وی در می آورد.» دیر زمانی نگذشت که صدای اذان صبح از موذن مسجد مجاور خانه جعفر برمکی به گوش رسید و عبدالملک صالح در حالی که قلبش مالامال از شادی و سرور بود خانه جعفر را ترک گفت. بامدادن جعفر برمکی حسب المعمول به دارالخلافه رفت و به حضور هارون الرشید بار یافت. خلیفه نظری کنجکاوانه به جعفر انداخت و گفت :«از ناصیه تو پیداست که در این صبحگاهی خبر مهمی داری.» جعفر گفت :«آری المومنین شب گذشته عموی بزرگوارت عبدالملک صالح به خانه ام آمد و تا طلیعه صبح با یکدیگر گفتگو داشتیم.» هارون الرشید که نسبت به عبد الملک بی مهر بود با ح غضب گفت :«این پیر سالخورده هنوز از ما دست بردار نیست. قطعا توقع نابجایی داشت، اینطور نیست؟» جعفر با خونسردی جواب داد :«اگر ماجرای شب گذشته را به عرض برسانم المومنین خود به گذشت و بزرگواری این مرد شریف و دانشمند که به حق از سلاله بنی عباس است، اذعان خواهند فرمود.» آن گاه داستان بزم و حضور غیر مترقب عبدالملک و سایر رویدادها را تفصیلا شرح داد. خلیفه آنچنان تحت تاثیر بیانات جعفر قرار گرفت که بی اختیار گفت : «از عمویم عبدالملک متقی و پرهیزکار بعید به نظر می رسید که تا این اندازه سعه ی صدر و جوانمردی نشان دهد. جدا از مردانگی و بزرگواری او خوشم آمد و آنچه کینه از وی در دل داشتم ی ره زایل گردید.» جعفر برمکی چون خلیفه را بر سر نشاط دید به سخنانش ادامه داد و گفت :«ضمن مکالمه و گفتگو معلوم شد پیرمرد این اوا مبلغ قابل توجهی مقروض شده است که دستور دام قرض هایش را بپردازند.» هارون الرشید به شوخی گفت :«قطعا از کیسه خودت !» جعفر با لبخند جواب داد :«از کیسه خلیفه بخشیدم، چه عبدالملک در واقع عموی خلیفه است و حق نبود از بنده چنین جسارتی سر بزند.» هارون الرشید که جعفر برمکی را چون جان شیرین دوست داشت با تقاضایش موافقت کرد. جعفر دوباره سر بر داشت و گفت : «چون عبد الملک دستی گشاده دارد و مخارج زندگیش زیاد است مبلغی هم برای تامین آتیه وی حواله .» هارون الرشید مجددا به زبان شوخی و مطایبه گفت :«این مبلغ را حتما از کیسه شخصی بخشیدی !» جعفر جواب داد :«چون از وثوق و اعتماد کامل بر خوردار هستم لذا این مبلغ را هم از کیسه خلیفه بخشیدم.» هارون الرشید لبخندی زد و گفت :«این را هم قبول دارم به شرط آنکه دیگر گشاده بازی نکرده باشی !» جعفر عرض کرد :« المومنین بهتر می دانند که عبدالملک مانند آفتاب لب بام است و دیر یا زود افول می کند. آرزو داشت که واپسین سال های عمر را در جوار مرقد پیغمبر بگذراند. وجدانم گواهی نداد که این خواهش دل رنجور و ش ته اش را تحقق نبخشم، به همین ملاحظه فرمان حکومت و ولایت مدینه را به نام وی صادر که هم اکنون برای توقیع و توشیح حضرت خلیفه حاضر است.» هارون به خود آمد و گفت :«راست گفتی، اتفاقا عبد الملک شایستگی این مقام را دارد و صلاح است حکومت طائف را نیز به آن اضافه کنی.» جعفر انگشت اطاعت بر دیده نهاده پس از قدری تامل عرض کرد :«ضمنا از حسن نیت و اعتماد خلیفه نسبت به خود استفاده کرده آ ین آرزویش را نیز وعده قبول دادم.» هارون گفت :«با این ترتیب و تمهیدی که شروع کردی قطعا آ ین آرزویش را هم از کیسه خلیفه بخشیدی !؟» جعفر برمکی رندانه جواب داد :«اتفاقا بخشش در این مورد بخصوص جز از کیسه خلیفه عملی نبود زیرا عبدالملک آرزو دارد فرزندش صالح به افتخار دامادی از خلیفه المومنین نایل آید. من هم با استفاده از اعتماد و بزرگواری خلیفه این وصلت فرخنده را به او تبریک گفتم و حکومت مصر را نیز برای فرزندش، یعنی داماد آینده خلیفه در نظر گرفتم.» هارون گفت :«ای جعفر، تو در نزد من به قدری عزیز و گرامی هستی که آنچه از جانب من تقلیل و تعهد کردی همه را ی ره قبول دارم، برو از هم اکنون تمشیت کارهای عبدالملک را بده و او را به سوی مدینه گسیل دار.»

  

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : پاچه-لیسان چه راحت بهَم نان قرض میدهند ... - جعفر ,خلیفه ,الملک ,عبدالملک ,برمکی ,هارون ,جعفر برمکی ,هارون الرشید ,کیسه خلیفه ,عبدالملک صالح ,آ ین آرزویش ,برای ادامه زندگی
احتمال هجوم هزاران میلیارد میکرب با اسفنج ظرفشویی ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 احتمال هجوم هزاران میلیارد میکرب با اسفنج ظرفشویی ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

  بر اساس تحقیق جدید اسفنج ظرفشویی حاوی میکروب های بی شماری است که موجب ذات الریه و مننژیت می شوند.
به گزارش ایسنا و به نقل از ساینس، یکی از میکروب های اسفنج ظرفشویی moraxella osloensis است که موجب عفونت در افراد مبتلا به سیستم ایمنی ضعیف می شود و علت بوی بد اسفنج ظرفشویی است.
محققان با استفاده از توالی dnaهای می از 14 اسفنج استفاده شده در آشپزخانه دریافتند جوشاندن و یا حتی قراردادن اسفنج در برابر امواج مایکروویو این میکروب ها را از بین نخواهد برد .
دانشمندان اظهار د: علت این مورد مقاومت باکتری های بیماری زا به پاکیزگی و سرعت جابجایی آنها به قسمت های دیگر است، دقیقا مانند آنچه در مقاومت به درمان با آنتی بیوتیک روی می دهد.
محققان با بررسی اسفنج ها در زیر میکروسکوپ دریافتند که در یک سانتیمتر مکعب اسفنج بیش از 1010 *5 باکتری وجود دارد که حدود هفت برابر تعداد افرادی است که بر روی زمین زندگی می کنند.
آنها در ادامه اظهار د: چنین تراکم باکتریایی فقط در مدفوع انسان و حیوانات یافت می شود.
البته نگران نباشید با تعویض هفته ای اسفنج ظرفشویی این میکروب ها وارد بدن شما نخواهند شد.
نتایچ این تحقیق در نشریه scientific reports منتشر شده است.

  

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : احتمال هجوم هزاران میلیارد میکرب با اسفنج ظرفشویی ... - اسفنج ,ظرفشویی ,اسفنج ظرفشویی ,اظهار د ,میلیارد میکرب ,هزاران میلیارد ,هجوم هزاران ,هزاران میلیارد میکرب ,هجوم هزاران میلیارد
تمس بیماران روانی ، روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
  تمس بیماران روانی ، روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 
تمس بیماران روانی و ت یب روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در برنامه «دورهمی»!

در آ ین شب تابستانی تیرماه مردم و خانواده های ایرانی پای برنامه دورهمی مهران مدیری نشستند تا احتمالا ی بیاسایند و پای نمایش های طنز برنامه لبخندی به لبانشان بنشیند.

شب گذشته (31 تیر 1396) برنامه طنز دورهمی موضوع خود را به م و مراکز مشاوره اختصاص داد.
به گزارش میگنا مجتبی ارحام صدر - روانپزشک، طی یادداشتی اعتراضی نسبت به این برنامه در رو مه شرق نوشت: در آ ین شب تابستانی تیرماه مردم و خانواده های ایرانی پای برنامه دورهمی مهران مدیری نشستند تا احتمالا ی بیاسایند و پای نمایش های طنز برنامه لبخندی به لبانشان بنشیند.  اما این «دورهمی» از جنس دیگری بود و ب را در رسانه ملی فتح کرد که تاکنون سابقه نداشته است.
  در حضور تماشاگران برنامه و در مقابل چشم مردم، سازندگان و بازیگرانی که احتمالا قصد نقد عملکرد روان پزشکان و روان شناسان را داشتند،
شروع به تمس و استهزای علائم بیماری های جدی و سخت روان پزشکی د و با ذکر نام علمی و لاتین بیماری ها به صورت نمادین به بیماران روان پزشکی خندیدند! 
مهران مدیری، مجری و سازنده برنامه، هم از کنار گود برنامه سریال نه چندان زیبای تمس بیماری یک عده انسان بی گناه را تکمیل می کرد و دم به دم آتشی می داد که معلوم نیست چه چیزی را نخواهد سوزاند!
گذشته نه چندان دور: در سال های اخیر افکار عمومی ما با طنزپردازی های آقای مدیری که گهگاه جنجالی هم می شود غریبه نیست. 
ایشان که نبض زمانه را خوب می شناسد و سمت وزیدن باد را خوب می فهمد، گاهی به تحصن نمایندگان مملکت و گاهی به عملکرد سیاست مردان خوشنام کشور گیر می دهد و به این ترتیب مایه و ماده طنز برای خودش فراهم می آورد.  مدیری یک سریال کامل و درسته هم در نقد و هجو پزشکان و پزشکی مملکت ساخت و تا مراحل آ آن را پیش برد و تقریبا هرچه بود و نبود گفت.
اما این برنامه از جنس دیگری بود؛ هنوز هم معتقدم سریال سازی در نقد پزشکان اشکالی ندارد، اگرچه ت یب جای نقد را در آن گرفته باشد، اما تمس بیماری و علائم بیماران مظلوم روان پزشکی هیچ توجیهی ندارد، مگر اینکه احتمال بدهیم عده ای دارند با مستمسک قراردادن نشانه ها و اسم بیماری های روان آدمی، برنامه طنز می سازند و با درد بیماران کاسبی می کنند.
نکته نگران کننده همین جاست که جای نقد پزشک و روان پزشک و روان شناس با لودگی در مورد نشانگان و رنج و درد بیمار روان پزشکی عوض شود.
نمونه های مشابه: خوشبختانه در جهانی زندگی می کنیم که نمونه و مشابه برای هرچیزی زیاد است. کارگردانان زیادی به سراغ پرداخت طنز از آموزه های روان شناختی رفته اند. حتی بسیار نویسنده و هنرمند و ساز داریم که مستقیما سروقت بیماری روان پزشکی و نشانه های آن رفته اند، اما هوشیار بوده اند تا در دام مس ه بیماران روان پزشکی نیفتند. نویسندگانی مثل ساعدی، مرتضاییان آ ار و آیدا مرادی آهنی در ایران و خارجیانی چون سالینجر، وونه گات، بکت، کامو و کارور همگی از گرفتاری های روان انسان محترمانه گفته اند و نوشته اند بدون اینکه برچسب بیماری روانی به پیشانی ی بزنند. 
چه ی است که نوشته ها و ساخته های وودی آلن را فارغ از دغدغه های روان شناختی بداند، درحالی که او هم طنزپرداز است، اما همواره مرز مشخصی دارد بین نقد درمانگر و استهزای بیمار و بیماری. برادران کوئن در اکثر هایشان شخصیت های گرفتار بیماری روان پزشکی را نمایش می دهند، ولی آیا چون طنزپرداز ما به دام ریشخند بیماری و رنج دیگری می رفتند؟
بازی خطرناک با اخلاق و سلامت عمومی: در زمانه ای که بیش از هر زمان دیگری احتیاج به ارتقای شاخصه های اخلاق عمومی و سلامت روان داریم، برنامه ای زنده روی آنتن می رود که در آن علنا بیماران روان پزشکی دست انداخته می شوند و دورهمی به آنها و رنج و دردشان می خندد!
این چنین نشان بیماری را بر پیشانی تعدادی انسان بی گناه زدن چه پیامی به جامعه می دهد؟
در کارزاری که متخصصان سلامت روان، اعم از روان پزشک و روان شناس و مشاور در مبارزه با بیماری ها و مشکلات روان شناختی جامعه دارند،
یکی از موانع همیشگی برای مراجعه و طرح مشکل، ترس و نفرت بیماران از انگ و استیگمای بیماری روان پزشکی است. نام و شهرتی که به اسم بیماری روانی مطرح می شود همیشه مانعی است که انسان گرفتار را از آغوش درمانگران دور می کند و به کنج تنهایی دردآورش سوق می دهد. بنابراین مبارزه با انگ بیماری همواره در دستور کار دست اندرکاران سلامت روان جوامع قرار دارد.
در چنین شرایطی شاهدیم که مدیری و تیمش چنین ناشیانه و توهین آمیز به سراغ علائم و نشانه ها و نام چند بیماری نادر روانی می روند و با آنها دستمایه طنز می سازند! آیا این برنامه و این نگرش درست در مسیر خلاف سیاست های سلامت عمومی نیست؟!
مشاهده : اینجا
لینک کامل برنامه


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها: مشکلات روان شناختی، دورهمی، نقد و هجو پزشکان، مهران مدیری، تمس بیماران روانی،
برچسب ها : تمس بیماران روانی ، روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در ... - برنامه ,بیماری ,روان پزشکی ,بیماران ,تمس ,سلامت ,بیماران روان پزشکی ,تمس بیماران ,بیماری روان پزشکی ,برنامه لبخندی ,مهران مدیری، ,مهران مدیر
حجت ال زائری، رامبد جوان، خندوانه، وظیفه ت، وَ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

   حجت ال زائری، رامبد جوان، خندوانه، وظیفه ت، وَ ... 




  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 
حجت ال محمدرضا زائری

انتقاد حجت ال زائری از مسابقه خنداننده شو و پاسخ رامبد جوان

نتیجه تصویری برای زائری در خندوانه

تصویر مرتبط

     به گزارش خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ حجت ال محمدرضا زائری مهمان ب خندوانه بود.
او که با هدیه هایی از جمله نسخه جدید ترجمه قرآن کریم به این برنامه آمده بود؛ در آغاز یک صفحه از کت را که شامل احادیث قدسی بود، خواند. حجت ال زائری این روزها مشغول آماده سازی و انتشار مجله خود است.
وی در مورد توانایی آشپزی خود گفت: نیمرو می توانم درست کنم. ما بین ها آشپز خوب زیاد داریم، چون مجبورند در دوران طلبگی و حجره نشینی آشپزی کنند.
این متولد کرمان و بزرگ شده بندرعباس، در مورد برنامه خندوانه گفت: خندوانه جزو افتخارات تلویزیون و قابل دفاع است و کار ارزشمندی است. اما فقط دیکته نانوشته است که ایراد ندارد.
ما گاهی آنقدر مطلق انگارانه نگاه می کنیم که گویا نباید هیچ ایرادی وجود داشته باشد. در صورتی که هیچ چیزی به صورت مطلق بدون ایراد نیست. مخصوصاً در مورد مسائلی که الگویی برای آن وجود ندارد. خیلی از کارهای ما آزمون و خطاست برای اینکه کشف کنیم، چه کارهایی باید انجام دهیم. وقتی کاری بزرگ باشد ایرادهایی به آن وارد می شود.
وی افزود: در برنامه های فصل های گذشته خندوانه، این مشکل وجود داشت که طوری رفتار می شد انگار خنده به خودی خود فضیلت است اما این اشکال است. ما باید بفهمیم برای چه می خندیم. ما قطعا دنبال خنده ایم و خدا به خنده ما راضی است. متاسفانه ی ری تصورهای غلطی داریم ولی
واقعیت این است که دینی که ما را در جاهایی به گریه تشویق می کند، به خنده و شادی نیز تشویق می کند. اما مهم این است که ریشه این شادی کجاست. چون می خواهد شادی امتداد داشته باشد. من جرات و جسارت خندوانه را ستایش می کنم.
وی افزود: این برنامه فرصت شادی ایجاد کرده و چیزی که باید همه به دنبال آن باشیم، خانواده است. داغی مثل مرگ ستایش و آتنا همه ما را می سوزاند. تهدید خانواده جدی ترین مشکل همه ماست. تعجب می کنم با مشکلات بزرگی مثل بی آبی، بیکاری، فساد و اعتیاد روبرو هستیم و سر چیزهای بی ارزشی دعوا می کنیم.
خندوانه فضایی ایجاد می کند که خانواده کنار هم باشند و در روایت داریم نشستن زن و مرد در کنار خانواده از اعتکاف در مسجد باارزش تر است.
حجت ال زائری در ادامه با نقدی به خنداننده شو گفت: در مورد بعضی اجراهای خنداننده شو هرچند من به تعارف داشتن اعتقادی ندارم،
اما گاهی نمایشی اجرا می شد که مناسب خانواده نبود.
رامبد جوان در پاسخ گفت: تصمیم ما این بود که شادی، احترام و محبت را ترویج کنیم و ذهن همه به این مسائل حساس شود. ی ری جوان را دعوت می کنیم که در خندوانه استعداد خود را بروز دهند و این حواشی شروع می شود و شما می گویید مناسب خانواده نیست. ما زبان رسانه را می دانیم و رعایت می کنیم اما آن بچه ها، جوانان همین کشور و واقعی هستند و وارد این قالب رسانه نشده اند.
حجت ال زائری گفت:
ولی وقتی ارتباطات مشترک را در نظر می گیریم، باید سطح توقع همه جامعه را در نظر بگیریم. حساسیت هایی که روی برنامه خندوانه است، نشان می دهد که این برنامه دیده شده است.
جوان پرسید:
پس تلویزیون وظیفه اش این است که کند؟
مهمان خندوانه پاسخ داد:
اتفاقاً یک برنامه وقتی حس ایجاد می کنند که پنجره باشد نه قاب ع . منتها همه جای دنیا شیوه بیان واقعیت را مدیریت می کنند. نه فقط تلویزیون بلکه من به عنوان یک هم وظیفه ام همین است. اگر بخواهم مخاطب با من ارتباط برقرار کند، باید در مورد یک چیزی صحبت کنم که مخاطب من بفهمد و قبول داشته باشد.
در بین صحبت های مهمان و میزبان خندوانه صدای باران شنیده شد و حجت ال زائری گفت: یکی از جاهایی که دعا مستجاب می شود، موقع بارش باران و در جمع مومنان است. خدایا دل مردم ما را شاد کن و غم و غصه را از دل مردم بردار. پدرها و مادرها و دخترها و پسرها را با هم مهربان کن.
بعد از یک رفت و برگشت رسانه ای صحبت ها ادامه یافت.
مهمان خندوانه، نقش یک را چنین بیان کرد:
ت قرار بوده نقش معنوی و عاطفی در جامعه داشته باشد. یعنی درد مردم را بشنود، در مشکلات همراهشان باشد و از جهت عاطفی مددکاری کند. به دلایلی از جمله مدرنیته این ارتباط روز به روز کمتر شد. هر دو طرف از این قطع ارتباط ضرر می کنند.
وی پس از بیان خاطره ای گفت: جامعه ما با بافت سنتی این خلأ را احساس می کند. قشرهای مختلف اجتماعی ما اگر با هم ارتباط نداشته باشند، جامعه از هم گسسته می شوند. این مسئله جامعه و زندگی و آینده ماست نه خوش آمدن یا نیامدن ما یا دیگران از یک قشر.
مسئله اینجاست که ما با هم صحبت نمی کنیم و این مصیبت امروز ماست.
رامبد جوان گفت: من می گویم کوتاهی از شماست. مردم که زندگی خود را می کنند؛ شما یا بیرون از مردم هستید یا بین انی هستید که تحت هر شرایطی شما را قبول دارند. مگر وظیفه شما این نیست به سراغ انی بروید که آغوششان برای شما باز نیست؟
حجت ال زائری پاسخ داد:
شما تا به حال شده که وقتی می بینید به سراغش بروید و با او صحبت کنید؟ اینکه من باید زبان مخاطب را یاد بگیرم قبول. مردم از ت فقط خطبه جماعت را می بینند. یک بخشی از این مشکل هم عرف اجتماعی است. روابط اجتماعی دو طرفه است.
او سپس به مشکلات ایجاد شده به علت کم حرف زدن و فاصله گرفتن افراد از یکدیگر اشاره کرد.
پس از بازی دارت مهمان و میزبان خندوانه، در پایان برنامه حجت ال زائری به دوربین خندوانه لبخند 20 ثانیه ای زد.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: محمدرضا زائری، خندوانه، رامبد جوان، ارتباط با مخاطب، نقش یک ، زبان مخاطب،

برچسب ها : حجت ال زائری، رامبد جوان، خندوانه، وظیفه ت، وَ ... - خندوانه ,برنامه ,زائری ,خانواده ,ال ,مردم ,ال زائری ,داشته باشد ,رامبد جوان، ,برنامه خندوانه ,رامبد جوان ,خندوانه، وظیفه ت، ,جوان، خندوانه، وظیف
ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
    ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ    


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8304378076/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8304378226/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8304378618/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8304379200/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8304379500/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8304379818/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_5.jpg

 

 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ 
 ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷم 
 ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ 
 ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﻢ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﺬﺷﺖ 
 ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺩﻝ، ﺑﺘﮑﺎﻧﻢ ﺍﺯﻏﻢ 
 ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﮔﺬﺷﺖ، 
 ﺑﺰﺩﺍﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ،ﺗﺎﺭ ﮐﺪﻭﺭﺕ، ﺍﺯ ﺩﻝ 
 ﻣﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ، ﺗﺎ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﮔﺮﺩﺩ 
 ﻭ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺧﻮﺵ 
 ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ 
 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ 
 ﺑﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺻﺪﻕ، ﺳﻼﻣﯽ ﺑﺪﻫﻢ 
 ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺨﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺴﺖ 
 ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ، ﻧﮕﺮﺩﺩ ﻓﺮﺩﺍ 
 ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ 
 ﮔﺮﭼﻪ ﺩﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ 
 ﮐﺎﺳﻪ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮﯾﺰﻡ ،ﺷﺎﯾﺪ 
 ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺯ ﺳﻔﺮ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ 
 ﺑﺬﺭ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﮑﺎﺭﻡ، ﺩﺭ ﺩﻝ 
 ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﻢ 
 ﻣﻦ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﺮﻭﻡ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ 
 ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩﻡ، ﻋﺮﺿﻪ ﮐﻨﻢ 
 ﯾﮏ ﺑﻐﻞ ﻋﺸﻖ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺨﺮم 
 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ 
 ﺑﻪ ﺳﻼﻣﯽ، ﺩﻝ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺷﺎﺩ ﮐﻨﻢ 
 ﺑﮕﺬﺭﻡ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺭﻓﯿﻖ ، ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﺩﻡ ﺩﺭ 
 ﭼﺸﻢ ﺑﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺪﻭﺯﻡ ﺑﺎ ﺷﻮﻕ 
 ﺗﺎ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺮﺳﺪ ﻫﻤﺴﻔﺮﯼ ، ﺑﺒﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﻣﺎﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ 
 ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻗﻬﺮ ﻫﻢ ﭼﯿﺰ ﺑﺪﯾﺴﺖ 
 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ 
 ﺑﺎﻭﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﻢ، ﮐﻪ ﺩﮔﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﯿﺴﺖ 
 ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﯾﺮ ﮐﻨﻢ ،ﻣﻬﻠﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺮﺍ 
 ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻓﺖ 
 ﻭ ﺷﺒﯽ ﻫﺴﺖ، ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺮﺩﺍﯾﯽ 

 

 «فریدون مشیری»
 

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ - ﻓﺮﺩﺍ ,ﺑﺎﺷﺪ , ﯾﺎﺩ ,ﺑﺪﺍﻧﻢ ,ﺻﺒﺢ ,ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ,ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ
با قضاوتهای عجولانه آب به آسیاب دشمن نمیریزیم؟! ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 با قضاوتهای عجولانه آب به آسیاب دشمن نمیریزیم؟! ...  


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

  آفتاب یزد -گروه : انتشار اسناد مربوط به کودتای 28 مرداد 1332 توسط ت ، به غبارروبی از روی یک دعوای تاریخی که گرد زمان بر روی آن نشسته بود، پرداخته است. جدالی 64 ساله که هرازگاهی زنده می شود و آتشی میان ملی گرایان و فدائیان به راه می اندازد و پس از چندی همچون سایر بزنگاه های تاریخی آتش آن فروکش می کند و به خاموشی می گراید.
این کتاب دربرگیرنده اسناد عملیات سرنگونی ت محمد مصدق است و به تشریح حوادث پیش و پس از کودتا پرداخته است.
آنچه در این میان اهمیت یافته، اذعان به دخ این کشور و همچنین بریتانیا در فرآیند شکل گیری کودتاست؛ اعترافی که به گمان بسیاری تازگی ندارد و پیش تر هم تاریخ نگاران به مداخله این دو کشور در جریان حوادث 28 مرداد گواهی داده بودند. اما با تورق صفحات کتابِ اسنادی که وزارت خارجه منتشر ساخته، به واقعه ای برمی خوریم که در تقویم تاریخ مبنای درگیری طرفداران آیت الله کاشانی و حامیان مصدق بوده است. آیت الله کاشانی که سه سال پیش از شکل گیری کودتا، هم رزم و همراه مصدق، برای ملی شدن نفت کوشیده بود، پس از به ثمر نشستن تلاش هایشان و ملی شدن صنعت نفت ایران راه خود را از مصدق جدا ساخت. گویی که میان او و مصدق که به تازگی ردای نخست ی را به تن کرده بود، رخنه ای ایجاد شده بود که در گذر روزها ژرفای آن فزونی یافت و به شکافی عمیق تبدیل شد. همین اختلاف موجب خوانش های متفاوتی از تاریخ شد و هر ی از دریچه نگاه خود به واقعه 28 مرداد 1332 می نگریست. حامیان آیت الله کاشانی که به گروه «فدائیان » تعلق داشتند وقوع کودتا در آن روز را به کل رد می کنند و نخست وقت را دوستدار و مجری سیاست های انگلستان می پندارند. در حالی که ملی گرایان یعنی موافقان مصدق از دیدارهای دوجانبه آیت الله کاشانی و جانشین مصدق» خبر می دهند و ادعا دارند که آیت الله کاشانی در وقوع کودتا علیه ت مصدق دست داشته است.(!)
حال انتشار اسناد کودتای 28 مرداد 32 توسط وزارت خارجه و بیان این نکته که کاشانی در کودتا نقش داشته، آتش خاموش شده درگیری ها میان هواداران مصدق و کاشانی را برافروخته و بر آن دامن زده است. تا جایی که سایر مطالب مندرج در این کتاب مسکوت باقی مانده و سخنی از آن گفته نمی شود. بیان دخ کاشانی در واقعه کودتای 28 مرداد، واکنش برخی کنشگران کشور را هم به همراه داشته است تا جایی که عبدالله رمضان زاده، سخنگوی ت اصلاحات در توئیتی چنین نوشته است: «حال که اسناد همراهی کاشانی با کودتای یی افشا شده، نام خیابان آیت الله کاشانی را تغییر دهید!» اما از دیگر سو ، محمد کاشانی پسر آیت الله کاشانی این اسناد را دروغین می داند و بر این باور است که: ...
 28 مرداد، کودتا نشده است
خسرو معتضد، پژوهشگر تاریخ و از حامیان آیت الله کاشانی در پاسخ به این سوال آیا می توان به ادعای دخ کاشانی در کودتای 28 مرداد که در اسناد وزارت خارجه درج شده است، استناد کرد، به خبرنگار «آفتاب یزد» گفت: من به هیچ وجه دخ آیت الله کاشانی در جریان مجادلات 28 مرداد را صحیح نمی دانم. برخی دوستان اصلاح طلب مثل آقای عبدالله رمضان زاده سخنگوی ت اصلاحات گفته اند براساس اسناد وزارت خارجه باید اسم آیت الله کاشانی را از روی یکی از خیابان های تهران حذف کنیم. اصلا برخی نام کودتای نظامی را بر وقایع 28 مرداد می نهند. بیایید تاریخ را به درستی مرور کنیم. اگر در 28 مرداد 32 کودتا کرده بود، پس آقای طیب چه کاره بود؟ آن 7 الی 8 هزار نفری که از جنوب شهر تهران حرکت کرده بودند به سمت مرکز شامل چه انی بودند؟ اصلاً واژه کودتا یعنی چه؟ «کو-دِ-تا» یعنی حرکت نظامی به منظور براندازی حکومت.
**
مردم کاشانی را دوست داشتند
وی افزود: مرحوم مصدق مردی پاکدامن و وطن پرست و بسیار شریف بود. یکی از علل مغضوبیت من این است که در رادیو و تلویزیون تمام وقایع پیرامون مصدق را بازگو کرده ام.
مصدق شخصی بود که حتی از ت در دوران نخست ی اش حقوق هم دریافت نمی کرد. آیت اله کاشانی هم فردی مورد علاقه و وثوق مردم بود و ملی شدن نفت هم اگر انجام شد، با کمک آیت الله کاشانی بود. بنده هیچ نسبت خانوادگی و سمپاتی نسبت به آقای کاشانی ندارم، من فقط آینه تاریخ هستم. آیت الله کاشانی ملی نفت را به جایی رساند که تمام توده های مردم در سراسر ایران حامی اش شدند. او در آن زمان فتوایی داد مبنی بر اینکه اگر انگلستان که 11 رزم ناو به شط العرب و اروند رود فرستاده بود، یک نیرو پیاده کند، خون شان مهدورالدم است و هریک از مسلمانان و ایرانیان اگر یک انگلیسی را بکشد، درب بهشت بر رویش باز خواهد شد. این فتوایش بر روی مردم ایران اثر بسیار مثبتی گذاشت.
این پژوهشگر تاریخ اضافه کرد: ت انگلستان یک نخست معقول و منطقی به نام کلمنت اتلی (clemenattlee) داشت که چون خودش از حزب کارگر بود و صنایع و زغال سنگ و راه آهن و طب انگلستان را داخلی کرده بود، کوتاه آمد و علیرغم خواست
امانوئل شین ول (emanue- shinwell) که گفته بود گرفتن ایران مثل آب خوردن است و آبادان را بمب باران می کنیم و نمی گذاریم صنعت بخوابد اما اراده محکم مردم ایران که دارای دو بود یکی مصدق و دیگری آیت الله کاشانی مانع عملی شدن تهدیدات شین ول شد.
***
 کاشانی دست شاه را نبوسید
معتضد درخصوص ملاقات شاه و کاشانی اظهار داشت: گازیوروفسکی کت را در خصوص کودتای 28مرداد نوشته بود مبنی بر اینکه شاه و زاهدی به ملاقات آیت الله کاشانی رفتند و دست او را بوسیدند. من این موضوع را رد چون هیچ وقت آیت الله کاشانی ملاقاتی با شاه نداشت. آن برهه همزمان با ش ت معنوی و مالی ایران بود. ش ت معنوی ایران یعنی اختلاف افتادن میان ان نهضت ملی شدن صنعت نفت. بنابراین ت ایران در یک وضعیت ورش تگی بود و حزب توده به شدت فعالیت می کرد و ت با تحریکات شاه و خانواده سلطنتی مواجه بود.
این پژوهشگر تاریخ ادامه داد:
شاه در آن زمان می گوید که من می ترسم مصدق را برکنار کنم. اگر او را برکنار کنم نه تنها مردم شورش می کنند که حتی فکر می کنم انگستان برنامه تقسیم ایران را با شوروی در سر می پروراند. باید بازگشت به سال 31 و ش ت نفتی ایران را مشاهده کرد. ما در آن سال یک کشتی (نفت) نتوانستیم صادر کنیم، جمع کل صادراتی که ایتالیایی ها و ژاپنی ها از ما بردند من فکر نمی کنم به 500هزار تن برسد در حالی که قبل از ملی شدن نفت 32میلیون تن ت انگلستان صادر می کرد.
**اسنادی غیر قابل استناد
وی خاطرنشان کرد: این اسناد قابل استناد نیستند.
از ما زخم خورده است که تهمت همکاری آیت الله کاشانی با را می زند. من حاضرم با فردی چون صادق زیباکلام در این خصوص به مناظره بپردازم. اینکه ما بگوییم در کودتای 28مرداد آیت الله کاشانی نقش داشته، از کجا آمده است. در آن زمان 75هزار تومان یی ها به آقای احمد آرامش دادند که گفته شد آرامش قرار بوده این پول را به آیت الله کاشانی بدهد .در از این صحبت ها زیاد می شود. این صحبت ها دسیسه یی هاست. واقعیت را باید بیان کرد. کاشانی ی نبود که بخواهد با sia همکاری کند.
معتضد افزود: آن آقای آرامش که گفتم تبلیغات در زمان قوام السلطنه بوده و با انگلیسی ها ارتباط داشته، کت نوشت به نام 7 سال در زندان آریامهر او کار ت بود اما بعدا مغضوب و کشته شد. او با شاه مخالف بود. در این کتاب به عنوان یکی از عاملین 28 مرداد، جریان را توضیح داده است. 10 هزار دلار به او دادند تا بین مخالفان مصدق توزیع کند. که او نمی توانست با این 10 هزار دلار کودتا کند.
**
کاشانی با مصدق زاویه داشت
این پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه افرادی که از مناطق جنوبی شهر جمع آوری شدند شان مرد بارفروش مسلمانی بود به نام طیب، عنوان کرد: علت این هم مبارزه با کمونیسم بود. حزب توده آن چنان به ایجاد ناراحتی پرداخته بود که در آن زمان خبرنگار نیویورک تایمز نوشته بود ایران به زودی کمونیست می شود.
اصلاً تصورش هم در ذهن نمی گنجد که آیت الله کاشانی با آن شیخوخیت و ت و مبارزه با انگلستان و تبعیدش از عراق بیاید با همکاری کند. هر ی برای کارکرد به مقام رسید؛ کاشانی به چه مقامی رسید؟ او تا آ عمر مهجور بود و یک مسجدی داشت در خیابان پامنار همراه با خانواده پر اولاد، همراه با چندین زن. اگر غرب گرا بود که زندانی اش نمی د. او بعد از جنگ جهانی و ایران دو سال در زندان اراک بود خیلی هم آزار و اذیتش د. بله، آیت الله کاشانی با مصدق زاویه گرفته بود این چیز جدیدی نیست. در کشور ما در بعد از انقلاب خیلی از آقایانی که با هم همکاری می د از هم جدا شدند، طبیعی است افراد تغییر می کنند. این اسناد از سوی وزارت خارجه در این زمان منتشر شده است تا تفرقه بیشتری ایجاد کند.
**
تاریخ زیباکلام ضعیف است
او در خصوص اینکه صادق زیباکلام در گفت وگو با آفتاب یزد گفته است که آیت الله کاشانی هیچ گاه علیه سرنگونی ت مصدق صحبتی نکرد و واکنشی از خود نشان نداد، اظهار داشت:آقای زیباکلام بگوید چه میزان تاریخ می داند؟ اصلاً از جانب من منتشر کنید که خسرو معتضد گفت تاریخ صادق زیباکلام ضعیف است، برخلاف قوی بودنش در علوم باید به شما بگویم که اتفاقا آیت الله کاشانی نمی خواست حکومت مصدق ساقط شود. برای اینکه حکومت مصدق کاشانی را به آن عظمت رسانده بود. کاشانی یک سفر به حج رفت و مورد احترام تمام دنیا قرار گرفت.
**
مصدق می خواست ایران سوئیس شود
معتضد خاطرنشان کرد: ولی مشکل آن بود که مصدق معتقد بود ایران باید مثل سوئیس شود. کامل باید برای مطبوعات فراهم شود. فکر کن تو همه کاره انقلاب هستی بعد طبق هایی که مصدق ایجاد کرده رو مه ای ع ات را بزند و بگوید « داران فرمانده». رو مه نگارانی بودند که توهین می د به ت، به . او را سیدابوالقاسم کاشی می خواندند برای تمس ش. کاشانی ی نبود که خودش را به یی ها بفروشد.
بنابراین سقوط مصدق به هیچ عنوان به نفع کاشانی نبود. منتها مصدق شخصیتی بود که به نظر حسن داشت وقتی هم به می رود طبق کتاب ناصر قشقایی «خاطرات طوفان» می گوید که من وقتی به رفتم تازه فهمیدم این آن یی نیست که من فکر می . یکی از ایالات انگلستان است. من فهمیدم که نوکر انگلستان است. ت 45 میلیون دلار به ت مصدق داد.
**
حزب توده به ضرر مصدق شد
معتضد افزود:
کاشانی در 1340 وصیتی کرده بود خطاب به شاه. به او گفت که در حال از دست دادن سلطنت هستی. آنقدر اطرافیانت و فاسد و آدم های عجیب و غریب هستند و مردم گرسنه و بیچاره، همه چیز را ازچشم شما می بینند. من به عنوان یک مملکت به شما نصیحت می کنم که روش ات را تغییر دهی. چه ی می تواند آنقدر شجاعانه شاه را نصیحت کند؟ چه ی می تواند با این الفاظ فرمانروای مملکت را خطاب کند؟ بعد می گوییم کاشانی با شاه بوده است؟ من با پسر آیت الله کاشانی مشکل دارم و جزو مریدان او نیستم.
وی اضافه کرد:
طیب و 14-13 نفر از بارفروشان به دلیل نفرت از حزب توده کودتا د. اگر حزب توده نبود 28 مردادی رخ نمی داد. واژه کودتا را با احتیاط به کار ببرید به آن بگویید قائله کودتا برای آنکه از ساعت 6 بعدازظهر از طرف جنوب شهر شروع شد. مصدق از ساعت 4 بعدازظهر با هندرسون سفیر در تهران ملاقات کرد. او به نخست گفت که آقای مصدق ما تو را دیگر به عنوان نخست نمی شناسیم. در آن زمان محافلی که مخالف مصدق بودند در روزشنبه، 5 روز پیش از کودتا می نویسند که کاشانی را نگاه کنید مصدق او را از مجلس بیرون کرده است، درب مجلس را بسته است. این اتفاق ن یتی تهرانی ها را بر می انگیزد.
فرمان حزب توده هم به ضرر مصدق می شود. در آن زمان مصدق از مجلس اختیاراتی گرفته بود که برای هر کاری خودش تصمیم می گرفت و امضا می کرد. رفقایش هم از دورش پراکنده شده بودند. مصدق بسیار انسان پاکی بود. اما قدرت و انگلیس را نمی شناخت و فکر می کرد این دو کشور از هم جدا هستند.
**
کاشانی جدی ترین مخالف مصدق
صادق زیباکلام، علوم تهران هم در اینکه اسناد تازه منتشر شده فاقد تازگی است، با معتضد اتفاق نظر دارد. او نیز در پاسخ به این سوال که آیا می توان به ادعای دخ کاشانی در کودتای 28 مرداد که در اسناد وزارت خارجه درج شده است، استناد کرد، به خبرنگار «آفتاب یزد» گفت: مطالب مندرج در این اسناد به هیچ وجه مطلب تازه ای به ما نمی دهد. اینگونه نیست که معلومات ما در نتیجه این اسناد افزایش یابد.
وی افزود: مرحوم آیت الله کاشانی در ابتدای ملی شدن نفت به شدت از مصدق حمایت می کرد و یکی از اصلی ترین پشتیبانان مصدق بود، وقتی در اردیبهشت 1330 مصدق ت خود را تشکیل داد؛ یعنی یک سال پس از ملی شدن نفت. منتهی بنا به دلایل پیچیده ای،
روابط میان آیت الله کاشانی و مصدق به تدریج سرد شد و اطرافیان هر دو طرف هم در بدتر شدن روابط نقش زیادی داشتند آنچنان روابط میان مصدق و آیت الله کاشانی تلخ و تیره و سرد شد که مرحوم آیت الله کاشانی که در ابتدا م ع مصدق بود عملا شد یکی از جدی ترین مخالفین مصدق.
**
تلاشی برای جلوگیری از کودتا نکرد
این علوم ادامه داد:
مرحوم آیت الله کاشانی آنچنان بغض از مصدق به دل گرفته بود که وقتی دید کودتا درحال اتفاق افتادن است هیچ تلاشی نکرد تا جلوی کودتا را بگیرد.
آیت الله کاشانی مثل بسیاری دیگر نگرانی پیدا کرده بود از اینکه حزب توده در حال سوءاستفاده از تداوم ت مصدق است و قدرتش به صورت مرتب افزایش می یابد. نکته بعدی که اسباب پریشانی خاطر آیت الله کاشانی شده بود این بود که احساس می کرد نفت، دچار بن بست شده است و اختلافات با انگلستان حل نخواهد شد و مصدق بیشتر از دو سال است که زمام امور را به دست دارد ولی هیچ نوری در انتهای تونل مشاهده نمی شود.
ت مصدق را متهم به خیانت کرد
زیباکلام خاطرنشان کرد: مجموعه این مسائل موجب شد تا آیت الله کاشانی عملاً حاضر شود تا هیچ تلاشی در جهت سرنگونی کودتا نکند و عملاً می توان گفت که با سکوتش حتی حمایت و همراهی هم با کودتاچیان کرد. این مسائل بارها در تاریخ گفته شده است؛ اینکه آیت الله کاشانی در اختلافاتش با مصدق به نقطه ای رسیده بود که حاضر بوده حتی ت مصدق توسط یی ها سرنگون شود، چیزی نیست که ما امروز پس از 64سال فهمیده باشیم. در همان زمان آیت الله کاشانی فردای کودتا در مصاحبه ای مصدق را متهم به خیانت کرد و گفت که سزای مصدق است و پس از کودتا هم هیچ حمایتی از او و در کلامی، کودتای 28 مرداد را محکوم نکرد.
وی عنوان کرد:
بغض مرحوم آیت الله کاشانی از مرحوم مصدق و ت ملی اینقدر زیاد شده بود که خیلی راحت دستش را در دست جانشین او گذاشت. آیت الله کاشانی می دید و اتفاقا خیلی خوب می دانست دارد چه اتفاقی می افتد منتها نفرتش آنقدر نسبت به مصدق زیاد بود که حاضر بود ت ملی سقوط کند.
این ادامه داد: آن زمان وضع اقتصادی کشور هم خوب نبود بحران داشتیم، نفت صادر نمی شد، انگلیسی ها قرص و محکم جلوی صادرات نفت را گرفته بودند و حزب توده نیز روز به روز قدرت بیشتری پیدا می کرد؛ در یک جمله، کشور در بستری از هرج و مرج فرو رفته بود. مصدق اعلامیه داد که اینقدر تظاهرات نشود.
وی عنوان کرد: این مطالبی که توسط اسناد بیان می شود، تازگی ندارد. منتهی در تاریخ، نهضت ملی شدن صنعت نفت را طی 37 و 38سال گذشته آن طور که واقعا اتفاق افتاده است، ندیده اند. فدائیان و به خصوص آیت الله کاشانی را به شدت بالا برده اند و جبهه ملی و ملی گرایان و مصدق را پایین برده اند. حتی برخی از دلواپسان، مصدق را فراماسون و متحد و انگلیس نامیده اند. بغض و نفرتی که برخی ها از مصدق دارند، باعث شده بود که این واقعیت های کودتای 28 مرداد خیلی مطرح نشود وگرنه اگر ی خیلی علاقه مند به تحقیق پیرامون این مسائل بود، به مطالب موجود در اسناد خیلی زودتر پی می برد.
**
کاشانی فقط سقوط مصدق را می خواست!
این در خصوص اینکه گفته می شود آیت الله کاشانی با مقامات یی ارتباط داشته، عنوان کرد: کودتا را یی ها و انگلیسی ها طراحی د اما نه انگلیسی ها و نه یی ها یک سرباز و غیرنظامی را حتی یک تن وارد ایران ن د تا کودتا شکل بگیرد. طراحی کودتا با آنها بوده ولی نه یک فرد نظامی و نه یک تن غیرنظامی را نه انگلیسی ها و نه یی ها وارد ایران ن د، چرا؟ برای آنکه به اندازه کافی نیرو در ایران حضور داشت که به همکاری با آنها می پرداختند و علیه مصدق بودند. بنابراین نیازی نبود که یی ها و انگلیسی ها افرادی را وارد ایران کنند. اینکه مثلا آیت الله کاشانی با سفارت همکاری داشته خیلی اهمیتی ندارد.(!) آنچه حائز اهمیت می نماید آن است که آیت الله در مخالفتش با مصدق ترجیح می داده که مصدق سقوط کند، بنابراین وقتی مخالفتش به چنین مرحله ای با مصدق می رسد دیگر ارتباطاتش با زاهدی و از اهمیت خارج است. او حتی یک کلمه در جهت تقبیح کودتا سخن نگفته است. (!)
 
تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها : با قضاوتهای عجولانه آب به آسیاب دشمن نمیریزیم؟! ... - کاشانی ,مصدق , ,آیت الله , ,کودتا ,آیت الله کاشانی , مصدق ,الله کاشانی ,وزارت خارجه ,خارجه ,وزارت خارجه ,اسناد وزارت خارجه ,مرحوم آیت الله کاشا
تبلیغات پدیده ش ز
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   تبلیغات پدیده ش ز    

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


 «پدیده ش ز» موضوعی بود که برای چندمین بار کشور را به مجلس کشاند تا این بار پاسخگوی سوال های نادرقاضی پور باشد. به گفته رحمانی فضلی، این پرونده مختومه است و به استانداری اسان اجازه داده شده تا در یک انتخاب قانونی، مدیریت پروژه را به سهامداران واگذار کند.
به گزارش خبرآنلاین، کشور به منظور پاسخ به سئوال نادر قاضی‎پور در مورد مشکلات شرکت پدیده در جلسه علنی امروز مجلس حاضر شد.
عبدالرضا رحمانی‎ فضلی در ابتدای صحبت هایش به روند بررسی پرونده «پدیده ش ز» پرداخت و گفت: این پروژه از سال 88 در قالب یک شرکت ایجاد می‎شود اما از همان اول عمده اقداماتش خلاف قوانین بود. نهایتا قوه قضائیه در استان اسان دستور توقف این پروژه را صادر کرد. 30 درصد سهام این شرکت به حدود 136 هزار نفر فروخته شد که 500 هزار نفر با خانواده هایشان عضو این پروژه بودند.
او ادامه داد:
فروش سهام به مردم خلاف بوده و مجوزهای ساخت و ساز که حدود 380 هزار متر مربع بود، نهایتا به یک میلیون مترمربع زیر ساخت و ساز ختم شده بود. متاسفانه ساخت و سازها در مسیر حریم رودخانه بود.
  کشور، موضوعاتی همچون «بدهی های این شرکت به سازمان مالیاتی و سازمان تأمین اجتماعی» را به عنوان بخشی از مشکلات این پروژه معرفی کرد و گفت: عدم شفافیت صورت‎های مالی به گونه ای پیش رفت که اجازه ادامه فعالیت قانونی سلب شد و دادگستری اسان رضوی دستور توقف آن را صادر کرد.
 رحمانی فضلی در مورد شروع دور جدید تبلیغات این پروژه در تلویزیون به خصوص هنگامی که در ابتدای پخش مناظره های زنده تلویزیونی روی آنتن می رفت، گفت: تبلیغاتی که برای فروش سهام انجام می شد، غیرقانونی بود. چون شرکت کارهایش به صورت قانونی نبود اما اکنون دستور پخش تبلیغات قانونی را از طریق شورای امنیت صادر کردیم و این تبلیغات از تلویزیون پخش می شود.
 او افزود: ما جلسات متعددی در وزارت کشور برای هماهنگی گذاشتیم و بیش از 13 مورد رئیس جمهور در این مورد دستور دادند و نهایت گفتیم که دبیرخانه این را بررسی کند. دبیرخانه اما امر هماهنگی را برعهده وزارت کشور گذاشت، در واقع این موضوع ابتدا به وزارت کشور ربط نداشت و برای انجام هماهنگی به وزارت کشور و شورای امنیت س شد.
 رحمانی فضلی با بیان این نکته که «ابتدا مسائل مالی این شرکت را حسابرسی کردیم»، گفت:
ما به موضوع تقسیط بدهی ها و بحث بخشودگی پرداختیم. تعیین تکلیف زمین تصرفی 30 تاری که جهاد کشاورزی صاحبش بود را انجام دادیم که موجب شد جریمه 610 میلیاردی برای پدیده بریده شود. البته توانستیم برای این جریمه نزدیک به 130 میلیارد تخفیف بگیریم.
 او در مورد تصفیه بدهی های این شرکت، توضیح داد: با توجه به بدهی این شرکت به شورای شهر ش ز یعنی حدود 940 میلیارد تومان، مقرر شد این مبلغ را از محل دارایی این شرکت تصفیه شود. بر این اساس الان حدود نیم میلیون مترمربع پایان کار به این پروژه داده شد. مجموعه اقداماتی تا کنون صورت گرفته، از نظر ما این پرونده مختومه است و ما به استانداری اسان ابلاغ کردیم که در یک انتخابات قانونی، مدیریت این پروژه را به سهامداران واگذار کند. مشخص است اگر در مسیر کار دچار مشکلی شوند، استانداری اسان آمادگی حل مشکل را دارد.
 پس از کشور نادر قاضی پور در قامت سئوال کننده پشت تریبون رفت و گفت: سئوال من در مورد حق و حقوق 136 هزار سهامدار پدیده ش ز است. مشکلات از دیدگاه شما تمام شده است اما از نظر ما نه! شما مشکلات ت را حل کردید اما مشکلات مردم هنوز پابرجاست. این پروژه بالای 50 هزار کارگر را درگیر خودش کرده بود. این را می دانید؟ او ادامه داد: میلیاردها تومان گردش مالی از بانک های داخلی خارج شد. شما به آقای ی بیش از صدبار تلفن زدید، ایشان چرا اقدامی برای پدیده نکرد؟ با آقای ی، دوست بازی کردید؟
 در این میان قاضی پور یک ضرب المثل فارسی را به نام همشهری های خود ثبت کرد و گفت: آقای پزشکیان!ما ترک ها مثال خوب داریم، «آنکه به خواب رفته را می شود بیدار کرد اما آنکه خود را به خواب زده را نمی شود بیدار کرد». چرا این مشکل موسسات مالی که مانند پدیده است را حل نمی کنید! وزرای این ت به خصوص وزرای راه و صنعت در این مشکل چقدر سهامدار هستند؟
  مردم ارومیه مشکلات این پروژه را برشمرد و گفت: حساب رسمی، بدهی شرکت به تأمین اجتماعی و امور اراضی، راه اندازی اتاق معاملات سهام، مشکل ایجاد شده برای صدور پایان کار، تعدیل سهام برای سهامداران این مشکلاتی است که حل نشده است. درست است که پدیده یک سری تخلفات ساختمانی انجام داده است اما نباید ت کل این پروژه را به خاطر یک سری تخلفات، تعطیل کند.
 پس از اتمام صحبت های قاضی پور، کشور در دقایق باقی مانده، اینگونه پاسخ داد:
به دلیل تخلفات زیاد، نهایتا قوه قضائیه مجبور به توقف پروژه شد، آنچه موجب شد که ت و وزارت کشور این مساله را پیگیری کند، بحث حق و حقوق مردم بود. برای حل این مشکل هم نیازمند مذاکره طولانی بودیم.
او افزود: موضوع میزان، هم همین مسئله بود که آنجا هم وزارت کشور با همه دستگاه ها این موضوع را پیگیری کرد.
الان هم موضوع کاسپین مطرح شده است. باید در کنار هم گام برداریم تا بتوانیم باقی پروژه هایی که برای مردم مشکل ایجاد کرده است را حل کنیم.
 سرانجام قاضی پور در خاتمه سئوالش از ، تشریح کرد:
کشور بگوید چرا پرونده به شورای عالی امنیت کشیده شد؟ مردم کجای بررسی پرونده هستند؟ از شما می خواهیم تا مردم به حق خود نرسیدند دست بردار نشوید. کار را که کرد؛ آنکه که تمام کرد. همه سهامداران که از مشهد نیستند، از ارومیه غریب هم سهامدار آمده است! نگذارید این کار ناتمام بماند. آقای رحمانی فضلی قول بدهد که این کار را ادامه می دهد تا به حق و حقوق مردم برسند؛ من قانع می شوم.
 در این میان مسعود پزشکیان که ریاست مجلس را برعهده داشت، خطاب به قاضی پور گفت که «آقای قول می دهند در چارچوب وظایفش این را پیگیری کنند» تا سرانجام این سئوال ختم به خیر شود.

پدیده ش ز ، آ ین خبر پدیده ش ز
 

تعدادی از دفاتر فروش سهام پدیده ش ز در شهر مشهد و برخی دیگر از ای بزرگ کشور پلمپ شد.

 

تاریخ انتشار : 20 دی 1393
دفاتر فروش سهام مجموعه سرمایه گذاری پدیده ش ز در مشهد با حضور نیروهای انتظامی به طور رسمی پلمپ شد و پرسنل این مجموعه سرمایه گذاری نیز با هدایت پلیس از دفاتر خارج شدند. پدیده ش ز

پلمپ دفاتر پدیده ش ز

 

پدیده ش ز تهران

 

 جـــالـبـــه! ... سمت چپ هشدار پلمپ ش ز اعلام شده وَ سمت راست اطلاعیه

 ش ز جهت خدمات بیشتر «!!! ...» ، مردم را به سایر دفترهایش دعوت میکند ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی


برچسب ها : تبلیغات پدیده ش ز - پروژه ,کشور ,پدیده ,شرکت ,مردم ,ش ز ,وزارت کشور ,پدیده ش ز , کشور ,فروش سهام ,استانداری اسان ,مجموعه سرمایه گذاری , تبلیغات پدیده
زیرنویس یا غلط نویس!
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

" از وقتی صدا و سیما شروع کرد به ساخت سریال هایی همچون خلیل کب ، باید حدس می زدیم روزی خود صدا و سیما هم در نقش فرو برود و شروع کند به گفتن دیالوگ ها و نقل قول های عجیب و غریب. "

به گزارش اعتدال، ایران با نگاهی طنز به تحریف صدا و سیما از سخنان اخیر رییس جمهور در همایش سران قوا پرداخت و با این مقدمه نوشت: در همایش قوه قضائیه در حالی که رئیس جمهوری در عنبیه چشم صدها نفر از حضار و صدها لنز دوربین نگاه کرد و جمله ای واضح گفت، شبکه خبر راست راست در چشمان میلیون ها بیننده تلویزیون نگاه کرد و یک جمله دیگر با مفهومی متفاوت را زیرنویس کرد. یعنی خیلی شیک و مجلسی سخنان رئیس جمهوری را تحریف کرد. دوستان صدا و سیما با همین فرمان جلو بروند پیش بینی می کنیم در آینده ای نه چندان دور هنگام سخنرانی رئیس جمهوری صدا و تصویر را قطع کرده و به جای آن برنامه آشپزی با معرفی محصولات 24 پارچ تفلون رویال نشان بدهند و به پخش زیرنویس با برداشت آزاد اقدام کنند. بر اساس همین پیش بینی برخی از صحبت های آقای را که واقعاً به زبان می آورد و آنچه صدا و سیما زیرنویس خواهد کرد را بیان می کنیم:
رئیس جمهوری: اصل برائت بیل به کمرش خورده است.
زیر نویس: رئیس جمهوری با تحقیر کشاورزان گفت: «بیل ها را باید جمع کرد. کشاورزی را از ت بی بیل گرفتیم و دادیم به ت با بیل. تی که هم بیل دارد، هم کلنگ، دیگر نمی شود با آن رقابت کرد.»
رئیس جمهوری: اول باید ادله باشد تا طرف را احضار کنیم نه اینکه طرف را احضار کنیم تا ادله زاییده شود.
زیر نویس: رئیس جمهوری گفت: «به نظر ما ادله خواننده خوب و خوش ص ست. کاش در کشور ما هم مثل ادله زاییده شود. چیز خوبیست.»
رئیس جمهوری: اعضای ک نه در مسیر جوانگرایی انتخاب خواهند شد.
زیر نویس: رئیس جمهوری از عدم حمایت از بازنشستگان کشور خبر داد. رئیس جمهوری گفت: «ک نه جدید جای پیر و پاتال ها نیست.»
رئیس جمهوری: فضای مجازی را نمی توان از زندگی مردم حذف کرد.
زیر نویس: حمایت آشکار رئیس جمهوری از سرویس های جاسوسی غرب به بهانه حمایت از شبکه های مجازی.
رئیس جمهوری: باید هر طور شده از بخش خصوصی حمایت شود.
زیر نویس: رئیس جمهوری در همایش اقتصاد ایران گفت: «باید های خصوصی مردم در شبکه های مجازی پخش شود و ت بتواند وارد حریم شخصی افراد شود.»
رئیس جمهوری: انی که امروز از رکود صحبت می کنند، آن روز و در سال 91 کجا بودند؟
زیر نویس: بی اطلاعی رئیس جمهوری از وضعیت مردم و همچنین مشکوک بودن وی به مردم عزیز کشور. رئیس جمهوری خطاب به مردم گفت: «کجا بودید تا این وقت شب؟»


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: تحریف سخنان ، برداشت آزاد،
برچسب ها : زیرنویس یا غلط نویس! - جمهوری ,رئیس ,نویس ,مردم ,زیرنویس ,سیما ,رئیس جمهوری ,»رئیس جمهوری ,نویس رئیس ,شبکه های مجازی ,احضار کنیم
نمی-خُفت ز حسرت، فـــرهـــاد ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  نمی-خُفت ز حسرت، فـــرهـــاد ...

 

 شب چو در بستم وُ مست از می نابش / ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش  
 دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا / گرچه عمری به خطا دوست خطابش  
 منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم / آنقدر گریه نمودم که ابش  
 شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع / آتشی در دلش افکندم وُ آبش  
 غرق خون بود وُ نمی ز حسرت فرهاد / خواندم افسانه شیرین وُ به خوابش  
 دل که خونابهٔ غم بود وُ جگرگوشه دهر / بر سر آتش جور تو کبابش  
 زندگی من مردن تدریجی بود / آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش  
«فرخی یزدی»

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها : نمی-خُفت ز حسرت، فـــرهـــاد ... - ,حسرت، فـــرهـــاد
گاهشمار حملات شیمیایی عراق
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم 
 

 گاهشمار حملات شیمیایی عراق 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

رژیم عراق از ابتدای جنگ به طور محدود از گلوله های شیمیایی استفاده می کرد. در جریان عملیات «والفجر – 2» عراق به طور وسیع با استفاده از هواپیما مبادرت به بمباران شیمیایی غرب جاده پیرانشهر – رواندوز کرد.

این حمله که در ساعت 7 صبح روز 18 مرداد ماه سال 62 به وقوع پیوست، منجر به مصدوم شدن جمعی از رزمندگان شد.

عراق از تاریخ 19/5/1362 تا 4/9/1362 دوازده بار با استفاده از توپ، خم و هواپیما اقدام به کاربرد گازهای شیمیایی، عمدتاً در غرب کشور از جمله مناطق نظامی و غیر نظامی پیرانشهر، بازی دراز، مریوان، بانه، پنجوین و پاوه کرد.

موارد دیگری ازکاربرد سلاح شیمیایی توسط دشمن به شرح زیر است:

- ساعت 5 بامداد 3 آبان ماه 62، هواپیماهای دشمن روستای باینجان از توابع بانه را بمباران شیمیایی د که منجر به شهادت و مصدوم شدن جمعی از اهالی روستا شد. در این حمله از بمب های شیمیایی حاوی ترکیبی از آرسنیک و نیتروژن موستارد، موسوم به بمب های تاول زا استفاده شد.

- ساعت 17 روز 16 آبان ماه سال 62، 4 فروند هواپیمای دشمن منطقه ای بین رودخانه شیلر و ارتفاعات لری را هدف حملات شیمیایی قرار دادند که منجر به تحریکات چشمی شدید در مجروحین شد.

- 19/1/1364؛ چهار نقطه از منطقه عملیاتی« بدر» در هورالهویزه در داخل خاک ایران هدف بمب های و گلوله های شیمیایی عراق قرار گرفت که این بمب ها حاوی گاز دل و اعصاب بودند.

- ساعت 17 روز 20/1/1364 مجدداً منطقه عملیاتی «بدر» در هورالهویزه از سوی عراق گلوله باران شیمیایی شد.

- 26/10/1365؛ یک فروند هواپیمای عراقی که منطقه عملیاتی «کربلا – 6» را بمباران شیمیایی کرد، سرنگون شد.

- 23/10/1365؛ هواپیماهای عراقی مواضع رزمندگان در منطقه عملیاتی«کربلا – 5» را بمباران شیمیایی د که منجر به مصدوم شدن عده ای شد.

وزش باد موجب شد مقادیری گازی سمی به سوی مواضع مقدم نیروهای عراقی منتقل و در نتیجه جمعی از آنان نیز مصدوم شدند.

- 24/10/1365؛ سرهنگ دوم ولید الوان حمادی رییس ستاد تیپ 59 عراق که در منطقه عملیاتی «کربلا – 5» به اسارت درآمد، اعتراف کرد که رژیم عراق به کرات از بمب ها و گلوله های شیمیایی علیه نیروهای ایران بهره برده است.

- 25/10/1365؛ در جریان دفع پاتک دشمن در منطقه عملیاتی «کربلا – 6» عراق مواضع نیروهای ایران را بمباران شیمیایی کرد.

- در پی بکارگیری مجدد سلاح شیمیایی توسط عراق در دسامبر 86، دبیرکل سازمان ملل متحد روز 16/10/1365 نگرانی خود را از نقض قوانین بین المللی اعلام کرد.

- 15/10/1365؛ یک انبار مهمات شیمیایی دشمن در ساحل غربی اروند رود، حدفاصل جزیره ام الرصاص و مینو، هدف آتش توپخانه نیروهای قرا گرفت ومنفجر شد که بر اثر آن صدها نظامی عراقی کشته و زخمی شدند.

- 7/12/1365؛ عراق اقدام به کاربرد سلاح شیمیایی در شمال جاده شلمچه – بصره کرد که با آمادگی کامل پ ند شیمیایی ایران، آثار آن خنثی شد.

- 7/4/1366؛ رژیم عراق چهار نقطه شهر شین سردشت را هدف حملات شیمیایی قرار داد که منجر به شهادت 60 تن از مردم این شهر شد.

- 16/7/1366؛ یک منطقه عملیاتی در شمال سومار توسط هواپیماهای عراقی بمباران شیمیایی شد که شهادت جمعی از رزمندگان را در پی داشت.

- 21/10/1366؛ عراق مبادرت به پرتاب گلوله شیمیایی در یک منطقه عملیاتی مقابل سردشت کرد.

- 27/12/1366؛ رژیم عراق هم زمان با پیشروی نیروهای ایران به سوی حلبچه، چندین بار اقدام به بمباران شیمیایی این شهر کرد و دست به کشتار مردم این شهر زد.

- 30/12/1367؛ هلال احمر تعداد ی بمباران شیمیایی رژیم عراق در ای آزاد شده در عملیات «والفجر – 10» را بیش از 5 هزار نفر اعلام کرد. رژیم عراق در این حملات از گازهای سیانور، دل و اعصاب استفاده کرد.

- 10/1/1367؛ هواپیماهای عراقی روستای کلال در حومه پاوه را هدف بمباران شیمیایی قرار دادند.

- 21/1/1367؛ هواپیماهای عراقی یک روستا در منطقه مریوان و هم چنین شهر مریوان را بمباران و گلوله باران شیمیایی د.

- 27/1/1367؛ رژیم عراق در حمله به مواضع نیروهای در فاو مبادرت به استفاده وسیع ازسلاح شیمیایی کرد.

- 28/2/1367؛ چند روستا از جمله مرزن آباد و بیتوش از توابع سردشت توسط هواپیماهای عراق بمباران شد.

- 24/3/1367؛ یک منطقه مس ی در یک روستای بانه توسط هواپیماهای عراق بمباران شیمیایی شد.

- 4/4/1367؛ نیروهای عراقی با استفاده گسترده از سلاح شیمیایی به رزمندگان در جزایر مجنون حمله د.

- 3/5/1367؛ نیروهای عراق با بهره گیری گسترده از سلاح های شیمیایی به مناطق گیلان غرب و س ل ذهاب پیشروی کرده و مناطقی را به خود در آوردند.

- 11/5/1367؛ هشت نقطه در منطقه غرب اشنویه هدف بمباران شیمیایی عراق قرار گرفت که در اثر این جنایت، بیش از 2 هزار و 400 تن از مردم غیرنظامی منطقه مصدوم شدند.

- ایران در پی استفاده وسیع رژیم عراق از سلاح های شیمیایی و سکوت مجامع جهانی تصمیم گرفت برای افشا نمودن این جنایت ضد بشری و روشن شدن اذهان مردم جهان، مجروحین را برای ادامه مداوا، به کشورهای مختلف اعزام کند.

بر اساس آمار موجود، در سال 62 حدود 58 نفر، در سال 63 تعداد 3 نفر، در سال 65 تعداد 6 نفر، در سال 66 تعداد 24 نفر و در سال 1367 تعداد 53 نفر از مجروحین شیمیایی که شدت جراحت آنان بیشتر بود، به کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان، اتریش، هلند، سوئد، سوییس، بلژیک، ژاپن، اسپانیا و امریکا اعزام و تحت مراقبت های ویژه قرار گرفتند.

شدت جراحت بعضی از این قربانیان حملات شیمیایی دشمن به حدی بود که معالجات در مورد آنان مؤثر واقع نشد و به شهادت رسیدند.

به طور کلی آمار موجود از کاربرد سلاح های شیمیایی توسط رژیم عراق علیه نیروهای ایران حکایت از این دارد که از 22 سپتامبر 1980 تا 30 مارس 1984 رژیم عراق 83 بار سلاح شیمیایی به کاربرد که بر اثر آن 116 تن شهید و 4450 تن مجروح شدند.

از 30 مارس 1984 تا 25 آوریل 1985 عراق 29 بار از گازهای شیمیایی علیه نیروهای ایران استفاده کرد که بر اثر آن 42 شهید و 2966 تن مجروح شدند.

از 25 آوریل 1985 تا 21 مارس 1986 این رژیم مجموعاً 69 بار سلاح شیمیایی به کاربرد که در نتیجه 104 تن شهید و 15000 تن مجروح شدند.

همچنین از 21 مارس 86 تا 8 آوریل 87 دفعات استفاده عراق از سلاح شیمیایی و تعداد مشخص نیست، ولی تعداد مجروحین 3893 نفر برآورد شده است.

و در مجموع از 22 سپتامبر 1980 تا 8 آوریل 87 عراق حداقل 196 بار از سلاح شیمیایی استفاده کرد که 262 شهید و 27309 مجروح به جای گذاشته است.

در این بخش از گزارش به بررسی بازتاب و انعکاس کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، از دیدگاه مجامع پزشکی، رسانه های گروهی، مجامع بین المللی و شخصیت های جهان می پردازیم:

- 20/12/1362؛ پروفسور هندری ، رییس مؤسسه سم شناسی گهنت بلژیک، گفت که نتیجه تحقیقات نشان می دهد که مجروحین ایرانی بستری در اتریش بر اثر ماده شیمیایی گاز ازت معروف به «صلیب زرد» و ماده ای به نام میتوتو ین یا «باران زرد» مسموم شده اند.

- 25/12/1362؛ عصمت کتانی، معاون خارجه عراق، در واشنگتن تلویحاً به استفاده عراق از بمب های شیمیایی علیه نیروهای ایران اعتراف کرد.

- 29/10/1363؛ دبیرکل سازمان ملل در جلسه شورای امنیت گفت که نتوانسته است از عراق در مورد عدم استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران تعهد بگیرد.

- 15/12/1362؛ حدود 65 تن از نمایندگان سازمان های خبری داخلی و خارجی از یک صد تن از مجروحین بمباران شیمیایی عراق در عملیات «خیبر» که در تهران بستری هستند، بازدید د.

- 12/1/1364؛ دبیرکل سازمان ملل با انتشار بیانیه ای، استفاده عراق از سلاح های شیمیایی را تأیید و قویاً آن را محکوم کرد.

- 14/10/1365؛ امور خارجه ایران در پیامی به دبیر کل سازمان ملل با اشاره به کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، اعلام کرد که ایران در صورت عدم اتخاذ تصمیم فوری باز دارنده علیه اعمال عراق، خود را م م می داند در جهت دفاع مشروع، به هر وسیله بازدارنده متوسل شود.

- 16/11/1365؛ رو مه «دیلی تلگراف» به نقل از خبرنگار اعزامی خود به تهران نوشت که یک خلبان اسیر عراق اعتراف کرد قبل از این که هواپیمایش سقوط کند، مواضع ایرانی ها را مورد حمله شیمیایی قرار داده بود.

- 10/11/1365؛ ایران در سازمان ملل در نامه ای به دبیرکل ضمن اعلام این که عراق در روزهای 26، 28، 30 دی ماه 65 از سلاح شیمیایی استفاده کرده است، خواستار اعزام هیأتی به ایران برای بررسی این مسئله شد.

- 18/11/1365؛ با شهادت یک تن دیگر از مجروحین شیمیایی در آلمان، جمع مجروحین شیمیایی که در بیمارستان های آلمان به شهادت رسیدند، به 11 نفر رسید.

- 25/12/1365؛ ستوان کاظم دوغیر، افسر متخصص سلاح های شیمیایی عراق، که در منطقه «کربلا – 5» به اسارت درآمد، گفت که عراق علاوه بر هواپیما، از توپ های 55 و 175 میلیمتری برای شلیک گلوله های شیمیایی استفاده می کند.

- 29/1/1366؛ ولایتی در پیامی به مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل، خواستار اعزام هیأتی جهت رسیدگی به جنایات عراق در به کارگیری سلاح های شیمیایی شد.

- 17/4/1366؛ کمیسیون بین المللی در پاریس رژیم عراق را به دلیل استفاده از سلاح های شیمیایی محکوم کرد.

- 9/4/1366؛ سازمان بهداشت جهانی حملات شیمیایی عراق به مناطق مس ی شهر «سردشت» را تقبیح کرد.

- 8/4/1366؛ در پی به کارگیری مجدد سلاح های شیمیایی توسط عراق و بمباران شیمیایی شهر سردشت وزارت امور خارجه ایران طی یادداشتی به دبیرکل سازمان ملل از امضا کنندگان پروتکل 1925 ژنو خواست تا برای جلوگیری از این اعمال، تلاش کنند.

- 23/4/1366؛ دیوید ملور، معاون خارجه انگلیس، گفت که کاربرد سلاح های شیمیایی توسط عراق در جنگ، فوریت دست یافتن به توافقی در زمینه منع کامل استفاده از این گونه سلاح ها را طلب می کند.

- 2/5/66؛ هانس دیتریش گنشر، خارجه آلمان، گفت که عراق آغاز کننده جنگ و به کار گیرنده بمب های شیمیایی در جنگ با ایران بوده است.

- 12/5/1366؛ سازمان ملل بنا به درخواست ایران یک سری اسناد شامل 30 صفحه ع مربوط به ن و ک ن مجروح شیمیایی سردشت را منتشر کرد.

- 20/7/1366؛ 2 تن از نمایندگان صلیب سرخ جهانی و 31 خبرنگار خارجی از آثار بمباران شیمیایی عراق در سومار و اجساد بازدید د.

- 10/9/1366؛ دادستان آلمان علیه 12 شرکت آلمانی متهم به ارسال تأسیسات شیمیایی به عراق، اعلام جرم کرد.

-6/12/1366؛ سازمان ملل عراق را متهم کرد که علیه ایران از سلاح های شیمیایی استفاده کرده و دست کم به یک هزار تن از این طریق جان س اند.

- 10/1/1367؛ رادیو استرالیا ضمن تأکید بر استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه مردمحلبچه گفت که نخستین بار نیست که عراق هنگامی که در تنگنا قرار می گیرد، از سلاح شیمیایی استفاده می کند.

- 10/1/1367، رو مه ایتالیایی «آل ژورنو» حمله عراق به حلبچه را اولین مورد قتل عام اهالی غیرنظامی یک شهر توسط سلاح شیمیایی دانست.

- 10/1/1367؛ وزرای خارجه نیوزلند و استرالیا و دبیر کل سازمان ملل و نخست انگلیس و خارجه کانادا بمباران شیمیایی شهر حلبچه را محکوم د.

- 10/1/1367؛ موریس و ژرژ از سازمان «پزشکان بدون مرز» بلژیک پس از بازدید از شهر حلبچه و معاینه مجروحان شیمیایی، در برو ل به کارگیری گاز دل و احتمالاً سیانوژن توسط عراق را تأیید د.

- 11/1/1367؛ حدود 48 پارلمان انگلیس، گروهی از نمایندگان مجلس ژاپن، گروه پارلمان انگلیس، صلیب سرخ جهانی و نخست لهستان خواستار محکومیت صدام به خاطر بمباران شیمیایی حلبچه شدند.

- 15/1/1367؛ وحید منجی اوغلو، قائم مقام کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، پس از بازدید از مهاجرین کرد عراق در دو استان کشورمان گفت که خود شاهد بمباران شیمیایی محل اقامت مهاجرین کرد بوده که در تاریخ پناهندگی کمیساریای عالی بی نظیر بوده است.

- 25/1/1367؛ ژاک دو میلیانو مدیر گروه پزشکی هلند پس از بازدید از حلبچه و معاینه مجروحین گفت که عراق در حلبچه از گازهای شیمیایی اعصاب استفاده کرده است.

-11 /3/1367؛ ولایتی در اجلاس ویژه خلع سلاح سازمان ملل گفت که موضع اخیر شورای امنیت در قبال بمباران های شیمیایی عراق در سردشت و حلبچه موجب خواهد شد که جنگ افزارهای شیمیایی به عنوان سلاح هایی برای انهدام سریع بشر به زودی به کلیه نقاط جهان سرایت کند.

- 3/4/1367؛ اعضای مجلس سنای امریکا با صدور قطعنامه ای ضمن محکوم عراق به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران، از ریگان خواستند با ادامه فشارهای ، مانع استفاده بیشتر عراق از این سلاح شود.

- 10/4/1367؛ طارق عزیز، خارجه عراق، در آلمان اعلام کرد که عراق در جنگ علیه ایران از سلاح شیمیایی استفاده کرده است.

- 11/4/1367؛محمد مشاط، سفیر عراق در انگلیس، در مصاحبه با رادیو لندن گفت که از زمانی که ایران حملات خود را به خاک عراق آغاز کرد، عراق از سلاح های شیمیایی استفاده کرده است.

- 10/5/1367؛ کارشناسان اعزامی سازمان ملل که از عراق و ایران دیدن د، به این نتیجه رسیدند که نیروهای عراقی در جنگ با ایران مکرراً از سلاح شیمیایی استفاده کرده اند.

- 25/6/65؛ یک شرکت هلندی تولید کننده فرآورده های شیمیایی به خاطر صدور غیرقانونی محصولات خود به عراق، در دادگاه شهر ارهم به پرداخت 100 هزار فلورن محکوم شد.

منبع: فصل نامه سیاست خارجی بهار 1367


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: حملات شیمیایی عراق، کردستان، سردشت، شلمچه،

برچسب ها : گاهشمار حملات شیمیایی عراق - شیمیایی ,عراق ,سلاح ,استفاده ,بمباران ,1367؛ ,بمباران شیمیایی ,سلاح شیمیایی ,رژیم عراق ,شیمیایی استفاده ,شیمیایی توسط ,سلاح شیمیایی استفاده ,علیه
هلیم معنوی با پشم رسید!
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...



  هلیم معنوی با پشم رسید!  



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  




طنز و کاریکاتور > کاریکاتور - معاون غذا و دارو علوم پزشکی ایران: حلیم های خیابانی از پشم، پنبه و گوشت فاسد تهیه می شود!

 

فیروزه مظفری. خبرآنلاین




  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: هلیم قل ، پشم ، پنبه،

برچسب ها : هلیم معنوی با پشم رسید! - هلیم , رسید ,هلیم معنوی
از شعر تا مِعر، از بیان تا تهمت وُ ت یب ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


  بسم الله الرحمن الرحیم 




  از شعر تا مِعر، از بیان تا تهمت وُ ت یب ...  


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  



((( آورده اند شاعری در روزگاران پیشین، روزی در دربار شاهی، از جای برخواست و گفت: شاهنشاها اجازه دهید قطعه ای را که سروده ام در این مجلس با شکوه بخوانم. ی پرسید: "تو کیستی و چه کاره ای؟ بنده شاعرم بنده هم ماعرم ماعر کیست؟ شاعر کیست؟ شاعر شعر می گوید. ماعر معر می گوید. معر چیست؟ شعر چیست؟ شعر اینست: هر غنچه که گل گشت دگر غنچه نگردد. معر اینست: هر منچه که مل گشت دگر منچه نگردد. منچه چیست؟ عنچه چیست؟ غنچه آنست که شکفته شده و گل می گردد. منچه هم آنست که مکفته شده و مل می گردد. شاعر تسلیم شد و زبان در کام گرفت. زآن پس چون نیک بنگریست دریافت که بسیاری از اشعار، در واقع معرند. خود نیز بعدها، معرها مرود. مرودنی. )))

وبلاگ مختاباد، سید ابوالحسن، خبرآنلاین : اشعار روز عید سعید فطر در مصلی که از سوی یک از مداحان خوانده شد، بازتاب های بسیاری داشت. جدای از کیفیت پایین و نازل و غیرادبی شعر، نگارنده می خواهد از زاویه ای متفاوت به آن نظر کند و آن، فراهم چنین بسترهایی برای انی است که دیدگاهی مخالف با این دیدگاه دارند.

از جمله شعارهای اصلی ما در انقلاب بهمن ۵۷ آ زادی بود و بخشی مهم از این ، خود را در بیان جلوه گر می سازد و به خصوص پس از بیان. آزاد ِی بیان حقی است همگانی و نه امتیازی که به مهر و لطف به یک گروه داده شود و  با کین و قهر و خشونت از گروهی دیگر بازستانده شود. 

ت باید خوشحال باشد و البته منتقدانش، همانند این مداح محترم، باید خوشحال تر که این امکان را می یابند تا از یکی از مهمترین تریبون های سالانه و در حضور خیلی از جمعیت و به شکلی مستقیم، اشعاری را در نقد گفتمان رئیس جمهور و ۲۴ میلیون رایی که به او داده اند مطرح می کنند و بعد از آن هم سوار خودرو و تا ی خود می شوند و به منزل می روند. ی هم به آنها لقب جاسوس و نفوذی و اجنبی پرست نمی دهد. 

این سخنان البته سابقه دارد و هر روز و شب و هفته در انواع و اقسام رسانه های طیف بازنده انتخابات در جریان است و به گمان نگارنده امر غریبی نیست. کافی است  هر هفته تریبون ها را در ای مختلف گوش کنید یا رو مه کیهان را باز کنید تا سخنانی بس تندتر و کوبنده تر از این اشعار را بخوانید و با خود شه کنید که چرا نویسنده آن سخنان و نوشته ها را مادر بمب ها نیز نمی تواند تکان دهد؟ اما در سوی دیگر کار منتقدان و شاعران و سازان و اهل فرهنگ و هنری که دیدگاهی مخالف دیدگاه آنان دارند با داع و درفش و زندان  بند و کند  زنجیر است.

راستش من بسیار به این مداح حسودیم شد و احتمالا بسیاری از دوستان رو مه نگارم نیز چنین چیزی در ذهنشان گذشت که او با چه شور وشوق و با چه اعتماد به نفسی به شخص دوم مملکت انتقاد می کند؟و ی به او افترا و اتهام جاسوسی نمی زند،  اما در این سو انتقادهای عادی و حتی در چارچوب های قانونی هم به مخالفت با امنیت ملی، بلندگوی دشمن، تعبیر می شود.

ماجرا زمانی خطرناک می شود که این مداح محترم خود و گفتمان خود را حق مطلق بپندارد و سخنان و گفتمان دیگر را باطل طرف مقابل را گروهی زندیق و کافر مسلک و اجنبی  پرست و معاند. امیداریم آن هیجان در پس و پشت خود چنین دیدگاهی نداشته باشد که اگر چنین باشد آنگاه خطرناک است و خواهد بود.

اما در سوی دیگر بر این باورم که دوستان منتقد به جای حمله به مداح مورد نظر، بهتر است به سویه مثبت ماجرا بنگرند و از آقای بخواهند و نیز دستگاه قضایی، که اجازه دهد در این طرف ماجرا هم همین امنیت و اعتماد به نفس برای منتقدان فراهم شود و آنها فارغ البال بتوانند دیدگاه های خود را مطرح کنند و داور نهایی مردم باشند که خوش داوری هم هستند.

به یاد داریم سال های دوری که را که از بزرگی پرسیدند که چرا شما با فلان منتقد و شیخ به مناظره نمی نشینی که پاسخ داد: آیا همان قدر که او در امنیت و آرامش و اعتماد به نفس به من انتقاد می کند؟ من نیز می توانم؟ و آیا می توانم بیمناک این نباشم که بعد از مناظره چه سرنوشتی در انتظار من است؟ او مستقیم به خانه می رود و من مستقیم به جایی که عرب نی انداخت.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: بیان، مداح، تریبون ، رو مه کیهان، دیدگاه مخالف، اتهام جاسوسی، امنیت ملی،

برچسب ها : از شعر تا مِعر، از بیان تا تهمت وُ ت یب ... - ,بیان ,مداح ,امنیت ,منچه ,چنین , بیان ,امنیت ملی، ,کیست؟ شاعر ,دیدگاهی مخالف
آقای اگر زورتان به کله-گنده-ها نمیرسد ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...



    آقای اگر زورتان به کله-گنده-ها نمیرسد ...   



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 



وبلاگ مهاجری، محمد ، خبرآنلاین :  آقای رئیس جمهور!  باورم این است که شما هوشمندتر از آنید که در دام بیفتید. با اینکه دادستان محترم تهران طبق وظیفه ذاتی و قانونی اش دستور شناسایی هتاکان به شما را صادر کرده، پیشنهاد می کنم شما از طریق قانون و اگر راه قانونی ندارد ، از طریق خواهش و تمنا نگذارید ی بازداشت شود.

در میان افرادی که روز قدس شعار می دادند هرچند ممکن است عده ای با برنامه ریزی قبلی آمده باشند، اما  قطعا اکثرشان احساس تکلیف می د و به همین دلیل عذرشان موجه است.

آقای رئیس جمهور! این افراد ، آدمهای عادی جامعه اند. غالبا به حقوق شان هم آشنا نیستند. اگر دستگیر شوند بلد نیستند از خودشان دفاع کنند و ناگزیر به زندان محکوم می شوند. در دوران حبس زندگی شان مختل می شود. معیشت شان به هم می ریزد.خانواده شان نسبت به مسئله دار می شوند و دهها مشکل ریز و درشت دیگر به وجود می آید.

آقای ! در طول مدت تبلیغات انتخابات، خبرگزاریها،رو مه ها،سایتها و رسانه هایی که عمدتا با پول مردم اداره می شوند،حرفهای آدم های را که صدها بدتر از شعارهای بود منتشر د. رسانه ملی مشابه همین ها را روی آنتن زنده برد. چرا دور برویم،چندنفر از حضرات نامزدها توهین و تهمتی نماند که نسبت به رئیس جمهور مستقر، فروگذار کرده باشند. شعارهای روز ،ترجمان حرفهای همین عزیزان بود. کرور کرور آدمهایی که مارک ارزشمداری دارند همین حرفها را در تریبونهای متعدد بکار بردند و کک ی نگزید.

آقای رئیس جمهور! نگذارید زور قانون به ضعیفها برسد. اجازه ندهید ضعیف کشی شود. جرم شعاردهندگان روز حداکثرش این است که در روزی که وحدت لازم بود، شعار تفرقه دادند. از بس در این یکی دو روز همه محکومشان کرده اند مغموم و غصه دار شده اند و   متهمان اصلی دارند  راست راست راه می روند و بشکن می زنند.

آقای ! اگر زورتان به آن آدم گنده ها نمی رسد، این آدم ضعیف ها را نجات دهید. ممنون.


    تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



برچسب ها: تبلیغات انتخابات، رسانه ملی، تهمت، زور قانون، روز قدس و وحدت، جَوگیری،
برچسب ها : آقای اگر زورتان به کله-گنده-ها نمیرسد ... - آقای ,جمهور ,همین ,رئیس , ,رسانه ,آقای ,رئیس جمهور ,آقای رئیس ,تبلیغات انتخابات،
سلیقه های شخصی و برداشت های فردی به اسم
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


  سلیقه های شخصی و برداشت های فردی به اسم   



وبلاگ  زائری، محمدرضا : در شهادت مؤمنان باید بر بی پناهی نسلی مویه کرد که شان را در حد قامت های ناساز خویش کوتاه کرده ایم! باید بر مظلومیت نسلی گریست که شان را در قواره حقارت ها و ناتوانی های خودمان شناسانده ایم!

آن علی که دلها برایش می تپد ی است که تحملش از کوهها بیشتر است و فهمش از دریاها فراتر! آن علی که همه با یک نظر شیفته اش می شوند ی است که نان جو می خورد و آهن داغ را به دست برادر نزدیک می کند! آن علی که در کلیسا نقش تمثالش را به عنوان قدیس یت بر دیوار می کشند و در آتشگاه از نور ج جان می گیرند ی است که سوزنی از بیت المال را حتى در دست دختر جز به امانت تاب نمی آورد و آمده برای ساختن انسان و جهان!
آن علی که نامش جهان را گرفته و آوازه اش از ک شان ها گذشته آن است که انسان را می فهمد و جهان را می شناسد و برای همه پدری می کند!
گرسنگی می کشد تا دیگران سیر شوند و تشنه می ماند تا دیگران را سیراب سازد!
وقتی آن علی اقیانوسْ دل و ک شانْ جان را که پدر عالم و آدم است در حد یک رقیب بازی های ک نه پایین کشیدیم و دغدغه انسان سازی او را در حد قیافه و شکل آدم ها ساده کردیم و مسأله انسان پردازی و جهان سازی او را به پایین ترین سطح ظاهر شرع تقلیل دادیم طبیعی است که این علی جدید برساخته ما دل از ی نبرد و جان ی را برنیاشوبد!
وقتی به جای نهج البلاغه آتشین و وشان ، رساله توضیح المسائل را گذاشتیم و همه دین را در قامت یک حکم شرعی و ظاهری که تازه فقها بر سر شکل و ابعادش اختلاف دارند و بعضا مستحب می دانند تقلیل دادیم معلوم است که دیگر این دین تازه و جدید ما با جان و دل ی سازگار نمی شود!
وقتی عد را و برابری را و قسط را نه تنها نابود و محکوم کردیم بلکه به زیاده خواهی ها و ویژه خواری ها رنگ تقدس و باور زدیم بی شک این تعارض و تناقض انسان منطقی و عاقل را پس می زند!
وقتی که همه مسائل مان در حد فوتبال بانوان و کنسرت موسیقی سطحی شد آن وقت هزار هزار نفر را به بهانه ساز موسیقی و سستی در حجاب و شکل ظاهرشان از دین دور می کنیم و فاصله هایشان روز به روز از دینی که ما عرضه کرده ایم بیشتر می شود و "ی جون" من دین الله افواجا... همه به خاطر این که حقیقت را در چند متر پارچه خلاصه کرده ایم و شابلون و متر خودمان را گذاشته ایم که هر مثلا حجابش چادر آنهم مشکی نبود و هر ریش و قیافه اش با سلیقه ما تطبیق نمی کرد بی دین است!
و طبیعی است که روز به روز بی دین ها بیشتر بشوند!
و در چنین شرایطی است که حتى مدعیان دین داری هم چنان به ساخته های ذهنی خود عادت می کنند که تاب شنیدن حقیقت را ندارند !
وقتی سلیقه های شخصی و برداشت های فردی مان را به اسم جا انداختیم به مرور چنان به آنها عادت می کنیم که اگر ی از قرآن کریم آیه ای صریح تلاوت کند یا از بحارالانوار و نهج البلاغه هم برایمان حدیثی قاطع بخواند باز یا توجیه می کنیم، یا نمی شنویم، یا فهم خود را بر نص کلام خدا و اولیای خدا ترجیح می دهیم و این می شود که به مرور چیزی را به اسم عرضه می کنیم که بسیاری افراد ندای فطرت و درونشان را از آن نمی شنوند و به آن گرایش پیدا نمی کنند! آن وقت به ضدیت با و بی دینی متهم می شوند! آنچه هشتم علیه السلام فرمود همین بود که : علموا الناس محاسن کلامنا... حرف حساب و دعوت دلنشین ما را به مردم برسانید تا با تمام وجود بیایند، حرف خودتان را به اسم ما نزنید! و در شهادت مؤمنان بیش از مظلومیت او باید بر مظلومیت نسلی گریست که از حقیقت علوی و هدایت ولایت او به خاطر رفتار و گفتار ما محروم مانده اند!


برچسب ها : سلیقه های شخصی و برداشت های فردی به اسم - انسان ,جهان , ,مظلومیت ,حقیقت ,کنیم ,نسلی گریست ,تقلیل دادیم ,مظلومیت نسلی , مؤمنان ,برداشت های فردی
جناحی شدن تریبون های مذهبی
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


  جناحی شدن تریبون های مذهبی  



وبلاگ غرویان، محسن : مذهب یکی از عناصر فرهنگی بسیار دارای نفوذ در مردم است و در تفکر و زندگی مردم نقش دارد.

تریبون های مذهبی هم تریبون هایی هستند که می توانند در مسائل فرهنگی، اقتصادی و جامعه تأثیر بگذارند. اما در این میان عده ای هستند که از این ابزار برای مقاصد جناحی، شخصی و گروهی خود استفاده می کنند.
استفاده جناحی از تریبون های مذهبی، ظلم به دین است. در محافل مذهبی می توان مسائل عام دینی را طرح کرد و اینکه بوسیله این تربیون ها بخواهیم مردم را به سمت جناح خودمان بکشانیم، این خیانت به مذهب است.
اینکه الان مردم به و شبکه های اجتماعی روی آوردند، علتش را باید در تبدیل شدن محافل مذهبی ما به محل جنگ و نزاع، جستجو کرد. مردم از این سوء استفاده های به نام مذهب و دین،خسته شده اند.

ما باید بیشتر به مسائل روحی و اخلاقی که همه خواهان شنیدن آن هستند بپردازیم، نه به مسائل خاص جناحی و . هشدار نسبت به نحوه عمل تریبون های مذهبی، نکته ای است که سال ها بیان می شود. مردم یک ظرفیت خاصی دارند و وقتی ببینند که افراط و تفریط می شود از مسائل و معارف دینی روی برمی گردانند.
همین که مردم تشخیص بدهند یک مداح یا سخنران، اه گروهی و جناحی خاص خودش را از پشت تریبون مطرح می کند، اعتمادشان از دین و مذهب و محافل مذهبی سلب می شود، اما اگر بدانند که سخنران و مداح درد مردم را بیان می کند به آن رغبت نشان می دهند.




برچسب ها: جناحی شدن، تریبون های مذهبی،

برچسب ها : جناحی شدن تریبون های مذهبی - مردم ,تریبون های ,مذهبی ,مسائل ,مذهب , ,محافل مذهبی ,تریبون های مذهبی، ,تریبون های مذهبی ,جناحی شدن تریبون های
علی علیه السلام از نگاه علی شریعتی
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...




  علی علیه السلام از نگاه علی شریعتی  



"... علی ی است که، نه تنها با شه و سخنش، بلکه با وجود و زندگی اش، به همه دردها و نیازها و همه احتیاج های چندگونه بشری، در همه دوره ها، پاسخ می دهد..."

"... هرکه علی وار زندگی کند و علی وار کار کند و علی وار سخن بگوید و علی وار بین د، نمی تواند از سرنوشت محتوم علی وار بگریزد..."


"... علی... که همه ارزشها در برابرش بی مقدار می نماید و همه قدرتها و عظمتها در قیاسش ضعف و حقارت به نظر می آید..."


"... ارزش های علی در بی نیازتر بودنش از دیگران نیست، بلکه در احساس ِ نیازهای بلندتر و متعالی تر اوست نسبت به دیگران و همچنین در احساس نیازمندتر بودن و احساس کمبود بیشتر او در هستی است؛ که دیگران چنین احساسی را ندارند..."

"... علی، مظهر توحید و انسانی که رس تاریخی تمامی ان در او تجسم یافته و وجودش جوهر همه انقلاب های توحیدی است و گرد است که تمامی رودهایی که در طول تاریخ عد و و برابری بشری از انقلاب ها و نهضت ها سرچشمه گرفته و با جور و جبر و تبعیض در کشاکش بوده است در او می ریزد..."

"... به عنوان یک من علی وار: یک روح در چند بعد: خداوند سخن، بر منبر، خداوند پرستش در محراب؛ خداوند کار، در زمین؛ خداوند پیکار، در صحنه؛ خداوند وفا، در کنار محمد، خداوند مسئولیت در جامعه، خداوند قلم، در نهج البلاغه؛ خداوند پارسایی، در زندگی؛ خداوند دانش، در ؛ خداوند انقلاب، در زمان؛ خداوند عدل، در حکومت؛ خداوند پدری و انسان پروری، در خانه؛ و... بنده خدا، در همه جا، در همه وقت!..."

"... سخن گفتن درباره علی (ع) بی نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یک قهرمان یا یک شخصیت تاریخی تنها نیست. هر درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی کند، خود را نه تنها در برابر یک فرد، یک فرد برجسته انسانی در تاریخ می بیند، بلکه خود را در برابر معجزه ای و حتا در برابر یک مساله علمی، یک معمای علمی « این خلقت» احساس می کند. بنابراین درباره علی (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه که در وهله اول به ذهن می آید، درباره یک شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلکه درباره معجزه ای است که به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.

علی (ع) یکی از شخصیت های بزرگی است که به نظر من بزرگترین شخصیت انسانی است (پیغمبر (ص) را باید جدا کرد که رس خاصی دارد) که از همه وقت، امروز ناشناخته می بود، بدشناخته تر است که کیست، محققین او را برای اولین بار می شناختند.

گاه علی (ع) را که توی این جنگ ها یک قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یک سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یک پدر و یک همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یک انسان زندگی است و در همه ابعادش می بینیم، تاریخ می گوید، تنها در نیمه شب ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می رفته و نگاه می کرده که ی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می برده و می نالیده! هرگز، من نمی توانم قبول کنم که رنج های مدینه و رنج های عرب و جامعه عرب و حق جامعه ی و حتا یارانش، این روحی را که از همه این آفرینش بزرگ تر است وادار به چنین نالیدنی د، هرگز!

درد علی (ع) خیلی بزرگ تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، که این روح را این اندازه بی تاب د! مسلما این همان درد انسانی است که خود را در این عالم زندانی می بیند، انسانی است که خود را بیشتر از این عالم می بیند و احساس خفقان در این عالم می کند.

مسلما هر ی که انسان تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می کند، انسان است، این است که می بینیم علی (ع) قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاک سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاکی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشک دقیقی است که حتا برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی که تحمل ن ، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی هایی است و همه فضایلی است که انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته.

علی (ع) نه تنها است، در طول تاریخ هیچ شخصیتی با این امتیاز را نداشته که یک خانواده (ع) است، یعنی خانواده اساطیری است، خانواده ای که پدر علی (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسین (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زینب (س) است.

چهره هایی که می خواهم، در قرن بیستم، به عنوان سمبل و تجسم یک ایدئولوژی مطرح و عنوا کنم، دارای این خصوصیات است. البته این کامل ترین خصوصیاتش نیست، اما اساسی ترین آنهاست

علی (ع) نخستین نسل در انقلاب ی، علی (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر (ص) و علی (ع)، علی (ع) مظهر جهاد و ی جنگ، علی (ع)، مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی (ع) مرد کار یدی، کشاورزی و تولید، علی (ع) مظهر نثر و شعر علی (ع) بهترین سخنور و سخنگو، علی (ع) فیلسوف، علی (ع) مظهر بینش ها و ابعاد متضاد، علی (ع) زهد انقل و عبادت، تکیه بر عد ، علی (ع) تساوی در مصرف، علی (ع) و مظهر حقیقت ها و ارزش ها، علی (ع) نفی مصلحت به خاطر حقیقت، نفی شخصیت، علی (ع) انسان دوستی.

ما ملتی که افتخار بزرگ انتصاب به علی (ع) و مکتب علی (ع) را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است که می تواند بدان بنازد و بالا ه بزرگترین سرمایه، امیدی است که می تواند به وسیله آن نجات پیدا کرده، به آگاهی، بیداری، حرکت و رهایی برسد، اما در عین حال می بینیم که با داشتن علی (ع) و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده ایم!

در صورتی که «شیعه علی (ع) بودن» از «چون علی (ع) عمل » شروع می شود و این مرحله ای است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراین ما یک ملت «دوستدار علی (ع) » هستیم، اما نه «شیعه علی (ع) » ! چراکه شیعه علی (ع) همچنان که گفتم علی (ع) وار بودن، علی (ع) وار شیدن، علی (ع) وار احساس در برابر جامعه، علی (ع) وار مسؤولیت احساس و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، علی (ع) وار زیستن، علی (ع) وار پرستیدن و علی (ع) وار خدمت است..."


علی، حقیقتی بر گونه اساطیر
"... علی ، رب النوع انواع گوناگون عظمت ها، قداست ها ، زیبایی ها و احساس های مطلق است. ازآن گونه مطلق هایی که بشر همواره دغدغه دیدن و پرستیدنش را داشته ، وهرگز نبوده ، ومعتقد شده که ممکن نیست درکالبد یک انسان تحقق پیدا کند ، و ناچار ، می ساخته است.

علی در همان حد مطلقی که پرومته در اساطیر ، روح تشنه و محتاج انسان را از فداکاری اشباع می کرده ، و دموستنس از قدرت و صداقت و لطف سخن، و هرکول از قدرت و نیرومندی جسم ، و خدایان دیگر از نهایت رقت و محبت و لطافت روح ، همه را در یک رب النوع جمع می کند . علی ، نیازهای را که در طول تاریخ، انسان ها را به خلق نمونه های خیالی ، و به ساختن الهه ها و رب النوع های فرضی می کشانده ، در تاریخ امروز اشباع می کند.

و از همه شگفت همه فضایل مطلقی را که ما ناچار در اسطوره ها و رب النوع ، حتی فرضی ، قابل جمع نیست ، در یک اندام عینی جمع کرده است. جنگ هایش را ملاحضه می کنیم و او را مانند یک رب النوع اساطیری می ی م که با خون ریزی و بی باکی و نیرومندی شدید در حد مطلق پیکار می کند. به طوری که نیاز انسان را به داشتن و بودن یک احساس قدرت مطلق بشری، سیراب میکند.

و در کوفه ،در برابر یک یتیم ، چنان ضعیف و چنان لرزان و چنان پریشان می شود که رفیق ترین احساس یک مادر را به صورت اساطیری نشان می دهد. و در مبارزه با دشمن چنان بی باکی و خشونت به ج می دهد. که مظهر خشونت شمشیر است . و شمشیرش ( ذوالفقار) مظهر برندگی و خون ریزی و بی رحمی نسبت به دشمن در مبارزه است. و در داخل ، از این نرمتر، و از صمیمی تر ، و از این پرگذشت تر پیدا نمیشود.

در جای دیگر، علی وقتی می بیند اگر بخواهد به خاطر احقاق حقش شمشیر بکشد. مرکز خلافت و قدرت ی متلاشی می شود. و وحدت مسلمین بر باد می رود ، ناگزیر صبر می کند ، یک ربع قرن صبر می کند و با شرایطی و در وضعی زندگی می کند که دست احساس پرومته ی به زنجیر کشیده را در انسان به وجود می آورد . اما علی، به خاطر انسان ، این زنجیر را خود بر اندامش می پیچد. یک ربع قرن خاموشی از طرف روحی که همواره بی قرار است و از ده سالگی وارد نهضت شده ، به تعبیر خودش صبری با طعم احساس انسانی است که "خار در چشم و استخوان در گلو" است..."


چهره علی علیه السلام

"... چهره ی "علی" در روشنایی، زیبا و خ است. به تو و من، بی مذهب و مذهبی، هر دو،علی را در تاریکی نشان داده اند..."


درد علی علیه السلام

"... درد علی دو گونه است :
یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است.
ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق اش احساس می کند.
اما، این درد علی نیست.
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن را نمی شناسیم!!
باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را...
که علی درد شمشیر را احساس نمی کند.
و...ما...
درد علی را احساس نمی کنیم..."

سکوت
"... مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت؟
باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید؟
او با علی آشناتر است..."

علی من ...

"... این علی که شما وصفش می کنید همان رستم خودمان است که آرایش ی اش کرده اید! این علی شما به درد صوفی ها و پهلوان ها می خورد و سمبل زورخانه و خانقاه شده است!

این علی ای نیست که من به او معتقدم، علی من آن علی است که در درون جامعه ی، با منافق ستمکار، خواجه برده فروش و پارچه ورمال و استثمارگر، هر چند مسلمان هم باشد، به خاطر مبارزه می کند. و او مردی است که چهار هزار نفر مقدس دعاخوان نالان در پیشگاه خداوند را، که جای سجده در پیشانی شان نمایان است و در میان شان حافظ قرآن بسیار، یک جا با شمشیر نابود می کند. چه ی جرئت این کار را داشت و دارد؟!..."

 

"... و تو ای علی! ای شیر! مرد خدا و مردم، ربّ النوع عشق و شمشیر! ما شایستگی "شناخت تو" را ازدست داده ایم. شناخت تو را از مغز های ما برده اند، اما "عشق تو " را، علی رغم روزگار، در عمق وجدان خویش، در پس های دل خویش، هم چنان مشتعل نگاه داشته ایم، چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می کنی؟ تو ستمی را بر یک زن یهودی، که در ذِمّه حکومت ات می زیست، تاب نیاوردی، و اکنون، مسلمانان را در ذمه ی یهود ببین. و ببین که بر آنان چه می گذرد! ای صاحب آن بازو، که یک ضربه اش از عبادت هر دو جهان برتر است، ضربه ای دیگر!..."

 

"... علی را باید از اشاپلی پرسید که دوازده سال است شب و روز درباره او می شد و نهج البلاغه اش را بزبان خود تدوین کرده و افکار و حالات و زندگی و رنجها و دردها و گرفتاریهایش را در این کوفه پلید پردشمن پست می داند و می داند که این «خونریز خشمگین صحنه پیکار» چه شد که «سوخته خاموش خلوت محراب» شد ؟ این شیر خدا در این نخلستان خاموش چرا تنها مینالد ؟ چرا سر در حلقوم چاه برده است ؟ دردش چیست ؟ نه از آن عربی که تولیت حرم او را دارد و هر روز ضریحش را گردگیری می کند و آب و جارو و گلاب و فرش و و نذر و نذور و شمع و مُهر و تسبیح و..."

"... آن انسان شگفتی که اش انبوه فشرده ای از آگاهی ها است و شه اش به راه های آسمان آشناتر است از راه های زمین او است که ناگهان از بستر نرمِ خانه، نیمه های شب می گریزد و اش خفقان می گیرد و به نخلستان های حومه ی شهر پناه می برد و در دل شب، از درد و حیرت و هراس در برابر ملکوت، عظمت وجود و جمال و جاذبه ی خدا و حقارت و نیاز خویش، ناله برمی دارد و از هوش می رود..."
«تالار گفتمان شریعتی»



برچسب ها: علی علیه السلام، علی شریعتی،

برچسب ها : علی علیه السلام از نگاه علی شریعتی - است، ,انسان ,خداوند ,نمونه ,تاریخ ,شمشیر ,است، نمونه ,علیه السلام ,احساس می کند ,نمونه اعلای ,نمونه عالی ,نگاه علی شریعتی
حملات تروریستی تهران و برخی حقایق تلخ
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...



  حملات تروریستی تهران و برخی حقایق تلخ   

وبلاگ  دستمالی، محمد ، خبرآنلاین : مهاجمین ی حملات تروریستی تهران، ایرانی و اهل سنت هستند و تحلیل این مساله، ما را یاری می دهد تا این حقیقت را درک کنیم که برخی کم توجهی ها در مناطق نسی نشین، می تواند فضا را برای یارگیری ، مهیا کند.

دو حمله تروریستی ی های تکفیری در تهران، می توانست دو فاجعه بزرگ در تاریخ معاصر ایران رقم بزند. شک نکنیم اگر مهاجمین سر از صحن مجلس در می آوردند، بیش از یک صد جان خود را از دست می دادند و تردیدی نداشته باشیم اگر تروریست ها می توانستند در زمانی پرازدحام وارد حرم راحل شوند، شمار از یک هزار نفر هم فراتر می رفت. بنابراین پیش از هر چیز، باید شکر به جا بیاوریم از این که این دو حمله، تنها موجب شهادت 17 هموطن ما شد و رنگ تراژدی و فاجعه بزرگ ملی به خود نگرفت. گام دوم پس از شکر، قدردانی از فداکاری همه نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی جان بر کفی است که علی القاعده، همیشه می توانیم فقط بخش کوچکی از نقش و زحمات آنان را ببینیم و در جریان زحمات پنهان، استرس ها، تمرکز، بی خو ها و زحمات آنها نیستیم و بعید می دانم که از نظر حقوق و دستمزد هم وضعیت جالبی داشته باشند. با این همه، دست کم به صورت پیدا و آشکار، نوای اعتراضی از آنان به گوش نرسیده و مردانه به وظایف خود عمل کرده اند.

و اما بعد... .
به عادت مرسوم، هر جا مشکلی پیش می آید، همیشه دلایل و زمینه های بروز آن را به و غرب حواله می دهیم و تصور می کنیم که چاره ی کار در تکرار مرگ بر و مرگ بر اسراییل و جدیدا مرگ بر آل سعود است. بله. تردیدی نیست که این مثلث، با تمام توان در پی ضربه زدن به ایران است و هیچ انسان عاقلی نمی تواند منکر نقش و اسراییل و دیگران در هدایت و حمایت گروه های افراطی و دخ مداوم آنان در مسائل جهان باشد. از استعمار و استثمار تا مداخلات مستقیم و غیرمستقیم چند سده ی اخیر تا هدایت کودتاها و بسیاری دیگر از اقدامات اقتصادی و اجتماعی، ما نیز همچون بسیاری دیگر از کشورهای منطقه، همواره از غرب ضربه خورده ایم. اما به راستی، در تحلیل ماهیت و مساله ی « »، می توانیم صرفا به این گونه استدلالات ضعیف اکتفاء کنیم؟ خود جهان و اختلافات مذهبی عمیق بین جوامع شیعه و سنی و همچنین اختلافات عمیق علمای دینی، در این مساله نقشی ندارد؟ اهمیت مباحث مهم و پیچیده ای همچون سنی یی و شیعه ی انگلیسی را از یاد برده ایم؟ خطاهای بزرگ و کوچک کشورهای ی در مواجهه با اقلیت و اکثریت شیعه و سنی چه؟ این نیز بی اهمیت است؟

اهمیت ایرانی بودن ی های تهران
بگذارید اندکی بی تعارف باشیم و به تحلیل یکی از مهم ترین جوانب و ابعاد هویت مهاجمین دو حمله ی تهران بپردازیم.
به درستی و با هدف حفظ حریم و حقوق خانواده ها و وابستگان تروریست های کشته شده در تهران، از بیان نام خانوادگی آنها خودداری کرد. اما در این روزگار عجیب که شبکه های مجازی، امکان اختفا و استتار هیچ موضوعی را باقی نگذاشته اند، خیلی زود مشخص شد که چهار تن از مهاجمین، سنّی مذهب، کُردزبان و اهل یکی از ای شین غرب ایران هستند که اتفاقا در تاریخ نقش ویژه ای دارد و مردم آن شهر به نجابت، دین داری، مومن بودن و حلال خوری و غیرت و تلاش و قناعت مشهور هستند. اما در هر حال، این افراد از آن دیار برخاسته اند و عقل سلیم به ما می گوید، آنها آ ین ی های ایرانی نبوده اند و یارگیری این گروه تکفیری خطرناک، در مناطق سنی نشین غرب، شرق و شمال ایران، ادامه خواهد داشت. کما این که نیز اعلام کرده که در ظرف چند ساعت، در سه استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی، بیش از چهل نفر را به اتهام ارتباط با ، دستگیر کرده است.
، همچنان که از بین ده ها کشور ی و اروپایی دیگر، یارگیری نموده، تعدادی از جوانان و نوجوانان اهل سنّت ایران را نیز به دام انداخته است و این دقیقا به معنی سرمایه گذاری بر روی افرادی است که به دلیل آشنایی با زبان فارسی و توان سفر به نقاط مختلف ایران، از توان و امکان بالایی برای طراحی و اجرای عملیات تروریستی در سراسر کشور، برخوردار هستند.
باید بپذیریم؛ هر اندازه سرویس اطلاعاتی و امنیتی کشور ما و دیگر کشورها، هوشیار متعهد و قدرتمند باشند، باز هم امکان رخنه و نفوذ تروریست ها وجود دارد. چرا که ماهیت ویژه ی گروه تروریستی - انتحاری ، مانند یک جسم بی شکل و بی هندسه است که امکان اندازه گیری ابعاد و مساحت آن، بسیار دشوار است. آیا غیر از این است که این گروه وحشی، با کامیون و تریلی می تواند به مردم عادی هجوم برده و آنها را زیر بگیرد؟ آیا برای این گروه تکفیری، مسموم منابع آب شبکه های شهری، ساخت بمب های دست ساز، به آتش کشیدن منابع عظیم غذایی و کشاورزی، حمله به مدارس و بازارهای شلوغ ای مختلف ایران، کار دشواری است؟ اساسا یک سرویس کارکشته ی امنیتی، هر اندازه که اطلاعات به روز و تجهیزات پیشرفته و کادرهای جان بر کف داشته باشد، باز هم می تواند تمام تحرکات چنین گروه تروریستی ویژه ای را محاسبه و خنثی کند؟ خیر. چنین چیزی ممکن نیست. در روسیه، فرانسه، انگلیس، ترکیه، مصر و بسیاری کشورهای دیگر، پیش بینی حملات و مقابله با آنها میسر نبود و در تهران نیز با وجود آن که میزان تلفات پایین بود، اما در هر حال، بدون تعارف بپذیریم که حمله به مجلس، مطلقا کار کوچک و بی اهمیتی نیست و رئیس مجلس نیز در آن شرایط خاص اضطراری برای تقویت روحیه ی خود و همکارانش این اقدام را «سبک» توصیف کرد! اگر نه او و دیگران، باهوش تر از آن هستند که اهمیت چنین اقدام ضدامنیتی و خطرناکی را درک نکنند. خوب... . چاره چیست؟ آیا باید با پذیرش این فرضیه که ماهیت ویژه و انتحاری بودن ، این گروه را به یک نهاد تروریستی غیرقابل پیش بینی تبدیل کرده، در بر ابر آنان تسلیم شویم و هیچ اقدامی انجام ندهیم؟ صد البته خیر. نه ایران و نه دیگر کشورهای منطقه، با وجود تمام ویژگی های عملیاتی خاص ، نباید تسلیم اقدامات وحشیانه ی این گروه شوند. از تلاش برای به دام انداختن مهره های بزرگ و استفاده از آنها به عنوان گروگان گرفته تا کنترل دقیق تر مرزها و افزایش آگاهی مردم از راه آموزش های عمومی رسانه ای، می توان، ده ها تدبیر امنیتی مهم و استراتژیک، طراحی و اتخاذ کرد. اما شاید یکی از مهم ترین تد ر، پیشگیری اجتماعی و و ساختن سدّهای بزرگ در برابر یارگیری در ایران باشد.
تحلیل پیام های ویدیوی ی ها در تهران
به تازگی، ی از تروریست های این گروه در تهران منتشر کرده که در آن، یکی از افراد، به زبان کُردی صحبت می کند و زیرنویس عربی حرف های او، در زیر تصویر درج می شود. از میان حرف های این تروریست، سه نکته بسیار برجسته تر از سایر نکات است: 1.فرد تروریست، مسلمانان شیعه مذهب ایران را «رافضی» قلمداد کرده و مدعی می شود: «آنها فرقه هستند، ولی ما امت هستیم. ما نباید بگذاریم آنها زنده بمانند. به یاری پروردگار سرهای آنها را ببریم، سرهای آنها را له کنیم.» 2.تروریست مزبور، ا زاحمد بن حنبل یاد می کند و نشان می دهد که او و همفکرانش برخلاف کردهای اهل سنت ایران، که همگی شافعی مذهب هستند، به مذهب حنبلی گرایش دارند. می دانیم که شافعی مذهب ها، شامل مسلمانان اندونزی، ما ی، بخشی از مصر، نان نواز غزه و کردها هستند. مذهب شافعی از منظر فقهی، مبانی ترکیبی عراقی - حجازی داشته و در قبال مسائل مختلف دینی، با اتکای بیشتر به حدیث، از انعطاف بیشتری نسبت به دیگر مذاهب اهل سنت برخوردار است و علاوه بر این، شافعی مذهب ها، نه تنها تنش و اختلافی با اهل بیت ندارند بلکه ارادت ویژه ای به ائمه ی معصومین علیهم السلام دارند. حال آن که، مذهب حنبلی، تقریبا فقط در عربستان سعودی پیروان دارد و رویکردهای جزمی، سخت و متفاوتی نسبت به دیگر مذاهب و دیگر افکار دینی دارد.3. تروریست مورد نظر ما، از مردم می خواهد راه او و همفکرانش را ادامه دهند و نگذارند این «شمع» خاموش شود!
وضعیت اهل سنّت در غرب ایران و امکان یارگیری
هر کدام از گروه های تروریستی، با هر گرایش و دینی خاصی، برای یارگیری و جذب نیروهای جدید، نیاز به دستاویزها و بهانه هایی دارند که بتوانند با استفاده از آنها، سوژه های جدید را از راه به در برده و مغر آنها را شستشو دهند. صد البته این افراد برای جذب کادرهای جدید، در شرایطی می توانند موفق تر عمل کنند که دستاویزهای ملموسی برای اقناع افراد، در دست داشته باشند. در چنین شرایطی است که رویکرد نظام و نهادهای حکومتی در قبال قومیت ها و مذاهب، اهمیت ویژه ای پیدا می کند. متاسفانه، بدون تعارف باید گفت، در شرایط کنونی در اغلب مناطق شین و سنّی نشین، شرایطی در جریان است که وصف آن، جز با به کار بردن الفاظی همچون «تبعیض»، «بی مهری»، «به حاشیه راندن» و «کم توجهی و بی توجهی»، ممکن نیست. حالا که در این یادداشت، قرار است به مساله ی و رویکرد ایران در قبال مسلمانان اهل سنّت داخل ایران پرداخته شود، مساله ی قومیت ها و محرومیت های مناطق شین را به کناری نهاده و فقط به مساله ی اهل سنت می پردازیم. شاید در خلال این بحث روشن شود که هر گونه غفلت و خطایی در این حوزه، تا چه اندازه می تواند برای و دیگر گروه های افراطی و سلفی، امکان سوءاستفاده فراهم آورد.
برای تبیین مشکلات این بخش، چه مصداق و استدلالی روشن تر از این می توان ارائه داد که چهل سال از عمر ایران گذشته است ولی هنوز هم اهل سنّت درمناصب اجرایی، جایگاهی ندارند؟ آیا به راستی، از میان چند میلیون مسلمان اهل سنت ایران، هیچ کدام از آنها لیاقت، صلاحیت، توانایی و اعتبار لازم برای فعالیت به عنوان را ندارند؟ وزارت پیشکش. آیا نصب استاندار سنّی مذهب، با آمال و آرمان های انقلاب، نظام و مبانی مذهب رسمی کشور، منافات بنیادین دارد؟ هم اکنون در استان کردستان، چند مدیرکل اهل سنت در حال فعالیت هستند؟ مساله ی تشیع و تسنن در معادلات استخدامی و گزینشی کشور، تا چه اندازه مشکل ساز شده است؟ آیا زمان آن نیست که تعارفات را کنار گذاشته و به خودمان بیاییم؟
برای روشن شدن ابعاد تلخ این حقایق، لازم نیست حتما به آرشیو خاطرات دور مراجعه کنیم. همین یک ماه پیش و در انتخابات شورای ی تهران، یک نامزد اهل سنت که سابقه ی فرمانداری یک شهر حساس را در کارنامه دارد، از حوزه انتخ ه ی تهران وارد میدان شد و صلاحیت او تایید شد. اما برخی از آقایان، همین که دیدند فرد موردنظر در لیست امید جای گرفته و به احتمال 99 درصد به شورای شهر تهران راه می یابد، بی هیچ توضیحی صلاحیت او را - پس از انتشار لیست- رد کرده و نامش را خط زدند. در همین انتخابات، در استان کردستان، داد ون و ماموستاهای اهل سنت درآمد که چرا در شورای نظارت انتخابات استان، از ظرفیت های ما استفاده نمی کنید. اندکی قبل از آن و در انتخابات مجلس خبرگان، ی ولی فقیه در استان کردستان که شانس و امیدی به پیروزی در زادگاه خود یا تهران و قم نداشت، از حوزه انتخ ه استان کردستان نامزد شد و برای اولین بار با به راه انداختن دوقطبی شیعی - سنی، پیروز شد و این در حالی بود که در چهار دهه ی اخیر، هر دو کرسی کردستان در مجلس خبرگان از آن ماموستایان اهل سنت بوده و ی به این امر معترض نشده بود.
تمام تلاش های در ت اول، برای بهره گیری از ظرفیت های اهل سنت، صرفا به معرفی یک سفیر اهل سنت ختم شد. آن هم نه در یک کشور ی عربی مهم بلکه در کامبوج! جناب مستطاب کشور، آقای رحمانی فضلی در جریان معرفی استاندار کردستان، وقتی که در برابر درخواست های مکرر نمایندگان و نخبگان برای معرفی یک استاندار بومی کُرد یا اهل سنت قرار گرفت، اعلام فرمود که چنین ظرفیتی در میان کادرهای منطقه وجود ندارد و نتوانسته فردی را پیدا کند که سزاوار این پست باشد!
از این ها گذشته، موقعیت ون و ماموستاهای دینی اهل سنت در استان کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه، به گونه ای است که از کمترین توان و امکان اثرگذاری برای هدایت مردم و به ویژه جوانان برخوردارند. اگر چه بسیاری از طلاب و ون اهل تشیع نیز از امکانات و تمکن مالی چندان مطلوبی برخوردار نیستند اما شک نکنید که موقعیت مالی، اجتماعی و امکانات ون اهل سنت، تاسف برانگیز است و در شرایطی که کانال های افراطی عربستان، برای تهییج و تحریک و تحریف جوانان اهل سنت ایران، دام پهن کرده اند، سنی مذهب، فضا و امکان تبلیغ و هدایت ندارد. در شرایطی که استان کردستان، مهد فرهنگ و هنر است و صدها هنرمند شریف و ماموستای دینی قابل اعتماد وجود دارد، پست مدیرکل فرهنگ و ارشاد ی استان کردستان، مدت ها خالی ماند تا بالا ه یک اهل تشیع را از استانی دیگر، به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد ی به استان کردستان آوردند. فرض کنیم تصور غلط و حاکی از بی مهری کشور صحیح باشد و هیچ کدام از نخبگان نسل جدید کُرد و اهل سنت، در قد و قامت استاندار شدن نباشند و نتوان به آنها اعتماد کرد. اما آیا صدها فرمانده ی ی کُرد و اهل سنت آن مناطق که در جریان جنگ، از مرزها دفاع د، با احزاب ضد انقلاب کُرد جنگیدند و خود و خانواده هایشان را در برابر هجمه و توهین قرار دادند، آنان نیز شایان اعتماد نیستند؟ نه تنها در غرب ایران، بلکه در تهران نیز، فعالان دینی اهل سنّت، برای گرد هم آمدن، سر دادن نوای وحدت و تقریب و اقامه ی ، از هیچ امکانی برخوردار نیستند.

قرائت نهایی از متن اهل سنت در ایران
می توان از چندین منظر مختلف، در مورد این نوشته و متن کلانی به نام اهل سنت ایران، در مقام یک واقعیت اجتماعی اظهار نظر کرد. می توان گفت: «دستگاه های اطلاعاتی کشور اعلام کرده اند که از بین کل اهل سنت ایران، نهایتا چهل - پنجاه نفر به پیوسته اند و چنین چیزی نیاز به اغراق و بزرگ نمایی ندارد. موضوع را کنترل می کنیم. قرار نیست به خاطر این مسائل، نگران شویم.» می توان از منظری دیگر همچون کشور به مسائل نگاه کرد و گفت: «قرار نیست از وقایع تهران استفاده ی شود و این مساله به توجیهی شود برای پست دادن به اذهل سنت و کردها و دیگران.» شاید هم می توان چنین به موضوع نگاه کرد که ایران ی، از آنِ همه ی ماست. نه تنها در تراژدی ها و وقایع تروریستی، بلکه در شادی و نعمت و توسعه نیز، همه در کنار هم هستیم و وحدت و انسجام ماست که می تواند راه بر نفوذ کوردلان و نیروهای افراطی ببندد.
یک جوان کُرد یا بلوچ یا ترکمن اهل سنت نیز، می تواند به اندازه ی یک جوان تهرانی و اسانی اهل تشیع، عاشق و حافظ این خاک و این دیار باشد و به آن خدمت کند. می توان با نگاهی تحلیلی و دور از حب و بغض و همچنین دور از غرض و مرض، راه بر تکرار خطاهای پیشین بست و در نگاهی نو و رئوف، در مسیر هدایت جامعه ی اهل سنت به سوی ناب و رحمانی، یار و یاور ون و ماموستایان و مولوی های اهل سنت شد و به وه ها و سلفی ها و ی ها، اجازه نداد که در افکار و قلوب اهل سنت ایران، نفوذ کنند.



برچسب ها: حملات تروریستی تهران، اختلافات مذهبی شیعه و سنی، ی های ایرانی، پیش بینی حملات ، یارگیری در ایران، اهل سنّت غرب ایران، دستاویزها و بهانه های ، 
برچسب ها : حملات تروریستی تهران و برخی حقایق تلخ - ایران، ,گروه ,توان ,تهران ,استان ,تروریستی ,استان کردستان، ,حملات تروریستی ,یارگیری , ,استان کردستان , ایران ,حملات تروریستی تهران، ,حملات تروری
فریاد زدم : علی ، پناهم دادند ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   فریاد زدم : علی ، پناهم دادند ... 


http://s8.picofile.com/file/8297677750/ali_zarbat_xordane_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8297677976/ali_zarbat_xordan_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8297678192/ali_zarbat_xordane_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8297678826/neg8he_har8m_1.jpg

 

  ساقی به پیاله باده کم می ریزی / این میکده را چرا به هم می ریزی؟! 
 از گردش ساغرت شکایت دارم / آسوده بریز! بنده عادت دارم 
 با خستگی آمدم؛ فرح می خواهم / سجاده وُ تسبیح و قدح می خواهم 
 ما قوم عجم به باده عادت داریم / بر پیرمغان «علی» ارادت داریم 
 بر طایفه مان نگاه حق معطوف است / میخانه ی شهر طوس ما معروف است 
من اهل ری ام ؛ مست ولی اللهم / یک خمره می ِ سفارشی می خواهم 
در روز ازل که دل به آدم دادند / فریاد زدم؛ پیاله دستم دادند 
 فریاد زدم : علی - پناهم دادند / اینگونه به این میکده راهم دادند 
 با دیدن این شوق عنایاتی کرد / لبخند علی مرا اباتی کرد 
 من مست ِ مِی ابوترابم یک عمر / سرزنده به نشئه ی ِ م یک عُمر 
 یک ثانیه بی نتوانم زیست / در مذهب ما حلال تر از مِی نیست 
 جامی بده لب به لب، ابم ساقی / از مشتریان خوش حسابم ساقی 
 ساقی بده باده-ای که گیرا باشد / از خُم کهنسال تولا باشد 
 ساقی بده باده-ای که روشن باشد / خوشرنگ وُ زلال و مر کن باشد 
 زُهاد پر از افاده را دلخور کن / با نام خدا پیاله ها را پر کن 
 بد مستی ِ من قصه ی پر دنباله است / زیرِ سرِِ ِ باده- ای صد و ده ساله است 
 این بزم مرا اهل سخن می سازد / تنها مِی کوثری به من می سازد 
 من معتقدم باده سرشتی دارد / انگور نجف طعم بهشتی دارد 
 می داخل خُم سینجلی می گوید / قُل می زند، علی علی می گوید 
 هُوهُوی ِ تمام خمره ها را بشنو / تفسیر شگرف « هل اتی» را بشنو 
 با تلخی این دُرد، رطب می چسبد / با حال خوشم توبه عجب می چسبد 
#
 گویم به تو حرف عشق بی علی / این شور، مرا به آورده علی 
 با غصه و غم عجب وداعی دارم! / سرمست توام! چه خوش سماعی دارم! 
 هوُ هوُ نکنم ؛ جنون مرا می گیرد / این دل به هوای کربلا می گیرد 
 دیوانه ترم نکن، کجا می کِشیم!؟ / سمت حرم دوست چرا می کِشیم؟ 
 تا طور کشانده ای ، عصا می خواهم / یک تذکره ی ِ کرببلا می خواهم 

 

 «وحید قاسمی»

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها : فریاد زدم : علی ، پناهم دادند ... - باده ,دادند ,خواهم ,پناهم ,پیاله ,فریاد ,پناهم دادند
اگر روزی صد بُمب خنثی شود ی نمی-فهمد!؟ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...



 اگر روزی صد بُمب خنثی شود ی نمی-فهمد!؟ ...  


https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gcttox0nw3f7hpltovyqi2wlmxfvb7a-pr-degyfm8t36_noxisf

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gctg97lbetemznlohxvowxnadba71em2_angvxia39f-rejaedmk

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gcqy8ffexu60fkcyzc7qwvnpbgggvok5zsj70m8ej5whvp4l-c3qxw

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gcs-ynazqs3-a2tnyr3sxlfaqu1mgcfdmqkxyvdnljd7sxclale3

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gcq2cubnlsheww_ccrq4wpisvj-yed0jhad0qkgbd8qh4yr5otqhsq


https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gctadeqzbrhlam2p6dpdzjpyptzmrsaaumosd330fur4ssbp-ishsa


به گزارش ایسکانیوز، سیدمحمود علوی صبح امروز در جریان بازدید از مجروحان حادثه تروریستی دیروز تهران در بیمارستان طرفه در مورد پیگیری این اتفاق اظهار کرد: عقبه این تیم تروریستی شناسایی شده و تعدادی از اعضای آن ها را همکاران ما دستگیر کرده اند و در حال بررسی ابعاد موضوع هستند، البته برخی از ابعاد حادثه فعلا قابل گفتن نیست.

وی در ادامه افزود: این اقدام اولین طرح تروریست ها نبود و در یکی دو سال گذشته بیش از ۱۰۰ طرح تروریستی داشتند که خنثی شده بود. در ماه اخیر و روزهای اخیر شاهد یک فشار سنگینی از ناحیه تروریست ها بودیم؛ به طوری که تقریبا هر هفته تیم های دو نفره، سه نفره یا افرادی که به صورت انفرادی فعالیت می د را شناسایی و دستگیر کرده ایم.

اطلاعات در مورد دستگیری تروریست ها نیز گفت: ذکر همه این اطلاعات فعلا مفید نیست چون باعث تشویش خاطر شهروندان می شود. به هر حال در دو سال اخیر بیش از ۱۰۰ برنامه آنها خنثی شده است. من پیش از این نیز گفته ام اگر یک بمب منفجر شود همه مطلع می شوند، اما اگر صد بمب خنثی شود ی خبردار نمی شود. برنامه ما هم همین است که این اتفاقات کمتر به اطلاع مردم برسد چون آرامش روانی و بهداشت روحی مردم را ضروری می دانیم و مناسب نمی دانیم با چنین اخباری با آرامش مردم بازی شود. آرامش مردم برای ما مهم تر از اطلاع رسانی در این مسائل است.

وی با بیان اینکه با اشراف بیشتر بر تروریست ها تحرکات آنها را رصد کرده و آنها را زیر ضربه می بریم تصریح کرد: ما از مردم می خواهیم آرامش خود را حفظ کرده و اگر با مورد مشکوکی برخورد د به ۱۱۳ اطلاع دهند. بسیاری از اطلاعاتی که ما از تروریست ها به دست می آوریم را از طریق مردم به دست می آوریم. ما معتقدیم با این ترقه بازی ها به تعبیر انقلاب امنیت بی بدیل کشور آسیب نمی بیند. دستگاه های مختلف امنیتی، نظامی، انتظامی و قضائی، شورای عالی امنیت ملی، وزارت کشور و شورای امنیت با وحدت و همدلی و هم افزایی در جهت برقراری امنیت کشور تلاش کرده و می کنند. مردم هم آرامش خود را حفظ کنند.

وی در مورد نقش رژیم سعودی در حادثه تروریستی دیروز تهران، خاطر نشان کرد: ما در حمایت عربستان از جریان های تروریستی در سطح دنیا نباید تردید داشته باشیم. کاملا اثر انگشت سعودی ها در حمایت از تروریست ها در عراق و مشهود است. در دنیا این باور وجود دارد که پشت جریان تروریستی و حتی خاستگاه ایدئولوژیک آنها عربستان سعودی است، اما در این مورد چون نمی خواهیم برخورد شعاری و اظهارات غیر مستند داشته باشیم، زود است که بگوییم از سمت عربستان سعودی بوده است. هنوز نمی توانیم قضاوت کنیم زیرا در حال بررسی موضوع هستیم.

علوی در مورد اظهارات ترامپ که شب گذشته ایران را حامی تروریسم نامیده بود، افزود: استکبار جهانی اولین بار نیست که از این عناوین استفاده ابزاری می کند. حق زندگی برای انسان برای آنها حرمت ندارد که تروریست ها را محکوم کنند. مفاهیمی مثل ، مبارزه با تروریسم، کشتار جمعی و حقوق انسان ها از نظر جنبه ابزاری دارد. هرگاه منافع آنها اقتضاء کند از این شعارها استفاده می کنند اما زمانی که امنیت ملی آنها اقتضا کند این موارد را به راحتی زیر پا می گذارند. ما با این ادبیات آشنا هستیم و این ادبیات افکار عمومی دنیا را به تمس گویندگان این اظهارات وا می دارد.

وی در پایان با اظهار همدردی با مجروحان این حادثه گفت: عیادت از این مجروحان وظیفه انسانی ماست و ما با مردم همدرد هستیم و دوست نداریم مردم را در تخت بیمارستان ببینیم. دوست داریم مردم را با شاد و نشاط و سلامتی کاملی ببینیم، اما وقتی این اتفاقات می افتد وظیفه داریم با مردم همدردی کرده و از حالا آنها جویا شویم.



برچسب ها: حادثه تروریستی 17 داد تهران، خنثی 100 طرح تروریستی در ایران، ترامپ حامی تروریسم،
برچسب ها : اگر روزی صد بُمب خنثی شود ی نمی-فهمد!؟ ... - مردم ,تروریستی ,تروریست ها ,مورد ,خنثی ,حادثه ,حادثه تروریستی ,عربستان سعودی ,آرامش مردم ,تروریستی دیروز ,بُمب خنثی ,حادثه تروریستی دیروز
«ابوعایشه»، فرمانده به هلاکت رسیده «5 تروریست حادثه تهران» کیست؟
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...



اوا مرداد ماه سال جاری یک عملیات مهم اطلاعاتی ــ عملیاتی توسط نیروهای امنیتی ــ نظامی ایران در غرب کشور انجام و در جریان آن، یکی از خطرناکترین تیم های تروریستی منهدم می شود. گروهی که طبق گزارش تحت فرماندهی ابوعایشه بوده و 5 تروریست حادثه روز گذشته تهران نیز در آن مشارکت داشته اند.

«ابوعایشه»، فرمانده به هلاکت رسیده «5 تروریست حادثه تهران» کیست؟ / این شاه مهره ی توسط تک تیرانداز ایرانی شکار شد + اطلاعات منتشرنشده

 اوا مرداد ماه سال جاری یک عملیات مهم اطلاعاتی ــ عملیاتی توسط نیروهای امنیتی ــ نظامی ایران در غرب کشور  انجام و در جریان آن، یکی از خطرناکترین تیم های تروریستی منهدم می شود. گروهی که طبق گزارش  ، تحت فرماندهی ابوعایشه بوده و 5 تروریست حادثه روز گذشته تهران نیز در آن مشارکت داشته اند.
به گزارش «انتخاب»؛ ماجرا از این قرار بود که دو تیم تروریستی با هدفی مشخص و با عبور از مرزهای عراق از طریق کرمانشاه وارد کشور می شوند و خود را به نقطه ای در داخل مرزهای ایران در استان کرمانشاه می رسانند.
این دو تیم، یک هدف بزرگ و مهم را دنبال می د که در صورت تحقق این هدف، اه بعدی که کار عملیاتی و تروریستی بود، با امکان بیشتری انجام می شد.
هدف اصلی این دو تیم، رساندن فرمانده جدید خود به داخل خاک ایران و استقرار دادن وی در نقطه ای امن بود، ی که به احتمال بسیار زیاد "ابوعایشه" یکی از معاونین عملیات گرو تروریستی ، نام داشت.
ابوعایشه یکی از فرماندهان اصلی و بنا بر برخی اطلاعات، معاون عملیات گرو تکفیری ــ تروریستی بوده که پس از ناکامی تیم های تروریستی اعزامی به ایران مخصوصاً تیم هایی که ایران در تیر ماه خبر انهدام آنها را منتشر کرد، تصمیم می گیرد که او را به ایران اعزام کند تا در سطح بالاتری انجام عملیات تروریستی در کشورمان را پیگیری کند.
در جریان آن عملیات بزرگ ، چند تیم تروریستی با مقدار قابل توجهی تجهیزات ساخت بمب کشف شد که این تیم ها قصد داشتند در 50 نقطه از تهران، عملیات بمب گذاری و انتحاری انجام دهند. 
با ناکامی طرح های عملیاتی پیشین تکفیری ها در ایران، تصمیم گرفته بود که کاری بزرگ انجام داده و قبل از هر چیز سازوکار مدیریتی خود را سامان بخشیده و سپس وارد فاز انجام عملیات تروریستی در ایران شود.
** چندین هفته بعد؛ آغاز عملیات
چند ماه بعد، فاز اول عملیات برای وارد شدن فرمانده جدید تکفیری ها در ایران آغاز شده و وی به همراه 2 تیم تروریستی به صورت جداگانه از طریق مرزهای غربی، وارد کشور می شود و ظاهراً همه چیز به خوبی برای این دو تیم پیش می رود.
اما در جریان فرآیند ورود یکی از تیم های تروریستی که ابوعایشه در آن تیم حضور نداشته، نیروهای قرارگاه نجف کرمانشاه با آن تیم درگیر شده و تمام اعضای تیم را در نقطه صفر مرزی به هلاکت می رساند.
اما در سوی دیگر، ابوعایشه به همراه یک تیم دیگر و از نقطه ای دیگر وارد کشور شده و بدون هیچ مشکلی در یک شهر مرزی در استان کرمانشاه، استقرار اولیه پیدا کرده و مخفی می شوند.
آنها برای اینکه ردی از خود به جای نگذارند، مجبور بودند که چند روزی در محل استقرار اولیه خود بمانند تا در یک فضای آرام، به مکان هدف برای استقرار نهایی برسند.
** همه چیز از ابتدا زیر نظر بود
پس از استقرار اولیه ابوعایشه و نیروهایش در یکی از ای مرزی در استان کرمانشاه، آنها پی می برند که احتمالاً محل استقرارشان لو رفته است و خانه تحت نظر نیروهای امنیتی است و اندکی بعد با مسجل شدن موضوع، همه چیز برای شان قطعی می شود که لو رفته اند.
آنها تصمیم به فرار می گیرند ولی خانه شان محاصره شده بود و به ناچار با توجه به اینکه سلاح و مهمات قابل توجهی با خود همراه داشتند، تصمیم به ایجاد درگیری می گیرند تا شاید بتوانند با این کار، راه فراری برای خود از مهلکه درست کنند. حتی در جریان درگیری، یکی از اعضای تیم تروریستی با جلیقه انفجاری، خود را منفجر می کند.
اما در جریان این درگیری تمام اعضای تیم تروریستی کشته شده و یکی از تک تیراندازان نیز موفق می شود که با شلیک گلوله فردی را که احتمالاً همان ابوعایشه یکی از معاونین عملیات گرو تروریستی بوده به هلاکت برساند.
** ماجرای ورود راحت ابوعایشه و همراهانش به ایران
ماجرای ورود این تیم تروریستی به داخل کشور (به خلاف انهدام تیم دوم در نقطه صفر مرزی) از این قرار بود که پس از حرکت ابوعایشه و تیم همراهش از داخل خاک عراق به سوی ایران، با توجه به اشراف اطلاعاتی سنگین قرارگاه نجف اشرف نیروی زمینی پاسداران انقلاب ی بر تحرکات این گروه، اعضای تیم ها شناسایی شده و از همان لحظات حرکت تحت رصد دقیق قرار می گیرند.
این تروریست ها از ابتدا و حتی در مسیر حرکت نیز تحت رصد دقیق بوده و پس از رسیدن به مرز، برای اینکه نیروهای اطلاعاتی بتوانند از اه ، امکانات، مرتبطین و. . . این تیم های تروریستی مطلع شده و حتی اعضای آن را زنده دستگیر کنند، موانع سر راه تروریست ها در مرز برداشته می شود تا راحت تر وارد خاک ایران شوند.
پس از ورود نیز، تمام تحرکات این تیم تروریستی توسط سربازان گمنام زمان(عج) و نیروهای اطلاعاتی تحت رصد قرار می گیرد و تمام اعضای تیم شناسایی و اطلاعات شان تجمیع می شود.
این عملیات بزرگ و حساب شده، با فرماندهی قرارگاه منطقه ای نجف نیروی زمینی کرمانشاه و با همکاری و نیروی انتظامی انجام شده است.

برچسب ها: ابوعایشه، ، حادثه تروریستی 17 داد تهران،

برچسب ها : «ابوعایشه»، فرمانده به هلاکت رسیده «5 تروریست حادثه تهران» کیست؟ - تروریستی ,عملیات ,ابوعایشه ,انجام ,می شود ,جریان ,تیم های تروریستی ,تروریست حادثه ,تمام اعضای ,عملیات گرو , ,منهدم می شود گروهی ,معاونین عملی
گذشته را فراموش نمی کنیم؛ امروز را هم قدر می دانیم و نقد می کنیم
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...
برچسب ها : گذشته را فراموش نمی کنیم؛ امروز را هم قدر می دانیم و نقد می کنیم - تروریستی ,تروریست ,مردم ,عربستان ,حملات ,حادثه ,حملات تروریستی ,کنیم؛ امروز ,اقدام تروریستی ,برابر تروریست ,نیروهای امنیتی
واشنگتن پست: حملات تروریستی تهران دورویی ترامپ و متحدانش را به نمایش گذاشت
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

تاریخ انتشار:
۱۱:۳۳ - ۱۸ داد ۱۳۹۶ - 08 june 2017
این رو مه یی پیام محکومیت با تاخیر و نیش و کنایه دار ترامپ را به شدت به باد انتقاد گرفته و به او گوشزد کرده که ایران از سوی گروهی که از منظر عقیدتی به عربستان سعودی نزدیک است، مورد هدف قرار گرفته است.
رو مه یی واشنگتن پست با انتشار گزارشی نوشت حملات تروریستی روز چهارشنبه در ایران و نحوه واکنش جهانی به این حادثه ، دورویی دونالد ترامپ و متحدانش را در ادعای مبارزه با تروریسم به نمایش گذاشت.
به گزارش عصر ایران این رو مه یی با انتخاب این تیتر و با اشاره به واکنش های جهانی در محکومیت این حادثه تروریستی، نوشت: ترامپ و کاخ سفید با سکوتی طولانی پس از این حادثه نسبت به آن واکنش نشان داد و این در حالی بود که وزارت امور خارجه پیش از واکنش ترامپ در بیانیه ای روتین و کوتاه، این حادثه تروریستی را محکوم کرد.
به نوشته واشنگتن پست واکنش ترامپ و توییت او در واکنش به حادثه تروریستی در ایران به هیچ وجه مناسب نبود و از بسیاری جهات از استانداردهای دستگاه دیپلماسی در موارد مشابه سابق ع کرده است.
واشنگتن پست به ترامپ یادآوری کرده که مقامات ایران با وجود موضع ضد یی و الصاق برچسب " بزرگ" به این کشور، در موارد انجام حملات تروریستی در بدون اشاره به سابقه خصومت دو کشور، حوادث تروریستی را محکوم کرده اند که نمونه آنها محکومیت حادثه سال گذشته در شهر اورلاندو و یا محکومت فوری حادثه تروریستی 11 سپتامبر بسیار جلوتر و پیش از بسیاری از متحدان بوده است. حتی بسیاری از مردم تهران در همان شب حادثه تروریستی 11 سپتامبر با در میادین این شهر به یاد قربانیان شمع روشن د.
به نوشته این رو مه یی: مقامات ایران در پیام های محکومیت حوادث تروریستی در هیچ اشاره به این نکته نکرده اند که " بزرگ آنچه خود کِشته را درو می کند" در حالی که ترامپ در پیام توییتری خود با نیش و کنایه برخورد کرده است.
بر اساس این گزارش این در حالی است که حادثه تروریستی دیروز ایران پس از سال ها مبارزه جدی این کشور با در خط مقدم نبرد صورت گرفته و افزون بر آن، این گروه تروریستی ( ) از نظر منشا ایدئولوژی و عقیدتی به نزدیک ترین متحد منطقه ای یعنی عربستان سعودی نزدیک است.
 واشنگتن پست سیاست خارجی ترامپ در قبال منطقه و ایران را اشتباه دانسته و پیروی چشم بسته ترامپ از عربستان سعودی و اسراییل را به باد انتقاد گرفته است.


واشنگتن پست: حملات تروریستی تهران دورویی ترامپ و متحدانش را به نمایش گذاشت


برچسب ها: حملات تروریستی تهران، دورویی ترامپ و متحدانش، سیاست خارجی ترامپ، عربستان، اسراییل،

برچسب ها : واشنگتن پست: حملات تروریستی تهران دورویی ترامپ و متحدانش را به نمایش گذاشت - تروریستی ,ترامپ ,حادثه , ,واکنش ,کرده ,حادثه تروریستی ,حملات تروریستی ,رو مه یی ,عربستان سعودی ,سیاست خارجی ,عربستان سعودی نزدیک ,تهران دورویی ت
نتیجه اقتدا به چرچیل!
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...


    نتیجه اقتدا به چرچیل!   

یکشنبه 14 داد 1396  


وبلاگ  نوروزپور، محمدرضا ، خبرآنلاین :  چرچیل نخست اسبق انگلیس می گفت: «تا حقیقت بخواهد شلوارش را پا کند، دروغ نصف دنیا را گرفته است.»

"a lie gets halfway around the world before the truth has a chance to get its pants on"
برخی افراد که برخلاف فرموده مولا المومنین (ع) در نهج البلاغه، گمان می کنند از راه شر و گناه می توانند به خیر و صواب برسند، در ایام تبلیغات انتخاباتی به جای اقتدا به مولا علی (علیه السلام)، به چرچیل اقتدا کرده و به دروغ ی از فرح دیبا منتشر د که در انتخابات شرکت کرده و به حسن رأی داده است تا ازاین طریق احساسات مردم مذهبی و انقل را علیه رقیب خود بشورانند. 

هدف از این حقه های کثیف و دروغ گویی های رسوا، عوام مردم بوده اند، اما اینکه افرادی چون برادر نازنین آقا محسن رضایی با آن سوابق طولانی در فرماندهی دفاع مقدس و اطلاعات و ضد اطلاعات و جنگ و عملیات روانی، فریب بخورد مایه بسی تاسف است.
الان که می بینم حتی آقا محسن رضایی نیز قربانی این تکنیک عملیات روانی دوستان و هم فکران خودش شده، دیگر تعجب نمی کنم که در این ایام چندین نفر از مومنین و اهل فضل و حتی خبرگانی را می دیدیم که با ناراحتی از این موضوع با من سخن می گفتند و هربار که یکی از ایشان را با استدلال و حجت مجاب می که اصل موضوع دروغ بوده بر شگفتی شان بیشتر افزوده می شد. 
آقای رضایی که برای ما دهه پنجاهی ها هنوز به خاطر رشادت هایش در دوران دفاع مقدس نازنین و عزیز است،  در یک برنامه تلویزیونی با مخاطبان میلیونی گفته است: یی ها می خواهند از طریق دموکراسی وارد ایران شوند و فرح پهلوی هم رای می دهد!
مجری که متوجه شده اقای رضایی گاف داده می گوید : آن تصویر آرشیوی است.
و آقا محسن هاج و واج برای کم نیاوردن می گوید: در انتخابات بعدی شرکت می کند
ناگوار اینکه ایشان اولینِ خواص نیست که در دام دروغ های بی پایان جریانی که متاسفانه نام ارزشی برخود گذاشته ـ و قطعا حسابشان با ارزشی ها و انقل های واقعی جدا است ـ گرفتار می شود و آ ین نفر نیز نخواهد بود. ایشان بارها و بارها با دروغ های شاخ دار خود بر خواص دیگر نیز تاثیر گذاشته و آنها را فریب داده اند که ذکر نمونه های آن  خارج از بحث است. 
همه باید مراقب باشیم و خواص از همه بیشتر چرا که اساس کار عده ای بر این شده است که انقدر دروغ بگویند تا تشخیص سره از ناسره در جامعه، حتی برای خواص و نخبگان هم ممکن نباشد، چه رسد به عوام الناس. آنقدر زشتی فراگیر شود تا فرق زشت و زیبا مشخص نشود.
با نهایت تاثر باید گفت ادامه این رویه ضد ارزشی و ضد دینی که از بد روزگار با همین زرورق، کادو پیچ و به بازار ارائه می شود کل جامعه را به ورطه هلاکت خواهد انداخت. در این صورت در جامعه ای زندگی خواهیم کرد که اساس هرچه می شنویم را باید بر دروغ بگذاریم مگر اینکه ع ش ثابت شود.


   تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها: محمدرضا نوروزپور، انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، محسن رضایی، چرچیل، دروغ، مردم عوام،
برچسب ها : نتیجه اقتدا به چرچیل! - دروغ ,اقتدا ,خواص ,رضایی ,محسن ,چرچیل ,دفاع مقدس ,محسن رضایی ,نتیجه اقتدا
تناقضی به نام «رأیِ حلال»
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...




 پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران


یادداشتی از:

پایگاه خبری جماران- آیا به کار گرفتن تعبیر «رأی حلال» برای آراء سید ابراهیم رئیسی در انتخابات 29 اردیبهشت یک اشتباه لفظی بوده یا برون ریختنِ درون یک تفکر و مرام ؟! این نوشته تلاش دارد مختصرا به این سوال پاسخ دهد.

همانگونه که هویداست، از نظر مفهومی دو کلمه «رأی» و «حلال» دو جنس کاملا متفاوت دارند؛ مانند اینکه بگوییم «اتومبیل پاک» یا «اتومبیل نجس»؛ حال آنکه رأی(همانند اتومبیل) یک دستاورد و ابزار بشری است که برای اداره بهتر امور اجتماعی به کار گرفته می شود و فی نفسه ارتباطی با احکام شرعی ندارد. 

این اختلاط معنا و مفاهیم توسط جناح اصولگرا، صرفا در به کار گیری این الفاظ محدود نمی شود و ردّ آن را در صحنه های گوناگون دیگر می توان یافت. ریشه آن نیز نگاه حداکثری و غیرروزآمد به دین است که این جناح از آن تبعیت می کند.

در واقع  مشکل این نگاه آن است که به خاطر عدم تناسب با سیاست و اقتضائات آن، هیچ گاه نمی تواند حضور موفقی در «رقابت» های داشته باشد و این برخلاف مسیری است که رقیب اصلاح طلب آنها در 4 دهه گذشته پیموده است.

اصلاح طلبان که در دهه 1370 توانستند با بهره گیری از میراث جریان خواهی شکل گرفته از دوره مشروطه و پیوند دادن این خواهی با نگاه پویا و تازه به دین که راه آن توسط  در قالب نظرات و فتواهایی جدید باز شد، و همچنین استفاده فرصت تحقیق و مطالعه در دوران پس از دفاع مقدس، مبانی تئوریک خود را به روزرسانی کنند. در واقع آنان توانستند میان دین به عنوان رکن اصلی هویت جامعه ایرانی و نیازها و دغدغه های زندگی در قرن بیست و بیست و یکم، تناسب و تلازم و امتزاجی را ایجاد کنند و هویت خود را بر روی همان زیرساخت، نوسازی و بهسازی کنند.

در طرف دیگر میدان، جناح راست که امروز به اصولگرا مشهور است، تاکنون قادر و مایل به انجام این کار نبوده است؛ چرا که حضور دائمی در ارکان قدرت آنان را به این نتیجه نرسانده که نیازمند چنین اصلاح و بازنگری دائمی هستند.

حال مشکل آنجا بروز کرده است که آنان به دلیل ج ناپذیر بودن اصل «جمهوریت» از نظام ی، ناگزیر از ورود به گود انتخابات و جلب نظر افکار عمومی هستند. آنان از ی و نتوانسته اند هویت کهنه خود را که بر برداشت های سنتی از دین و اقتدارگرایی مبتنی است اصلاح نمایند و از طرف دیگر میل به حضور در «جمهوریت» نظام را نمی توانند نادیده بگیرند؛ تمایلی که در دو شکل خود را نشان داده است:

یک گروه، بخش سنتی اصولگرایان است که امروز اقلیت آن محسوب می شود؛ حداکثر اقبالی که آنان می تواند نزد مردم جلب کند، را می توان در میزان رأی ک دایش(سید مصطفی میرسلیم) مشاهده کرد. 

اما یک گروه دیگر امروز میدان دار جریان اصولگرایی شده و در میان بدنه هوادار و جوانان این جریان اکثریت را دارد؛ تا جایی که شیوخ اصولگرا نیز در برهه های حساس ناگزیر از تبعیت آنان شده اند.  توفیق نسبی این گروه جدید که می توان عنوان «نواصولگرایی» به آن داد، هنگامی رخ داد که آنان دست به تجدیدنظر در اصول کهنه زدند؛ اما شوربختانه این تجدیدنظر نه به معنای «اصلاح» و نشانه ای از پویایی در نظام فکری و روزآمدسازی قرائت دینی، بلکه مساوی با دست یازیدن به عرفی ترین و غیراخلاقی ترین روش ها در  کارزارهای است که رویکردی انتخابات محور، افشاگر و سوداگر(نقطه مقابل تکلیف گرایی سابق) معطوف به قدرت و نه اصول اعلام شده دارد. در اینجا اصول دیگر بماهو اصل معنایی ندارد و فقط ابزاری برای پیش رفتن در حوزه قدرت است و دوره بی اخلاقی و تندروی با محوریت هجمه به شخصیت های شاخص نظام و آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) به عنوان نماد آن طیف، از همان زمان آغاز شد یا دست کم به صورت جدّی پی گرفته شد.

چه ی فکر می کرد جناح راست روزی از ی حمایت کند که برای اولین بار، باب مناظرات افشاگرانه و پرونده سازی را در کشور باز کند؟ چه ی فکر می کرد روزی شخصیتی دارای سابقه قضائی و تی خود را وارد عرصه داغ رقابت های انتخاباتی کند و برای پیروزی از «هلی شات» و «دی جی خانم» بهره بگیرد؟

غرض، مذمت ورود به عرصه رقابت نیست که فی نفسه امری مبارک است؛ لکن جهش و پرش ناگهانی از منتهالیه سنت گرایی به عرفی گرایی است که عجیب می نماید. این جهش ژنتیکی به جای پیروزی از ی و باعث آسیب رسیدن به پر و بال خودشان از ی و و باور نشدن از سوی مردم منجر شده و از طرف دیگر موجبات رنگ باختن اخلاق و آسیب به ارکان هویت انقلاب ی و نظام برآمده از آن شده است.

به قول یکی از مسئولین، اگر «اخلاق» را از حذف کنیم چه فرقی با سایر نظامات دیگر خواهد داشت؟ نکته پنهان این جمله آن است که اگر اخلاق یا در معنای وسیع تر، هویت و روح دینی-اخلاقی نظام ما کمرنگ شود در سایر زمینه ها سخنی برای گفتن نداریم و نسل امروز یا صدها و هزاران رسانه مجازی، با مقایسه بسیاری از شاخص های  اقتصادی، و فرهنگی، را متهم به «ناکارآمدی» و ش ت متهم خواهند کرد. مگر به گفته تمام بزرگان، انقلاب ی برای احیاء ارزش های فراموش نشده نیامد؟

خوب است سوال شود، در دوران هشت ساله اصلاحات که اصولگرایان  حاملان آن گفتمان را «تجدیدنظر طلب» می خوانند، چه زمانی مانند آن هشت سال گذشته(که تبعات آن همچنان ادامه دارد)، ستون های مهمی چون شخصیت ، اصل انقلاب ی، دستاوردهای کلان آن انقلاب و دست مایه شبهه آفرینی، هجمه، ت یب و تمس قرار گرفته است؟

باید بی گفت که پدیدآمدن چنین وضعیتی محصول بی تدبیری و خود حق پنداری جریانی است که تحت عنوان اصولگرایی خود را همیشه و همه جا پیروز می داند و اگر در جایی ش ت خورد، جسارت پذیرش ش ت ندارد و آن را «عدم الفتح» می نامد یا با «حلال» خواندن رأی خود هم قصد دلداری دادن به خود و حامیان را دارد و هم قصد زدن طعنه ای به رقیب.

جناح اصولگرا باید بپذیرد که  شرط مقبول واقع شدن در نزد افکارعمومی، داشتن صداقت است و صداقت به معنای تغییر یک شبه آن هم غلتیدن به طرف روش های غیراخلاقی و «تتلیتی» شدن نیست؛  صداقت یعنی تن سپردن به اولیات رقابت سالم و دموکراتیک و نیز اعلام صریح بازنگری در رویکردهای فکری.

تا زمانی که اصولگرایان تناقض درونی و زاویه نگاه غیر دموکراتیک خود به مردم را تغییر ندهند و تا زمانی که خود را بر موضع حق بنشانند و هرچه غیر خود را باطل یا حرامی یا عامل بیگانه بخوانند، هیچ شانسی در سپهر سیاست ایران نخواهند داشت؛ آنان یک بار با بلیط قرضی برنده یک جایزه شانس شدند، اما نه تنها آن فرصت را برای تغییر و فربه ساختن تئوریک و عمل خود مغتنم نشمردند، بلکه چه در تئوری و چه در عمل بیش از قبل دچار آسیب شدند تا جایی که در پایان آن دوران برخی شان به اردوگاه اصلاح طلبان پیوستند و امروز دیدگاههایشان از رقبای پیشین صریح تر و بی پرواتر است.


 

برچسب ها : تناقضی به نام «رأیِ حلال» - آنان ,اصلاح ,نظام ,گرایی ,انقلاب , ی ,انقلاب ی , ,جناح راست ,اصلاح طلبان ,«رأیِ حلال»
ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪ خـــدا ﺭﺍ ...
عنوان وبلاگ : بـیـگـنـــاهـــان ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪ خـــدا ﺭﺍ ... 


http://s8.picofile.com/file/8296148576/k3neh_xashm_budaa_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8296148834/bebaxsh_taa_xodaa_ham_toraa_bebaxsh8yad_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8296149400/az3ztar3n_bande8ne_darg8he_el8hy_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8296149750/xodaa_behtar3n_rafeeq_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8296150768/aaref_delash_baa_xod8st_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8296151026/zendegy_asary_honar3st_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8296151434/k3neh_ch3st_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8296151950/en_naa_l_l8h_wa_en_naa_elayhe_r8jeoon_1.jpg