اشک آتش

پست های وبلاگ اشک آتش در این صفحه نمایش داده شده است و شما میتواند با کلیک بر روی عنوان هر پست صفحه مربوطه را مشاهده فرمائید.

چپ، راست، کارگزار ...
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یعنی واقعاً خبر رانت شغلی پسر حجازی و داماد غیب پرور این قدر برایتان عجیب بود؟!

یعنی واقعاً اولین بارتان است که می شنوید آقازاده یا فردی منتسب به از مابهتران به شغلی نان و آب دار دست پیدا کرده است؟

یعنی تا به حال فکر می کردید آقازاده ها و امثال ذلک دارند در رنج بیکاری و بی شغلی دست و پا می زنند و دلمان باید برایشان بسوزد؟

این که یک مسئول اصلاح طلب به فامیل فلان شخصیت اصولگرا پست می دهد برایتان سوال پیش آورد؟

یا این که تا به حال متوجه نشدید راستی ها و چپی ها چرا در بزنگاه ها هوای هم دیگر را دارند و اگر ی حتی با رأی مردم روی کار بیاید و بخواهد بساط دورهمی شان را به هم بزند با هم متحد می شوند؟

عجبا! این همه سال واقعاً در عرصه و رسانه ای کشور چه کار می کردید؟! دوزاری تان خدای ناکرده کج شده است؟

برچسب ها : چپ، راست، کارگزار ... - شغلی ,واقعاً ,یعنی ,یعنی واقعاً
حرف باید منطق داشته باشد!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

ببین برادر من!

با این عبا و عمامه خودت و دوستانت و ریش و چفیه و ع آقا و که دست همراهانت است می آیید یک گوشه شهر مهران می نشینید و می گویید به گران شدن خدمات تی اعتراض دارید و چرا ت هوای محرومان و مستضعفان عاشق اهل بیت را ندارد و ... خوب معلوم است که با این کارتان نظام تضعیف می شود؛

اما وقتی ما می آییم با مشت و لگد و باتوم، جمع و جورتان می کنیم و کشان کشان می بریمتان طرف بازداشتگاه و آن هم در فضای مجازی دست به دست می شود، اعتماد مردم به نظام هم بیشتر می شود. به جان استاندار ایلام راست می گویم.

ت شدی، ها؟! به خودت فشار نیاور، حرف حساب، کتاب ندارد که!

برچسب ها : حرف باید منطق داشته باشد!
اگر متولیان فرهنگی شهر خلقشان تنگ نمی شود!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

حالا خوب است چهارده آبان را به این علت روز ملی مازندران نامگذاری کرده اند که تاریخ تشکیل نخستین حکومت شیعیان در دیار تبرستان است.

بعد آقای رئیس به همین مناسبت پیامی را در کانال خود منتشر می کند که ع آرش کمانگیر دارد.

آن یکی دیمبال و دامبول راه می اندازد که فلان دورهمی سنتی را احیا کند.

یکی دیگر موسسه راه می اندازد با موضوع " شه عمو نوروز"! لابد مبتنی بر تئوی فلسفی پروفسور "حاجی فیروز"

دم شما گرم. هر جور که دلتان می خواهد صفا کنید؛ اما انصاف داشته باشید و وسط این بساطی که راه انداخته اید نیم نگاهی هم به مناسبت نامگذاری این روز داشته باشید. توقع زیادی که نیست؟!

برچسب ها : اگر متولیان فرهنگی شهر خلقشان تنگ نمی شود! - داشته باشید
حاشیه ای بر انبوه خدام اربعین
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یک جایی از کتاب معروف "دا" نوشته است که در روزهای نخست تهاجم دشمن، سیاهه ای از سربازهای یکی از لشکرها جلوی مسجد جامع مشهر معطل مانده بودند. به آنها می گفتند: چرا وارد درگیری با دشمن نمی شوید؟ جواب می شنیدند: فرمانده مان نیست، دستوری نیامده و ... آ ش یکی برگشت و به آنها گفت: لااقل لطف کنید از مشهر بیرون بروید و آذوقه م عین واقعی شهر را مصرف نکنید. خودتان بهتر می دانید امکانات غذایی محدود است و ...

مشابه این مسأله را در جریان ز له بم نیز شاهد بودیم. یکی از اساتید دروس خارج قم که اهل استان کرمان بود یک بار به فریاد آمد که حضور این همه نیروی امدادی داوطلب در شهر اصلاً مورد نیاز نیست و نتیجه ای جز کمبود آذوقه و طبعاً محرومیت بعضی از نیازمندان از سهمیه آب و غذا به دنبال نخواهد داشت.

حکایت بعضی از موکب های اربعین نیز همین گونه است. آن گونه که خبر می رسد بعضی از موکب ها آن قدر دوست و فامیل و آشنا و ... را به عنوان خادم زوّار، همراه برده و مستقر کرده اند که بخش قابل توجهی از امکانات اه خیّرین، به مصرف آنها رسیده و بسیاری از زائران واقعی اربعین در زمان مراجعه به این موکب ها با فقدان مکانی برای استراحت و م ومات پذیرایی مواجه شده و چاره ای ندارند جز آن که راه خود را گرفته و بار خستگی سفر را در موکب دیگری بر زمین بگذارند.

دیروز برادر عزیزی که پاسدار بازنشسته و جزو السابقون انقلاب است می گفت: به عنوان خادم راهی سفر اربعین شدم؛ اما وقتی دیدم به حضور من در آن موکب نیازی نیست و بودن من با توجه به انبوه خدام مستقر، هزینه ای بر موکب تحمیل کرده و سهمی از زائرین را از آنان دریغ می نماید، به سفر خود پایان داده و بعد از زیارت عتبات، به ایران بازگشتم.

برچسب ها : حاشیه ای بر انبوه خدام اربعین - موکب ,اربعین ,بعضی ,انبوه خدام ,عنوان خادم
غارتگری فرهنگی، ممنوع
عنوان وبلاگ : اشک آتش

تا آن جا که من می دانم کتابخانه مرحوم آیت الله بابل شرایط استاندارد نگهداری آثار خطی و سنگی و ... را داراست و حتی یادم است که بعضی از این نوع کتاب ها که در کتابخانه مدرسه علمیه روحیه بابل نگهداری می شد جهت صیانت از آفات و پوسیدگی و ... به دستور آیت الله محمدی به کتابخانه مرحوم انتقال داده شد.

حالا این که کتاب های قدیمی کتابخانه شهید نجاریان بابل را جمع آوری کرده و جهت نگهداری به ساری برده اند طبیعی است که واکنش اعتراضی مردم فرهنگ دوست شهر مومنان را به دنبال داشته باشد.

مسئول کمیسیون فرهنگی شورای ی! شهر بابل هم بهتر است از این پس دقت کند که در هنگام نگارش نامه های رسمی، امانتداری فرهنگ انقلاب ی را سرلوحه خود قرار داده و به جای استفاده از نام های منسوخ مربوط به دوران طاغوت، از اسامی تغییر یافته و بعد از انقل و رسمی اماکن و محلات استفاده نماید.

چهل سال است که دبیرستان شاهپور، به نام مبارک تغییر نام داده است.

شنیده شده یک بزرگوار که سابقه ک داتوری مجلس و البته عدم اقبال عمومی را داشته نیز در سخنانی پیشنهاد تغییر نام میدان حمزه کلا به نام مورد نظر خودش را داده است. به این بزرگوار هم باید گوشزد کرد که میدانی به نام حمزه کلا وجود نداشته و نام رسمی مکان مورد نظر، میدان است.

یک بار حواسمان نبود و نام میدان سید جمال الدین اسدآبادی بابل را به نام برگرداندند.

برچسب ها : غارتگری فرهنگی، ممنوع - بابل ,داده , ,کتابخانه ,میدان ,تغییر , بزرگوار ,کتابخانه مرحوم
بیدار شو حاج حسین، بیدار شو!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

5z7s_p o_2017-09-06_07-28-06.jpg


در جنگ بین عربستان و یمن، عربستان کشور م است.

جنگ بین عربستان و یمن، یک جنگ نابرابر است. دو طرف از نظر تسلیحات و برخورداری از توانایی های نظامی فاصله ای چشمگیر با هم دارند.

ای مهم یمن به ویرانه تبدیل شده است. هزاران نفر از مردم بیگناه و شیعیان مظلوم یمن به خاک و خون افتاده اند. هزاران نفر از مردم بیگناه و شیعیان مظلوم یمن در محاصره شدید غذا و دارو به سر برده و بسیاری از ک ن بر اثر بیماری و فقدان دارو در مقابل چشم پدران و مادرانشان دست و پا زده زده و طعم مرگ را به کام می کشند.

بعد از ماه ها و ویرانی و قتل و غارت مردم مسلمان یمن توسط آل سعود و هم پیمانان خون خوارش، این حق طبیعی و مسلّم آنان است که به محض دسترسی به سلاح دوربرد، قلب دشمن را نشانه بگیرند. حق مردم مظلوم یمن است که لااقل یک موشک را در انتقام از جنایات بی شمار ائتلاف م ین، به نقطه ای در امارات خبیث و هم جبهه با عربستان کودک کش شلیک کنند.

رو مه کیهان، حق طبیعی و البته قریب الوقوع مردم یمن در شلیک موشک به دوبی را تیتر رو مه خود ساخت.

از ت منفعل با تجربه زانو زدن در مقابل سران نانجیب عرب، البته انتظاری جز اعتراض به جانبداری از حق توسط این رو مه نیست؛ اما ورود نهادی دیگر به این پرونده و امضای مشی خودباختگی سیاستگذاران فرهنگی و رسانه ای ت باید برای آنانی که در تشخیص منشأ و ریشه انحرافات، یک بعدی نظر می دهند عجیب باشد.

اگر گفت که ما از مظلوم دفاع کرده و بر ظالم می تازیم، هر نوع حرکت برخلاف این سیاست بنیادین انقلاب ی را باید انحراف مسلّم از راه سترگ انقلاب در مسیر حمایت از جبهه جهانی حق و مستضعفین عالم دانست. در این خصوص با هیچ قوه و جناحی نباید تعارف داشت.

برچسب ها : بیدار شو حاج حسین، بیدار شو! - مردم ,عربستان ,مظلوم ,رو مه ,شیعیان مظلوم ,مردم بیگناه
احتمال لغو عضویت یکی از اعضای شورای شهر ...
عنوان وبلاگ : اشک آتش

شنیده شده عضو شورای یکی از ای تابعه بابل به دلیل زد و خورد فیزیکی با برادر خود و با شکایت او به دو سال زندان محکوم شده و در صورت تأیید این حکم در دادگاه تجدیدنظر، ادامه عضویت او در شورای این شهر، لغو و یا تعلیق خواهد شد.

وی پیش از این نیز به دلیل ضررب و شتم یکی از منتقدین خود محکوم گردیده و یک دور از شرکت در رقابت های انتخاباتی شوراهای شهر و روستا محروم ماند.

برچسب ها : احتمال لغو عضویت یکی از اعضای شورای شهر ... - شورای
حرکت به سمت "نور"!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

حجت ال پوراکبر، رزمنده و جانباز عرصه مبارزات انقلاب ی، دفاع مقدس و جنوب لبنان است که صراحت لهجه او در بیان حق، همواره از مشهورترین خصایص ایشان بوده است. در بین ائمه مازندران، از نظر سطح علمی با توجه به تدریس رسمی دروس خارج فقه، از ممتازترین چهره ها شمرده می شود.

روحیه انقل این برجسته حوزه علمیه در ادای فریضه نهی از منکر نسبت به سابق و امنیتی فرهنگ و ارشاد ی در خصوص برگزاری مشکوک و مستمر کنسرت های مختلط در غرب استان، یکی از مهم ترین اخبار رسانه های استانی و ملی در سال گذشته بوده است.

فکر اشتباهی است اگر ی گمان کند حجت ال پوراکبر، جایگاه ت را از سنگر رفیع امر به معروف و مصدر آرمان های فراموش ناشدنی ناب محمدی(ص) به چارچوبی اداری جهت معامله با احزاب و جریان های قدرت و توجیه و اغماض از خطاها و اشتباهات مسئولان تبدیل خواهد داد. او بارها ثابت نموده که در عمل به تکلیف دینی خویش، آ ت خود را به دنیای دیگران نخواهد پذیرفت.

برچسب ها : حرکت به سمت "نور"! - ال پوراکبر،
روزشمار مرگ سعودی
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بعید می دانم عربستان و متحدینش شهامت حمله به لبنان را داشته باشند؛ اما خوب است این ت وه و همدستانش بداند جنگ با حزب الله لبنان، جنگ با حزب الله است و حزب خدا در سراسر عالم، گستره منافع وه ت خبیث را جبهه رزم بی امان خود با آل سعود خواهد دانست.

ما سال هاست که منتظر فرصتی برای خونخواهی ی مظلوم کعبه در حج شصت و شش و ی تشنه لب منا و دیگر ی جبهه جهانی هستیم.

امیدوارم ت کودک کش عربستان، این خبط تاریخی را مرتکب شده و با دست خود، طومار انهدام خاندان غارتگر و جنایتکار آل سعود را برای همیشه در هم بپیچد.

"انشاءالله ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با ب ایى جشن پیروزى حق بر جنود کفر و نفاق و آزادى کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد. "

برچسب ها : روزشمار مرگ سعودی - خواهیم , ی ,سعود
درخواست عضو شورای شهر بابل از ریاض و تهران!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

عضو شورای ی! شهر بابل در یادداشتی، از تهران و ریاض خواست تا با حفظ خویشتنداری مانع از بروز جنگ داخلی در کشور لبنان بشوند:

"در شرایط موجود که نا امنی و جنگ و درگیری سراسر خاورمیانه را فر گرفته حفظ آرامش در لبنان از اوجب واجبات است و در صورت بر هم خوردن آرامش در کشوری که سابقه جنگی داخلی در تاریخ خود دارد چیزی جز سود رساندن به نیست . از این رو ریاض و تهران باید ؛ اهمیت موضوع را درک کنند و با حفظ خویشتن داری ؛ به آرامش لبنان و منطقه کمک کنند و بیشتر از این آب به آسیاب آن هائی نریزند که آرامش کشورشان را در شعله ور ساختن جنگ در منطقه جستجو می کنند ."

خدمت داروساز عزیزمان جناب آقای شه عرض کنم:

بعد از کشتار بی رحمانه زائران در حرم امن الهی(حج خونین 66)، به نوجوانان ایرانی در فرودگاه جده، شهادت مظلومانه زائران ایرانی در منا، راه اندازی صدها عملیات تروریستی در نقاط مختلف دنیا بر ضد شهروندان و وابستگان جمهوری ی با حمایت آشکار آل سعود خبیث و ... دقیقاً چه واکنش تندی را از ایران شاهد بودید که حالا نگران عصبانیت تیان گردیده و تهران را همپای ریاض به حفظ خونسردی و خویشتن داری دعوت می نمایید؟

یک رو مه از بین ده ها نشریه رسمی کشور تیتر خود را به وعده انصارالله یمن در انتقام گیری از مهاجمین و هدف قرار دادن کشور امارات اختصاص داد که آن هم با اتحاد بی نظیر و سریع السیر ت، قوه قضاییه و شورای امنیت ملی اخطار گرفت و توقیف شد.

می ماند ماجرای مردم مظلوم یمن که هزاران نفر از آنان در کشتار بیرحمانه مهاجمین خون آشام به شهادت رسیده و هر روز بر اثر کمبود غذا و دارو و دست و پنجه نرم با انواع بیماری های واگیردار از جمله وبا مقابل چشمان حیرت زده خانواده خود پ ر می شوند که امیدوارم آرمان اصیل نهضت ی و ی والامقام در حمایت از مظلومان عالم را از یاد نبرده باشید. نمی دانم آیا می شود با خونسردی به تماشای نفس نفس زدن ک ن بی گناه یمن نشست و دم بر نیاورد؟

به راستی چه اتفاقی باعث شده است نگارنده یادداشت مذکور از ایران و عربستان به صورت ی ان و مشترک درخواست کند که "آب به آسیاب آنهایی ( غاصب) نریزند که آرامش کشورشان را در شعله ور ساختن جنگ در منطقه جستجو می کنند"؟!!

برچسب ها : درخواست عضو شورای شهر بابل از ریاض و تهران! - آرامش ,تهران ,ریاض ,منطقه , ی ,لبنان ,منطقه جستجو ,آرامش کشورشان ,خویشتن داری
راهبرد حوزه های علمیه در مواجهه با دشمن
عنوان وبلاگ : اشک آتش

حوزه منهای دین معنا ندارد. دین نیز بدون سیاست نیست. با این حال حتی اگر معتقد شویم که کناره گیری دین و حوزه های علوم دینی از سیاست باعث در امان ماندن از شرّ دشمنان دین خواهد شد بنا به تجربه خواهیم دید که هر چه دین منزوی تر گردید، زیاده خواهی دشمنان دین در هدم ارزش های معنوی نیز گسترده تر خواهد شد. اهل دین حتی اگر با سیاست کار نداشته باشند؛ اما اهل سیاست به یقین با دین کار دارند! سیاستی که مبنای آن بر تأمین منافع قدرتمندان باشد با اصول و ارزش های دین سازگار نیست. سیاستمدار برخاسته از این طرز فکر، برای حفظ و استحکام موقعیت مادی خود به هر ترفندی به منظور کنار راندن و خنثی سازی دستورات دین دست خواهد زد. در چنین وضعیتی آیا باز هم رواست حوزه های علمیه که هویتی منهای دین ندارند، از اساس تفکر خود دفاع ننموده و به بهانه حفظ صوری حرمت ها از رس اصلی شان در تبیین شه سر باز زنند؟!

متن زیر، بخشی از سخنان بسیار مهم و روشنگرانه ی است که به وضوح و مستدل به ردّ تفکر انزوای درونی ت پرداخته و راهبرد مواجهه با دشمنان دین را برای علاقمندان مکتب حقیقی ناب، تبیین می نماید:

"حوزه های علمیه – به خصوص حوزه ی علمیه ی قم - در هیچ دوره ای از تاریخ خود، به قدر امروز مورد توجه افکار جهانی و انظار جهانی قرار نداشته اند؛ به قدر امروز مؤثر در سیاست های جهانی و شاید مؤثر در سرنوشت جهانی و بین المللی نبودند. حوزه ی قم هرگز به قدر امروز دوست و دشمن نداشته است. شما ملتزمان حوزه ی علمیه ی قم، امروز از همیشه ی این تاریخ، دوستان بیشتری دارید؛ دشمنان بیشتر و خطرناک تری هم دارید. امروز حوزه ی علمیه ی قم - که در قله ی حوزه های علمیه قرار گرفته است - یک چنین موقعیت حساسی را داراست.
در این جا یک مغالطه ای هست که باید به آن اشاره کنم. ممکن است بعضی بگویند اگر حوزه های علمیه وارد مسائل جهانی، مسائل ، مسائل چالشی نمی شدند، این قدر دشمن نمی داشتند و محترم تر از امروز بودند. این مغالطه است. هیچ جمعی، هیچ نهادی، هیچ مجموعه ی باارزشی به خاطر انزوا و کناره گیری و گوشه نشینی و خنثی حرکت ، هرگز در افکار عمومی احترام برانگیز نبوده است، بعد از این هم نخواهد بود. احترام به مجامع و نهادهای بی تفاوت و تنزه طلب که دامن از مسائل چالشی برمی چینند، یک احترام صوری است؛ یک احترامِ در معنا و در عمق خود بی احترامی است؛ مثل احترام به اشیاء است، که احترام حقیقی محسوب نمی شود؛ مثل احترام به تصاویر و تماثیل و صورت هاست؛ احترام محسوب نمی شود. گاهی این احترام، اهانت آمیز هم هست؛ همراه با تحقیر باطنیِ آن ی است که تظاهر به احترام می کند. آن موجودی که زنده است، فعال است، منشأ اثر است، احترام برمی انگیزد؛ هم در دل دوستان خود، و هم حتّی در دل دشمنان خود. دشمنی می کنند، اما او را تعظیم می کنند و برای او احترام قائلند.
اولاً حاشیه نشین شدن حوزه ی علمیه ی قم و هر حوزه ی علمیه ی دیگری به حذف شدن می انجامد. وارد جریانات اجتماع و سیاست و مسائل چالشی نبودن، بتدریج به حاشیه رفتن و فراموش شدن و منزوی شدن می انجامد. لذا ت شیعه با کلیت خود، با قطع نظر از استثناهای فردی و مقطعی، همیشه در متن حوادث حضور داشته است. برای همین است که ت شیعه از یک نفوذ و عمقی در جامعه برخوردار است که هیچ مجموعه ی دیگری در عالم - چه ی و چه غیر ی - از این عمق و از این نفوذ برخوردار نیست.
ثانیاً اگر ت می خواست در حاشیه و در پیاده رو حرکت کند و منزوی شود، دین آسیب میدید. ت سرباز دین است، خادم دین است، از خود منهای دین حیثیتی ندارد. اگر ت از مسائل اساسی - که نمونه ی برجسته ی آن، انقلاب عظیم ی است - کناره می گرفت و در مقابل آن بی تفاوت میماند، بدون تردید دین آسیب میدید؛ و ت هدفش حفظ دین است.
ثالثاً اگر حضور در صحنه موجب تحریک دشمنی هاست، این دشمنی ها در یک جمع بندی نهائی مایه ی خیر است. آن دشمنی هاست که غیرت ها و انگیزه ها را تحریک می کند و فرصت هائی برای موجود زنده می آفریند. هر جا به مجموعه ی ت یا به دین یک خصومت ورزی و کین ورزی ای انجام گرفت، در مقابل، حرکتی سازنده از سوی بیداران و آگاهان انجام گرفت. یک وقتی در جمعی گفتم که نوشتن یک کتاب به وسیله ی یک نویسنده ی متعصب ضد شیعه، موجب به وجود آمدن چندین کتاب منبع بزرگ شیعی شد. در همین شهر قم اگر کتاب «اسرار هزار ساله» از سوی یک فرد منحرف که ترکیبی از تفکرات سکولاریستی و گرایش های وه گری داشت، منتشر نمیشد، بزرگوار ما نمیرفت درس خود را مدتی تعطیل کند و کتاب «کشف الاسرار» را بنویسد؛ که در این کتاب، اهمیت حکومت ی و ، نخستین جوانه هایش مشاهده می شود. بازتولید این تفکر مهم فقهی و شیعی در ```کتاب «کشف الاسرار» بزرگوار محسوس است. اگر تحرک گرایش های چپ و مار یستی و حزب توده در دهه ی ۲۰ و اوائل دهه ی ۳۰ نمی بود، کتاب ماندگاری مثل «اصول فلسفه و روش رئالیسم» تولید نمی شد و به وجود نمی آمد. بنابراین، این دشمنی ها به ضرر ما تمام نشده است. هر جا خصومت ورزی انجام گرفت، موجود بیدار و آگاه - یعنی حوزه ی علمیه - از خود واکنشی نشان داد و فرصتی آفرید. دشمنی ها فرصت آفرینند؛ آن وقتی که ما بیدار باشیم، آن وقتی که ما زنده باشیم، آن وقتی که ما غافل نباشیم.
در همان دوران رضاخانی، آن حرکت خصمانه ای که با ت شد، موجب شد مرجع تقلیدی مثل مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی (رضوان اللَّه تعالی علیه) اجازه ی صرف وجوهات را در تولید نشریه های دینی و مجلات دینی بدهد؛ که این یک چیز بی سابقه ای بود، در آن روز هم چیز عجیبی بود. بنابراین نشریه ی دینی با پول وجوهات و با سهم به راه افتاد؛ مجامع دینی با اتکای به سهم به وجود آمد. یعنی شخصیتی مثل سید اصفهانی (رضوان اللَّه تعالی علیه) برخلاف آن چه که برخی تصور می د و می کنند، به فکر مسائل فرهنگی کشور ما و دنیای شیعه و کشور شیعه است و صرف سهم را در یک چنین کاری مجاز می شمرد؛ اینها فرصت هاست. دشمنی ها یک چنین فرصت های بزرگی را به وجود می آورند.
رابعاً با بی طرف ماندن ت در مسائل چالشیِ اساسی، موجب نمی شود که دشمن ت و دشمن دین هم بی طرف و ت بماند؛ «و من نام لم ینم عنه». اگر ت شیعه در مقابل حوادث خصمانه ای که برای او پیش می آید، احساس مسئولیت نکند، وارد میدان نشود، ظرفیت خود را بروز ندهد، کار بزرگی را که بر عهده ی اوست، انجام ندهد، این موجب نمی شود که دشمن، دشمنی خود را متوقف کند؛ بع ، هر وقت آنها در ما احساس ضعف د، جلو آمدند؛ هر وقت احساس انفعال د، به فعالیت خودشان افزودند و پیش آمدند. غربی ها ظرفیت عظیم فکر شیعه برای مواجهه ی با ظلم جهانی و استکبار جهانی را از مدتها پیش فهمیده اند؛ از قضایای عراق، از قضایای تنباکو؛ لذا آنها ت بشو نیستند؛ آنها به خود، به پیشروی خود ادامه می دهند. سکوت و بی طرفی علما و ون و حوزه های علمیه به هیچ وجه نمیتواند دشمنی دشمن را متوقف کند. بنابراین حرکت حوزه های علمیه، بی طرف نماندن حوزه های علمیه در قبال حوادث جهانی، در قبال مسائل چالشیِ ملی و بین المللی یک ضرورتی است که نمی شود از آن غافل شد".۱۳۸۹/۰۷/۲۹ بیانات در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم
برچسب ها : راهبرد حوزه های علمیه در مواجهه با دشمن - ت ,احترام ,علمیه ,مسائل ,حوزه ی ,است، ,حوزه ی علمیه ی ,حوزه های علمیه , ت شیعه ,مسائل چالشی ,اللَّه تعالی ,رضوان اللَّه تعالی ,اصفهانی رضوان ا?
به یاد پیشی ملوس و بانو هانیه
عنوان وبلاگ : اشک آتش

هنوز مردم ایران به این درجه از روشنفکری نرسیده اند که در سوگ فراق گربه هانیه توسلی (که آ ش نفهمیدیم نر بود یا ماده) گرد هم آمده و شمع روشن کنند. سینمای ایران تا رسیدن به آرمان غربزدگی خود فرسنگ ها فاصله دارد.

با این حال مصادف شدن مرگ گربه مذکور با سالمرگ مرحوم مغفور شادروان کوروش هخا را نباید یک اتفاق دانست و از کنار آن به سادگی عبور کرد. زین پس روشنفکران ایران هفته نخست آبان هر سال را به یاد این دو فقید گرامی خواهند داشت.

برچسب ها : به یاد پیشی ملوس و بانو هانیه
تماسی از طرف خدا!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بحث ها حس داغ شده بود. مسئولان داشتند یکی یکی سؤال هایشان در خصوص حوزه کاری خود را از نخست می پرسیدند و بر سر موضوعاتی هم به بحث و تبادل نظر می پرداختند.

بحث ها با قدرت و جدیّت ادامه داشت. ناگهان نخست احساس کرد وقت شده است. رشته کلام را دست گرفت. یک لحظه همه ت شدند. شهید رجایی رو کرد به حاضران و برای آن که اهمیت موضوع مورد نظرش را اثبات کند، پرسشی را طرح کرد:

اگر الان به من اعلام کنند که از طرف مقامات بالا تماس گرفته اند و من برای کار مهمی باید بیست دقیقه با آنها مکالمه کنم، شما اجازه می دهید جلسه را موقّتاً ترک کرده و دوباره برگردم؟ همه با تعجب جواب دادند: این چه فرمایشی است جناب نخست ! شما اختیار دارید. خوب کار مهمی است لابد، بروید جواب تماس را بدهید بعد ما در خدمت شما هستیم.

شهید رجایی که احساس کرد شرایط برای تبیین منطقی گفتارش آماده شده است لبخندی زد و گفت: الان دستگاه بیسیم الهی (اذان) خبر داده وقت ادای فریضه ظهر است. ما الان باید این مأموریت را انجام بدهیم و آن را مهم ترین کار خود بدانیم. رجایی این حرف را زد و بلند شد و به ایستاد. بسیاری دیگر از مسئولان نیز با تأسی از منطق زیبای او برخواستند و پشت سر ایشان به ایستادند.

رمز جاودانگی، به روایت یاران شهید

برچسب ها : تماسی از طرف خدا! - رجایی ,الان ,شهید , , ,نخست ,نخست ,شهید رجایی
شبهه حفظ استقلال حوزه
عنوان وبلاگ : اشک آتش

استقلال حوزه یک برنامه و خط و مشی تغییرناپذیر است که در همه حکومت ها همواره باید مدّنظر قرار داشته باشد. از این رو معیشت طلاب به طور معمول از راه ارتباط مردم با حوزه های علمیه تأمین می گردد.

در این بین نگاهی اشتباه در راستای حفظ استقلال حوزه به وجود می آید که نشان از عدم دقت نظر کافی در تفریق بین دو مفهوم "وابستگی" و "حمایت" دارد. اتسقلال و عدم وابستگی حوزه به ت ها یک ارزش مطلوب و تغییر ناپذیر است؛ اما آیا این مسئله باید منجر به قطه حمایت دو طرفه حوزه ها و ت ها بشود؟ آیا اگر یت برای مدیریت صحیح و دینی امور دست نیاز به سمت کارشناسان دین در حوزه دراز کرد، ون آگاه وظیفه بهره گیری از این فرصت برای اجرای بخشی از احکام دین را ندارند؟ آیا اگر تی خواست بدون دخ در امور حوزه، امکاناتی را در اختیار محققان ی قرار داده و یا تربیونی را برای ترویح احکام شریعت در اختیارشان قرار دهد نباید از این فرصت استفاده نمود؟

افتراق بین دو مفهوم وابستگی و حمایت را در کلام روشنگرانه ی به نیکی فرا می گیریم:

"در اینجا[بحث استقلال حوزه های علمیه]هم مراقب باشید یک مغالطه ی دیگری به وجود نیاید؛ استقلال حوزه ها به معنای عدم حمایت نظام از حوزه و حوزه از نظام تلقی نشود؛ یک عده ای این را می خواهند. بعضی ها می خواهند به عنوان استقلال و به نام استقلال، رابطه ی حوزه را با نظام قطع کنند؛ این نمی شود. وابستگی غیر از حمایت است، غیر از همکاری است. نظام به حوزه مدیون است؛ باید به حوزه ها کمک کند. البته معیشت طلاب به صورت سنت معمول و بسیار پرمعنا و پررمز و راز باید به وسیله ی مردم اداره شود؛ مردم بیایند وجوهات شرعی شان را بدهند؛ این اعتقاد من است.
انسان هرچه به اعماق این عادت و سنت دیرین که شاید از صد سال، صد و پنجاه سال قبل در میان حوزه های ما رائج است، دقت می کند، آن را مهمتر، پرمعناتر، پررمز و رازتر مشاهده می کند. راز ارتباط مستحکم مردم با حوزه ها همین است که احساس خویشاوندی می کنند. مردم توقع زیادی هم از ندارند، اما خودشان را به پشتیبانی مالی حوزه ها و ون متعهد می دانند؛ و همین درست است.
اما مسائل حوزه ها فقط مسئله ی معیشت نیست. در حوزه ها هزینه هائی وجود دارد که جز با کمک بیت المال مسلمین و کمک ت ها امکان ندارد آن هزینه ها تحقق پیدا کند. ت ها موظفند این هزینه ها را بدهند، دخ ی هم نباید ند. بسیاری از مدارس مهم در ای گوناگون به وسیله ی امراء و سلاطین و بزرگان ساخته شده. در مشهد سه مدرسه بغل هم ساخته شده - مدرسه ی نواب و باقریه و حاج حسن - هر سه هم در زمان یکی از سلاطین صفویه و به امر او یا به امر امرای او ساخته شده بود؛ اشکالی ندارد. مدرسه ی باقریه، محل تدریس محقق سبزواری - ملا محمدباقر سبزواری، صاحب «ذخیره» و «کفایه» - به وسیله ی آنها ساخته شده؛ این اشکالی ندارد. باید هزینه کنند، دخ هم نباید ند. حوزه پشتیبانی های گوناگون را از سوی نظام می پذیرد، با عزت و با مناعت. این پشتیبانی هائی که امروز نظام از حوزه های علمیه می کند و باید هم د و باید هم بیشتر بشود، اینها وظائفی است که دارد. فقط هم پشتیبانی مادی نیست. امروز بحمداللَّه مهمترین و عمومی ترین تریبون های ملی در اختیار فضلای حوزه های علمیه، در اختیار مراجع معظم است؛ اینها حمایت است، اینها حمایت های نظام است. نظام ی باید این حمایت ها را د، به دلیل همان پیوندی که گفته شد. پس این مسئله ی دخ و استقلال را نبایستی با آن حقایقی که در این باب وجود دارد، مخلوط کرد".۱۳۸۹/۰۷/۲۹ بیانات در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم
برچسب ها : شبهه حفظ استقلال حوزه - حوزه ,حمایت ,نظام ,استقلال ,حوزه ها ,مردم ,استقلال حوزه ,اشکالی ندارد ,اینها حمایت ,نباید ند ,حمایت است،
هر چه از دوست "عاقل" رسد نی ت!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

این طرز تفکر که با میدان دادن به عناصر بدسابقه و بی هویت و معارض با باورهای انقلاب در انتخابات شوراهای به اصطلاح ی شهر و روستا و تأیید صلاحیت فله ای نامزدهای غیرقابل اعتماد می توانیم آمار مشارکت مردمی در عرصه انتخابات را افزایش داده و بالطبع، وجهه دموکراتیک کشور را در منظر دوست و دشمن ارتقا ببخشیم از اساس اشتباه است.

آن که نخواهد اعتبار نظام را قبول کند اعتبار رأی گیری ها را هم نخواهد پذیرفت. در عوض شما با این سهل انگاری ها و لاابالی گری های نظارتی خود به امانت مردم خیانت ورزیده و بر سرمایه اعتماد عمومی نسبت به درستکاری و پاکدستی و خدمتگذاری نظام ی چوب حراج زده اید.

برچسب ها : هر چه از دوست "عاقل" رسد نی ت!
صحیفه سبز بابل را نخواندند!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

همین فردا که یکشنبه است، نمایشگاه قرآنی صحیفه سبز در مصلای بزرگ شهر بابل به کار خود پایان می دهد.

چقدر خوب است مسئولان نهادهای انقل و ضدانقل که هنوز قدم رنجه نفرموده و پایشان به این نمایشگاه باز نشده، این تنها فرصت باقی مانده را از دست ندهند.

چقدر خوب است مسئولان عزیز و دوست داشتنی شهر ما از نقش و تأثیر خود در این اتفاق بزرگ فرهنگی گزارشی ارائه بدهند.

اداره فرنگ ی، نهاد سیاست زده آموزش و پرورش، سازمان نامحسوس تبلیغات، شهرداری و ماشین امضای مستقر در اتاق فرهنگی آن، شورای شهر و جناب عکاس باشی، آن آقایی که از سوی به ، حامل ارزش های ایثار و شهادت لقب گرفت، آن دیگری که ال ه است و ... باید در قبال دستورالعمل ی انقلاب مبنی بر ضرورت تقویت جبهه مومن انقلاب ی پاسخ گو باشند. بسم الله این گوی و این میدان. صحیفه سبز یکی از مصادیق آشکار از فعالیت جبهه فرهنگی مومن انقلاب است که می تواند سنگ محک مدعیان قرار بگیرد.

کم کاری و اهمال بعضی از مسئولان فرهنگی در حمایت از این نمایشگاه مذهبی نشان می دهد عزم و اتحاد و سکوت بعضی ها در مبارزه با تبلیغات هیأت ها و عدم مناسب سازی فضای شهر با ایام عزای سالار شهیدان، یک اتفاق نیست و الا خیلی از همین حضراتی که با تک ماده، از سد معبر هیأت های نظارتی عبور کرده اند به خوبی می دانند اهمیت یک نمایشگاه قرآنی بسیار فراتر از فوروارد مطلب از کانال های ضدانقلاب و یا ذوق از قرآن خواندن زنی بی حجاب در استرالیاست.

باور کنید خیلی از این مسئولان پرادعا سرجمع به اندازه حاج یاسر عباسی هم همت و اراده و فایده ای برای فرهنگ این شهر ندارند.

برچسب ها : صحیفه سبز بابل را نخواندند! - فرهنگی ,نمایشگاه ,مسئولان ,انقلاب ,صحیفه ,مومن انقلاب ,نمایشگاه قرآنی
فرمانده بعثی، مقهور اقتدار یک اسیر
عنوان وبلاگ : اشک آتش

سربازانی را که برای نگهبانی به اردوگاه موصل چهار می آوردند، انی بودند که باید دارای ویژگی های معینی بوده و به اصطلاح از هفت خان رستم عبور کرده باشند.این سربازها باید آن قدری به رژیم بعث سر س باشند که تحت تأثیر آداب و اخلاق اسرای مؤمن و انقل این اردوگاه قرار نگیرند. بعث قبل از انتقال این سربازها با تبلیغات منفی، ذهن شان را نسبت به اسرا مسموم می نمود؛ اما همین سربازها مدتی بعد در صحنه عمل با حقیقت دیگری مواجه می شدند. صداقت، پاکی و مسلمانی در عمل و متانت و اخلاق ی بچه ها را که می دیدند، خشم شان فروکش کرده و حتی گاهی ملایمت هم از خود نشان می دادند. سربازانی هم وجود داشتند که جذب تفکر اسرای ایرانی می شدند. البته بعضی شان هم همچنان در شقاوت و خوی ناجوانمردانه خود باقی می ماندند؛ چشم و گوششان همچنان کور و کر و قلب شان سیاه باقی می ماند و توان پذیرش هیچ امر و نهی الهی و هیچ سخن حقی را نداشتند.

با این وصف سعی عراقی ها همیشه بر این بود کاری کنند که سربازها جذب اسرا نشده و همچنان دور از نور حقیقت در ظلمت شقاوت شان باقی بمانند. اگر کوچک ترین چراغ سبزی از سوی سربازها به اسرا نشان داده می شد و مسئولان عراقی پی به این موضوع می بردند، آن ها را به سخت ترین مجازات تنبیه کرده و به خط مقدم جبهه انتقالشان می دادند.

از جمله سربازانی که در بین نگهبانان اردوگاه موصل چهار، بر راه و شه باطل خود اصرار ورزیده و همواره تا آ ین روزهای اسارت با رزمندگان اسیر ایرانی رفتاری ناجوانمردانه داشت و هیچ گاه تحت تأثیر رفتار و اخلاق نیک و معنویت اسرا قرار نگرفت، سربازی بود به نام رسمی. او بر خلاف سایر سربازها و درجه داران عراقی قد کوتاه و جسم لاغری داشت، سرش نسبتاً بزرگ و صورتش خشک و استخوانی بود.

این سرباز حقد و کینه خاصی نسبتب به اسرا و اعتقاداتشان به خصوص نسبت به شخصیت حضرت داشت. برخوردش با اسرا همیشه همراه با خشونت و بد دهنی بود. شب ها و ساعاتی که ایشان نگهبان داخل اردوگاه و آسایشگاه بود به سختی می شد کارهای فرهنگی و روزشی و انجام مسابقات و یا هر کار دیگری که ممنوع بود را انجام داد. با این حال اسرا با الهام گرفتن از مکتب رهایی بخش سرور آزادگان حسین علیه السلام هیچ وقت تن به ذلت نداده و بدخلقی و خصومت این قبیل افراد باعث نمی شد که دست از انجام برنامه های هدف مند خود بردارند. اسرا همچنین در صورت وم، دهن کجی های دشمن را بی پاسخ نمی گذاشتند، اگر چه ممکن بود این مسئله به قیمت جان شان تمام شود. اسرا اگر می دیدند که حریم اعتقادی شان از سوی عراقی ها مورد هجمه و توهین قرار گرفته، شجاعانه و با غیرت مسلمانی با آن برخورد می د و گزند دشمن هراسی به دل راه نمی دادند.

یک بار عباس داشت از دست شویی به طرف آسایشگاه می آمد. از این طرف، "رسمی" سرباز ناجوانمرد عراقی داشت از آسایشگاه به طرف بیرون اردوگاه می رفت تا از دست یکی از اسرا به مسئولان اردوگاه شکایت کند. به همین خاطر همین طور که راه می رفت زیر لب می داد. عباس و رسمی در بین راه به هم رسیدند. رسمی در حالی که در برخورد با یکی از اسرا خشمگین و ناراحت بود، با کمال وقاحت به حضرت اهانت می کرد. عباس با شنیدن اهانت به آتش خشمش برافروخته شد و جلوی رسمی را گرفت. گفت: چه می گی؟

رسمی با عصبانیت جواب داد: از جلوی من دور شو.

عباس که خشمی مقدس از چهره او مشخص بود به رسمی گفت: رسمی! به اهانت کردی، به خدا قسم اگه یه بار دیگه بشنوم به من اهانت کنی آن چنان می زنمت که اسم خودت رو هم فراموش کنی! رسمی کمی خیره خیره به عباس نگاه کرد. بعد سری تکان داد و گفت: می رم و دوباره برمی گردم. بازم به ت اهانت می کنم تا ببینم چه کار می کنی؟

او سرش را پائین انداخت و رفت. عباس هم مثل یک شیر غضب ناک نخواست به سادگی شکار به دست آمده را رها کند و سعی می کرد زهره چشمی هم از رسمی و هم از دیگر سربازان عراقی بگیرد تا دیگر جرأت اهانت به را نداشته باشند. او در همان مکان ایستاد و گفت: امروز یه پدری از تو بسوزونم که در جهنم این گونه نسوخته باشه!

رسمی رفت پیش مسئولان اردوگاه و ضمن شکایت از آن اسیر اولی، از عباس هم شکایت کرد و تهدید او را گزارش داد.

رسمی دقایقی بعد دوباره برگشت داخل اردوگاه و آمد رو به روی عباس قرار گرفت. به عباس گفت: حالا هر چه می خوای بگو!

عباس گفت: چرا به من اهانت کردی؟ اگه ی به صدام بده شما ناراحت نمی شید؟

رسمی گفت: حالا هم به شما اهانت می کنم.

بعد شروع کرد به اهانت نسبت به حضرت .

غیرت عباس به وش آمد. او جوانی پر قدرت و ورزش کار بود. در رشته بو برای خودش مهارتی داشت. هر روز در اردوگاه به دور از چشم عراقی ها، تمرین بدن سازی داشت و خودش را برای چنین روزهای سختی آماده می کرد. خیلی وقت ها تعدادی از دوستان را وادار می کرد که چند نفره او را روی کف آسایشگاه بخوابانند و با تمام توان با مشت و چوب دسته تِی، بیش از یک ربع تا نیم ساعت او را بزنند تا در روزهای دشوار بتواند مقاومت کند. او رسمی را که جثه کوچکی داشت در برابر خود بسیار حقیر و ناچیز و در حدّ یک کیسه بو می دید! عباس دیگر اجازه تکرار توهین را به رسمی نداد. توان نفس کشیدن را هم از او گرفت. با مشتی آهنین ضربه محکمی را درست بین گلو و قفسه اش کوبید. نگهبان عراقی بی رمق شد. عباس یقه او را گرفت و سی سانت از زمین بلندش کرد، بعد از همان وسط راهرو او را به بیرون پرت کرد. سرباز عراقی افتاد وسط گل و لای و لجنی که داخل باغچه جمع شده بود و یک دور کامل وسط لجن غلت خورد. تمام بدنش مثل یک میش گِلی شد. عباس اگر یک مشت دیگر به او می زد به یقین مرتکب قتل می شد؛ اما منتظر ایستاد تا ع العمل رسمی را ببیند. شاید می خواست ببیند آیا رسمی باز هم شهامت توهین به را دارد یا نه. رسمی از زمین بلند شد. چشمانش داشت از حدقه می زد بیرون. معلوم بود حس ترسیده است. ص از او شنیده نشد. با همان سر و وضع خفّت بار رفت طرف مقرّ فرماندهی. این صحنه را هم اسرایی دیدند که داشتند زیر لب به او می خندیدند و هم تعدادی از سربازان عراقی که از ترس جرأت ن د به کمک دوست خودشان بیایند.

عباس هم با خیال راحت برگشت به طرف آسایشگاه و خود را آماده می کرد برای ع العمل شدید و خشونت بی رحمانه سربازان عراقی. ظاهراً رسمی به مقر فرماندهی رفت و با همان حال به سرگرد گفت عباس مرا زده. دقایقی بعد دیدیم که یک درجه دار و دو سرباز با عجله وارد اردوگاه شدند و عباس را صدا زدند. عباس هم با همان ژست قهرمانی که به خودش گرفته بود و می خواست نشان دهد که ترسی از تنبیه دشمن ندارد، با کمال شجاعت دست ها را باز کرده و اش را جلو داد و بدون هیچ واهمه ای به طرف درجه دار عراقی رفت. آن ها هم عباس را جلو انداختند و به طرف مقرّ فرماندهی که خارج از محوطه داخلی اردوگاه و در طبقه بالا بود، بردند. ظاهراً از قبل دستور لازم صادر شده بود. قبل از آن که عباس را به اتاق فرماندهی ببرند به اتاقی دیگر در همان طبقه بالا بردند و دست هایش را محکم بستند. سپس کیسه ای به سرش کشیدند و او را کف اتاق به ح دمر خواباندند. یک نفر روی گردنش نشست و یک نفر هم روی پاهایش. چند نفر دیگر دو طرفش ایستادند و آن قدر با باتوم و چوب های مخصوص ضد شورش پلیسی بر بدنش کوبیدندکه تمامی پوست پشتش ورم کرده و سیاه شد. به حدّی که بعدها مدتی در بیمارستان خو د و از پشت گردن تا پشت ش یک لایه کامل پوست انداخت. او پوست های کنده شده تنش را جمع و نگهداری کرد. می گفت: این ها رو ببرم ایران، وصیت کنم بگذارن لای کفنم که به حضرت زاهرا نشون بدم که از فرزندش دفاع .

آن روز آن قدر عباس را زدند که خودشان خسته شدند. عباس حسرت یک آه و ناله را بر دل دشمن گذاشت. او با هر ضربه سهمگینی که بر پیکرش فرود می آمد ذکر مقدس یازهرا را بر لبانش جاری می ساخت. آن ها از زدن او دست کشیدند. سربازانی که پشت گردن و روی پاهای عباس نشسته بودند با خیال راحت از جای خود بلند شدند. تصورشان این بودکه عباس با آن وضعیت ناگوار که سر تا سر کمر و پشتش یکپارچه زخم شده و به ح قاچ خورده و خونی و ورم کرده درآمده بود، دیگر قدرت و توان بلند شدن و حرکت را ندارد. فکر می د باید چند نفر بیایند و لاشه به ظاهر نیمه جان عباس را به سمت آسایشگاهش حمل کنند؛ اما برخلاف انتظارشان عباس مثال غزالی چابک بی درنگ از جایش پرید و بلند شد! آن ها کیسه را از سرش گرفتند و عباس برای تحقیر و سوزاندن دل عراقی ها در حالی که خون از پشتش جاری بود رو کرد به آن ها و گفت: آقایون دیگه نمی خواین بزنین؟!

آن ها با تعجب نگاهش د وگفتند: نه!!

عباس گفت: اگه باز هم میل دارین، بفرمایین!

سپس برای تحقیر بیشتر عراقی ها گرد و خاک لباسش را ریخت، دو طرف لباس هایش را پُف کرد. خم شد پاشنه کفشش را بالا کشید و با کمال بی اعتنایی ایستاد و منتظر تصمیم بعدی آن ها ماند. بعثی ها همچنان هاج و واج نگاهش می د. آن ها در برابر روحیه باصلابت عباس، چاره ای جز اظهار عجز و شرمندگی نداشتند. یکی از درجه دارها دست عباس را گرفت و به داخل اتاق فرماندهی برد. شاید چون این احتمال را می داد که عباس مانند یک شیر غضبناک ه اش را بگیرد، پشت سر او ایستاد و جلوتر نرفت. عباس همچنان به ح اولیه خود یعنی زمانی که داشت به طرف مقرّ فرماندهی برای تنبیه می رفت، دست ها را کمی باز کرد و اش را جلو داد. او با همین صلابت در مقابل سرگرد عراقی ایستاد. نظرش این بود که باید حرف خودش را بزند و از هیچ تنبیهی به دل خود هراس راه نمی داد. بعد از چند لحظه، خون بینی اش که راه تنفس او را گرفته بود با پارچه لباسش پاک کرد. سرگرد عراقی سربلند کرد و گفت: خوب عباس! چرا سرباز ما رو زدی؟

هنوز سؤال سرگرد تمام نشده بود؛ عباس که چنین لحظاتی را انتظار می کشید تا آن را برای ماندگاری در تاریخ شکار کند، با همان صداقت خود گفت: جناب سرگرد! سرباز شما بی هیچ دلیلی به و قائد من اهانت کرد، من انو زدم.

عباس مهلت سؤال بعدی را هم از سرگرد گرفت گفت: های سرگرد! من در گذشته، آدم نبودم؛ اومد انقلاب کرد و ملت ایران، عزت ی خودشو پیدا کرد و من هم آدم شدم. دلیل آدم نبودن من هم اینه: (در این هنگام عباس دست برد و پیراهن خون آلودش را تا پایین کرد و انداخت روی زمین. آثار فراوان چاقو خوردگی گذشته اش را روی و بازوها و پشت خونی و ورم کرده اش که برجسته تر هم دیده می شد به سرگرد نشان داد) و گفت: های سرگرد! به خدا قسم به خاطر این خدمتی که به بشریت شده و این ارزشی که به من و همه مسلمون ای دیگه جهان داده شد، کمترین و ناچیزترین چیزی که در راه عظمت و ارزش فهمیدن خودم مایلم داوطلبانه بدم، سر و جونم هست که می دونم اهمیتی تو این راه نداره.

عباس با شور و هیجان فراوان حرف می زد و معلوم بود حرفی که از دل پاک او برمی آید ل بر دل سیاه فرمانده دشمن خواهد نشست. عباس از سکوت سرگرد فهمید که استقامت جانانه اش دشمن را منفعل ساخته است. خون زیادی از بدنش رفته بود ولی همچنان داشت در مقابل دشمن به ظاهر قدرتمند خود استقامت نشان می داد. این مسئله باعث شد زبان سرگرد انگار خشک بشود. حرف های عباس سرگرد را به حیرت وا داشته بود. او حرفی برای گفتن نداشت و همچنان به سر و وضع درهم ریخته او نگاه می کرد و به حرف های سنگین تر از پتک عباس را گوش می داد. عباس ادامه داد: جناب سرگرد! سرباز شما یک مرتبه به من که تمام مسلمین جهانه اهانت کرد. بهش تذکر دادم. ولی او بار دوم هم اهانت کرد که دیگر او را زدم. به شرف حضرت محمد (ص) قسم اگه بار سوم اهانت کنه و من بشنوم اون رو می کشم!

عباس آن چنان با صلابت حرف می زد که گویا سرگرد هم تأمین جانی نداشت! انگار نه انگار او اسیر است و فرمانده عراقی زندان بان اوست! عباس حرف ها را گفت و منتظر نتیجه ایستاد تا ببیند سرگرد چه خواهد کرد. سرگرد که از ابتدا قصد داشت عباس را یک بار دیگر تنبیه کرده و سپس روانه زندان یا بغداد کند با مشاهده برخورد دلیرانه عباس از قصد خود منصرف شد و برای این که ش ت روحی و حقارت خود را کمی جبران کرده باشد و از بروز حوادث بعدی هم جلوگیری کند، اندکی ت نشست. بعد از پشت میز حرکت کرد و ایستاد. به چشمان عباس خیره شد و گفت: عباس! سرباز ما رو زدی، تنبیه شدی. اگه دوباره بزنی بدتر از این تنبیه می شی. بعد رو کرد به سربازها و گفت: این دفعه همین قدر کافیه ببریدش.

عباس چیزی نگفت. خم شد پیراهن خونی خود را گرفت. جلوتر از درجه دار عراقی از اتاق بیرون آمد. پشت سرش افسر عراقی آمد؛ دست او را گرفت و به داخل اردوگاه برد. عباس روانه بیمارستان شد. بیمارستان اردوگاه در واقع اتاقی کوچک و چهار تخت خو بود که توسط فرهاد اداره می شد. بعد از مدتی معالجه به آسایشگاه برگشت. اگر چه مصدومیت او قلب همگان را جریحه دار ساخت، ولی درود و تحسین همه اسرا را برای همیشه از آن خود کرد و حتی نزد عراقی ها به عنوان یک قهرمان وفادار به نظام شناخته شد. بعد ها سرگرد دستورداد هیچ سربازی حق ندارد جلوی اسرای ایرانی به شان توهین کند و عباس همچون عمر ابن عبدالعزیز سبب برداشتن صب علی ابن طالب از زبان بنی امیه های دوران شده است. به یقین، این فداکاری خدا پسندانه و عمل جوانمردانه تا ابد در تاریخ به نام او ثبت خواهد بود.

عباس وضعیت اعتقادی چندان مناسبی نداشت. با شروع انقلاب ی و شناخت حضرت (ره) ارزش واقعی و از دست رفته اش را بازیافت. نفس ایی حضرت او را جذب راه حق نمود و این گونه شد که عباس به صف انقل ون پیوست و مبارزه بر ضدّ رژیم ستمشاهی را در کنار دیگر مبارزان . نیروهای انقلاب آغاز کرد. او در زمان تشریف مایی حضرت از پاریس به ایران هم وارد کمیته استقبال از ایشان شد. آشنایی با نیروهای کمیته استقبال از حضرت ، زمینه ساز ورود و عضویت او در کمیته های انقلاب ی گردید. با شروع جنگ تحمیلی و حمله عراق به ایران، به جبهه جنگ رفت و در همان روزهای اول، به دلیل خیانت بنی صدر که فرماندهی کل قوا را برعهده داشت، به اسارت نیروهای بعثی درآمد. عباس سر انجام بعد از حدود ده سال تحمل دوران اسارت همراه با دیگر آزادگان سرافراز به میهن ی خود باز گشت.

راوی: حجت ال سید احمد رسولی

برچسب ها : فرمانده بعثی، مقهور اقتدار یک اسیر - عباس ,عراقی ,سرگرد ,رسمی ,اردوگاه ,اهانت ,حضرت , ,سربازان عراقی ,داخل اردوگاه ,مقرّ فرماندهی ,جناب سرگرد سرباز
باید به حال اقتصاد کشور، روضه خواند و بر زد!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

آن روز که معظم انقلاب، جنگ اقتصادی را اولویت برنامه های استکبار جهانی در مواجهه با ایران برشمرد، به روی مبارک خودمان نیاوردیم. مدتی نگذشت که اعلام کرد در به نتایجی دست یافته که در قالب جنگ نظامی با ایران نیز به آن دست پیدا نمی کرد.

مدت هاست که هر روز بی استثنا با اخبار تلخ اقتصادی از جمله ورش تگی موسسات مالی و اعتباری، تعطیل شدن پی در پی کارخانه ها و بالطبع بدبختی و آوارگی صدها خانواده رو به رو می شویم. رکود شدید بازار نیز داد بسیاری از فعالان اقتصادی را در آورده، در حالی که ت هیچ توجه و برنامه ای را برای برون رفت از وضع اسفبار موجود نشان نمی دهد.

حقیقت امر آن است که حتی در اوج تحریم های دوران جنگ تحمیلی و نیز در زمان ت دهم که کلیه داد و ستدهای رسمی کشور، بدون حضور ! تحریم شده بود هم شاهد این حجم از ورش تگی فعالان اقتصادی نبوده و چه بسا روال توسعه عمرانی کشور نیز در مدار واقعی خود در جریان بود.

جالب آن که حجم انبوه رسانه های اصلاح طلب و جبهه تبلیغاتی ضدانقلاب هر روز با دامن زدن به موضوعی حاشیه ای و درجه چندم مثل محدودیت نصفه و نیمه فلان چهره مطرود ، باعث غفلت جامعه از معضلات جدی و بحران زای کشور می شوند. متأسفانه رسانه های اصولگرا هم بازی این جریان غالب را پذیرفته و مثلاً به بهانه دفاع از نام خلیج فارس، با افتخار، متلک فلان بانوی زاویه دار را نسبت به حکومت تیتر یک خود قرار می دهند.

نگاهی به وضعیت اقتصادی جامعه و البته تبعات روانی و اجتماعی تلخی که به دنبال خواهد داشت، نشان می دهد درست در چند قدمی ما قرار گرفته است.

به جای خندیدن به کلیپ زنی مالباختگان یکی از موسسات اعتباری در م آباد باید از عمق جان برای وضع موجود گریست. دردمندانه آن که به نظر می رسد با توجه به تعلل و بی برنامگی ت باید منتظر روزهایی تلخ تر برای اقتصاد کشورمان باشیم.

برچسب ها : باید به حال اقتصاد کشور، روضه خواند و بر زد! - اقتصادی , ت ,فعالان اقتصادی
آدم های بزرگ و اشتباهات بزرگ
عنوان وبلاگ : اشک آتش
بیرون راندن ی مثل آقای دوربینی و ضایع او در مقابل جمع، کار سختی نیست. اینها که چیزی نیست کتک زدن او هم هنر به حساب نمی آید.
دلم می خواهد از آقای قرائتی عزیز و بزرگوار سوال کنم آیا اگر ی مثل حسین فریدون و مهدی جهانگیری و دری اصفهانی یا سایر خاطیان و متهمان دانه درشت در مراسم سخنرانی او شرکت می د باز هم شهامت به ج می داد و آنها را از مجلس بیرون می انداخت؟
بعید می دانم فرهیخته ای چون جناب قرائتی این اشتباه محرز خود را جبران نکند.
برچسب ها : آدم های بزرگ و اشتباهات بزرگ
پژواک، قضا و قدر
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یک نتیجه کلی بگیریم: بولتن نویسی کاذب، تهمت و دروغ گویی و پرونده سازی و ت یب برای حذف دیگران، کار خوبی نیست.

گاهی چوب خدا بدجوری صدا دارد.

برچسب ها : پژواک، قضا و قدر
در خانه
عنوان وبلاگ : اشک آتش

با همسرش هماهنگ کرده بود، وقتی در خانه هستند های یومیه را با هم به جماعت بخوانند. این طوری اجر و ثواب بیشتری عایدشان می شد و هم این که نوعی یادآوری به یکدیگر برای اقامه بود.

این روش روی بچه هایشان هم تأثیر گذاشت. بچه ها طبق فطرت پاکشان تمایل داشتند که خودشان را به پدر و مادرشان نزدیک کرده و در کارهای خود از آنان الگو بگیرند. بچه ها در عالم بچگی، می آمدند دور و بر پدر و مادر و سعی می د مثل آنها رو به قبله بایستند و عبارات را تلفظ کنند.

سید حسین بعدها در کربلای چهار شهید شد؛ اما بچه ها به رسم جاودانه پدر، هر بار که صدای اذان را می شنوند یا به مسجد می روند و یا در کنار هم را در اول وقت و به صورت جماعت اقامه می کنند.

بر اساس روایتی از خاطرات شهید سید حسین

برچسب ها : در خانه
پیشرو بودن در همه عرصه ها
عنوان وبلاگ : اشک آتش

سیاق مکتب در توصیه بر تعجیل در امور خیر است. در این خصوص، جای داشتن در صفوف مقدم یا جهاد و ... از نظر دارای اهمیت ویژه ای است. از منظر دین، مجاهدین بر قاعدین رجحان دارند و نیز تقرّب از آن سابقون است. فهم این سیاست تربیتی دین، ضرورت پیشتازی نیروهای مخلص و مؤمن را در همه صحنه های عبادی و اجتماعی، مبرهن می سازد.

حوزه علمیه منادی حقایق دین است و خود نیز باید در عمل به آن ممتاز باشد. تراز انقلاب ی با درک رویکرد عملیاتی دین در عرصه جهاد فی سبیل الله و نیز جایگاه راهبردی ت در خیزش های مردمی، جایگاه خود را در صفوف مقدم اجرای احکام الهی می داند. بدیهی است جامعه ی با تأسی از رفتار ت و اعتقاد به نقش ی برای مروّجان شریعت، شتاب حرکت خود را با میزان پویایی این قشر تنظیم می نماید.

بنابراین آن چه که در این مقال مورد اهتمام است، فراتر از بحث وم دخ ت و حوزه در امور اجتماع، تأکید بر ضرورت پیشتازی در همه عرصه های عملی مرتبط با دین است. ت بصیر و پیشرو با جلب اعتماد عمومی می تواند مسیر حرکت اجتماع به سمت آرمان های دین را هموار ساخته و فرهنگ دین مداری و کمال جویی را به یک دغدغه و باور فراگیر تبدیل کند. رخوت و اهمال ان دینی در عمل به تکالیف اجتماعی، جامعه ی نیز دچار غفلت و سردرگمی خواهد ساخت. این اتفاق، بستری مناسب را برای زدودن ارزش های الهی در اختیار بدخواهان و منافقان قرار خواهد داد.

نگاهی به تاریخ نشان می دهد هر جا که ت اصیل بی اعتنا به مصلحت جویی های عافیت طلبانه، پای در صحنه عمل به فرامین دین نهاد و در کارزار تحکیم باورهای دینی از هیچ کوششی دریغ نورزید و در خطوط مقدم عرصه جهاد و ایثار و شهادت خوش درخشید، جامعه نیز مسیر تعالی خود را با جدیّت بیشتری پیمود و در این راه، توفیقاتی سرنوشت ساز را به دست آورد.

" حوزه علمیه، باید در صفِ اولِ حرکتِ عظیمِ جامعه قرار داشته باشد. همچنان که ملاحظه کردید، مراجع بزرگ ما مثل مرحوم آیةاللَّه العظمی گلپایگانی، مرحوم آیةاللَّه العظمی و امروز آیةاللَّه العظمی اراکی، حفظه اللَّه و ادام اللَّه بقائه الشریف ورحمهم اللَّه، چه در زمان رضوان اللَّه علیه و چه بعد از زمان تا امروز، در صف اوّل قرار داشتند. در هر حادثه مهمی که در جامعه اتّفاق می افتاد، اینها مقدّم بودند. روز رأی گیری، اوّل صبح، مرحوم آقای گلپایگانی و مرحوم آقای مرعشی، اوّلین انی بودند که رأی می دادند. کار اینها، یک کار رمزی و نمادین بود. خوب؛ رأی را عصر هم می شود داد. اما اوّلِ صبح رأی دادن، یک کار رمزی است. ، رضوان اللَّه علیه را دیده بودید که چقدر مقیّد بودند! حالا وضع ایشان که معلوم است.
مراجع قم این طور بودند. در کارهای اساسی؛ جنگ، حضور در جبهه ها، تحریض بر حضور در جبهه ها، کارهای اقتصادی و غیره، همیشه در صفِ مقدّم بودند. حوزه، باید این طور باشد. ی که در حوزه باشد و به نظام ی و احکام قرآن - که در این نظام عملی می شود - و به حکومت ی - که به برکت مجاهدت مردم سرِ پا شده است - با چشمِ غیرجدّی نگاه کند، یک عنصر بیگانه است؛ هر می خواهد باشد. در حوزه علمیه صحیحِ شیعی، همه بخصوص طلاّب جوان، باید خود را در صفوف اوّل بدانند، که بحمداللَّه همیشه همین طور بوده است. یعنی همیشه فضلای جوان، طلاّب جوان، بزرگان حوزه و مدرّسین محترم، در صفوف مقدّم جا داشته اند؛ باز هم باید در صفوف مقدّم جا داشته باشند".۱۳۷۳/۰۶/۲۰ ی بیانات در آغاز درس خارج فقه
برچسب ها : پیشرو بودن در همه عرصه ها - حوزه ,جامعه ,بودند ,صفوف , ت , ی ,مقدّم بودند ,مرحوم آقای ,طلاّب جوان، ,صفوف مقدّم ,زمان
یک حرف راست پیرامون شایعات اخیر جاسوسی
عنوان وبلاگ : اشک آتش

نه از جناب ! علوی و زیر مجموعه ایشان خوشم می آید و نه از حضرات لاریجانی دل خوشی دارم. معتقدم این افراد دیر یا زود باید خودشان را برای خداحافظی با سپهر سیاست ایران آماده کنند.

آمدنیوز در این مدت از فعالیت خود یک تنه روی و سی ان ان و رادیو مجاهد و دیگر بنگاه های خب راکنی و اغواگر وابسته به اجانب را سفید کرده و نشان داده که فلسفه وجودی آن از اساس چیزی جز دروغ و تهمت و تحریف نبوده است. به همان میزان که می توان محکم و راسخ به وحدانیت خدای متعال و نبوت رسول اکرم و ت جانشیان بر حقش شهادت داد می توان به دروغ گو بودن آمدنیوز و درآمد نیوزهای وطن فروش نیز گواهی داد.

اما روی سخن با انی است که لجن پراکنی های امثال آمدنیوز را وحی منزل دانسته و خبرها و تحلیل های ساختگی آن را بر ضمیر دل خویش جای می دهند. از این دسته افراد می خواهم حالا که قرار است مطالب آمدنیوز را درباره جاسوسی زهرا لاریجانی باور کنند مرد و مردانه همه محتوای این خبر را به طور کامل و نه به صورت گزینشی، باور کرده و به گوش جان بسپارند. همین آمدنیوز راستگوی مورد تأیید شما که خبر جاسوسی دختر یکی از لاریجانی های مقیم مرکز را به زعم خود افشا نموده در ادامه همان خبر کذایی آورده است که فرد مذکور با دستور مستقیم انقلاب دستگیر و بازداشت شده است. اگر قرار است بپذیرید که لاریجانی کوچک برای انگلیس جاسوسی کرده م م هستید این را هم بپذیرید که فرزانه بی هیچ تعصب و جانبداری از زیردستان منصوب خود با عرمی انقل و در راستای حفظ سلامت در عرصه مدیریت جامعه دینی نسبت به برخورد با یک عنصر فاسد اقدام نموده است.

مریدان آمدنیوز اگر دین ندارند لااقل نشان داده و به پاس وجود چنین ی شجاع و دلسوز و فساد ستیز و عد خواه، شکرگذار و قدردان باشند. آمدنیوز ناخواسته در داستان سرایی اخیر خود باز هم بر سلامت و تدبیر داهیانه مردی تاریخ ساز صحه گذاشت که پیش تر نیز مخالف سر سخت او در اعترافی ماندگار تأکید کرده بود در زندگی ایشان حتی یک نقطه خا تری هم وجود ندارد.

حرف آ : کار دشمن دشمنی است و این که دشمن بخواهد برای پیشبرد اه شومش دست به استخدام جاسوس در بدنه نظام بزند امری بدیهی و قابل پیش بینی به شمار می آید؛ اما حقیقت آن است که آن چه بیشتر از جاسوسی و فروش اطلاعات محرمانه به این مملکت خسارت وارد می کند وجود مسئولان نالایق و ناب د و خنثی و طماعی است که در هر لباس و جایگاهی که قرار دارند با فاصله گرفتن از مبانی و انقلاب ی و رفتار مزوّرانه و البته خائنانه خود، "اعتماد مردم" -که بالاترین پشتوانه و ضامن بقای این نظام مقدس است- را دچار آسیب می کنند. ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

برچسب ها : یک حرف راست پیرامون شایعات اخیر جاسوسی - آمدنیوز ,جاسوسی ,کرده ,لاریجانی ,وجود ,نشان داده
میخ آهنین و سنگ!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

اگر می بینید یکی از اعضای شورای به اصطلاح ی شهرتان دغدغه ای جز کندن بنر هیات های مذهبی ندارد، یکی دیگرشان به فوروارد از کانال های ضدانقلاب مشغول است، آن یکی روضه خوانی با صدای زن را در کانال خود قرار می دهد، عضو دیگر سابقه چاقوکشی و اوباش گری دارد، فرد دیگر برادر و سایر اقوام خود را به عنوان پیمان کار پرژوه های سودآور خدماتی و فضای سبز و ... به شهرداری تحمیل می کند و ... در وهله نخست یقه مسئولان نظارتی شهرتان را بگیرید که چرا در مرحله تأیید صلاحیت نامزدهای شورا تعهد لازم را نشان نداده و از رس و تکلیف قانونی و شرعی خود غفلت ورزیده اند؟

حرف آ : بین خودمان بماند. هیچ دقت کرده اید ما به جای طرح مباحث جناحی و با اصلاح طلب ها در اکثر مواقع مجبور به یادآوری اصول اولیه اعتقادی و فقهی به آنها هستیم؟ و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون!

برچسب ها : میخ آهنین و سنگ!
به بهانه انتخاب قاضی نمونه کشور
عنوان وبلاگ : اشک آتش

دو سه روز پیش در خبرها خواندم که حجت ال جعفری دادستان استان مازندران به عنوان قاضی نمونه کشور انتخاب شده است. حجت ال جعفری از رزمندگان قدیمی و از موسسان گردان رزمی تبلیغی ون معروف به گردان فاتحین و از هم نفسان شهید حاج حسین بصیر است. ایشان در سال های تصدی بر امور قضایی نیز نشان داده که در احقاق حقوق مردم و تقابل با زورگویان و باندهای مافیایی فساد و بی عد ی، بر عهد سرخ خویش با و همچنان مصمم و پابرجاست.

انتخاب چنین چهره های عد خواهی در دستگاه قضا حکایت از وجود رویکردهایی است که سلامت و عد را هنوز هم یک ویژگی و شاخص مثبت در این نهاد به حساب می آورد.

سال ها پیش که حجت ال جعفری معاون دادستان استان قم بود مصاحبه ای را در خصوص گردان فاتحین با ایشان ترتیب داده بودم که در نشریه سبزسرخ منتشر گردید. ضمن تبریک به خاطر درخشش این قاضی ، مطالعه این مصاحبه قدیمی را برای خوانندگان عزیز اشک آتش خالی از لطف نمی دانم:

گردان فاتحین، همچنان زنده است

مصاحبه با حجت ال والمسلمین جعفری از فرماندهان غیور دفاع مقدس

«سید حمید مشتاقی نیا»

مقدمه

پیش از این، وصفش را بارها شنیده بودیم. حجت ال والمسلمین جعفری از های پر افتخار شهر فریدونکنار و از بنیان گذاران گردان ویژه ی فاتحین که حالا سمت معاونت دادستانی استان قم (و دادستان فعلی استان مازندران) را بر عهده دارد.

گردان فاتحین، اولین تشکل رسمی طلاب در قالب رزمی بود که در لشگر 25 کربلا شکل گرفت. اگر چه او بیشتر از ما به این مصاحبه رغبت داشت و آن را ادای دینی کوچک به ی طلاب و می دانست، اما مشغله ی کاری ایشان هرگونه فرصتی را دریغ داشته بود.

با هر زحمتی بود وقت گرفتیم و در یک بعد از ظهر گرم تابستانی در اتاق کار ایشان حضور یافتیم. از حاج آقا خواستیم جسارتمان را نادیده بگیرد. چاره ای نبود. درِ اتاق را قفل کردیم. تلفن ها را هم کشیدیم. دوست خوبم آقا محسن آذرتاش که در این مصاحبه همراهی ام می کرد موبایل حاج آقا را در دست گرفت و فقط تماس های مسوولین رده بالای استان قم را که هر چند لحظه یک بار جویای احوال بودند را یادداشت می کرد.

این طوری توانستیم دو ساعت در خدمت ایشان باشیم. مصاحبه ای که از نظر محتوا بی نظیر بود و از همه چیز خوش تر این که حاج آقا جعفری همچنان مانده است. با همان صفا و سادگی.

بخش های کوتاهی از شیرینی این دیدار را به جای سوهان قم، سوغات عاشقان مکتب شهادت می کنیم.

لطفاً قبل از آن که وارد بحث گردان فاتحین شویم، مختصری از زندگی نامه ی و جریان آشنایی خود با انقلاب و جنگ را برای خوانندگان سبز سرخ تشریح فرمایید.

با درود و سلام به روح مطهر امت رضوان الله علیه و همه ی ی عزیز و آرزوی سلامتی و طول عمر برای ی و تشکر از شما عزیزانی که در تببین حقایق تاریخ دفاع مقدس تلاش می کنید. حقیقتاً عرض می کنم که در برابر عظمت انقلاب، من نتوانستم کار مفیدی را انجام بدهم.حالا از باب تکلیف عرض می کنم که بنده متولد 1345 هستم در روستای سوته از توابع شهر فریدونکنار و شهرستان بابلسر،دوران راهنمایی که مصادف با انقلاب ی بود در تشکیل انجمن های ی و ات و ها در بین جوانان انجام وظیفه می کردیم. با آغاز جنگ تحمیلی تا پایان سال 60 به دلیل کمی سن، اجازه ی حضور در جبهه را نداشتم از این رو به خدمت در پایگاه محل مشغول شدم و در جهاد سازندگی نیز حضور داشتم. تا اینکه از ابتدای سال 61 توفیق حاصل شد تا به صورت مستمر در جبهه ها حضور داشته باشم. در سال 64 با توجه به علاقه ی قلبی خود وارد حوزه ی علمیه ی قم شدم اما چون (ره) فرموده بود «جنگ در رأس امور است» به رفت و آمد خود در جبهه ادامه دادم.از حجره ای که در قم به من داده بودند نتوانستم زیاد استفاده کنم. در بین عملیات ها مرخصی می گرفتم و در امتحانات حوزه شرکت می .

در ابتدای سال 64 که زمان شکل گیری گردان ویژه ی فاتحین بود کار ما هم در آن جا متمرکز شد و

در خصوص چگونگی شکل گیری این گردان و نحوه ی حضور طلاب و ون در جبهه های جنگ و نیز علت نامگذاری گروهان فاتحین که بعدها تبدیل به گردان شد را توضیح دهید.

همان طور که مستحضر هستید علمای دین در شکل گیری این نهضت نقش اساسی را دارا بودند و بارها شکنجه و تبعید شدند. در دفاع مقدس هم نقش ت، نقش برجسته ای بود. طبق آمارهای موجود در بین اقشار مختلف که در جنگ شرکت د بیشترین درصد ، اختصاص به قشر دارد و این امر افتخار دیگری برای پرچم داران مکتب صادق (ع) است. شهید ردّانی پور یک ِ معمم بود که فرماندهی لشگر را بر عهده داشت. سر لشگر شهید زین الدین و ی بسیار دیگری نیز نسیم باطراوت حوزه را استشمام کرده بودند.

در آن زمان تفکر فرماندهان این گونه بود که طلاب را به طور معمول در امر تبلیغ به کار می گرفتند و این امر عطش جوان های پر شور حوزه را قانع نمی کرد. مکرر اتفاق افتاده بود که طلبه هایی می آمدند و در خدمت فرماندهان گریه می د و اصرار داشتند تا همراه بقیه ی رزمندگان ی و ی و در نوک پیکان حمله و هجوم دشمن باشند. بعد ها ثابت شد گردانی را که دوستان طلبه با آن روحیه ی عالی معنوی در آن مشغول بودند نسبت به گردان های دیگر در مأموریت ها موفقیت بیشتری داشت.

در عملیات قدس 5 که در 15/5/64 صورت گرفت برخی از دوستان طلبه که مخفیانه خود را به عنوان رزمنده ی عادی جا زده بودند تا از عملیات محروم نشوند در خط مقدم، مسوولیت محور را بر عهده می گیرند و لیاقت های چشم گیری از خود نشان می دهند.

قربانی و سپس کمیل کهنسال برای بازدید با بَلَم وارد محور شده بودند. همان جا داخل بَلَم سر صحبت را باز که طلبه ها می خواهند کار رزمی کنند؛ بخشی از عملیات را به ما واگذار کنید منظورم عملیات ایذایی بود که قرار شد در آن ضربه ای به ادوات و تجهیزات دشمن زده شود. پیشنهادی را که من دادم موافقت شد و عملیات شروع شد. آن عملیات اوج مظلومیت بچه ها بود. بچه های طلبه در فاصله ی 2،3 متری از داخل بَلَم با دشمن که در سنگر پناه گرفته بودند درگیر شدند.80 درصد بچه ها مجروح شده بودند؛ اما تمام اه پیش بینی شده را در مقابل نگاه ناباورانه فرماندهان لشگر تصرف د. حجت ال حاج ساعد نیکبخت بیش از ما در شکل گیری این گردان نقش داشت که خوب است از زحمات ایشان تقدیر شود.

قربانی در صحبت هایش گفته بود: «ما می خواهیم یک تشکیلاتی را در لشگر به وجود بیاوریم، آن هم از طلبه های جوان و مستعد که بشوند گروهان رزمی تبلیغی. ان شاءالله که شما بتوانید فاتح جنگ شوید و ان شاءالله آقایان بتوانند کربلا را فتح کنند». پس از صحبت های ایشان قرار شد با آقای نیکبخت این کار را انجام دهیم. چون آقای قربانی در کلامشان زیاد لفظ فاتح را به کار برده بودند ما هم اسم تشکیلات را فاتحین گذاشتیم. سازماندهی را شروع کردیم. این کار برای اولین بار در کشور در لشگر 25 کربلا صورت گرفته بود و خبر آن در لشگرهای دیگر پیچید. برای همین خیلی از طلبه های استان های دیگر به این گردان پیوستند. آن موقع خودمان در قم خیلی ساده تبلیغات می کردیم و با قطار، طلبه ها را به شکل مستقل مستقیماً به مناطق جنگی می بردیم.

آیا از اسامی دوستان در گردان فاتحین چیزی در خاطرتان مانده است؟ در خصوص عملیات های این گردان نیز توضیحی بفرمایید.

آقای حاج ساعد نیکبخت و اخوی ایشان حاج حمید، آقای فرزاد دانش و نیز شهیدان بزرگوار حسین زاده از گیلان، شهید ملک از گلستان، شهیدان علوی ـ مهدی صیفی از فریدونکنار و فلاح زاده از ابرقو، باقر زاده از بابل که در کانال ماهی جا ماند و یادشان بخیر. اولین عملیات و مأموریت رسمی ما ابتدا در فاو بود و سپس در مهران. در کربلای یک، کربلای 4 و 6 و8 و 10 حضور مستقیم داشتیم. بیش از 20 شهید و 50 جانباز نیز از گردان 440 نفری فاتحین به یادگار گذاشته ایم.

حضور رزمی طلاب چه تأثیری در روحیه ی سایر رزمندگان داشت؟

ما از ابتدا که وارد منطقه شدیم حتی یک چادر برای احداث مقر نداشتیم. بچه ها خودشان دوندگی د. خودشان اصرار د و آموزش های ویژه ای را گذراندند. بنابراین یک طلبه قادر بود در مواقع ضروری با انواع سلاح ها کار کند، پشت تانک بنشیند و یا با لودر خاکریز بزند. وقتی بچه های رزمنده این صحنه ها را می دیدند که یک در بدترین شرایط عملیاتی با تانکر به خط مقدم آب می رساند واقعاً تحت تأثیر قرار می گرفتند.در مهران و در قله های قلاویزان خیلی از ها شهید و مجروح شده بودند و ی نبود که با دوشکا کار کند. طلبه ای را دیدم که پایه های سنگین دوشکا را بر دوش گرفت و برد آن بالا مستقر کرد و مجدداً برگشت و دوشکا را گرفت و رفت نصب کند. در سایه ی آتشی که ایشان ایجاد کرده بودند بچه ها از آن کانالی که حساس بود توانستند عبور کنند. شهید بصیر در این باره به من گفته بود که این طلبه ها به اندازه ی ده تا فرمانده ی گردان کار کرده اند. چراکه وقتی رزمنده ها از فشار کار خسته می شدند، با دیدن دوستان معمم، روحیه گرفته و به کار خود ادامه می دادند. بعد ها طوری شد که مسوولیت چند گردان عادی از جمله گردان سجاد(ع) را به طلاب سپردند.

سطح علمی طلاب رزمنده به چه صورت بود؟

ما از طلبه های مقدمات تا اتمام سطح و نیز طلبه هایی که درس خارج می خواندند و چهره های مستعد و آینده داری بودند، در جمع خود داشتیم. این را هم بگویم که نوارخانه ای را در منطقه تشکیل داده بودیم که دوستان طلبه در زمان فراغت در آن جا رجوع کرده و با استفاده از نوار به مطالعه و درس و بحث می پرداختند. خدا رحمت کند حاج آقا ( ی بابل و ی حضرت و ی در استان مازندران) را. با ایشان هماهنگ کرده بودیم و ائمه بزرگوار هم وقتی به جبهه می آمدند در این گردان مستقر می شدند.

لطفاً باز هم از خاطراتتان بگویید.

شهید فلاح زاده از طلبه های بسیار موفق ابرقو بود. یادم می آید در پشت کانال ماهی مانده بودیم و بچه ها به جایی رسیده بودند که دیگر خاکریزی نداشتند. در آن جا گودالی بود به نام سه راهی مرگ یا همان سه راهی شهادت. بی اغراق می گویم عراقی ها با آن سلاح های مدرنی که داشتند هر جنبنده ای را به راحتی شکار می د. هر که پشت لودر می نشست بلافاصله شهید یا مجروح می شد. موقعیت خطرناکی بود. آقای قربانی گفت: ی را پیدا کن که برود پشت لودر. صدا زدم: «فلاح زاده! برو بالا». او هم بی چون و چرا رفت و مشغول شد. بیل لودر را بالا می گرفت و سپر خود قرار می داد و وقتی از حجم آتش کاسته می شد کارش را از سر می گرفت. حالا هر چه اصرار می که چند دقیقه پایین بیا قبول نمی کرد. حال خوشی داشت. خدا گواه است زیر آن آتش و در مقابل تیر مستقیم دشمن ایشان صد متر خاکریز زد. آ ش هم همان بالا به شهادت رسید. این گونه خاطرات فراوان است

در پایان چناچه مطلب خاصی را لازم می دانید بیان بفرمایید.

من از تلاش همه ی عزیزان کنگره تشکر می کنم به خصوص از نشریه ی فعال سبز سرخ. طلبه های گردان فاتحین امروز در جایگاه های حساس علمی و عقیدتی و مشغول به کار می باشند. من از فرماندهی محترم لشکر، غیب پرور که الحق عنایت خاصی به بچه های دارد خواهش می کنم که یک بار دیگر از این جمع بخواهد تا گرد هم بیایند. اگر لشگر دستور بدهد من معتقدم که با یک برنامه ی منسجم می توانیم برای کارهای فرهنگی از این عزیزان استفاده کنیم.

با تشکر فراوان از حضرتعالی که وقت شریف خود را در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم متشکرم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

منبع: نشریه سبز سرخ http://www.sabz-

برچسب ها : به بهانه انتخاب قاضی نمونه کشور - گردان ,طلبه ,بودند ,ایشان ,فاتحین ,شهید ,گردان فاتحین ,ال جعفری ,دوستان طلبه ,دفاع مقدس ,استان مازندران ,ال والمسلمین جعفری
نان و نمک
عنوان وبلاگ : اشک آتش

طلبگی خواند و حالا چند اثر کوتاه چند دقیقه ای هم ساخته است.

هر چند سر و وضعش را تغییر داده؛ اما هنوز هم طلبه است و شهریه طلبگی را دریافت می کند.

چندباری هم که توانسته جایزه بگیرد و رزومه برای خودش جور کند از همین جوایز جشنواره های هنری حوزه علمیه بوده.

اما یواشکی درخواست می کند جایی می خواهیم معرفی اش کنیم نگوییم طلبه هنرمند. فقط بگوییم هنرمند، همین.

من هم فکر می کنم هنرمند خالی! درست تر است.

برچسب ها : نان و نمک
بازی در خانه خدا
عنوان وبلاگ : اشک آتش

درست از وقتی که تولیت مسجد دست آنها افتاد یکهو مدعی شدند این مسجد سرشار از کرامات است. حاجت می خواهید، گره در کارتان افتاده، مشکلی دارید به مسجد تحت تولیت ما بیایید.

بعد کتاب نوشتند و گفتند: یکی آمد این جا از فلان جا، فلان مشکل را هم داشت، حاجتش را همین جا گرفت. یکی دیگر بود که مریض بود خواب دید که باید به مسجد ما بیاید و شفا بگیرد. آن یکی ...

شاهد همه این کرامات هم یک نفر بود، خادم مسجد.

خادم مسجد را مدتی بعد به خاطر سرقت چند وسیله از مسجد ا اج د؛ اما هنوز ستونی در مسجد قرار دارد که دفتر و خ ری زیر آن گذاشته اند و بالایش نوشته اند: محل ثبت کرامات!

برچسب ها : بازی در خانه خدا - مسجد ,کرامات ,خادم مسجد
دیر شد
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در محلی که ما زندگی می کنیم، اغلب نین یا طلبه هستند و یا کارمند اعم از فرهنگی و ...

یک سه راهی استراتژیک و پرتردد در ما وجود دارد که چند باب مغازه در آن جا ساخته اند. این مغازه ها به خاطر تعداد کم و قرار گرفتن در محیطی پر رفت و آمد، از اجاره بهای بالایی هم برخوردارند.

در این چند سال بارها شاهد بوده ام که اصناف مختلف به اجاره یکی از این مغازه ها و راه اندازی ب و کار خود روی آوردند اما بعد از گذشت چند ماه نتوانستند از عهده پرداخت هزینه سنگین آن برآمده و مجبور شدند بساطشان را جمع کنند.

لبنیاتی، جگرکی، میوه فورشی، قص ، لوازم خانگی و ... یکی بعد از دیگری آمدند و زود هم رفتند. این وسط فقط دو مغازه هست که صاحبانش توانسته اند در تمام این سال ها به کار خود ادامه داده و از عهده مخارجشان بربیایند. یکی مغازه املاکی بوده که همچنان پابرجاست و دیگری هم فروشگاه لوازم قلیان و دخانیات!

لابد اطلاع دارید که چند روزی است دادستان محترم قم دستور منع استفاده از قلیان در اماکن عمومی این شهر را صادر کرده است.

برچسب ها : دیر شد - مغازه
غرض یا مرض؟!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

s2k6_p o_2017-07-30_10-39-22.jpg


این ع مربوط می شود به عرض ارادت مردم شهر بندرترکمن به ساحت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در محرم امسال.

قصد جسارت ندارم؛ ولی یک انسان چقدر باید ابله باشد که با حرکات نا به جا و بیهوده ای چون لعن علنی خلفای ثلاث و ... باعث دوری و پراکندگی محبین اهل سنت آل الله و نفرت آنان از مقدسات شیعه بشود؟!

برچسب ها : غرض یا مرض؟!
آیا عزم دستگاه قضا در برخورد با دانه درشت ها را باور کنیم؟
عنوان وبلاگ : اشک آتش

ریاست محترم قوه قضائیه در سخنان اخیر خود، عزم این دستگاه در برخورد با "دانه درشت" ها را ریشه حملات ت یبی بر ضد این نهاد عنوان کرده است.

ضمن حمایت از برخی رویکردهای عد خواهانه دستگاه قضا در برخورد با تعدادی از مفسدان اقتصادی صاحب نام و نیز اعلام انزجار از سیاه نمایی های دشمنان نظام، یادآوری چند نمونه را برای بررسی این سخن ریاست آن نهاد لازم می دانم:

بیش از یک سال پیش، حکم بازداشت محمود صادقی و البته نحوه جلب وی به یکی از داغ ترین خبرهای سال های اخیر در عرصه رسانه های داخلی و خارجی مبدّل شد. مظلوم نمایی این متهم قضایی با بهره گیری از ابزار رسانه و البته پوشش گسترده جبهه رسانه ای ضدانقلاب و نیز ل وسیع صاحب منصبان در نهایت به اینجا کشید که قوه قضاییه موافقت کرد نامبرده با پای خودش به شعبه مربوطه مراجعه نموده و روال اداری را برای محاکمه طی نماید. الان مدت ها از این اتفاق می گذرد و هنوز معلوم نیست پرونده جنجالی این تی مجلس به کجا کشیده شده است؟ اگر اتهامات وی از مبنای حقوقی لازم برخوردار نبود تصمیم بر این نوع احضار و جلب وی که برای نظام هزینه داشت از مجرای تدبیر کدام مسؤل قضایی برخواسته و اگر اتهامات وی درست و قابل پیگرد بوده، چرا پرونده این عنصر دانه درشت به حال خود رها شده است؟

فائزه هاشمی رفسنجانی بعد از حضور مستقیم در ات غیرقانونی 88 و نیز مصاحبه ها و سخنرانی های متعدد بر ضد شخص معظم انقلاب، نظام و آرمان های و به دادگاه احضار شد. هم زمان پرونده یک به نام سعید تاجیک که در اقدامی احساسی و نادرست به فائزه هاشمی توهین کرد نیز به جریان افتاد. نفر اول که دانه درشت بود و به کل نظام و انقلاب توهین کرد به شش ماه حبس محکوم گردید؛ اما نفر دوم که فقط به یک نفر توهین کرده بود محکوم به تحمل نه ماه زندان و نیز شلاق گردید.

مرخصی های ممتد و غیرمعمول مهدی هاشمی و وج مکرر وی از زندان تا جایی پیش رفت که به یک طنز عمومی بدل شد و قاطعیت دستگاه قضا را به یک شوخی تاریخی تبدیل ساخت.

حسین فریدون خیلی شیک و با احترام بازداشت شد. مدت بازداشت او برخلاف دستگیری و بازداشت موقت برخی چهره های غیرمنتسب به ت نه تنها به صد و پنجاه روز نکشید بلکه ظرف زمان کوتاهی با ارائه وثیقه ختم به خیر شد. از آن پس دیگر خبری در خصوص جریان پرونده وی در محاکم قضایی به گوش نرسید.

پرونده کرسنت و نیز دیگر قراردادهای عجیب و غریب نفتی بارها از سوی رسانه های عد خواه برجسته و مورد نقد قرار گرفت. در حالی که بسیاری از صاحب نظران و دلسوزان نظام معتقد به وجود برخی مفاسد مشهود در تعدادی از معاملات و قراردادهای کلان اقتصادی و صنعتی در این ت بوده و گاه اسنادی را نیز در این خصوص منتشر کرده اند هیچ نوع تحرک و یا واکنشی را از مجموعه قضایی کشور شاهد نبوده ایم.

بعضی از منسوبین روسای دستگاه ذی ربط همچون فاضل لاریجانی، در افواه عموم و نیز در سطح رسانه ها متهم به تخلفاتی گردیده اند که خبری از بررسی آن منتشر نگردید، این در حالی است که شاعر و عد خواهی چون منصور نظری به جرم پیگیری اخبار مربوط به تخلفات یکی از مسئولان استانی دستگاه قضا، ماه ها در زندان به سر می برد.

از این دست مثال ها یکی و دو تا نیست و متأسفانه به دلیل عدم ارتباط مستقیم مسئولان قضا با مجموعه های مردمی و پاسخگویی مناسب آنها منجر به نوعی بی اعتمادی نسبت به شعارهای دستگاه مذکور در برخورد با دانه درشت ها شده است.

برچسب ها : آیا عزم دستگاه قضا در برخورد با دانه درشت ها را باور کنیم؟ - دستگاه ,پرونده ,رسانه ,درشت ,دانه ,نظام ,دانه درشت ,فائزه هاشمی
خدا، دعا و سیما!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

swb0_p o_2017-08-12_23 -50.jpg


جلسه هماهنگی برگزاری چهارمین #دعای_ندبه شهرستان بابل

با #پخش_مستقیم از شبکه سراسری یک سیما

حضور # _ و #فرماندارویژه و #مسئولین_ادارات شهرستان بابل


شنبه، ۲۲ مهر ۹۶.


پ ن: این تازه دعای ندبه ست. جوشن کبیر اگه باشه باید کل ادارات تعطیل شن مسئولینش بیان برا هماهنگی!

برچسب ها : خدا، دعا و سیما! - دعای ندبه
باز هم کندن بنرهای مذهبی
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در حالی که بنرها و پارچه نوشته های تبریک و تهنیت انتخاب بعضی از مسئولان شورای شهر، در نقاط قابل توجهی از معابر و خیابان های بابل نصب شده است، باز هم زیرمجموعه خدماتی شهرداری بابل دراقدامی عجیب، به بهانه زیباسازی شهری که علائم تعویض روغن و آپاراتی و ... جلوه ای ناپسند به پرترددترین جاده های ورودی آن داده است، بنرهای تبلیغاتی ستاد اربعین حسینی را که با هزینه نذری عاشقان اباعبدالله علیه السلام، تهیه و نصب شده بود از جا درآورد.

به نظر می رسد رویکرد مغرضانه ای در زیرمجموعه های شهرداری نسبت به مظاهر دینی شکل گرفته که برای رفع آن باید چاره ای اساسی شید.

خدا نیامرزد باعث و بانی عادی شدن هتک حرمت به هیئت های حسینی را که اگر چه عمر میز خودش به محرم امسال نکشید؛ اما شرارت ذهنی اشن میراث نامبارک بعضی از مدیران شهری قرار گرفت.

مگر مومنین بابل می توانند تصویر اقدام وقیحانه یکی از کارمندان شهرداری در لگد کوب بنر روضه سیدال ء را به فراموشی بسپارند؟ نکته ای که هیچ گاه نباید از نظرها دور بماند سکوت شیطنت آلود مسئولان و صاحب منصبانی است که به رغم مشاهده تصویر هتک حرمت بنرهای مذهبی توسط یکی از پرسنل شهرداری، به جای تنبیه او، تغافل و بی غیرتی را پیشه خود ساختند.

به نظر می رسد اکتفا به برگزاری جلسات توجیهی با مسئولین ذی ربط، کافی نبوده و از این پس باید به شیوه ای انقل ، خواب زمستانی بعضی از مدیران مغرض را از سرشان زدوده و عبرتی فراموش ناشدنی را به میراث داران وقاحت رضاخانی بیاموزیم.

برچسب ها : باز هم کندن بنرهای مذهبی - بنرهای ,شهرداری ,بابل ,بعضی ,بنرهای مذهبی
این بانگ است، کز خاوران خیزد
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یکی از مهم ترین اه تشکیل جمعیت فدائیان توسط شهید سید مجتبی نواب صفوی، امر به معروف و نهی از منکر بود. برای انجام تکلیف امر به معروف و نهی از منکر روش های مختلفی وجود دارد که این گروه به فراخور شرایط و موقعیت اجتماعی و فرهنگی از آن روش ها بهره می گرفتند.

یکی از اقدامات جمعیت فدائیان در راستای امر به معروف و نهی از منکر، ترویج فرهنگ خوانی و توجه دادن جامعه به اهمیت و در نتیجه آن اشاعه تفکر توحیدی بود. اعضای فدائیان با یکدیگر عهد بسته بودند که هنگامی که زمان اذان فرا می رسد در هر نقطه ای که قرار دارند، بایستند و با صدای بلند اذان بگویند. اذان گفتن علنی در خیابان، آن هم در دهه سی که فضای جامعه در دوران سرسپردگی زمامدارن حکومت و خودباختگی فرهنگی لایه هایی از جامعه نسبت به تمدن پوشالی غرب قرار داشت، اقدامی شجاعانه و تأثیرگذار محسوب می شد. شاید امروز هم که در شرایط حاکمیت دینی قرار داریم خیلی ها خج بکشند که در خیابان و کوی و برزن بایستند و بخواهند با صدای بلند اذان بگویند. اما نیروهای مؤمن جمعیت فدائیان در آن سال ها بی توجه به نگاه پرسش گر و تحقیرآمیز و گاه تمس و رفتار توهین آلود برخی رهگذران، با امید به جلب رضایت الهی و عمل به تکلیف شرعی خود، قامت راست کرده و با ص رسا اذان می گفتند.

اذان گفتن علنی در معابر و گذرگاه ها دست کم سه فایده را به دنبال داشت. یکی این که باعث می شد اهل یادشان بیاید که وقت عبادت است. دیگر آن که افرادی که دچار ضعف ایمان هستند با دیدن شهامت و عزم گوینده اذان، نسبت به اظهار دین و عقیده خود استحکام و اراده قوی تری پیدا نمایند. فایده دیگر هم آن بود که اهل گناه و معصیت سعی می د در آن لحظات دست از رفتار شرم آور خود کشیده و گوشه دنجی را برای خود پیدا کنند.

شهید نواب صفوی به عشق می ورزید و این نگاه را به همه یارانش منتقل کرده بود. او نغمه دلنواز اذان را مقدمه ای برای بیداری فطرت ها و انس با خالق یکتا می دانست. همین نگاه بود که شاید نواب صفوی و یارانش را بر آن داشت تا در هنگامه وداع با این دنیای خاکی، قبل از آن که توسط دژخیمان سفّاک شاه، تیرباران بشوند، باز هم با ص رسا و فریادی کوبنده، بانگ ملکوتی توحید را سر داده و از عمق جانشان طنین دشمن شکن اذان را بر زبان جاری کنند.

بر اساس خاطرات آقای محمد مهدی عبدخ از یاران جمعیت فدائیان ، ویژه نامه یالثارات الحسین علیه السلام

برچسب ها : این بانگ است، کز خاوران خیزد - اذان ,فدائیان ,جمعیت , , ,نواب ,جمعیت فدائیان ,فدائیان ,گفتن علنی ,نواب صفوی ,اذان گفتن ,جمعیت فدائیان
این خون در رگهای ماست
عنوان وبلاگ : اشک آتش

شهید حسن حسین پور

تولد: قزوین 20/2/1361

شهادت: درگیری با عناصر گرو - ارتفاعات جاسوسان سردشت- 13/6/1390

مزار: زاده حسین قزوین

=از اولش هم برای ما نبود. انتخاب شده بود. انگار که امانتی بود دست ما. پنج شش ماهه بود. داشتم شیرش می دادم که خوابم برد. توی خواب دوتا سید بزرگوار را دیدم که به سمتم آمدند. یک قرآن دادند و گفتند این را بگیر تا حافظ کودکت باشد تا به موقعش.

=با برادرش یک مدرسه می رفتند. پول تو جیبی هر روزشان را می دادم تا توی مدرسه چیزی بخورند. یک روز، برادرش زودتر از مدرسه آمد. دل نگران شدم. دم در خانه ایستاده بودم که پیدایش شد. سبزی آشی زیر بغل، می ریخت و می آمد. وقتی به من رسید گفت: «پول تو جیبی ام رو نخوردم. رفتم سبزی گرفتم با هم آش بخوریم.»

=خانه مان تا مسجد دو تا میدان فاصله داشت. پیاده می رفت و می آمد. زمستان و تابستان هم نداشت. مقید به جماعت بود.

=خانواده مان به لطف خدا تمکن مالی خوبی دارند. به راحتی می توانست برای خودش کار و باری دست و پا کند. این کار را نکرد. یک روز آمد و گفت علاقه به دارم. وقتی آزمون داد، هم تکاوری قبول شد هم حسین علیه السلام. گفت: «من دنبال کار پشت میزی نیستم باید برم تکاوری.»

=سال خمسی مان که می رسید. قلم و کاغذش را برمی داشت. می رفت طبقه چهارم خانه دور از شلوغی و سر و صدا شروع می کرد به حساب و کتاب . اجناس خانه را می نوشت. خمسشان را در می آورد. بعد هم می برد دفتر مرجع پرداخت می کرد. توی زندگی خودش هم که وارد شد حواسش به پرداخت خمس جمع بود.

=خودش را خادم می دانست. نه که روی زبانش باشد. در عمل خادم بود. یادم نمی رود که چقدر برای زنده نام چهار شهید روستایمان زحمت کشید. با وجودی که بعضی از این شهیدان خانواده داشتند و به طور طبیعی باید پیگیر این مسائل می بودند؛ اما حسن به این چیزها فکر نمی کرد. هدفش چیز دیگری بود. کلی به این در و آن در زد تا توانست ع هایشان را جمع کند. بعد هم با هزینه خودش داد از ع تابلویی درست د، گذاشت توی مسجد روستا.

=نظراتش را رک و پوست کنده می گفت. حرف انقلاب و نظام که می شد با ی رو در بایستی نداشت. اگر اعتراض ی را می دید روشنگری می کرد و می گفت: «زحمت زیادی برای انقلاب کشیده شده، اگه یه مسئولی کارش رو درست انجام نمی ده، نباید پای انقلاب گذاشت.»

توی بحث های صاحب نظر بود. وقتی حرف از ی می شد داغ می کرد. خط قرمز بود برایش. تاب نمی آورد ی بخواهد ناروا چیزی در مورد ش بگوید. هیچ وقت نشد بگوید آقای . همیشه ورد لبش بود.

سخنرانی آقا که پخش می شد انگار حکومت نظامی باشد. همه خانه را ت می کرد. میخکوب می نشست جلوی تلویزیون.

=اهل کتاب بود. بعد از پر کشیدنش همین کتابها برایمان یادگار مانده. هم خودش می خواند هم برای دیگران می ید. هر جا که می رفت اگر می خواست برای ی هدیه بگیرد، این هدیه یا کتاب بود یا نرم افزار. زمانی که نامزد رفته بود قم. وقتی برگشت برایم چند تا کتاب تازه چاپ یده بود. کتاب هایی در مورد ازدواج و تربیت فرزند.

=حساسیت عجیبی داشت به حلال و حرام بودن چیزی که می خورد. کلی سؤال می کرد که مثلاً فلان میوه یا غذا از کجا آمده؟ کی آورده؟ اگر می فهمید از طرف ی است که شبهه ناک است نمی خورد. ما را هم نمی گذاشت بخوریم.

=اول وقت صبحش را می خواند. نمی خو د. شروع می کرد به قرآن خواندن. اول سوره یاسین و بعد هم سوره واقعه. قرآنش که تمام می شد، تازه نوبت زیارت عاشورا بود. به ما هم بیداری بین الطلوعین را سفارش می کرد و می گفت: «تازه این موقع روزی ها تقسیم می شه هرکی بخوابه روزی اون روزش رو از دست داده...»

=مدل موهایش، سبک و رنگ لباس هایش ساده ساده بود. حتی شبی که خواستگاری رفت همان لباس های همیشگی اش را اتو کرد و پوشید. خیلی تمیز و زیبا. می گفت: «اگه ی منو بخواد باید همین طوری بخواد.» شب عروسی اش هم که شد زیر بار کراوات زدن نرفت. ساده و بی آلایش نشست روی تخت دامادی...

=رفته بودند زاهدان برای شناسایی. همرزمانش چند دقیقه از حسن گرفته اند. هنوز هم کلیپش را داریم. دوربین که به حسن می رسد می گوید: «بگذار همه بدانند سربازان هنوز زنده اند. نمرده اند

آنان که مانده اند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند. ما نیز ادامه دهنده راه خواهیم بود.»

ما نیز ادامه دهنده راه خواهیم بود؟

=دلش را با عشق شهیدان، حسین(ع) پیوند داده بود. توی محرم و مجالس عزای سید ال طوری به اش می کوبید که می گفتیم الان است جناق اش بشکند. عاشق بود. مزد عشق بازی اش را هم تمام و کمال گرفت.

=جنازه اش که آمد. تیر درست خورده بود به همان جایی که محکم می کوبید. سند عشقبازی اش امضا شد، با خونش...

=سنگ کلیه ای که با سنگ شکن درمان کرد بود دوباره سراغش آمد. درست پیش از رفتنش به منطقه. گفتیم: «نمی خواد بری، همین بهونه خوبیه برای نرفتن.» ناراحت شد و گفت: «چی می گین. خیلیا اونجا دست و پاشون رو دادن، حالا من سنگ کلیه م رو بهونه کنم.» رفت دنبال دوا و درمان.

= یک ساعت و نیم مانده بود تا شهادتش. مادرم با گوشی همراهش تماس گرفت. سفارش کرده بود که مواظب خودت باش. با شعر ترکی گفته بود: من حسینم نه غمیم یاوریم آلاّه دی منی- من حسینم چه غم دارم که خدا یاور من است-. بعد هم خنده ای کرده و گفته بود: «من پنج شنبه میام.»

راست می گفت. آمد اما با ای خونین...

=وقت دفنش پدرم رفت توی قبر. گفت: «خودم باید بذارمش توی قبر.» صحنه عجیبی بود. یاد روزهایی افتادم که مأموریت می رفت. همیشه پیش از رفتنش دست و پای پدر و مادر را می بوسید. حالا بابا انگار می خواست تلافی کند. وقتی جنازه را توی قبر گذاشت از میان کفن پاهای حسن را بوسید.

برچسب ها : این خون در رگهای ماست - خودش ,خانه ,کتاب , ,گذاشت ,حسین , خواهیم ,ادامه دهنده
درد دل
عنوان وبلاگ : اشک آتش

رحمةالله علیه، شعار ج دین از سیاست را حربه دشمنان دین و نشانه نفوذ آنان در بدنه حوزه های علمیه می داند و ضربات متحجرین و مقدس نماهای حوزوی بر پیکر انقلاب و مبارزین انقل را بدتر از ضربات دشمنان بر می شمارد.

حضرت درد دل خود درباره حوزه های علمیه و بعضی از طلاب زمان خویش را این گونه بیان می کند: "در حوزه‏ هاى علمیه هستند افرادى که علیه انقلاب و ناب محمدى فعالیت دارند. امروز عده‏ اى با ژست تقدس مآبى چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند که گویى وظیفه‏ اى غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‏ هاى علمیه کم نیست.

طلاب عزیز لحظه ‏اى از فکر این مارهاى خوش خط و خال کوتاهى نکنند، اینها مروّج امریکایی ‏اند و دشمن رسول اللَّه. آیا در مقابل این افعی ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟

استکبار وقتى که از نابودى مطلق ت و حوزه‏ ها مأیوس شد، دو راه براى ضربه زدن انتخاب نمود؛ یکى راه ارعاب و زور و دیگرى راه خدعه و نفوذ در قرن معاصر. وقتى حربه ارعاب و تهدید چندان کارگر نشد، راههاى نفوذ تقویت گردید. اولین و مهمترین حرکت، القاى شعار جدایى دین از سیاست است که متأسفانه این حربه در حوزه و ت تا اندازه‏ اى کارگر شده است تا جایى که دخ در سیاست دون شأن فقیه و ورود در معرکه ون تهمت وابستگى به اجانب را به همراه می ‏آورد؛ یقیناً ون مجاهد از نفوذ بیشتر زخم برداشته ‏اند. گمان نکنید که تهمت وابستگى و افتراى بى دینى را تنها اغیار به ت زده است، هرگز؛ ضربات ت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاریتر از اغیار بوده و هست .

در شروع مبارزات ى اگر می خواستى بگویى شاه خائن است، بلافاصله جواب می شنیدى که شاه شیعه است! عده ‏اى مقدس نماى واپسگرا همه چیز را حرام می دانستند و هیچ قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلى که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی هاى دیگران نخورده است. وقتى شعار جدایى دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردى و عبادى شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست [و] حکومت دخ نماید، حماقت روحانى در معا با مردم فضیلت شد.

به زعم بعض افراد، ت زمانى قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپاى‏ وجودش ببارد و الّا عالم سیّاس و روحانى کاردان و زیرک، کاسه‏ اى زیر نیم کاسه داشت‏." صحیفه ، ج‏21، ص: 279ش

ی نیز در بیانات خود با اشاره به خون دلی که امت از دست ون فاسد خورد، خطر های درباری را از خود دستگاه های فاسد بیشتر می داند:
" های وابسته ی درباری که این همه در بیانات عزیز از آنها به بدی و نفرت یاد می شد، به و مسلمین خیلی خیانت د. سجاد(ع) به یکی از اشخاص نام آور زمان خود فرمود: «می بینم گردن خودت را برای ستمگران محور آسیاب قرار دادی، تا آنها مظالمشان را بر گرد محور گردن تو بگردانند و با تکیه به تو، به مردم ظلم کنند» (۱) آن عالمی که توجیه کننده ی ظلم دستگاههای فاسد باشد، از خود آن دستگاه ها خطرناکتر است. آن تی که مبتنی بر اه استکبار عمل کند، زشت ترین و پلیدترین ایادی او به حساب می آید؛ چون با ظاهر حق، باطن باطل را ترویج می کند'.۱۳۶۸/۰۴/۰۴ بیانات در مراسم بیعت طلاب و ون
برچسب ها : درد دل - ,سیاست , ت ,علمیه , ,نفوذ ,تهمت وابستگى ,شعار جدایى ,طلاب عزیز
رفیق قافله!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

7sz_p o_2017-07-22_10-24-50.jpg


خدا را هدایت کند که ماهیت برادری و هم کیشی و زد و بند جناح های نمایشی چپ و راست را برملا کرد.

فرض را بر این بگذارید یکی از اطرافیان مرتکب چنین خبطی شده و با یکی از چهره های کریه المنظر وابسته به فتنه ع می انداخت. الان بر و بچه های زاکانی و بصیرت زده های منحرف یاب با بودجه های سازمانی و نفتی، داشتند خودشان را به آب و آتش می زدند که دیدید بالا ه روح هاشمی را شاد ساخته و دست جریان مردم ستیز و استکباری را رو کردیم؟!

الان اما زبان در قفای اصولگرانماهای خودی ستیز گیر کرده و گاه توصیه می کنند بهتر است با شلاق قلم باعث رانده شدن لاریجانی عزیز به دامان آنطرفی ها نشویم. الان همه اهل درایت و جذب حداکثری شده و ضرورت پرداختن به اولویت ها را به یکدیگر گوشزد می نمایند.


برچسب ها : رفیق قافله! - الان ,نژاد ,احمدی ,
دغدغه
عنوان وبلاگ : اشک آتش

نمی توانست از کنار این مسئله به سادگی عبور کند. توی محل، مسجد باشد و گزار نداشته باشد؟! یک بار که دید در مسجد را قفل زده اند، خیلی ناراحت شد. آمد خانه و یک تکه کارتن را برداشت و کتاب هایش را هم جمع کرد و به مسجد برد. گفتم: پسرم هنوز جای زخم های شکنجه روی تنت باقی است مواظب باش باز شهربانی و ساواک برایت دردسر درست نکنند.

رفت دم در مسجد، بساط کتابخانه را راه انداخت. بعد جایی از مسجد را توانست برای تشکیل کتابخانه در اختیار بگیرد. کتاب های خودش را که آن جا گذاشت، هر چه پول دستش می رسید کتاب می ید، از دوستانش هم کتاب هایی گرفت و کتابخانه ای کوچک را برای مسجد تشکیل داد. پای جوان هایی که آمادگی جذب برای امور معنوی را داشتند به مسجد کشاند و با همان ها جماعت را در مسجد به راه انداخت.

قبل از این شاید ده نفر هم در آن مسجد جماعت نمی خواندند؛ اما تشکیل کتابخانه و تشویق جوان ها باعث شد هایی با شکوه در آن جا راه بیفتد.

به روایت پدر شهید علی ماهانی، کتاب روز تیغ

برچسب ها : دغدغه - مسجد ,کتاب ,کتابخانه , ,تشکیل , جماعت ,تشکیل کتابخانه
وقتی که باران می بارد ...
عنوان وبلاگ : اشک آتش

سرکار خانم صمدی، نوه شهید صمدی است که این متن زیبا را به تقریر درآورده است. این متن از آن دست نوشته هایی است که باید با چشم دل خواند و لذت برد:

ظهر تابستون ،هوای گرم شهریور نمیذاره آدم از جاش ت بخوره .روبروی قاب ع پدر بزرگم نشسته بودم .بعضی اوقات ساعت ها میشینم به این ع نگاه میکنم. همیشه برام سواله چرا رفت؟رفت شهید شه که چی بشه ؟همه میگن برای حفظ کشور برای دینش ش و برای خیلی چیزایی که من سر در نمیارم رفت .

ولی این منو قانع نمیکنه خودم همیشه میگم یک عشقی باید باشه آدم بره جلوی اون همه تانگ و تفنگ و اتیش اونم بدون هیچ ترسی .این یک خود خواهیه محضه ادم زنو با هشتا بچه قدو نیم قدو ول کنه بره شهید شه . از راه های دیگم میشه رفت پیش خدا . ولی با این همه پدر بزرگم برام همیشه مقدس ترین فرد دنیاست برام اسطوره شجاعت و شهامته .از این فکر اومدم بیرون یک ع ی همیشه کنار ع پدر بزرگم هست .یک شهید خیلی جوون.تو این دوره زمونه ادمایی مثل سید مجتبی حسینی کم هستن . ع شو به زیارت عاشورا چسبوندن ی دخترم بغلشه خیلی شبیشه. باید دخترش زهرا باشه . قیافه مظلومی داره مثل تمام اینم یک ارامش خاصی تو نگاشه انگار میدونه میخواد بره پیش خدا. هرچی باشه خدا اینارو انتخاب کرده افراد خاصین پاشدم ع شو برداشتم گذاشتم تو کیفم همیشه برای پدر بزرگم زیارت عاشورا میخونم. از این فکرا اومدم بیرون تازه یادم اومد باید ی تحقیقی انجام بدم درباره راهی که انتخاب ببینم میتونم تا ا ادامه بدم یا نه حرف مادرم درسته .چون تازه چادری شدم باید بیشتر دربارش تحقیق کنم اماده شدم رفتم سمت کتابخونه مرکزی شهرمون کتابای خوبی داره .دختر خیلی کنجکاو و شیطونی تشریف دارم تا حدی که مادرم میگه این کنجکاوی کار دستت میده تو راه برگشت .....

تو راه برگشت دوستمو دیدم . از دیدن من با چادر و حجاب و بدون هیچ ارایشی واقعا تعجب کرد نمیتونست باور کنه من همون فاطمه قدیمم .باران بهم گفت:بیا بریم حسینیه کلی باهات حرف دارم .چیشد چادری شدی بخاطر شخص خاصی بود؟ یا واقعا تغییر کردی؟ ولی من از این تغییر یهویی خیلی خوشحالم خیلی بهت میاد.ان شاءالله برات باقی بمونه .

من_ ان شاءالله .شاید بگم باورت نشه ولی بریم حسینیه تاحالا نرفتم همونجا همه چیو بهت میگم .

باران _باشه بریم ولی خیلی بهت میاد خیلی خوب شدی راستی میدونستی خیلی ها برای همین چادرما جونشونو فدا همین الانشم برادران م ع حرم دارن تو برای حضرت زینب( س) میجنگن میدونستی چادر تنها چیزیه که از مادرمون زهرا به ما خانوما به ارث رسیده حضرت زینب عصر عاشورا نذاشت این چادر کمتر از ثانیه ایی از سرش بیوفته . این چهار قد نشانه شرف و ابرو حیای یک خانومه .

خانوما با چادرشون م ع زینبن.

حرفاش برام خیلی جالب دلنشین بود پس یک دلیلی که رفتن این بود .....

به یاد ی جمله ایی که تو وصیت یک شهید خونده بودم افتادم سیاهی چادرتو از سرخی خون من رنگین تره .

وارد حسینیه عاشقان شدیم الحق که میگن حسینیه عاشقان درسته پنج شهید گمنام پنج عاشق اینجان و فضای اینجا رو با وجودشون خیلی خاص و معنوی . یاد خو که دیدم افتادن که عهد بستم به ی نگم میترسم اگه بگم بگن دروغ میگه مس م کنن....

وارد ضریح شدیم باران بلند سلام کرد. اول فکر ی رو دیده اطراف و نگاه ی نبود دیدم دارم باخودش حرف میزنه سر قبر همه گمنام رفتم فاتحه خوندن سنشون بود حتما از

دی ان ای متوجه شدن بیشتر ۱۹ ساله هستن چه جالب همه فرزند روح الله بودن فرزند (ره )

از پیش همشون گذشتم بالا سر شهیدی که حس میشه باهاش حرف زد و م گوشه ی ضریح نشستم ناخودآگاه اشکام سرازیر شد شروع صحبت خیلی گذشت به خودم اومدم دیدم باران داره با تعجب نگام میکنه وقتی دید متوجه حضورش شدم خندید گفت:والا باورم نمیشه بیا بریم اون طرف باهم صحبت کنیم از ضریح اومدیم بیرون

گفتم : باکی سلام کردی ؟

باران :دوستم !

من : دوستت کیه ؟

باران :همونی که کنارش نشستم شهید بود دیگه ؟ تازه براش اسمم انتخاب .

من:باشهید دوست شدی ؟ جالبه اونا که نیستن .

باران : نه دیگه هستن . همیشه هستن وجود دارن ی که از آرمانش از زندگی دنیویش میگذره برای مردمش همیشه وجود داره. فقط باید چشم بصیرت داشت دیدشون .

من :اهان اره ما که نداریم ان شاءالله خدا میده

باران : ان شاءالله .حالا فاطمه چیشد یهو عوض شدی من مردم از نگرانی ؟

من : نگرانی یا فضولی ؟

باران :هردوش ولی دومی بیشتر

من :باشه میگم ولی نپر وسط حرفام اخلاقام هنوز عوض نشدهاااا

باران :خب حالا بگو

من: مس ه کنی یا بگی دروغ میگم میکشمت

باران :تو هرکاری کنی دروغ نمیگی

چند شب بود پشت سر هم خواب و میدیدم که میره در خونه ایی رو میزنه رو سر در اون خونه پر از گل های رونده و و درخت بود شبیه بهشت بود .ولی تا من نزدیک میشم محو مشه گلا خشک میشن دیگه هیچی شبیه قبلش نبود . تا چند وقت گذشت یک شب بازم این خوابو دیدم صبحش از مدرسه زنگ زدن گفتن: شماجایگزین فرمانده . فرمانده ام این چند وقت نیست تو دوشنبه ساعت ۸ جاش میری کانون خواهران حتما با چادر میری حواست باشه ابروی مارو نبریا خداحافظ . و قطع کرد نذاشت حتی من یک کلمه ام حرف بزنم. یادم اومد من که چادر ندارم اخه چرا من.

روزا می گذشت شب یکشنبه موقع خواب یادم اومد که ی چادر برای مشهد دوخته بودم دارم ولی باید میرفتم از خونه خودمون میگرفتم ولی بابا مامان و همسایه ها چی حالا. ی کاریش میکنم . خودم خیلی دوست داشتم چادری شم .و بمونم صبح زود پا شدم رفتم خونه چادرو گرفتم همه خواب بودن یواشکی زدم بیرون میترسدم بذارم .خب بلدم نبودم هرجوری بود گذاشتم رو سرم حس خیلی خوبی داشتم به چادری بودن عالی بود نگاه همسایه ها برام اصلا مهم نبود. نمیدونم چم شده بود خیلی حس سنگین رفتار می .حس فوق العاده ایی بود وصف نشدنی بود بعد جلسه مسمم شدم برای همیشه چادری شم . مادرم مخالفت می کرد میگفت میذاری بر میداری ابرومون میره نکن اینکارارو.تو دم دمی مجازی میدونم دخترمو میشناسم .

ولی من زیر بار نرفتم این آرامش این همه احترام که دیدم این همه متانت تو رفتارمو همشو از چادر گرفتم دیگه حاضر نبودم مثل قبل شم . خونم شده بودم تازه معنی اسممو متوجه شدم صاحب این اسمو شناختم اینا همه رو چادر بهم داد.دلم نمیخواد یک لحظه از خودم دورش کنم. و کامل بلد نبودم ولی یاد گرفتم چادر گذاشتن هم مادر بزرگم یادم داد حس میکنم خدا خواست حضرت زهرا(س )وحضرت زینب (س)خواستن. تازهم به این درکم رسیدم که خواستن تا عوض شم.

حرفم تموم شد

باران داشت گریه میکرد

باران :فاطمه تو برگزیده حضرت فاطمه ایی(س) ایشون تورو انتخاب کرده . همه چی بر میگرده به خوابت خدا داشت راهنمایت میکرد. وای فاطمه تو چیکار کردی که خدا انقد دوست داره

من ارزوی دیدن همچین خواب هایی رو دارم

من :هیچ کاری ن فقط گناه خدا خیلی بخشنده همین .راستی من یک شهیدو میشناسم. توهم میشناسیش؟ ع و از تو کیفم در اوردم نشونش دادم

باران :سید مجتبی ست چیشد ؟دختره تو بغلش دخترشه .

من: هیچی فقط میخوام این دوست شهیدم باشه

باران : فاطمه خانوم این شهید تورو انتخاب کرد نه تو اونو.خوشا به سعادت. سید خدا تورو به عنوان دوستش پذیرفت .فاطمه جان خوشحالم برات این شهید هم دوستته هم برادرت .

راست میگفت سید مجتبی برام عین یک برادره الان که هفت ماه از اون روز میگذره دوستای شهید زیادی پیدا ولی سید مجتبی داداشمه راز دارمه بخاطر برادرم حجابمو بیشتر حفظ میکنم اخلاقمو درست خودمو عوض که از انتخابش شرمنده نشه

تمام سوال هایی که تو ذهنم بودو گرفتم فهمیدم که عشق به میهن و مردماش باعث این همه ایثارو فدا کاری شده .

چند وقتی میگذره من هر وقت تونستم میرم حسینیه میرم پیش همون شهید میشینم باهاش حرف میزنم سر خاک داددشم تا الان نرفتم ولی همیشه باهاش حرف میزنم و عهد پیمان خودمو مستحکم میکنم . و همین باعث میشه هیچ وقت نخوام عهدمو پایمال کنم تازه بیشتر پایبند میشم .

به امید روزی که زندگی سر لوحه زندگی همه بشه .

برچسب ها : وقتی که باران می بارد ... - خیلی ,شهید ,چادر ,باران ,باشه ,باران ,یادم اومد ,حسینیه عاشقان ,تورو انتخاب ,حضرت زینب ,بریم حسینیه
مثلاً تدبیر!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

حتماً باید کارگران اراک کتک مفصلی از یگان ویژه می خوردند، غرورشان جلوی زن و بچه شان ش ته می شد، احساسات عمومی جریحه دار می شد، راه برای سوءاستفاده رسانه های ضدانقلاب باز می شد تا این که بالا ه مسئولان تی و قضایی مصاحبه کنند و بگویند تعهدات لازم از مدیران کارخانه جهت پرداخت حقوق کارگران، اخذ شده و در این خصوص دیگر جای هیچ نگرانی نیست؟!

خوب برادر من، وظیفه ات را از اول درست انجام بدهی، می میری؟!

برچسب ها : مثلاً تدبیر!
به بهانه ارتحال پدر شهیدان شجاعیان
عنوان وبلاگ : اشک آتش

سیدعلی اکبر شجاعیان

1339: تولد


1358: اخذ مدرک دیپلم با معدل 84/17

1364: شرکت در کنکور و پذیرش در رشته پزشکی

1366: شهادت- کربلای 10- ماووت

¯¯¯

شجاعیان نه در همه آن چیزی است که گفته اند و نه در همه آن چه که باید گفت. او را باید جست در روایتی فراتر از این مجمل!

¯¯¯

به هر بهانه ای می آمد سراغ ما. موقع خیارچینی آمده بود کمک. همین طور که کار می کرد، سؤال هم می پرسید. ظهر شده بود. گفتم: برو ناهارت دیر می شود. لجوجانه می گفت: نه باز هم بگویید، می خواهم بیشتر را بشناسم.

¯¯¯

یک گوشه می نشست و زل می زد به ما. انگار با نگاهش صحبت ها را می بلعید. وقتی سؤال می پرسید می فهمیدم که تا عمق مطلب را درک کرده است. از خیلی ها جلوتر بود. به رفقا سپردم روی او حساب دیگری باز کنند. گفتم: این یک بچه استثنایی است.

¯¯¯

جلسه که تمام شد، شروع کرد به شوخی . چای و نان خشک، بساط پذیرایی مان بود. وقتی خوردیم، گفت: این غذاها ما را سیر می کند. جواب ما را می دهد، ما جواب این غذا خوردن ها را چگونه باید بدهیم؟ پانزده یا شانزده سال بیشتر نداشت اما همه را به فکر فرو می برد.

¯¯¯

اوایل بعضی ها در موردش تردید داشتند و می گفتند: فعلاً اعزامش نکنید. به هر زحمتی بود خودش را به جبهه رساند. شخصیت او را که دیدند خیلی ها مریدش شدند. اگر خودش می خواست بیشتر از این ها پیشرفت می کرد ولی به جانشینی گردان قانع بود.

¯¯¯

وضع زندگی شان خوب بود. پدرش پول تو جیبی خوبی بهش می داد، اما همیشه جیبش خالی بود. وقتی شهید شد خیلی از انی که سرمزارش می آمدند را نمی شناختیم. پول توجیبی های اکبر، برکت سفره خیلی ها بود.

¯¯¯

تا دیدمش رفتم جلو و روبوسی . گفتم مبارک باشد، پزشکی قبول شدید ولی انگار برایش اهمیتی نداشت. با تبسّم گفت: هر وقت شهید شدم تبریک بگویید.

¯¯¯

می گفتند: پسرجان تو دانشجو هستی، فردا پس فردا می شوی آقای ، به خودت برس. می گفت: شخصیت انسان به این چیزها نیست. با لباس بسیج هم می شود رفت و درس خواند.

¯¯¯

با وضو می رفت سرکلاس و بیشتر روزها روزه می گرفت... می گفت: علم بدون ایمان که فایده ندارد.

¯¯¯

شهید، شهید است. چه فرقی می کند... افشار کار خودش را می کرد. سوت خم را که می شنید، خیز می رفت روی جنازه، داد می زد شما چه می دانید او سیدعلی اکبر شجاعیان است.

صبح فهمیدیم که او هنوز زنده است. بعدها که بیشتر او را شناختم فهمیدم که جناز ه اش هم ارزش فداکاری دارد.

¯¯¯

بعضی ها که او را خوب نمی شناختند برای شان سؤال بود. این بچه دانشجوی پولدار وسط خاک و خون آمده چه کار؟!

¯¯¯

خیره شده بود به هلی کوپتر انگار اولین بار است که می بیند. گفت: این آهن ساخته دست انسان است و پرواز می کند. انسان خودش اگر بخواهد تا کجا می رود؟

¯¯¯

هر بار وقت غذا خورده و نخورده بهانه می آورد که سیر شدم و کنار می کشید. هر با او همسفره می شد کیف می کرد.

تنها جایی که خودش را بر دیگران مقدم می دانست، موقع خطر بود. خودش جلو می رفت و نیروها هم پشت سرش، در یکی از عملیات ها به خاطر فاصله کم دشمن، بچه ها غافلگیر شده و بسیاری از آن ها شهید و مجروح شده بودند. روحیه بچه ها آسیب دیده بود. اکبر وضعیت را که دید پرید وسط عراقی ها و جنگ تن به تن راه انداخت. بچه ها هم پشت سرش شور گرفتند. بعد از آن، چهل و هفت روز در بیمارستان بستری بود.

¯¯¯

گریه می کرد. نیامده می خواست برود. می گفت: من از خج می کشم، از رزمنده ها، جانبازها و... نکند جا بمانم. تصاویر جبهه را که می بینیم شرمنده می شوم. یعنی می شود من هم در راه خدا....

خواستم دلداریش بدهم، گفتم: تو در سنگر علم خدمت خواهی کرد انشاءا... . پرید وسط حرفم که هستند انی که جسم را درست کنند. من باید بروم روح خود و دیگران را درست م.

¯¯¯

رفته بودم پایگاه شهید بهشتی اهواز، بچه ها دوره ام د که دست و پا و قفسه اکبر ش ته و تنش داغان شده و پایش می لنگد؛ اما از بیمارستان فرار کرده و به جبهه آمده. شما با او صحبت کنید شاید قبول کرد و برگشت.

اکبر که آمد هرچه حدیث و روایت درباره وجوب حفظ جان برایش خواندم اثر نکرد. می گفت: نمی خواهم تخت بیمارستان را کنم.. اصرار لااقل برود خانه استراحت کند. گفت: زبان و چشمم که سالم است این جا کار دفتری می کنم. جای من یک آدم سالم برود خط مقدم، خالصانه حرف می زد. اشکم را درآورد. به جای او من تحت تأثیر قرار گرفته بودم.

¯¯¯

نوبت نگهبانی من بود. توی تاریکی ص را شنیدم. انگشتم رفت روی ماشه، دلم می لرزید. یا گراز بود یا عراقی. باید می زدم، تا بجنبم دیدم ی سرش را لای دستانش گرفته و گریه کنان از بین نخل ها جلو می آید. اکبر بود. اکبر دیوانه، اکبری که از تمام وجودش نور می بارید.

¯¯¯

دو نفر از بچه ها وسایل رزمی شان را موقع تمرین گم کرده بودند. از نظر قوانین نظامی باید با آن ها برخورد می شد. دستور داد بازداشت شوند تا به کارشان رسیدگی شود. غروب رفت پیش آن ها و به زور چایی به خوردشان داد. شامش را هم با آن ها خورد. هم به قانون عمل کرد هم طاقت نداشت ی از او دلگیر شود.

¯¯¯

گردان یارسول (ص)، گردان خط شکن بود. هر حال و هوای شهادت داشت به زور هم که شده خودش را به آن گردان می رساند. آوازه سیدعلی اکبر در بین همه بچه های لشکر پیچیده بود. خیلی ها دوست داشتند در کنار دانشجوی شجاعی باشند که هم در معنویت پیشتاز بود و هم مغز متفکر طراحی عملیات های گردان بود. روزها سرش خیلی شلوغ بود. اما شب ها راحت تر می شد او را دید. به خصوص بعد از شب و قبل از اذان صبح که بی سر و صدا آفتابه های دستشویی گردان را یک به یک می برد زیر تانکر آب و پر می کرد تا به رزمندگان خدمتی کرده باشد.

¯¯¯

کربلای 5 نزدیک شده بود. هر آن احتمال داشت دستور عملیات صادر شود. ساعت یازده و نیم شب بیدار باش زد. نیروها که به خط شدند از همه عذرخواهی کرد و گفت: حالا بروید بخو د.

ساعت یک و نیم تیراندازی راه انداخت. بچه ها تند و سریع به خط شدند. باز هم عذرخواهی کرد. گفت: دیگر تمام شد با خیال راحت بخو د. یک ساعت بعد بیدارباش زد. گفت: این بار برای شب بیدارتان .

¯¯¯

یک جاهایی که منع نظامی نداشت پوتینش را درمی آورد و پا می شد. می گفت: این جا، جای پای ست. این خاک سجده گاه فرشته هاست.

¯¯¯

تا فهمید باز حاج بصیر پشت خط است، خودش را پرت کرد بیرون چادر. این طوری راحت تر می شد حضور او را کتمان کرد. حاجی هم زرنگ بود. خندید و گفت: قایم شدن تا کی؟ بابا ش که نمی کنیم، قرار است فرمانده تیپ شود همین.

¯¯¯

ستون پنجم کار خودش را کرده بود. خیلی از بچه های گردان یا رسول در ام الرصاص جا ماندند. اکبر به شدت مجروح شده بود. تمام تنش غرق در خون بود. نعره می کشید و خود را با مشت می زد. می گفت: من مسئول آن بچه ها بودم. ولی توفیق من از آن ها کمتر بود. بی طاقت شده بود.

¯¯¯

شوخی شوخی از دهانم پرید؛ گفتم: چندماه دیگر جنگ تمام می شود و تو می روی تهران مطب باز می کنی. آن وقت دیگر از این حزب اللهی بازی دست برمی داری....

رنگش پرید، رفت توی فکر و ت ماند. راست گفته اند: العاقبه للمتقین.

¯¯¯

سیدمحمد که شهید شد، خیلی ها اصرار د در شهر بماند می گفتند: خانواده شما دینش را ادا کرده.

می گفت: محمد تکلیف خودش را انجام داده، نه تکلیف مرا، وقتی مارش کربلای 10 را شنید دیگر معطل نکرد. نوار وصیت نامه اکبر به جای سخنرانی سالگرد محمد از بلندگو پخش شد.

¯¯¯

پاسدار نبود اما لباس سبز پوشید. خوش تیپ شده بود. وسط عملیات شوخی می کرد، چهره اش شاد و بانشاط بود. می گفت: ب خواب خوشی دیده. خم که کنارش منفجر شد، باز لبانش تبسّم داشت.

¯¯¯

دیوار مهدیه انگار بزرگ ترین دیوار شهر بود. نمی دانم چه شد. یک دفعه فرو ریخت. داشتم تعمیرش می که گفتند: انسان بزرگی از بین شما خواهد رفت. صبح با خبر شهادت اکبر آتش گرفتم.

¯¯¯

بی خیال عالم، دراز به دراز افتاده بود. انگار نه انگار اتفاقی افتاده، تمیز و آراسته بود. صورتش مثل قرص ماه می درخشید. دیگر اثری از خستگی و بی خو همیشگی در آن دیده نمی شد. خیلی ناز شده بود. از ح عادی اش زیباتر به نظر می رسید. حیفم آمد نوازشش نکنم. فرصت خوبی بود. آرام دست بردم روی صورتش. مثل همیشه با حیا و محجوب بود. انگار روی پیشانی اش عرق نشسته بود. چه قدر پوستش لطیف شده بود. چه محاسن نرمی داشت. اصلاً چه ی گفته اکبر از پیش ما رفته؟

¯¯¯

در مکه از خدا خواستم باز هم بچه هایم را در خواب ببینم. یک شب علی اکبر و محمد کلاسور به دست آمدند به خوابم. گفتند: مادرجان چرا این قدر بی قراری می کنی؟ مگر دنیا ارزشی دارد؟ ما داریم این جا زندگی می کنیم. هر دو لبخند زدند، دلتنگی نکنید. ما همیشه پیش شما هستیم....

¯¯¯

شش سال است که منتظر بودم. شش سال است که منتظر این عشقم. منتظر این وصالم وصالی که دلم را به آتش کشید. آیا می شود از قفس تنگ و کوچک تن رهید؟...

خدای من! شیرینی وصلت چگونه است؟ می دانم که تکه تکه شدن و سوختن در راه معبود درد و رنج ندارد، نه! لذت دارد، لذت.

... من سال هاست که عاشق مرگ شده ام. من سال هاست که عاشق کشته شدن در این راه شده ام. درست است که با عقل حسابگر مادی جور درنمی آید.

فرازی از وصیت نامه شهید

به کوشش سیدحمید مشتاقی نیا


برچسب ها : به بهانه ارتحال پدر شهیدان شجاعیان - اکبر ,خودش ,می گفت ,انگار ,شهید ,بچه ها ,راحت تر می شد ,انداخت بچه ها ,سیدعلی اکبر
استدلال شهید چمران در مخالفت با خودمختاری کردستان
عنوان وبلاگ : اشک آتش

غاده جابر همسر دانشمند شهید مصطفی چمران در خاطرات خود می گوید:

در نوسود که بودیم من بیشتر یاد لبنان می افتادم، یاد خاطراتم؛ طبیعت زیبایی دارد نوسود، و کوه هایش به خصوص مرا یاد لبنان می انداخت. من و مصطفی در این طبیعت قدم می زدیم و مصطفی برای من درباره این جریان صحبت می کرد، درباره کردها و این که خودمختاری می خواهند.

من پرسیدم: چرا خودمختاری نمی دهید؟

مصطفی گفت: عصر ما عصر قومیت نیست. حتی اگر فارس بخواهد برای خودش کشوری درست کند، من ضدّ آن ها خواهم بود. در فرقی بین عرب و عجم و بلوچ و کرد نیست. مهم این است، این کشور پرچم داشته باشد.

حبیبه جعفریان، چمران به روایت همسر، ص37

برچسب ها : استدلال شهید چمران در مخالفت با خودمختاری کردستان - مصطفی ,خودمختاری ,چمران
آن که تو را شناخت
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یکی از دوستانم که همرزم ابراهیم خلیلی بود تماس گرفت و گفت: ابراهیم در جریان تفحص پیکر ، یک پایش را از دست داده بود، برای اعزام به به همه رو انداخت. آ ش دو ماه پشت هم روزه گرفت و در حال و هوای خودش غرق شد تا این که خبر رسید با اعزامش موافقت شده است.

به او گفتم: برای من دست شستن از فرزندانم کار ساده ای نیست، کار دل است دیگر ...

ابراهیم پاسخ داد: یادت باشد تا وقتی که اسماعیل درونت را ذبح نکردی، خلیل خدا نخواهی شد.

ابراهیم دو فرزند دارد. خودش هم فرزند شهید بود. می گفت: یک جا فقدان سایه پدر را با همه وجود درک آن هم زمان خواندن خطبه عقدم بود. برای آن لحظه تنهایی فرزندت چیزی بنویس و کنار بگذار.

درست در آستانه عید قربان، ابراهیم خلیلی همچون ابراهیم خلیل الرحمان، اسماعیل درونش را ذبح کرد و در مقام قرب الهی، عرفه معبودش را در عمل معنا نمود.


برچسب ها : آن که تو را شناخت - ابراهیم ,ابراهیم خلیلی
مصاحبه
عنوان وبلاگ : اشک آتش
نویسنده دفاع مقدس در گفت وگو با فارس:
فرهنگ را باید با چنگ و دندان نگه داشت/آنهایی که به «بَه بَه و چَه چَه» دیگران امید دارند، بهتر است نیایند
نویسنده دفاع مقدس گفت: ی که پا در میدان جهاد فرهنگی و دفاع از حیثیت اعتقادی خود می گذارد نباید جز خدا روی دیگری حساب باز کند، آنهایی که به «بَه بَه و چه چه» دیگران امید دارند بهتر است هرگز پا در این میدان سهمگین نگذارند.

http://mazandaran.farsnews.com/news/13960530000498

برچسب ها : مصاحبه - دفاع ,دیگران امید ,دفاع مقدس ,نویسنده دفاع
نهادهای نظارتی بیدار شوند
عنوان وبلاگ : اشک آتش

افشای اسناد درباره مفسدانی که قرار است در وزارت نفت، مسئولیت بگیرند. لینک زیر را در سایت عد خواهان غرب گلستان مطالعه نمایید:


http://edalatgolestan.ir/اخبار-ویژه/59277-رانتخواری-وتخلفات-و-دریافت-حقوق-های-نجومی-پلکان-ترقی-آقایان-ولی-اله-دینی-و- -سید-رضا-رهنمای-توحیدی-از-مسئولین-سابق-شرکت-گاز-آذربایجان-شرقی-سند


برچسب ها : نهادهای نظارتی بیدار شوند
بد ارهای همیشه طلبکار!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

اگر ی در پاکی و درستی محمد حسین منصف، تنها عضو آزاده شورای به اصطلاح ی شهر بابل تردید داشت حالا به صحبت های اخیر یک لاشخور اقتصادی که زندگی اش بر تعفن رانت و ویژه خواری بنا شده نگاه کند و شک نکند که اگر این لمپن واداده و د ده از انقلاب کمترین مدرکی از تخلفات منصف داشت به جای زیر سوال بردن عملکرد چهل سال قبل برادر او، حرفی لااقل علیه خود او بر زبان می آورد.

این جماعت حواسشان نیست که عنصر محبوبشان نیز در همان دوره پرونده عضویت در گرو موسوم به امتی ها را داشته است.

برچسب ها : بد ارهای همیشه طلبکار!
مسئولان متخلف بابل را محاکمه کنید!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بسم الله الرحمن الرحیم

دادستان محترم استان مازندران برادر حجت ال والمسلمین جعفری

با سلام و آرزوی توفیق احتراماً به استحضار می رساند:

در روزهای اخیر شاهد انتشار گزارشی از سوی بازرسی استانداری مازندران در خصوص قانون گریزی و تخلفات عدیده مالی در شهرداری بابل هستیم که موجی از نگرانی و بدبینی را در میان شهروندان دارالمومنین دامن زده است.

در این راستا بایسته است تا مدعی العموم به منظور شفافیت در زمینه گردش مالی این نهاد خدماتی و دفاع از حقوق تضییع شده مردم نسسبت به تعقیب قضایی متخلفان و برخورد قاطع با بی قانونی ها و زد و بندهای منفعت طلبان، اقدام لازم را به انجام رسانده و اعتماد لطمه خورده جامعه نسبت به عد اجتماعی و قضایی را ترمیم نماید.

با شناختی که از سلامت نفس و قاطعیت حضرتعالی -که از یادگاران بی منت و از ان بی نام و نشان عرصه دفاع از انقلاب و ارزش های ی هستید- وجود دارد مطالبه عد و برخورد با م ان به حقوق مردم، انتظاری به حق و قریب الوقوع به شمار می آید.

برچسب ها : مسئولان متخلف بابل را محاکمه کنید!
بابل و صفحه شطرنج!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

کیست که مرا بشناسد و نداند که هیچ گاه از مهدی علیجانزاده کاشی – بنا به هر دلیلی – خوشم نیامده و هیچ گاه نیز از بیان این نظر ابایی نداشته ام؟

همواره اخبار مربوط به تلاش دوستان برای رد صلاحیت او را پیگیر بوده و خواهم بود.

سخنان اخیر تاجداران، از اعضای جدیدالورود شورای ی بابل و ادعای او درباره فریبکاری مهدی کاشی نشان داد که این برادر کاسب ما هنوز به پختگی لازم در عرصه سیاست دست نیافته و حالا حالاها باید از رویای صندلی سبز بهارستان فاصله بگیرد. او اعتراف کرد که در جریان انتخاب س رست شهرداری، بازی علیجانزاده کاشی را خورده و البته بعضی نیز معتقدند همین رویه به اصطلاح افشاگرانه او نیز به معنی بازی خوردن دوباره اش از افراد ذی نفع دیگری است که می خواهند بدون پرداخت هیچ هزینه ای، از حساب اعتبار سید مهدی تاجداران، انتقام ناکامی خود در تعیین س رست مورد نظر و استمرار فعالیت غیرقانونی دار و دسته شان را از مسببین آن بگیرند.

نکته بعد این که انتخاب س رست جدید شهرداری بابل، فلسفه عدم رد صلاحیت مهدی کاشی را به رغم اصرار بسیاری از شخصیت ها و چهره های موجه، ترسیم نمود. مهدی کاشی در بزنگاه های سرنوشت ساز، بر اتخاذ تاکتیک های لازم برای تغییر در محاسبات سطحی بعضی از گروه ها و عملیاتی سازی تصمیمات به خوبی اشراف دارد.

گاه مهدی علیجانزاده کاشی از هر اصولگرایی، اصولگراتر عمل می کند.

برچسب ها : بابل و صفحه شطرنج! - کاشی ,مهدی ,س رست ,علیجانزاده ,مهدی کاشی ,علیجانزاده کاشی ,انتخاب س رست ,مهدی علیجانزاده
بسم رب ال ء والصدیقین
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در آستانه نخستین سالگرد شهادت جانباز رشید مکتب حسین علیه السلام و دلداده صدیق حرم زینب کبرا سلام الله علیها ، حبیب بن مظاهر حرم آل الله، سید حسین رییسی قرار داریم.

به مجلس یاد و راه شهید دعوت می شوید تا در شادی وصال و قهقهه مستانه او، رایحه کریمانه "عند ربهم یرزقون" را در سرای "فمنهم من ینتظر" جان ودل خویش میهمان سازید. یادمان نرود فصل سفر نزدیک است.

"فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ" روحمان شاد و روحشان شاد.

پنج شنبه دوم شهریور96 ساعت شش عصر با سخنرانی ابوالشهیدین آیت الله معلمی مردم شریف مازندران در مجلس خبرگان ی

بابل، آستانه زاده قاسم

برچسب ها : بسم رب ال ء والصدیقین
آگهی پذیرش بیانیه!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بدین وسیله به اطلاع شخصیت های حقیقی و حقوقی و کیفری بابل اعم از ورش تگان و اقتصادی، ک داهای ناکام، نمایندگان بالقوه، دلال های ، باج خورها، آویزون ها، منقلی ها و نیز احزاب در پیتی و فول واگنی، باندهای سهم خواه، پیمان کارهای دو در باز و ... می رساند جهت اظهار نظر منفی یا مثبت یا حتی خنثی پیرامون مسایل اخیر شهرداری و حواشی نخستین جلسه شورا می توانند بیانیه مورد نظر خود را با پرداخت حق حریر مناسب سفارش داده و در اسرع وقت دریافت نمایند.

جهت هماهنگی بیشتر با مدیریت کانال های مورد پسند خود ارتباط برقرار نمایید.

برچسب ها : آگهی پذیرش بیانیه!
زنگ امتحان
عنوان وبلاگ : اشک آتش

خیلی ها معتقدند حجت ال رییسی تفکر انقلاب در دستگاه قضایی است که نباید ایشان را در اشتباهات فاحش و مشهود در عملکرد دستگاه قضا سهیم دانست.

خیلی ها معتقدند حجت ال رییسی سازمان و مدیریت دستگاه قضا در جبهه انقلاب ی است.

حل این مساله چندان دشوار نیست. منصور نظری شاعر و عد خواهی است که به خاطر ارائه گزارش محرمانه درباره بعضی از مفاسد دستگاه مربوطه به مسئولان امر، مغضوب واقع شد و چند ماهی است که به زندان افتاده است. مدت هاست که بسیاری از دلسوزان انقلاب در سطح فضای مجازی به اعتراضات گسترده ای در این خصوص دست زنده اند.

اگر حجت ال رییسی تفکر انقلاب ی در دستگاه قضاست؛ بسم الله، این گوی و این میدان.




پ ن: بعضی دوستان پرسیدند حالا مگر حاج اقای رییسی چه سمتی در دستگاه قضا دارد که از او چنین توقعی دارید؟

لازم به توضیح است که اولاً جریان محاکمه منصور نظری و اعتراض عد خواهان و نیز موارد مشابه دیگر دقیقاً در زمان حضور جناب آقای رییسی در پست های کلان دستگاه قضا بوده است.

دوماً الان حاج اقا ریاست دادگاه ویژه ت را برعهده دارد و بالا ه حرفش در دستگاه قضا یدار دارد.

برچسب ها : زنگ امتحان - دستگاه ,رییسی ,انقلاب , ,ال ,ال رییسی ,رییسی ,منصور نظری ,انقلاب ی , تفکر ,ال رییسی
استعداد طغیانگری!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در ایام فتنه شوم88 و اعتراض های خیابانی جماعت قانون شکن و زیاده خواه در بابل، یک نفر کارش این بود که ع های با کیفیت و حرفه ای تهیه می کرد و از طریق وبلاگ در اختیار شبکه های خبری دشمن قرار می داد.

همان فرد با همان دار و دسته هوچی گر در جریان اعتراض به ت یب بنایی تاریخی، ی غیرقانونی را در شهر کلید زد.

در جریان عزل قانونی شهردار توسط شورا نیز باز شاهد اردوکشی خیابانی همین جماعت در سطح شهر بودیم.

به نظر می رسد در صورت ک داتوری سر تیم این باند در مجلس شورای ی و بر فرض تأیید صلاحیت او و چشم پوشی از سوابق و تخلفات اداری اش، عدم اقبال عمومی به او زمینه شورش خیابانی این طیف مسأله دار و استثمارگر را فراهم سازد.

عقل حکم می کند که برای علاج واقعه، قبل از وقوع آن فکری بشود.

برچسب ها : استعداد طغیانگری! - خیابانی
آقای سعادتی باید روی دیوار دیگری نقاشی کند!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بیانیه منسو ب به سعادتی در حمایت از شهردار سابق بابل، سرشار از احساسات و غلبه آن بر قوه د بود.

این که گفته شود پنجاه سال طول می کشد تا مدیری مانند این فرد معزول، در این شهر تربیت شود ناخواسته اجحاف و بی انصافی در حق ده ها جوان تحصیل کرده و متعهدی است که اگر باندبازی اذناب قدرت، مجالی برای کار و عرضه نبوغشان فراهم آورد خواهید دید که بسیاری از این مدعیان پوشالی سوار بر موج رسانه وتبلیغ، باید به بایگانی تاریخ مدیریتی شهر و کشور ملحق شوند.

این مدل حمایت احساسی و نسنجیده سعادتی از شهردار معزول بابل یادآور تمجید جان نثارانه و غیرمعقول ایشان از فرزند ملت، محمود در زمان تصدی استانداری گیلان است. مهدی سعادتی در آن روز به یادماندنی، عنوان محمود کبیر را هم وزن و جانشین عنوان کوروش کبیر دانست و با این نوع اظهار دوستی ناپخته خود هم برای و هم برای خودش دردسرهایی را ایجاد نمود.

عده ای بر این باورند که جانبداری سعادتی از بیژنی تنها یک حمایت صنفی تلقی می شود.

با کمی تأمل می توان این تحلیل را عمق بخشید.

مهدی سعادتی ک دای مجلس شورای ی از حوزه انتخ ه بابل بود که توانست رأی قابل ملاحظه ای را ب کرده و در آستانه ورود به بهارستان قرار بگیرد. او خود را ک دای جدی و رقیب بلامنازع نمایندگان مجلس در دور آتی انتخابات می داند.

در جریان اعلام حمایت گروه های اصولگرای بابل از ک داها، با اعمال نفوذ یکی از ارکان قدرت درون شهری، نام سعادتی به رغم اقبال نمایندگان احزاب اصولگرا از این فهرست خط خورد.

دور از ذهن نیست عده ای این تصور را اکنون در مخیله ایشان گنجانده باشند که با توجه به ورود حتمی شهردار سابق بابل به عرصه انتخابات مجلس و نیز با یقینی که نسبت به عدم حمایت رسمی طیف اصولگرای بابل از سعادتی وجود دارد ایشان می تواند در صورت ائتلاف با بیژنی، رأی جماعت قرتی را نیز به سبد آرای حامیان ارزشی خود افزوده و راه جلوس بر صندلی سبز بهارستان را برای خویش هموار سازد.

نکته ای که حاج مهدی سعادتی و همه نامزدهای مدعی نباید از آن غافل شوند این است که تلاش حلقه مشاورین بیژنی بر این امر موقوف خواهد بود که از ظرفیت همه ک داهای صاحب نام برای افزایش آرای خود بهره بگیرند. بیژنی با اتخاذ همان شگرد همیشگی خود در راضی نگاه داشتن سران معامله گر جناحین چپ و راست بابل که در زمان تصدی بر امور شهرداری به کار گرفته بود باز هم در پی قرابت با همه صاحبان قدرت برخواهد آمد. از این رو ائتلاف او تنها با یک ک دا بعید به نظر رسیده و به احتمال زیاد نام او را به طور علنی یا غیر رسمی در فهرست سران هر دو جناح بابل مشاهده خواهیم کرد.

برچسب ها : آقای سعادتی باید روی دیوار دیگری نقاشی کند! - سعادتی ,بابل ,حمایت , ,مجلس ,بیژنی , سعادتی ,مهدی سعادتی ,اصولگرای بابل , ,شهردار سابق
رویکرد انسان سازی در حوزه
عنوان وبلاگ : اشک آتش

اقتضائات متناسب با حاکمیت دین، حوزه های علمیه را در شرایطی قرار داده که باید اه ی از پیش طراحی شده را دنبال نمایند. اجرای دین نیازمند مدیران و مجریانی دین شناس و دین باور دارد. نمی توان ادعای حاکمیت را در جامعه طرح کرد؛ اما عنان کار را به دست انی سپرد که تعلق خاطری نسبت به دین و ارزش ذاتی آن نداشته و چه بسا دارای افکاری منافی با اه دین باشند.

چه بسیار غرب زدگانی که توانسته اند به صرف حفظ ظاهر، در بدنه حاکمیتی نفوذ کرده و با پیاده سازی افکار قاطی خود در طول تاریخ منشأ صدماتی جبران ناپذیر به پیکر دین را موجب شوند. چه بسیار مواردی که مسئولان جامعه ی به دلیل فقدان نیروهای متعهد و متخصص برای اداره امور، مجبور به اعتماد نسبت به افرادی شدند که فاقد تعهد لازم بوده و خواسته یا ناخواسته مسیر جامعه دینی را از تحقق اه مورد نظر دین منحرف ساختند.

جای این پرسش باقی است که تربیت مدیران لایق دین وطیفه کدام مجموعه دینی است؟ ان تأثیرگذار بر تحولات جهانی از کدام نهاد دینی باید به پا خیزند؟ مبلّغان دین چگونه باید نسبت به رس خطیر خود در ابلاغ منویات سازنده و تربیتی به آحاد جامعه آگاه شوند؟ منابع علمی و دینی مورد نیاز جامعه تراز ی در چه مجموعه ای باید تولید شود؟

به این فرمایش ی توجه بفرمایید:

"حوزه ی علمیه باید کارخانه ی سازندگی انسان، سازندگی فکر، سازندگی کتاب، سازندگی مطلب، سازندگی مبلّغ، سازندگی مدرّس، سازندگی محقق، سازندگی سیاستمدار و سازندگی باشد. حوزه ی علمیه باید به جایی برسد که همیشه ده، بیست نفر شخصیت آماده برای ی داشته باشد؛ که اگر هرکدام از این ها را در مقابل زبدگان این امت بگذارند، بر او متفق بشوند که برای ی صلاحیت دارد.

حالا حوزه ی علمیه این کارها را می تواند د، یا نمی تواند د؟ همه ی ما در این جا خودمانی هستیم. سابقه ی ی و حوزوی من از بسیاری از شماها بیشتر است؛ شاید هم اگر ادعا کنم از اکثر شماها بیشتر است، خیلی گزافه نباشد؛ چون می بینم ماشاءاللَّه اغلب شما از من جوانترید. من نسبت به مسائل ت، علاقه ی عمیقی از نوع علاقه ی انسان به نفس و متعلقات خودش دارم. مسأله، مسأله ی یک شیئ خارجی نیست که درباره اش بحث کنیم. من که نگاه می کنم، می بینم حوزه ی ما این طوری نیست."

سخنرانی در جمع علما و مدرّسان و فضلای حوزه ی علمیه ی قم30/11/70

برچسب ها : رویکرد انسان سازی در حوزه - سازندگی ,حوزه ,جامعه ,علمیه ,دینی ,نسبت ,شماها بیشتر ,برای ی ,علمیه باید
قرتی ها و نمایش مضحک انسانیت!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

شما فرض کن خبر این گونه است: بمبی در یک کلیسا در شهر پاریس منفجر شد و بیش از بیست نفر کشته و ده ها نفر مجروح شدند. حالا باید پروفایل تلگرامت را روبان سیاه بکشی و ده ها مطلب در محکومیت این جنایت فوروارد کنی و در جست و جوی میدان و خیابانی باشی که چند نفر مثل خودت شب را با شمع روشن و در کنار معشوقه شان سپری کرده و روح کشته شدگان را شاد نمایند!

اما خبر این گونه نیست. اندک تفاوتی در آن وجود دارد.

بمبی در مسجد شیعیان کابل منفجر شد و بیش از بیست نفر از گزاران بی دفاع و مظلوم شهید شده و ده ها نفر نیز مجروح شده اند.

شامت را که خوردی، نسکافه شبانه ات را که نوشیدی، از تماشای شبکه های که خسته شدی، قبل از خواب لااقل یادت نرود دندان هایت را مسواک بزنی. فردا باز هم باید برای نشخوار مفهوم انسانیت، آماده باشی.

برچسب ها : قرتی ها و نمایش مضحک انسانیت!
مهدی مهدوی کیا و اتحادیه خلق کمونیست ها!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در کت که از مجموعه اعترافات اعضای اتحادیه خلق کمونیست ها در جریان حماسه ماندگار ششم بهمن آمل منتشر شده نکات جالبی وجود دارد که می تواند برای همگان عبرتی فراموش ناشدنی باشد.

مهاجمین به آمل در بازجویی های خود مدعی بودند که قصدشان از قیام مسلحانه، کمک به فقرا و نجات مستضعفان و توده های مردم بوده است.

جالب آن که اکثریت اعضای اتحادیه مذکور از خانواده های سرمایه داری بودند که تحصیلات خود را در ایالات متحده گذرانده بودند.

جالب تر آن که ی حماسه ساز شهر هزار سنگر که با دست خالی در مقابل عناصر دشمن ایستادند، اغلب از طیف کارگر و ضعیف جامعه بودند.

اعضای اتحادیه خلق کمونیست ها زمانی به این حقیقت پی بردند که برای محاکمه علنی به یوم ورزشی آمل منتقل شدند. آن روز سطح سالن ورزشگاه را موکت کرده بودند و مردم کفش هایشان را دم در گذاشته و وارد یوم شده و با نفرت بر ضد مهاجمین شهر شعار می دادند. اعضای اتحادیه مذکور می گفتند موقع ورود به دادگاه (سالن ورزشگاه) وقتی چشممان به کفش های ساده، معمولی و گاه و گل آلود مردم افتاد تازه فهمیدیم که راه خود را اشتباه انتخاب کرده و به بهانه نجات توده های خلق، در واقع مقابل مستضعفین جامعه و همان توده های مظلوم ایستاده ایم.

محسن حججی کارگر ساده یک کتابفروشی بود و این اوا به عضویت در آمد. بخش قابل توجهی از درآمد خودش را به روستاهای محروم می برد و برای مردم مستضعف و نیازمند ج می کرد.

حالا مولتی میلیاردری چون مهدی مهدوی کیا بی خبر از حقایق جامعه، بانگ مردم داری سر داده و نصیحت فرموده که به جای نبرد با در باید به فکر رفاه مردم کشورمان باشیم؛ بی خبر از آن که همین مردم از اقشار معمولی و غیر مرفه کشورمان هستند که برای صیانت از کیان ، مسلمانان و نیز ایران ی به شتافته و جان خویش را عاشقانه کف دست می گیرند.

برچسب ها : مهدی مهدوی کیا و اتحادیه خلق کمونیست ها! - مردم ,بودند ,اتحادیه ,اعضای ,کمونیست ,توده ,اعضای اتحادیه ,مهدی مهدوی ,اتحادیه مذکور ,سالن ورزشگاه ,اعضای اتحادیه مذکور
عمارهای کاغذی!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

حالا یک نفر یقه این زاکانی چی های فواره بصیرت را بگیرد که از یک ماه پیش در بوق و کرنا د آقا اسم محمود را از فهرست اعضای مجمع تشخیص، خط خواهد زد. کوتوله هایی از همین خود عما ندارها حتی پیش بینی حصر فرزند ملت را نیز نشخوار می د.

امروز یک نفر باید یقه آنها را بگیرد و بگوید: اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.

ی که کیلومترها با خط فکری مقتدایش فاصله داشته باشد عمار لشکر علی که نه، شاید عمرو عاص معاویه باشد.

برچسب ها : عمارهای کاغذی!
این یادداشت متفاوت را حتما بخوانید:
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بسم الله الرحمن الرحیم


از مهم ترین ویژگی های نظام را باید ی فضلا و دانشمندان و دمندان در عرصه انقلاب و جامعه ی دانست.

معمار کبیر انقلاب ی، فقیهی کم نظیر و عالمی عارف و هوشیار بود که با اتکا به ذات مقدس پروردگار، جوانان غفلت زده این مرز و بوم را نعمت بیداری و هویت بخشید و بساط جور مستکبران را از خاک پاک ایران عزیز زدود.


فرزانه انقلاب،حضرت آیت الله العظمی نیز فقیهی مسلط به مبانی دین و متفکری زبده و خلاق است که کشتی نظام پویای ی را بارها با توانمندی از گرداب بحران های ریز و درشت به سلامت عبور داد و به ساحل عافیت رسانید.


وجود چهره های علمی نخبه ای چون شهیدان بهشتی، مطهری، مفتح، هاشمی نژاد و ... نیز از دیگر جلوه های زیبای زعامت اهل علم بر جامعه هستند که مبانی نظری انقلاب جهانی را تا رسیدن به آرمان تمدن نوین ی، ترسیم نموده و راه سعادت بشریت را با الهام از آموزه های مکتب آسمانی توحید، تبیین نموده اند.


خبر انتصاب عالمی وارسته، متفکری خبره و فقیهی زمان شناس و مجاهد به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، یک بار دیگر مهر تأییدی بر اص علم و تقوا و جهاد در قاموس نظام ی بوده و مفهوم بلند "العلماء ورثة الانبیاء" را تحققی دوباره بخشیده است.


به اقشار مختلف جامعه، حق می دهم که با توجه به تواضع و وارستگی مرجع عالیقدر، حضرت آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی حفظه الله- شناخت چندانی از شئون علمی و عملی این فقیه مجاهد و گمنام نداشته باشند.

جالب است بدانید، بسیاری از ون وشخصیت های طراز اول و شهیر کشور از شاگردان و تربیت شدگان علمی و معرفتی ی چون ایشان هستند.ایشان تنها دانش آموخته ای است که اجتهاد کتبی در عنفوان جوانی از مکتب عالم متفکر و مصلحی چون آیت الله العظمی شهید سید محمد باقر صدر را در جریده افتخارات خود جای داده است.

وجهه علمی و اجتهادی کم نظیر ایشان در طرح و ابداع نظریات عمیق، در حوزه های مختلف علوم ی را میتوانید با تحقیق پیرامون آثار مکتوب معظم له تا حدودی بشناسید.


بعد اجتماعی این فرزانه دوران را در سابقه ریاست بر مجلس اعلای شیعیان و جانبازی ایشان در مصاف با دژخیمان بعثی در سیاهچال های رژیم گذشته عراق بجویید و تقوای این مرد بزرگ و ناشناخته را در بی اعتنایی اش به زخارف دنیا جست و جو نمایید؛ چنان که هیچ گاه مسبوق نبوده که مرجعی صاحب رساله و فتوا، به معرکه دیوان سالاری قدم نهاده و متواضعانه، بار هدایت مسندی بر زمین مانده را به دوش بکشاند.


فارغ از هر نوع شعارزدگی و ادعا، آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی را باید مصداق واقعی و کامل اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط در فضای کشور دانست. حق گرایی این عالم زمان شناس، همواره ورای همه فرقه گرایی ها و باندبازی های و جناحی قرار داده است.


ی که از دیرباز، بر شئون علمی و عملی و مدیریتی این فقیه بزرگ تاریخ شیعه اشراف داشته اند با درایت خویش حکم به ریاست معظم له بر منصب یکی از مهم ترین ارکان تصمیم گیر نظام ی صادر نموده و این ذخیره فقاهت و مدیریت را در جایگاه مستشار عالی خویش و گره گشای مشکلات و تدبیر امور نشاندند،

چنان که پیش از این نیز ریاست قوه قضاییه و همچنین ریاست هیأت عالی حل اختلاف بین سران قوا در ید درایت ایشان قرار داشت.


اینجانب به سهم خود انتخاب خجسته مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی را به عنوان ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام تبریک گفته و از صمیم قلب برای این پرچمدار خطوط مقدم جبهه جهانی ، آرزوی توفیق روزافزون را در سایه توجهات حضرت ولی عصر (عج) از خداوند متعال خواستارم.


والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته


عبدالحسین بابایی،

مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی در

دیار سبز علویان

مازندران

۲۴/۵/۹۶


برچسب ها : این یادداشت متفاوت را حتما بخوانید: - الله ,العظمی ,ریاست , ی ,ایشان ,علمی ,الله العظمی ,هاشمی شاهرودی ,العظمی هاشمی ,عالیقدر جهان ,جهان تشیع ,العظمی هاشمی شاهرودی ,الله العظمی هاشمی
شخصیت داشته باشید!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

j7lf_sp_a1266.jpg


از هر راهی پول درآوردن شایسته جماعت حزب الله نیست.

همه می دانیم م عین حرم نیازی به صدقه اندازی رهگذران خیابان ندارند. اگر می خواهید بودجه فعالیت های پایگاه تان را تأمین کنید اعتبار و ارزش جایگاه رفیع م عان حرم را مستمسک خویش قرار ندهید.

گ پانصد تومان یا هزار تومان و گاه البته سکه های عابرین به بهانه کمک به م عان حرم همراه با پخش نوحه های جانانه ای که شور حماسی و غیرت دینی را به یاد قهرمانان بی ادعای وطن در اذهان زنده می کند، بازی با احساسات مردم و البته تنزل جایگاه و شأنیت معنوی رزمندگان دلیر و بی توقع م ع حرم است.

امیدوارم مسئولان حفاظت حواسشان به بازتاب منفی این نوع فعالیت های پایگاهی و احتمالا خودسرانه در مشهد مقدس باشد.

(ع از سید علی مشتاقی نیا)

برچسب ها : شخصیت داشته باشید!
اشباح الرجال!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یه الف بچه ای زنگ می زنه و منتقدین شهردارو به شکایت و برخورد تهدید میکنه. تماس گرفتم گفتم: تو داری تهدید می کنی؟ گفت: آره. گفتم من مشتاقی نیا هستم شما؟

جرات نکرد خودشو معرفی کنه. فقط گفت فلانی هم الان پیش منه.

پیشنهاد می کنم حامیانی با این سطح از مردانگی، موقع رفتن شهردار، حتما با چادر از این شهر رفع زحمت کنن.

برچسب ها : اشباح الرجال!
تاریخ و قضاوت درباره مهدی
عنوان وبلاگ : اشک آتش

تو نه پای انقلاب تا آ ایستادی و نه ضدانقلاب

اعتصاب غذایت هم بیشتر از دوازده ساعت طول نکشید

آدم هایی که ایمان ضعیفی دارند پای عملشان هم می لنگد

برچسب ها : تاریخ و قضاوت درباره مهدی
تدلیس در لیست به اصطلاح حامیان توسعه
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بیش از یک ماه پیش بود، آدم مطلعی را دیدم که نگران وضعیت شه در شورای شهر تازه رأی آورده بابل بود. می گفت: آن طور که مشخص است اقبالی برای انتخاب سیف الرضا شه به عنوان ریاست شورای شهر از سوی نمایندگان شورای آتی وجود ندارد.

گفتم: اشکالی ندارد حالا ریاست شورا نشد، ریاست کمیسیون که هست.

گفت: چه کمیسیونی؟ او که تخصصی در هیچ یک از کمیسیون های شورا ندارد.

آن جا به شوخی گفتم:او را بفرستید کمیسیون آرامستان ها. چون رشته اش داروسازی ست و اغلب اموات هم با همین داروها سر از قبرستان در آورده اند ...!

اما بعد به ذهنم رسید اینها که دم انتخابات شورا لیست پر سر و صدا و پرهزینه ای را به خورد ملت دادند و چماق دلسوزی و تخصص گرایی در اداره امور شهر را بر سر ملت کوبیدند حالا خودشان هم باور دارند نیروهایی را روی کار آورده اند که از ساده ترین تخصص در امور شهری بی بهره اند.

برچسب ها : تدلیس در لیست به اصطلاح حامیان توسعه - کمیسیون ,شورا ,ندارد ,ریاست ,شورای
در مسیر تندباد!
عنوان وبلاگ : اشک آتش
ع ی از یک واحد تولیدی بیرون آمد که روی بنری نوشته بود کارگرانی که در جماعت شرکت نکنند فلان قدر جریمه خواهند شد.
طبق معمول همه شروع د به نظر دادن و تقبیح این قانون تا جایی که ستاد اقامه - که مدت هاست نامی از آن جز روی کاغذ دیده نمی شود - هم در موضعی انفعالی وارد میدان شد و به مدیریت کارخانه مذکور تذکر علنی داد.
بحثی نیست؛ اما
در همین مملکت، ذیل پرچم مقدس ، وارد بعضی از کلاس های آموزش بازیگری که می شوی جناب همان ابتدای امر می گوید: یادتان باشد موقع ورود به کلاس، دینتان را دم در بگذارید و بعد داخل بیایید.
در خیلی از آموزشگاه های شعر و موسیقی از طرف یا مربی مربوطه بارها تکرار می شود که در عالم هنر، ت معنایی ندارد!
کلاس های به اصطلاح کوهنوردی اغلب به طور مختلط و همراه با تفریحات جانبی برگزار می شود.
جالب آن که اکثر این موارد با یارانه بیت المال مسلمین و حمایت نهادهای تی انجام می گیرد.
هنوز با گذشت چهاردهه از عمر انقلاب وضعیت خانه ها و وضوخانه های بین راهی از نقطه مطلوب فاصله داشته و گاه بسیار منزجر کننده است.
از این دست موارد یکی و دوتا نیست. فقط تصاویر آن در فضای مجازی دست به دست نمی شود؛ وگرنه مسئولان که بیدارند!
برچسب ها : در مسیر تندباد!
حرف راست از طیف چپ!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

دیروز تو یکی از گروه های مجازی حامی شهردار فعلی بابل که در شرف برکناری قرار داره پیامی از اقای آرمین از مسولان دفتر بابل در مجلس دیدم که برام جالب بود:

ببخشید.


من اصلا نمیتونم درصد بدم.


من تقریبا هر ی رو اینجا میبینم حامی شهردار هست، دقیقا منفعت داره

یک نمونه مثال: خانم عبدی که در اون مقاله بخوبی اشاره

مجری معروف و سایر کارمندان محترم شهرداری

برخی پیمانکاران شهرداری

اقوام سببی و نسبی

تهیه غذای سلف سرویس

اقا داماد که جای خود داره

و سایرین

برچسب ها : حرف راست از طیف چپ! - حامی شهردار
شبی به یاد ماندنی در تاریخ بابل
عنوان وبلاگ : اشک آتش

پیمان باباگل زاده از فعالان فرهنگی بابل در تحلیلی زیبا پیرامون نمایش بی روح تقدیر از شهردار بابل که شب گذشته در مسجد محدثین اجرا شد نوشت:

جلسه تقدیر از #شهردار بابل، به کام حاج حسین #منصف!


بی شک امشب پیروز برنامه محدثین آقای منصف بودند.


جلسه ای که قرار بود باری مثبت بشود برای شهردار، با حرکت آقای منصف و به چالش کشیدن شهردار توسط ایشان، به نحو دیگری رقم خورد.


همینقدر که جلسه تقدیر شهردار و جریانسازی برای ماندگاری ایشون تبدیل شد به پاسخ دادن به سوالات اقای منصف و حواشی پیرامون، کافی است برای هدفی که ایشون داشتند.


حتی آقای شهردار هم به ایشان پرداخت

حتی اقای سجودی هم به ایشان پرداخت


جنابان!

خوب بازی خوردید

و این است اقدام یک انقل زیرک و نقطه زن!


جلسه ظرفیت برای شهردار را تبدیل به تهدید برای ایشان د!


#حاج_حسین_منصف

برچسب ها : شبی به یاد ماندنی در تاریخ بابل - شهردار ,منصف ,جلسه ,ایشان ,آقای ,تقدیر ,ایشان پرداخت ,آقای منصف ,حسین منصف ,جلسه تقدیر
ظلم آشکار در حق یک شهید
عنوان وبلاگ : اشک آتش


نزدیک به یک سال است که سید حسین رییسی جانباز دفاع مقدس و بازنشسته اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل، که برای خدمت رسانی و بازسازی حرم حضرت زینب سلام الله علیها داوطلبانه از سوی ستاد بازسازی عتبات استان خوزستان به اعزام شده بود به شهادت رسیده است.

بر اساس مدراک موجود، پزشکی قانونی، و ت در نامه نگاری های رسمی و اداری از ایشان با عنوان شهید یاد کرده اند؛ اما بنیاد شهید هنوز از اطلاق واژه شهید به این سید مظلوم و بی ادعا اجتناب می ورزد.

خانواده شهید بی هیچ چشم داشتی نسبت به عواید مادی تشکیل پرونده در بنیاد، از نظر قانونی هنوز اجازه نصب سنگ قبر بر مزار این شهید عزیز را هم به دست نیاورده است.

مظلومیت فرزندان را باید برای آیندگان این سرزمین ثبت و ضبط نمود.


ehkt_p o_2016-05-11_11-33-20.jpg

0sim_p o_2016-05-11_11-33-04.jpg


برچسب ها : ظلم آشکار در حق یک شهید - شهید
مدال افتخار
عنوان وبلاگ : اشک آتش

mlx3_p o_2017-05-11_10-12-25.jpg


بعد از درگیری اول در خان طومان متوجه شدیم که علی رضا بریری درد دارد و به خود می پیچد.

علت را پرسیدیم. جواب نداد. آ ش فهمیدیم ترکشی در کمر او جا خوش کرده است. خواستیم برای درمانش اقدام کنیم. اجازه نداد. گفت می خواهم این ترکش داغ در قیامت آبروی من پیش سادات، زینب سلام الله علیها باشد. شاید برادرش اباعبدالله عنایتی به من کند ...

در خان طومان ماند و چیزی نگذشت که در نبرد با دشمنان حق، به آستان کبریایی اباعبدالله پر گشود و پیکرش امروز زائری جز حضرت زهرا سلام الله علیها ندارد.

راوی: جانباز یادگار خانطومان، علی فردی

برچسب ها : مدال افتخار - الله علیها ,سلام الله
هنر برتر از گوهر
عنوان وبلاگ : اشک آتش

oac3_p o_2017-05-10_00-55-49.jpg


همایش دفاع از حریم خانواده و حمایت از حجاب و در بابل هم مثل ای دیگر کشور برگزار شد که به نوبه خودم از عزیزان بانی این برنامه تشکر می کنم. در دوره ای که به نظر می رسد بسیاری از مسئولان نظام حرکت در مسیر اشاعه معروف را منافی حفظ صندلی خویش می دانند، امیدوارم برنامه های فرهنگی به منظور ترویج مقوله حجاب و از سوی گروه های مستقل مردمی، محدود به یک روز و یک هفته نبوده و با انسجام نیروهای کارآمد ومتدین در طول سال با اجرای انواع طرح های جذاب فرهنگی ادامه پیدا کند.

یک نکته کوچک و دوستانه را درباره پوستر این همایش عرض می کنم که امیدوارم مورد توجه مسئولین امر قرار بگیرد.

فازغ از نشان دادن دو فرزند در پوستر مربوط به خانواده متدین ایرانی که البته بهتر بود سه فرزند را به تصویر می کشیدند، شمایل مرد خانواده که روی پیراهن خود جلیقه پوشیده با زمان برگزاری همایش که در فصل گرم تابستان است تناسب ندارد.

این پوستر این گونه که پیداست از آرشیو طراح کپی شده است. مخاطب با دیدن این طرح در ضمیر خود ممکن است احساس کند مسئولانی که حتی برای تصویر پوستر همایش هم به خود زحمت یک کار مناسب و جدید را نداده اند برای حضور او در همایش نیز احترام و اصراری قائل نیستند.

ناگفته پیداست که دقت در ظرافت های هنری و تبلیغاتی، اثری غیر قابل انکار در جذب مخاطب خواهد داشت.

برچسب ها : هنر برتر از گوهر - همایش ,پوستر ,خانواده
پلنگ صورتی
عنوان وبلاگ : اشک آتش

برادر عزیز جناب سید مصطفی میرتبار، ک دای محترم و رد صلاحیت شده اصلاح طلبان بابل با سلام

پیامی از جنابعالی در فضای تلگرام دست به دست می چرخد که ذیل مطلبی از حسن رحیم پور ازغدی، سخنرانی های ایشان را با الق چون "تصلب ذهنی و جزم شی و سفسطه و مغالطه و مفاهیم سطحی و برداشت های تنگ نظرانه" متهم ساخته و به زیر سوال برده ای.

غرض آن که اگر حضرتعالی آن قدری از بضاعت علمی و سواد دینی برخوردار هستی که توان نقد عالمانه سخنان این شمند ی را در خود می بینی امیدوارم دیگران را نیز از فضایل بی شمار خویش بهره مند ساخته و نگذاری که افاضاتت در حد ادعایی شعاری و بغض آلود و لجوجانه باقی بماند و اگر از سرمایه علمی محروم مانده ای، به خاطر پست متز لی که در دو سه ماه آینده به دست خواهی آورد، بر آ تت چوب حراج نزن!

والسلام

برچسب ها : پلنگ صورتی
قتل و ، سوغاتی از فرنگستان
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یک داستان را از ابتدای کتاب بخوانید نه از وسط آن.

سال هایی نه چندان دور، مخفی نگهداشتن یک قطعه ع شرایطی آسان تر از حمل و نقل یک تریلی نداشت.

گاهی ع اوشین را هم که البته لباسش تا بالای یقه بسته بود به زور می توانستی پیدا کنی.

حالا به برکت تکنولوژی خیرخواهانه غرب! راه که می روی میلیون های ع و را در گوشی خودت آنلاین حمل می کنی.

حالا مقدس ترین اسامی را هم که در اینترنت مورد جستجو قرار می دهی همه نوع ع و غیراخلاقی بی نیاز از مقابلت صف می بندند.

تلگرام هر ربات غیراخلاقی که به عقل جن هم نمی رسد را با هایی از ارتباط سخیف با یا با ک ن و حیوانات و ...را ناخواسته مقابل چشم شما به نمایش می گذارد.

و های کثیف مثلثی آن بماند.

شما غربی ها سال ها زحمت کشیدید و پول ج کردید تا سبک زندگی مردم کشورمان را به سمت پوچی و لا ابالی گری و هرزگی سوق بدهید.

حالا از وسط ماجرا می آیید و آه و ناله سر می دهید که قتل و حیوانی موجودی رذل به یک دختر دبستانی نشانه فروپاشی نظام فرهنگی در است؟

پیش از آن که غصه وضعیت موجود فرهنگی و معنوی ایران را بخورید بابت این موفقیت بزرگ به خودتان تبریک بگویید.

برچسب ها : قتل و ، سوغاتی از فرنگستان - ,حالا
امواجی برای مستضعفین!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

hwq4_p o_2017-05-09_23-57-54.jpg


این که به یک روستای دور افتاده و محروم می روی و می بینی که با گذشت نزدیک به چهل سال از عمر انقلاب ی، عده ای از مردم هنوز هم از حداقل خدماتی مثل جاده و آب آشامیدنی و مدرسه و کتابخانه و ... محروم بوده و به علت فقر اقتصادی از غذاهایی معمولی و ساده استفاده می کنند؛ اما در حیاط یا روی سقف خانه شان آنتن نصب شده است نشان می دهد که عده ای هزاران کیلومتر آن طرف تر یعنی در قلب اروپا و بیشتر از من و شمای انقل به فکر مردم محروم و مستضعف کشورمان بوده اند!

برچسب ها : امواجی برای مستضعفین! - محروم
فورواردچی ها را دست کم نگیریم
عنوان وبلاگ : اشک آتش

خدا هم گاهی فقط فوروارد چی بود و کلام الهی را بی کم و کاست به خلق خدا می رساند. ت و مبلّغان دین خدا نیز اغلب فقط به فوروارد مطالب و آموزه های مکتب وحی به بطن جامعه اشتغال دارند.

گاهی برای آن که با تحقیر دیگران، خود را صاحب فضل نشان دهیم دیگر فعالان فضای مجازی را با عنوان "فورواردچی" و بیان این جمله که: بعضی ها جز فوروارد مطالب، کاری بلد نیستند؛ ناخواسته از میدان ترویج و اشاعه معارف حق به در می کنیم.

یک حقیقت را باید پذیرفت؛ این که همه انسان ها توان تولید محتوا و یا نگارش دقیق آن را ندارند. حتی آنهایی هم که ذوقی در نگارش دارند علم و توانشان محدود است. همه که نباید به تولید محتوا فکر کنند. گاهی وقت ها اتفاقاً محتواهای خوبی هم در فضای مجازی تولید و منتشر می شود منتها چون فوروارد چی و پیام بر بودن را عار جلوه داده ایم ی نیست که این مطالب خوب و سازنده را به دست مخاطبان برساند.

اگر هر کاربر متدین و فرهنگ دوست فضای مجازی احساس وظیفه کند که روزی صد پیام خوب و مفید و انقل را به گروه های متعدد ارسال کند، فضای مجازی زیر بمباران مطالب آموزنده و روشنگر، محیط ناامنی برای اغوا گران و حق ستیزان خواهد بود.

از دیگر برکات هجمه مثبت در فضای مجازی، تقویت قلوب افراد متز ل و سست ایمان و بلاتکلیف می باشد.

فورواردچی های فضای مجازی را دست کم نگیریم و خودمان در هر جایگاه و شأن و منزلتی که برای خود تصور کرده ایم، از ارسال انبوه مطالب خوب و مفید به گروه های مجازی، ابایی نداشته باشیم. جبهه حق، دست کم صد و بیست و چهار هزار پیام بر می خواهد.

برچسب ها : فورواردچی ها را دست کم نگیریم - فضای ,مجازی ,مطالب ,فوروارد ,پیام ,تولید ,فضای مجازی ,تولید محتوا
کانال های تلگرامی خوب در بابل
عنوان وبلاگ : اشک آتش


به مجموعه کانال های جبهه فرهنگی انقلاب در #شهرستان_بابل بپیوندید:



✅ دانش آموزی بابل

@jonbeshbabol


✅ دوره تربیت مربی کودک و نوجوان #وارثین

@varesinbabol


✅ کانال اشعار صادق کیان نژاد

@sadeghkiannejad


✅ کانال ۱۰۰۰ نکته برای تربیت فرزند

@pedagogy1000


✅ شطحیات... دست نوشته های محمدمهدی آقاجانی

@aghajani_mahdi


✅ مسجد قهاریه بابل

@mghaharieh


✅ جبهه ایمانی بنیان

@bonyan57


✅ کانال کشکول ...جبا ور


@jabbarpur


✅ بنیاد حیات بابل

@bonyad_hayat


✅ مسجد محدثین بابل

@mohadesin


✅ کانال تلنگر ...محمدحسین منصف

@mhm_talangor


✅ غزلباران...اشعار حمید حمزه نژاد

@hamidghazalbaran


✅ مهارت های زندگی... سفیدچیان

@lifeskills2


✅ اشعار میثم رنجبر

@meysamranjbar_channel


✅ ستاد پیاده روی اربعین حسینی

@rahianekarbala


✅ هیات یافاطمه ا هرا (س) بابل

@beytozahra_ir


✅ هیات بیت ال ء بابل

@beyt_shohada


✅ کانون زلال بابل

@kanoonzolal


✅ کانال سنگر بابل

@sangareshohadababol


✅ کانال تربیت حکمت بنیان

@hekmattarbiat


✅ جبهه فرهنگی فاطمیون

@fatemioun


✅ کانون فرهنگی دیده بان

@didehbanculturalcenter


✅ هیئت علمدار شهرستان بابل

@alamdarbabol


✅ کانال تعطیلات / سیدمحمدجواد طاهری / کاریکاتوریست

@tateelat


✅ کانال محله / بابل

@basij_eslm

کانال بابل روز@babolrooz

برچسب ها : کانال های تلگرامی خوب در بابل - بابل ,کانال ,اشعار ,تربیت ,فرهنگی ,شهرستان بابل ,جبهه فرهنگی
فاتحه ای برای این عزیز بخوانید
عنوان وبلاگ : اشک آتش

ocuh_p o_2017-05-05_07-32-03.jpg


خبر فوت احمد آقاجانی شادی بعد از ماه رمضان امسال را برایم تلخ کرد. می دانستم احمد مدتی است که با سرطان دست و پنجه نرم می کند. چندی پیش تماسی با او داشتم. مثل سال های دور شاد و با روحیه بود.

احمد را باید خادم بی ادعای اهل بیت دانست. اولین تصویری که از او در خاطرم نقش بست مربوط به حدود دو دهه قبل است که با تمام انرژی مشغول خدمت و پذیرایی از مهمانان روضه آل الله بود. او یک عمر برای اهل بیت دوید و در مجلسشان نوکری کرد. حتی اگر عضو هیات و پایگاه و محفلی نبود باز هم ساده و بی ریا بلند می شد و گوشه ای از کار را به دست می گرفت. او یک عمر محفل را خالی نگذاشت و هیچ گاه از یادشان غافل نشد. شاید برای همین بود که روز تشییع او هم حال و هوای مشایعت در خاطره ها زنده شد.

خدا این اهل دل و پرتلاش را با مادر شهیدان حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها محشور کند.

ثواب تبلیغ سال گذشته را به روح مطهر شهید م ع حرم محمد امین کریمیان تقدیم . امسال هم اگر ره توشه ای برای آ ت نصیبم شده باشد پیشکش روح آسمانی کربلایی احمد آقاجانی، انشاءالله.

برچسب ها : فاتحه ای برای این عزیز بخوانید - احمد
قطعه ای از بهشت در بابلسر
عنوان وبلاگ : اشک آتش

چند روز پیش به طور اتفاقی و به پیشنهاد یکی از دوستان همراه و اهل حال، توفیق شد مزار ی گمنام مدفون در کاظم آباد بابلسر را زیارت کنم. یادمان ساخته شده در محل تدفین، بسیار زیبا و تأثیرگذار بود. چینش تصاویر و یادگارهایی به جا مانده از میادین نبرد در اتاقی کوچک و زیبا و صوت ملایم نوحه ای دل انگیز، فضایی معنوی و خاطره انگیز را برای هر زائری رقم می زد. یادمان ی گمنام کاظم آباد در واقع موزه ای کوچک و نمایشگاهی دائمی از فرهنگ و شعائر دفاع مقدس است.

از آن مکان که بیرون آمدم احساس روحم را جا گذاشته ام.

برچسب ها : قطعه ای از بهشت در بابلسر - کاظم آباد , ی گمنام
ضربت ذوالفقار مریدان علی علیه السلام
عنوان وبلاگ : اشک آتش

gudr_p o_2017-05-05_05-52-25.jpg


بعد از سیلی موشکی به و در آستانه یوم الله جهانی قدس، عده ای بچه های آتش به اختیار بابل یک شب بعد از افطار جشنی را در چهارراه مدرس (شهربانی) این شهر به راه انداختند و با پخش سرودهای حماسی و توزیع شیرینی و شکلات ضمن تقدیر از انتقام خون ی بی گناه مجلس و مرقد توسط ، تبلیغات روز قدس را هم استارت زدند.

راستش را بخواهید این مساله خیلی به مذاق اصلاح طلبان بابل خوش نیامد. بعضی هایشان روشنفکر بازی درآوردند و نوشتند: نباید از مرگ انسان ها حتی دشمن خوشحال بود! برایشان نوشتم هر روز عده ای از کفار ی توسط جبهه حق کشته می شوند و ی هم جشن و شادی برگزار نکرد. این جشن خیابانی به خاطر نمایش اقتدار لشکریان برگزار شده است. بعضی هایشان هم ایراد بنی اسراییلی گرفتند که مگر در ای دیگر چنین جشنی برگزار شده که در بابل این گونه اقدام می شود؟ پاسخ دادم از ای دیگر و واکنش انقل های مناطق دیگر کشور بی خبرم؛ اما ی هم نگفته که قرار است بابل، خطه سرافراز دارالمومنین پشت سر ای دیگر قدم بردارد. معنی آتش به اختیار دقیقاً همین است. خدا را چه دیدید شاید یک روز علم پیشتازی و انقلاب ی به جای قم و تهران و مشهد و ... به دست با کفایت جوانان حزب الله بابل افتاد.

خوب است در تاریخ ثبت شود که این فقط منافقین و و آل سعود و اسراییل غاصب و نبودند که از اقتدار میهن ی ایران به وحشت افتاده و رنج کشیدند!

برچسب ها : ضربت ذوالفقار مریدان علی علیه السلام - بابل , ای ,برگزار , ای دیگر ,بعضی هایشان
بانک داری ضد ی!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

نمی دانم چه ی این روش غلط را باب کرده است که بانک ها در مواجهه با وام گیرندگان بدحساب، فوری یقه ضامن را گرفته و به دادگاه می کشانند؛ در حالی که خاطی اصلی بدون دردسر خاصی به ریش هر دو می خندد.

این روش غلط هیچ دستاوردی ندارد جز آن که راه خیر را مسدود ساخته و افراد نیک ش و دلسوز را از قدم برداشتن برای حل مشکلات دیگران پشیمان سازد.

برچسب ها : بانک داری ضد ی!
مرتبه ای نازل از حیوان ناطق
عنوان وبلاگ : اشک آتش

آن وقت ها که وبلاگ حرف اول را در فضای مجازی می زد با فردی آشنا شدم که نام وبلاگش را گذاشته بود سرشار از تهی!

معتقد بودم او دارد صادقانه درباره خودش قضاوت می کند. او واقعاً لبریز از تهی و پوچی است. به خودش اما بر خورد و این که نام انتخ خودش را به واقعیت وجود خودش تطبیق داده ام ناراحت شد. وبلاگ او البته در همان فتنه شوم 88 شد.

این روزها دوباره نام او بر سر زبان ها افتاده است. برای چندمین بار طعم طلاق به زندگی اش راه پیدا کرده است. برای چندمین بار دنبال زنی متأهل راه افتاده و او را فریب داده است. برای چندمین بار، ذوق هنری خود را پوششی برای اغفال دیگران و از بین بردن زندگی افراد قرار داده است.

درباره شخصیت این فرد هیچ قضاوتی نباید کرد جز آن که او را به اقرار خودش از تهی سرشار دانست.

برچسب ها : مرتبه ای نازل از حیوان ناطق - خودش ,چندمین ,داده ,برای چندمین
اگر مسئولین از غصه بمیرند رواست
عنوان وبلاگ : اشک آتش

«نفیسه» دختر مبتلا به «ای بی» درگذشت


نفیسه دختری که به دلیل ابتلا به بیماری «ای بی» و تومور ناشی از زخم های ایجاد شده در پایش برای درمان از شهر قم به یکی از بیمارستان های تی مراجعه کرده بود صبح امروز پس از چهار رو تاخیر در پذیرش و بستری در یک بیمارستان تخصصی به دلیل وخامت وضعیت جسمانی درگذشت.

پزشک معالج نفیسه با نوشتن نامه و شرح حال وی خواستار انتقال وی به یکی از بیمارستان های تخصصی تی شده بود، اما تلاش های چهار روزه این پزشک فداکار برای انتقال و معالجه بی فایده بود.

خبرگزاری فارس

برچسب ها : اگر مسئولین از غصه بمیرند رواست
امواجی برای مستضعفین!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

این که به یک روستای دور افتاده و محروم می روی و می بینی که با گذشت نزدیک به چهل سال از عمر انقلاب ی، عده ای از مردم هنوز هم از حداقل خدماتی مثل جاده و آب آشامیدنی و مدرسه و کتابخانه و ... محروم بوده و به علت فقر اقتصادی از غذاهایی معمولی و ساده استفاده می کنند؛ اما در حیاط یا روی سقف خانه شان آنتن نصب شده است نشان می دهد که عده ای هزاران کیلومتر آن طرف تر یعنی در قلب اروپا و بیشتر از من و شمای انقل به فکر مردم محروم و مستضعف کشورمان بوده اند!

برچسب ها : امواجی برای مستضعفین! - محروم
کانال های تلگرامی حوب در بابل
عنوان وبلاگ : اشک آتش


به مجموعه کانال های جبهه فرهنگی انقلاب در #شهرستان_بابل بپیوندید:



✅ دانش آموزی بابل

@jonbeshbabol


✅ دوره تربیت مربی کودک و نوجوان #وارثین

@varesinbabol


✅ کانال اشعار صادق کیان نژاد

@sadeghkiannejad


✅ کانال ۱۰۰۰ نکته برای تربیت فرزند

@pedagogy1000


✅ شطحیات... دست نوشته های محمدمهدی آقاجانی

@aghajani_mahdi


✅ مسجد قهاریه بابل

@mghaharieh


✅ جبهه ایمانی بنیان

@bonyan57


✅ کانال کشکول ...جبا ور


@jabbarpur


✅ بنیاد حیات بابل

@bonyad_hayat


✅ مسجد محدثین بابل

@mohadesin


✅ کانال تلنگر ...محمدحسین منصف

@mhm_talangor


✅ غزلباران...اشعار حمید حمزه نژاد

@hamidghazalbaran


✅ مهارت های زندگی... سفیدچیان

@lifeskills2


✅ اشعار میثم رنجبر

@meysamranjbar_channel


✅ ستاد پیاده روی اربعین حسینی

@rahianekarbala


✅ هیات یافاطمه ا هرا (س) بابل

@beytozahra_ir


✅ هیات بیت ال ء بابل

@beyt_shohada


✅ کانون زلال بابل

@kanoonzolal


✅ کانال سنگر بابل

@sangareshohadababol


✅ کانال تربیت حکمت بنیان

@hekmattarbiat


✅ جبهه فرهنگی فاطمیون

@fatemioun


✅ کانون فرهنگی دیده بان

@didehbanculturalcenter


✅ هیئت علمدار شهرستان بابل

@alamdarbabol


✅ کانال تعطیلات / سیدمحمدجواد طاهری / کاریکاتوریست

@tateelat


✅ کانال محله / بابل

@basij_eslm

کانال بابل روز@babolrooz

برچسب ها : کانال های تلگرامی حوب در بابل - بابل ,کانال ,اشعار ,تربیت ,فرهنگی ,شهرستان بابل ,جبهه فرهنگی
یک کتاب بی نظیر و ماندگار
عنوان وبلاگ : اشک آتش

امروز توفیق آشنایی با کتاب نفیس ماندگاران با موضوع ع ، زندگینامه و خاطرات ی شهر گتاب نصیبم شد.

این اثر که به تازگی به زیور طبع آراسته شده با همت بی بدیل خانم رویا نصیری از بانوان گمنام اما خوش ذوق و علاقمند به فرهنگ ایثار و شهادت گردآوری و منتشر گردیده است.

برای من جالب و البته تکان دهنده بود که فهمیدم این بانوی با انگیزه به رغم عدم همراهی مراکز فرهنگی ذی ربط، با هزینه شخصی بالغ بر سیزده میلیون تومان این اثر ماندگار و کم نظیر را در گنجینه ناتمام تاریخ دفاع مقدس به ثبت رسانده است.

برچسب ها : یک کتاب بی نظیر و ماندگار
کور و بی نا!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

دیروز عصر وقتی از دیدار نیم ساعته با جوانان بی نام و نشان اردوی جهادی گروه مسلم در روستای کنس لو باز می گشتیم چشممان به جمال یکی از مسوولان شهر بابل روشن شد که به همراه جمعی مردانه که دو سه نفرشان بی اعتنا به منازل مس ی اطراف، حتی زی وش هم به تن نداشتند در حال پیاده روی و بهره گیری از طبیعت بکر آن منطقه بود.

این که یک عضو شورای شهر بابل به رغم اطلاع از محرومیت مردم منطقه ای که حتی از یک جاده خاکی برای دسترسی به شهر محروم هستند به ورزش و تفریح خود در همان نقطه پرداخته و انگیزه ای هم برای عرض خدا قوت به جوانان جهادگری که بدون جایگاه تعریف شده ای در نظام اداری کشور مشغول ساخت مدرسه ای سه کلاسه در روستایی سرسبز اما محروم هستند و البته به عملگی برای محرومان افتخار می کنند، در باطن خود نمی یابد عبرتی تاریخی را به همراه دارد و از رازی دردناک بر می دارد که بعد از گذشت چهل سال از عمر پر برکت انقلاب ی، هر جا پیشرفت و خدمتی به چشم آمد مرهون مجاهدت چه انی است و هر جا که عقب ماندگی وجود دارد ریشه در کدام معضل ناکارمدی غاصبان امور دارد.

قصه هولناکی است شرح تعارض بین دوگانه حرف و عمل. این که عده ای حرف می زنند و پول می گیرند و عده ای کار می کنند و از جیب هم مایه می گذارند.

یادمان نرود عد یعنی هر چیز در سر جای خودش قرار بگیرد.

برچسب ها : کور و بی نا! - محروم هستند
ال ه یعنی این
عنوان وبلاگ : اشک آتش


از نظر یک ال ه، بالا رفتن آمار طلاق و بز اری های اجتماعی و بیکاری و فقر و فساد و تبعیض و ... نمی تواند بر ذهن مردم اثر منفی بگذارد اما یک بیت شعر اگر دستاورد تقریبا هیچ ت متبوع را مورد انتقاد قرار دهد قطعا مصداق تشویش اذهان عمومی است!

برچسب ها : ال ه یعنی این
آیت الله توکل و نمایش اقتدار
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بیانیه آیت الله توکل پیرامون حمله مقتدرانه به مزدوران

بسم الله الرحمن الرحیم

حمله حیدری پیروان مکتب علوی و عاشقان شهادت طلب ناب محمدی(ص) به لانه های عنکبوتی مزدوران متوحش ، یادآور وش غیرتمندانه و خیبرشکن مولای متقیان علی علیه السلام بود که بینی کفر و نفاق را به خاک مذلت نشاند.

دشمنان قسم خورده و ناب د این آب و خاک باید بدانند تربیت شدگان مکتب عاشورا هیچ مصلحتی را فراتر از عزت و جامعه ی ندانسته و در راه حراست از آرمانهای جهانی قرآن سر تسلیم و سازش با زیاده خواهان نخواهند داشت.

حمله موشکی اخیر یان جبهه توحید به خودفروختگان و بردگان فکری استعمار و استکبار، هشداری به همه قدرت ها و ت های ماجراجویی است که در پس دیپلماسی پنهان خود، رویای شوم ایجاد ناامنی در ایران ی را در خاطر می پروانند.

به برکت خون پاک سروقامتان شهید، نظام مقتدر امنیت ایران عزیز را خط قرمز خود دانسته و شه تعدی به حریم این مرز و بوم را با قاطعیتی بی مثال پاسخ خواهد داد.

در آستانه روز جهانی قدس نوید پیروزی جبهه حق و ش ت هیمنه پوشالی امپریالیسم غارتگر با استعانت از پرودگار عالم و مجاهدت سربازان جانبرکف مکتب انشالله شرینی عید رمضان خواهد بود. لا حول و لا قوه الا بالله

سید رحیم توکل مردم شریف مازندران در مجلس خبرگان ی

برچسب ها : آیت الله توکل و نمایش اقتدار - , ی ,مکتب ,حمله ,توکل ,الله ,الله توکل
الله کرم و بصیرت ناتمام مدعیان
عنوان وبلاگ : اشک آتش

درست موقعی که ایالات متحده طرح تحریم جامع ایران را به تصویب رسانده و رییس جمهور زده ما برای س وش گذاشتن بر این رسوایی بزرگ در اعتماد بی جا به کدخدا، از حربه تحریف در دین و تاریخ به منظور ایجاد هیاهو و غفلت جامعه از ش ت دیپلماسی ذلت استفاده میکند، جماعت خود عمار پندار بصیرت خوار یکضرب بر طبل توهین و تحقیر حسین الله کرم می کوبند و او را به خاطر جمع آوری امضای گزاران در مخالفت با ورود بانوان به مسابقات ورزشی مردان که اتفاقا مطابق با فتاوای مراجع عظام است مورد شماتت قرار داده و به بی بصیرتی متهم می نمایند!

یکی نیست به این جماعت همیشه طلبکار بگوید شما اگر بصیرت دارید لطفا وقتتان را هدر نداده و از اولویت های مهم تر مملکت غافل نشوید.

برچسب ها : الله کرم و بصیرت ناتمام مدعیان - بصیرت
یادداشت وارده
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در حالی که به برکت زیبای ماه خدا اغلب کافی شاپ ها و بستنی فروشی ها و پارکها تا پاسی از شب برای مراجعان باز هستند چند #مسجد را در محدوده شهر بابل سراغ دارید که در آن ساعات به روی رهگذران خوان باز باشند؟ امشب بعد از ساعت ۲۳ برای ادای و زیارت به بارگاه شریف زاده قاسم رفتم که درگاه آن نیز به روی مردم بسته بود.


بامداد پنجشنبه، ۲۵ داد ۹۶

برچسب ها : یادداشت وارده
حادثه تروریستی تهران، خوب، بد، زشت!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

زشت:

زشت ترین صحنه حادثه تروریستی تهران مربوط به زمانی است که دادستان تهران در اقدامی منفعلانه با جلیقه ضد گلوله به بازدید از مجلس آمد و با این حرکت خود ناخواسته امنیت پایتخت را زیر سوال برد و دل دشمن را به وجد آورد.

بد:

اعضای شورای عالی امنیت ملی یا هستند یا پاسدار، آن وقت به تقلید از غربی ها برای شادی روح ی حادثه اخیر به جای صلوات و فاتحه، یک دقیقه سکوت د.

خوب:

برای ی که عمری را در خدمت به قرآن گذرانده باشد چه نعمتی از این بالاتر که در ماه بهار قرآن با زبان روزه به ضرب گلوله دشمنان خدا به ملاقات خدا بشتابد؟ سید ال ی حادثه تروریستی تهران، حجت ال سید مهدی تقوی بود که در ماه علی چون مولای غریبش نغمه فزت و رب الکعبه سرود. ی چنین میانه میدانم آرزوست.

برچسب ها : حادثه تروریستی تهران، خوب، بد، زشت! - حادثه ,تروریستی ,حادثه تروریستی ,تروریستی تهران، ,حادثه تروریستی تهران،
همه کار بر مدار
عنوان وبلاگ : اشک آتش

سوار بر هلیکوپتر، در آسمان کردستان بودیم. دیدم صیاد مدام به ساعتش نگاه می کند، وقتی علت کارش را پرسیدم، گفت:«الان موقع ه» بعدش هم، به خلبان اشاره کرد که همین جا فرود بیا!

خلبان گفت: این منطقه زیاد امن نیست، اگه اجازه بدین تا مقصد صبر کنیم. گفت:«اشکالی نداره، ما باید همین جا بخونیم!» هلی کوپتر نشست. صیاد با آب قمقمه ای که داشت، وضو گرفت و به ایستاد، ما هم به او اقتدا کردیم.

خیلی از قدیمی های جنگ، از شهید صیاد به عنوان پایه گذار اول وقت در بین فرماندهان جمهوری ی یاد می کنند. حق هم همین است. ایشان در مهم ترین جلسات نظامی وقتی متوجه وقت می شد، جلسه را به طور موقّت خاتمه می داد، وضو می گرفت و به می ایستاد. این حرکت ایشان باعث می شد سایر فرماندهان هم نسبت به اقامه اول وقت، دقت و اهتمام بیشتری از خود نشان بدهند. آنها نیز نه تنها خودشان وضو گرفته و پشت سر صیاد می ایستادند بلکه این روش شهید صیاد را در یگان های خود و در جلسه با فرماندهان رده های زیر دست خویش تکرار می د.

از جمله نمونه های مهم و قابل توجهی که در رفتار شهید صیاد و درباره اهتمام ایشان در ترویج اول وقت به چشم می خورد باید به دستور ایشان برای تنظیم برنامه های حرکت قطارهایی که نیروهای رزمنده را جا به جا می د با وقت اذان اشاره کرد. سرافراز حزب الله دستور داده بود قطارهای حمل نیرو، طوری حرکت خود را برنامه ریزی کنند که ابتدای اذان و در وقت در یکی از ایستگاه های بین راهی بوده و بتوانند توقف کنند. این اقدام برای نیروها و سربازها جالب توجه بود و اهمیت اول وقت را به آنها یادآور می شد.

بر اساس خاطراتی از شهید علی صیاد ، کتاب ناگفته های جنگ، احمد دهقان

برچسب ها : همه کار بر مدار - ,صیاد ,ایشان ,شهید ,همین , ,شهید صیاد ,صیاد
اگر می خواهی شوی
عنوان وبلاگ : اشک آتش

شیخ شهید قنوتی مقاومت مردمی مشهر وقتی به دست عراقی ها افتاد، اسلحه را زیر بغلش گذاشت تا بتواند بدن مجروح خودش را س ا نگه دارد. اسیر بود و زخمی اما کرنش نشان داد. به سربازهای م دشمن گفت امروز حسین دوران ما است. از زیر بیرق یزید به خیمه حسین بپیوندید.

شهیدش د. جمجمه اش را با سرنیزه ب د. بدنش را بر بلندای ساختمانی آویزان نمودند. بعد و پایکوبی به راه انداختند و فریاد زدند:قتلناال

تو هم می توانی یک باشی به شرط آن که دشمن این آب و خاک، تو را دشمن خود بداند.

برچسب ها : اگر می خواهی شوی - ,دشمن
به پاس هم نفسی با علمداران حسین علیه السلام
عنوان وبلاگ : اشک آتش


امشب در هیات علمدار از نو متولد شدم. جای خالی, بچه های نسل سوم و چهارم انقلاب برای یا حسین گفتن و یا زینب سرودن، سر از پا نمی شناختند. مسولان فرهنگی نظام باید بیایتد و ببینند که ورای میلیاردها تومان بودجه بی نتیجه فرهنگی، باز هم نام اباعبدالله ست که یک تنه بساط فسق و جور فرهنگی جبهه باطل را به هم می ریزد. تا نام حسین باقی است، راه پیر خمین نیز مستدام خواهد بود.

دست آقا مجید رضانژاد و همه نوکران بی ادعای آستان اهل بیت بوسیدنی است. روح امشب از زلالی اشک و قلب های بی آلایش فرزندانش به وجد آمد. یاد پیر میکده جماران باز هم زنده شد که فرمود امید من به شما جوانان است.

سید حمید مشتاقی نیا. شب سالگرد حضرت روح الله و سالروز رحلت ام المومنین خدیجه کبرا سلام الله علیها، دارالمومنین بابل

برچسب ها : به پاس هم نفسی با علمداران حسین علیه السلام - حسین
مسلخی به نام مصلحت
عنوان وبلاگ : اشک آتش

همان مصلحتی که باعث شد به رغم بعضی از سوابق مشکوکش باز هم در مصدر امور امنیتی کشور باقی بماند، همان مصلحتی که باعث شد صلاحیت برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری تأیید شود، همان مصلحتی که باعث شد را بدون امتحان فقهی و بی اعتنا به میزان صلاحیت علمی به مجلس خبرگان راه داده و مفت و مجانی لقب آیت الله را به او بدهند، همان مصلحتی که منجر به چشم پوشی از خیانت های بزرگ و بی سابقه ای چون قرارداد کرسنت و و امضای سند2030 و حقوق های نجومی و غارتگری بستگان درجه یک گردید؛ همان مصلحت باز هم منجر به تأیید صحت انتخابات به رغم همه تخلفات آشکار ت گردیده و تداوم ت تزویر را امضا خواهد کرد.

برچسب ها : مسلخی به نام مصلحت - مصلحتی , ,باعث ,همان مصلحتی
فریب شیرین!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

c1yl_p o_2017-03-21_18-00-25.jpg


خوشحال باشید کاری کرده ایم که همسر شاه خائن هم در انتخابات اخیر شرکت کرده است

خوشحال باشید که سگ بازها و بی قیدها و ساختارشکنان اجتماعی هم در انتخابات شرکت کرده اند

ابداً این سوال در ذهنتان شکل نگیرد چه کرده ایم که بدخواهان ما هم به ما امیدوار شده اند؟!

برچسب ها : فریب شیرین! - کرده ,شرکت کرده ,خوشحال باشید
بارانی که کویر دل را سیراب می کند
عنوان وبلاگ : اشک آتش

زن، خودش را یک آدم معمولی می دانست. معمولی از نظر خودش یعنی نه مذهبی و نه ضد مذهب! بچه هایش را آزاد گذاشته بود و اصراری بر تربیت دینی آنها نداشت. خودش هم چندان به آداب و رسوم دینی پایبند نبود. حجابش را جدی نمی گرفت. هم برایش اهمیتی نداشت؛ اما ته دلش خدا را دوست داشت و دلش نمی خواست پسرهایش به کار خلاف و راه تباهی مبتلا شوند.

این اوا به رفتار دو پسرش شک کردده بود. آنها بر خلاف معمول شب ها دیر به خانه می آمدند؛ حال و هوایشان، نوع لباس پوشیدنشان، شوخی ها و حرف هایشان تغییر کرده بود. مادر نگران بود مبادا فرزندانش در دام شیّادها و منحرفین افتاده باشند. مبادا به کار خلاف کشیده شوند ...

یک شب دنبال پسرهایش راه افتاد و آنها را تعقیب کرد. آرام آرام قدم برداشت و کوچه های تاریک شب را پشت سرشان درنوردید. رفت تا رسید به یک زیرزمین. گوشه ای ایستاد و پایین رفتن فرزندانش را از پله های زیرزمین به نظاره نشست.

چند جوان دیگر هم با شکل و شمایلی خاص وارد زیرزمین شدند و از پله هایش پایین رفتند. زن آهسته خودش را به پله های زیرزمین رساند. همه جا را خوب ورانداز کرد. صدای محزونی به گوشش رسید. گوشه ای نشست و به آن صدا گوش داد. صوت جانسوز روضه بود که بر دلش می نشست. حال خوشی به او دست داد.

وقتی به خانه برگشت تصمیم گرفت بچه هایش را بیشتر زیر نظر بگیرد. متوجه شد آنها خوان هم شده اند و خیلی با حوصله و تأنّی وضو می گیرند و در گوشه ای خلوت به راز و نیاز با خدا می پردازند؛ مسجد می روند و را به جماعت می خوانند.

برای زن این اتفاق ها عجیب بود. عجیب بود چون هر چه فکر می کرد یادش نمی آمد که خودش یا همسرش یا بستگان نزدیکش از اهمیت و مناجات و روضه و این جور مسائل با فرزندانش صحبتی کرده باشد. دوست داشت بداند آنها چطور به این راه کشیده شده و به مسائل مذهبی علاقمند شده اند.

بالا ه بهانه ای تراشید و سر صحبت را با پسرانش باز کرد. آنها از آقا سید مجتبی گفتند؛ از سید پاسدار و مداحی که بر سر راه زندگی شان قرار گرفت و با محبت با آنها دوست شد. بعد پایشان را به هیئت و مجالس روضه اهل بیت علیهم السلام باز کرد و مهر عبادت و بندگی خدا را در دلشان نفوذ داد. آنها می گفتند که برخوردهای محبت آمیز و سرشار از احترام آسید مجتبی علمدار باعث شده تا به انجام فرائض دینی به خصوص اقامه ، علاقمند شوند.

مادر تصمیم گرفت باز هم به مجالس روضه خوانی این مداح بی ادعا و دوست داشتنی برود. به مرور محبت اهل بیت و عنایت آنان دل او را نیز متأثر ساخت و پنجره ای نو در زندگی اش باز کرد.

یک شب زن آمد پیش سید مجتبی علمدار، خودش را معرفی کرد و گفت: آقا سید! پسران مرا با ایمان کردی، من خوان نبودم شما مرا خوان کردی، من بی چادر بودم، شما مرا چادری کردی ... ما هر چه داریم از برخوردها و رفتار و اخلاق خوب شما و توجه اهل بیت و این روضه خوانی ها داریم. سید سرش را پایین انداخته بود و بی آن که از تعریف و تمجیدهای زن، تغییری در چهره اش نمایان شود، متواضعانه پاسخ داد: پسران شما بزرگوارند، اینها معلم اخلاق من هستند و ...

سید مجتبی در وصیتنامه اش نیز این گونه نوشت:

اولین وصیت من به شما راجع به است چیزی را که فردای قیامت به آن رسیدگی می کنند است. پس سعی کنید در حد توانتان هایتان را سر وقت بخوانید و قبل از شروع از خداوند منان توفیق حضور قلب و خضوع در طلب کنید.

بر اساس خاطره ای از همرزم شهید سید مجتبی علمدار، پایگاه مجازی فاتحان

برچسب ها : بارانی که کویر دل را سیراب می کند - ,خودش ,مجتبی ,روضه ,زیرزمین ,دوست ,مجتبی علمدار، , خوان ,روضه خوانی ,مجالس روضه ,تصمیم گرفت
اولین صبح بعد از انتخابات
عنوان وبلاگ : اشک آتش

"شاید نفع انقلاب همین باشه ما که نمیدونیم. توکل بر خدا. الخیر فی ما وقع. گاهی الطاف الهی مخفیه و به چشم نمیاد. فراموش نکنیم که ما صاحب داریم. ابدا نیازی به حرص و جوش نیست. انشالله با صبر و بصیرت و توکل، راه رو ادامه میدیم. ما باید خودمون رو برای روزهای سخت تر از این، بسازیم. خنده رو هم فراموش نکنیم. بغض ما دشمن رو شاد میکنه"

پیام بالا رو برای دوستان خودم در ستاد اقای رییسی فرستادم.

امیدوارم عقلای قوم اصولگرا بالا ه حالی شان بشود به همان نسبت که جذب آرای بدنه اجتماعی حامی برایشان مهم است احترام به آنها و باورهایشان نیز باید مهم باشد. بزرگواری که می خواهد محبوب این طیف از جامعه باشد اما ناجوانمردانه، را همسنگ فتنه می داند باید بفهمد که نیروهای باانگیزه و شورآفرین حامی خودش را یا از دست داده و یا دلسرد می نماید. بار میدانی و خط مقدمی دفاع از انقلاب با جوانهای ی است و توهین مکرر به آنها از سوی اصولگرایان منافی با دورزی و ادعای دروغین وحدت درون گفتمانی است. امیدوارم انتخابات اخیر باعث رشد شعور آقایان شده باشد.

از نظر من چه رییسی انتخاب می شد و چه ، برنده این انتخاب، ی نبود جز علی لاریجانی که حامیانش در ستادهای رییسی مسئولیت مستقیم داشتند و نیز با چی ها هم حس بسته بودند!

این انتخابات اصلاً برای من لذت و هیجانی نداشت جز در یک مورد و آن هم استعفای اکبر ناطق از سمت بازرسی ی بود. همین یک دستاورد برای ما کافی است.

برچسب ها : اولین صبح بعد از انتخابات - انتخابات ,احمدی ,رییسی , ,فراموش نکنیم
متنی جاندار از حسین قدیانی درباره انتخابات اخیر:
عنوان وبلاگ : اشک آتش


آقایون نظام مقدس !

آیا این فقط ه که می تونه در عرض ی ماه، قوه ی قضائیه ی مملکت و و بسیج و صدا و سیما و کوفت و زهر مار را با خاک ی ان کند و «تو» هم نشنود یا من و ما هم م که مدعی باشیم دستگاه قضا، جز و بگیر و ببند و حصر علما و ال و بل، هیچ کارنامه ی دیگری ندارد؟!

اصلا سئوالی از عزیز دلم آقاعزیز! برای چی روی موشک ها برداشی نوشتی «مرگ بر » که تحریم ها لغو نشود؟!

حضرت قاسم! یارانه ی قطع شده ی مرا چرا ج آسایش قددراز چشم تیله ای می کنی؟! به تو چه ؟! به من چه عراق؟!

یا نه؟! فقط و جهانگیری آزادند برای این اباطیل؟!

والله حاج قاسم! برادران شهید نامزد پوششی مناظرات که جای خود دارند؛ نزد مهدی جهانگیری هم بروی، ما عمرا حسادت کنیم! ما فقط یک حرف داریم! خطاب به همه ی شما! به همه ی شماها! به همه ی سران لشکری و کشوری! بی آنکه ناظر بر این همه تخلف، ت و یا نظام را متهم به تقلب کنیم، سئوالی از محضرتان می پرسیم: اگر مصلحت در ابقای رئیس جمهور فعلی بود و اگر او، این همه آزاد است که حتی منقل را هم ببندد به بیت بزرگان و جیک احدی از شما هم درنیاید، معذرت می خواهم، مگر مرض دارید انتخابات برگزار می کنید؟! و احساسات پا ها را جریحه دار می کنید؟! پاپتی گرسنه ی نالایق، تعرفه می خواهد چه کار؟! تعرفه ی رأی، مفت چنگ ذخیر ه های طلایی؛ دختر صفدر! دختر کفتر! ترانه علیدوستی! باران کوثری! @rasad_h

والله پا ها، بخصوص از نوع انقل و حزب اللهی آن، آنقدر نظام هستند که حتی با انتصاب هم، به بگویند؛ رئیس جمهور قانونی! اینکه دیگر انتخابات نمی خواهد!

آقای آملی! با جان علما چه کار داری؟! آقای جعفری! را چه به سیاست؟! موشک های حضرتعالی، شکم این ملت را کرده! مهمات تو نبود، تا الان لغو شده بود تحریم ها!

و من عاشق هستم! پرزیدنتی که از دروغ و تهمت، کوه هم بسازد، باز مصلحت نیست صلاحیتش رد شود! مصلحت فقط این است: ما برای همیشه، اسگل نظام مقدس باقی بمانیم! در صف رأی بیاستیم اما حق رأی نداشته باشیم!

ی م ع حرم، یعنی بادیگاردهای امنیت نجومی بگیران! من این را تازه فهمیدم! @rasad_h

آهای جعفری! حق با تو بود! لیاقت ما همین است! فقط خواهشا ژست اپوزیسیون نگیر! صفا کن با نظام مقدسی که از تو رأی می گیرد و از پدر من جان!

رونوشت: علی بن طالب!

برچسب ها : متنی جاندار از حسین قدیانی درباره انتخابات اخیر: - نظام ,انتخابات ,مصلحت ,همه ی , , ,مقدس جمهوری ,نظام مقدس ,مقدس
اولین صبح بعد از انتخابات
عنوان وبلاگ : اشک آتش

"شاید نفع انقلاب همین باشه ما که نمیدونیم. توکل بر خدا. الخیر فی ما وقع. گاهی الطاف الهی مخفیه و به چشم نمیاد. فراموش نکنیم که ما صاحب داریم. ابدا نیازی به حرص و جوش نیست. انشالله با صبر و بصیرت و توکل، راه رو ادامه میدیم. ما باید خودمون رو برای روزهای سخت تر از این، بسازیم. خنده رو هم فراموش نکنیم. بغض ما دشمن رو شاد میکنه"

پیام بالا رو برای دوستان خودم در ستاد اقای رییسی فرستادم.

امیدوارم عقلای قوم اصولگرا بالا ه حالی شان بشود به همان نسبت که جذب آرای بدنه اجتماعی حامی برایشان مهم است احترام به آنها و باورهایشان نیز باید مهم باشد. بزرگواری که می خواهد محبوب این طیف از جامعه باشد اما ناجوانمردانه، را همسنگ فتنه می داند باید بفهمد که نیروهای باانگیزه و شورآفرین حامی خودش را یا از دست داده و یا دلسرد می نماید. بار میدانی و خط مقدمی دفاع از انقلاب با جوانهای ی است و توهین مکرر به آنها از سوی اصولگرایان منافی با دورزی و ادعای دروغین وحدت درون گفتمانی است. امیدوارم انتخابات اخیر باعث رشد شعور آقایان شده باشد.

از نظر من چه رییسی انتخاب می شد و چه ، برنده این انتخاب، ی نبود جز علی لاریجانی که حامیانش در ستادهای رییسی مسئولیت مستقیم داشتند و نیز با چی ها هم حس بسته بودند!

این انتخابات اصلاً برای من لذت و هیجانی نداشت جز در یک مورد و آن هم اتسعفای اکبر ناطق از سمت بازرسی ی بود. همین یک دستاورد برای ما کافی است.

برچسب ها : اولین صبح بعد از انتخابات - انتخابات ,احمدی ,رییسی , ,فراموش نکنیم
قمی ها بخوانند
عنوان وبلاگ : اشک آتش

زیر برگه های آرای انتخابات شورای شهر قم این جمله را حتما بنویسید:

زباله های پردیسان را هر روز جمع آوری کنید

مرگ بر تبعیض و بی عد ی

برچسب ها : قمی ها بخوانند
او رفتنی بود!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

چه فرقی می کند ناطق نوری، استعفا داده یا عزل شده باشد؟

مهم این است امروز ناطق نوری راهش را کشید و از بیت ی رفت بی آن که آب از آب تکان بخورد یا اصلاً این موضوع برای ی اهمیتی داشته باشد.

گذشت آن زمانی که از ما می خواستند یک صدا فریاد بزنیم و ناطق نوری را مالک اشتر علی بنامیم.

و گذشت آن زمانی که از ما می خواستند یک صدا فریاد بزنیم و مخالف هاشمی را دشمن پیغمبر بنامیم.

بت بزرگ هاشمی و ناطق در شب چهارده داد 88 ش ته شد و فرو ریخت و خدایان دروغین ملت رسوا شدند.

ابراهیم واقعی این سال های عرصه سیاست ایران، محمود است.

برچسب ها : او رفتنی بود! - ناطق ,فریاد بزنیم ,ناطق نوری
به بهانه میخ هایی که بر درخت ها کوبیدند
عنوان وبلاگ : اشک آتش

خدا از دروغ گو ها بدش می آید

و از آدم های پرادعا

و طبل های توخالی

گاهی خدا سیلی اش را درست به پس گردن آدم های ظاهرنمایی می نوازد که مدت ها داعیه اخلاق و شعورشان گوش ها را پر کرده بود و رسوایشان می سازد.

همه آنهایی که دست به دست هم داده بودند تا به بهانه زیباسازی، نگذارند شهر رنگ و بوی محرم به خودش بگیرد؛ همان هایی که بنرهای تبلیغاتی هیأت های عزای حسین علیه السلام را از هر جا که توانستند، پایین کشیدند،

حالا از در دیوار شهر گرفته تا تنه سبز درختان، بنرها و پوسترهای تبلیغاتی خود را نصب کرده و در زیر پوزخندهای تلخشان می کنند: گور پدر زیبایی و چشم انداز شهر!

زنگ رسوایی مدعیان دروغین فرهنگ و حقوق شهروندی به صدا درآمده است. برای شناخت بی فرهنگ هایی که این سال ها با ارتزاق ار بودجه های عمومی، در ذیل هیاهوی روشنفکرانه خود، سودای صندلی شورای شهر را داشتند، نگاهی به چهره خسته شهر مدفون در غبار تبلیغات انتخاباتی بیندازید.

برچسب ها : به بهانه میخ هایی که بر درخت ها کوبیدند - هایی
واکنش انصار حزب الله بابل به مماشات در تأیید صلاحیت عناصر معلوم الحال
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بسم الله القاصم الجبارین

اعلام نتیجه بررسی صلاحیت نامزدهای این دور از انتخابات شورای ی شهرستان بابل، چنان که انتظار می رفت نشان از نفوذ باندهای قدرت و ثروت در بین تصمیم گیرندگان این عرصه داشت.

آن گونه که دلسوزان نظام و انقلاب ی بارها تذکر داده بودند متأسفانه امر مهم تعیین صلاحیت های انتخابات شورا در دست افرادی قرار می گیرد که بیشتر از آن که دلبسته آرمان های و باشند تعلق خاطر خود به جناح های را دنبال می نمایند. این گونه است که هر سال شاهد ورود چهره هایی به شوراها هستیم که بی اعتنا به منافع ملت، هدفی جز کیسه دوختن و چپاول اموال عمومی و زد و بند با صاحبان قدرت و مکنت ندارند.

باید تأسف خورد به حال نهادهای نظارتی که به سادگی از کنار تعاملات پیدا و پنهان عرصه انتخابات شورا می گذرند و در قبال راه ی و تأیید صلاحیت عناصر بدنامی که فسق و خیانتشان زبانزد عام و خاص است سکوت می نمایند.

به راستی چرا عنان امور جامعه ی در عرصه انتخابات شورا به دست افراد سست عنصری می افتد که بی توجه به سوابق پلید چهره های معلوم الحال و محکومیت قضایی و بی آبرویی اجتماعی آنان بر پرونده اعمال ننگینشان مهر تأیید می زنند؟!

تأیید صلاحیت فردی که در بین تک تک مردم بابل به عنوان عنصری نامطلوب شناخته شده و یک بار نیز به دلیل محکومیت قضایی از شورای شهر ا اج گردیده چه پیامی برای عد خواهان به همراه دارد؟ آیا این اقدام دهن کجی به حیثیت دستگاه قضا محسوب نمی شود؟ چرا باید فردی مورد تأیید قرار بگیرد که پیش از این به رغم حضور در پست مدیریت شهر، از مجرای وک حقوقی در برخی پرونده های عمرانی و یا تصرف در موقوفات، پول حرام به جیب زده است؟ تأیید صلاحیت فردی که از فعالیت های مشکوک ضد فرهنگی خود و باند بی اعتقادش ع و تهیه کرده و در اختیار رسانه های ضدانقلاب مانند قرار می دهد و قرار است در صورت راهی به شورا برخلاف فلسفه وجودی آن به فرمان برداری محض از مقام شهرداری پرداخته و به زعم خود پایگاه فرهنگی حامیان فتنه را مستحکم نماید، آیا معنایی جز اهمال در برابر دلبستگان به اجانب و خائنان وطن فروش به همراه دارد؟ عنصر ناصالح دیگری نیز به رغم شهرت به بی مبالاتی اعتقادی و گرایش های رفتاری غیر دینی و دارا بودن اتهامات عدیده اخلاقی که به اقتضای تربیت چاله میدانی خود، شورای شهر را با رینگ کشتی کج اشتباه گرفته است، توانست با زد و بندهای و حمایت های خائنانه یکی از نمایندگان موسوم به ال ه، اعتماد هیأت نظارت را به دست آورده و با حضور خود در رقابت های انتخابات شورا به وجهه دارالمومنین لطمه وارد آورد. جالب آن که و علمای شهر بابل نیز نسبت به تأیید افراد مسأله دار هشدارهایی را به مسئولان امر داده بودند که با کمال وقاحت مورد بی توجهی قرار گرفت.

انصار حزب الله شهرستان بابل پیش از این به صورت شفاهی و مکتوب در خفا یا علنی در خصوص ناپر احتمالی مسئولان امر در تأیید صلاحیت "اوباش " و غارتگران و رانت خوارن منتسب به باندهای قدرت، هشدارهای لازم را بیان کرده بود. بی اعتنایی نهادهای ذی ربط و هیئت نظارت بر انتخابات شورا به هشدارهای مکرر دلسوزان انقلاب که در راستای اه تمامیت خواهانه و استیلا طلبانه ت ناکارآمد یازدهم صورت گرفت، مصاف آشکار غارتگران بیت المال با جبهه عد خواه انقلاب ی تلقی شده و پاسخی دندان شکن به همراه خواهد داشت.

از قوه قضائیه نیز انتظار می رود نسبت به دهن کجی هیئت نظارت در تأیید صلاحیت محکومان قضایی و متجاهران به فسق، واکنش لازم را نشان داده و از ورود عناصر بدنام و فاسد در انتخابات شوراهای شهر و روستا جلوگیری به عمل آورد.

والسلام علی عبادالله الصالحین

انصار حزب الله شهرستان بابل

برچسب ها : واکنش انصار حزب الله بابل به مماشات در تأیید صلاحیت عناصر معلوم الحال - تأیید ,صلاحیت ,انتخابات ,شورا ,بابل ,الله ,تأیید صلاحیت ,انتخابات شورا ,الله شهرستان ,همراه دارد؟ ,شهرستان بابل ,تأیید صلاحیت عناصر
یک نظر کاملاً شخصی درباره نامزدهای شورای بابل
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در این چند روز دوستانی تماس گرفته و یا پیغام داده و نظر حقیر را درباره حمایت از نامزدهای شورای ی شهر بابل جویا شده اند. البته می دانم بیسیاری از دوستان پرسشگر نه از بابت م که بیشتر از سر کنجکاوی و یا استنطاق این سوال را مطرح می کنند.

چنان که پیش از این دلایلی را ذکر کرده ام با شرایط موجود از اساس با تشکیل شوراهای شهر و روستا مخالف بوده و آن را هزینه ای اضافی و غیرضروری بر گرده ملت می دانم.

اما اگر قرار باشد در شرایط فعلی، چند نامزد را از نظر خود دارای صلاحیت ورود به شورا و خدمت به مردم معرفی کنم می توانم به اسامی زیر اشاره نمایم:

1- منصف

2- بناریان

3- کردی نژاد

4- هاشمی

5- شافعیان

6- جعفرزاده

7- حیدریان

8- فیروزپور

9- ولی نژاد

10- کاردگر

11- سه لاتهنه

12- خانلرزاده

13- قلی زاده

ذکر این نکته را ضروری می دانم که غیر از مورد اول که اولویتی انکار ناشدنی دارد، سایر نامزدهای بزرگواری که نامشان در این فهرست درج شده را در شرایطی نزدیک به هم دانسته و معتقدم هر عزیزی از بین این دوستان بنا بر سلیقه مردم به عنوان یکی از نه شهر، حائز اکثریت آرا برای ورود به شورا شود می تواند منشأ خیر و خدمت برای جامعه باشد.

به دوستانی که معتقدند هیچ یک از نامزدهای موجود در انتخابات شورای ی شهر بابل به دلشان نچسبیده توصیه می کنم به کلا رفته و به محمود نقویان رأی بدهند. مطمئن باشید خیری که از حضور محمود در شورای شهر کلا حاصل می شود برای مردم بابل و استان مازندران نیز مبارک خواهد بود.

برچسب ها : یک نظر کاملاً شخصی درباره نامزدهای شورای بابل - نامزدهای ,بابل ,شورای ,مردم ,دانم ,شورای ی ,نامزدهای شورای
درباره انتخابات شورا
عنوان وبلاگ : اشک آتش

مال

یا

دین؟!

خدا نیامرزد انی که ما را در این دو راهی ننگ آور قرار دادند.

آن چه از واقعیت ها پیداست آنهایی که شایسته اند بعید است در همهمه سرسام آور غارتگران دین و دنیا توفیقی به دست آورند.

حالا ما بر سر این دو راهی سخت، معرکه ای تلخ و عذاب آور را باید شاهد باشیم.

عده ای بر این گمانند که مال بر دین برتری دارد؛ چه این که او فقط به مال و مکنت ما چشم دوخته و آ تمان را تباه نخواهد ساخت. در حالی که دین، شرف و عزت و غیرت و انسانیت ما را در دنیا و آ ت نشانه گرفته است.

سخن دیگر آن است که ان مال، مبدع، منشأ و مادر ان دین هستند؛ چرا که گفته اند سخن حق دین در باور آنانی رسوخ نخواهد کرد که شکم هایشان از مال حرام انباشته گردیده است. پاسخ آن که، ان مال در دامان ان دین پرورش یافته اند و مگر اصلاً می شود دین داشت و دنیا را غارت کرد و یا آن که دین را به یغما برد و کار به دنیای مردم نداشت؟ این دور، تا ابد ادامه خواهد داشت.

خدا ما را از این ابهام ملال آور نجات دهد. این درد را باید به کجا برد که ما را در انتخ مخیّر گذاشته اند که خشت اول هر دو طرف آن به گونه ای چیده شده که دیوار مدیریت جامعه را تا ثریا کج خواهد ساخت. عرصه انتخابات شورای شهر، بازی دو سر باخت است.


برچسب ها : درباره انتخابات شورا - ان
مدعیان خدمت!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

دوستی از بابل تماس گرفت و گفت از طرف من بنویس مگر مرحوم نوشیروانی یا سایر نیک شانی که کار خیر کرده و منشأ خدمت به مردم قرار گرفتند عضو شورای شهر بودند؟

ک که ادعای خدمت به مردم را دارد اما میلیون ها تومان را ج اجاره ستاد و استخدام کارگر تبلیغاتی و چاپ پوستر و بنر و شام و ناهار و آوردن خواننده و هن یشه و ... می کند اگر صداقت دارد چرا همین پولها را در راه خدمت به مردم هزینه نمی کند؟

راستی جوجه روشنفکرهای تازه به دوران رسیده ای که هر سال موقع محرم از لانه عنکبوتی شان بیرون آمده و افاضه می فرمایند که به جای مجلس روضه، پول پذیرایی از مردم را به فلان کار خیر بدهید چرا این طور مواقع لال شده و صدایشان در نمی آید که به جای این همه بریز و بپاش و اسراف علنی برای تصاحب قدرت، دست فقیری را نگرفته و مشکل نیازمندی را برطرف نمی سازید؟

برچسب ها : مدعیان خدمت! - مردم ,خدمت
نظام بدون عد یعنی هیچ!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

گاهی وقت ها آدم از دست قوه قضاییه فقط می تواند عصبانی باشد.

وقتی چپ علیه راست سند رو می کند و راست علیه چپ،

یعنی عد خانه ای نداریم که اگر ادعاها درست است یقه مجرمان و ان غارتگر را بگیرد و اگر حرف ها دروغ بود یقه دروغ گویان را.

اتفاقاً به شدت معتقدم آن چه باعث شد این سال ها به آن جا برسیم که هم چپ علیه راست بتواند سند رو کند و هم راست علیه چپ، فقدان روحیه وطیفه شناسی در متولیان امور نظارتی و قضایی بوده است.

چپ یا راست، درست می گوید یا اشتباه، فرقی نمی کند. اولین و بالاترین انتظار مردم از نظام دینی، اجرای عد است.

وقتی باور به عد از ذهن مردم پاک شود نظام دست چپ باشد یا راست، اعتماد عمومی را از دست داده و ممکن است دیر یا زود با بزرگترین چالش های امنیتی که تهدید کننده ثبات کشور است، مواجه شود. عد را جدی بگیریم.

برچسب ها : نظام بدون عد یعنی هیچ! - عد ,راست ,علیه ,نظام ,راست علیه ,علیه راست
محمدتقی سالخورده
عنوان وبلاگ : اشک آتش

1- پیش خودم می گفتم لابد مثل خیلی از مردهای دیگر، زیاد بودن ج ه همسر را یک افتخار می داند و آن را به رخ دیگران می کشد؛ اما این طور نبود. می گفتم: تجملات نه، ولی در حد عرف ید کنیم که اشکال ندارد! با همین هم مخالف بود. می گفت: زندگی هر چه ساده تر باشد صفا و صمیمیت بیشتری هم دارد. این زرق و برق ها ممکن است بین همسران فاصله بیندازد. اصرار مرا که می دید کوتاه می آمد تا آزرده خاطر نشوم.

قرار بود مبل هم جزو ج ه من باشد. جریان را که فهمید، رنگ صورتش تغییر کرد. آن جا دیگر من کوتاه آمدم. درست نبود که به خاطر مال و منال دنیا، همسرم را ناراحت کنم.

2- فرمانده بود؛ اما ژست فرماندهی نمی گرفت. جوری با نیروهایش کنار می آمد که بی نیاز از امر و نهی و تغیّر، خودشان از روی محبت و دوستی به دنبال انجام وظایفشان باشند. یک بار شاهد بودم یکی از بچه های افغانستانی که بعد از مدت ها او را دیده بود چنان در آغوشش گرفت که انگار با محمد نسبت قوم و خویشی دارد. یک بار با هم به سنگر برادران مخلص افغانستانی سرکشی کردیم. یکی از آنها آمد جلو و گله کرد که چرا فرمانده نمی آید و سری به ما نمی زند. وقتی محمد را به او معرفی ، خج کشید. یادش آمد که این پاسدار جوان را بارها در کنار خود دیده است که دوشادوش آنها به کارها رسیدگی می کند.

برچسب ها : محمدتقی سالخورده
برسد به دست جمنایی ها!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

متن زیر نوشته یکی از دوستان خوب پزشک و خوش فکر است که تحلیلی منطقی در خصوص شرایط فعلی انتخابات ریاست جمهوری است. امیدوارم عقلای اصولگرا به این متن توجه ویژه داشته باشند:

1) به این آمار وزارت کشور، توجه کنید:

- تعداد افراد حق رای دار برای شرکت در انتخابات این دوره 52 میلیون نفر است.

- تعداد رای دهندگان به تفکیک شهری و روستایی، شامل شش کلانشهر کشور 17 میلیون، ای متوسط 17 میلیون و مناطق روستایی 18 میلیون است.

- میزان مشارکت در انتخابات در کلان ا 40درصد، در ای متوسط 60 و در روستاها 90درصد است.

- بر اساس درصد مشارکت بالا، در کلان ا 7میلیون، در ای متوسط 10 میلیون و در مناطق روستایی 16 میلیون رای در صندوق ها ریخته می شود.

2) نتیجه رای در سالهای 88 و 92 به این ترتیب بوده است:

- سال 88: (24) و (13)

- سال 92: (18)- قالیباف(6) - جلیلی(4) - رضایی(3.8) و ولایتی(2.2)

3) کلیدواژه پیروزی رای این دوره، در جذب حدود حداقل 5 میلیون رای خالص از نوع ی ست!

که عموماً قشر تا متوسط جامعه بوده و در حال حاضر بخاطر مشکلات عدیده اقتصادی و نبود شخص محبوبشان، دچار نوعی سرخوردگی هستند.

توجه شود به این آمار که:

در سال 88 اصلاح طلبان ۱۳میلیون رای و در سال 92، 18 میلیون رای خالص داشتند.

بنابراین با حدود 5 میلیون رای خا تری یا رای ی مواجهیم!

4) رفتار انتخاباتی ، در مجموع به ضرر جمنا شده و موجب سوگیری رای به سمت خواهد شد.

به همان صورت که با حذف در سال 92 بشدت با طیف اصولگرایی مرسوم مقابله د، در این دوره نیز با حذف خود و آقای بقایی به مراتب سخت تر در مقابل اصولگرایان و جمنا جبهه خواهند گرفت.

(کافی ست نگاهی به مطالب جناب آقای عبدالرضا داوری انداخته شود که رسما جمنا و آقای رئیسی را مورد شماتت قرار میدهند)

بماند که جمنا اساساً در شکل و محتوی قادر به تجمیع نظر دلسوزان نظام نیست!

5) ستادهای انتخاباتی در کشور عموماٌ از قشر فعال، پرشور، میدانی و جوان هستند و بسیار در حوزه انتخاباتی و جلب آرای عمومی سریع و کارا عمل می کنند.

در حال حاضر، اکثریت این نیروها با حذف و بقایی عصبی هستند، و بدلیل قانع نشدن از حذف، بطور ناراحت کننده ای حتی از نظام دلگیرند.

مهم:

اگر جبهه اصولگرایی نتواند این قشر فعال را با خود همراه کند(که تابحال نکرده است!) بشدت رای از نوع ی را از دست رفته بداند!

6) این بار هم شاهد رای دادن از طرف انی هستیم که قبلاً رای نمیدانند(به اصطلاح قشر مرفه و بیخیال جامعه) (چیزی شبیه به انتخابات ریاست جمهوری سال 92 و انتخابات 95مجلس تهران).

7) مسئله عدم حضور در انتخابات، از هیچ رسانه خارجی هم تبلیغ نمی شود و برع ، رای به بطرق مختلف در حجم بالای خبری و رسانه ای فریاد می شود.

8) از طرفی؛ شاهد رای "ندادن" افرادی از قشر ضعیف و متوسط جامعه خواهیم بود که بشدت دچار د دگی و مشکلات اقتصادی هستد و از سویی نگاه به حضور داشتند.

9) ک دا و رای اصلاحات واحد بوده و به سادگی ریزش نخواهد کرد.

ت با 90% ظرفیت اداری و دیوانی در کشور در اختیار اصلاحات است.

از طرفی قویترین گروه جنگ روانی را در اختیار داشته و با دروغ، تزویر، ریا، ریختن اشک تمساح و هرج و مرج طلبی و هوچیگری، در حال فعالیت بویژه در بخش آمارسازی و اختلاف افکنی بین طیف اصولگرایان هستند که عموماً به نتیجه مطلوب هم می رسند!

10) بر خلاف دوره قبل و باور فعلی عده ای، اصلاحات حتی یک رای به سبد قالیباف نخواهد ریخت.

این بار قالیباف یک تنه به جبهه اصلاحات زده و بازی مرگ و زندگی را به نمایش گذاشته است!

11) با این آمار و تفاسیر، جبهه اصولگرا، توان به دوره دوم کشاندن انتخابات را با دو ک دای همسو نداشته و تنها راه پیروزی، ماندن یک نفر از جبهه اصولگرایی آنهم با اعلام از یک هفته قبل از روز رای گیری است!

چرا که:

1)آقایان اصولگرا بویژه در هفته آ ، معمولاً دچار احساس "تکلیف" مضاعف شده و لذا از ترک صحنه خودداری می ورزند!

2) نیروهای تحت امر ستادی و مردم مشتاق و علاقه مند، فرصت بازی و تغییر نگرش به سمت ک دای دیگر هم طیف را پیدا می کنند.

بعبارتی برای تغییر این باور، حداقل به 7روز زمان نیاز است!

برچسب ها : برسد به دست جمنایی ها! - احمدی ,میلیون ,انتخابات ,جمنا ,اصلاحات ,نژاد , , ای متوسط , ی , احمدی ,جبهه اصولگرایی ,انتخابات ریاست جمهوری
منصف را خدا تأیید کرد!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

gupb_p o_2017-02-27_07-03-30.jpg


یک ماه پیش بود. گفتم: این طور که شنیده ام انگار خیلی ها دست به دست هم دادند تا این دور رد صلاحیت شوی. مکثی کرد و گفت: ما هم خ داریم.

برچسب ها : منصف را خدا تأیید کرد!
رد صلاحیت منصف، قطعی شد
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بر خلاف شایعه پراکنی منابع موثق که به نظر من هدفی جز فرصت سوزی نداشتند، محمد حسین منصف، جانباز و آزاده سرافراز شهرمان از سوی هیأت نظارت بر انتخابات شوراهای شهر، مورد تأیید قرار نگرفت.

راستش را بخواهید اگر منصف از سوی هیأت نظارتی که حاضر به تأیید صلاحیت بعضی از چهره های نا موجه گردیده، مجوز حضور در انتخابات را می گرفت جای تعجب داشت.

حسین منصف، یک پاسدار عد خواه و یک انقل خستگی ناپذیر است که بر سر منافع جامعه ی و کمک به مظلومان با ی مماشات نداشته و هیچ گاه در برابر کانون های قدرت و ثروت، سر تسلیم فرود نیاورده است. وجود چنین شخصیتی در جمع اعضای شورا در تضاد با منافع باندهایی است که خدمت رسانی به مردم را بهانه ای برای غارتگری اموال عمومی می دانند.

حسین منصف اما هر جا که باشد بر عهد انقل خود با شهیدان استوار بوده و باز هم نخواهد گذاشت آب خوش از گلوی زیاده خواهان پایین برود.

برچسب ها : رد صلاحیت منصف، قطعی شد - منصف، ,حسین ,حسین منصف،
بعد از چهار سال سکوت
عنوان وبلاگ : اشک آتش

دفاع ما بعد از چهار سال بالا ه به تهدید نظامی جوجه ت عربستان پاسخ داد و گفت در صورت وم غیر از مکه و مدینه، شهری را در عربستان باقی نخواهیم گذاشت.

یکی نیست به او بگوید شما نگذار کشتی حامل کمک های انسان دوستانه ایران به مردم مظلوم یمن از جیبوتی سر در بیاورد، تهدید نظامی دم انتخاباتی تان را نخواستیم.

برچسب ها : بعد از چهار سال سکوت - تهدید نظامی
انقلاب ی قائم به فرد است!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

انقلاب نباید قائم به فرد باشد، این را همه می دانند.

دهه نخست انقلاب،دشمن همواره در تبلیغات خود این گونه وانمود می کرد که اگر در میان ما نباشد، انقلاب فرو خواهد پاشید. از دنیا رفت و ثابت شد که انقلاب قائم به فرد نبود که توانست دوام بیاورد.

دیروز انقلاب از تصویب محرمانه سندی آموزشی و فرهنگی که در تضاد با اه انقلاب ی بود زبان به شکوه گشود. ایشان از شورای عالی انقلاب فرهنگی بابت بی تفاوتی در قبال امضای این سند گلایه نمود. ب بع جای انتقاد از بی خاصیتی مجلس و بی غیرتی ت هم در این خصوص وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر اگر انقلاب به این قصه ورود پیدا نمی کرد همه مسئولین نظام حتی آنهایی که محصولات تربیتی حوزه ها هستند نیز رأی به تصویب قانونی داده بودند که برخلاف فرامین دین، موجب استیلای نظام فکری کفر بر کشور ی می گردید.

گاهی وقت ها آدم به این نتیجه می رسد که انقلاب، قائم به فرد است.

به این بخش از سخنان دردمندانه مان توجه کنید:

این سند ۲۰۳۰ یونسکو و ازاین قبیل، چیزهایی نیست که بتواند زیر اینها شانه قرار بدهد و تسلیم شود.

به چه مناسبت یک مجموعه ی به اصطلاح بین المللی که قطعاً تحت نفوذ قدرت های دنیاست، این حق را داشته باشه که برای ملتهای دنیا با فرهنگهای مختلف، تکلیف مشخص کند؟

اصل کار غلط است. اینکه ما برویم سندی را امضا کنیم و بعد هم بیایم بی سروصدا آن را اجرا کنیم؛ نخیر! مطلقاً مجاز نیست؛ ما اعلام کردیم.

بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گله مند هستم. آنها باید مراقبت می د و نباید میگذاشتند که کار به اینجا بکشد که ما بیاییم و جلوی این کار را بگیریم. اینجا است. ۹۶/۰۲/۱٧

برچسب ها : انقلاب ی قائم به فرد است! - انقلاب , ی ,قائم ,جمهوری ,فرهنگی , ,انقلاب فرهنگی ,عالی انقلاب ,شورای عالی ,انقلاب ی ,عالی انقلاب فرهنگی
یک جای کار می لنگد
عنوان وبلاگ : اشک آتش

خودتان را بگذارید در کنار مردمی که صد یا دویست سال بعد کتاب تاریخ ایران را ورق می زنند و در صفحه مربوط به هفدهم اردیبهشت هزار و سیصد و نود و شش می خوانند که رییس جمهور کشور وقتی برای بازدید به معدنی رفت که به تازگی چهل نفر در آن جان سپردند، با هیاهوی کارگران خشمگینی مواجه شد که فریاد می زدند "این سال ها کجا بودید و چرا موقع انتخابات پیدایتان شده؟ ما حتی ده هزار تومان هم برای بردن فرزند بیمارمان نداریم و ... " و سپس مجبور به ترک محل گردید.

بعد هر چقدر هم قسم بخورید که این اتفاق در و درست در زمانی رخ داد که رئیس جمهور آن فردی بود، بعید است چیزی جز پوزخند تحویلتان بدهند.

که درباره رسیدگی به امور ضعفا، صدها صفحه مطلب و توصیه دارد؛ این ما هستیم که یک جای کارمان می لنگد.

برچسب ها : یک جای کار می لنگد
یاران سلامت می کنند ...!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

به بهانه تأیید صلاحیت حسین منصف

تغییر و اصلاح نظر هیئت نظارت بر انتخابات شورای استان در تأیید صلاحیت محمد حسین منصف را تبریک می گویم.

تقارن اعلان این خبر مسرت بخش درباره برادر پاسدار، جانباز و آزاده مان با اعیاد خجسته شعبانیه و میلاد بزرگ پاسدار مکتب و زاد روز جانباز رشید دشت نینوا و ولادت آزاده قیام جهانی حضرت اباعبدالله علیهم السلام را هم باید به فال نیک گرفت.

به یقین می دانم تمام دوستان و انقل که این روزها در تلاطم دفاع از حرمت و احقاق حق محمدحسین منصف برآمدند هدفی جز ب رضای الهی و عمل به تکلیف دینی و انسانی خویش نداشته و در این خصوص منتی بر ی ندارند.

در این میان عزیزان و سرورانی نیز پای در عرصه دفاع از حیثیت این برادر جهادگرمان گذاشتند که اگر چه خود در زمره منتقدین بعضی از رویکردهای حسین منصف بودند؛ اما به اقتضای فطرت زلال و عد طلب خویش برای صیانت از حریم حق به حمایت از او برخواستند.

به نوبه خود تشکر ویژه ای از محترم بابل دارم که به رغم بعضی دلخوری ها و سوءتفاهمات، برای احقاق حق یک مومن آزاده و انقل وارد میدان شد.

در شرایطی که بعضی افراد دارای سوءپیشینه و متهم قضایی نیز توانستند در مواردی اعتماد شورای نظارت بر انتخابات را به دست بیاورند، رد صلاحیت یک پاسدار و راوی فرهنگ ایثار و شهادت و م ع خستگی ناپذیر و آرمان های کبیر، به اتهام ناراوای عدم زام عملی به و ولایت مطلقه فقیه، جفایی بس سترگ به شمار می آمد.

خوشمان بیاید یا نه، عموم مردم خاستگاه حسین منصف را هیئات مذهبی و پایگاه های بسیج می دانند. این روزها خوش ی بعضی از منافق صفتان و فتنه گران وطن فروش از رد صلاحیت مردی که عیش خیانت هایشان را همواره تبدیل به زهر کرده بود، بسیار دردآور به نظر می رسید.

الحمدلله که باز هم اتحاد نیروهای خط مقدمی انقلاب، چشم بدخواهان انقل را کور ساخت. امیدوارم این همدلی با برگزاری سلسله نشست های صمیمی و رو در رو به حل و رفع اختلاف سلایق درون گفتمانی موجود بین خانواده بزرگ انقلاب ی و معتقدان به مبانی دینی در بابل منجر بشود.

ورود حسین منصف به عرصه رقابت ها، انتخاباتی پرشور را در دیار مومنان نوید می دهد. حسین، ائتلاف نانوشته چپ و راست شهر بر سر منفعتی مشترک را بر هم زده و رقابت بین مردم و کانون های قدرت را شکل خواهد داد. برای او و همه عد خواهان و حق طلبان جبهه مستضعفین آرزوی توفیق و سربلندی دارم.

برچسب ها : یاران سلامت می کنند ...! - منصف ,حسین ,صلاحیت ,بعضی ,انقل ,آزاده ,حسین منصف ,تأیید صلاحیت
یک پیشنهاد برای شورای نگهبان
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در احکام ، "قصد" و اراده در اثبات صحت عمل (اعم از عقد و ایقاع)، اصلی مهم و لازم محسوب می شود.

مثلاً ی که لفظ بیع را بر زبان آورده و یا رفتاری دال بر معامله انجام بدهد؛ اما به دلیل سفاهت و عدم بلوغ فکری و یا از سر مزاح و یا عدم تعادل روانی و یا از روی اجبار، قصد و نیّتی پشت الفاظ و اعمال خود نداشته باشد، معامله اش از اساس باطل محسوب می شود.

در ازدواج نیز اصل قصد و نیت برای اثبات صحت عقد، لازم و ضروری است. ی که به اجبار و یا از روی شوخی و یا بابت عدم تعادل روحی و ... بخواهد عقد را بر زبان جاری کند، تأثیری در انعقاد آن نداشته و شرع و عقل نخواهد پذیرفت که او به تزویج ی درآمده است.

به نظر من شورای نگهبان وقتی می بیند ی بدون آن که قصد داشته باشد رئیس جمهور شود فقط از سر تفنن و یا خودنمایی و یا کمک به رقیب مورد نظر در انتخابات وارد شده و قبل از رأی گیری انصراف خواهد داد، ثبت نام او را باید کأن لم یکن تلقی نموده و او را فاقد شرط لازم برای ورود به عرصه رقابت ها بداند. این گونه لااقل از اتلاف وقت مردم نیز جلوگیری به عمل می آید.

برچسب ها : یک پیشنهاد برای شورای نگهبان - لازم ,شورای نگهبان
بیانیه هیأت علمدار حسین علیه السلام شهرستان بابل پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ی
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بسم الله الرحمن الرحیم

"هر ور، نظام و امنیت را دوست دارد در انتخابات شرکت کند، این حضور تعیین کننده، شرّ دشمن را از سرِ کشور کم خواهد کرد". ی 96/2/10

دشمنان ایران ی، امروز چشم طمع به انهدام انقلاب ی و محو آرمان های و معارف اهل بیت علیهم السلام دوخته اند. انتخابات پیش رو، سنگ محکی برای اثبات پایبندی جوانان پاک این مرز و بوم به آموزه های غنی مکتب بوده و میزان مشارکت مردم، باطل السحر جادوی خام متوهمانی است که به گمان غلط خویش، جوانان ایرانی را به دور از علقه های مذهبی و اخلاقی تصور کرده اند.

در این راستا انتخاب فرد اصلح به منظور تثبیت دستاوردهای انقلاب ی و ارائه خدمت بیشتر به محرومان و پابرهنگان که به فرموده راحل (ره) ولی نعمتان حقیقی انقلاب هستند، تکلیفی شرعی بر دوش آحاد مردم ایران عزیزمان می باشد.

هیأت علمدار حسین علیه السلام ضمن دعوت از عموم ملت شریف ایران و ارادتمندان آستان اهل بیت علیهم السلام به اصل حضور حداکثری در عرصه انتخابات و توصیه به مطالعه دقیق فرمایشات ی در تبیین ملاک های انتخاب اصلح، بلوغ جوانان عاشواریی این آب و خاک را محترم شمرده و از حسن توجه و دقت نظر آنان در دو انتخابات مهم پیش رو اطمینان کامل دارد.

از این رو تأکید می شود هیأت قصد ورود مستقیم به عرصه رقابت های انتخاباتی را نداشته و استفاده احتمالی بعضی از هواداران نامزدهای شهری یا کشوری از نام این هیأت را پیشاپیش تکذیب می نماید.

هیأت علمدار حسین علیه السلام دارالمومنین بابل

برچسب ها : بیانیه هیأت علمدار حسین علیه السلام شهرستان بابل پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ی - انتخابات ,هیأت ,السلام ,حسین ,علیه ,علمدار ,علمدار حسین ,حسین علیه ,علیه السلام ,هیأت علمدار ,علیهم السلام
فقط بچه مذهبی های بابل بخونن
عنوان وبلاگ : اشک آتش

داداشای گلم، دوستای خوب من! یه لحظه توجه کنین لطفاً:

تنها ک دای شورای شهر بابل، آ سید مصباح الهدی جباریه.

جوون با سواد، خوب، بی حاشیه و خوش آتیه شهرمونه که دیر یا زود پا جای پای بزرگان این دیار میذاره. مستقل مستقل هم اومده وسط و دستش تو دست هیچ حزب و باند و گروهی نیست.

ممکنه بگین شورای شهر چه ربطی به ت داره و طلبه ها رو چه به عضویت تو شورا!

من اصلاً نمی خوام وارد این مباحث بشم و مثلاً بگم مگه اونای دیگه ای که دارین انتخاب میکنین تخصص قابل اعتنایی تو امور شهری دارن و یا این که مباحث فرهنگی و نظارتی شورا حتماً به حضور یه خوش فکر و با سواد نیاز داره و از این جور حرفا؛ نه!

حرف من یه چیز دیگه ست:

الان فقط یک ه که وسط معرکه انتخابات شورا پا گذاشته، لباس پیمبر به تن داره و علم دین به دست گرفته.

کنار اسم هایی که برای شورا انتخاب کردین اونقدری جا هست که اسم سید ما رو هم بنویسین تا حتی اگه هم نتونست داخل شورا بره لااقل به خاطر عزت لباس و راهی که داره طی میکنه، رأی آبرومندانه ای داشته باشه.

یادتون باشه سید مصباح الهدی جباری رو از قلم نندازین.

نیاز نیست این پیامو تو کانال ها و گروه های عمومی منتشر کنین اما حتما دست بچه های مذهبی شهر برسونین.

سید حمید مشتاقی نیا

برچسب ها : فقط بچه مذهبی های بابل بخونن - شورا , ,مصباح الهدی
طوماری از خانواده های ی بابل
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بسم الله الرحمن الرحیم

نگذارید پیش وتان جهاد و شهادت در پیچ و خم روزمره زندگی به فراموشی س شوند. (ره)

ردصلاحیت عضو ایثارگر و آزاده و جانباز شورای ی شهر بابل به بهانه واهی عدم زام عملی به و ولایت مطلقه فقیه، خبر بهت آوری بود که دل یاوران انقلاب ی را به درد آورد.

ما امضاکنندگان این طومار، جمعی از خانواده های ، ایثارگران و فعالان جبهه فرهنگی انقلاب ی در دارالمومنین بابل، به رغم وجود انتقاد نسبت به برخی از رفتارهای محمدحسین منصف، در مجموع عملکرد این برادر پاسدار و رزمنده و خادم را در چارچوب زام به ناب محمدی دانسته و بر پایبندی و شهادت طلبی این سرباز جان برکف و ف گواهی می دهیم. از هیأت نظارت بر انتخابات شورا انتظار می رود از برگنمایی آغشته به تهمت و ت یب به منظور حذف یک نیروی عد خواه اجتناب ورزیده و خلأهای قانونی در مواجهه با نقدهای مورد نظر خود درباره نامزدها را با تمسک به مفادی از قانون که انطباق ناپذیر و غیرواقعی است، جبران نسازد.

برچسب ها : طوماری از خانواده های ی بابل - ی ,انقلاب ی
عشق ناتمام به میز!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

شاگرد تنبلا درست شب امتحان که می شه، درس خوندنشون می گیره. بعضی احزاب هم همین ح رو دارن و درست شب انتخابات که از راه می رسه یادشون میاد که باید بپرن وسط میدون و خودی نشون بدن.

بعد اسم تراوش های ذهنی دوستان و بستگان گعده خودشونو میذارن "نظر مردم!"

نتیجه ش میشه همین بیانیه که می بینین: "چون مردم طرفدار شهرداری هستن که فامیل و رییس اداره ماست پس بیاین به لیست حامیانش رأی بدین که به ما هم بیشتر خوش بگذره."

حالا یکی نیست به این ده احزاب یک بار مصرف بگه که اگه واقعاً حق با شماست و مردم حامی شهردار مورد نظر شما هستن، خوب خودشونم می گردن حامیانشو پیدا میکنن و بهش رأی میدن دیگه. شما چرا آخه زحمت می کشین با این ح ون؟!

یک شهروند

برچسب ها : عشق ناتمام به میز! - مردم
شهید کارگر و روز کارگر!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

o9my_p o_2017-02-26_20-15-09.jpg


مردم بابل با میدان شهید کارگر به خوبی آشنا هستند، حتی اگر تا به حال تابلویی از ع این شهید را در کنار نامش مشاهده نکرده باشند.

شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید شهید علی اکبر کارگر، درست در روز یازدهم اردیبهشت سال65 یعنی "روز کارگر" در عملیات تکمیلی والفجر هشت به شهادت رسیده است! این هم جزو اتفاقات جالب دفاع مقدس است.

خدا به حاج حسن آقای مهدی زاده ما خیر بدهد که مستقل و خودجوش با کانال سنگر ، بار کم کاری همه نهادهای ذی ربط با فرهنگ ایثار و شهادت را یک تنه به دوش می کشد.

راستی تا یادم نرفته یک نکته را حتماً خدمت شما عرض کنم. این سال ها زیاد می بینید و می شنوید که بعضی ها یک ضرب نق می زنند و و رزمندگان م ع حرم را متهم می کنند که اینها به خاطر پول و جاه و مقام به می روند.

شاید نسل جدیدی ها و یا حتی آنهایی که حافظه تاریخی شان زوال پذیر است گمان کنند معترضین به دفاع از حرم آل الله علیهم السلام آدم های وطن پرستی هستند که دلشان می خواهد سرمایه های انسانی کشور در راه دفاع از همین کشور مصرف بشود.

فارغ از این پاسخ مستدل که مبارزه با و دیگر تروریست های وه ضد و ایران در هر نقطه از عالم در واقع دفاع از تمامیت ارضی و امنیت مردم ایران است یادآوری این نکته را لازم می دانم که همین افراد اهل نق حتی در زمان دفاع مقدس و در شرایطی که دشمن به طور مستقیم وارد مرزهای جغرافیای ایران عزیزمان شده و جان و مال و نوامیس این کشور را تهدید می کرد باز هم زبان به اعتراض و توهین و تمس بلند می د که: رزمنده ها به خاطر پول و مقام است که دارند به جبهه می روند ...!

به این سند تاریخی که بخشی از وصیتنامه شهید علی اکبر کارگر اطاقسرایی است توجه کنید و این قبیل افراد وطن فروش را بهتر بشناسید:

" چرا این مکر ها و شیطنت ها را در افکار می اندازید؟ چرا خیانت می کنید به این خون های داده شده از انقلاب کربلای حسین (ع) تا حالا و همچنین ی صدر تا به حال؟ که رفتند برای پول رفتند؟ برای مقام و جاه رفتند؟ یا اینها رفته اند تا انقلاب زنده باشد تا قرآن و حکومت الله پابرجا باشد و مرز های در امان باشد؟ بروید ببینید که آیا در یکی از آنها انگیزه پول به دست آوردن و یا ثروت و مقام و پست گیر آوردن بوده و رفتند به چنین وضعی افتاده اند یا نه برای خدا رفتند؟ خدا لعنت کند دشمن را خدا لعنت کند آن انی که پشت سر این ما و این عزیزان ما بد می گویند و خدا آنها را ذلیل کند."

برچسب ها : شهید کارگر و روز کارگر! - دفاع ,کارگر ,شهید ,مقام ,رفتند؟ , ,دفاع مقدس ,شهید کارگر
سید سجاد خلیلی
عنوان وبلاگ : اشک آتش

اهل ع گرفتن و پز دادن نبود که هیچ، تأکید داشت هیچ نفهمد که به رفته است. می گفت: بگویید رفت مأموریت؛ همین. گفتیم: زیارت حرم حضرت زینب و دفاع از حریم ایشان که خیلی افتخار دارد. می گفت: دوست ندارم ریا شود، اجرش باشد برای آن دنیا.

همان دفعه اول هم با رفتنش مخالفت . گفت: مادرجان! این همه مسجد می روید و روضه حضرت زینب می خوانید، دلتان می آید پسر شما یک گوشه بنشیند و حرم حضرت را ویران کنند؟ حرفش حرف حساب بود.

دفعه دوم از تهران تماس گرفت و گفت که باید بروم. این بار مخالفت مرا که دید زد زیر گریه. به حضرت زینب و حضرت رقیه قسمم داد که راضی باشم. دوستانی که کنارش بودند بعدها تعریف د که او اشک می ریخت و می گفت مادرم از من ناراحت است. دیگر او را ندیدم که بگویم مگر می شود از این که حاصل عمرم ف حضرت زینب شود ناراضی باشم؟

برچسب ها : سید سجاد خلیلی - حضرت ,زینب ,حضرت زینب
منصف باید رد صلاحیت می شد!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

واکنش برادر آزاده مفید اسماعیلی سراجی نویسنده و پژوهشگر فرهنگ ایثار و مقاومت و از م عان حرم آل الله به رد صلاحیت حسین منصف:


منصف باید رد صلاحیت می شد!


به برادر خوبم محمدحسین منصف توصیه می کنم قد و بالای خودش را یک بار در آینه حقایق جامعه، ورانداز کند. منصف کجا و خلق و خوی پشت میز نشینی و ل گری و قدرت گرایی؟ منصف کجا و زد و بندهای و جناحی با مافیای قدرت و ثروت؟!

کجا یک انسان آزاده و ایثارگر که هنوز هم بعد از گذشت چند دهه از عمر انقلاب و دفاع مقدس به عهد جانانه خود با دوستان شهیدش وفادار است جایی در بلبشوی دنیا زدگی و میز پرستی دارد؟ جنس حسین منصف از جنس زمینی های آسمان گریز نیست.

حسین یادگار فرهنگ مقاومتی است که مردان آن با دست های بسته در چنگال دشمن هم آرزوی یک لحظه معامله بر سر باورها و عقایدشان را به دل سیاه دژخیمان باقی گذاشتند. نسل ایستادگی و غیرت و شهادت کجا و اشباح الرجال جیب پرور و عافیت خواه، کجا؟!

در شهر بابل فقط یک نفر برای ک داتوری شورای ی شهر، زیادی بود که اتفاقاً همان هم یک پاسدار رزمنده و آزاده و راوی و عامل به فرهنگ ایثار و شهادت بود! این حادثه، یک اتفاق نیست.

مردم بابل به خوبی از سابقه بعضی از نامزدهای تأیید صلاحیت شده مطلع هستند. مقایسه بین رویکردها و عقاید حسین منصف با این جماعت نورچشمی، نشان از غربت تفکر انقل فرزندان راستین دارد.

در عصر ترویج شه مادی گری و پول پرستی و جاه طلبی، در دوره ای که ارزش انسان ها را به نسبت و میزان ارتباطشان با صاحبان زر و زور و تزویر می سنجد، دنیا برای حاج کاظم های آژانس شیشه ای، قفسی بیش نیست.


راستی روزت مبارک، پاسدار!


مفید اسماعیلی سراجی

برچسب ها : منصف باید رد صلاحیت می شد! - منصف ,حسین ,صلاحیت ,فرهنگ ,آزاده ,حسین منصف ,منصف باید ,فرهنگ ایثار ,اسماعیلی سراجی ,مفید اسماعیلی ,مفید اسماعیلی سراجی
آیت الله توکل: اگر آقای سکوت کند در گناه ستاد انتخاباتی خود سهیم است
عنوان وبلاگ : اشک آتش

آیت الله توکل، مردم شریف مازندارن در مجلس خبرگان ی، صبح امروز در ابتدای درس خارج فقه خود در حوزه علمیه قم با اشاره به اهانت مجری ستاد انتخاباتی رئیس جمهور در استان ایلام به ساحت مقدس رضا علیه السلام، از دستگاه قضا و شخص رئیس جمهور خواست تا در مقابل این دهن کجی و حرمت شکنی برخورد قاطع داشته باشند.

آیت الله سید رحیم توکل ضمن اظهار تأسف از چنین گستاخی هایی فرمود:

در خصوص اهانت یک فرد رذل و نامسلمان به ساحت نورانی رضا و موسی کاظم علیهمالسلام قوه قضائیه باید به طور کامل پیگیر بوده و او را به اشدّ مجازات تعیین شده در قانون برساند. توهین به ، توهین به ولایت و به تبع آن توهین به نبوت و خدای عالم است. این اقدام جسورانه که در ملأعام انجام گرفت و متأسفانه تشویق حضار را به دنبال داشت نباید بی پاسخ بماند.

مسئولین ستاد انتخاباتی استان ایلام بر فرض این که نمی دانستند مجری هتاک قرار است چه متن وقیحانه ای را قرائت کند، وقتی چند عبارت توهین آمیز را از زبان او شنیدند باید همان جا برنامه اش را قطع می د. چرا این افراد در برابر بی ادبی او ت نشستند و مانع ادامه حرمت شکنی هایش نشدند؟ اگر جرأت نداشتند که اجرای او را در همان جا قطع کنند، چرا بعد از این واقعه نسبت به محکومیت و اعلام برائت از این فرد لاابالی اقدامی ن د؟!

آقای ! چرا خودت این جسارت نابخشودنی را به شدت محکوم نکردی؟ بحث ولایت و دین جزو خط قرمزهای محکم ماست. نکند ترسیدید آرای شما کم بشود که کار او را محکوم نکردید؟!

اگر ستاد آقای و نیز شخص ایشان این عمل ننگین را محکوم نکنند آنها هم در این گناه شریک هستند. گاهی سکوت در قبال یک خطای فاحش، علامت رضایت است.

سوال دیگری را مطرح می کنم. به مسئول ستاد آقای در ایلام می گویم اگر ی این چرندیات را درباره آقای یا خانواده و پدر و مادرش می خواند، باز هم شما سکوت می کردید؟ آیا همان جا تریبون را از او نمی گرفتید؟ چون رضا غریب شد باید در غربت بماند و هر هر جفایی خواست در حقشان انجام بدهد؟

برچسب ها : آیت الله توکل: اگر آقای سکوت کند در گناه ستاد انتخاباتی خود سهیم است - آقای , ,ستاد ,توهین , ,سکوت ,آقای ,ستاد انتخاباتی ,ستاد آقای ,استان ایلام ,رئیس جمهور
مرامنامه ایمان
عنوان وبلاگ : اشک آتش

3q17_p o_2017-02-23_06-20-41.jpg


وصیت نامه:شهید شعبانعلی ذبیحیان

1. ای انسانها!... ما از تبارنوریم، ما از چشمه های تاریخ بشریتیم، ما از تبار ه ل هستیم که با ق لها بر سر جنگ هستیم، ما از تبار موسی هستیم که با فرعون و فرعونیان در کارزاریم، ما از تبار حسین (ع) هستیم که دست ذلت به یزیدهای زمان نخواهیم داد.


2. ای بد فکران! ما خوب شیدیم و با دیده و فکر باز به جبهه رفتیم. رحمت خدا از انی که به حرفهایی متهم می کنند که با ایده خداخواهی ما منافات دارد، دور باد.

3. ای پدرو مادر عزیزم! از شما می خواهم که مرا ببخشید که رنج بزرگ من را متحمل شدید و نتوانستم زحمتهای شما را جبران کنم.

4. برادران عزیزم! از شما می خواهم که سلاح مرا پایین نگذارید و راه مرا ادامه دهید.

5. ای مردم و بانوان فداکار! با ایثار خون خود نشان دهید که هیچ ابر قدرتی نمی تواند جلوی بایستد خصوصاً که ناوهای هواپیمایی خود را در خلیج فارس قرار داده است.


6. امت حزب الله! از شما می خواهم که در خط حرکت کنید و همیشه یار و یاور او باشید. زیرا هر که یار او باشد، خدا یار اوست. ای امت حزب الله کفار باید بدانند که ما از هیچ چیز نمی ترسیم خصوصاً منافقیتن که منافقین از کفار بدترند و شما نباید دست هیچ منافقی باشید.

7. امت حزب الله! با رشادت و فداکاری های خودتان در صحنه های نبرد، پوزه امپریالیست خصوصاً منافقین کوردل را به خاک بمالید.


8. از شما می خواهم حجابتان را حفظ کنید، خصوصاً بانوان و خواهران باید با حجاب خود مشت محکمی بر دهان مافقین بزنند.

برگرفته از کانال سنگر

برچسب ها : مرامنامه ایمان - خصوصاً ,خواهم ,الله ,هستیم ,تبار
باید گذشتن از دنیا به آسانی ...
عنوان وبلاگ : اشک آتش

خوش دارم که مرا بسوزانند و خا ترم را به باد بسپارند تا حتی قبری را از این زمین نکنم

شهید وحید صادقی


ir4x_p o_2017-02-23_06-21-44.jpg

برچسب ها : باید گذشتن از دنیا به آسانی ...
حسین بواس
عنوان وبلاگ : اشک آتش

تو خیلی از عملیات های مبارزه با اشرار و ضدانقلاب در مناطق مرزی شرکت داشت، چند بار هم رفت . فیش حقوقی نداشت. اصلاً پاسدار نبود. او یک ویژه بود که ماهی ششصد هفتصد هزار تومان بیشتر حقوق نمی گرفت. با این حال، حساب و کتاب را داشت و خمسش را سر وقت پرداخت می کرد. معتقد بود خمس، باعث برکت اموال می شود.

آن قدر با محمدجوادش رفیق بود که انگار نه انگار این بچه چهارسال بیشتر ندارد. با او بازی می کرد؛ اما حرف زدنش با او مردانه بود. محمدجواد را که دیده اید در دیدار با ی با لباس نظامی، مثل یک مرد پیش آقا ایستاد و سلام نظامی داد. وقتی حسین داشت خداحافظی می کرد به او گفتم: اگر شهید بشوی تکلیف محمدجوادت چه می شود؟ نگاهی کرد و گفت: خدا بزرگ است، محمدجواد هم به زودی مرد می شود.

برچسب ها : حسین بواس
حرف حساب
عنوان وبلاگ : اشک آتش

ده دوازده روز پیش بود در سلسله مطالبی که پیرامون نامزدهای این دور از انتخابات شورای ی شهر بابل در کانال بابل روز نوشتم، پنجمین مطلب را به محمد حسین منصف اختصاص دادم. در آن مطلب، بندی بود که داد بعضی از اصحاب قدرت را درآورد و منجر به اعتراض و تهدید حقیر توسط آنها گردید. آن موقع هنوز نتیجه بررسی صلاحیت ها اعلام نشده بود؛ اما تلقی راقم این سطور از واکنش معترضان، مبتنی بر تحقق حتمی این بند از مقاله مذکور بود:

"به شهادت دوست و دشمن، جیب او همیشه بسته بود که دهانش همیشه باز ماند و در مقابل غارتگران و خائنان، سکوت اختیار نکرد. حسین نه مفسده مالی داشت که صلاحیتش رد بشود و نه فساد اخلاقی. اگر می بینید عده ای برای ردصلاحیت او در این دوره از رقابت های شورای شهر، کمر بسته اند؛ اما در برابر ورود افراد معلوم الحالی که پرونده سنگین محکومیت های قضایی دارند سکوت اختیار می کنند، پی به ماهیت و نفوذ باندهای قدرت و ثروت در مهم ترین کانون های جامعه ببرید. آنها نیک می دانند که حضور دوباره منصف در صندلی شورا با نقشه ها و برنامه هایی که در محافل تجاری – خود طراحی کرده اند، قابل جمع نیست."

برچسب ها : حرف حساب - سکوت اختیار
رنجنامه همسر محمدحسین منصف به محضر ثامن الحجج علیه السلام
عنوان وبلاگ : اشک آتش

سلام آقا! امشب آمده ام با تو درد دلی داشته باشم.

شما می دانی من فقط شانزده سال داشتم که ازدواج . یک سال را در عقد ماندم. در این سال فقط دو خاطره از همسرم دارم. ما در طول یک سال عقد فقط دوبار با هم بیرون رفتیم و آن هم جایی نبود جز مزار . همسرم تمام این مدت را در جبهه گذراند. بعد از ی ال که برگشت، گفت آماده شویم برای عروسی. شب عروسی ما شب دعای توسل بود. سیاهی شب که به صبح رسید، همسرم داشت وسایلش را برای اعزام به جبهه آماده می کرد. دوستانش که این موضوع را فهمیدند، خواستند او را از این سفر منصرف سازند؛ اما او حق داشت که لبیک به ندای ولی فقیهش را واجب تر از امور شخصی و زندگی خود بداند. حسین عصر او ندای هل من ناصر سر داده بود و او می خواست تا پای در رکاب عشقبازی نهاده و نگذارد تا عاشورای 61 هجری دوباره تکرار شود.

آقاجان! شما می دانی همسرم این بار که به جبهه رفت، هفت سال بعد به شهر خود بازگشت. من و او هفت سال را در اضطراب و انتظار، تنها به امید ادای تکلیف و لبخند رضایت ولی امرمان سپری نمودیم. من تمام این سال ها را به پیمودن راه از طریق فعالیت در پایگاه های بسیج به عنوان یک عضو فعال و خستگی ناپذیر سپری . از حضور در ستاد پشتیبانی جنگ تا سرکشی به خانواده های و رسیدگی به امورشان، آموزش اسلحه به خواهرن و از سال 62 به بعد هم به عنوان مسئول حفاظت و ... از جمله اموری بود که با جان دل انجام می دادم و تمام دلمشغولی های آن سال های پر اضطراب را به پای نهال سبز و معطر انقلاب ی می ریختم.

هفت سال فراق ما هم سپری شد. همسرم آمد و از آن پس هر دو دوشادوش هم به یاری انقلاب و فرهنگ به جامانده از سال های حماسه و ایثار پرداختیم. از تشکیل نمایشگاه های دفاع مقدس تا راه اندازی کاروان پیاده روی رحلت و اردوهای راهیان نور و .... جلوه ای از حضور و پیوند من و همسرم در ابراز ارادت به ساحت و شهیدان راه بود.

آقاجان! تو اینک از داغ دل من خبر داری و می دانی که امشب در پناه تو، دل سوخته ام از طعنه نامردمان به درد آمده است. هنوز هم درعجبم کدام قلم به خود شهامت آن داد که همسرم را که ف بی چون و چرای ولایت است، به ننگ اتهام ضدیت با متهم سازد؟

آقاجان! تو از دل من خبر داری و می دانی برای این پنجاه سالی که در راه صیانت از آرمان های ناب محمدی دویدم نه از ی اجر و مزدی خواسته ام و نه ذره ای از کرده خویش پشیمانم. همه آن چه گفتم درد دلی بود از زبان زنی که به پای انقلاب و و خون ، مردانه ایستاد و اکنون چنین ناباورانه غربت و مظلومیت همسر خویش را به چشم خود شاهد است.

به کوری چشم بدخواهان و انقلاب، من به همسر ایثارگر و ف م، افتخار می کنم و تا آ ین لحظه عمر، همچون همسرم پای ارزش ها و دستاوردهای نظام مقدس ی خواهم ایستاد. افتخار می کنم که همسرم در همه برهه های انقلاب به خصوص در مصاف با فتنه گران و خائنان به میهن، تمام قامت در دفاع از حریم ولایت ایستادگی کرد.

آقاجان! کنار ضریح مطهر تو، از عمق دل، صادقانه ترین ندای قلبم را بر زبان جاری خواهم ساخت و نفیر جان دردمند خویش را برای تاریخ واگویه خواهم کرد که: مرگ بر ضد . به کوری چشم منافقان و فتنه گران، با عشق به مقتدای خویش حضرت ، انگ پلید بی مروتی ها را پشت گوش انداخته و تا جان در بدن دارم اطاعت از عزیز وعلمدار بزرگ انقلاب را وظیفه خود می دانم.

صدیقه اکبرنیا، همسر آزاده جانباز ف ، محمد حسین منصف و نوکر مردم در ستاد بابل، شب27رجب، دعاگو در حرم علی بن موسی الرضا علیه آلاف حیة و الثناء

برچسب ها : رنجنامه همسر محمدحسین منصف به محضر ثامن الحجج علیه السلام - همسرم ,انقلاب ,ولایت ,خویش ,همسر ,دانی
حمایت یک دیگر از محمدحسین منصف
عنوان وبلاگ : اشک آتش

حجت ال والمسلمین محسن علیجانزاده از راویان مطرح سیره و پژوهشگر فرهنگ ایثار و شهادت با صدور اطلاعیه ای، نسبت به ردصلاحیت محمدحسین منصف واکنش نشان داد:

بسم الله الرحمن الرحیم

لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم

نام محمدحسین منصف، جانباز و آزاده و فعال فرهنگی جبهه انقلاب ی، با ایثار و رشادت و حماسه و ایمان گره خورده است.

فارغ از برخی اختلاف سلایق، اتهام عدم زام عملی به و ولایت مطلقه فقیه، تهمتی نابخشودنی به بنده مومن خدا و بازی با آبروی یک مسلمان بوده و توبه از آن جز با جبران مافات، میسر نخواهد بود.

این اتهام بزرگ به ی که هر لحظه آماده شهادت به امر ولی فقیه زمان خویش است، در واقع نوعی بهانه جویی برای حذف رقیبی محسوب می شود که در برابر خاطیان از قانون و کانون های سرمایه سالار، مماشات نداشته و نخواهد داشت.

در شرایطی که شاهد احراز صلاحیت برخی از چهره های ناموجه توسط هیأت های نطارت بر انتخابات شورا هستیم، ردصلاحیت شخصیتی که به ولایت پذیری و تعهد نسبت به احکام اشتهار دارد قابل تأمل و رنج آور است. ضعف مصوبات قانونی در رسیدگی به برخی اشتباهات احتمالی نامزدها نمی تواند مستمسک قابل قبولی برای نادیده انگاشتن شئون انسانی و بی مبالاتی نسبت به حریم انصاف و مروت باشد. مسئولان محترم هیأت نظارت چنان چه نسبت به این عضو شورای ی شهر بابل نقد و گلایه ای دارند همان را بیان کرده و از ایراد اتهامات واهی و ت یبی جداً اجتناب بورزند.

والسلام علی عبادالله الصالحین

محسن علیجانزاده، حوزه علمیه قم

برچسب ها : حمایت یک دیگر از محمدحسین منصف - نسبت ,محمدحسین ,محمدحسین منصف
اعتراض به رد صلاحیت های بابل
عنوان وبلاگ : اشک آتش

از لاله آباد بابل، خبرهای نگران کننده ای در خصوص ردصلاحیت نامزدهای شورا به گوش می رسد. در حالی که باز هم شاهد تأیید صلاحیت عجیب بعضی از چهره های خاص هستیم، تعدادی از ان و اعضای سرشناس پایگاه های مقاومت این منطقه که در فعالیت های فرهنگی و عد خواهانه خوش درخشیده و مورد اقبال و اعتماد مردم این خطه قرار گرفته اند به بهانه های واهی و مبهم جواز ورود به عرصه رقابت های انتخابات شورای ی را پیدا ن د.

به نظر می رسد رویه مشکوک حاشیه راندن رقبای انقل به منظور بسترسازی حضور نورچشمی ها در مصادر قدرت در بعضی مناطق در حال تقویت بوده و قرار است میزان حساسیت نیروهای انقل به این نوع رفتارها باز هم مورد محک قرار بگیرد.

طبیعی است بی تفاوتی در قبال این نوع ررویکردهای مشکوک ممکن است در بلند مدت منجر به عادی سازی عزل و انزوای نیروهای متعهد انقلاب گردیده و آینده کشور را با خطر روی کار آمدن عناصر بی انگیزه و ناکارآمد مواجه سازد.

برچسب ها : اعتراض به رد صلاحیت های بابل
درباره لیست های مطرح انتخاباتی شورای شهر بابل
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در این دور از انتخابات شورای ی شهر بابل شاهد انتشار حداقل ده لیست از ائتلاف ها یا اعلام حمایت ها خواهیم بود که در این مقال به چند لیست مطرح پرداخته خواهد شد:

1- لیست منسوب به اصولگرایان

اگر چه بیشتر افراد حاضر در این لیست را چهره هایی مورد اعتماد و دوست داشتنی می دانم؛ اما میزان اقبال عمومی نسبت به اسامی موجود در آن، امیدوار کننده به نظر نمی رسد. شخصیت های معتبر دیگری نیز در بین نامزدهای فعلی وجود دارند که قرار گرفتن نام آنها در این لیست می توانست به وزانت آن کمک کرده و شانس پیروزی در این دوره که یکی از پیچیده ترین شرایط رقابتی شورا را شاهد هستیم، تقویت نماید. پاشنه آشیل این طیف، عدم تفاهم در خصوص وضعیت و عملکرد شهرداری است. به نظر می رسد بعضی از اعضای فهرست مذکور در صورت راهی به شورا در حد کارمند و شهردار ظاهر خواهند شد؛ اما نام افرادی نیز در این فهرست به چشم می خورد که نسبت به رعایت قانون، حساس بوده و به این شهردار یا هر شهردار دیگری اجازه نمی دهند پایش را از گلیم خود درازتر نموده و درصدد سلطه و نفوذ در شورا بر بیاید. در مجموع، افراد حاضر در این لیست، جزو پاک ترین و سالم ترین نیروهای خدوم این شهر هستند.

2- لیست منسوب به اصلاح طلبان

این فهرست البته در قالب و عنوانی زرق و برق دار و دهان پر کن منتشر خواهد شد؛ اما حقیقت امر چیزی جز نگرش جناحی به منظور ب کرسی قدرت برای دوستان و شرکا نیست. فارغ از سطح کارشناسی نامزدهای مورد حمایت این طیف، هوشمندی قابل اعتنایی در چینش فهرست مذکور به چشم می آید و نشان می دهد که مغز متفکری در پشت آن وجود دارد، نعمتی که بخشی از لیدرهای جریان اصولگرایی بابل همواره از آن محروم بوده اند. این لیست در حمایت از شهردار فعلی تقریباً توافق دارد. به نظر می رسد ورود احتمالی شهردار در انتخابات آتی مجلس شورای ی، می تواند در حکم سطل آب یخی باشد که بر سر اصلاح طلبان بابل فرود آمده و خواب زمستانی آنها را آشفته سازد.

3- لیست منسوب به حاشیه ها!

در ترکیب این فهرست چیزی به نام هوشمندی، تخصص و ... اصلاً ملاک نبوده و نیست. تکیه اعضای این فهرست بر رأی مناطق غیر شهری بابل است هر چند که نمی توان نفوذ آنها را در بدنه جامعه شهری بابل نیز نادیده گرفت. این طیف، پول دارد و رأی می ستاند، اهل ل است و رأی می خواهد، قبیله دارد و قدرت را حق خود می داند. رقیب اصلی همه لیست های موجود در بابل همین یک فهرست خاص است که احتمال توفیق آن به خصوص در سایه مماشات هیأت های اجرایی و تعیین صلاحیت، جدی به نظر می رسد. از آن جا که فلسفه تدوین فهرست مدکور، معامله گری و اقتصادی است، نسبت به تداوم حضور شهردار فعلی در تصدی امور شهری یا عدم استمرار آن در حال حاضر نمی توان نظر مشخصی را ارائه داد.

4- لیست منسوب به نیروهای انقل و مستقل

با توجه به شرایط ذکر شده، احتمال انتشار فهرستی از نامزدهای بی حاشیه، مستقل و کارآمد که انگیزه ای جز خدمت رسانی و عمل به مرّ قوانین نداشته باشند از سوی نیروهای سرشناس جریان حزب الله بابل وجود خواهد داشت.

برچسب ها : درباره لیست های مطرح انتخاباتی شورای شهر بابل - لیست ,فهرست ,بابل ,شهردار ,منسوب ,طیف، ,لیست منسوب ,شهری بابل ,شهردار فعلی ,فهرست مذکور ,افراد حاضر
دیدگاه بابل در خصوص رد صلاحیت عضور ایثارگر شورا
عنوان وبلاگ : اشک آتش

امروز در تماسی که با محترم بابل، پیرامون موضوع تعیین صلاحیت های انتخابات شورا داشتم، ایشان تصریح فرمودند: "به رغم وجود برخی گله ها و نقدها، حسین منصف را فردی ملتزم به و می دانم"

گفتنی است محمدحسین منصف عضو فعلی شورای ی شهربابل، آزاده، جانباز، پاسدار، پژوهشگر، نویسنده و راوی دفاع مقدس است که در اقدامی عجیب صلاحیت وی از سوی هیئت اجرایی انتخابات به دلیل عدم زام عملی به و ! مورد تأیید قرار نگرفت.

برچسب ها : دیدگاه بابل در خصوص رد صلاحیت عضور ایثارگر شورا - صلاحیت , ,
بابل و راهی که از کربلا می گذرد
عنوان وبلاگ : اشک آتش

مراسم تجلیل از خادمین و خیرین اربعین حسینی که در روزهای اخیر با حضور مقامات عالی استان کربلا در شهرستان بابل برگزار شد یکی از مهم ترین اتفاقات فرهنگی استان مازندران در سال های اخیر محسوب می شود که به دست جوانان و فعال فرهنگی دارالمومنین رقم خورد.

بزرگ اربعین، برجسته ترین و جهانی ترین حرکت مسلمانان عالم در اثبات ارادت و تعهد خود نسبت به شعائر و اه دین و مانور وحدت و اقتدار رهروان مسلک اباعبدالله الحسین علیه السلام در ارسال پیام نهضت سرور آزادگان و نوید پیروزی خون بر شمشیر به همه مستضعفان و پابرهنگان سراسر گیتی است.

دشمن شکن اربعین در هر سال، از دو منظر فردی (خودسازی) و اجتماعی (اصلاح جوامع بشری) یکی از موثرترین فعالیت های خودجوش فرهنگی و از دستاوردهای معنوی انقلاب ی است که خاستگاه آن، قلب تپینده جاماندگان عاشورای اباعبدالله و دل پر شور و حرارت مریدان راه عشق است که هیچ چیزی آن را سرد نخواهد کرد.

با این نگاه، عقبه فعالیت های مقدماتی شکل گیری این حرکت جهانی و تاریخ ساز، یعنی ستادهای مردمی اربعین حسینی، قرارگاه جهانی صدور فرهنگ و ارزش های ناب محمدی است که نقشی اساسی و حساس در تحولات آینده جهان و جوامع بشری برعهده دارد.

مردم و مسئولانی که به حمایت از ستاد اربعین می پردازند به یقین سهمی موثر در ترویج آئین تشیع و ابلاغ پیام رس و ت خاندان عترت به اقصی نقاط عالم داشته و صداقت خود را در رهروی از طریقت ایثار و شهیدان به اثبات می رسانند.

بابل در این روزها عطر و بوی کربلا داشت. دیار مومنان، با همت جوانان بی ادعای ، مصدر نشر معارف اهل بیت و منشأ تبیین حقانیت مکتب وحی در سراسر جهان خواهد گردید. زادگاه سعیدالعلماء دوباره جایگاه سرنوشت ساز خود در جهان را به دست آورده و الگویی از دلباختگی و ارادت ابدی سالکان و نان منزل عشق و دلدادگی را بر صحیفه تاریخ، ترسیم خواهد نمود.

به مرد خستگی ناپذیر عرصه فرهنگ و جهاد و پایداری، محمدحسین طبرستانی و همه دوستان گمنام و همراه که پاداشی جز محبت و عنایت آل الله نستانده اند، خداقوت و دست مریزاد می گویم و دعا می کنم بر آ ین صفحه کتاب زرین حیاتشان، مهر شهادت و رستگاری بدرخشد و امیدوارم برکت رضایت خدا و خلق خدا، ره توشه آ تشان قرار گیرد.

برچسب ها : بابل و راهی که از کربلا می گذرد - اربعین , ,جهان ,جهانی ,فرهنگی ,کربلا ,جهان ,جوامع بشری
طومار مردم بابل در حمایت از محمد حسین منصف
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بسم الله الرحمن الرحیم

پیغمبر اکرم، حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه وآله): «مَنْ بَهَتَ مُۆْمِناً أَوْ مُۆْمِنَةً أَوْ قَالَ فِیهِ مَا لَیْسَ فِیهِ أَقَامَهُ اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى تَلٍّ مِنْ نَارٍ حَتَّى یَخْرُجَ مِمَّا قَالَهُ فِیهِ» البحار: 75 / 194 / 5.

خبر رد صلاحیت محمدحسین منصف و انتساب عجیب و ناباورانه این عضو آزاده و شورای ی شهر بابل به عدم زام عملی به و ولایت مطلقه فقیه! مصداق تهمت به مومن و هتک حرمت یک مسلمان است.

ما شهروندان دارالمومنین بابل، مهد علم و ادب و حماسه و ایثار، با امضای این طومار بر تعهد، اخلاص و روحیه انقل محمدحسین منصف که از جهادگران خستگی ناپذیر جبهه های جنگ سخت و نرم و از رزمندگان خط مقدمی جبهه ناب محمدی(ص) و راوی صدیق فرهنگ ایثار و شهادت و م ع شهادت طلب حریم ولایت مطلقه فقیه است گواهی داده و از مسئولان نظارتی انتخابات شورای ی استان مازندران می خواهیم که با استناد به شهادت مومنان این دیار از جفا و ناعد ی در حق این برادر ایثارگر و شهید زنده انقلاب ی جلوگیری نمایند.

بدیهی است که آبروی نظام مقدس که مرهون حماسه آفرینی مردان و ن بی ادعای این آب و خاک است در گرو عمل متعهدانه همه مسئولان به چارچوب های مدنظر بوده و پاسداری از دستاوردهای انقلاب جهانی ، منوط به حق گرایی و ایستادگی در برابر زیاده خواهی دنیاپرستان عد گریز می باشد.

والسلام علی من اتبع الهدی

برچسب ها : طومار مردم بابل در حمایت از محمد حسین منصف - ی ,شهادت , ,منصف ,مطلقه فقیه ,ولایت مطلقه ,شورای ی ,محمدحسین منصف
فراخوان جمع آوری امضا در حمایت از حسین منصف
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئولان هیأت های اجرایی و نظارت انتخابات شورای شهر، قطعاً مسلمان و معتقد به حساب و کتاب قبر و قیامت هستند. هیچ مسلمانی نیست که نداند ایراد اتهام به مسلمانی دیگر، گناه نابخشودنی و وزری ابدی است که دنیا و آ ت او را به تباهی خواهد کشاند.

به شهادت دوست و دشمن، محمدحسین منصف، زندگی اش را در حمایت از و انقلاب ی و دفاع از حریم ولایت مطلقه فقیه صرف کرد و در این راه، از تحمل مرارت ها و مشقت های تحمیلی از سوی خودی ها و غیر خودی ها ابایی نداشت.

به عنوان یک مسلمان که حامی و منتقد محمدحسین منصف و دیگر اعضای شورای شهر در همه ادوار بوده ام، شهادت می دهم این آزاده و پاسدار رشید و شهید زنده انقلاب، که هنوز هم به رغم همه جفاها، یک تنه در مقابل منافقان و فتنه گران ضدانقلاب با قلم و قدم ایستاده، یک حزب اللهی معتقد به مبانی انقلاب ی و است که اینک حتی دشمنان او نیز از ایراد اتهام مسئولان نطارتی انتخابات شورا به وی در خصوص عدم زام به ! و ولایت مطلقه فقیه در شگفت هستند.

از همه شهروندان و متدینین شهرستان بابل تقاضا دارم بر اساس آموزه های مکتب آسمانی وحی، دفاع از حرمت مومن را وظیفه تعطیل ناپذیر خود دانسته و از تضییع حق یک مسلمان آزاده و عد خواه، ممانعت به عمل آورند.

تا ساعاتی دیگر طوماری به منظور استشهاد عمومی در اثبات ولایت پذیری و اصل اعتقاد و زام برادر رزمنده مان محمد حسین منصف به ! تهیه خواهد شد که هر به دفاع از مظلوم و حق و عد معتقد است می تواند جهت امضای آن از طریق کانال های بابل روز، تلنگر و بارفروش اقدام نماید.

امضای این طومار لطفی بزرگ در حق مسئولان محترم نظارتی انتخابات شوراست که بار آ ت خویش را سنگین ننمایند.

والسلام علی عبادلله الصالحین

برچسب ها : فراخوان جمع آوری امضا در حمایت از حسین منصف - ولایت ,فقیه ,منصف ,دفاع , ,انتخابات ,حسین منصف ,مطلقه فقیه ,ولایت مطلقه ,انقلاب ی ,ایراد اتهام
درباره نامزدهای شورای شهر بابل(16)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

16- احمد خانلرزاده

به مسئولی گفتم این معاونی که زیر دست خودت گرفتی و چهار پنج تا مسئولیت را یک جا تحویلش دادی بنا به دلایلی که عرض می کنم شایسته این مقام و منصب نیست. گفت این پسر را می شناسی؟ برادر او داماد فلان آقاست!

چپ و راست هم ندارد. شایسته سالاری در اغلب موارد، فقط یک شوخی است. گاهی به بعضی از مسئولان گله می کنیم که فلان معتمد شما یا فلان مدیر و معاونی که برگزیدید نواقصی آشکار دارد و صلاحیتش برای تصدی امور، محل تردید است. می گویند حق باشماست؛ اما چه کنیم که بهتر از او ی را سراغ نداریم!

بطلان ادعای این افراد توجیه گر که قصدی جز س وش قرار دادن بر رانت ها و رابطه بازی های خود ندارند، شناخت جوانان شایسته و لایقی است که به جرم انقطاع از روابط حاکم بر عرصه مدیریت های د و کلان، ناشناخته و مهجور مانده اند.

احمد خانلرزاده، یکی از همین جوانان پاک و با استعداد شهر ماست که شهامت ورود به عرصه رقابت های این دور از انتخابات شورای شهر را به خود راه داده است.

ورای علم و تحصیلات این جوان نخبه که هم اکنون از بعضی های دنیا دعوت به ادامه تحصیل شده است، یک ویژگی او را بسیار برجسته یافته و همین یک مورد را برای معرفی اش بیان می کنم.

جوان نخبه شهر ما آمادگی کامل خود را برای محک های علمی و مباحثات مرتبط با امور شهر و شهرسازی اعلام کرده است. چند نفر از دوستان به قصد عیارسنجی ادعایش با او به بحث و تبادل نظر پرداخته و توفیق او را در فائق آمدن بر مباحثه علمی و فکری بسیار ستودند. احمد خانلرزاده بیست و چهارساعته آماده گفتگو و بحث و بررسی پیرامون انتخابات شورای شهر، کارکردها و مسئولیت های مدیریت شهری با یکایک همشهربان عزیز است. پیشنهاد می کنم فرصت همکلامی و بحث با این نخبه خوش آتیه را از دست نداده و از آشنایی با یکی از جوان ترین نامزدهای شورای شهر، لذت ببرید.

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل(16) - شورای ,نخبه ,فلان ,شایسته ,احمد ,نامزدهای شورای ,شورای شهر، ,جوان نخبه ,انتخابات شورای ,احمد خانلرزاده
درباره نامزدهای شورای شهر بابل (پایان نامه)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

پایان نامه!

آیت الله محمدی حفظه الله نقل می کرد در ابتدای انقلاب که به امر قضاوت اشتغال داشت فردی که اتفاقاً در همان ایام با پرونده قطوری، مشتری دادگاه بود، آمد در خانه ایشان و مقداری اقلام مورد نیاز محرومان را آورد و گفت: لطفاً اینها را از طرف من خیرات کنید. حاج آقا به او فرمود: خودت بهتر از من فقرا را می شناسی. اینها را بردار و با دست خودت خیرات کن که ثوابش هم بیشتر است.

جعفری جوزانی نیز در بخشی از اثر ماندگار ایران برگر، دو رقیب انتخاباتی را نشان داد که یکی به بهانه تعمیر مسجد و دیگری برای ساخت مدرسه، وجوهاتی را نزد عالم دیارشان بردند. پیرمرد دنیا دیده، از آنها خواست که خودشان آستین بالا زده و با پول های خود نسبت به نیّت خیری که در سر دارند اقدام نمایند.

بگذریم.

سلسله مطالب درباره نامزدهای شورای شهر بابل، در شانزده گفتار منتشر شد و به نظرم دیگر نیازی به ادامه آن نیست. هدف از انتشار این مطالب کمک به انتخاب صالحین و البته شورآفرینی انتخاباتی بود. ممکن است این حقیر نیز در معرفی چهره ها دچار اشتباهاتی باشم که توصیه می کنم هر بار انتخاب خویش را بر ذمه خودش نگاه دارد. از این رو همه دوستان را که در این چند روز با اظهار لطف خود باعث دلگرمی این حقیر بودند به تحقیق بیشتر و بدون پیش داروی درباره نامزدها دعوت می کنم. از دوست و برادر صمیمی و بزرگوارم حسین پور بسیار متشکرم که با متانت و سعه صدر، ریسک انتشار مرقومات این قلم را در کانال وزین بابل روز پذیرفت و تاوان هجمه وابستگان اغیار را به جان ید.

از نامزدهایی هم که احیاناً نتوانستم خوب حق شان را ادا کنم طلب حلالیت دارم. بعضی نامزدهای شورا بزرگوارانه از کنار نقدهای این قلم گذشتند که جای تقدیر دارد، بعضی ها هم نه!

همان طور که پیش تر در مطلبی مستقل و مستدل نوشتم، وجود شوراهای شهر را با شرایط، ضوابط و اختیارات فعلی، ناموجه و پرهزینه و کم فایده می دانم. این باور البته به معنای طرد و بی توجهی نسبت به انتخابات شورا که فعلاً در حال برگزاری است، نمی باشد. خدا کند همه ما بر اساس مصالح جامعه و برای رضای خدا و نه طایفه گرایی و رفیق بازی و ... به دنبال انتخاب اصلح باشیم.

عنصری که می تواند به انتخاب درست و آگاهانه مردم کمک کند، ایجاد فضای گفت و گو و بحث های چند جانبه و تخصصی با نامزدهای شوراست. مساجد و حلقه های مذهبی و در تحقق این امر می توانند نقشی بایسته داشته باشند. فراموش نکنیم شورا، دارای پسوند ی است و نامزدهایی که وارد این عرصه می شوند باید به مرزهای اعتقادی که امانت داری، یکی از اصول خدشه ناپذیر آن است، متعهد باشند.

اگر نامزدی را دیدید که برای ورود به شورا، به شکل نامتعارف، هزینه می کند، مطمئن باشید او یک شکارچی و تاجر است که به دنبال بازگشت سرمایه های تبلیغاتی صرف شده و البته سودهای کلان آن است. والسلام. ماس دعا

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل (پایان نامه) - نامزدهای ,البته ,نامزدهای شورای ,درباره نامزدهای ,پایان نامه ,درباره نامزدهای شورای
درباره نامزدهای شورای شهر بابل(14)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

14- محمدرضا حیدریان

گوش کر، همت و وحدت بر و بچه های باصفای بیدآباد همواره الگویی از انسجام جماعت مومنین بوده و هست. نفس های قدسی حجت ال یزدانی، دم ایی مرحوم شریف نژاد و یاد و نام ی همیشه زنده مسجد بیدآباد، سایه محبت برادرانه حاج احمد عباس نژاد و ... ائتلافی از عناصر نورانی جبهه توحید را در محله تاریخی و فرهنگی بیدآباد رقم زده است.

آنهایی که می خواهند کارکرد "مسجد" را در رشد و تربیت نوجوانان به نظاره بنشینند آماری از توفیقات بی کران پرورش یافتگان محراب و منبر مسجد بیدآباد را حتماً مطالعه نمایند.

نهادهای فرهنگی بابل هیچ گاه آن گونه که باید، حق بچه های پرتلاش و بی ادعای این محل را به جا نیاورده و میدان را برای عرض اندام نیروهای جوان و توانمند حزب الله باز نگذاشته اند. وعده سر من شهردار درباره راه اندازی باغ موزه دفاع مقدس، اگر با اعتماد به جوانان خوش ذوق بسیج بیدآباد گره می خورد، حتماً تا به حال محقق شده بود. اگر جشن ها و دیگر برنامه های مناسبتی ادارات، فراتر از دورهمی مدیران کانال های مجازی وابسته و شرکا به این نسل آگاه و مخلص واگذار می شد، فضای شهر در شأن مردم فرهنگ دوست و با شخصیت این دیار رقم می خورد.

محمدرضا حیدریان یکی از این ان جوان، مطلع و با درایت محله بیدآباد است که خبر ورودش به عرصه رقابت های این دور از انتخابات شورای ی شهر بابل، برای آنان که امید به رشد و تعالی شهرشان را در گرو حضور و مسئولیت پذیری نیروهای کارآمد و تازه نفس می دانند، بسیار مسرت بخش بود. وصف مدیریت خلاق او در گره گشایی و رفع بحران از چند شعبه قرض الحسنه که با مشکلاتی مواجه شده بودند، بر سر زبان مسئولان صندوقی که با نام مقدس حضرت ولی عصر(عج) آغاز به کار کرد، همچنان جاری است.

علاوه بر تعهد و تخصصی که در وجود این مدیر شایسته و ممتاز صندوق توسعه عصر شمال، به چشم می آید، قوه تعقل، تحلیل و قدرت استدلال وی نیز وجه برجسته دیگری از توانایی های او محسوب می شود. کمتر ی شتاب زدگی، عتاب و پریشانی را در گفتار و رفتار او دیده است.

برای حیدریان عزیز که فرزند برومند شهر بابل و آشنا با فراز و نشیب ها و زیر و بم ها و قصه و غصه های این شهر است، آرزوی توفیق دارم و امیدوارم که سرمایه وجود و قابلیت های این مدیر جوان و خوش فکر، با حضور در شورا، بیش از پیش در خدمت مردم شریف دارالمومنین قرار بگیرد.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل(14) - بیدآباد ,بابل ,مسجد , ,حیدریان ,محمدرضا حیدریان , محمدرضا , محمدرضا حیدریان
درباره نامزدهای شورای شهر بابل(15)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

15- کمیل شهیری

یکی از بزرگان سال ها پیش به من گفته بود شهر و جامعه ما به امثال حاج اکبر شهیری نیاز دارد. این بزرگوار معتقد بود که حق اکبرآقای شهیری کمتر از پست وزارت نیست. حتی می گفت: مرتضی حاجی باید می آمد زیر دست ایشان کار می کرد.

بعدها هم از ی -اعم از اینوری ها یا آنوری ها- جز تعریف و تمجید از مدیریت و دلسوزی حاج اکبر نشنیدم. خدمت بزرگ او در راه اندازی صندوق توسعه عصر، منشأ برکاتی وصف ناپذیر برای شهروندان بود. در کنار آن، درآمد حاصل از گردش مالی صندوق نیز در راه توسعه و آبادنی این شهر به کار گرفته شد. ساخت و تجهیز و توسعه واحدهای آموزشی و دینی و فرهنگی، تمثیلی فراموش ناشدنی از باقیات الصالحات این مرد نیک ش به شمار می آید.

کمیل، برادرزاده ایشان و از کارمندان همان صندوق است. از آن جا که گفته اند "هر گردی گردو نیست"، این نامزد جوان، برای اثبات توانایی ها و شایستگی های خود راهی طولانی را در پیش دارد و رمز موفقیت او در گرو اثبات شباهت فکری و عملی با عموی بزرگوارش است.

پیوند دوست عزیزم آقا نوید ابراهیم تبار – از فعالان مجازی اصلاح طلب- با خانواده شهیری را هم با استفاده از این فرصت، به آقا کمیل تبریک عرض می کنم.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل(15) - شهیری ,توسعه ,صندوق
درباره نامزدهای شورای شهر بابل (13)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

13- ....

آقا! ... آقا، داداش، مشدی با شما هستم! کجا سرت را پایین انداخته ای و همین طوری میایی تو؟ تو و شورای شهر بابل؟ بابل دارالمومنین؟!

برای خودت زدی، خوردی، بردی، حاجی حاجی مکه، حالا آمده ای با یک دست کت و شلوار اتو کرده و باد به غبغب می اندازی، قیافه حق به جانب می گیری، انگار نه انگار که تا همین چند سال پیش منفور مرد و زن این دیار بودی و خورت ملس بود؟

مدرک تحصیلی ات را تا کن و بگذار توی جیبت که اصلاً این ادا اطوارها به تو نمی آید. "حاجی" گفتن های دیگران را هم بگذار در کوزه که همه این چاپلوسی ها فقط به خاطر جیب مبارک است. برگرد همان جایی که بودی. این جا بابل، دیار مومنانی است که سر اعتقادات و باروهای خود با ی شوخی ندارند؛ مثل همان دفعه که گوشت را پیچاندند.

تو هر که می خواهی باش. نسبت فامیلی ات را به رخ ما نکش. این شهر بی صاحب نیست. مردم دیار مومنان، متولی صیانت از اعتبار و آبروی شهرشان هستند. این جا ی معطل رودربایستی ها و ناز و کرشمه های پیدا و پنهان این و آن نمی شود.

صلاحیت تو و صلاحیت آن که تو را به رغم گذشته اسف باری که داشتی، بر فرض محال، تأیید کند توسط مردم این شهر رد می شود.

هر که می خواهی باش. با هر که فامیلی و هم سفره هر صاحب نفوذی که هستی، باش. حواست را جمع کن که با ولی نعمتان انقلاب طرف هستی.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل (13) - دیار ,حاجی
درباره نامزدهای شورای شهر بابل(12)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

12- سید مصطفی هاشمی

اگر دلتان برای سال های حماسه و ایثار تنگ شده است، اگر می خواهید یادی از حال و هوای سال های خلوص و یکرنگی داشته باشید، اگر می خواهید رایحه عاشقی را در شریان های حیاتی خویش دوباره جاری سازید، ه نی با سید مصطفای هاشمی را از دست ندهید. او در فضای معنوی سال های دلدادگی جا مانده است؛ برخلاف ما که به قول سیدال ی اهل قلم، "زمان" ما را با خود برده است.

سید مصطفی هاشمی یک طلبه است؛ طلبه حوزه عشق و وارستگی. پاسدار رشید که می گویند یک مصداقش حتماً سید مصطفی هاشمی است که هم پاسدار است و هم رشید. رشادت او در پاسداری از حریم در دو جبهه جنگ سخت و نرم، مصداق مجاهدت سالکان صدیق سبیل الله است که در وصفشان گفته اند: "فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر"

امروز وصیتنامه شهید رمضانعلی محمدزاده سرایی را در کانال سنگر ی بابل می خواندم. نوشته بود: "از درس ومدرسه غافل نباشید... زیرا اگر شما درس نخوانید، این منافقین هستند که درس می خوانند و دوباره بر ملت، تسلط پیدا می کنند."

با افتخار اعلام می کنم یکی از جدی ترین ک داهای شورای ی بابل در ارائه برنامه تخصصی، سید مصطفی هاشمی، دانشجوی مقطع ای برنامه ریزی شهری است که به وصیت لبیک گفت و ایران عزیز را در عرصه "علم" و "عمل"، پشتیبانی نمود.

سید مصطفی، یادگار به جا مانده از قیام سرخ ژاله خونین در هفده شهریور پنجاه و هفت است. در کوران جنگ نیز همسر و فرزندانش را در خانه استیجاری، به خدا سپرد و به خطوط مقدم دفاع از و انقلاب شتافت. او از سفره انقلاب، جز تیر و ترکش های کربلای ایران، چیزی به یادگار نگرفت. امثال سید مصطفی، ذخیره های حقیقی نظام هستند؛ هر چند فیش حقوقی شان اثری از حق اوقات فراغت نداشته و طعم رانت چپ و راست هرگز به کامشان راه پیدا نکرده است.

حزب اللهی واقعی، مستقل از باندها و جناح ها، جز به ادای تکلیف نمی شد و در عزم خویش استوار می ماند. سید خوش سیما، خوش سیرت، رشید و با صلابت ما در برابر بندگان خدا متواضع؛ اما در برابر زیاده خواهان، سازش ناپذیر است. برکت سال هایی که با عالم مجاهد دیارمان، مرحوم آیت الله ، همراه و ه ن و همنفس بود از او شخصیتی دلسوز، کارآمد و با اراده ساخته است.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل(12) - ,مصطفی ,هاشمی ,بابل ,رشید ,مصطفی هاشمی
نه ما حزب اللهی هستیم نه آنها روشنفکر!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

الف- حزب اللهی ها

یادتان هست یک وقت هایی حنجره به فریاد می گشودیم که: سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن؟! و گاهی ناله می زدیم و اشک می ریختیم که: سلم لمن سالمکم، حرب لمن حاربکم ...

بسم الله، این گوی و این میدان! ده ها زن و کودک بیگناه را مقابل چشم دوربین های خبری، به ناجوانمردانه ترین شکل ممکن به شهادت رساندند. عاشورا در حومه حلب تکرار شد. مردم فوعه و کفریا چهار سال را در محاصره ای شدید گذراندند. ک نی در میانشان بودند که حتی یک شب را با آرامش به صبح نرساندند. این دو روز آ را نیز در قحطی آب و غذا به سر بردند. بعد عده ای حیوان صفت، آب و غذا و تنقلاتی برای ک ن را بار ماشین کرده و به میان جماعت قحطی زده بردند و آن گاه اجتماع مردم مظلوم و بیگناه و تشنه و گرسنه را در سکوت مرگ بار منادیان ، با انفجاری مهیب، به خاک و خون کشاندند.

ما اگر حزب اللهی بودیم فرصت افشای دوباره ماهیت دشمنان درنده خوی بشریت را از دست نداده و رس زینبی خویش را برای رساندن پیام مظلومیت مردم فوعه و کفریا به همه نقاط عالم فراموش نمی ساختیم. چند مجموعه مدعی جهاد و سلوک و شه انقلاب را سراغ دارید که قدم یا قلمی برای ی این حادثه برداشته باشند؟ صدا و سیمای ما اگر دست مدیران حزب اللهی بود، دفاع از مظلوم را بی اهمیت نمی دانست و از کنار این فاجعه هولناک به سادگی عبور نمی کرد.

ب- روشنفکرنماها

جماعت قرتی حال به هم زن روشنفکرنما و ملتزم به آپارتاید که بشر غربی را بالاتر از انسان مظلوم آفریقایی و آسیایی می دانند و برای کشتن حیوانات هم کرده، شمع روشن می کنند و واقعی ترین شعار عالم را سر می دهند که: من آن سگم؛ به ی وحشی، نازک تر از گل هم نمی گویند و چشم خویش را بر یکی از فجیع ترین مظاهر انحطاط بنی بشر می بندند.

تراژدی ترین داستان حیات بشر، این روزها در رقم می خورد. مادران، تاوان سیر شکم ک نشان را با جان می دهند. نوزاد تشنه لب، در ولع آب، لب می مکد و جز خون گرم پیکر مادر، چیزی به کام نمی کشد ... وجدان بشریت، اما در وانفسای گریز از فطرت، یخ زده است.

حرف آ : تاریخ شهادت بدهد که مردان بی ادعای عالم، علمداران فرهنگ علوی، پاسداری از مفهوم انسانیت را یک تنه بر دوش می کشند. شرف و انسانیت را در مسلک چمران بجویید. ی قهقهه او را نمی ندید. می گفت تا زمانی که کودکی در گوشه ای از سرزمین آفریقا روزش را با گرسنگی به شب می رساند من، این جا، در موطن خویش، هیچ گاه نمی توانم از ته دل خنده سر بدهم. رحمت خدا بر حسن رجایی فر، آن گاه که به او گفتند تو یک بار به رفته و دینت را ادا کرده ای. بمان و به ک نت برس؛ پاسخ داد: روزی در حومه شهر حلب، سر بریده نوزادی را بر بلندای دیوار شاهد بودم. وقتی بچه های مظلوم شیعه در در رنج و عذابند، من نمی توانم، این جا در موطن خویش، با خیال آسوده در کنار فرزندانم بنشینم.

راستی آنهایی که م عان حرم را به تمس و هجو گرفته و حماسه و ایثارشان را کوچک می شمردند، چرا امروز که نقش سترگ آنها را در دفاع از مفهوم انسانیت می بینند، زبان به ثنای مردان حقیقی روزگار نمی گشایند؟

برچسب ها : نه ما حزب اللهی هستیم نه آنها روشنفکر! - اللهی ,مظلوم ,انسانیت , ,مردم ,موطن خویش، ,مفهوم انسانیت ,مردم فوعه
درباره نامزدهای شورای شهر بابل (11)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

11- حسین جعفرزاده

نمی دانم چند نفر را می توانید نام ببرید که عمر مدیریتی شان در بابل، دو رقمی شده باشد؟ جالب تر آن که بعد از یک عمر حضور در عرصه های مهم و اجتماعی و مدیریتی، حتی کمترین حاشیه و شبهه ای پیرامونش وجود نداشته باشد.

بابل شهر حاشیه هاست؛ نه از این بابت که دور تا دور آن حاشیه وجود دارد؛ بلکه از این جهت که دور تا دور آن حاشیه وجود دارد!!

مردم شریف، مومن و مظلوم بابل، خود قربانی این حاشیه های فرصت سوز هستند.

اگر قرار باشد به فهرستی از افتخارات مدیریت جریان ارزشی شهر اشاره کنیم نام حاج حسین جعفرزاده را می توانیم در صدر آن ذکر نماییم.

اگر چه خیلی ها ایشان را با مدیریت در زندان های بابل و یا استان گلستان می شناسند اما برای خودم هم جالب بود وقتی شنیدم مدیریت اجرایی بزرگترین شهربازی س وشیده ایران که در بابل (پردیس) راه اندازی شده بر عهده این مدیر انقل بوده است. ساخت کارخانه صنایع بسته بندی در میرود نیز با ابتکار این مدیر کارآفرین انجام گرفت. جریان انتقال زندان بابل به بیرون شهر و ساخت یکی از نمونه ترین زندان های کشور در متی کلا نیز با اشراف ایشان صورت گرفته است.

راستش را بخواهید من حتی زندانی هایی با محکومیت بلند مدت دیده ام که از زمان مدیریت ایشان بر زندان بابل به نیکی یاد می د.

حاج حسین جعفرزاده که در دهه شصت، تجربه مدیریت شهری در شهرداری بابل را نیز در کارنامه خود ثبت نموده، سال های سال است که با ریز و درشت مشکلات و مطالبات اهالی دارالمومنین آشناست و با توجه به رابطه حسنه ای که با همه مسئولان شهری و استانی دارد و البته جدیت و قاطعیتی که در پیگیری امور از خود نشان داده، می تواند یکی از بهترین گزینه های مردم این شهر برای خدمت در عرصه شورای ی باشد.

معتقدم حضور چهره های باتجربه، شهرآشنا، قاطع و البته سالم در کنار جوان هایی که لیاقت خود را برای عضویت در شورا به اثبات رسانده اند، لازم و ضروری است.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل (11) - بابل ,مدیریت ,حاشیه ,زندان ,ایشان ,وجود ,حسین جعفرزاده ,زندان بابل ,حاشیه وجود
درباره نامزدهای شورای شهر بابل (10)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

10- مهدی علیجانزاده کاشی

این که حرف و حدیث هایی که درباره این عضو جنجالی، اصلاح طلب و البته خوش تیپ و گشاده روی شورای شهر بابل وجود دارد تا چه حد درست یا غلط است هیچ اظهارنظری نمی کنم.

درباره جناب آقای کاشی حرف خاصی ندارم چون شناخت خاصی هم از ایشان ندارم. فقط می خواهم از این فرصت بهره برده و با توجه به استقبال شهروندان از مطالب این کانال، کلامی هم برای ثبت در تاریخ این دیار، درج نمایم:

به نظر من یکی از بزرگ ترین خیانت هایی که در حق شهرستان بابل انجام گرفت، محو پیشینه فرهنگی، علمی و مذهبی این شهر بود که در ذیل واژه مقدس "دارالمومنین" جای داشت. به نظر من انی که در قبال این جفای بزرگ تاریخی سکوت د هم در این خیانت سهیم هستند.

شما وقتی تاریخچه مذهبی و هویتی یک شهر را از روی آن بر می دارید و بار معنایی نهفته در بطن آن را محو می سازید، طبیعی است هر تازه واردی که پای در دیار شما می گذارد و جایی برای خود دست و پا می کند، ممکن است دچار سوءتفاهم شده و ظن آن ببرد که شهر در خلأ فرهنگ و ادب و اخلاق قرار داشته و پس در ارتکاب هر گفتار و رفتاری مجاز خواهد بود. آن وقت شما دیگر حق ندارید زبان به شکوه بگشایید و نوای محزون ننه من غریبم سر بدهید که آیییی مسلمانان! چه نشسته اید که شأن و حریم مردم با فرهنگ این دیار رعایت نشده و به آبروی شهرمان خدشه وارد شده است.

آن موقعی که لال شده بودید و امحای هویت فرهنگی و مذهبی شهرتان را تماشا کردید و به روی مبارکتان نیاوردید، باید به فکر ظهور این چالش های منافی اخلاق نیز می بودید. به شهردار بابل هم پیشنهاد دادم که برگزاری کنگره سالانه دارالمومنین می تواند در معرفی بزرگان علمی و فرهنگی و هنری این شهر موثر بوده و در نتیجه به تقویت فرهنگ خودباوری و تعهد عمومی نسبت به هویت افتخارآمیز این دیار منجر شود.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل (10) - بابل ,فرهنگ ,مذهبی ,دیار
نه ما حزب اللهی هستیم نه آنها روشنفکر!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

الف- حزب اللهی ها

یادتان هست یک وقت هایی حنجره به فریاد می گشودیم که: سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن؟! و گاهی ناله می زدیم و اشک می ریختیم که: سلم لمن سالمکم، حرب لمن حاربکم ...

بسم الله، این گوی و این میدان! ده ها زن و کودک بیگناه را مقابل چشم دوربین های خبری، به ناجوانمردانه ترین شکل ممکن به شهادت رساندند. عاشورا در حومه حلب تکرار شد. مردم فوعه و کفریا چهار سال را در محاصره ای شدید گذراندند. ک نی در میانشان بودند که حتی یک شب را با آرامش به صبح نرساندند. این دو روز آ را نیز در قحطی آب و غذا به سر بردند. بعد عده ای حیوان صفت، آب و غذا و تنقلاتی برای ک ن را بار ماشین کرده و به میان جماعت قحطی زده بردند و آن گاه اجتماع مردم مظلوم و بیگناه و تشنه و گرسنه را در سکوت مرگ بار منادیان ، با انفجاری مهیب، به خاک و خون کشاندند.

ما اگر حزب اللهی بودیم فرصت افشای دوباره ماهیت دشمنان درنده خوی بشریت را از دست نداده و رس زینبی خویش را برای رساندن پیام مظلومیت مردم فوعه و کفریا به همه نقاط عالم فراموش نمی ساختیم. چند مجموعه مدعی جهاد و سلوک و شه انقلاب را سراغ دارید که قدم یا قلمی برای ی این حادثه برداشته باشند؟ صدا و سیمای ما اگر دست مدیران حزب اللهی بود، دفاع از مظلوم را بی اهمیت نمی دانست و از کنار این فاجعه هولناک به سادگی عبور نمی کرد.

ب- روشنفکرنماها

جماعت قرتی حال به هم زن روشنفکرنما و ملتزم به آپارتاید که بشر غربی را بالاتر از انسان مظلوم آفریقایی و آسیایی می دانند و برای کشتن حیوانات هم کرده، شمع روشن می کنند و واقعی ترین شعار عالم را سر می دهند که: من آن سگم؛ به ی وحشی، نازک تر از گل هم نمی گویند و چشم خویش را بر یکی از فجیع ترین مظاهر انحطاط بنی بشر می بندند.

تراژدی ترین داستان حیات بشر، این روزها در رقم می خورد. مادران، تاوان سیر شکم ک نشان را با جان می دهند. نوزاد تشنه لب، در ولع آب، لب می مکد و جز خون گرم پیکر مادر، چیزی به کام نمی کشد ... وجدان بشریت، اما در وانفسای گریز از فطرت، یخ زده است.

حرف آ : تاریخ شهادت بدهد که مردان بی ادعای عالم، علمداران فرهنگ علوی، پاسداری از مفهوم انسانیت را یک تنه بر دوش می کشند. شرف و انسانیت را در مسلک چمران بجویید. ی قهقهه او را نمی ندید. می گفت تا زمانی که کودکی در گوشه ای از سرزمین آفریقا روزش را با گرسنگی به شب می رساند من، این جا، در موطن خویش، هیچ گاه نمی توانم از ته قلبم خنده سر بدهم. رحمت خدا بر حسن رجایی فر، آن گاه که به او گفتند تو یک بار به رفته و دینت را ادا کرده ای. بمان و به ک نت برس؛ پاسخ داد: روزی در حومه شهر حلب، سر بریده نوزادی را بر بلندای دیوار شاهد بودم. وقتی بچه های مظلوم شیعه در در رنج و عذابند، من نمی توانم، این جا در موطن خویش، با خیال آسوده در کنار فرزندانم بنشینم.

راستی آنهایی که م عان حرم را به تمس و هجو گرفته و حماسه و ایثارشان را کوچک می شمردند، چرا امروز که نقش سترگ آنها را در دفاع از مفهوم انسانیت می بینند، زبان به ثنای مردان حقیقی روزگار نمی گشایند؟

برچسب ها : نه ما حزب اللهی هستیم نه آنها روشنفکر! - اللهی ,مظلوم ,انسانیت , ,مردم ,موطن خویش، ,مفهوم انسانیت ,مردم فوعه
جو ه شه به اشک آتش
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در پی انتشار مطلبی در خصوص ک داتوری سیف الرضا شه و ارائه نقدهایی نسبت به ایشان، توضیحاتی از سوی وی به دست این جانب رسید که با ب اجازه از ایشان بدون هیچ دخل و تصرف و توضیحی در اختیار مدیر محترم کانال وزین بابل روز جهت ارائه به مخاطبان قرار می دهم:


ب و تشکر و احترام

لازم است چند نکته را معروض دارم :

۱- ای اطراف نبود فقط یکبار از قائمشهر نامزد شدم

۲-شورای شهری که در سال ۱۳۵۸ تشکیل شد دوره اش دو ساله بود و در بابل در تمام دو سال فعال بود و عقیم؟!نبود

۳-در مورد نامگذاری ؛بنده در سفری به بوشهر متوجه شدم روز تاسیس اولین مدرسه را به نام بوشهر نامگذاری د و برای توضیح به عزیزان بابلی ؛ عرض بوشهری ها این روز تاریخی را بر گزیدند و به دنبالش از همشهریان خواستم روز یا روزهائی را پیشنهاد کنند و پیشنهاداتی شد از جمله روز تولد مرحوم نوشیروانی و....

تعدادی هم گفتند برای این که هیچگونه شائبه ای نباشد روز تبدیل بارفروش به بابل به نام روز بابل باشد ( نه به خاطر رضا شاه و....) و بنده هم بر این اساس در نامه ای به شورای شهر فقط پیشنهاد دادم و البته قابل بحث و مذاکره است.

۴-در مورد اصلاح طلبی که مرقوم فرمودید.بنده معتقدم هر ایرانی که به کشور و انقلاب ی اعتقاد دارد باید اصلاح طلب باشد بر اساس حفظ اصول پذیرفته شده و انقلاب و با این استدلال حتی جنایعالی هم یک اصلاح طلب هستید .

ه دیده ای در بستر زمان به پیرایه هائی آعشته می شود که نیاز دارد بعد از مدتی پیرایشی انجام بگیرد تا از انحرافات مصون بماند و این پیرایش لازم و ضروری است.

نکته ای که نباید غافل بود این که اصلاحات بر اساس تفکرات سازنده و دلسوزانه داخلی است یا دیکته شده از آن سوی مرزها ؟ مطمئنا بنده با مدل دومش موافق نیستم حتی اگر قرار است تجربیات خارجی ها مورد استفاده قرار گیرد باید بر مبنای داخلی شکل بگیرد .

اصلاح طلبان هم دو دسته اند عده ای واقعا دلسوز و ایران و انقلاب هستند و تعدادی که .....

همین طور اصولگراها هم یا دل در حفظ ارزش های انقلاب دارند و یا ....

حسین بر پایه آیه قران ؛ حرکتش را اصلاح طلبانه آغاز و تعریف نمود .

۵-در مورد نامزدی برای شورای شهر ؛ اصلا تصمیم به این کار نداشتم فقط و فقط به خاطر فشارهائی که از سوی همشهریان عزیز با تفکرات متفاوت و حتی متضاد آمد و از وضعیت موجود شهر شدیدا ناراحت و نگران بودند تصمیم گرفتم در شورا ثبت نام کنم .

نمی خواهم بگویم گذشت و فداکاری ولی این را می گویم در این مقطع ؛ فکر اگر مختصر اعتباری دارم برای شهر و مردمش هزینه م و اگر انتخاب د که در حد توانم در خدمت هستم و اگر انتخاب ن د باز هم خدا را شکر می کنم.

همانطور که اشاره فرمودید قرار گرفتن در کش و قوس مباحث شهری ؛ پر زحمت است ولی مثل همیشه آمدم تا اگر خدمتی در توانم است به این شهری که عقربه ساعتش به اندازه حداقل سه دهه است متوقف شده انجام دهم.

افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد

بنده را از دعای خیرتان محروم نفرمایید.

برچسب ها : جو ه شه به اشک آتش - اصلاح ,انقلاب ,بنده ,مورد ,بابل ,شورای
درباره نامزدهای شورای شهربابل(9)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

9- حسین حسین زاده نوری

دور قبل که حسین حسین زاده نوری پا به عرصه رقابت های شورای ی شهر گذاشت، با این که تیم همراه و تبلیغاتی اش اکثراً از جوان ها و نوجوان های کم سن و سال بودند، با این که خیلی ها او را نمی شناختند و برایشان سوال بود که نامزدی جوان و ناشناخته و مستقل، چه موج و اقبالی را می تواند در مردم پدید آورد، با این که خیلی ها ایراد می گرفتند که اصلاً شما چرا یک جوان کم سن و سال را این طور مورد حمایت قرار می دهید و ... حسین بی سر و صدا، با کمترین تبلغ و پایین ترین سطح هزینه، به همت همان بچه های کم سن و سال و پا پتی بسیج توانست بیش از سه هزار رأی را به خود اختصاص دهد. لابد یادتان هست که بعضی از عزیزان ک دای مجلس شورای ی با آن همه دبدبه و کبکبه نتوانستند از کل حوزه انتخ ه شهرستان بابل هم این میزان از آرا را ب نمایند.

الان اما وضعیت بسیار متفاوت شده است. حسین را در این چهارسال خیلی ها شناختند. امروز خیلی ها به توانمندی این مدیر جوان، صبور، با درایت و صاحب ایده پی برده و اعتراف می کنند اگر قدر چنین سرمایه هایی دانسته شده و به آنها میدان داده شود، نوبت به عرض اندام نوکیسه های عافیت طلب و منفعت خواه نخواهد رسید. این که یک جوان متدین و خوش فکر چون حسین حسین زاده، به جرم آن که داماد یک شهید است و نه داماد دیگری که بتواند پله صعود او به مقام معاونت و مشاورت اهل بخیه شود، نشان از ناتوانی و ضعف مدیریت او نیست؛ بلکه نشان از وجود ل های ای دارد که مصادر قدرت را با مبنای تأمین منافع از ما بهتران، می نمایند.

حسین با اثبات توانایی های فکری و اجرایی خود توانست به جایگاه معاونت بنیاد فرهنگی خاتم در استان مازندران دست پیدا کرده و فرصت ارائه استعدادها و توانمندی هایش را برای همه آنانی که در این سال ها با ذره بین کشف الخطا، وراندازش می د، پیدا کند.

درک او از چالش های فرهنگی و اجتماعی موجود و راهنمایی های داعیانه و دلسوزی های مجدانه اش توانست گره گشای بسیاری از معضلات دست و پا گیر مجموعه های مستقل فرهنگی استان مازندران باشد و نامش را از شرق تا غرب استان بر سر زبان فعالان این عرصه بیندازد.

گستره مطالعات او در حوزه معضلات شهری و احاطه کامل بر ایده های خلاق و سازنده، از دیگر وجوه برجسته ای است که این نامزد بلامنازع جریان عد خواه و خدمت گرای شهر را نسبت به سایرین ممتاز می سازد.

حسین حسین زاده هم البته راهی بس دشوار را پیش رو دارد. جلب اعتماد عمومی، بدون پول و وابستگی های طایفه ای و هوچی گری های تبلیغاتی، ناممکن نیست به شرط آن که همتی مضاعف در ارائه دیدگاه ها و معرفی امتیازات این نامزد نخبه در اذهان عموم به منصه ظهور برسد. یکی از آفت های شهرت و مقبولیت، از راه رسیدن کاسه لیس های فرصت طلب است. آن قدری که انسان ممکن است از اطرافیان و نزدیکان خود لطمه ببیند از احتمال آسیب زا بودن دشمنانش هم بیشتر و موثرتر است. حسین با بهره گیری از تجربه سایر شخصیت های نام آشنا انشاءالله بیش از پیش درصدد دفع این آفت محتمل برخواهد آمد.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهربابل(9) - حسین ,خیلی ,استان ,فرهنگی ,توانست ,زاده ,حسین حسین ,حسین زاده ,استان مازندران ,زاده نوری ,شورای ی
درباره نامزدهای شورای شهر بابل (8)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

8- جواد بیژنی

جواد بیژنی را قلباً دوست داشته و در حدی با او شوخی دارم که برایش پیام فرستادم: چون به "غرب" علاقمندی، برای نوشتن درباره تو روز "یکشنبه" را انتخاب می کنم! گاهی او را با رامبد جوان مقایسه می کنم که سه ساعت ملت را می اند بعد در تیتراژ پایانی برنامه، تابلوی اللهم عجل لولیک الفرج را نشان می دهد که مشروعیت کارش زیر سوال نرود! اگر اوباما را مودب و باهوش خواند من چرا درباره جواد چنین نگویم؟

از شوخی که بگذریم، پیرامون انتقادهای جدی وارد بر نگاه فرهنگی جواد بارها مطالبی را تند و تیز نوشته ام و اکنون پرداختن دوباره به مصادیق آن را باعث اطاله کلام می دانم. البته او به طور معمول در مواجهه با این نقدهای گزنده، از خود سعه صدر نشان داده است. جواد، بچه مسلمان و معتقد است؛ هر چند او به گونه ای نیست که نعوذبالله، و انگلیس را از خود برنجاند.

جواد بیژنی را جنگ نرم می دانم. به نظرم از این مه باید درس ها آموخت. او با راه اندازی یک گروه مجازی و مدیریت برنامه ریزی شده و هدفمند، توانست شهردار مورد نظر خود را که به طور کاملاً اتفاقی از بستگانش بود به کرسی صدارت بنشاند. این هنر و استعداد را نباید دست کم گرفت. به هوش این جوان نخبه باید احترام گذاشت و آن را مدیریت کرد تا مبادا فی المثل جذب بدخواهانی چون و ... شود.

شهردار بابل از نقش سرنوشت ساز جواد در جایگاهی که به دست آورده مطلع است. او لطف این حامی فعال و اندکی بازیگوش خود را بی پاسخ نگذاشت. از این روست که می بینید ماشین امضای فرهنگی شهردار، برنامه های مورد نظر جواد و گعده خوش نشین همراهش را وحی منزل می داند، ولو به قیمت طرد نیروهای انقل شهر تمام شود.

جواد بیژنی یک عکاس ماهر و حرفه ای است. اگر اصراری بر این نداشته باشد که خودش را در زمینه هایی چون تاریخ و مذهب و ... نیز ماهر و حرفه ای و مجتهد بداند شاید خیلی از اختلاف نظرهای اساسی با او قابل ترمیم باشد.

من هنوز هم بابت آن چه که در نوروز امسال طی بازدید عجیب یک کم تجربه از مرکزی تجاری و البته حاشیه ساز اتفاق افتاد در شگفتم. تعجب می کنم که چرا صدای اعتراضی از این طیف گسترده عربده کش های مجازی شهردار شنیده نشد. هنوز هم دلم می خواهد برای یک بار که شده تیم های رسانه ای جذب شده در شهرداری به شراکت صرف در شادی ها و سفره ها بسنده نکرده و در فراز و نشیب هایی چون مصاف با کانون های قدرت و ثروت و اربابان حلقه زر و زور و تزویر، نیز به یاری جناب شهردار بشتابند که تکیه گاه تداوم صد را بر پایه های پوسیده جماعت نان به نرخ روزخور بنا نهاده است.

جواد حلقه اتصال این افراد ترسو و منفعت طلب با شهردار بود. معتقدم جواد بیژنی اگر سنجیده تر عمل می کرد امروز شهردار در چنبره مدعیان بی خاصیت رسانه ای، محصور نمی ماند و رغبتی هم برای ورود جانانه نیروهای عد خواده دل بریده از شهرداری و قیام قلم های استشهادی برای به خاک بینی فراعین شهر باقی می ماند.

جواد را انسانی اصلاح پذیر و کمال طلب می دانم و بر این باورم که در بلند مدت، شهر از تجربه و ذوق این خوش آتیه، منتفع خواهد شد. این ایام، سالگرد قمری ارتحال ابوی جواد بیژنی است؛ مردی شریف و مومن و دوست داشتنی و زحمت کش که امیدوارم به حق ایام نورانی ماه رجب، در جرگه مقرّبان درگاه احدیت محشور شود.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل (8) - جواد ,شهردار ,بیژنی ,دانم ,جواد بیژنی
درباره نامزدهای شورای شهر بابل(7)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

7- اسماعیل ولی نژاد

حاج اسماعیل ولی نژاد در انتخابات چهار سال قبل شورای ی بابل، رأی قابل توجهی آورد. حدود هزار رأی دیگر می توانست او را راهی شورا کند. بچه حزب اللهی های شهر ان بار یک یاعلی بگویند این یادگار وفادار دوران حماسه و ایثار را در این دوره روی صندلی شورا خواهند نشاند.

در انتخابات دور قبل، به دلیل فقدان شناخت کافی نسبت به آقای ولی نژاد، من هم به ایشان رأی ندادم. اما مدتی است که درباره این بزرگوار تحقیق داشته و به این اطمینان خاطر رسیدم که وجود امثال او می تواند در ارتقای سلامت و کارایی شورای شهر بسیار نقش آفرین باشد.

حاج اسماعیل ولی نژاد در حساس ترین مسئولیت های پاسداران حضور داشته و فردی امتحان پس داده است. امروز حلقه گمشده شوراها و شهرداری های کشور، امر خطیر نظارت است که متأسفانه در بسیاری از موارد تعطیل شده است. خصلت حاج اسماعیل ولی نژاد آن است که حتی اگر تنها نیروی مذهبی حاضر در شورا باشد با تمام توان در حفظ سلامت و پاکدستی این مجموعه شهری خواهد کوشید و اجازه دست درازی و سوءاستفاده های احتمالی از اموال عمومی را به ی نخواهد داد. درباره او باید این ضرب المثل را به کار برد که: یکی مرد جنگی به از صد هزار

به نظرم حلقه اصولگرایان بابل، نباید خود را از افتخار حمایت از این چهره مردمی، پاک و مومن، محروم نگاه دارد.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل(7) - اسماعیل ,نژاد ,شورا ,شورای
درباره نامزدهای شورای شهر بابل(5)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

5- محمدحسین منصف

چه ی گفته است حسین منصف اشتباه نداشته است؟ منصف، خودش نیز داعیه عصمت ندارد. کدام عضو شورا بدون اشتباه بوده است؛ اشتباهاتی که گاه عیارش فراتر از اختلاف نظرهای موجود بین منصف و منتقدانش است. راقم این سطور بارها انتقادهایش نسبت به بعضی رفتارهای او را به تقریر درآورده است؛ اما

حسین منصف را ترجیح می دهم به همه حزب اللهی های سانتی مانتالی که حاضر نیستند حتی در راه دفاع از مظلومیت نظام و آرمان های و غباری بر خط اتوی کت و شلوارشان بنشیند.

به رغم آن که حسین بیشترین آسیب ها را از بعضی همفکران خود خورد؛ اما برخلاف تازه به دوران رسیده های سست ایمان، رفتار هیچ را به خاطر ظاهر یا وابستگی های سازمانی اش به پای نظام ننوشت و در هر برهه ای یک تنه در مقابل زیاده خواهان و منافقان و فتنه گران ایستاد و هیچ مصلحتی را به دفاع از خط و مشی انقلاب ی ترجیح نداد.

وقتی عده ای به این نتیجه رسیدند که با راه انداختن بازی های کثیف رسانه ای، دهان منتقدان شهرداری را ببندند، خیلی ها برای حفظ شأن و شخصیت خود مهر سکوت به لب زده و دست از بیان نقدهای خیرخواهانه شان کشیدند؛ اما باز هم این حسین منصف بود که تمام قامت در برابر عمله ها و عملی های قلم فروش و بوقلمون صفت ایستاد، هجمه های ناجوانمردانه هتاکان را به جان ید و قدمی از آن چه که باید می گفت، عقب ننشست.

به شهادت دوست و دشمن، جیب او همیشه بسته بود که دهانش همیشه باز ماند و در مقابل غارتگران و خائنان، سکوت اختیار نکرد. حسین نه مفسده مالی داشت که صلاحیتش رد بشود و نه فساد اخلاقی. اگر می بینید عده ای برای ردصلاحیت او در این دوره از رقابت های شورای شهر، کمر بسته اند؛ اما در برابر ورود افراد معلوم الحالی که پرونده سنگین محکومیت های قضایی دارند سکوت اختیار می کنند، پی به ماهیت و نفوذ باندهای قدرت و ثروت در مهم ترین کانون های جامعه ببرید. آنها نیک می دانند که حضور دوباره منصف در صندلی شورا با نقشه ها و برنامه هایی که در محافل تجاری – خود طراحی کرده اند، قابل جمع نیست.

آنهایی که مدعی اند منصف دیگر مقبولیتی در بین مردم ندارد، مرد باشند و دست از اعمال نفوذ خود برای رد صلاحیت او بردارند تا مردم حرف خود را در پای صندوق های رأی به کرسی بنشانند.

حسین منصف در اسارت هم آزاده بود چه برسد در زمان که یقین دارم این قهرمان ماندگار دارالمومنین در هر جایگاه و موقعیتی که باشد جهاد فی سبیل الله را در برابر مظاهر کوچک و بزرگ طاغوت، ترک نخواهد کرد.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدهای شورا ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل(5) - منصف ,حسین ,برابر ,شورا ,سکوت ,حسین منصف ,سکوت اختیار
اتمام حجت انصار حزب الله بابل با مدیریت شهرداری
عنوان وبلاگ : اشک آتش

۱۳۹۶/۰۱/۲۵ ۱۰۹/۱۱۰/الف ح ب

بسم الله الرحمن الرحیم

به رغم ممنوعیت استفاده از امکانات تی و بیت المال مسلمین برای تبلیغات انتخاباتی، متأسفانه تصاویری که از برنامه های به ظاهر فرهنگی شهرداری مخابره می شود حکایت از نادیده گرفته شدن این ماده قانونی دارد. از شهردار بابل انتظار می رود که مانع از استفاده امکانات عمومی به نفع نامزدهای همسو گردیده و نیز در بهره گیری از مشاوره اطرافیان، دقت بیشتری نشان دهد.

همچنین به رغم مصوبه لازم الاجرای شورای ی شهر بابل در ممنوعیت برگزاری هرگونه جشن در اعیاد و مناسبت ها توسط شهرداری تا پایان زمان انتخابات آتی، شنیده می شود که شهرداری قصد دارد بی توجه به این مصوبه، خود را برای برگزاری جشن (بخوانید ریخت و پاش بی حد و حصر) موسوم به بهارنارنج مهیا سازد.

بدیهی است مسئولین نهادی که خود را م م به تبعیت از قانون ندانند نمی توانند شهروندان را به رعایت قانون دعوت نمایند.

از سوی دیگر تجربه برگزاری بی فایده جشن های موسوم به بهارنارنج که هرینه ای سنگین را بر گرده مردم زحمت کش و شریف دارالمومنین تحمیل نموده نشان می دهد که این نوع هیاهو و جنجال ها بیشتر از آن که با هدف ایجاد شادی در جامعه باشد به نیّت فرار از پاسخگویی در قبال ناکارآمدی بعضی از مدیران و بی توجهی به مشکلات اساسی مردم است.

اگر مسئولی واقعاً به دنبال شادی و خوشحالی مردم است به جای حرکت های سطحی و فریب رسانه ای باید به دنبال حل مشکلات زیربنایی شهر همچون معضل ترافیک، طغیان رودها، توسعه معابر و توجه به دیگر زیرساخت های شهری باشد. رسیدگی به مشکلات مردم و ارائه خدمات بیشتر به آنان مقدمه ایجاد نشاط پایدار در سطح جامعه است؛ در غیر این صورت توجه صرف به شادی های مقطعی و لحظه ای را تنها باید در راستای اغفال جامعه از حقایق تلخ موجود تفسیر نمود.

حیف و میل بیت المال در این گونه جشن های کذایی البته علاوه بر تبلیغات فریبنده بعضی از مسئولان، تأمین معاش برخی از کاسه لیس های فعال در فضای مجازی است که بار حذف و توهین به منتقدان شهرداری را به دوش می کشند.

جشنواره سالانه بهارنارنج بابل که در رقابتی ناسالم و غیرموجه با سایر ای استان برگزار می شود همواره توأم با مفاسدی بوده که ضرورت احساس تکلیف و دخ دلسوزان جامعه ی را برای مقابله با ترویج انحرافات فرهنگی گوشزد می نماید.

انصار حزب الله شهرستان بابل ضمن تذکر به شهرداری در خصوص زام به قانون و پرهیز از حیف و میل بیت المال در برنامه های غیرضروری، به همه نیروهای متعهد و انقل شهرستان بابل هشدار می دهد که سکوت در قبال اشاعه منکرات اجتماعی که گاه با میدان داری بعضی از مسئولان صورت می پذیرد بدعتی خطرناک است که در بلند مدت، غیرت جامعه دینی را مورد تهدید جدی قرار خواهد داد. بی تردید انصارحزب الله مصمم است در این راستا به وظیفه شرعی خویش عمل نماید.

والسلام علی من اتبع الهدی

انصار حزب الله شهرستان بابل

برچسب ها : اتمام حجت انصار حزب الله بابل با مدیریت شهرداری - بابل ,شهرداری ,جامعه ,الله ,مردم ,بعضی ,شهرستان بابل ,الله شهرستان
درباره نامزدهای شورای شهر بابل (6)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

6- سیف الرضا شه

امکان ندارد نسل های آینده دارالمومنین، کتاب تاریخ این شهر را ورق بزنند و نامی از این پزشک داروساز سیاستمدار نبینند. وجه "سیف" بودن شه را می توانید در مبارزه علنی او با طاغوت ستمشاه ببینید و وجه "رضا"یت او را در راضی و مرضی بودنش نزد خدا و خلق خدا؛ ان شاءالله.

ایشان چند باری بعد از انقلاب برای ورود به مجلس شورای ی از حوزه انتخ ه این شهر یا ای اطراف، داوطلب شد که موفق به اخذ آرای اکثریت نگردید؛ اما غیر از شورای شهر عقیم ابتدای انقلاب، یک بار هم ک دای شورای ی شهر شد و نقش علی البدل را برعهده گرفت.

آن طور که شنیده ام قرار است شه سر لیست اصلاح طلبان بابل در انتخابات پیش رو باشد. به اعتقاد من شه از نظر شه ، اصلاح طلب محسوب نمی شود؛ بلکه این اصلاح طلبان هستند که به مرور به تفکر شه نزدیک شده اند.

با این حال امیدوارم جماعت اصلاح طلب بابل یک اخلاق نیک و پسندیده را نیز از جناب ایشان بیاموزند. نجیب و دوست داشتنی شهر ما، با آن که گرایش ها و فهم متفاوتی از نظام مطلوب دارد بارها در های و دیگر محافل انقل ، حضور یافته و هیچ گاه بهانه ای برای تضعیف انقلاب ی به دشمنان این آب و خاک نداده است.

در سالی که گذشت دو بار نقل قولی از جناب در سطح رسانه های مجازی و محافل فرهنگی این شهر پیرامون نامگذاری روزی به نام روز بابل منتشر گردید. ظاهراً ایشان یک بار در سخنرانی در جمع تعدادی از بابلی های مقیم تهران و یک بار نیز در سخنانی که در بنیاد علمی – ... داشته، پیشنهاد نامگذاری روز تأسیس نخستین مدرسه در این شهر را به عنوان روز بابل مطرح نمود. کمترین ثمره عمل به این توصیه، نفی سابقه بلند علمی مردم بابل در طول قرن های گذشته است. چه این که تأسیس مدرسه اعظام السلطنه در بابل در واقع تأسیس نخستین مدرسه نظام جدید آموزشی در این شهر است و هرگز نمی تواند سابقه کهن عالمان و مکاتب و حوزه های پر جنب و جوش این شهر را بیان نماید. با نقدی که در این باره بیان شد، شه از این طرح صرف نظر کرد و این بار پیشنهاد داد تا روزی که بارفروش به نام بابل تغییر یافت را روز بابل نامگذاری کنند. تغییر این اسم نیز البته با نظر رضاشاه صورت گرفته است. بی اعتنایی جناب به پیشینیه علمی و حماسی و دینی این شهر که در روز قیام مسلحانه مردم شریف بابل به ی فقیه مجاهد جهان شیعه، علامه سعیدالعلمای بارفروش بر ضد فرقه ضاله ب ّت جلوه گر شد، به منظور نامگذاری روز بابل، تأمل برانگیز است .

حیف است نسل جدید این شهر از برکات فکری و دانش و تاریخی شه بی بهره بمانند. حیف است عمر این شخصیت مطلع، صاحب نظر و تحلیل گر مسایل به خصوص در حوزه بین الملل، در دورانی که بیشتر نیاز به آرامش دارد، در کش و قوس مباحث ملال آور شورای شهر صرف شده و در زمینه ای که بایسته است مورد استفاده قرار نگیرد.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدهای شورا ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل (6) - بابل , ,شه ,شورای ,نامگذاری , , شه ,نخستین مدرسه ,تأسیس نخستین ,اصلاح طلبان ,شورای ی ,تأسیس نخستین مدرسه
درباره نامزدهای شورای شهر بابل (4)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

4- رضا شافعیان

حاج رضا شافعیان از آن دست آدم هایی است که نمی توان آنها را دوست نداشت. خوی و خصلت او بر دین مداری و مردم داری بنا شده است. همواره بی حاشیه و بی ادعا بوده و هست. یادم است عالم بزرگواری در تبیین شخصیت اجتماعی مداحان اهل بیت علیهم السلام برای مثال می فرمود: مداح، یعنی حاج رضا شافعیان.

شاگردانی که او در مکتب نورانی زاده غریب شهرمان پروراند نیز اغلب نیروهایی بی ادعا و فعال در عرصه خدمت به و انقلاب ی هستند. این خادم آستان زاده یحیی سلام الله علیه، از تبار انی است که رس انتقال مفاهیم ایثار و شهادت را از نسل دوم انقلاب به جوانان و نوجوانان جبهه و جنگ ندیده نسل حاضر به دوش کشیده و حیات خویش را با رایحه وصال، معطر ساخته است. حاج رضا از آن دست آدم هایی است که می توانید ستبر کنید و با گردنی فراخ و خیالی آسوده درباره اش شهادت بدهید که "اللهم انّا لانعلم منه الّا خیرا".

افتخار فرهنگی شهر ما نه آن سیاست باز قانون شکن که امثال حاج رضای شافعیان عزیز هستند؛ هر چند که نخواهد حتی از دوچرخه هم برای رسیدن به مقاصدش، سواری بگیرد!

شافعیان اگر اهل هیاهو و زد و بند و بازی های جناحی بود بسیار زودتر به جایگاهی می رسید که امروز در آن قرار دارد. گاهی وقت ها باید به حال بابل گریست که با داشتن نیروهای توانمند و سالمی چون شافعیان این طور شاهد حضور مسئولانی نالایق و ناسالم در تصدی امور این شهر بوده است.

حاج رضا اما از یک جهت زمان نامناسبی وارد عرصه رقابت های انتخاباتی شورای ی شهر شده است. مسئولیت فعلی او در شهرداری، ممکن است این شائبه را دامن بزند که او قرار است شهرداری در شورای شهر باشد که به یقین چنین فرضی در تضاد با فلسفه وجودی شوراهاست. حاج رضا باید دامان خود را از این اتهام مبرا ساخته و تأکید نماید که در تعهد به اعتماد مردم و حفظ امانتی که قرار است در اختیار بگیرد با ی (حتی مقام مافوق فعلی خود) اهل مماشات نخواهد بود.

شایعه معرفی فهرست نامزدهای مورد حمایت شهرداری در این دور از انتخابات شورای ی شهر بابل بر فرض صحت، بدعتی نامبارک و مفسده انگیز را نوید می دهد که در بلند مدت می تواند بستر تبانی مراکز قدرت و ثروت را مهیا سازد.

به راستی اگر قرار باشد شهروندان بابل به زودی شاهد انتشار اخباری پیرامون عدم شفافیت مالی شهرداری و زیرمجموعه های تابعه باشند، واکنش این برادر عزیزمان چه خواهد بود؟

اگر از معدود چهره های ناموجه پیمانکار و روزمزد فرهنگی بگذریم، به کارگیری نیروهای متدین و امتحان پس داده ای چون شافعیان در مجموعه شهرداری، جزو برجسته ترین تصمیمات مدیریتی شهردار فعلی است. راستش را بخواهید گاه با این دغدغه آزار دهنده مواجه هستم که حضور حاج رضا شافعیان در کنار شهردار، مایه پشت گرمی نیروهای انقل و مومن شهر است؛ مباد که حضور او در شورا و ایجاد تغییر اجتناب ناپذیر در صندلی معاونت شهردار، به نفع این شهر تمام نشود.

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل (4) - شافعیان ,شورای ,بابل ,فعلی ,شهرداری ,نیروهای , شافعیان ,شورای ی
درباره نامزدهای شورای شهر بابل(5)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

5- محمدحسین منصف

چه ی گفته است حسین منصف اشتباه نداشته است؟ منصف، خودش نیز داعیه عصمت ندارد. کدام عضو شورا بدون اشتباه بوده است؛ اشتباهاتی که گاه عیارش فراتر از اختلاف نظرهای موجود بین منصف و منتقدانش است. راقم این سطور بارها انتقادهایش نسبت به بعضی رفتارهای او را به تقریر درآورده است؛ اما

حسین منصف را ترجیح می دهم به همه حزب اللهی های سانتی مانتالی که حاضر نیستند حتی در راه دفاع از مظلومیت نظام و آرمان های و غباری بر خط اتوی کت و شلوارشان بنشیند.

به رغم آن که حسین بیشترین آسیب ها را از بعضی همفکران خود خورد؛ اما برخلاف تازه به دوران رسیده های سست ایمان، رفتار هیچ را به خاطر ظاهر یا وابستگی های سازمانی اش به پای نظام ننوشت و در هر برهه ای یک تنه در مقابل زیاده خواهان و منافقان و فتنه گران ایستاد و هیچ مصلحتی را به دفاع از خط و مشی انقلاب ی ترجیح نداد.

وقتی عده ای به این نتیجه رسیدند که با راه انداختن بازی های کثیف رسانه ای، دهان منتقدان شهرداری را ببندند، خیلی ها برای حفظ شأن و شخصیت خود مهر سکوت به لب زده و دست از بیان نقدهای خیرخواهانه شان کشیدند؛ اما باز هم این حسین منصف بود که تمام قامت در برابر عمله ها و عملی های قلم فروش و بوقلمون صف ایستاد، هجمه های ناجوانمردانه هتاکان را به جان ید و قدمی از آن چه که باید می گفت، عقب ننشست.

به شهادت دوست و دشمن، جیب او همیشه بسته بود که دهانش همیشه باز ماند و در مقابل غارتگران و خائنان، سکوت اختیار نکرد. حسین نه مفسده مالی داشت که صلاحیتش رد بشود و نه فساد اخلاقی. اگر می بینید عده ای برای ردصلاحیت او در این دوره از رقابت های شورای شهر، کمر بسته اند؛ اما در برابر ورود افراد معلوم الحالی که پرونده سنگین محکومیت های قضایی دارند سکوت اختیار می کنند، پی به ماهیت و نفوذ باندهای قدرت و ثروت در مهم ترین کانون های جامعه ببرید. آنها نیک می دانند که حضور دوباره منصف در صندلی شورا با نقشه ها و برنامه هایی که در محافل تجاری – خود طراحی کرده اند، قابل جمع نیست.

آنهایی که مدعی اند منصف دیگر مقبولیتی در بین مردم ندارد، مرد باشند و دست از اعمال نفوذ خود برای رد صلاحیت او بردارند تا مردم حرف خود را در پای صندوق های رأی به کرسی بنشانند.

حسین منصف در اسارت هم آزاده بود چه برسد در زمان که یقین دارم این قهرمان ماندگار دارالمومنین در هر جایگاه و موقعیتی که باشد جهاد فی سبیل الله را در برابر مظاهر کوچک و بزرگ طاغوت، ترک نخواهد کرد.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدهای شورا ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل(5) - منصف ,حسین ,برابر ,شورا ,سکوت ,حسین منصف ,سکوت اختیار
درباره نامزدهای شورای شهر بابل (1)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

1- حامد سه لاتهنه

هنوز مطمئن نیستم تلفظ نام این جوان خوش فکر بابلی را خوب می توانم ادا کنم یا نه. بیش از ی ال است که نام او را از زبان دوستان تحصیل کرده رشته های ی شنیده ام و البته تعریفش را. در این ی ال هر جا که مطلبی نوشت و یا ذیل مطلب هر که نظری داد، سعی کرده ام بی دقت و بررسی از کنار آن عبور نکنم.

حامد سه لاتهنه شایسته همه تعریف هایی است که از او شنیده ام. او واقعاً یک جوان خوش فکر، با معلومات، ایده پرداز و البته با اخلاق است که باید قدرش را دانست و به عنوان سرمایه ای در راستای رشد و پیشرفت شهر مظلوم بابل از او بهره گرفت. از ثبت نشانی روی سطل های زباله و تأسیس باغ موزه فراموش شده انقلاب و دفاع مقدس تا توجه به مبلمان شهری و معضل ترافیک و شیوه نظارت دقیق بر رفتار مدیران شهری و ... خلاقیت های فکری این جوان فرهیخته بابلی را به منصه ظهور رسانده و ثابت نموده که او واقعاً حرفهایی برای گفتن دارد.

شاید اگر قرار باشد یک انتقاد را نسبت به حامد سلاتهنه بیان کنم مربوط می شود به گرایش او. حامد از نظر من و البته به شهادت دیدگاه هایی که در گروه های مجازی طرح می کند، یک "اصلاح طلب متعصب" است. من معتقدم سه لاتهنه حتی نباید یک اصولگرای متعصب باشد. حیف است جوانی متخصص و دارای ذوق و سلیقه، که امروز شاید جزو معدود نامزدهای مشرف به زیر و بم های ساختار شهری و صاحب ایده در رفع معضلات شهروندان است، به خاطر دلبستگی های فرسایشی جناحی، از جایگاه تخصصی و کارشناسی خود تنزل پیدا کرده و در منظر بخشی از اقشار جامعه، منفور باشد. برای او آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در هر جایگاهی که قرار می گیرد توفیق خدمت به مردم، روزی مستمرش باشد.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل (1) - حامد ,شهری ,البته ,کرده ,لاتهنه
درباره نامزدهای شورای شهر بابل (2)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

2- مرمر فیروزپور

خانم فیروزپور از ابتدای ورود به عرصه رقابت های شورای شهر بابل یک پدیده بود. حضور یک بانوی جوان و ناشناخته در میان رقیبانی سرسخت و سرشناس، شهامت بسیاری می طلبید که در وجود او به چشم می خورد. پیروزی او در میان رقبای صاحب نام و نان هم یک پدیده بود. استمرار رأی و اعتماد مردم به او در دیگر دوره های انتخابات را نیز باید یک پدیده دانست.

خانم فیروزپور اگر چه در ابتدا نامزد لایه های انقل و متدین شهر نبود؛ اما به مرور با اثبات توانایی ها و شایستگی هایش مورد اقبال این قشر برجسته نیز قرار گرفت و به رغم آن که در لیست های سفارشی معامله گران به اصطلاح اصولگرا جایگاهی نداشت؛ اما به چشم خود علاقه و اعتماد متدینین شهر را به این بانوی فعال و خستگی ناپدیر، بارها شاهد بوده ام.

یادم نمی رود یکی از علمای برجسته شهر در دوره ای که حرف و حدیث ها پیرامون عملکرد و سلامت شورای شهر بالا گرفته بود بارها در جمع مراجعه کنندگانی که نظر او را جویا می شدند می گفت: این خانم نیست. یادم نمی رود خانم فیروزپورهم یک بار در تماسی تلفنی اذعان داشت که از رأی اقشار مذهبی شهر به خود آگاه است و قدر اعتماد آنان را خواهد دانست.

ریاست خانم فیروزپور در شورای شهر بابل هم در جای خودش جالب توجه است. نوع مدیریت او یک سر و گردن بالاتر از روسای قبلی شورا در این دوره است. برایم جالب بود که به رغم تلاش چندباره حریف برای به هم ریختن اعصاب و ایجاد تنش در شورا، ایشان در جایگاه ریاست، با خونسردی و تسلط بر اوضاع، فرد متمرد را خلع سلاح می نمود.

بیانات شجاعانه خانم فیروزپور در نقد عملکرد استاندار مازندارن نیز فراموش ناشدنی است.

من فکر و فرهنگی ایشان را نمی پسندم. یادم نمی رود که در دوره تصدی گری فرهنگی ایشان در شورا، وقتی پیکر مطهر کمیل صفری تبار و سید محمود نژاد روی دوش مردم بود، در و دیوار شهر مملو از پوسترهای منقش به تصویر شادونه و تبلیغ اجرای برنامه او شده بود.

با این حال معتقدم مردم شهر یک دین بزرگ نسبت به این بانوی پرکار و زحمت کش بر گرده خود دارند. همکاری خانم فیروزپور در پیگیری تخلفات مالی برخی از اعضای شورا به خصوص در دوره های پرتلاطم گذشته، لطف خفیّه ایشان در حق مردم دارالمومنین است.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل (2) - خانم ,فیروزپور ,دوره ,مردم ,ایشان ,شورای ,خانم فیروزپور ,فرهنگی ایشان
درباره نامزدهای شورای شهر بابل (3)
عنوان وبلاگ : اشک آتش

3- جعفر واثقی

واثقی ها خاندان اصیل بابلی هستند که نامشان با انقلاب ی و دفاع مقدس گره خورده است.

این ویژگی، سطح مطالبه جامعه ارزشی را نسبت به آنها افزایش می دهد.

قبل از آن که بخواهم نقد درون گفتمانی خود را نسبت به این چهره موجه اصولگرا بیان کنم لازم است خیال همه را راحت کنم که از نطر راقم این سطور، می توان به کارنامه عملکرد این عضو سالم و نجیب شورا، نمره قبولی داد.

الف- بالاترین آسیبی که این روزها جعفر واثقی را تهدید می کند، وهم پیروزی صد در صدی در انتخابات آتی است. هیاهوی یکی دو ماهه اخیر پیرامون ماجرای درگیری در شورا و ابراز همراهی جمعی از شهروندان سنتی، دلیل موجهی برای نیل به این نتیجه موهوم نیست. واثقی هم مثل همه نامزدهای دیگر باید از همه را ارهای مشروع برای جلب اعتماد و رأی مردم بهره گرفته و از ارتکاب کوچکترین رفتاری که نشانه تفا نسبت به رقبای همفکر باشد پرهیز نماید.

ب- یک بار سرکار خانم فیروزپور انتقاداتی را نسبت به عملکرد مسئولان ارشد استانی در صحن شورا مطرح کرد. اعتراضی از واثقی در این خصوص منتشر شد که زیبنده ایشان نبود. محوری ترین استدلال این عضو شورا در مخالفت با سخنان ریاست شورا مبتنی بر این احتمال بود که موضع گیری در قبال مسئولان ارشد استان می تواند زمینه ساز محرومیت شهر بابل در برخورداری از امکانات و بودجه های استانی را فراهم آورد! این نوع استدلال از هر که پذیرفته باشد از یک نیروی متدین و معتقد به شه انقلاب ی پذیرفته نیست؛ چونان که ی بر این باور باشد که طرح مباحث حق طلبانه در سطح جهان می تواند زمینه ساز تحریم ایران از سوی ابرقدرت ها باشد. بدیهی است در مبانی شه ، معامله بر سر حق و حقیقت به بهانه تأمین خواسته های مادی، پذیرفته نیست.

ج- واثقی در کنار حمایت های به جایی که نسبت به خدمات قابل تحسین و "روبنایی" شهرداری نشان می دهد باید موضع شفاف خود را در خصوص رویکردهای غلط زیرمجموعه فرهنگی شهرداری نیز بیان نماید. آیا این انقل و فاصله رویکردهای معاونت فرهنگی شهرداری با معیارهای مدنظر ی معظم و آرمان جهانی تمدن نوین ی را باور ندارد؟ قابل توجیه نیست که این عضو تازه وارد فضای مجازی، از دغدغه های مومنانه جبهه فرهنگی انقلاب ی که بارها در سطح رسانه های غیررسمی طرح گردیده، بی اطلاع مانده باشد. برادرانه و خاضعانه از جناب واثقی عزیز استدعا دارم سرنوشت و اجتماعی خود را با مدیریت شهرداری بابل گره نزند.

انتقادپذیری و سعه صدر، همواره از دیگر وجوه مثبت شخصیت این عضو اصولگرای شورای ی شهر بابل بوده است.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدهای شورا ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل (3) - واثقی , ی ,نسبت ,شورا ,شهرداری , ,انقلاب ی ,فرهنگی شهرداری ,تواند زمینه ,مسئولان ارشد ,جعفر واثقی
درباره نامزدهای شورای شهر بابل
عنوان وبلاگ : اشک آتش

1- حامد سه لاتهنه

هنوز مطمئن نیستم تلفظ نام این جوان خوش فکر بابلی را خوب می توانم ادا کنم یا نه. بیش از ی ال است که نام او را از زبان دوستان تحصیل کرده رشته های ی شنیده ام و البته تعریفش را. در این ی ال هر جا که مطلبی نوشت و یا ذیل مطلب هر که نظری داد، سعی کرده ام بی دقت و بررسی از کنار آن عبور نکنم.

حامد سه لاتهنه شایسته همه تعریف هایی است که از او شنیده ام. او واقعاً یک جوان خوش فکر، با معلومات، ایده پرداز و البته با اخلاق است که باید قدرش را دانست و به عنوان سرمایه ای در راستای رشد و پیشرفت شهر مظلوم بابل از او بهره گرفت. از ثبت نشانی روی سطل های زباله و تأسیس باغ موزه فراموش شده انقلاب و دفاع مقدس تا توجه به مبلمان شهری و معضل ترافیک و شیوه نظارت دقیق بر رفتار مدیران شهری و ... خلاقیت های فکری این جوان فرهیخته بابلی را به منصه ظهور رسانده و ثابت نموده که او واقعاً حرفهایی برای گفتن دارد.

شاید اگر قرار باشد یک انتقاد را نسبت به حامد سلاتهنه بیان کنم مربوط می شود به گرایش او. حامد از نظر من و البته به شهادت دیدگاه هایی که در گروه های مجازی طرح می کند، یک "اصلاح طلب متعصب" است. من معتقدم سه لاتهنه حتی نباید یک اصولگرای متعصب باشد. حیف است جوانی متخصص و دارای ذوق و سلیقه، که امروز شاید جزو معدود نامزدهای مشرف به زیر و بم های ساختار شهری و صاحب ایده در رفع معضلات شهروندان است، به خاطر دلبستگی های فرسایشی جناحی، از جایگاه تخصصی و کارشناسی خود تنزل پیدا کرده و در منظر بخشی از اقشار جامعه، منفور باشد. برای او آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در هر جایگاهی که قرار می گیرد توفیق خدمت به مردم، روزی مستمرش باشد.

(این گفتار با محوریت سایر نامزدها ادامه خواهد داشت)

برچسب ها : درباره نامزدهای شورای شهر بابل - حامد ,شهری ,البته ,کرده ,لاتهنه
مردود شده های امتحان امروز
عنوان وبلاگ : اشک آتش

آقا گفت "برادر مومن"، یعنی بار معنایی وصف مومن را در نظر داشته باش و بدان که حرمتش را باید بیشتر نگاه داری؛ با آبروی او بازی نکنی نه آن که پای به قلاده تهمت ببندی و بار آ تت را سنگین تر نمایی.

شرع می گوید اصل با صداقت و صحت قول مومن است، یعنی وقتی برادر مومنت می گوید به تعهد اخلاقی خود با ی عزیز پایبندم، تو لااقل به دنبال وارونه نمایی حقایق نباشی.

آن ها که امروز برادر مومن را به باد تهمت و ناسزا گرفتند، دم از ولایت پذیری نزنند که امتحان شان را خوب پس نداده اند.

اگر آقا را فصل الخطاب مناقشات می دانی، بار معنایی وصف مومن و تبعات دینی آن را برای آن که از قول مولایت، برادر مومن نامیده شد، قائل باش؛ اگر نه، دست از ادعا بردار.

برچسب ها : مردود شده های امتحان امروز - مومن ,برادر ,برادر مومن
آیا سرور تلگرام به ایران منتقل شده است؟
عنوان وبلاگ : اشک آتش

دیروز اتفاق عجیبی در فضای تلگرامی کشور رخ داد.

عصر دیروز کانال های تلگرامی کشور خبری مبنی بر شلیک پ ند هوایی در پایتخت را منتشر د. کاری با راست و دروغ این خبر ندارم.

لحظاتی بعد در اتفاقی عجیب، این خبر از همه کانال ها محو شد. مدیران بعضی از کانال ها مدعی شدند دخ ی در حذف این مطلب نداشته و محو آن توسط هیچ یک از ادمین ها صورت نگرفته است!

در صورت صحت این ادعا می توان این فرض را محتمل دانست که تلاش مسئولان کشور برای متقاعد ساختن مالکان شبکه تلگرام در انتقال سرورهای آن به داخل کشور ثمر داده است. با این وصف دیگر فضای تلگرام برای کاربران آن امن نیست.

به نظر می رسد فعالان و اجتماعی از این پس باید احتیاط بیشتری حتی در ارسال پیام های شخصی خود داشته باشند.

برچسب ها : آیا سرور تلگرام به ایران منتقل شده است؟ - کشور ,تلگرام ,کانال ,تلگرامی کشور
چه خبر از بروجرد؟
عنوان وبلاگ : اشک آتش

طلاب حزب اللهی بروجرد بعد از چند بار تذکر در خصوص ارتباط ... این شهر با بعضی از باندهای رانت خوار و حذف نیروهای انقل از عرصه های و اجتماعی این شهر، از چند روز قبل پیاده روی اعتراضی خود را به تهران آغاز کرده و روز گذشته از شهر مقدس قم عبور د. جمع بسیاری از نیروهای عد خواه و حزب الله استان های لرستان، قم و تهران حمایت قاطع خود را این طلاب اعلام داشته اند. امیدوارم این اتفاق که ممکن است در سراسر کشور فراگیر شود، عبرتی برای مسئولان نظارتی ایران ی باشد که از مماشات با متخلفان دانه درشت و رانت خوارهای ل گر دست برداشته و به نص صریح کلام حضرت مولا در برخورد با مسئولانی که جایگاه های مقدس این نظام عزیز را با روحیه ل و گاه معامله گر خود کرده اند، ذره ای تردید نشان ندهند.

برچسب ها : چه خبر از بروجرد؟
پاسخی به رنجنامه یک بانوی معتکف
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بسم الله الرحمن الرحیم

سرکار خانم پاینده با سلام و تبریک میلاد مولای غریبان عالم ،علی علیه ال

رنجنامه ای که امروز از شما منتشر شد متنی از یک روضه سو ک بود که باید خواند و گریست. اجر اعتکاف شما و دخترانتان به فضل الهی بیش از ثواب همه مدعیان خواهد بود.

احیای سنت حیاتی اعتکاف از دستاوردهای معنوی انقلاب ی است که البته هنوز در نگاه مسئولانی که متولی امور فرهنگی جامعه هستند جایگاه حقیقی خود را پیدا نکرده است. از هیمن رو هر سال شاهد کمبود محسوس و آزاردهنده امکانات مرتبط با این عبادت انسان ساز در همه نقاط کشور هستیم. هر مسئولی که در حمایت مادی و معنوی از اعتکاف کوتاهی می کند، خواسته یا ناخواسته نسبت به اصلاح جامعه ی خیانت ورزیده است.

برخورد ناصواب یکی از خدام معتکفین در یکی از مکان های اعتکاف در یکی از ای کشور، البته قابل دفاع و توجیه نیست. برای چنین افرادی هر چند که معدود هستند باید از صمیم قلب آرزوی هدایت نمود.

شما بانوی فرهیخته بهتر از راقم این سطور می دانید که نمی توان اشتباه یک فرد را به پای یک مجموعه نوشت. روی سخن این جاست که از این فرصت گران بها کمال بهره را برای تقویت بنیه های اعتقادی فرزندانتان در نظر داشته باشید. حضرت زهرا سلام الله علیها دعا برای همسایگانی را نسبت به اهل خانه خود در اولویت می دانست که در بی وفایی به پیمان رسول خدا و نامهربانی با خاندان او کوتاهی نورزیدند. ما پیرو مکتبی هستیم که نخستین آن حتی پاسخ سلام خود را از مدعیان و ایمان نمی شنید. با فرزندانتان برای هدایت همه گمراهان دعا کنید و به آنها بیاموزید که پایمردی در راه دین، مرارت ها و ناجوانمردی هایی از سوی خودی ها دارد که باید برای تحمل آن از هم اکنون مهیا گردید. به آنها بیاموزید که ان ما به دست مدعیان دین شکنجه شده و به شهادت رسیدند. چه بهتر که فرزندان شما از الان بدانند که مسیر حق، توأم با غربت و مظلومیت است؛ این گونه دینشان محکم تر شده و تأسی از بانوی صبر و بصیرت برایشان در اولویت بیشتری خواهد بود؛ همان بانویی که شهادت و اسارت جانکاه عزیزترین هایش را به چشم خویش تماشا کرد و در وصف ظلم هایی که از مدعیان دینداری دید نغمه زیبای ما رأیت الا جمیلا را بر پیشانی سترگ تاریخ، حک نمود.

برچسب ها : پاسخی به رنجنامه یک بانوی معتکف - مدعیان ,اعتکاف ,بانوی ,سلام ,آنها بیاموزید
من لم یشکرالمخلوق ...
عنوان وبلاگ : اشک آتش

اگر بنای مسجد محدثین، مدیون تلاش علامه ملانصیراست، توسعه و احیای آن مرهون زحمات بی وقفه و مجاهدت بی شائبه حجت ال عسکر نصیرایی است.

هیچ انسان منصفی نمی تواند تبدیل مسجد محدثین به قطب فرهنگی شهرستان بابل و پایگاه صدور معارف مهدوی را که در سایه تلاش های خالصانه مریدان بی نام و نشان حضرت موعود محقق شد، انکار نماید.

انتقاد از رفتار یک خادم هرگز به معنای نفی زحمات متولیان یک مجموعه نیست. هیچ مرکز و مجموعه و پایگاه و کانونی مبرای از اشتباه نیست و نقدهای دلسوزانه دوستان به یقین در راستای تکامل و رشد مخاطبان تلقی خواهد شد.

درود خدا بر خادمان بی ادعای آستان مهدویت که در عصر دنیازدگی و مادیی گرایی، رایحه ظهور را صیقل جان های غبارگرفته، نموده و یاد آ ین منجی عالم خلقت را ارمغان دل گمگشتگان وادی طلمات می سازند.

برچسب ها : من لم یشکرالمخلوق ...
بیانیه مجمع طلاب و فضلای مازندران
عنوان وبلاگ : اشک آتش

بیانیه مجمع نمایندگان طلاب و فضلای استان مازندران مقیم قم پیرامون اهانت به شخصیت آیت الله العظمی جوادی آملی

بسم الله الرحمن الرحیم

"العلماء ورثة الانبیاء"، پیام روشن مکتب برای همه مریدان آئین حق و حقیقت است که جامعه ی در عصر غیبت ولی خدا، به حال خود رها نشده و به نص کلام حضرت ولی عصر(عج)، "فإنهم حجتی علیکم"، علمای امت رسول الله(ص) گره گشا و مرجع رفع معضلات و تدبیر در حوادث جامعه ی محسوب می باشند.

زیبنده صدا و سیمای ایران نیست که با گذشت نزدیک به چهار دهه از عمر پربرکت نظام مقدس ی، شخصی در قالب یک کارشناس، تریبون سیما را در اختیار بگیرد که هنوز نمی داند به فرموده راحل(ره) فقه تئوری اداره زندگی انسان از گهواره تا گور است.

مجمع نمایندگان طلاب و فضلای مازندرانی مقیم قم ضمن تقبیح گفتار زشت و منحرف یک کارشناس اقتصادی و وهن شخصیت عالم وارسته و مرجع عالی قدری چون حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی که خواهان اجرای برنامه اقتصادی در نظام بانکی کشور است از مسئولان صدا و سیما مصرانه می خواهد تا نسبت به تبیین دیدگاه های فقهی علمای در خصوص بانکداری ی و مقابله با سیاست های ربوی حاکم بر اقتصاد غیر ی، برنامه هایی تبیینی و کارشناسانه را تولید و به جامعه عرضه نمایند.

والسلام علی من اتبع الهدی

برچسب ها : بیانیه مجمع طلاب و فضلای مازندران - ی , ,الله ,طلاب ,جامعه ,فضلای ,جوادی آملی ,جامعه ی ,العظمی جوادی ,الله العظمی ,مجمع نمایندگان ,الله العظمی جوادی
روز مرد، روز "نر" نیست!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

این که به اندازه چند نفر غذا بخوری و احساس بزرگی پیدا کنی، این که از سبیل هایت آب چکه کند و فکر کنی که مرد شده ای، صدایت را کلفت کنی و بتوانی به چند نفر دستور بدهی، دور بازویت را به رخ دیگران بکشی، ستبر کنی و به هیکل درشتت بنازی و ... تو تازه مثل یک "نر" شده ای؛ مرد، نه!

مرد آن است که گرسنگی می کشد و قوت لایموتش را به فقیر و مسکین عطا می کند. مرد آن است که جان به خطر انداخته و در بستر مرگ می خوابد تا پیام آور حق در امان بماند. مرد آن است که در دل تاریک شب، بیغوله نشینان شهر را بی ریا و ادعا، غذا می دهد و پای درد دلشان می نشیند با آن که دل دریایی خودش مجمع دردها و مأمن رنج های عالم است. مرد بودن یعنی آن که برای منافع جامعه ات، گاه سال های سال، خار در چشم و استخوان در گلو، مهر سکوت به لب داشته و جز خدا را محرم اسرار خویش ندانی. مرد آن است که قاتل نفسش باشد نه مقتول آن.

مرد بودن به شکم بارگی و کبر و خودپرستی نیست. اگر نمی توانی از قید پوسته مادی دنیا رها شوی و به حضیض لذایذ عالم، دل بسته ای، به ظاهرت نگاه نکن که تو اینک به وادی "نر" های خلقت ورود پیدا کرده ای، تو را چه به مرد بودن که گفته اند: گر مرد رهی میان خون باید رفت ...

آن گونه که سید علی اکبر شجاعیان به قلم سرخ خویش بر جریده روزگار نوشت: "نه، نه، هرگز، شمایی که بستر نرم و غذای گرم و لذت زودگذر دنیای فانی را انتخاب نموده اید در قبال آ ت که دار باقی است؛ شما مرده اید، مرده ای متحرک، این جسمتان است که حرکت می کند و غذا می خورد و می خوابد. شما مرده اید، برای همین است که گوش دلتان حق را نمی شنود."

روز مرد بر مردهای حقیقی عالم، مبارک.

برچسب ها : روز مرد، روز "نر" نیست! - مرده ,مرده اید،
فریب، ممنوع!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یکی از ک داهای شورای شهر بابل می گفت: من اگر رأی بیاورم برنامه تغذیه رایگان را در مدارس اجرا می کنم، بزرگترین آکواریوم دنیا و بزرگترین رستوران شناور خاورمیانه را پشت سد شیاده تأسیس می کنم و ....

یکی از ک داهای شورای شهر بابل می گفت: در این آ ین سال های عمرم فقط یک آرزو دارم و آن هم نصب تابلوی "ادخلوها بسلام آمنین" در ورودی شهر بابل است. به شورا که بروم این کار را انجام داده و سپس استعفا می دهم.

یکی از ک داهای شورای شهر بابل این پرسش را برای معرفی دیدگاه خود انتخاب کرده بود: بابل، گذشته تاریک، آینده مبهم، چه باید کرد؟ و خودش جو برای آن نداشت.

از این دست حرف ها و شعارها و برنامه های کاذب و غیرضروری را در هر دوره از انتخابات شوراهای شهر و روستا شاهد هستیم.

نامزدهای شورا باید وعده و برنامه ای را در دستور کار خود قرار دهند که اولا توان اجرای آن را داشته و در ثانی، بر حل یکی از مشکلات کلیدی و مبنایی شهر متمرکز شده باشد.

به طور مثال باید دید نامزدهای شورا برای حل معضل مهلک ترافیک شهر، طغیان چندباره بابل رود و خسارت هایی که از آن عاید حاشیه نشینان می شود، تقابل با رانت خواری های از مابهتران که گاه با رندی بستگان ذی نفوذ، اجرای پروژه های خدماتی را تصاحب کرده و با کمترین کیفیت ممکن و البته دستمزد بالا تحویل شهروندان می دهند، بهره گیری از فرصت های گردشگری مانند ظرفیت فراموش شده رودهایی که از وسط شهر گذشته اما تبدیل به کانال روباز فاضلاب شده اند و ... چه طرح و برنامه ای در سر دارند.

هر شعار و وعده ای که در راستای حل مشکلات اصولی شهروندان نباشد، منشأیی جز عوام فریبی و سوءاستفاده از احساسات مردم ندارد.

برچسب ها : فریب، ممنوع! - بابل ,برنامه ,شورا ,ک داهای ,شورای ,ک داهای شورای ,نامزدهای شورا
سرچشمه های گل آلود!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

او بچه نیست و می داند که وقتی ، زبان به مخالفت با شاه گشود، خیلی ها خندیدند و گفتند: مگر می شود از یک خانه کوچک گلی، شاه را که خدای روی زمین است به مصاف طلبید؟ چیزی نگذشت که همه فهمیدند از یک خانه محقر گلی در قم یا حسینیه کوچکی در روستای جماران، می توان جهان را هم به لرزه انداخت.

او بچه نیست، تاریخ را خوانده و می داند عده ای می گفتند مگر می شود با یک مشت جوان و نوجوان آموزش ندیده و با دست های خالی جلوی بعث که جمایت تمام قد و شوروی را پشت سر خود دارد، ایستادگی کرد؟ صدام هم همین نگاه را داشت که گمان کرد خوزستان را سه روزه فتح نموده و هفته بعد در تهران خواهد بود!

او از این دست حقایق ناتمام تاریخ را خوب می داند. فقط یادش رفته وعده خدا در نصرت یاری دهندگان خود را و کم من فئةٍ قلیله را و یدالله فوق ایدیهم را و ...

نعشگی عالم قدرت، او را از این قانون لایتغیر خلقت غافل کرد که خدا غرور را نمی پسندد و بینی نمرودها را به خاک ذلت می مالد.

مصاحبه در یک پارکینگ هم می تواند دنیای اهل تزویر را به چالش بکشاند؛ حرف این جاست که منادیان اصولگرایی یک بار دیگر باید مبانی توحیدی خود را از اول مرور کنند. مشکل ما انگار فقط بازخوانی خط نیست. گاه نقصان در بنیان های معرفتی و نادیده گرفتن جایگاه خدا در معادلات و اجتماعی، بالاترین ریشه ضعف و ش ت مدعیان خواهد بود.

برچسب ها : سرچشمه های گل آلود! - داند
فراخوان ارائه گزارش به ناظران شورا
عنوان وبلاگ : اشک آتش

فقدان پرونده در محاکم قضایی و مراجع امنیتی، دلیل جامعی بر اثبات صلاحیت افراد برای ورود به شورا نیست.

به خصوص درباره افرادی که کمتر در منظر جامعه حضور داشته اند این مسئله بیشتر ممکن به نظر می رسد.

یکی از موارد استثنا در ارتکاب غیبت، نصح مستشیر است. فروپاشی و بن بست در بعضی از زندگی های مشترک به نقطه ای باز می گردد که اشخاص طرف م ، بخشی از آن چه را که باید درباره مصادیق صلاحیت و سلامت زوجین بیان کنند، مکتوم نگاه داشته اند.

امانت داری امور جامعه ی، رس ی سنگین و سرنوشت ساز است که سکوت و بی تفاوتی در قبال میزان تعهد و صلاحیت مسئولان امر، تبعاتی بس سنگین و جبران ناشدنی به دنبال دارد.

از این رو بایسته است هر چنان چه از عدم تعهد و سلامت نفس هر یک از نامزدهای شورا اطلاعی مستند و مورد وثوق در اختیار دارد از ارائه آن به مسئولان نظارتی و هیئت های اجرایی انتخابات غفلت نورزد. سکوت و اهمال در این خصوص، به منزله شراکت در گناه و جرم خاطیان خواهد بود.

یک احتمال، هر چقدر هم که ضعیف باشد، می تواند محتملی قوی را در بطن خود جای دهد. حتی اگر احتمال ورود افراد فاقد صلاحیت به شورا را ضعیف بدانیم، خسارت های ناشی از ورود احتمالی و مفروض چنین افرادی قابل احصاء نیست. صرف اطلاع رسانی دقیق آحاد جامعه در خصوص سوابق فردی و اجتماعی بعضی از نامزدها، به خصوص چهره هایی که کمتر شناخته شده اند، دست مسئولان امر را در احراز صلاحیت ها باز گذاشته و مسئولیت شرعی بررسی دقیق و اظهار نظر متعهدانه نسبت به مشروعیت ورود ک داها به این عرصه را برعهده هیئت های اجرایی و نظارتی قرار دهد.

در این بین البته مسئولان امر نباید به گزارش های موجود اکتفا کرده و در فرصت قانونی باقی مانده، به تحقیق و بررسی موشکافانه سوابق نامزدها در سطح اجتماع، توجه ویژه داشته باشند. مردم باید بدانند اطلاعات و گزارشات خود پیرامون نامزدهای انتخاباتی را از چه طریقی می توانند به اطلاع مسئولان برسانند.

گاه پیرامون بعضی از نامزدهای کمترشناخته شده و جویای نام که با اتکا به توانمندی اقتصادی – تجاری و تراکم جمعیتی طایفه خود هوس ورود به شورا را به سر راه داده اند، خبرهای خوبی به گوش نمی رسد.

برچسب ها : فراخوان ارائه گزارش به ناظران شورا - مسئولان ,شورا ,صلاحیت ,نامزدهای ,بعضی ,جامعه
کاریکلماتور شورایی بابل!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

این ماه، ماه "رجب" نیست، هر چه قدر هم که یا "غفار" بگویید.

مردم در دوازدهم فروردین یک صدا گفتند "آری"، اما قرار نیست در این ماه به هر ی "آری" گفته شود.

ی که هم "ملا"ست و هم "رئیس"، حجت ال رئیسی است.

ما به "اسماعیل" هایی نیاز داریم که اگر از نژاد "ولی" حق باشند قربانی راه حق می شوند.

مشایعت رفتگان و طنین یاد مرگ در ا برای آن است که همه عاقبت خود را به یاد داشته باشند. حضور "حسین جعفرزاده" (رئیس سابق زندان) در شورا نیز می تواند عاقبت احتمالی اعضا را هر آن به آنها یادآور شود.

از اول هم که به ما سنگ "مرمر" را نشان دادند جنسش از شیشه بود نه سنگ؛ اما چه سنگ و چه شیشه اگر بشکند تیزتر و برّان تر می شود. حاجیه "فیروز" ها را باید قدر دانست که پیک نوروز هستند.

"سید مجتبای هاشمی"، خوش تیپ ترین شهید ف ان در ذوالفقاریه آبادان است. "سید مصطفای هاشمی"، خوش تیپ ترین شهید زنده وارثان ذوالفقار در آبادی بابل است.

"حسین حسین" گفتن های ما باید "نوری" در دلمان ایجاد کند که چراغ راهمان باشد و شهرمان را روشن کند.

نمی توانید "منصف" باشید و با بی انصافی ها کنار بیایید. برای همین فقط مردم هستند که صلاحیتتان را تأیید می کنند.

تلفیق فرهنگ ایرانی - ی، می شود: "کوروش" "رضا" پور.

اگر بیمار هستید به "پزشک داروساز" هم نیاز دارید.

جالب است "چاقو" را ی پرت می کند که "کارد"گر نیست.

"ناصر" بودن خوب است به شرط آن که منصورتان مردم باشد. البته آن که "قنبر" زاده است، غلام مولاست و خادم مریدان مولا.

شورا باید همواره"رضا"ی خدا را در نظر داشته باشد. او "شافع" مردم است نه مسئولان.

"رضا نادی" هم "کاشی" است.

مثل علی رضا قلی زاده، "طوری" صحبت کنید که خدا را خوش بیاید.

هر "نوروزی"، "نوروز طلایی" نیست.

بیدآبادی ها به هر بادی نمی لرزند؛ به خصوص اگر از نسل "حیدریان" باشند.

در تاریخ هم "جعفر" صادق (علیه السلام) داریم و هم جعفرهای دیگر. رجاء "واثق" دارم که جعفر ما "صدق" تعهد به شه انقلاب را در گرو نفی تفکر لیبرالیسم فرهنگی ضدانقلاب می داند.

"عناوین ورزشی" بعضی ها به گونه ای است که انگار ک دای شورای شهر پکن شده اند.

اگر شهرداری، "بلدیه" است، شورای شهر "نابلدیه" نباشد.

حرف آ : هر عقلی م را می پسندد؛ اما مدیریت شورایی امور، بحث دیگری است. "شوروی" هم "شورایی" اداره می شد که سرانجام فروپاشید.

برچسب ها : کاریکلماتور شورایی بابل! - مردم ,شورایی ,باشند ,حسین ,ترین شهید
اعتدال، حقیقت و مجاز!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

حقیقت اعتدال، همین رفتار زننده ی در مقابل یک زن خبرنگار است. حقیقت اعتدال همان توهین های مکرری است که از سوی رئیس ت به منتقدان حواله شده است. اعتدال چیزی جز اعمال نفوذ حسین فریدون در امور جاری کشور حتی به قیمت تقلید صدای برادرش نیست. اعتدال معنایی جز رحماء علی الکفار واشداءبینهم ندارد.

صدها وعده و آمار دروغ ت از واقعیتی که پشت نقاب اعتدال مخفی است، حکایت دارد.

این ت را منتقدانش به اشتباه، ت تزویر لقب نداده اند. رفتار و گفتار تیان بارها نشان داده که این جماعت، فقط یک هن یشه هستند که در سریال ناتمام "فروشنده" به ایفای نقش می پردازند. گاهی نامه که دم دستشان نباشد، با یک پرخاش و توهین و تهدید، ماهیت حقیقی خود را برملا می سازند.

برچسب ها : اعتدال، حقیقت و مجاز! - ت ,اعتدال ,حقیقت
نامه سرگشاده به دو
عنوان وبلاگ : اشک آتش

ان محترم گتاب و بابلکنار

با سلام

بیانات روشنگر شما هر از گاه، روح انقل فرزندان مظلوم را در رگ های جامعه به غلیان انداخته و وش توحیدی کربلائیان عصر را در گستره بعثت ه لیان جاودانه تاریخ، به ظهور می رساند.

امروز خطبه های شما آتش درون داغدیده نسل غدیر را بر هیمنه غاصبان کوردل حق و حقیقت فرود می آورد و نغمه انّا له لحافظون را بر صحیفه روشن انقلاب ناتمام 57، به ثبت می رساند.

در چنبره مهلک محافظه کاری م عان وضع موجود، بانگ رسای الحق مع العلی، ابوذرهای زمانه را به نغمه فیا سیوف خذینی رسانده، تا دوست و دشمن بداند انقلاب ی زنده است؛ ولو کره الکافرون و المشر و المنافقون ...

درود خدا بر عالمانی که عهد ازلی خود در دفاع از حقوق مردم را به تیغ مصلحت شی های کاذب و انقلاب سوز، نس اند.

برچسب ها : نامه سرگشاده به دو - انقلاب
دستگاه قضا و سرمایه ای به نام اعتماد مردم
عنوان وبلاگ : اشک آتش

سال 95 سال خوبی برای قوه قضائیه نبود.

آقازاده ای به نام محمود صادقی، آبرو و حیثیت دستگاه قضا و متولیانشان را با تهمت ها و جو سازی هایش برد. دستگاه قضا خواست کاری کند اما با فشار ت و حامیان جریان امنیتی موسوم به اعتدال، عقب نشست.

آقازاده ای به نام مهدی هاشمی که مثلا در زندان به سر می برد، مرخصی نامتعارفی را از دستگاه قضا دریافت کرد و با مانورهای رسانه ای خود، دل دوست داران نظام را به درد آورد.

حسام الدین آشنا دفاع داخلی ت یازدهم! با چند خط تهدید غیر مستقیم کاری کرد که قوه قضائیه از خیر پیگیری پرونده جنجالی برادر رئیس جمهور بگذرد.

اگر مردم یک کشور به عد بدبین بشوند دیگر حتی کارها و تصمیمات درست و عد خواهانه را نیز باور نکرده و آن را به حساب تعاملات عرصه سیاست خواهند گذاشت.

برچسب ها : دستگاه قضا و سرمایه ای به نام اعتماد مردم - دستگاه
اعتراض شدید آیت الله توکل به وهن علما در صدا و سیما
عنوان وبلاگ : اشک آتش

آیت الله توکل، مردم استان مازندران در مجلس خبرگان ی، صبح امروز در ابتدای درس خارج فقه خود در حوزه علمیه قم، ضمن تأکید بر ضرورت رشد و ارتقای سطوح معرفتی و معنوی انسان ها فرمودند: "همان طور که دو روز انسان مومن نباید با هم مساوی باشد، انسان در هر سال نیز باید نسبت به سال گذشته از رشد و بالندگی بیشتری برخوردار شود که در غیر این صورت دچار خسارت و زیان شده است."

این برجسته اخلاق با اشاره به نامگذاری سال جدید از سوی معظم انقلاب به نام اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال از عموم مردم و مسئولان خواست تا به این امر مهم اهتمام ورزیده و حمایت و بهره گیری از تولید داخلی را سرلوحه فعالیت های اقتصادی خود قرار دهند. ایشان وظیفه طلاب و فضلای حوزه علمیه را در خصوص تولید محتوای علمی مورد نیاز جهت پاسخگویی به مسائل دینی و شبهات رایج در جامعه یادآور شد و از همگان خواست تا با تلاشی بیش از پیش، سدی مستحکم در مقابل هجمه دنیا به و انقلاب ی ایجاد نمایند.

آیت الله سید رحیم توکل در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به توهین یکی از کارشناسان اقتصادی ت به ساحت حضرت آیت الله جوادی آملی در سیمای جمهوری ی در بیاناتی مهم فرمودند:

" فرمایشات آیت الله جوادی آملی و سایر مراجع دلسوز در خصوص مسئله ربا و بانکداری ی، فرمایشی تخصصی درباره سلامت اقتصادی است که باید مورد توجه همه مسئولان امر قرار بگیرد. این که یک مسئول وابسته به ت بخواهد در شبکه سراسری سیما و در برنامه ای که به طور مستقیم در حال پخش است با جسارت به ساحت ایشان بگوید که معلم دین باید درس دین بدهد و اقتصاددان باید به اقتصاد برسد و ... علاوه بر آن که بی ادبی این فرد را ثابت می کند نشان از عدم فهم او نسبت به مفاهیم دینی دارد. دین جامعی است که برنامه زندگی صحیح فرد و اجتماع را ترسیم کرده و در همه امور اقتصادی، ، فرهنگی و ... آموزه هایی دارد که رعایت آن تعطیل ناپذیر است. از این رو اقتصاد هم مسئله ای از مسائل است که فقیه باید در این خصوص به تبیین احکام دین بپردازد. فرد جسوری که نمی فهمد فقیه به اقتضای فقه ، موظف به بیان معیارهای دین در حوزه های اقتصادی و اجتماعی است چرا به عنوان یک کارشناس اجازه اظهار نظر در صدا و سیما را پیدا می کند؟ بنا بر روایت «فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانما استخفّ بحکم الله و علینا ردّ و الرادّ علینا کالراد علی اللّه و هو علی حد الشرک باللّه» ردّ علمایی الهی چون آیت الله جوادی که سخن دین و فقه اهل بیت علیهم السلام را بیان نموده اند، در حد شرک به خدای متعال است. ت نیز باید از چنین چهره هایی ابراز برائت کرده و بفهمد که اگر حریم دین و مراجع دینی محفوظ نماند دیگر هیچ حرمتی برای جامعه باقی نخواهد ماند. از حوزه علمیه، قوه قضائیه، ت و صدا و سیما می خواهیم در این خصوص سکوت نکرده و با فرد توهین کننده به گونه ای برخورد کنند که دیگران یاد بگیرند مراعات حد و حرمت بزرگان، ا امی است."

برچسب ها : اعتراض شدید آیت الله توکل به وهن علما در صدا و سیما - الله ,خصوص , , ت ,سیما ,اقتصادی ,الله جوادی ,جوادی آملی ,حوزه علمیه
هشدار به مسئولان نظارت بر انتخابات شورا
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یکی از نامزدهای این دوره از انتخابات شورای ی شهرستان بابل فردی است که پیشتر، با ارتکاب جرایمی، مورد محاکمه و اجرای حکم قرار گرفت. چهره ناموجه این فرد که اتفاقاً تخصص عجیبی در ل گری با مصادر قدرت دارد آن قدر برای مردم دارالمومنین واضح است که همین چند سطر نیز برای تداعی نام او در اذهان عموم کفایت می کند.

سوء پیشینیه وی اگر چه بسیار فراتر از ناهنجاری هایی چون پرتاب چاقو در جلسات شوراست؛ اما هنوز از سوی هیچ یک از تریبون های رسمی نسبت به احتمال تأیید صلاحیت او احساس خطر نشده است.

تأیید صلاحیت احتمالی این فرد که -سیر محکومیت او مرهون تلاش مجدانه جوانان حزب الله شهر است- به معنای دهن کنجی به احکام قضایی نظام ی و هماورد طلبی با جریان عد خواه دیار مومنان خواهد بود.

از این رو ضمن هشدار به هرگونه رفتار ماجراجویانه و اعمال نفوذ احتمالی بعضی از مسئولان امر، تأکید می شود از همه مجاری قانونی در سطوح عالی نظام جهت پیگیری روند تأیید صلاحیت احتمالی فرد مذکور استفاده خواهد شد. بدیهی است جریان مرموز و زیاده خواهی که پشت صحنه ترغیب این فرد جهت ثبت نام در رقابت های شورای ی شهر است پاسخ مناسبی را از نیروهای انقل شهر دریافت خواهد کرد.

برچسب ها : هشدار به مسئولان نظارت بر انتخابات شورا - احتمالی ,صلاحیت ,تأیید , ی ,تأیید صلاحیت ,صلاحیت احتمالی ,شورای ی ,تأیید صلاحیت احتمالی
رنجنامه جبهه فرهنگی انقلاب
عنوان وبلاگ : اشک آتش

در سفری که مرحوم حمید سبزواری برای اجرای برنامه به بابل داشت با او همراه بودم. از کم لطفی صدا و سیما گله داشت. سر بسته اشاره ای کرد به سهیل محمودی که آن موقع برای خودش در سیما حکمرانی داشت و برنامه با کاروان شعر و موسیقی اش به شهرت رسیده بود. مرحوم شکوه داشت که بعضی حضرات تازه به دوران رسیده عنان امور شعر و شاعری صدا و سیما را به دست گرفته و عملاً کاری د که شعرای انقل و پیش وت از ذهن مردم به فراموشی س شوند.

بعد از حوادث ناجوانمردانه 88، ماهیت امثال سهیل محمودی بر همگان آشکار است. او که با رانت صدا و سیمای به نان و نامی دست یافته بود به همه چیز پشت پا زد و آرمان های ناب را به لبخند غرب فروخت. حمید سبزواری که عمرش را در راه انقلاب ی وقف کرده بود به رغم همه بی مهری ها پای انقلاب ی ایستاد.

این رنجنامه حامیان مظلوم انقلاب و راه ست که حتی در بطن نهادهای با اعمال نفوذ نفوذی ها طعم غربت را به کام می کشند و باز هم پای آرمان هایشان مردانه می ایستند.

برچسب ها : رنجنامه جبهه فرهنگی انقلاب - انقلاب , ی ,سیما ,انقلاب ی , ,سهیل محمودی ,حمید سبزواری
بد و بدتر
عنوان وبلاگ : اشک آتش

درست نیست عده ای از روستاهای اطراف بخواهند برای انتخابات به شهر بیایند و نتیجه شورای شهر را به سلیقه خود رقم بزنند؛ همان طور که درست نیست عده ای از شهر به روستا رفته و دهیاری ها را به دست بگیرند.

اما اگر قرار باشد نتیجه جنگولک بازی رسانه ای گروه های مجازی روزمزد منجر به ورود مخبر به شورا شود، همان بهتر که سکوت کرده و بگذاریم نتیجه انتخابات شورای ی شهر را مردم اطراف شهر رقم بزنند.

برچسب ها : بد و بدتر - نتیجه ,درست نیست
چرا عاقل کند کاری ...؟
عنوان وبلاگ : اشک آتش

چقدر هوش و استعداد و ذکاوت و تجربه و تدبیر می خواهد یک مدیر فرهنگی به این نتیجه برسد که درست کنار مزار یک زاده، جنب یک حسینیه و در جوار یک حوزه علمیه، مکان مناسبی برای راه اندازی بساط موسیقی و محفل دیمبال و دامبول است؟!

برچسب ها : چرا عاقل کند کاری ...؟
قوه قضائیه از قانون تمکین کند!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

ماده 36 قانون مجازات ی، نهاد قضا را م م کرده است که احکام قطعی مربوط به تخلفات مالی بالای صد میلیون تومان را از طریق رسانه ملی و رو مه ها افشا کند.

در تبصره این ماده، ، اء، پولشویی، تبانی در معاملات تی، اخلال در نظام اقتصادی، اخذ پورسانت در معاملات خارجی و ... از جمله جرایمی ذکر شده که در صورتی که بیش از صد میلیون تومان باشد احکام قطعی آن باید به اطلاع عموم رسیده و اسامی محکومان آن اعلام شود.

به نظر می رسد مدت هاست که ی مرتکب تخلف مالی بیش از صد میلیون تومان اعم از و اء و ... نشده که هیچ اسمی از سوی قوه قضائیه به مردم اعلام نمی شود!


برچسب ها : قوه قضائیه از قانون تمکین کند! - تومان ,میلیون ,میلیون تومان ,احکام قطعی
آزموده را آزمودن خطاست
عنوان وبلاگ : اشک آتش

شرکت سهامی شهرداری بابل، دین خود را به اصلاح طلبان این شهر به خوبی ادا کرده و تبعات آن را به جان یده است. با این حال وقتی منسوب به این طیف در اقدامی عجیب و ابهام برانگیز، نخستین فعالیت کاری خود در سال جدید را با بازدید از یک مرکز تجاری شروع می کند که موضوع بدهی های کلانش به شهرداری، جنجال آفرین بوده، شما هیچ ص از این جماعت نان به نرخ روز خور نمی شنوید.

این معرکه، فرصت چندباره ای برای شناخت ماهیت این طیف منفعت گرا و متظاهر است؛ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ!

برچسب ها : آزموده را آزمودن خطاست
چرا عاقل کند کاری ...؟
عنوان وبلاگ : اشک آتش

چقدر هوش و استعداد و زکاوت و تجربه و تدبیر می خواهد یک مدیر فرهنگی به این نتیجه برسد که درست کنار مزار یک زاده، جنب یک حسینیه و در جوار یک حوزه علمیه، مکان مناسبی برای راه اندازی بساط موسیقی و محفل دیمبال و دامبول است؟!

برچسب ها : چرا عاقل کند کاری ...؟
راه راست و مسیر کج!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

راستش را بخواهید دلم سوخت وقتی دیروز تصویر بازدید بابل از مجموعه ای تجاری که بد اری اش به شهرداری، جنجال برانگیز شده را دیدم. بازدید دیروز این ، پیامی شفاف برای همه آنانی داشت که هنوز زنجیره ناگسستنی ثروت و قدرت را باور نکرده اند.

شهردار بابل دلش می خواهد عد خواه باشد؛ اما اشتباهش این است که تکیه گاه خود را بر لانه عنکبوتی جماعت سوسول و معتاد قلم فروش و بچه ساواکی و کوتوله هتاک و یک گروه مجازی هزار داماد قرار داده که دو سال است همّ و غمی جز ب سهام از شورای شهر نداشته است.

کاش شهردار، جماعت هفت رنگ معامله گری که به ساز قدرت یده و او را فقط در حد دستگاه خودپرداز قبول دارند، به جوان های معتقد و مومنی که ثابت کرده اند در کشاکش سخت عد و حق طلبی، سنگ زیرین آسیاب هستند ترجیح نمی داد و مردان تربیت شده مکتب "دارالمومنین" را با جنگولک بازی های بعضی از اطرافیان اوا خواهری و بهار نارنجی و فرنگی کارش، آزرده خاطر نمی ساخت.

کاش شهردار در ساختمانی قرار نمی گرفت که یک در آن به میدان "ولایت" و در دیگر آن به میدان "سبزه" ها باز می شود!

برچسب ها : راه راست و مسیر کج!
آسیاب به نوبت!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

اصلاً جای تعجب ندارد از این که می بینید بعد از ساخت ده ها سیاه و تحریف آلود بر ضد توسط سینماگران غرب و شرق و داخل و خارج، حالا که یک کارگردان جوان دست روی یک موضوع تاریخی گذاشته و ماهیت منافقین دهه شصت را برملا کرده، لیدرهای اصلاح طلب زبان به نقد گشاده و معترضند که چرا همین یک هم تیشه به ریشه نظام نزده است؟

این حس هم ذات پنداری را باید درک کرد!

برچسب ها : آسیاب به نوبت!
بابل و تقلید از سازه های هنری مشهد!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

نصب المان در سطح میادین شهر بابل، اقدام ارزنده ای در راستای زیباسازی این شهر در آستانه نوروز بود. بر اساس شنیده ها، مجری طرح، از استان اسان رضوی انتخاب شد که این مسئله باعث دلخوری بعضی از هنرمندان شهرمان گردیده است. به یقین در سطح این شهرستان هم می شد هنرمندانی خلاق را برای اجرای این طرح پیدا کرد و ضمن تقویت فرهنگ خودباوری به حمایت از جوانان خوش ذوق و مستعد این دیار پرداخت.

عدم تناسب مفهومی بین بعضی از المان ها با نام میادین هم البته نقص دیگر این طرح به حساب می آید. آن چه که در این بین بیشتر مورد توجه و نقد صاحبنظران فرهنگی قرار گرفته، تقلیدی بودن و کپی برداری طرح بعضی از المان ها توسط مجری مشهدی پروژه از المان های نصب شده در سطح مشهد است. به نظر می رسد شتابزدگی در اجرای این طرح و البته عدم اشراف کارمندان امور فرهنگی یا زیباسازی شهرداری بر طرح های جاری در سطح کشور، زمینه فریب آنها را فراهم کرده است. کاش می شد در گوشه ای از سازه ها نوشت که اجرای آن توسط نیروهای غیربومی صورت گرفته است. طبیعی است هر رهگذری که پیش تر این طرح ها را در خیابان های مشهد دیده است، تکرار آنها در بابل را به حساب ضعف و ناکارآمدی هنرمندان این شهر بگذارد.

برچسب ها : بابل و تقلید از سازه های هنری مشهد! - المان ,مشهد ,بعضی ,اجرای
شوراهای شهر را برای همیشه تعطیل کنید!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

دست من اگر باشد همه شوراهای شهر و روستا را جمع می کنم. این دندان پوسیده را باید یک بار برای همیشه کشید و دور انداخت.

بیش از صد و سی هزار نفر عضو ثابت شوراهای شهر و روستا در سراسر کشور هستند. خودتان میزان درآمد این افراد را حدس بزنید. به این موضوع، هزینه های مربوط به کارمندان شوراها و امکانات دفتری، هزینه های مربوط به برگزاری انتخابات شورا و ... را هم اضافه کنید. به راستی آیا شوراها به میزان هزینه هایی که بر گرده مردم تحمیل کرده اند، دستاورد داشته اند؟

مشکل ناکارآمدی شوراها را در دو عنصر می توان خلاصه کرد:

الف- محدویت اختیارات شورا تا جایی که در واقع باید به شورای شهر، شورای شهرداری گفت.

ب- عدم وجود نظارت حداقلی در تعیین صلاحیت نامزدها و ورود افراد فاقد تخصص و گاه ناسالم که اخبار مربوط به حواشی و پیامدهای آن را هر از گاه در رسانه ها مشاهده می کنید.

ورود معدود نیروهای متخصص و متعهد در شوراها نیز با توجه به قرار گرفتن در اقلیت، تأثیر شگرفی در تصمیم گیری ها و تأمین منافع مردم نداشته است.

بگذارید با صراحت بیشتری منظورم را بیان کنم. یا شهردار یک شهر، مدیری نالایق و فاسد است که در این صورت به راحتی می تواند با تبانی و وسوسه بعضی از عناصر بی ایمان و سست عنصر در شوراها، به خیانت های خود ادامه دهد. در این فرض، وجود شورا فقط توانسته محدوده بهره برداری های شخصی و گروهی از کیسه بیت المال را وسعت دهد.

در فرض دیگر، شهردار، انسانی لایق و سالم و پرهیزگار است. در چنین ح ی شهردار تلاش می کند تا به اقتضای تعهدات خود با بهره گیری از مشاوران و مدیران دلسوز و مبتکر به ارائه خدمات بیشتر به مردم مبادرت ورزد. در این صورت اگر شورا متشکل از مجموعه نیروهای سالم و کارآمد باشد که اتفاق خاصی رخ نمی دهد؛ اما اگر اعضای شورا افرادی اهل رانت و چپاول و فساد باشند جز مانع تراشی بر سر راه شهردار و در نهایت، کنار زدن او خاصیتی نخواهند داشت.

حالا که قرار نیست ساز و کار انتخابات شوراهای ی شهر و روستا تغییر کند، بهتر است با تعطیلی شوراها، مبالغ هنگفت هزینه های مربوط به دوره چهارساله آن را در راه خدمت به مردم هزینه کنیم.

متن فوق، به معنی غیر ضرروی جلوه دادن تلاش برای ورود افراد کارآمد و خدوم به شوراهای فعلی شهر و روستا نیست.

برچسب ها : شوراهای شهر را برای همیشه تعطیل کنید! - شوراهای ,هزینه ,شورا ,مردم ,شوراها ,مربوط ,ورود افراد ,برای همیشه
خطری آشنا برای تاریخ انقلاب!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

به پیشنهاد میکنم قانونی بگذارد که مسئولان این نهاد حتی بعد از بازنشستگی یا وج از سیستم هم پست و مسئولیتی را قبول نکرده و خود را در معرض قضاوت عموم قرار ندهند.

آن چه که جامعه از رفتار و گفتار چهره هایی امنیتی چون حسام آشنا و صالحی ی می بیند و نوع تهمت ها و جوسازی های آنها بر ضد منتقدانشان ممکن است مردم را با این شبهه مواجه کند که چه بسا پرونده هایی هم که در سال های قبل از زیر دست آنها به محاکم قضایی فرستاده شده با همین طرز فکرهای ت یبی و غیرمنصفانه همراه بوده است.

برچسب ها : خطری آشنا برای تاریخ انقلاب!
تلنگر یک شهید به مسئولان نهادهای انقل
عنوان وبلاگ : اشک آتش

ای روسا و کارمندان نهادهای انقل که بعد از انقلاب توسط خون شهیدان و از دست دادن دست و پای معلولین و از دست دادن مال های مستضعفین به این پست ها گمارده شدید ، به راهی روید که خواسته های همان و معلولین و مستضعفین باشد ، که آن هم راهی جز راه و پیروزی انقلاب ی نخواهد بود و همان پیمودن خط است . نکند که این پست ها و مقام ها شما را گول بزند و هم دیگر را بگزید و جار وجنجال شما باعث شود که دشمنان انقلاب ی نفس تازه کنند و خوشحال گردند و بر عکش خانواده های و معلول و مستضعف چشم به انقلاب دوخته ناراحت و غمگین و نا امید و به آینده انقلاب نیز نگران شوند . پس بنگرید و با چشم دل ببینید که چه بودید و چگونه شدید که اگر ناسپاسی کنید اوست که شما را رسوا و حیله هاتان را بر ملا خواهد ساخت و به آنجایی که فکرش را نخواهید کرد بازگشتتان خواهد داد .

وصیتنامه شهید سید کمال الدین حسینی نیا/ بابل

برچسب ها : تلنگر یک شهید به مسئولان نهادهای انقل - انقلاب ,انقلاب ی ,نهادهای انقل
باران که می بارد
عنوان وبلاگ : اشک آتش

ما هستیم که زمین را کثیف می کنیم. خدا باران می فرستد و پاکیزگی را به ارمغان می آورد؛ بی هیچ مزد و منتی. فضل الهی یعنی همین.

پلیدی ها از ماست، زیبایی ها از آن خدا.

بدی ها را ما به چنگ می آوریم، خوبی ها را خدا به ما عطا می کند.

ما هستیم که قلب خود را آلوده می سازیم. اشک، باران رحمتی است که غبار را از صحیفه دلمان می زداید. آنان که اشکی دارند، بدانند که در رحمت و فضل الهی به رویشان باز شده است.

کمترین تکلیف ما در قبال الطاف بیکران حق، گفتن یک الحمدلله است که گاه از همان هم دریغ می ورزیم.

برچسب ها : باران که می بارد - باران
یکّه سوار شرف
عنوان وبلاگ : اشک آتش


امروز سوم فروردین، سالروز شهادت طلبه آمر به معروف، علی خلیلی است.

یک ماه قبل از شهادتش همراه با دو سه نفر از طلاب انقل قم (حجت ال جهانشاهی معروف به طلبه عد خواه سیرجانی و حجت ال علی زاده که هر دو از مردان پای کار انقلاب و پرچمدار امر به معروف و نهی از منکر بودند) به عیادت علی خلیلی رفتیم. دوستانش دم در اتاق او ایستاده بودند و غریبه ها را راه نمی دادند. حرفشان هم درست بود. می گفتند: مسئولان می آیند، ع می گیرند و می روند، بی آن که قدمی بردارند.

وقتی فهمیدند از قم آمده ایم و اسم طلبه سیرجانی را شنیدند با احترام به داخل اتاق راهنمایی مان د فقط شرط گذاشتند که زیاد با او صحبت نکنیم و از تختش فاصله داشته باشیم. علی خلیلی به دلیل مشکلات شدید عفونتی، به سختی نفس می کشید. قادر به خوردن غذا نبود و ... جسمش بسیار بسیار نحیف شده بود. با همان حال به ما خوش آمد گفت.

به علی خلیلی گفتم: تو با این همه مصیبتی که کشیدی و سختی ها و بی مهری ها و مشکلات طاقت فرسایی که تحمل کردی از کار خودت پشیمان نیستی؟ حرفم تمام نشده بود که با قاطعیت سرش را به علامت مخالفت با گفته ام تکان داد و به سختی سخن گفت: من اگر باز هم در آن موقعیت قرار بگیرم از شیعه دفاع می کنم. کار من برای بود و توقعی از ی ندارم ...

برچسب ها : یکّه سوار شرف - خلیلی ,سختی ,طلبه
که اصولگرا نبود!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یکی از طنزهای روزگار این است که نشریات ا ی جریان اصولگرایی، سال های سال تا می توانند را خارج از دایره ولایت و بالطبع، اصولگرایی معرفی می کنند و ده ها تهمت و ناسزا را مطابق این جرم نثارش می نمایند؛ اما وقتی همین می خواهد تحرک انتخاباتی داشته باشد، می گویند در صف اصولگراها انشقاق انداخته!

برچسب ها : که اصولگرا نبود! - نژاد ,احمدی ,
بارقه های امید در سیاستگذاری سازمان اوقاف بابل
عنوان وبلاگ : اشک آتش

از من اگر بپرسند مهم ترین عملکرد سازمان اوقاف شهرستان بابل در این سال ها چه بوده، به یقین تشکیل ستاد احیای نیّات واقفین را برجسته ترین و ماندگارترین و البته فرهنگی ترین اقدام این نهاد مذهبی می دانم.

بی شک تقویت اعتماد جامعه نسبت به امر مهم وقف، مست م اقناع مردم از عمل به نیات واقفین و خیران است که تشکیل این ستاد با حضور جوانانی انقل و پرانگیزه، حرکتی ارزنده در این باره به شمار می آید.

عزم راسخ مدیریت سازمان اوقاف بابل در این خصوص، نشان از وجود اراده ای دارد که استحکام مبانی فرهنگی جامعه را در دوره ای که فقدان کارآمدی متولیان اصلی فرهنگ به وضوح مشهود است، اولویتی بایسته می داند.

اقدام اخیر ستاد احیای نیّات واقفین در تهیه سبد حمایتی برای نیازمندان شهرستان بابل را در راستای احساس مسئولیت سازمان اوقاف در توجه به خلأهای موجود و آزار دهنده اجتماع باید به فال نیک گرفت و ستود.

ورود این ستاد به عرصه فرهنگ و حمایت از جبهه فرهنگی انقلاب ی که از اوامر مهم و سازنده معظم انقلاب بوده، بی تردید گام شایسته ای در ترویج معارف آسمانی مکتب وحی و تقویت پایه های اعتقادی جامعه در مواجهه با طوفان شبیخون فرهنگی و مذهبی جبهه خواهد بود.

ناگفته پیداست که بهره گیری از دیدگاه ها و خلاقیت های اصحاب فرهنگ و هنر و تهیه فهرستی از اولویت های فرهنگی و مذهبی جامعه، این گام استوار ستاد مذکور را عملیاتی تر و موثرتر خواهد ساخت.

برچسب ها : بارقه های امید در سیاستگذاری سازمان اوقاف بابل - فرهنگی ,ستاد ,اوقاف ,بابل ,سازمان ,فرهنگ ,سازمان اوقاف ,اوقاف بابل ,نیّات واقفین ,ستاد احیای ,شهرستان بابل ,احیای نیّات واقفین ,ستاد احیای نیّات
حزب اللهی ها به این تجربه، توجه کنند!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یک تجربه را خیلی دوستانه و البته خصوصی! باید خدمت نیروهای انقل و دلسوزان نظام عرض کنم. اگر در سازمان یا نهاد و اداره ای با مفاسدی اعم از مالی، اخلاقی و ... مواجه شدید، حتماً بر حسب وظیفه به مسئولان امر گزارش دهید؛ اما ... حواستان جمع باشد حتی اگر دستتان پر از سند و مدرک است از ارسال گزارش مکتوب که حاوی نام و امضای شماست جداً خودداری کنید!

توضیح بیشتری از من نخواهید؛ اما بدانید که بارها این تجربه را مستقیم یا غیرمستقیم درک کرده و انی را دیده ام که طعم تلخ پیگیری مع گزارشات را با تمام وجود چشیده اند. یادتان نرود دهه شصت، گذشت و رفت و تمام شد و الان کمتر مسئولی از این که پیگیر تخلف سایر مسئولان باشید خوشحال خواهد شد.

برچسب ها : حزب اللهی ها به این تجربه، توجه کنند!
دین و دیگر هیچ
عنوان وبلاگ : اشک آتش

خلبان شهید ابوالحسن ابوالحسنی از ی مظلوم شهرستان بابل در دوران دفاع مقدس است که نه تنها جسم پاک او مفقود شد، اثری از یاد و نام او نیز چندان به چشم نمی آید.

برایم جالب بود که درباره این شهید خواندم در دوران طاغوت که دانشجوی رشته خلبانی در کشور بود برای خواهران خود نامه می نوشت و آنها را به رعایت حجاب ی توصیه می نمود.

آدمی که ثبات فکری و استحکام معرفتی و مبنایی داشته باشد به راحتی تحت تاثیر محیط قرار نگرفته و رنگ عوض نمی کند.

برچسب ها : دین و دیگر هیچ
روح تابناک هاشمی!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

سایت تابناک از مخاطبانش درباره غمناک ترین حادثه سال95 نظر سنجی کرد و مرگ اکبر هاشمی، بالاترین رتبه را در این بین ب نمود.

واقع امر آن است که مردم عادی کوچه و خیابان و طیف متدین جامعه، هرگز داغ ی م ع حرم و آتشنشان فداکار را به راحتی فراموش نمی کنند و ابداً در افواه عموم اثری از یاد هاشمی و ناراحتی از فوت او به چشم نمی آید.

سایت تابناک هم البته در این خصوص دروغ نگفته است. این پایگاه مرتبط با محسن رضایی سال هاست که با اتخاذ شیوه یکی به نعل و یکی به میخ، بدنه نیروهای متدین جامعه را از خود دور ساخته و صرفاً موفق به جذب مخاطبانی شده است که اتفاقاً ترجیح می دهند به دور از شفافیت ، همواره مشی دو گانه ای را پیش روی خود قرار دهند. این مشی تنها حسنی که دارد آن است که با روی کارآمدن هر جریانی می تواند ادعا کند که هم پیمان طیف پیروز و غالب بوده است. از منظر این طیف، سیاست مهم ترین رکن جامعه است و بالطبع هر کنشگر که مبنایی به نام حفظ منافع فردی و گروهی را داشته باشد از محبوبیت بیشتری برخوردار خواهد بود. این طیف با مرگ هاشمی، سهم خود از جریان قدرت را در خطر می بیند.

برچسب ها : روح تابناک هاشمی! - تابناک ,سایت تابناک
تذکر به دوستان اصولگرا
عنوان وبلاگ : اشک آتش

جای یک گله دوستانه از حامیان قالیباف وجود دارد و آن هم کم ظرفیتی و رفتار بعضاً خصمانه آنها در مواجهه با حامیان است.

برایم جالب است که مدیران گروه های تلگرامی حامی قالیباف، به بهانه بیان، گاه حامیان فتنه را در بیان مواضع ناجوانمردانه شان پیرامون نظام آزاد می گذارند اما همین ها اگر با یک عضو ی مواجه شوند که قصد داشته باشد مطلبی پیرامون دفاع از عملکرد ت قبل درج کند او را از گروه مجازی خود ا اج می کنند.

متأسفانه در فضای واقعی هم مشابه این رفتار به چشم می آید. آن قدری که بعضی از این آقایان در پرونده سازی و زیرآب زنی حامیان اصرار دارند نسبت به شیطنت های مکرر فتنه گران چنین نبوده و صبر را پیشه خود می کنند و البته این طیف بیشترین ادعا را در تبعیت محض از ی به خود اختصاص داده اند!

مجموعه طیف های اصولگرا باید متوجه باشند که دلخوری و قهر احتمالی ی ها با توجه به آزارهای مکرری که از دوستان هم جبهه ای خود دیده اند به یقین ش ت مدعیان اصولگرایی در عرصه انتخابات را به همراه خواهد داشت.

برچسب ها : تذکر به دوستان اصولگرا - احمدی ,حامیان , ی , ,حامیان احمدی
جای ی م ع حرم خالی است
عنوان وبلاگ : اشک آتش

واقعه شهادت جمعی از حماسه آفرینان مازندرانی در خانطومان که در بهار 95 اتفاق افتاد داغی فراموش ناشدنی است. درباره ی جوان و غیور م ع حرم بارها مطالبی را در این وبلاگ منتشر .

یکی از عذاب آور ترین نکاتی که هر بار با مرور خاطرات ی م ع حرم به دلم چنگ می زند، تلقی اثبات این سخن است که امثال من یک عمر را فقط در اوهام و ادعا سر کردیم و به اصطلاح، طبلی تو خالی، بیش نیستیم.

امتحان دفاع از حرم، خج ی ابدی را برای افراد پرادعایی چون من ثبت کرد. بی و صریح باید به خودمان بگوییم: ما بی لیاقت هستیم. هیچ وقت دوست نداشتم اگر شیپور جنگ، مرد را از نامرد جدا می کند من جزو دسته دوم باشم. امیدوارم خدا شرایط حضور این بنده حقیر خود را در جمع خط شکنان م ع حریم آل الله فراهم کند.

امسال نخستین بهار را بدون حضور ی خانطومان آغاز کردیم. جای این خالی است و با ادعاهای امثال من پر نمی شود.

برچسب ها : جای ی م ع حرم خالی است - م ع , ی , ی م ع
به حق زینب کبرا
عنوان وبلاگ : اشک آتش

حمله

شدید

تکفیری ها

در

،

برای

م عان حرم

دعا کنید.

دعا سلاح مومن است.

فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

برچسب ها : به حق زینب کبرا
توصیه ای دوستانه به صاحب خونه!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یکی از مراکز اقتصادی شهر، در سالی که گذشت، پای دو نفر از فعالان مجازی و اجتماعی بابل را به دادگاه کشاند. این هر دو بزرگوار به رغم تفاوت هایی در نگرش ، انسان هایی متدین و موجه هستند.

اگر چه محتوای نقدی که این دو نفر از منظر خود به رشته تحریر درآورده و پایشان به دادگاه باز شد از دید این حقیر، قابل دفاع و وجاهت حقوقی نیست؛ اما حرف این جاست که تصور پاسخ به منتقد از راه دادگاه، نه تنها باعث خفه شدن صدای منتقدان نمی شود بلکه جز به افزایش خشم منتقدان و پیچیده تر شدن روش های مخالفت آمیز آنان منجر نخواهد شد.

کاش شاکی محترم بی اعتنا به فاصله طبقاتی خود با افراد متشاکی، برخوردی دمندانه و دور شانه را در مواجهه با منتقدین خویش پیشه می نمود.

برچسب ها : توصیه ای دوستانه به صاحب خونه!
عنایتی ما
عنوان وبلاگ : اشک آتش

g2kz_p o_2016-06-28_14-57-37.jpg


امروز سالگرد شهادت جوان ، غلامرضا عنایتی اهل شهرستان بابله

البته اقای گل استقلال تهران هم غلامرضا عنایتی بوده. منتها این شهید، آقای گل استقلال ه!

برچسب ها : عنایتی ما - عنایتی ,غلامرضا عنایتی
توصیه ای دوستانه به صاحب خونه!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یکی از مراکز اقتصادی شهر، در سالی که گذشت، پای دو نفر از فعالان مجازی و اجتماعی بابل را به دادگاه کشاند. این هر دو بزرگوار به رغم تفاوت هایی در نگرش ، انسان هایی متدین و موجه هستند.

اگر چه محتوای نقدی که این دو نفر از منظر خود به رشته تحریر درآورده و پایشان به دادگاه باز شد از دید این حقیر، قابل دفاع و وجاهت حقوقی نیست؛ اما حرف این جاست که تصور پاسخ به منتقد از راه دادگاه، نه تنها باعث خفه شدن صدای منتقدان نمی شود بلکه جز به افزایش خشم منتقدان و پیچیده تر شدن روش های مخالفت آمیز آنان منجر نخواهد شد.

کاش شاکی محترم بی اعتنا به فاصله طبقاتی خود با افراد متشاکی، برخوردی دمندانه و دور شانه را در مواجهه به منتقدین خویش پیشه می نمود.

برچسب ها : توصیه ای دوستانه به صاحب خونه!
باز هم برایمان قالی می بافند!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

با شناختی که من از جماعت راست و صاحبان سهام بعضی بانک های خصوصی و ... دارم بعید می دانم تا اینها قالیباف را در پاچه ما نکنند دست از سرمان بردارند.

غرور بعضی ها هم منجر به این شده که حتماً به هر ضرب و شده به ملت تفهیم کنند که از اول هم باید به برادران خود اعتماد می د.

این که می بینید ده ها نشریه و سایت و رسانه های ا ی وابسته به شهرداری تهران که بعضی هایشان ید طولایی در ت یب رقبا داشته اند به سادگی از کنار مسئله ک داتوری حجت ال رئیسی عبور می کنند؛ اما نیش و کنایه هایشان کم و بیش بر پیکر جلیلی و بقایی فرود می آید؛ یعنی این که می دانند در پس بازی های انتخاباتی جمنا، گزینه ای جز نامزد ناکام سال های 84 و 92 بیرون نخواهد آمد.

برچسب ها : باز هم برایمان قالی می بافند! - بعضی
مادر بودن در ارزشی ندارد
عنوان وبلاگ : اشک آتش

انتقاد یک محقق ایرانی مقیم از جایگاه زن در این کشور

لیلا پیران در گفتگو با :

پیش از به دنیا آمدن رها هم متوجه شده بودم که راجع به مادرانی که من می شناسم و در کل مادرها قضاوت هایی وجود دارد که به نظر من ریشه در نظام اقتصادی، کاپیتالیستی، دارد. شما اینجا خیلی از مناسبات زندگی تان را باید با وضعیت شغلی و وظایف محیط کار تنظیم کنید. به قوانین کارگری نگاه کنید. چیزی به نام مرخصی زایمان وجود ندارد. اگر بخواهید مرخصی بگیرید باید از خیر حقوق تان بگذرید.

ایالات متحده در مقایسه با دیگر کشورهای غربی در آ ین رتبه تسهیلات برای مادران قرار دارد؛ در حالی که در آلمان مادران ۴۲ هفته مرخصی زایمان با حقوق و مزایا دارند و علاوه بر آن می توانند با اطمینان از حفظ شغل شان ۱۲۰ هفته دیگر هم مرخصی بدون حقوق بگیرند، در ن فقط مجازند پس از زایمان ۱۲ هفته مرخصی آن هم بدون حقوق داشته باشند. این ۱۲ هفته هم تنها به مادران شاغلی تعلق می گیرد که در شرکتی با حداقل ۵۰ کارمند یا کارگر مشغول به کارند و حداقل هم ۱۲۵۰ ساعت سابقه کار دارند.

برای همین است که می گویم مادر بودن در ارزشی ندارد. بخش مهمی از مطالعات من در دوران فوق لیسانس و ی به نقش مشارکت ن در اقتصاد جوامع متمرکز بوده؛ به ویژه ن در جوامع خاورمیانه. من فکر می کنم کارآمدی یک زن یا یک نفر را نباید منحصر به فعالیت در خارج از خانه و در اجتماع دانست. همین جاست که من به آن دسته از نظریه های فمینیستی که زن توانمند را فقط در خارج از خانه تعریف می کنند، انتقاد دارم.

او در بخش دیگری از سخنان خود با گلایه از زندگی مدرن مبتنی بر الگوی توسعه غرب می گوید:

اینجا شما شبکه حمایتی ندارید. اکثر زوج های جوان چه مهاجر و چه جد در جد متولد ، اغلب در شهری به دور از خانواده خودشان زندگی می کنند. برای همین هم اگر بخواهی شغل ات را حفظ کنی باید از همان ماه های اول به فکر ساختن یک شبکه حمایتی یا استخدام پرستار کودک و ثبت نام در مهد کودک باشی.

برچسب ها : مادر بودن در ارزشی ندارد - ,مرخصی ,هفته ,همین ,حقوق , ن , ارزشی ,ارزشی ندارد ,شبکه حمایتی ,مادر بودن ,برای همین , ارزشی ندارد
هندسه
عنوان وبلاگ : اشک آتش

گاهی ی انتخابات می تواند به این معنا باشد که صحنه را جوری طراحی کنند که شما چاره ای جز انتخاب ک که دو بار طعم رد صلاحیت ملت را چشیده، نداشته باشید.

هر انتقادی هم مطرح کنید، می گویند درست؛ اما چاره ای جز این نیست!

برچسب ها : هندسه
کدام سینمایی ک داتوری ضرغامی را حتمی الوقوع نشان داد؟!
عنوان وبلاگ : اشک آتش
چند روز پیش که خبر ورود غزت الله ضرغامی در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری به طور رسمی از سوی خبرگزاری ها اعلام شد یاد مطلبی افتادم که در سال 90 بعد از تماشای ا اجی های3 درباره این اتفاق حتمی الوقوع نگاشته بودم:

ا اجی های 3 پلی برای ریاست جمهوری ضرغامی ؟!!
+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1390 ساعت 16:31 شماره پست: 756


ا اجی های 3 پلی برای ریاست جمهوری ضرغامی ؟!!

اگر چه شتاب و کم ظرفیتی جریان فتنه باعث شد محتوای مجموعه تصویری ( ) ا اجی های 3 در اذهان عموم ، ضد و دیگر مهره های صهیونیسم تلقی شود اما در واقع نگاه و تلاش سازندگان به گونه ای بود که جریان مقابل فتنه به محوریت محمود نیز منکوب و منحرف به تصویر کشیده شود . هر چند حامیان ت ، سعه صدر نشان داده و به اقتضای برخی مصالح ، خود را به نشنیدن زدند ! در این بین جریان سومی نیز گنجانده شد که شخصیت سید جواد هاشمی نقش محوری آن را بر عهده داشت . این جریان سوم تنها در صدد بود به بهانه شرکت در انتخابات ، یاد و ایثارگران و فرهنگ دفاع مقدس را در جامعه مطرح و احیا کند .

به نظر شما کوبیدن توأمان و میر یزید و یک سو نشان دادن آن دو در فتنه ( دیدگاه علی مطهری ) و پرداختن به شخصیت سوم به عنوان مظهر آمال مستضعفان و ایثارگران ، مسئله ای اتفاقی و بدون عقبه تئوریک بوده است ؟

در فضای موجود ، برخی از ک داهای احتمالی ریاست جمهوری دقیقاً همین ادعا را در شعارها و مواضع خود می گنجانند . محسن رضایی خود را جریان سوم و برآمده از شه راهبردی دفاع مقدس می داند . شعار باقر قالیباف در انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز این بود : نوبتی هم باشد نوبت بچه های جنگ است ! عزت الله ضرغامی نیز که مدتی است تیم خود را برای شرکت در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری آماده کرده است همواره از مدیران همراه خود در سازمان صدا و سیما به عنوان نیروهای رزمنده و ایثارگران دفاع مقدس یاد نموده است . مسعود ده نمکی نیز در جریان تولید ا اجی های یک در بسیاری از تریبون ها و مصاحبه ها اعلام کرده بود شخصیت جواد هاشمی شخصیت خود او ( ده نمکی ) است !!

مسعود ده نمکی البته در این قد و قواره نیست که در جایگاه رجال شانسی برای حضور در انتخابات داشته باشد . هر چند که یک بار با اوج گرفتن شایعات پیرامون احتمال وزارت او در پست فرهنگ و ارشاد ، کوشید با ارائه مفصل چند پیشنهاد ( بخوانید برنامه ) در وبلاگ شخصی اش خود را آماده تصدی این مسئولیت نشان دهد .

در انتخابات دهم به رغم چشم و ابروهایی که محسن رضایی برای جذب مسعود ده نمکی نشان داد وی حاضر به ساخت تبلیغاتی برای رضایی نگردید . بنابراین این گزینه نیز نمی تواند مورد نظر طراحان سناریوی ا اجی های 3 باشد .

این بحث را که قیچی کنیم اگر دقت کرده باشید تنها شخصیتی که در ا اجی های سه اشاره ای طنزآلود اما مثبت و غیر گزنده به او شد ی نبود جزعزت ضرغامی . وقتی علی د ردی اجرای مناظره دو طیف را بر عهده داشت با حساس شدن صحبت ها و افشاگری ها ، این آقای ! بود که با موبایل مجری تماس گرفت و به رغم هراس وی ، دستور داد این مناظره ، آزادانه ادامه پیدا کند ! ( همین ی که امثال وحید جلیلی را ممنوع صویر کرده است ) .

به این تحلیل این گزاره را نیز اضافه کنید که در زمان انتشار نشریات ده نمکی نیز ضرغامی همواره پشتوانه وی بوده است . به طور نمونه ساختمانی که در خیابان نوفل لوشاتو به عنوان دفتر نشریه جبهه در اختیار مسعود ده نمکی قرار داشت متعلق به ضرغامی بوده است . با این نگاه ، علت پخش چندباره های ا اجی های یک و دو در دو سه سال اخیر در قالب سینمایی و سریال های سه و پنج قسمتی و نیز حضور پیاپی ده نمکی در برنامه های پربیننده ای همچون هفت ، نگاه دو و . . . آن هم در فاصله ای کمتر از یک هفته و در حالی که ش هنوز بر روی سینما قرار دارد بهتر قابل درک و تبیین خواهد بود .

نقش ده نمکی در انتخابات نهم ریاست جمهوری را نباید از یاد برد . درست در اوا عمر ک نه شوم خاتمی بود که ناگهان سریالی از سخنرانی های قدیم و جدید حسن عباسی در کوچه و بازار به وفور توزیع گردید که خاتمی را به کوتاهی و بی غیرتی نسبت به پدیده قاچاق دختران متهم می نمود . هنوز مدتی از افشای این مطالب و تحلیل های ضد و نقیض در رد یا تأیید آن نگذشته بود که بلافاصله سی دی فقر و ای ده نمکی منتشر شد تا حقانیت ادعای عباسی را به اثبات رسانده و به طور طبیعی احساسات مردم در انزجار از ک داهای نزدیک به خاتمی را تحریک نماید .



بر گرفته از وبلاگ اشک آتش
برچسب ها : کدام سینمایی ک داتوری ضرغامی را حتمی الوقوع نشان داد؟! - نمکی ,ضرغامی ,ا اجی ,جمهوری ,انتخابات , ,ریاست جمهوری ,دفاع مقدس , ا اجی ,عهده داشت , سینمایی ,ریاست جمهوری ضرغامی ,برای ریاست جمهوری
ابهام در تعطیلی شهربازی بابل
عنوان وبلاگ : اشک آتش

شهربازی واقع در پارک مرحوم نوشیروانی بابل دیروز بسته شد. شهرداری علت ممانعت از فعالیت این شهربازی را عدم رعایت استاندارد در لوازم آن بیان کرد. مالک شهربازی این ادعا را مردود دانسته و مدعی است که اسناد مربوط به تایید استانداردهای لازم را در اختیار دارد.

فارغ از میزان صحت و سقم ادعای طرفین، تعطیلی این شهربازی در روز 29 اسفند، تردیدها و ابهاماتی را درباره انگیزه شهرداری ایجاد می کند.

این اقدام می توانست در روزهای قبل نیز که ادارات تی باز بوده و مالک شهربازی توان پیگیری حق و حقوق خود را داشت، انجام بپذیرد. فعالیت جمعی از نزدیکان شهردار در شهربازی دیگر بابل که تنها رقیب شهربازی پلمپ شده مذکور است هم شائبه تعمد در کنار زدن رقیب و درآمدزایی بیشتر با استفاده از فرصت تعطیلات نوروز را دامن می زند. چندی پیش شهرداری بابل، مکان برگزاری نمایشگاه بهاره را نیز به شهربازی مورد علاقه خود انتقال داده بود.

برچسب ها : ابهام در تعطیلی شهربازی بابل - شهربازی ,شهرداری ,بابل ,مالک شهربازی
تردید در انتخاب سخنگو
عنوان وبلاگ : اشک آتش

سخنگوی وزارت خارجه، پیشانی ادبیات و شئون یک کشور در عرصه دیپلماسی عمومی است. ت یازدهم تنها تی است که در چهارسال اخیر، چهار سخنگو را تجربه کرده است. مطمئن باشید این اتفاق اگر در هر ت دیگری رخ می داد متهم به بی ثباتی ، سوءتدبیر و بازی با آبروی یک ملت می شد.

برچسب ها : تردید در انتخاب سخنگو
سهراب انتظاری: حق بیش از این بود ...
عنوان وبلاگ : اشک آتش

شاید حدود ده سال پیش بود که مصاحبه ای با سهراب انتظاری، بازیکن محبوب و بااخلاق بابلی که آن زمان در تیم پرسپولیس بازی می کرد با موضوع و دفاع مقدس انجام دادم. متن کامل مصاحبه در نشریه سبزسرخ وابسته به کنگره ی مازندران منتشر شد.

حدود دو هفته ای است که از فوت مادر سهراب می گذرد. یادم آمد این مادر، خودش خواهر شهید بود. شهیدی ورزشکار که در رشته تکواندو قهرمان ملی بود و هیچ کوی و برزنی به نامش نیست. برای عرض تسلیت به این ورزشکار بی حاشیه بابلی به مناسبت روز بزرگداشت مقام مادر، متن این مصاحبه را در اختیار علاقمندان قرار می دهم، بدان امید که خداوند این بانوی با ایمان را میهمان سفره صدیقه طاهره سلام الله علیها قرار دهد:


حق بیش از این بود ...

اشاره:
سهراب انتظاری یکی از فوتبالیست های موفق کشورمان است. او در تاریخ 1/2/58 در شهرستان بابل متولد شد و اکنون دانشجوی رشته تربیت بدنی است. او این بار میهمان «گفت و گوی نسل ها» شده است. او اگر چه نخستین بار است که با چنین مصاحبه ای مواجه شده اما گفتنی هایی دارد شیرین و دلنشین.

آقای انتظاری! بعضی ها می گویند وقتی جوان های ورزشکار به شهرت و پول دست می یابند از فرهنگ دینی خود فاصله می گیرند، آیا شما این حرف را قبول دارید؟
ـ عده ای هستند که با رسیدن به پول، شهرت، مقام و ... آن هم در سنین جوانی خودشان را گم می کنند و از اص های فرهنگی و شخصیتی جدا می شوند من این گونه افراد را دیده ام اما انی را هم دیده ام که پول نتوانست آن ها را از اص شان جدا کند به نظر من این دسته از افراد بیشتر از دسته اول هستند. البته تا بد نباشد خوب ها مشخص نمی شوند ما با دیدن آدم های بد قدر انسان های خوب را بهتر می دانیم.
واژه شهید چه مفهومی را در ذهن شما ایجاد می کند؟
ـ من حدود 9 سالم بود که جنگ تمام شد. از آن سال ها چیزهایی در ذهنم باقی مانده البته بزرگ تر که شدم حرف های زیادی را درباره جنگ و مردان بزرگی که از ما دفاع د شنیده ام. به نظر من ی که حاضر است جانش را برای اه ش تقدیم کند باید انسانی عاشق باشد.
فکر می کنید اگر دوباره نیاز به مقابله نظامی با دشمنان داشته باشیم، جوانان امروزی، مثل جوان های سال 59 خواهند بود؟
ـ ببینید در بین جوان های ما هم خوب وجود دارد و هم بد. اما بسیاری از جوانان از الگوهایی تاثیر می گیرند که در دوران جنگ قهرمان بوده اند. مطمئن باشید اگر دوباره همان وضع پیش بیاید جوان های ما بیشتر از آن زمان از کشورشان دفاع خواهند کرد.
خود شما چطور؟ حاضرید به جبهه بروید؟
ـ صد در صد. من احساس می کنم که نسبت به دینی دارم که باید آن را ادا کنم. آن ها به خاطر آرامش خانواده های ما به خاطر دفاع از دین و ما جان شان را فدا د اگر من هم نیاز ببینم که برای آسایش و دفاع از مردم جانم را بدهم قطعاً دریغ نخواهم کرد.
چند نفر از را می شناسی؟
ـ شهید جمال صادقی من است. پسر ام کمال صادقی نیز به شهادت رسیده، شهیدان بزرگوار مظفر صادقی، رحمت صادقی، فرامرز غلامی و ... هم از اقوام من هستند. من با شهیدم که در محله ما زندگی می کرد، بسیار انس داشتم وقتی به شهادت رسید تا چند سال احساس خلا می . هنوز هم جای خالی او را احساس می کنم. اگر بگویم هر روز شاید خیال کنید که دارم غلو می کنم اما خیلی از وقت ها به یاد او هستم و برای همه فاتحه می خوانم.
به نظر شما دارای چه ویژگی های بودند که امروز می توانند برای ما الگو باشند؟
ـ ایثار، شجاعت، جوانمردی، این ها بخشی از صفای شهیدان است. ما فقط در لفظ می گوییم ایثار، می گوییم فداکاری د ولی ما هیچ وقت نمی توانیم خودمان را جای آن ها قرار دهیم. یی که نمی دانستند ده قدم جلوترشان مین گذاری شده است اما باید آن راه را طی کنند با چه صفاتی قابل توصیف هستند؟ ما هر چه درباره آن ها بگوییم کم گفته ایم.
در بین ی دفاع مقدس شهیدانی هم هستند که ورزشکار بوده اند آیا آن ها برای جامعه ورزشی ما خوب شناسانده شده اند؟
ـ راستش را بخواهید خیلی کم. واقعاً حق این ها نبود که این گونه گمنام بمانند. در حالی که آن ها به دلیل ورزشکار بودن می توانستند الگوهای خوبی برای ما باشند. شهید جمال صادقی یک ورزشکار موفق بود او در رشته تکواندو قهرمانی کشور را ب کرده و به اردو تیم ملی دعوت شده بود. اما هیچ امثال او را به جوانان ورزشکار معرفی نکرد به نظر من در حق کم لطفی شده است. باید را خوب شناساند. در جامعه هم این گونه است. ما همه مدیون هستیم. باید خیلی بیشتر تلاش کرد و شهد را بهتر شناساند. نه تنها برای جوان ها بلکه برای همه مردم باید را معرفی کرد. آن ها برای همه اقشار جامعه الگو هستند.
وظیفه جوان ها در این باره چیست؟
ـ من هم یکی از همین جوان ها و از همین مردم هستم. درست است که برای خدا جنگیده اند و اجرشان نزد او محفوظ است ولی ما هم در مقابل آن ها وظایفی داریم، باید طوری زندگی کنیم که آن دنیا شرمنده نشویم. همیشه باید این مطلب را در ذهن مان داشته باشیم که در آن دنیا یقه ما را خواهند گرفت. آن ها می گویند ما جان مان را برای شما فدا کردیم اما شما چگونه زندگی کردید؟ ما باید طوری زندگی کنیم که از ما راضی باشند و روحشان با رفتار ما شاد شود.
با تشکر از شما که وقت تان را در اختیار ما قرار دادید اگر صحبت دیگری دارید در خدمت تان هستیم.
ـ من هم از شما تشکر می کنم. راستش را بخواهید این اولین باری بود که درباره چنین موضوعی مصاحبه برای همین امیدوارم که اگر در حرف هایم عیب و کاستی وجود داشت مرا ببخشید. من همیشه احساس می کنم که به بد ار هستم و دوست دارم برای آن ها کاری انجام بدهم بنابراین هروقت هر کاری با برنامه ای در این خصوص دارید من در خدمت تان هستم و هرکاری از دستم بربیاید برای شما انجام می دهم.
برچسب ها : سهراب انتظاری: حق بیش از این بود ... - ,آن ها ,ورزشکار ,دفاع ,می کنم ,مصاحبه ,احساس می کنم ,باید طوری ,باید ,طوری زندگی ,زندگی کنیم
شما غرق در پول بودید و من ...
عنوان وبلاگ : اشک آتش

تأسف بارترین حادثه سال 95 در ایران، نه واقعه آتش سوزی پلاسکو بود و نه قتل عام ده نفر از اعضای یک خانواده و نه ماجرای قتل همسر پزشک اصلاح طلب و ...

همه این حوادث تلخ بود؛ اما اتفاق دردناکی که خیلی ها سعی د صدایش را در نیاورند و مضمون آن، به تنهایی بضاعت رونمایی از انحرافی عمیق در لایه هایی از مسئولان کشور را تا انتهای تاریخ در خود نهفته دارد، مربوط است به یادداشتی که نیمه مرداد سال 95 هنگام خودکشی مسئول مالی حزب کارگزارن سازندگی، وابسته به هاشمی رفسنجانی از او منتشر گردید:

"آقای مرعشی! شما غرق در پول بودید و من محتاج نان شب ..."

س رست دادسرای جنایی نیز در این باره گفت: در حالی که هر یک از اعضای حزب، مثل مرعشی و عطریان فر ماهیانه ٦ میلیون تومان حقوق می گرفتند این فرد تقاضای مساعدت مالی جهت شهریه دختر خود را داشته که اقدامی نشده؛ این فرد کپی وصیت نامه را در تمامی فایل ها قرار داده که حقوق وی یک میلیون تومان بوده است.

برچسب ها : شما غرق در پول بودید و من ... - میلیون تومان
توصیه ای به جویندگان کار!
عنوان وبلاگ : اشک آتش

اگر در بین فامیل و اقوام خودتان آدم بیکاری سراغ دارید و نتوانسته اید دستش را جایی بند کنید، اگر ی را می شناسید که فشار معیشت امانش را بریده و توان پرداخت هزینه های جاری زندگی اش را هم ندارد؛ حتماً به این پیشنهاد عمل کنید.

کافی است از او بخواهید هر روز چند ساعتی را در فضای مجازی پرسه بزند و به محض مشاهده ی که دارد از شهرداری انتقاد می کند فوراً او را به و بد و بیراه ببندد. مطمئن باشید چیزی نمی گذارد که پاداش پاچه خواری خود را گرفته و لااقل مسئولیت فضاسازی یکی از بوستان های شهر را به مناسبت عید نوروز دریافت خواهد کرد.

برچسب ها : توصیه ای به جویندگان کار!
پیشکش زائران وادی نور
عنوان وبلاگ : اشک آتش

یک سوزن به خود !!

مسافرت را دوست داری مگر نه ؟! آدم ها دوست دارند برای تنوع هم که شده چند روزی را از محیط پیرامون خود فاصله بگیرند . ما ایرانی ها یا می رویم زیارت یا سیاحت . بعضی ها هم با یک تیر دو نشان می زنند !

راستی اتوبوس های مسافرتی مشهد را دیده ای ؟ زن و مرد و پیر و جوان ، این همه راه ، خود را به زحمت می اندازند تا سلامی به ساحت مولای عشق عرضه کنند . حواست اگر به ساعت باشد به خصوص دم صبح ، با دست می توانی بشماری چند نفر از اتوبوس پیاده می شوند . از خودت پرسیده ای چرا ؟! یعنی بعضی ها به همین راحتی فرق واجب و مستحب را فراموش می کنند ؟ یادشان می رود زیارت ، مستحب است و ، واجب ؟ نمی خواهم وارد مثال های دیگر بشوم و بحث را طولانی کنم . واژه " معرفت " را زیاد شنیده ایم . مثلاً می گویند ی که فلان کار را با معرفت انجام دهد فلان قدر ارزش دارد . معرفت یعنی شناخت . حداقلی ترین معنا برای این تعبیر ، چنین است که به طور مثال عابری ناشناس را در خیابان می بینی و سلام می کنی . رد می شوی ، در حالی که شرط ادب را به جا آورده ای . حالا فرض کن بدانی آن رهگذری که نمی شناختی اش فلان شخصیت معروف هنری و و . . . است . سلامت فرق می کند مگر نه ؟ احوال پرسی هم می کنی . اصلاً دوست داری برای چند لحظه هم که شده به صورتش خیره شوی ، او هم تو را نگاه کند و چند کلمه ای مهمانت کند . توی جیب هایت می گردی ببینی کاغذ و خ ری هست تا امضایی از او به یادگار بگیری . آن تکه کاغذ را تا آ عمر نگه می داری و به چند نسلت پز می دهی که بعله ما هم با فلانی سلام و علیکی کرده ایم .

این سلام دوم دیگر با آن اولی فرق داشت ؛ این طور نیست ؟ سلامی که با شناخت باشد این گونه است .

دیده ای بعضی ها سر چه حالی دارند ؟ فکر کرده ای چرا ؟ فرق آنها با ما درچیست ؟ برای اهل بیت ، زنی کرده ای ؛ اما شنیده ای عباس مجازی ، گاهی وسط زنی از حال می رفت ؟ برای کوچ آ ت چه قدر آماده ای ؟ حتماً ی به شما گفته است ابوعمار از شهادتش خبر داشت و با خونسردی به خانواده اش توصیه می کرد از فردای شهادتش باید چه ند؟ نام محمد صادق ملاآقایی را شنیده ای لابد ! چهار فرزندش را به خدا سپرد . موقع اعزام تأکید کرد یادتان نرود پهلوی من خال دارد ! چند روز قبل از عملیات ، سر و رویش را اصلاح کرد ، خوش تیپ که شد بار سفر بست و چون سر نداشت از نشانی که داده بود شناسایی اش د . شهید گلگون آمده بود برای وداع . می خندید ومی گفت این آ ین بار است که می روم ، حلالم کنید . مهدی نجف زاده ، سن و سالی نداشت . دست راستش را روی می گذاشت . احساس می کرد همیشه در محضر عصر (عج ) است . موقع انفجار ، دست و پایش قطع شد به جز همان دستی که به احترام مولا روی اش چسبیده بود . حاج رحیم بردبار ، شربت را که پخش کرد گفت : بچه ها ! این شربت شهادت من است . چند دقیقه ای طول نکشید که حرفش تصدیق شد . شهید مهرزادی توی چادر نشسته بود . چند ساعتی هنوز به والفجر هشت باقی مانده بود . همسرش که زنگ زد با تمام دل تنگی هایش حاضر نشد به طرف تلفن برود . می گفت نمی خواهم تعلقم به دنیا دوباره برقرار شود . آمده بود که برود . محمد مصطفی پور چهارده سال و هفت ماه داشت . به جای بازی و تفریح بلند شد آمد جبهه . قبل از عملیات ، روی جیب پیراهنش با خطی خوش نوشت : آن قدر غمت به جان پذیریم حسین تا قبر تو را بغل بگیریم حسین . خدا حاجتش را برآورده کرد . دوست داشت تیر به همان جایی بخورد که خورد و و پهلویش یادگار یازهرایی والفجر هشت را به ارمغان آورد . علی اصغر فرقانی ، از فرودگاه مهرآباد برگشت . تحصیل خارج از کشور را رها کرد . به دنیا پشت پا زد . می گفت به من کاری را بسپارید که از همه دشوار تر است . او فقط یک روز متأهل بود . فردای عقدش رفت و دیگر باز نگشت . شهید میرزاده هنوز نوجوان بود . بار آ که برگشت سرش را روی زانوی مادر گذاشت . می خواست مادر در حسرت نوازشش نماند . شهید روح الهی نزدیکش نشسته بود که جان می داد . می گفت تو چرا آقا را نمی بینی ؟ داشت سلام می داد که . . . .

بچه های راهیان نور ! آیا راهی وادی نور هستیم ؟ اگر آنهایی که عازم اسانند معرفت رضوی داشته باشند صبحشان قضا خواهد شد ؟ هستیم . می خوانیم . چهره هایمان گاهی شبیه ست . ته دلمان چه می گذرد ؟ را چه قدر می شناسیم ؟ دقت کنید گفتم " شناخت " یعنی همان معرفت . می شود همین جا رفت مزار سلامی داد و فاتحه ای خواند ، این همه راه در گرد و غبار جنوب و خطر و خستگی مسیر پس برای چه ؟ دلمان می گوید آن جا خبرهایی است . قرار است از آن جا سوغاتی بیاوریم . مواظب باشیم دست خالی برنگردیم . نوروز شده . باید فطرتمان روزی نو را آغاز کند . باید نوروزمان با دیروزمان تفاوت داشته باشد . حواسمان باشد جایی قدم می گذاریم که حاج حسین بصیر بدون وضو گام برنمی داشت . حاج حسین به یاد گاه پا روی خاک جبهه راه می رفت . حاج حسین ، جوش کار برق بود . جانشین لشکر بود . پیش از انقلاب نبرد با سرخ شوروی را در جبهه افغان تجربه کرده بود . اگر بچه های قدیمی لشکر 25 کربلا رادیدید از عرفان حاج بصیر سوال کنید و این که چگونه بر قلب ها حکومت می کرد . مبادا این فرصت را از دست بدهید .

سرتان را درد نیاورم . سید علی اکبر شجاعیان وقتی در رشته پزشکی قبول شد ، به انی که با ذوق زدگی به او تبریک می گفتند ، این طور جواب می داد که هر وقت در حسین علیه السلام قبول شدم به من تبریک بگوئید . این فرمانده رشید گردان یارسول ، جمله معروفی در وصیت نامه اش دارد : "شمایی که بستر نرم و غذای گرم و لذت زودگذر دنیای فانی را انتخاب کرده اید ، شما مرده اید ! مرده ای متحرک . این جسمتان است که حرکت می کند و غذا می خورد و می خوابد . شما مرده اید ! برای همین است که گوش دلتان حق را نمی شنود و . . . مردم ! نکند در خواب خوش باشید و وقتی که در قبر تنگ و تاریک نهاده شدید بیدار شوید . . ."

راه نور را باید شناخت . باید شهیدگونه شد ؛ آن گونه که پیرجماران وعده داد : خدا می داند راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و علمدار انقلاب ، سرود : امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره کمتر از شهادت نیست .

جمله راهبردی سید شهیدان اهل قلم را که از یاد نبرده ایم : " چه جنگ باشد و چه نباشد ؛ راه از کربلا می گذرد . . ." این هم نسخه امروزمان . این راه ، به شفافی آرمان شهید ، روشن و تابنده است .

پس : هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله . نائب ا یاره دوستان باشید . ماس دعا

برچسب ها : پیشکش زائران وادی نور - شهید ,معرفت , , ,کرده ,حسین ,دوست داری
عیدانه شهید علم الهدی
عنوان وبلاگ : اشک آتش

*نامه روح بخش شهید سید حسین علم الهدی خطاب به خواهرش*

خواهر عزیز
پس از اهداء سلام و درود ، رسیدن به فلاح را برایتان آرزو می کنم.
چون در آغاز قدم گذاشتن در سال جدید از شما دور بودم و نتوانستم خود را به این راضی کنم که سال نو را آغاز کنیم و در این لحظات حساس از عمر با شما سخن نگویم ناچار قلم به دست گرفتم تا با شما حرف بزنم .
ساعتی پیش داشتم مطالعه می که به یک جمله رسیدم در مورد این جمله زیبا فکر و مناسب دیدم که نتیجه این ساعات فکر را که در آستانه شروع سال جدید بود ، برایتان بنویسم.
شاندلshandel متفکر بزرگ اروپای قرن بیستم درمورد چگونگی زندگی انسان در قرن بیستم می گوید:«انسان این عصر زندگی را وقف تهیه ی وسائل زندگی می کند.»
ما زندگی را در رنج می گذرانیم تا راحتی و آسایش ایجاد کنیم تمام عمر می دویم تا لحظاتی بنشینیم .
تمام عمر زحمت می کشیم تا استراحت کنیم و البته عمر می گذرد و راحتی و نشستن و آرامش را لمس نمی کنیم و نمی ی م زیرا مرتباً از طریق اجتماع به ما نیازهای جدید تلقین می شود
نیازهای کاذب و که دائماً درآدم بوجود می آورند بوسیله تبلیغات است تلویزیون را روشن می کنید بعد از دو ساعت خاموش می کنید به خودتان نگاه می کنید می بینید هفت هشت احتیاج ید تازه بوجود آمد، که قبلاً لازم نداشتید قبلاً مثلاً با خا تر دیگ را می شستید امروز حتماًباید پودر ... . ب ید
بوردا می ید زن روز می ید نگاه می کنید در فکر تهیه لباسها و مدلهای آن می افتید. استعمار فرهنگی و فرهنگ ز از طریق تقلید، تشبه رقابت مصرفهای و سمبلیک و جلب توجه است و اینجاست که به سخن عمیق محمد (ص) که «مَن یَشبَه بِقَوم فَهُوَ مِنهُ» که از کلمه شبیه استفاده شده اگر زندگیمان مثل اروپائی ها شد اگر وضع لباسمان مثل مدلهای ارائه داده شده زن روز و بوردا و خانم .... شد خود نیز از نظر خصوصیات انسانی و درک و انتخاب راه زندگی به سوی او شدن میل کرده ایم.

یکنواختی و قالبی شدن انسانها درجوامع گوناگون مخصوصاً در ملت ما که مرتباً بوسیله برنامه های فرهنگی مان در سطح وسیعی از طرف مسئولان امر پیاده می شود همه در قالبهای ماشینیسم بخاطر بالا بردن مصرف جهانی مخصوصاً جهان سوم که دنیای صنعتی به ما تحمیل می کند . غارت اص ها منابع معنوی واز بین رفتن خصوصیات زندگی شرقی و یا ی که عبارت از مصرف هرچه کمتر و تولید هرچه بیشتر بوسیله عوامل آموزشی دگرگون می شود . چرا که اروپای صنعتی می بایست برای تولیدات اضافی خود مصرف کننده پیدا کند . و چه کند که بتواند کالای مصرفی بدهد و مواد تولیدی بگیرد و منت هم بگذارد و خود را هم بالاتر و متمدن قلمداد کند و اگر هم سواری خواست خوبی تربیت کرده باشدو... .
ابتدا با استعمار فرهنگی کار خود را آغاز می کند و سپس از یک خصیصه پاک و اصیل خدائی که برسم امانت به انسان داده شده استفاده می کند و آن تنوع که شکلی از تکامل است
می بینیم (همراه با درد) که تمام فلسفه ها و مذهب ها و ایده آلها و عشق ها و خواستنها و ... خلاصه شده در این: اص مال زندگی مادی است بنابراین وقتی زندگی مادی اص دارد هدف رفاه است پس برای چه باید کار کرد؟ برای ساختن وسایل آسایش.
بنظر شما آیا انسان امروز بیشتر آسایش دارد یا انسان دیروز؟
پس همه نیروهایمان صرف فدا آسایش زندگی ، برای تهیه وسایل آسایش زندگی
داستان شازده کوچولو را خوانده اید؟
آیا قربانی شدن آسایش زندگی برای چه؟ برای تکامل؟ برای تعالی؟ برای رفتن به حقیقت؟
برای رسیدن به ایده آلهای مقدس انسانی؟ برای تقرب و به بهترین دوست و یار او(الله) و نه برای بدست آوردن وسایل آسایش زندگی . زیستن برای مصرف، مصرف برای زیستن
یک دور باطل دور حماقت کار - استراحت - خوردن - خو دن همین و بس !!!
بهتر است کمی فکر کنیم ملاک ما برای شناختن افراد چیست؟ مثال می زنم، آیا وقتی مثلاً به خواستگاری می روید چه می پرسید؟ می پرسید که آدم باهوشی هستید؟ باشهامت هستید؟ چه مقدار وقار و اص دارید؟چه مقدار قرآن را درک کرده اید؟ چه مقدار در تاریخ و اقتصاد و جامعه شناسی و انسان شناسی و تفسیر و فهم سخنان ائمه مطالعه دارید؟ معلوماتتان چقدر است؟و . . . . هرگز !
درست همانگونه می شیم و همانگونه انتخاب می کنیم که فرهنگ مادی بورژوازی غرب بما تحمیل کرده و معیار ارزشهامان بسته بندی شده از غرب می آید ، اما خود نمی دانیم و نمی فهمیم و خیال می کنیم که شه و فکرمان ی است
در صورتیکه شه ای که قرآن بما می خواهد بدهد درست ع آنست و با آن در تضاد کامل است
و اصلاً شه ی تربیتی قرآن برای از بین بردن چنین ارزشها و معیارها و طرز تفکرها و برداشتها و چنین شناختی است به زندگی حیات وسایل مادی نیازها آرزوها خواستها ایده آلها و ... .
وما تمام تلاشمان و ناراحتی هایمان و رنج ها و حتی نوع احساسهامان در اینست که بهتر زندگی کنیم بجای شیدن به اینکه چگونه باید زندگی کنیم و چرا؟ زندگی یعنی چه؟ تلاش برای چه؟ اصلاً چرا زندگی کنیم؟ و به اینها توجه نداریم ؛ چراکه نتوانستیم خود را از لجن فرهنگ بورژوازی نجات دهیم از لجن مصرف بدون تولید
از لجنزندگی خلاصه شده در مادیات، و تمام نیروهای خلاق و نبوغهای سرشار را در وسیله خلاصه خلاصه ، درست مثل ی که پله ای گذاشته تا خود را به پشت بام برساند اما همینکه پا روی پلکان اول گذاشت آنقدر راجع به خود پله فکر می کند سوراخ سمبه های آن رنگ آن و... که لحظه ای خواهد رسید و گریبانِ مرگِ او را فرا گرفت و هنوز در فکر اینست که پله چوبی را تبدیل به ف ی یا ف ی را تبدیل به کائوچو یا طلا و یا ....کند و در نتیجه عمر تمام میشود و خود را به پشت بام نرسانده
خواهش می کنم این جمله را با دقت بخوان و فکر کن تا عظمت آنرا درک کنی اَلنّاس نیامٌ اِذا ماتوُ اِنتَبَهوُ(مردم خوابند وقتی که مردند متنبه می شوند ، بیدارمی شوند) که حدس می زنم این جمله زیبا از فاطمه ی(س)بزرگ آن الگو نمونه شاهد اسوه در همه زمانها برای همه نسلها و همه دختران و مادران تاریخ
آن چهره زنده که جز از وقایع مرگ او از تاریخ زندگیش چیزی نمی دانیم و او که باید در لحظه های زندگی در تصمیم ها در انتخاب ها در جلو چشمانمان باشد تا بیاموزیم که چگونه زندگی کنیم و چگونه بمیریم
نتایجی که من از این جمله گرفته ام به شما ارائه می دهم چه بسا که شما فکر کنید و به نتایج عمیق تری دست ی د
مردم خوابند1-خواب معمولاً در شب است و از خصوصیات شب تاریکی و سیاهی و ظلمات است
2- ی که خواب است از وقایعی که در اطرافش اتفاق می افتد بی خبر است
3- " " " از خودش نیز بی خبر است
4-اگردشمنی داشته باشد به سادگی می تواند اورا از بین ببرد تا در دام بیندازد
5-هنگامیکه خورشید که مظهر نور است و روشنایی طلوع کرد انسان از خواب بیدار می شود
6-کلمه ناس بکار رفته به معنای توده مردم
7-چه ی متنبه می شود بیزار می شود پشیمان می شود بعد از اینکه بیدار شد؟
ی که می فهمد استعدادها و نیروهای بسیار در وجود داشته سرمایه های عظیمی خدا به او عطا کرده و آنها را راکد در عالم خواب و ناآگاهی قرار داده همانند آب راکدی که می گندد و بوی بد می دهد
و درثانی کار از کار گذشته و مرگ فرا رسیده و راه بازگشتی نیست
هدف او (الله)از آفرینش انسان تکامل بسوی اوست و سرمایه های مادی را در اختیار انسان گذارده تا در خدمت آن هدف بکار بریم، اما ... چگونه به دست خود استعدادها و نبوغهایمان را دفن می کنیم و در گورستان فراموشی رها می کنیم و به قول قرآن زندگی مان کافرانه می شود.
زین للذین کفروا لحیوة الدنیا و َیسخَروُنَ من الذین امنو و الذین اتقو فوقهم یوم القیامة
انی که کفر ورزیدند و حیات دنیا برای آنان زینت داده شده و ایمان آورندگان را مس ه می کنند ولی انی که تقوی پیشه د روز قیامت و حیات ا وی بر ایشان بسیار برتر و مهمتر است.
در آیه14سوره آل عمران مراجعه کنید و دری د که در این آیه نقش زن در تعیین جهت فکری و مسیر زندگی مرد و اجتماع چگونه مطرح شده
الدنیا مزرعة الآ ه
12یونس هرچه که نداشتیم از خدا می خواهیم و هنگامیکه خدا آنرا بما داد اورا فراموش می کنیم پس جزو مسرفین هستیم
کذلک زین للمسرفین ما کانو یعملون - ان الله لا یحب القوم المسرفین
برچسب ها : عیدانه شهید علم الهدی - زندگی ,کنیم ,انسان ,آسایش ,تمام ,مردم ,آسایش زندگی ,زندگی کنیم ,وسایل آسایش ,زندگی مادی ,استعمار فرهنگی ,وسایل آسایش زندگی
چه ی قدر این گوهر را می داند؟!
عنوان وبلاگ : اشک آتش


بر پدر شهرت، لعنت!

این مرد مشهور نبود، دفتر و دستک و خدم و حشم و برو و بیا نداشت. یعنی اصلاً دنبال این بازی ها نبود.

در فقدان این مرد، سال های سال باید گریست. او یک عالم بود. عالم که می گویم نه به این معنی که ضبط صوت کتاب ها بود، نه! او می دانست که چه می داند و آن چه که می داند قرار است به چه دردی بخورد. او در حقیقت یک متفکر بود. شه، گمشده این سال های بازار علم است. آن عالمی که نبودش، ثلمه ای برای است به امثال او باید گفت.

اگر می خواهید این شا ار کم نظیر حوزه علم و عمل و شه و ایمان را بیشتر و بهتر بشناسید به این نشانی رجوع کنید:

http://www.rajanews.com/news/267979/%d9%be%db%8c%da%a9%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%ac%d8%aa%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b5%d8%af%d9%88%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b7%d9%87%d8%b1-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b5%d9%88%d9%85%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa