مغازه سبزی سبزی فروش ابراهیم سبزی مغازه ابراهیم

نتایج جستجوی عبارت ' مغازه سبزی سبزی فروش ابراهیم سبزی مغازه ابراهیم ' از بین کلیه اطلاعات و وبلاگهای ثبت شده در سایت در زیر نمایش داده شده است و شما میتوانید با کلیک بر روی عنوان هر وبلاگ اطلاعات کامل آنرا مشاهده فرمائید.
چی بودم ؟ چی شدم ؟ چی می شم؟  
چی بودم چی شدم چی میشم؟ چی بودم؟ نمایه اول از جلو مغازه ابراهيم سبزي فروش واقع در زیر بازارچه ریسمان یا همان میرزاباقر در خیابان مسجد سید رد شدم که ناگهان با چهره بر افروخته پدرم روبرو شدم. وصف این بازارچه خود کم از اتفاقی نیست که می خواهم نفل کنم . سمت راست و روبروی سبزي فروشی دکان بقالی حیدر علی بود و سمت چپ ان مغازه بریانی حسین آشپز و به همین ترتیب سمت چپ آن مغازه نجاری اوسا احمد بود و پس از آن مغازه اوس تقی سفید گر قرار داشت .جنب آن مغازه آقا ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
غرور  
هنوز چند قدم رد نشده بود که برگشت و به دسته های سبزي تازه ای که جلوی مغازه مرتب روی هم چیده شده بود نگاه کرد. تازگی و طراوت بسته های سبزي او را به طرف مغازه برگرداند. - این سبزي ها بسته ای چنده؟ شاگرد مغازه در حالیکه مشغول مرتب سبزي ها و میوه های جلوی مغازه بود پاسخ داد: - دویست تومن، ریحان و ترخون هم سیصد تومن. زن در کیفش را باز کرد تا پولی بردارد. ولی جز چند چک پول پنجاه هزار تومانی، پولی در کیفش نبود. دوباره در میان ده ریزهای درون کیف دنبال اسکنا ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معمای جالب  
زنی مقداری جنس به ارزش 200 تومان از مغازه یداری می کند.(مغازه دار جنس را بدون منفعت می فروشد.) زن مبلغ 1000 تومان به مغازه دار می دهد. مغازه دار از مغازه کناری 1000 تومان پول خورد می گیرد و 800 تومان پول باقیمانده زن را برگشت داده و 200 تومان را به جیبش می گذارد. بعد از مدتی صاحب مغازه کناری می آید و 1000 تومان را برگردانده و می گوید تقلبی است و پول خود را پس می گیرد. صاحب مغازه چقدر ضرر کرده است؟ ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
قدرت ذهن خود را آزمایش کنید ؟  
زنی مقداری جنس به ارزش 200 $ از مغازه یداری میکند .( مغازه دار جنس را بدون سود میفروشد )، زن مبلغ 1000 $ به مغازه دار میدهد.مغازه دار از مغازه کناری 1000 $ پول خورد میگیرد و 800 $ باقیمانده زن را میدهد و 200 $ را در جیب میگذارد .بعد از مدتی صاحب مغازه کناری می آید و 1000 $ را برگردانده و می گوید تقلبیست و پول خود را پس میگیرد . صاحب مغازه چقدر ضرر کرده ؟ منتظر جواب شما دوستان عزیز هستم.فقط حتما بگین چطورین حساب کردین که به جوابتون رسیدین.مرسی. ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
سبزی :)  
رفته بودم سبزي ب م ..تو یه دستم یک کیلو سبزي خورشتی توو اون دستم سبزي خوردن مسیر ید را اگر حال و حوصله ای باشد قدم ن می روم مردم ما هم که گویی سر بریده توو دستم گرفته باشم یک نگاه تعجب انگیز بمن می د و یک نگاه به سبزي های در دستم منم یک نگاه به اونا و یک نگاه به سبزي ها ..دوست داشتم میتونستم ذهنشونو بخونم که به چی دارن فکر میکنن؟! از نگاه خانما: اه عجب حوصله ایی داره!!! از نگاه مردا:آفرین چه عالی :) یا خیلی دلسوزانه تر : آخی عزیزم بهش نمیخوره اهل این کار ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
من همه خوشحالیم از اینه که زیاد اهل میوه و سبزی نیستم !  
رو منبرم و دارم راجع به خواص میوه و سبزيجات توضیح می دم ، می گم اگه می خواهید لپ های صورتی و لبهای قرمز و پوست سفید داشته باشید و خوشگل شید باید میوه و سبزي بخور ید . دختر بزرگه می گه مامان پس چرا بابا که اینهمه میوه و سبزي می خوره هنوز خوشگل نشده ؟!؟؟؟ ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
جدیدترین روش کلاهبرداری از مغازه ها  
در روزهای اخیر و با توجه به گزارشهای ارائه شده از سوی برخی مغازه داران متوجه شیوع نوعی کلاهبرداری جدید شدیم که در این روش کلاهبرداران با مراجعه به به و مغازه دارانی که اقلام گرانقیمت را به فروش می رسانند ، از آنها کلاهبرداری می کنند . ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
لطیفه  
در شهری در ، آرایشگری زندگی می کرد که سالها بچه دار نمی شد.او نذر کرد که اگر بچه دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالا ه خدا خواست و او بچه دار شد! روز اول یک شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان کار، هنگامیکه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یک گل فروش هلندی به او مراجعه ک ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بازدید علمی  
یکی از رفقا ، یه جایی همین اطراف توی یه مغازه ی کوچولو فعالیت می کنه . مغازه ش هم کتاب داره هم کالای هنری :) جای جالبی ه . یادمه مغازه ش که تازه باز شده بود ، با همین صاحاب مغازه ی جدید - که دوستم ه و مسوولیت ش رو یه مدت به جای صاحاب اصلی بر عهده گرفته - از جلوش رد می شدیم و این دوست مون من رو کشید تو مغازه که " ببین چه خوبه این جا ! " و بعد از اون دفعه که ازش دفترچه ی گل گلی یدیم ، چند بار تو مدرسه بحث ش شد و آدرس ش رو هم دادیم به چند نفر . حالا که خودش اون جا ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یک سوال جالب  
قدرت ذهن خود را آزمایش کنید (این سوال یکی از امتحانات ias بوده است ) زنی مقداری جنس به ارزش 200 $ از مغازه یداری می کند ( مغازه دار جنس را بدون فایده می فروشد ) زن مبلغ 1000 $ به مغازه دار میدهد ، مغازه دار از مغازه ی کناری 1000 $ پول خورد میگیرد و 800 $ باقی مانده ی زن را برگشت داده و 200 $ را به جیبش میگذارد ، بعد از مدتی صاحب مغازه ی کناری می آید و 1000 $ را برگردانده و می گوید تقلبیست، و پول خود را پس می گیرد . صاحب مغازه چقدر ضرر کرده است؟ ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یک سوال جالب  
قدرت ذهن خود را آزمایش کنید (این سوال یکی از امتحانات ias بوده است ) زنی مقداری جنس به ارزش 200 $ از مغازه یداری می کند ( مغازه دار جنس را بدون فایده می فروشد ) زن مبلغ 1000 $ به مغازه دار میدهد ، مغازه دار از مغازه ی کناری 1000 $ پول خورد میگیرد و 800 $ باقی مانده ی زن را برگشت داده و 200 $ را به جیبش میگذارد ، بعد از مدتی صاحب مغازه ی کناری می آید و 1000 $ را برگردانده و می گوید تقلبیست، و پول خود را پس می گیرد . صاحب مغازه چقدر ضرر کرده است؟ ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
"فری کثیف" در جایگاه یک برند  
محبوب ترین مغازه خیابان نیلوفر تهران ساندویچی فریدون یا همان «فری کثیف» است. صاحب این مغازه فریدون نام دارد و که سال هاست در این مغازه کوچک مشغول پیچیدن ساندویچ های خوشمزه است.اینجا همان خیابان نیلوفر یا عشقیار است که با وجود داشتن رستوران زیاد بیشترین مشتری های گرسنه مرکز شهر را مهمان خود می کند. البته حالا سال ها است که محبوب ترین مغازه این راسته، ساندویچی فریدون یا همان «فری کثیف» است. صاحب این مغازه شخصی به نام فریدون است که سال های زیا ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
امان از کاسبی اهل دنیا  
هوالحبیب 1-مدتی است در پاساژ مهستان برای فروش محصولاتمان مغازه ای اختیار کرده ایم با چه مشکلاتی و چه مشقتی بماند برای روزهای دگر اما پاساژ مهستان معروف است به محل فروش محصولات مذهبی و محصولاتی که به ما بچه هیئتی ها مربوط می شود از چفیه و لباس خاکی تا سی دی های مداحی و کتابهای مذهبی اهل ب پاساژ همه نه شاید اکثریت اعتقادی ندارد به انچه می فروشند برای نمونه اولین مغازه پاساژ می فروشد گونی و مین و سی دی و ..... و فروشنده آن یک زن بد حجاب و شاید بی حجا ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
رفیق شفیق  
چند وقت پیش رفته بودم کفش ب م که تو مسیر یکی از فروشنده هایی که معمولا واسه ید میوه و سبزي میرم پیشش و دیگه با هم رفیقیم منو دید و گفت کجا میری که گفتم دارم میرم کفش ب م.گفت بیا با هم بریم آشنا دارم بهت تخفیف میده.مار و برد مغازه و با همون درخواست اول 50 درصد تخفیف گرفت.ازاونجایی که از شانس ما روز تولدش بود اصرار کرد واسمون یه هدیه هم بگیره.رفتیم مغازه و واسمون 2 جفت جوراب و زیر پوش گرفت که از شما چه پنهون خیلی وقت بود میخواستم خودم بگیرم.به هر حال ا ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چی بودم؟ چی شدم ؟ چی می شم؟  
چی بودم ؟چی شدم؟ چی میشم؟ چی بودم؟ نمایه اول از جلو مغازه ابراهيم سبزي فروش واقع در زیر بازارچه ریسمان یا همان میرزاباقر در خیابان مسجد سید رد شدم که ناگهان با چهره بر افروخته پدرم روبرو شدم وصف این بازارچه خود کم از اتفاقی نیست که می خواهم نفل کنم. سمت راست و روبروی سبزي فروشی دکان بقالی حیدر علی بود و سمت چپ آن مغازه بریانی حسین آشپز و به همین ترتیب سمت چپ آن مغازه نجاری اوسا احمد بود و پس از آن مغازه اوس تقی سفید گر قرار داشت . جنب آن مغازه آق ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دختربچه  
احتمالا بین سه تا چهار سالش بود. همیشه تشخیص سن بچه ها برام مشکل بوده. اسمشم هر چی فکر می کنم یادم نمیاد ، شایدم اصلا اسمشو از اول هم نمی دونستم!یه بلوز و شلوار سفید با جنس حوله ای تنش بود که جلوی لباسش ع یه س کارتونی بود. تو این لباس خیلی خواستنی شده بود ، مخصوصا با اون موهای بور فرفری. می خواستیم بریم زاده ، همه قبل از ما رفته بودن ، راه طولانی ای نبود ، اصرار کرد که با دوچرخه کوچولوش بیاد ، مخالفتی ن . وسط راه وایسادیم و رفتیم تو یه مغازه که واسش ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مخمله گلدار  
میخواستم بلند شوم بیایم یک پست بگذارم مبنی بر اینکه حالِ گندِ رو به افسردگی رونده ی این روز های من حتی با رفتن به آن مغازه که همه چزش آرزویم است و همه چیزش گل گلی است هم نمیتواند حالم را خوب کند.حتی آن مغازه که آن ور ترش است و من دیوانه وار دوستش دارم.بلند شدیم رفتیم ید.میدانستم حالم خوب نمیشود.از آول تا ا با مادر راه میرفتیم و دور کره زمین را دور میزدیم و من تماما سکوت و اخم بودم که رفتیم در آن یکی مغازه.به طرز شگفت انگیزی خوشحال شدم.حالم خوب شد. ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چسِ به موقع  
مغازه رو بستم سوار ماشین شدم که برم خونه دیدم شدیدا گاز تو معدم جم شده خالیش تو ماشین همین که داشتم احساس خوشایندم رو تجربه می . دیدم یه دختر خوشگل داره میزنه به شیشه بیاد تو، من ازترس آبرو قفلو زدم و با ناراحتی حرکت فرداش که اومدم مغازه رو باز کنم دیدم صاحب مغازه جلو در واساده با سند مغازه وهمون دخترهگفت پسرم من که پیرم این دخترم رو هم ب برای ازمایش نجابت تو فرستادم که سر بلند شدی این مغازه و دخترومو کل ملکام مال تو برو حالشو ببر داماد گلم(از س ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مرغ مینا  
دوستم سعید تعریف می کرد: رفتم پرنده فروشی قناری ب م. در مغازه را باز رفتم تو. ی توی مغازه نبود. یکهو دیدم یکی از پرنده ها پرواز کرد و از مغازه رفت بیرون! گفتم، ای دل غافل، الان صاحب مغازه میاد می گه تو پرندمو فراری دادی! که دیدم در مغازه باز شد و مردی در حالی که یک مرغ مینا روی شانه اش نشسته بود، وارد شد. - من بعضی وقتا از مغازه می رم بیرون؛ همین دوروبر. اگه مشتری بیاد این مرغ مینا که می بینی، پرواز می کنه، میاد بیرون منو پیدا می کنه، اون وقت من می فه ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خدمات رضا شاه  
وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری ها پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه ب ند. هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشد. وقتی خبر به خانم ف الدّوله، مالک بسیار ثروتمند، خواهر مظفّر ادین شاه و مادرمرحوم امینی رسید به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازار پول قرض کنی ؟ من حاضرم در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم. و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم ف الدّوله تأسیس شد.یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تصور .......  
همیشه تو راه ازش خوراکی میگرفتم خیلی از قیافه ش خوشم میومد و صد البته اخلاقش نمیدونم جرا نسبت ب بعضی پیرمردها حس خوبی دارم... اعلامیه شو رو مغازه ش جسبونده بودن حدس میزدم... آخه یه مدتی نبود.... و بازم حس منفی بافی من... کلثوم میگه اخلاق دی ماه ی هاست ینی همیشه ب بدترین ح فک میکنن! هر وقت از کنار مغازه ش رد میشم حس میکنم وایستاده دم در مغازه ش ازم فاتحه میخواد... روح ش شاد:) ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان 9 : طوطی حرف نزن  
داستان 9 : طوطی حرف نزن خانمی طوطی ای ید. اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند. او به صاحب مغازه گفت این پرنده صحبت نمی کند. صاحب مغازه گفت: آیا در قفسش آینه ای هست؟ طوطی ها عاشق آینه هستند، آن ها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند. آن خانم یک آینه ید و رفت . روز بعد باز آن خانم برگشت. طوطی هنوز صحبت نمی کرد. صاحب مغازه پرسید: نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی ها عاشق نردبان هستند. آن خانم یک نردبان ید و رفت. اما روز بعد باز هم آن ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
این داستان چس به موقع  
مغازه رو بستم سوار ماشین شدم که برم خونه دیدم شدیدا گاز تو معدم جم شده خالیش تو ماشین همین که داشتم احساس خوشایندم رو تجربه می . دیدم یه دختر خوشگل داره میزنه به شیشه بیاد تو، من ازترس آبرو قفلو زدم و با ناراحتی حرکت فرداش که اومدم مغازه رو باز کنم دیدم صاحب مغازه جلو در واساده با سند مغازه وهمون دخترهگفت پسرم من که پیرم این دخترم رو هم ب برای ازمایش نجابت تو فرستادم که سر بلند شدی این مغازه و دخترومو کل ملکام مال تو برو حالشو ببر داماد گلم(از س ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
این داستان چس به موقع  
مغازه رو بستم سوار ماشین شدم که برم خونه دیدم شدیدا گاز تو معدم جم شده خالیش تو ماشین همین که داشتم احساس خوشایندم رو تجربه می . دیدم یه دختر خوشگل داره میزنه به شیشه بیاد تو، من ازترس آبرو قفلو زدم و با ناراحتی حرکت فرداش که اومدم مغازه رو باز کنم دیدم صاحب مغازه جلو در واساده با سند مغازه وهمون دخترهگفت پسرم من که پیرم این دخترم رو هم ب برای ازمایش نجابت تو فرستادم که سر بلند شدی این مغازه و دخترومو کل ملکام مال تو برو حالشو ببر داماد گلم(از س ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
جک  
مغازه رو بستم سوار ماشین شدم که برم خونه دیدم شدیدا گاز تو معدم جم شده خالیش تو ماشین همین که داشتم احساس خوشایندم رو تجربه می . دیدم یه دختر خوشگل داره میزنه به شیشه بیاد تو، من ازترس آبرو قفلو زدم و با ناراحتی حرکت فرداش که اومدم مغازه رو باز کنم دیدم صاحب مغازه جلو در واساده با سند مغازه وهمون دختره گفت پسرم من که پیرم این دخترم رو هم ب برای ازمایش نجابت تو فرستادم که سر بلند شدی این مغازه و دخترومو کل ملکام مال تو برو حالشو ببر داماد گلم (از ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
پاسخ به سوال مغازه داران  
سوال از طرف گلنار خانم سلام یک مغازه پوشاک نه راه انداختیم.هیچ سودن .کلاشده ضرر.نمیتونم جمعش کنم.راه حل براش ندارم. خیلی می ترسم.سابقه فروشندگی و مغازه داری نداشتم.اولش خیلی ید کردیم.پول دکور زیاد دادیم.مغازه مون توی پاساژجدید بود.از هر چیزی که فکرش کنید یدیم.این کار رو نکردیم که یک جنس بیاریم.همه جنسا روی دستمون موندن.تازه یک سال تمام هست که توی این کاریم.یک فروشنده داشتیم که کلی ضرر زد و رفت.کل سرمایه زندگیم شده یک مغازه پر از جنس راکد. برای ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
هیشکی مث ایرونی نمیشه!  
آرایشگره که اهل بوستون بود خانمش صاحب بچه نمیشد و مراجعات متعدد به پزشکان بی ثمر بود باتوجه به اعتقادات مذهبی که به داشت نذر کرد اگر صاحب فرزندی شد تا یک ماه سر مشتریها را رایگان اصلاح کند! روزها گذشت و ایشون صاحب فرزند شدند و ازهمان روز نذرش را ادا کرد روز اول یک شیرینی فروش آمد و ارایشگر بعد از اصلاح سر وی از وی پولی نگرفت وماجرا را برایش گفت فردا صبح آرایشگر وقتی میخواست وارد مغازه شود جلوی مغازه یک بسته شیرینی بزرگ و یک کارت تبریک وتشکر از ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
آتش سوزی 250 هزار دلاری  
در منطقه لینکلن شایر یک گنجشک که عاشق جمع ته سیگارها بود آتش سوزی بزرگی به راه انداخت که 250 هزار دلار هزینه در برداشت. این آتش سوزی در مغازه الکتریکی مردی به نام شرایف رخ داد که خودش علاقه ای به سیگار ندارد اما به نظر گنجشکی که در شیروانی مغازه او زندگی می کرده است علاقه خاصی به داشت. شرکت بیمه در شیروانی این مغازه 35 ته سیگار پیدا کرد و آتش نشانی نیز منبع این آتش سوزی را همین ته سیگار ها می داند. به نظر آ ین ته سیگاری که گنجشک به مغازه آورده بود ک ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
به مشتریانی که با بچه هاشون میان چه جوری بفروشیم؟  
وقتی شاگردمغازه بودم از بچه ها خیلی خوشم می اومد و هروقت یک بچه میومد در مغازه،سربه سرش می گذاشتم و باهاش بازی می اما وقتی خودم مغازه زدم کم کم از بچه ها بدم می اومد . چون اونا دست به ویترین می زدن . ویترینرو لک می د بعضی هاشون جیغ می زدند و نق می زدند بعضی هاشون هم که با خوراکی می اومدن و کف مغازه رو به گند می کشیدند. خلاصه از بچه ها خوشم نمی اومد.حتی خودم دیده بودم بعضی از فروشنده ها خدا خدا می کنند که مشتری با بچه اش نیاد و حتی به مشتری هایی که با ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
اولین تجربه ها  
اولین تجربه کاری من مثل خیلی از جوون ها، از بازاری شروع شد. کار برای یک شرکت تبلیغاتی که چاپ بیزنس کارت و نایلون های فروشگاه ها رو بر عهده داشت. اولین تجربه کاری من ش ت مطلق بود. دلیلش هم انتخاب نادرست بود. خاطره جالبی از این کار دارم:یک روز به یک مغازه لباس فروشی رفتم تا صاحب مغازه رو برای سفارش نایلون هاش راضی کنم. سفارش داد. به من گفت که نایلون های بی کیفیت و زبر نمی خوام. یک نایلون خوب، با کیفیت و شکیل می خوام که اسم مغازه را روش چاپ کنم. من سری ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
اولین تجربه ها  
اولین تجربه کاری من مثل خیلی از جوون ها، از بازاری شروع شد. کار برای یک شرکت تبلیغاتی که چاپ بیزنس کارت و نایلون های فروشگاه ها رو بر عهده داشت. اولین تجربه کاری من ش ت مطلق بود. دلیلش هم انتخاب نادرست بود. خاطره جالبی از این کار دارم:یک روز به یک مغازه لباس فروشی رفتم تا صاحب مغازه رو برای سفارش نایلون هاش راضی کنم. سفارش داد. به من گفت که نایلون های بی کیفیت و زبر نمی خوام. یک نایلون خوب، با کیفیت و شکیل می خوام که اسم مغازه را روش چاپ کنم. من سری ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یک سوال جالب  
قدرت ذهن خود را آزمایش کنید (این سوال یکی از امتحانات ias بوده است ) زنی مقداری جنس به ارزش 200 $ از مغازه یداری می کند ( مغازه دار جنس را بدون فایده می فروشد ) زن مبلغ 1000 $ به مغازه دار میدهد ، مغازه دار از مغازه ی کناری 1000 $ پول خورد میگیرد و 800 $ باقی مانده ی زن را برگشت داده و 200 $ را به جیبش میگذارد ، بعد از مدتی صاحب مغازه ی کناری می آید و 1000 $ را برگردانده و می گوید تقلبیست، و پول خود را پس می گیرد . صاحب مغازه چقدر ضرر کرده است؟ این سوال فقط برای فکر ه ت ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
سکه ها یا اسکناس؟؟؟  
روزی پسرکی وارد مغازه ای میشود و مغازه دار در گوشِ مشتریش میگوید:«اون پسر رو میبینی؟ اون احمق ترین پسرِ دنیاست! ببین الان بهت ثابت میکنم!»مغازه دار یه اسکناس یک دلاری توی یک دستش و دو تا سکه ی 25سِنتی توی دستِ دیگرش میگذاره و پسرک رو صدا میکنه و بهش میگه:«پسرم، کدوم دست رو میخوای؟»پسرک سکه ها رو بر میداره و از مغازه بیرون میره.مغازه دار رو به مشتری گفت : «نگفتم؟»بعدا وقتی مشتری از مغازه بیرون میاد، پسرک رو میبینه که داره از مغازه ی بستنی فروشی ...


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
اخرین جستجو ها
نمونه سوال املای فارسی هفتمhtml listlistlistسمه اهنگ معین زد سرمو محکم زدم به دیوار.html انشاء کلاس دهم آب که بارش فکری،اگر نویسی گزین گفته ها در آن به کار رفته باشد.html بیماری روغن درمان تشخیص کاهش کوهان روغن کوهان بیماری معمولاً کاهش درد، شامل موارد بیماری چگونه بیمارستان میگفت خسته موجودات میکرد بعضی موجودات کوچک همان موجودات راهی بیمارستان بیش از 600 دانشجو در قالب اردوهای جهادی به مناطق محروم استان زنجان اعزام می شوند نمونه ابلاغ ستاد پروژه مهر.html بیش از ۱۶ میلیون سهم در بورس سمنان معامله شد بازی ps4 دخترانه خلاصه کتاب مدیریت سرمایه گذاری جونز.html بیرانوند آسیب دیدگی سلیمی و مولایی رو به بهبود است بیشترین صفات خداوند که در قرآن ذکر شده نمونه سوالات علوم تجربی هفتم و هشتمhtml بیا مو ببین بیات فراز مقام تلاوت م اسیون بالاتر بیات دوگاه اتفاق افتاده گیری متن تشکر از حضور در مراسم چهلم مقاله تعمیرات سیستم های هوای ورودی و تجهیرات سیستم توربین گاز بچگی ما بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ حْمَـٰنِ الرَّ حِیمِ سورة الروم ید کامپیوتر بورس تهران تالار بورس مقابل تالار آتش سوزی مقابل آتش سوزی مقابل تالار به کوری می کشید ای کاش کارم بی تو چون یعقوب ولی هرگز نمی دیدم عزیز دیگران هستی ازکیست مستر گفتم خونه واسه بوده خونشون تنها باشیم بابای مستر اشاره رفته بودم پیام تبریک س رست اداره فرهنگ و ارشاد ی انار به مناسبت روز خبرنگار نمونه سوالات تیزهوشان 24 استان ، به همراه پاسخنامه ی تشریحی به مواد هسته ای دست یافت به چشمم خواب یک عمر است با کابوس می آید علت زدن ارور ۶ در کولر وست پوینت.html به مناسبت عید سعید فطر به تعداد محدود ویندوز 10 اورجینال رایگان با ید آنتی ویروس پرسکی به ت آقای هم انتقادات جدی وارد است آئین تجلیل از خبرنگاران پارس آباد برگزار شد.html به بهانه ی بازگشت ار تر سمفونیک تهران به بازیکنان ایران احترام نمی گذارند آزمون پاداش؟ ما که پولی ندیدیم نصب ایمو باورژن قدیمی بهداشت بهداشت هاشمی افکار عمومی هاشمی بهترین وبلاگ دنیا صخا چون با زحمت بسیار بسیار زیاد عاشق شدم نمونه سوالات آزمون استخدامی اموزش و پرورش تفکیک رسته شغلی هنر بهترین عزّت، بنفشه فرماندار چالدران جامعه پرستاری با موفقیت در ارتقای سلامت جامعه گام برداشته است بندی رتبه سایت رتبه بندی بمب مخفی استقلالی ها لو رفت ؛ ” علیمنصور ” جایگزین کاوه را مشخص کرد بلکا تولید بلایای طبیعی یا مدیریت غیرطبیعی؟ بلاهایی که با مسواک نزدن سرتان می آید نمونه ای از متن املای کلاس هفتم بعضی تنها برای بعضی آدمها بطلب خواص دانه کرچک آدرس باشگاه های ژیمناستیک اصفهان بشور خیلی بارون قشنگ بشور نمونه استشهاد نزاع روز بیداری بسیار زیبا تصویری بسیار listطرح توجیهی موافقت اصولی احداث مجتمع خدماتی رفاهی بین راهی بسم رب ا هراء س و ال ء و الصدیقین سنتی یا مدرن بزن بزن خیابونی بزرگ تر ها برگی ازهزاران سرو آزاد برگه تبلیغاتی افتاد آقاهه شماره برگه تبلیغاتی برگزاری جشنواره پروژه های دانش آموزی تبیان آیت الله بهجت دعا برای متولدین هر ماه.html نمای سکو بیوگرافی کامل و تصاویر نیکیتا هم گروه آرش سرطان در مسابقه استیج طرزتهیه انواع ته دیگ خوشمزه که با اعصابتان بازی میکند.html مردی که جای دست و پایش جابجا شده است ع deal get a refurbished amazon echo for 80 new echo speaker on the way برگزاری امتحانات پایان ترم طلاب شاغل لرستان چرا افغانستان برای مهم است برنامه های دهه فجر کتابخانه شهید بهشتی shift علامت ترکیبی ctrl کلیدهای تایپ کلیدهای ترکیبی استفاده کنید برای تایپ مطلب نوشته تایپ علامتhtml برنامه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در رسانه ملی در چهاردهمین برنامه مطالعاتی پایه یازدهم رشته ریاضی 15 تا 21 مهر آگهی استخدام شرکت گسترش پخش باختر.html برنامه اصول اصول برنامه قرار بگیرم چرخ و فلک روزگار برطرف ارور punto switcher بررسی و تهیه طرح تولید تلفن رومیزی بررسی سیر تاریخی حضور سامانیان در تاجی تان به سادگی یک پرواز.html بررسی جنگ عراق امتیاز بازی bia3 دلیل هوش بالای انیشتین چه بود؟ بررسی افک در قرآن و بیان موارد تاریخی از آن از لسانی برد سه گانه بچه های خلیج فارس مقابل امارات جک جدید بهمن برخی افراد نخوردن سحری برای پرهیز نوجوانان از خشونت چه کار کنیم؟ متن خوش امد کویی به اعضا انجمن اولیا شعر آیینی به زبان ترکیhtml ترامپ عضویت مونته ‎نگرو در ناتو را تایید کرد برای نگهداری از راههای بین شهری به 60 هزار میلیارد ریال اعتبار نیاز استhtml برای موفقیت تلاش برای برای قبول شدن در پزشکی تهران حامی می خوام برای زمان عج چه کرده ایم؟ برای داشتن محله ای بهتر در چه کارهایی میتوانیم با اهالی محل همکاری کنیم برای ارتقا سانترال کم ظرفیت چه دستگاهی مناسب است؟ احساس مرگ
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.

همچنین جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
All rights reserved. © blog242 2016 Run in 0.319 seconds
RSS